۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰ – Telegram
۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰
398 subscribers
5.88K photos
266 videos
37 files
111 links
یک عدد مهندس مکانیک تباه و الکی و فیلمباز و عاشق، با اندکی طبع شاعرانه
+
سرپیکو مردی برای تمام فصول
Download Telegram
تو چشمام نگاه کرد ..
سرمو با دستاش اورد جلو
موهای رو صورتمو کنار زد و گوشه‌ی پیشونیمو بوسید ..
تاحالا از این فاصله‌ی کم به چشمهاش خیره نشده بودم ..
یه حس عجیبی داشتم ..یه حس ناب‌، یه حس کوتاه و گذرا ..
ترسیدم خطایی ازَم سر بزنه ..
خجالت زده سرمو پایین انداختم و خندیدم ..
اونَم خندید ..
صدایِ خندشو شنیدم ..
انگار ذهنمو خونده بود یا افکارمو حدس زده بود ..
بعد از چند ثانیه سکوت نفسِ عمیقی کشید ..
دستمو گرفت و سرشو چسبوند به سرم ..
گوشَم، لبهاش رو حس میکرد که با آرامش میگفت:
شاملو این روزا عجیب سخن از زبان ما میگوید ..
خندَم گرفت ..
ادامه داد و خوند :
«مرهم من کُنجِ لبان توست
بوسه نمی خواهم، سُخن بگو»
مکث عمیقی کردم ..
چشمهامو آروم بستم ..
دستهاش رو اوردم بالا صاف جلویِ لبهام ..
قلبم داشت خودش رو لو میداد ..
شمرده شمرده زمزمه کردم ..
"سُخنی میگویم که زِ جان و دلِ من نشانِه دارد .."
دوستَت دارم ..
دوستت دارم ..
دوستت دارم ..!
بعده‌ها این اتفاق رو تویِ دفتر خاطراتم اینطور تموم کردم ..:
"و آغوشَش بعد از دوستَت دارمی جانانِه عجیب چسبید"

#پگاه_صنیعی
حس می کنم
نیش ستاره را
در چشمم
طعم ستاره را
در دهانم
و طعم
یک کهکشان تنهائی را
در جانم ...

#منوچهر_آتشی
بارون شیشه‌‌ی ماشینو خیس کرده بود ..
داشت رانَندگی ‌میکرد ،
هُمایون هی می‌خوند ..
«اَبر می‌بارَد و من می‌شوم از یار جُدا ..»
داشتَم نگاهش می‌کردم ..
از اون مُدل نگاها که
همیشه فقط
درباره‌ ی اون اتّفاق می افتاد ..
از تهِ دلم چشمَم بهش بود ..
اونقدری که نگاهَمو حِس کرد ..
غمِشو دَرک کرد ..
سنگینی‌ شو فَهمید ..
هیچی نگفت ..
زَد بغل ..
برگشت سمتِ من ..
اونم نگاهم کرد ..
از اون مُدل ‌نگاها که
دِلمو قُرص می‌ کرد ..
همینطوری که نگاهم می‌کرد ،
گفت : چی میگه این همایون ..؟
هِی یار جُدا ، یار جُدا ..!
کُجا جُدا ..؟!
اینا رو گُفت ،
وَلی عَوض نکرد ..
هُمایون خوند و اون نگاهم کرد ..
گُفتم : من قُفلی زدم ،
تو چرا نگاه می‌ کنی ؟!
گُفت: نه بابا ..؟!
تو ببینی و من نگاه نکنم نگاه کردنتو ؟!
دیگه چی ؟!
گفتم : می‌‌مونی ؟!
گفت : نَمونم ؟!
گفتم : سوالمو با سوال جواب نَده ..
گفت : نَمونم کُجا بِرم ؟! میتونَم مگه ؟!
گفتم : نمی‌تونی ..؟!
گفت : بدونِ تو نه ..
تو جُدا ، تو جدا ، نمیشه ..
در تَوانم نیست ..
نگاهم کرد و گُفت ..
از تهِ دلش نگاهم کرد و اینارو گفت ..
وَلی ،
تونست ..
من جُدا ، من جُدا ،
خیلی ام خوب تونست ..
دردَم اینه که تونست ..

#مهدیه_صدر
يه جوري براش خوب باش كه تمام عمرش هركي ديگه رو ديد با خودش بگه "ولي اون يه چيز ديگه بود."
همیشگی باش، خب؟؟؟
یک مشترک در دسترس …
یکی که توی هر مناسبت کنارم باشد ،
که زود به زود دلش برایم تنگ شود …
زیاد اهل عاشقی نباش
از رمانتیک بازی سر در نیاور
فقط یک "نفر اولی " بمان
گاهی دنیا را به هم بریز برای آرامشم
همانی شو که فهمیدن دوست داشتن هایش خیلی بلد بودن نخواهد
یکی که آمده بماند
یکی که آمده نرود …
نسل ما كه پير بشه
هيچوقت دلش براي جوونياش تنگ نميشه:)
من برای امروزی که تو را ندارم
ناراحت نیستم
ناراحتم برای چهل سالگی ام،
آنجا که به بهانه ی یک شعر،یک آهنگ،
به یادت می افتم
و به دخترم لبخند میزنم
من برای آن لبخند که درد دارد،ناراحتم
بی آنکه بخواهم
تمام شدی
همانطور که
بی آنکه بخواهم
تمام من
شده بودی

#فروغ_فرخزاد
میدونی چرا زندگیمون اینقدر کج و کوله است ؟!...
چون اونجاهایی که باید عذرخواهی کنی، داد میزنی !
همینطور پیش برو!
به خوب بودنت ادامه بده..
نگذار بدخلقی های من یا هر چیز دیگری مانع خوب بودنت، مانع مهربانی‌ات شود..
بگذار حداقل یک گوشه از جهان،
عشق واقعیت خود را به چشم ببیند؛
بگذار
یک نفر به درستی مسیر عاشقی را طی کند..
هرچند معشوقه‌اش معشوقه بودن بلد نباشد !!
چِرا نِميخاي باوَركّني
دوسِت دارم........هوم؟؟
بااااااوَر كٌن
زنی که
حرفهایش را
به موهایش سنجاق می کند
نگرانی هایش را
به ناخن هایش رنگ می زند
آرزوهایش را
به عروسک هایش می گوید
و گاه و بی گاه
نگرانِ
عدد شناسنامه اش می شود دیوانه نیست اما کم دارد !
چیزی به نام "عشق" در کیفش کم دارد.

#آزاده_پیرای
خواستم فرض كنم،
دوستم داري..
باورم شد!

#پویا_جمشیدی .
خودت باش...
خود واقعی ات...
ساده و معمولی...
بگذار اگر قرار است عاشقت شوند
اگر قرار است به تو دل ببندند
عاشق همین سادگی و معمولی بودن تو شوند
مطمئن باش...
آن کسی که میان هزاران ستاره چشمک زن و بزرگ،چشمش ستاره کوچک کم نوری را میگیرد
لیاقت یک عمر کنارت بودن را دارد..
وگرنه عاشق ستاره درشت چشمک زن شدن
کار دشواری نیست..
همه عاشقش میشوند...
یه نفر اومده تو زندگیتون،
به هر دلیلى رفته،
شما میخواین باقى عمرتون غصه بخورین
که چرا رفته؟
پس کى از زندگى لذت میبرین؟