شب ٬
ندایی میدهد از سکوت یک زن ؛
زنی که درد هایش را میان دیوارهای آشپزخانه ٬
لا به لای پرده ی کشیده شده ی اتاق نشیمن
پنهان میکند ...
زنی که از سکوت ٬ برای صندلی چوبی کنار ایوان شعر میسُراید ...
و می خواند معنای رنگ غریب ِ چشم هایت را ..
چشم هایی که برقشان ٬ از مسافت راه شیری به چشمان او دورتر است ...
زن حرف هایش را به خورد چای میدهد و تمام دل مشغولی هایش را در فنجانش حل میکند ...
ناگهان ٬
به نیمه شب
دیوار های رازدارِ این خانه ٬ زن را در خود می بلعند٬ غرق میکنند و به دست فراموشی میسپارند ...
خدا می داند ٬
هر شب چند زن از خاطرات خود اینگونه به سمت نیستی رَخت بر میبندند ...
#طنین_امینی
ندایی میدهد از سکوت یک زن ؛
زنی که درد هایش را میان دیوارهای آشپزخانه ٬
لا به لای پرده ی کشیده شده ی اتاق نشیمن
پنهان میکند ...
زنی که از سکوت ٬ برای صندلی چوبی کنار ایوان شعر میسُراید ...
و می خواند معنای رنگ غریب ِ چشم هایت را ..
چشم هایی که برقشان ٬ از مسافت راه شیری به چشمان او دورتر است ...
زن حرف هایش را به خورد چای میدهد و تمام دل مشغولی هایش را در فنجانش حل میکند ...
ناگهان ٬
به نیمه شب
دیوار های رازدارِ این خانه ٬ زن را در خود می بلعند٬ غرق میکنند و به دست فراموشی میسپارند ...
خدا می داند ٬
هر شب چند زن از خاطرات خود اینگونه به سمت نیستی رَخت بر میبندند ...
#طنین_امینی
من رقص دختران هندو را بيشتر از
نماز پدر و مادرم دوست دارم. چون
آن ها از روی عشق و علاقه میرقصند،
ولی پدر و مادرم از روی عادت و ترس
نماز میخوانند.
#دکتر_علی_شریعتی
نماز پدر و مادرم دوست دارم. چون
آن ها از روی عشق و علاقه میرقصند،
ولی پدر و مادرم از روی عادت و ترس
نماز میخوانند.
#دکتر_علی_شریعتی
كاش بغلم ميكرد، اونقدر طولانى كه خوابم ببره...
وقتی میری تو جکوزی آب گرم بعدش که میری تو سرد قلبت میخواد وایسه نفست میخواد بند بیاد ولی بعده چند لحظه عادی میشه برات و فقط سرده...
نبودنا هم اولاش اذیت میکنه بعدش دیگه عادی میشه فقط یه جای زخم میمونه که اونم پاک و ترمیم میشه...
اون زخم آدمی ازت میسازه که همه حسرت بخورن که کاش داشتنت...
زخماتونو زودتر خوب کنید... :] 💜
🆔 @deep_mo
نبودنا هم اولاش اذیت میکنه بعدش دیگه عادی میشه فقط یه جای زخم میمونه که اونم پاک و ترمیم میشه...
اون زخم آدمی ازت میسازه که همه حسرت بخورن که کاش داشتنت...
زخماتونو زودتر خوب کنید... :] 💜
🆔 @deep_mo
لبخند بر لبانم می رقصد....
و اندوه در چشمانم حکمرانی میکند!
قلبم عاجز از جدال عشوه لبخند و
سروری اندوه....
یک در میان میزند خدا را چه دیدی؟
شاید دیگر به طپش ادامه ندهد
#از_غزل_تا_دیوانگی
و اندوه در چشمانم حکمرانی میکند!
قلبم عاجز از جدال عشوه لبخند و
سروری اندوه....
یک در میان میزند خدا را چه دیدی؟
شاید دیگر به طپش ادامه ندهد
#از_غزل_تا_دیوانگی