من كاملا تهی هستم...
میدانيد كاملا تهی بودن يعنی چه؟ تهی بودن مثل خانه اي ست كه كسی در آن زندگی نكند. خانهای بدون قفل بدون اينكه كسی در آن زندگی كند.
هر كسی میتواند وارد شود هروقت كه بخواهد و اين چيزيست كه بيشتر از همه مرا میترساند
هاروکی موراکامی
میدانيد كاملا تهی بودن يعنی چه؟ تهی بودن مثل خانه اي ست كه كسی در آن زندگی نكند. خانهای بدون قفل بدون اينكه كسی در آن زندگی كند.
هر كسی میتواند وارد شود هروقت كه بخواهد و اين چيزيست كه بيشتر از همه مرا میترساند
هاروکی موراکامی
قهوه ات یخ کرده
سر کِش من را
من حرارت دارم
چشمانت بر چشمم
لب هایت بر لب هام
موهایت مویم است
من باد هستم
باد که می گویم
دریا می نوشم
می شوم ابر بر تن
می شوم باران بر چشم
می شوم برف بر قلب
می نشینم روزی
بر بام خانه ی تو
دودکشی دود دارد
این خانه زنده است
زنده که می گویم..
قلبش،
قاب هایت بر سر این دیوار
چشمش،
قاب هایت بر سر این دیوار
مویش،
قاب هایت بر سر این دیوار
این قاب ها تنها
همه ی زندگی اند
زندگی ها دارند
تو را که می بوسم
عکس ها خوش حالند
لب هایت باز است
من، سردی دارم
مثل برفی خاموش
در شبی خاموش تر
چشم دارد بر ماه
چشم دارم بر تو
تو که می خندیدی
لب هایت باز شد
لب هایم تشنه است
تشنه که می گویم
دریا می خواهم
آبی می خواهم
"لبِ تُ" می خواهم
آبی از هر آبی
آسمان از هر آسمان
ماهتر از هر خورشید
حال خورشید اینجاست
اندکی آن ور تر
می خندد بر من
می خندم بر او
نورش میزند آرام بر چشمم
چشمانم اشک آلود
میریزد باران
در چنین آفتابی
تو چه میدانی خب؟
خورشید دیدن چه سردی دارد..
تو چه میدانی خب؟
خورشید بوسیدن چه سردی دارد..
تو چه میدانی خب؟
خورشید که می گویم
برف لب هایم است..
تو چه میدانی خب؟
که چقدر خورشیدی..
که چقدر امروزم آفتابیست..
من عرق میریزم
و تو باز میخندی
و تو باز میخندی
آبی پوشیدی
آبی تر میبینم
آسمان میبینم
آسمان میبینم...
#بی_تا
سر کِش من را
من حرارت دارم
چشمانت بر چشمم
لب هایت بر لب هام
موهایت مویم است
من باد هستم
باد که می گویم
دریا می نوشم
می شوم ابر بر تن
می شوم باران بر چشم
می شوم برف بر قلب
می نشینم روزی
بر بام خانه ی تو
دودکشی دود دارد
این خانه زنده است
زنده که می گویم..
قلبش،
قاب هایت بر سر این دیوار
چشمش،
قاب هایت بر سر این دیوار
مویش،
قاب هایت بر سر این دیوار
این قاب ها تنها
همه ی زندگی اند
زندگی ها دارند
تو را که می بوسم
عکس ها خوش حالند
لب هایت باز است
من، سردی دارم
مثل برفی خاموش
در شبی خاموش تر
چشم دارد بر ماه
چشم دارم بر تو
تو که می خندیدی
لب هایت باز شد
لب هایم تشنه است
تشنه که می گویم
دریا می خواهم
آبی می خواهم
"لبِ تُ" می خواهم
آبی از هر آبی
آسمان از هر آسمان
ماهتر از هر خورشید
حال خورشید اینجاست
اندکی آن ور تر
می خندد بر من
می خندم بر او
نورش میزند آرام بر چشمم
چشمانم اشک آلود
میریزد باران
در چنین آفتابی
تو چه میدانی خب؟
خورشید دیدن چه سردی دارد..
تو چه میدانی خب؟
خورشید بوسیدن چه سردی دارد..
تو چه میدانی خب؟
خورشید که می گویم
برف لب هایم است..
تو چه میدانی خب؟
که چقدر خورشیدی..
که چقدر امروزم آفتابیست..
من عرق میریزم
و تو باز میخندی
و تو باز میخندی
آبی پوشیدی
آبی تر میبینم
آسمان میبینم
آسمان میبینم...
#بی_تا
میدانیم
دوستمان ندارند...
میدانیم
با آن ها به مقصدی نمیرسیم...
میدانیم
انتهای این رابطه بن بست است...
میدانیم
اخر قصه مان جدایی است...
ولی باز هم ادامه میدهیم...
گاهی اوقات هرچه سرمان بیاید حقمان است
خودمان میکنیم،که لعنت بر خودمان باد.....!!!
دوستمان ندارند...
میدانیم
با آن ها به مقصدی نمیرسیم...
میدانیم
انتهای این رابطه بن بست است...
میدانیم
اخر قصه مان جدایی است...
ولی باز هم ادامه میدهیم...
گاهی اوقات هرچه سرمان بیاید حقمان است
خودمان میکنیم،که لعنت بر خودمان باد.....!!!
مشروب .تلخه
ولی...
مردونه میگیرتت،
نه مث ادم هایی که
شیرین رهات
میکنن!
پیکم را بالامیگیرم: میزنم به سلامتیه خودمو آرزوهایی که هیچگاه لمس نکردم..به سلامتیه:شبایی که تو تنهاییم گریه
کردموهیچکس ندونست چرا..به سلامتی منی که حرفای ناگفته زیاد تو دلمه ولی پای حرفای بقیه میشینم..به سلامتی مشروب که تلخیش از همه ی زندگی شیرینتره
ﯾـﻪ ﭘـﯿـﮏ ﻣـﺸـﺮﻭﺏ . . .
ﻣـﯿـﺨـﻮﺭﻡ ،
ﻣـﯿـﭽـﺮﺧـﻢ ،
ﻣـﯿـﺮﻗـﺼـﻢ ...
ﺗـﺎ ﻧـﺒـﯿـﻨـﻢ . . .
ﻧـﺒـﻮﺩﻥ ﺑـﯽ ﺩﻟـﯿـﻠـﺖ ﺭﺍ !!!
ﺑﻪ ﺳﻼﻣﺘﻲ ﺍﻭﻧﺎﻳﻲ ﮐﻪ ﻫﻢ ﺩﻝ ﺩﺍﺭﻥ ﻭ ﻫﻢ ﻣﻌﺮﻓﺖ ﺍﻣﺎ ﮐﺴﻲ ﺭﻭ
ﻧﺪﺍﺭﻥ.......
↑◇←☆ﻫـﯿـﭻ ﮐـﺲ ﺑـﯽ ﮐـﺲ ﻧـﯿـﺴـﺖ
ﺍﻣـﺎ ﺩﻣـﺶ ﮔـﺮﻡ ﺍﻭﻧـﯿـﮑـﻪ ﺑـﺎ ﻫـﺮ ﮐـﺲ
ﻧـﯿـﺴـت....
😔✌️
ولی...
مردونه میگیرتت،
نه مث ادم هایی که
شیرین رهات
میکنن!
پیکم را بالامیگیرم: میزنم به سلامتیه خودمو آرزوهایی که هیچگاه لمس نکردم..به سلامتیه:شبایی که تو تنهاییم گریه
کردموهیچکس ندونست چرا..به سلامتی منی که حرفای ناگفته زیاد تو دلمه ولی پای حرفای بقیه میشینم..به سلامتی مشروب که تلخیش از همه ی زندگی شیرینتره
ﯾـﻪ ﭘـﯿـﮏ ﻣـﺸـﺮﻭﺏ . . .
ﻣـﯿـﺨـﻮﺭﻡ ،
ﻣـﯿـﭽـﺮﺧـﻢ ،
ﻣـﯿـﺮﻗـﺼـﻢ ...
ﺗـﺎ ﻧـﺒـﯿـﻨـﻢ . . .
ﻧـﺒـﻮﺩﻥ ﺑـﯽ ﺩﻟـﯿـﻠـﺖ ﺭﺍ !!!
ﺑﻪ ﺳﻼﻣﺘﻲ ﺍﻭﻧﺎﻳﻲ ﮐﻪ ﻫﻢ ﺩﻝ ﺩﺍﺭﻥ ﻭ ﻫﻢ ﻣﻌﺮﻓﺖ ﺍﻣﺎ ﮐﺴﻲ ﺭﻭ
ﻧﺪﺍﺭﻥ.......
↑◇←☆ﻫـﯿـﭻ ﮐـﺲ ﺑـﯽ ﮐـﺲ ﻧـﯿـﺴـﺖ
ﺍﻣـﺎ ﺩﻣـﺶ ﮔـﺮﻡ ﺍﻭﻧـﯿـﮑـﻪ ﺑـﺎ ﻫـﺮ ﮐـﺲ
ﻧـﯿـﺴـت....
😔✌️
۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰
مشروب .تلخه ولی... مردونه میگیرتت، نه مث ادم هایی که شیرین رهات میکنن! پیکم را بالامیگیرم: میزنم به سلامتیه خودمو آرزوهایی که هیچگاه لمس نکردم..به سلامتیه:شبایی که تو تنهاییم گریه کردموهیچکس ندونست چرا..به سلامتی منی که حرفای ناگفته زیاد تو دلمه ولی…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مث سیگاری هستی که دودش میره تو چشم اشک آدمو در میاری ولی نمیشه گذاشتت کنار
مدام حرف میزدیم، و بودی، یک جایی در این نزدیکی، و بعد مدام رفتی و من مدام ماندم، غرق...
۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰
تهران پادکست – آخرین نامه -چهرازی
چارشب پیشا رفتیم با پرستار قشنگه حرف زدیم
نمره خونه شوما رو دادیم گرفت
یه دلِ سیییییر صداتو گوش کردیم
صدات رو پیغامگیر عینِ قدیما مهربونه
همونجوری که میگفتی "اینقد منو نخندون دیوونه ! "
یادته ؟
یادت رفته از بس نبودی ...
نمره خونه شوما رو دادیم گرفت
یه دلِ سیییییر صداتو گوش کردیم
صدات رو پیغامگیر عینِ قدیما مهربونه
همونجوری که میگفتی "اینقد منو نخندون دیوونه ! "
یادته ؟
یادت رفته از بس نبودی ...
شعر هایم
آماج واژگانیست بر ساختن ویرانی
هجرت است
فاصله نقطه چینی از من تامن....
سرزمینی پر ز هیچکس
شعرهایم ، آه شعرهایم
رویای هجرتی ست از فریاد تا سکوت
#رضا_غلامی
آماج واژگانیست بر ساختن ویرانی
هجرت است
فاصله نقطه چینی از من تامن....
سرزمینی پر ز هیچکس
شعرهایم ، آه شعرهایم
رویای هجرتی ست از فریاد تا سکوت
#رضا_غلامی
غرق بودم
در این نیستی های بی اندازه
در این دروغهای بی پروا
در این شب هایی که روز بودند
در این لحظاتی که سخت بودند
در این منی که نمیدانم کیست
در این داستانی که آخرش نیست
در این حرفی که تکرار نشد
نگاهت به من دیگر تکرار نشد
منم و یک کوله باری که ...
میروم به جای اشتباهی که ...
حالا غم دارم ازین مبهم ، ازین دختری که میمیرد
انگاری !!
#محیکس
در این نیستی های بی اندازه
در این دروغهای بی پروا
در این شب هایی که روز بودند
در این لحظاتی که سخت بودند
در این منی که نمیدانم کیست
در این داستانی که آخرش نیست
در این حرفی که تکرار نشد
نگاهت به من دیگر تکرار نشد
منم و یک کوله باری که ...
میروم به جای اشتباهی که ...
حالا غم دارم ازین مبهم ، ازین دختری که میمیرد
انگاری !!
#محیکس