۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰ – Telegram
۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰
398 subscribers
5.88K photos
266 videos
37 files
111 links
یک عدد مهندس مکانیک تباه و الکی و فیلمباز و عاشق، با اندکی طبع شاعرانه
+
سرپیکو مردی برای تمام فصول
Download Telegram
توو دلم باشه خیالم راحته. هرجا
می‌رم هست دیگه؛ دلبر

#رادیو_چهرازی
دلم‌ هیجان ‌میخاد
شاید یه بانجی جامپینگ...
لعنت به حالی که ، دلواپس ‌اونی ...
گاهی «دوسم داری؟» وحشتناک‌ترین سوال دنیاست
دلهره‌ی اینکه جوابش «معلومه که دارم» ئه یا یه مکث طولانی و سکوت به معنیِ نه، هزار بار می‌کشتت و حتی لبخندی که اومده رو لباش، می‌تونه کشدارترین و کشنده‌ترین لحظات زندگیتُ بسازه

#آنا_جمشیدی
رابطه ها یک بار اسماً تمام می‌شوند یک بار رسماً. یعنی آدم گاهی می‌رود که بداند ماندنش برای شما چند می ارزد؟ اینطور مواقع با یک لبخند گرم، با یک تنگدلیِ ملتمسانه برمیگردد و بهای عشقتان را هزار هزار بار بیشتر از قبل می‌پردازد. این آدم های اسمی تمام شده را می‌شود نجات داد، برگرداند، برقشان انداخت و دوباره گذاشت سرِ طاقچه ی دل. اما حواستان به "او"ی زندگیتان باشد، اگر یک روزی رسماً برود، من به شما اطمینان می‌دهم انقدر دلسردش کرده اید که شاهرگ دوست داشتنتان را برای همیشه از بیخ زده ..
#بهار_عظیم_پور
گاهی وَقتا باید وانِمود کنی واسَت مهم نیست حَتی اگه مهمتَرین چیزِ زندگیت باشه..!
@Deep_mo
من اگر خيابان بودم
قطعا
به " تو " منتهى میشدم
#سروش_كلهر
آدا، من غمگینم، چون تو رو می‌خوام، چون ذهنم به تصرف تو دراومده و به هیچ چیز دیگه‌ای نمی‌تونم فکر کنم. برای همین دارم زجر می‌کشم. عطش، بیمارم کرده. من چیزی‌ نمی‌خورم، نمی‌خوابم. پس اگر بدون هیچ احساسی نسبت به من اومدی‌ اینجا، برو. برو. برو. برو بیرون. اینجارو ترک کن.

#دیالوگ
من در آغوشِ تو آرام ترين فردِ جهانَم
بَغَلَم كن كه تَنَت معجزه ي قرنِ اخير است❤️
تــــو داماد کـسـی اگـر بــشــوی...
جای من در مراسمت خالیست
تو ولی به مراسمم بیا حتما
طعم حلوای مادرم عالیست :)
از یه جایی به بعد دیگه میگذره دوره ای که دلت یکی رو میخواسته که
دائم دوستت دارم بگه و همه حواسش بهت باشه و از دیدن یه تار موت رگِ غیرتش بزنه بیرون و نقطه ضعفش همه اطرافیانِ جنس مخالفت باشه...
از یه دوره ای به بعد خسته میشی از ناز کردنای بعد بحث و دعوا،
از حساسیتای زیاد و موقع بیرون بودن هی زنگ زدناش...
از یه جایی به بعد دیگه به نظرت قد بلند جذاب نیست،
یا یکی که خوب بلده حرف بزنه به نظرت دلبر تر نمیاد
و رنگ چشماش دیگه چندان مهم نیست...
از یه جایی دیگه مهم نیست که عطرش تلخه یا گرم
یا مهم نیست بلد باشه یه جور بغلت کنه که دردات یادت بره...
از یه جایی به بعد دلت اونی رو میخواد که باهاش آرومی،که تو تو حاشیه امنِ زندگیشی،
که تشویش نداری کنارش،
که دوستت دارم نمیگه ولی میخونی عشقشو از چشماش...
از یه جایی به بعد میفهمی غیرت یعنی نذاره خم به ابروت بیاد،
میفهمی ناز کردن بعد دعوا شیرین نیست تلخِ مزش مثلِ همون دعوا اِ...
از یه جایی به بعد میفهمی زنگ زدن دلیلِ توجه نیست و زنگ نزدنم مثالِ بی توجهیش بهت،
میفهمی جذابیت به نگاهشه به احساس غروری که موقع بودن کنارش داری...
از یه جایی به بعد یه شاخه گلم کفایت میکنه برای قرص شدن ته دلت و خندیدن چشمات...
از یه جایی به بعد میفهمی بهترین عطرِ دنیا عطر تنشه که مخلوط میشه با حس امنیتِ بودنش...
از یه جایی به بعد
دلت یکی رو میخواد که بودنش درمونه،مرهمه رو زخمات،
نه که درد رو درد باشه و نمک رو زخم...
از یه جایی به بعد عوضِ سرگرمی و بودنِ همینجوری آدما
دلت یکی رو میخواد که دلگرمی باشه و بودنش باعث بشه نبودِ هیچکس نیاد به چشم...

#فاطمه_جوادی