میدانیم
دوستمان ندارند...
میدانیم
با آن ها به مقصدی نمیرسیم...
میدانیم
انتهای این رابطه بن بست است...
میدانیم
اخر قصه مان جدایی است...
ولی باز هم ادامه میدهیم...
گاهی اوقات هرچه سرمان بیاید حقمان است
خودمان میکنیم،که لعنت بر خودمان باد.....!!!
دوستمان ندارند...
میدانیم
با آن ها به مقصدی نمیرسیم...
میدانیم
انتهای این رابطه بن بست است...
میدانیم
اخر قصه مان جدایی است...
ولی باز هم ادامه میدهیم...
گاهی اوقات هرچه سرمان بیاید حقمان است
خودمان میکنیم،که لعنت بر خودمان باد.....!!!
مشروب .تلخه
ولی...
مردونه میگیرتت،
نه مث ادم هایی که
شیرین رهات
میکنن!
پیکم را بالامیگیرم: میزنم به سلامتیه خودمو آرزوهایی که هیچگاه لمس نکردم..به سلامتیه:شبایی که تو تنهاییم گریه
کردموهیچکس ندونست چرا..به سلامتی منی که حرفای ناگفته زیاد تو دلمه ولی پای حرفای بقیه میشینم..به سلامتی مشروب که تلخیش از همه ی زندگی شیرینتره
ﯾـﻪ ﭘـﯿـﮏ ﻣـﺸـﺮﻭﺏ . . .
ﻣـﯿـﺨـﻮﺭﻡ ،
ﻣـﯿـﭽـﺮﺧـﻢ ،
ﻣـﯿـﺮﻗـﺼـﻢ ...
ﺗـﺎ ﻧـﺒـﯿـﻨـﻢ . . .
ﻧـﺒـﻮﺩﻥ ﺑـﯽ ﺩﻟـﯿـﻠـﺖ ﺭﺍ !!!
ﺑﻪ ﺳﻼﻣﺘﻲ ﺍﻭﻧﺎﻳﻲ ﮐﻪ ﻫﻢ ﺩﻝ ﺩﺍﺭﻥ ﻭ ﻫﻢ ﻣﻌﺮﻓﺖ ﺍﻣﺎ ﮐﺴﻲ ﺭﻭ
ﻧﺪﺍﺭﻥ.......
↑◇←☆ﻫـﯿـﭻ ﮐـﺲ ﺑـﯽ ﮐـﺲ ﻧـﯿـﺴـﺖ
ﺍﻣـﺎ ﺩﻣـﺶ ﮔـﺮﻡ ﺍﻭﻧـﯿـﮑـﻪ ﺑـﺎ ﻫـﺮ ﮐـﺲ
ﻧـﯿـﺴـت....
😔✌️
ولی...
مردونه میگیرتت،
نه مث ادم هایی که
شیرین رهات
میکنن!
پیکم را بالامیگیرم: میزنم به سلامتیه خودمو آرزوهایی که هیچگاه لمس نکردم..به سلامتیه:شبایی که تو تنهاییم گریه
کردموهیچکس ندونست چرا..به سلامتی منی که حرفای ناگفته زیاد تو دلمه ولی پای حرفای بقیه میشینم..به سلامتی مشروب که تلخیش از همه ی زندگی شیرینتره
ﯾـﻪ ﭘـﯿـﮏ ﻣـﺸـﺮﻭﺏ . . .
ﻣـﯿـﺨـﻮﺭﻡ ،
ﻣـﯿـﭽـﺮﺧـﻢ ،
ﻣـﯿـﺮﻗـﺼـﻢ ...
ﺗـﺎ ﻧـﺒـﯿـﻨـﻢ . . .
ﻧـﺒـﻮﺩﻥ ﺑـﯽ ﺩﻟـﯿـﻠـﺖ ﺭﺍ !!!
ﺑﻪ ﺳﻼﻣﺘﻲ ﺍﻭﻧﺎﻳﻲ ﮐﻪ ﻫﻢ ﺩﻝ ﺩﺍﺭﻥ ﻭ ﻫﻢ ﻣﻌﺮﻓﺖ ﺍﻣﺎ ﮐﺴﻲ ﺭﻭ
ﻧﺪﺍﺭﻥ.......
↑◇←☆ﻫـﯿـﭻ ﮐـﺲ ﺑـﯽ ﮐـﺲ ﻧـﯿـﺴـﺖ
ﺍﻣـﺎ ﺩﻣـﺶ ﮔـﺮﻡ ﺍﻭﻧـﯿـﮑـﻪ ﺑـﺎ ﻫـﺮ ﮐـﺲ
ﻧـﯿـﺴـت....
😔✌️
۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰
مشروب .تلخه ولی... مردونه میگیرتت، نه مث ادم هایی که شیرین رهات میکنن! پیکم را بالامیگیرم: میزنم به سلامتیه خودمو آرزوهایی که هیچگاه لمس نکردم..به سلامتیه:شبایی که تو تنهاییم گریه کردموهیچکس ندونست چرا..به سلامتی منی که حرفای ناگفته زیاد تو دلمه ولی…
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
مث سیگاری هستی که دودش میره تو چشم اشک آدمو در میاری ولی نمیشه گذاشتت کنار
مدام حرف میزدیم، و بودی، یک جایی در این نزدیکی، و بعد مدام رفتی و من مدام ماندم، غرق...
۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰
تهران پادکست – آخرین نامه -چهرازی
چارشب پیشا رفتیم با پرستار قشنگه حرف زدیم
نمره خونه شوما رو دادیم گرفت
یه دلِ سیییییر صداتو گوش کردیم
صدات رو پیغامگیر عینِ قدیما مهربونه
همونجوری که میگفتی "اینقد منو نخندون دیوونه ! "
یادته ؟
یادت رفته از بس نبودی ...
نمره خونه شوما رو دادیم گرفت
یه دلِ سیییییر صداتو گوش کردیم
صدات رو پیغامگیر عینِ قدیما مهربونه
همونجوری که میگفتی "اینقد منو نخندون دیوونه ! "
یادته ؟
یادت رفته از بس نبودی ...
شعر هایم
آماج واژگانیست بر ساختن ویرانی
هجرت است
فاصله نقطه چینی از من تامن....
سرزمینی پر ز هیچکس
شعرهایم ، آه شعرهایم
رویای هجرتی ست از فریاد تا سکوت
#رضا_غلامی
آماج واژگانیست بر ساختن ویرانی
هجرت است
فاصله نقطه چینی از من تامن....
سرزمینی پر ز هیچکس
شعرهایم ، آه شعرهایم
رویای هجرتی ست از فریاد تا سکوت
#رضا_غلامی
غرق بودم
در این نیستی های بی اندازه
در این دروغهای بی پروا
در این شب هایی که روز بودند
در این لحظاتی که سخت بودند
در این منی که نمیدانم کیست
در این داستانی که آخرش نیست
در این حرفی که تکرار نشد
نگاهت به من دیگر تکرار نشد
منم و یک کوله باری که ...
میروم به جای اشتباهی که ...
حالا غم دارم ازین مبهم ، ازین دختری که میمیرد
انگاری !!
#محیکس
در این نیستی های بی اندازه
در این دروغهای بی پروا
در این شب هایی که روز بودند
در این لحظاتی که سخت بودند
در این منی که نمیدانم کیست
در این داستانی که آخرش نیست
در این حرفی که تکرار نشد
نگاهت به من دیگر تکرار نشد
منم و یک کوله باری که ...
میروم به جای اشتباهی که ...
حالا غم دارم ازین مبهم ، ازین دختری که میمیرد
انگاری !!
#محیکس
میترسم کسی بوی تنت را بگیرد
دلت را ببرد
و تو خو بگیری به ماندنش
چه احساس خط خطی و مبهمی است
این عاشقانه های حسود من.
دلت را ببرد
و تو خو بگیری به ماندنش
چه احساس خط خطی و مبهمی است
این عاشقانه های حسود من.
نمیگم دستمو بگیر
من ازت انتظار زیادی ندارم
همین که باشی و حست کنم
همین که بتونم نفساتو بشمارم و وقتایی که حواست نیست بهت خیره شم
و همین که بتونم لبخندتو ببینم، برام بسه
حتی اگه قرار باشه تا ابد همینطور باشه و چیزی جز لبخند و دید زدن نصیبم نشه
چیزی جز حس هرم نفس هات
چیزی جز دیوانه وار دوست داشتنت
من ازت انتظار زیادی ندارم
همین که باشی و حست کنم
همین که بتونم نفساتو بشمارم و وقتایی که حواست نیست بهت خیره شم
و همین که بتونم لبخندتو ببینم، برام بسه
حتی اگه قرار باشه تا ابد همینطور باشه و چیزی جز لبخند و دید زدن نصیبم نشه
چیزی جز حس هرم نفس هات
چیزی جز دیوانه وار دوست داشتنت
هر صبح به تو فکر میکنم ، با جای خالیات حرف میزنم، تیترهای روزنامه را برایت میخوانم و صبحانه را جای تو به خودم تعارف میکنم، از اتاق صدایت را میشنوم که: «لباسهاتو اتو کردم و گذاشتم روی تخت.»....لباسهای چروک هر روزهام را میپوشم! و با صدای بلند از تو که نیستی تشکر میکنم، عطر تلخ همیشگی را میزنم، در را آهسته میبندم و چهار قفلهاش میکنم که مبادا جای خالیات از خانهام فرار کند.
#علی_سید_صالحی
#علی_سید_صالحی