باید که از لبان کبودت
در بُهت و گریه، بوسه بگیرم
در اوج خستگی بغلم کن
بگذار ایستاده بمیرم...
#سید_مهدی_موسوی
در بُهت و گریه، بوسه بگیرم
در اوج خستگی بغلم کن
بگذار ایستاده بمیرم...
#سید_مهدی_موسوی
گاهی با خودم نقشه های بزرگ میکشم، خودم را شایستۀ همه کار و همه چیز میدانم، با خودم میگویم: آری کسانیکه دست از جان شسته اند و از همه چیز سر خورده اند تنها میتوانند کارهای بزرگ انجام بدهند. بعد با خودم میگویم: به چه درد میخورد؟ چه سودی دارد؟... دیوانگی، همه اش دیوانگی است!
#زنده_بگور
#صادق_هدایت
#زنده_بگور
#صادق_هدایت
در به در دنبالش میگشتم. همه جا. تو کوچهها، تو خیابون. بین آدما. تو اینترنت، پشت نیمکت کلاس، لای کتابا.
توی فیلما، بین موزیکا، شبا تو نور ستارهها، روزا توو سبزی برگ درختا
ولی نبود. لعنتی هیچ جا نبود. این نبودنش بیشتر غصه دارم میکرد. از شدت کلافگی دلم میخواست جیغ بزنم.
وقتی آدمایی رو میدیدم که همون چیزی رو که من در به در دنبالشم، به سادگی دارن، هم کلافگیم اوج میگرفت و هم برای بیشتر گشتن ترغیب میشدم.
راستش اینه که بود. همه جا بود. اما خودشُ قایم کرده بود. مثل وقتی که با هزار زحمت باید سر یه نخ رو پیدا کنی و بعد از اون، رسیدن به کل نخ کار سادهای میشه.
شادی هم همینه. سخت بود پیدا کردنش زیر خروارها اتفاق سیاه و سفید. ولی من مجبور بودم سر نخ رو پیدا کنم. فقط اینجوری بود که زنده بودنم به کار میومد.
#آنا_جمشیدی
توی فیلما، بین موزیکا، شبا تو نور ستارهها، روزا توو سبزی برگ درختا
ولی نبود. لعنتی هیچ جا نبود. این نبودنش بیشتر غصه دارم میکرد. از شدت کلافگی دلم میخواست جیغ بزنم.
وقتی آدمایی رو میدیدم که همون چیزی رو که من در به در دنبالشم، به سادگی دارن، هم کلافگیم اوج میگرفت و هم برای بیشتر گشتن ترغیب میشدم.
راستش اینه که بود. همه جا بود. اما خودشُ قایم کرده بود. مثل وقتی که با هزار زحمت باید سر یه نخ رو پیدا کنی و بعد از اون، رسیدن به کل نخ کار سادهای میشه.
شادی هم همینه. سخت بود پیدا کردنش زیر خروارها اتفاق سیاه و سفید. ولی من مجبور بودم سر نخ رو پیدا کنم. فقط اینجوری بود که زنده بودنم به کار میومد.
#آنا_جمشیدی
وقتی یک زن موفق را می بینم که
خستگی ناپذیر کار می کند؛
اغلب گوشه ی لبش
لبخندی نامحسوس وجود دارد
و با اعتماد به نفس و مطمئن گام بر می دارد!
با خود می گویم: " بی شک این زن در گوشه ای از این دنیا یک مردِ عاشق دارد! "
تنها نیرویی عظیم چون عشق،
قدرتی شکست ناپذیر به زن ها می دهد
خستگی ناپذیر کار می کند؛
اغلب گوشه ی لبش
لبخندی نامحسوس وجود دارد
و با اعتماد به نفس و مطمئن گام بر می دارد!
با خود می گویم: " بی شک این زن در گوشه ای از این دنیا یک مردِ عاشق دارد! "
تنها نیرویی عظیم چون عشق،
قدرتی شکست ناپذیر به زن ها می دهد
نگران نیستم
همه چیز درست میشود . . .
آب ریخته روی زمین جمع نه، اما خشک میشود .
قلب شکسته خوب نه، اما ترمیم میشود . . .
و هنوز هم می توان
در گلدان شکسته گل کاشت . . .
همه چیز درست میشود . . .
آب ریخته روی زمین جمع نه، اما خشک میشود .
قلب شکسته خوب نه، اما ترمیم میشود . . .
و هنوز هم می توان
در گلدان شکسته گل کاشت . . .
گاهی خدا انقدر زود
به خواسته هامون جواب میده
که باورمون نمیشه از طرف خدا بوده!
اینجاست که میگیم عجب شانسی آوردم .
به خواسته هامون جواب میده
که باورمون نمیشه از طرف خدا بوده!
اینجاست که میگیم عجب شانسی آوردم .
-اگه با خدا ملاقاتی داشته باشم، این رو بهش میگم؛ که زندگی، قهوه ای بود که من هیچوقت سفارشش ندادم!
همیشه سیگار کشیدنت عذابم میداد
راستشو بخوای بیشتر از روی حسادتم بود!
ن ک بخوام مثل شاعرها و نویسنده ها بگم چون لبات بهش میخورد حسودیم میشد ن...!
حسادت میکردم
چون میدونستم آدما وقتی سیگاری میشن ک خیلی غصه داشته باشن...
و غصه داشتن میتونه از نداشتن یه آدم ب وجود بیاد!
من ک کنارت بودم!
پس مطمئنا اونی که غُصشو میخوردی من نبودم...
راستشو بخوای بیشتر از روی حسادتم بود!
ن ک بخوام مثل شاعرها و نویسنده ها بگم چون لبات بهش میخورد حسودیم میشد ن...!
حسادت میکردم
چون میدونستم آدما وقتی سیگاری میشن ک خیلی غصه داشته باشن...
و غصه داشتن میتونه از نداشتن یه آدم ب وجود بیاد!
من ک کنارت بودم!
پس مطمئنا اونی که غُصشو میخوردی من نبودم...
من كاملا تهی هستم...
میدانيد كاملا تهی بودن يعنی چه؟ تهی بودن مثل خانه اي ست كه كسی در آن زندگی نكند. خانهای بدون قفل بدون اينكه كسی در آن زندگی كند.
هر كسی میتواند وارد شود هروقت كه بخواهد و اين چيزيست كه بيشتر از همه مرا میترساند
هاروکی موراکامی
میدانيد كاملا تهی بودن يعنی چه؟ تهی بودن مثل خانه اي ست كه كسی در آن زندگی نكند. خانهای بدون قفل بدون اينكه كسی در آن زندگی كند.
هر كسی میتواند وارد شود هروقت كه بخواهد و اين چيزيست كه بيشتر از همه مرا میترساند
هاروکی موراکامی
قهوه ات یخ کرده
سر کِش من را
من حرارت دارم
چشمانت بر چشمم
لب هایت بر لب هام
موهایت مویم است
من باد هستم
باد که می گویم
دریا می نوشم
می شوم ابر بر تن
می شوم باران بر چشم
می شوم برف بر قلب
می نشینم روزی
بر بام خانه ی تو
دودکشی دود دارد
این خانه زنده است
زنده که می گویم..
قلبش،
قاب هایت بر سر این دیوار
چشمش،
قاب هایت بر سر این دیوار
مویش،
قاب هایت بر سر این دیوار
این قاب ها تنها
همه ی زندگی اند
زندگی ها دارند
تو را که می بوسم
عکس ها خوش حالند
لب هایت باز است
من، سردی دارم
مثل برفی خاموش
در شبی خاموش تر
چشم دارد بر ماه
چشم دارم بر تو
تو که می خندیدی
لب هایت باز شد
لب هایم تشنه است
تشنه که می گویم
دریا می خواهم
آبی می خواهم
"لبِ تُ" می خواهم
آبی از هر آبی
آسمان از هر آسمان
ماهتر از هر خورشید
حال خورشید اینجاست
اندکی آن ور تر
می خندد بر من
می خندم بر او
نورش میزند آرام بر چشمم
چشمانم اشک آلود
میریزد باران
در چنین آفتابی
تو چه میدانی خب؟
خورشید دیدن چه سردی دارد..
تو چه میدانی خب؟
خورشید بوسیدن چه سردی دارد..
تو چه میدانی خب؟
خورشید که می گویم
برف لب هایم است..
تو چه میدانی خب؟
که چقدر خورشیدی..
که چقدر امروزم آفتابیست..
من عرق میریزم
و تو باز میخندی
و تو باز میخندی
آبی پوشیدی
آبی تر میبینم
آسمان میبینم
آسمان میبینم...
#بی_تا
سر کِش من را
من حرارت دارم
چشمانت بر چشمم
لب هایت بر لب هام
موهایت مویم است
من باد هستم
باد که می گویم
دریا می نوشم
می شوم ابر بر تن
می شوم باران بر چشم
می شوم برف بر قلب
می نشینم روزی
بر بام خانه ی تو
دودکشی دود دارد
این خانه زنده است
زنده که می گویم..
قلبش،
قاب هایت بر سر این دیوار
چشمش،
قاب هایت بر سر این دیوار
مویش،
قاب هایت بر سر این دیوار
این قاب ها تنها
همه ی زندگی اند
زندگی ها دارند
تو را که می بوسم
عکس ها خوش حالند
لب هایت باز است
من، سردی دارم
مثل برفی خاموش
در شبی خاموش تر
چشم دارد بر ماه
چشم دارم بر تو
تو که می خندیدی
لب هایت باز شد
لب هایم تشنه است
تشنه که می گویم
دریا می خواهم
آبی می خواهم
"لبِ تُ" می خواهم
آبی از هر آبی
آسمان از هر آسمان
ماهتر از هر خورشید
حال خورشید اینجاست
اندکی آن ور تر
می خندد بر من
می خندم بر او
نورش میزند آرام بر چشمم
چشمانم اشک آلود
میریزد باران
در چنین آفتابی
تو چه میدانی خب؟
خورشید دیدن چه سردی دارد..
تو چه میدانی خب؟
خورشید بوسیدن چه سردی دارد..
تو چه میدانی خب؟
خورشید که می گویم
برف لب هایم است..
تو چه میدانی خب؟
که چقدر خورشیدی..
که چقدر امروزم آفتابیست..
من عرق میریزم
و تو باز میخندی
و تو باز میخندی
آبی پوشیدی
آبی تر میبینم
آسمان میبینم
آسمان میبینم...
#بی_تا
میدانیم
دوستمان ندارند...
میدانیم
با آن ها به مقصدی نمیرسیم...
میدانیم
انتهای این رابطه بن بست است...
میدانیم
اخر قصه مان جدایی است...
ولی باز هم ادامه میدهیم...
گاهی اوقات هرچه سرمان بیاید حقمان است
خودمان میکنیم،که لعنت بر خودمان باد.....!!!
دوستمان ندارند...
میدانیم
با آن ها به مقصدی نمیرسیم...
میدانیم
انتهای این رابطه بن بست است...
میدانیم
اخر قصه مان جدایی است...
ولی باز هم ادامه میدهیم...
گاهی اوقات هرچه سرمان بیاید حقمان است
خودمان میکنیم،که لعنت بر خودمان باد.....!!!
مشروب .تلخه
ولی...
مردونه میگیرتت،
نه مث ادم هایی که
شیرین رهات
میکنن!
پیکم را بالامیگیرم: میزنم به سلامتیه خودمو آرزوهایی که هیچگاه لمس نکردم..به سلامتیه:شبایی که تو تنهاییم گریه
کردموهیچکس ندونست چرا..به سلامتی منی که حرفای ناگفته زیاد تو دلمه ولی پای حرفای بقیه میشینم..به سلامتی مشروب که تلخیش از همه ی زندگی شیرینتره
ﯾـﻪ ﭘـﯿـﮏ ﻣـﺸـﺮﻭﺏ . . .
ﻣـﯿـﺨـﻮﺭﻡ ،
ﻣـﯿـﭽـﺮﺧـﻢ ،
ﻣـﯿـﺮﻗـﺼـﻢ ...
ﺗـﺎ ﻧـﺒـﯿـﻨـﻢ . . .
ﻧـﺒـﻮﺩﻥ ﺑـﯽ ﺩﻟـﯿـﻠـﺖ ﺭﺍ !!!
ﺑﻪ ﺳﻼﻣﺘﻲ ﺍﻭﻧﺎﻳﻲ ﮐﻪ ﻫﻢ ﺩﻝ ﺩﺍﺭﻥ ﻭ ﻫﻢ ﻣﻌﺮﻓﺖ ﺍﻣﺎ ﮐﺴﻲ ﺭﻭ
ﻧﺪﺍﺭﻥ.......
↑◇←☆ﻫـﯿـﭻ ﮐـﺲ ﺑـﯽ ﮐـﺲ ﻧـﯿـﺴـﺖ
ﺍﻣـﺎ ﺩﻣـﺶ ﮔـﺮﻡ ﺍﻭﻧـﯿـﮑـﻪ ﺑـﺎ ﻫـﺮ ﮐـﺲ
ﻧـﯿـﺴـت....
😔✌️
ولی...
مردونه میگیرتت،
نه مث ادم هایی که
شیرین رهات
میکنن!
پیکم را بالامیگیرم: میزنم به سلامتیه خودمو آرزوهایی که هیچگاه لمس نکردم..به سلامتیه:شبایی که تو تنهاییم گریه
کردموهیچکس ندونست چرا..به سلامتی منی که حرفای ناگفته زیاد تو دلمه ولی پای حرفای بقیه میشینم..به سلامتی مشروب که تلخیش از همه ی زندگی شیرینتره
ﯾـﻪ ﭘـﯿـﮏ ﻣـﺸـﺮﻭﺏ . . .
ﻣـﯿـﺨـﻮﺭﻡ ،
ﻣـﯿـﭽـﺮﺧـﻢ ،
ﻣـﯿـﺮﻗـﺼـﻢ ...
ﺗـﺎ ﻧـﺒـﯿـﻨـﻢ . . .
ﻧـﺒـﻮﺩﻥ ﺑـﯽ ﺩﻟـﯿـﻠـﺖ ﺭﺍ !!!
ﺑﻪ ﺳﻼﻣﺘﻲ ﺍﻭﻧﺎﻳﻲ ﮐﻪ ﻫﻢ ﺩﻝ ﺩﺍﺭﻥ ﻭ ﻫﻢ ﻣﻌﺮﻓﺖ ﺍﻣﺎ ﮐﺴﻲ ﺭﻭ
ﻧﺪﺍﺭﻥ.......
↑◇←☆ﻫـﯿـﭻ ﮐـﺲ ﺑـﯽ ﮐـﺲ ﻧـﯿـﺴـﺖ
ﺍﻣـﺎ ﺩﻣـﺶ ﮔـﺮﻡ ﺍﻭﻧـﯿـﮑـﻪ ﺑـﺎ ﻫـﺮ ﮐـﺲ
ﻧـﯿـﺴـت....
😔✌️
۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰
مشروب .تلخه ولی... مردونه میگیرتت، نه مث ادم هایی که شیرین رهات میکنن! پیکم را بالامیگیرم: میزنم به سلامتیه خودمو آرزوهایی که هیچگاه لمس نکردم..به سلامتیه:شبایی که تو تنهاییم گریه کردموهیچکس ندونست چرا..به سلامتی منی که حرفای ناگفته زیاد تو دلمه ولی…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مث سیگاری هستی که دودش میره تو چشم اشک آدمو در میاری ولی نمیشه گذاشتت کنار