ممكنه خيلي وقتا با تنهاييت حال كني
اما يه وقتايي دلت ميخواد
يكي دستاتو بگيره..
اما يه وقتايي دلت ميخواد
يكي دستاتو بگيره..
میآید روزی که در تراس خانهات، روی صندلی دسته دار نشستهای و بازی کودکان را تماشا میکنی
آن روز دیگر نه باران خاطرهای از من برایت تازه میکند و نه غروب آفتاب سنگی بر دریاچه آرام دلت میاندازد،
سال هاست که تو مرا پاک از یاد برده ای!
کنار روزمرگیهایت، یک فنجان چای برای خودت میریزی و با دستانی که دیگر چروک شدهاند لرزان لرزان فنجان چایت را به لبانت نزدیک میکنی،
اما یکباره یکی از کودکان نام مرا فریاد میزند!
شباهت اسمی بود...
تو آرام فنجانت را کمی پایین میآوری، لبخند کوچکی میزنی و دوباره چایت را مینوشی،
(من به همان لبخند زندهام )
@Deep_Mo ✨
#روزبه_معین
آن روز دیگر نه باران خاطرهای از من برایت تازه میکند و نه غروب آفتاب سنگی بر دریاچه آرام دلت میاندازد،
سال هاست که تو مرا پاک از یاد برده ای!
کنار روزمرگیهایت، یک فنجان چای برای خودت میریزی و با دستانی که دیگر چروک شدهاند لرزان لرزان فنجان چایت را به لبانت نزدیک میکنی،
اما یکباره یکی از کودکان نام مرا فریاد میزند!
شباهت اسمی بود...
تو آرام فنجانت را کمی پایین میآوری، لبخند کوچکی میزنی و دوباره چایت را مینوشی،
(من به همان لبخند زندهام )
@Deep_Mo ✨
#روزبه_معین
لحظه هایی هست توی زندگی که کم میاری
تهِ دلت خالی میشه
شبیه یه نخی میشی که به یک تلنگری پاره میشه
گوشه ی چشمت قطره هایِ اشکی جمع میشه که هیچ وقت هم از چشات سرازیر نمیشن
آخه یه دفعه یادت میاد کسی رو داری که براش مهمی
یکی که بودنش وابسته به بودنته
اونوقته که زندگی برات معنا پیدا میکنه
خوش به حال اونایی که
همچون آدمایی رو تویِ زندگیشون دارن
@Deep_Mo ✨
#علیرضا_بهجتی
تهِ دلت خالی میشه
شبیه یه نخی میشی که به یک تلنگری پاره میشه
گوشه ی چشمت قطره هایِ اشکی جمع میشه که هیچ وقت هم از چشات سرازیر نمیشن
آخه یه دفعه یادت میاد کسی رو داری که براش مهمی
یکی که بودنش وابسته به بودنته
اونوقته که زندگی برات معنا پیدا میکنه
خوش به حال اونایی که
همچون آدمایی رو تویِ زندگیشون دارن
@Deep_Mo ✨
#علیرضا_بهجتی
"خودم" معشوقه ی شعرهایم کرده بودمت
انصاف نبود از راه نرسیده
"تو" را بگیرد و با خودش ببرد...
تصور کن حال رفتگری را که
برگ ها را باعشق دور خودش جمع میکند و توفانی از خدا بی خبر،
از راه نرسیده با خود میبردِشان...
@Deep_Mo ✨
#سحر_رستگار
انصاف نبود از راه نرسیده
"تو" را بگیرد و با خودش ببرد...
تصور کن حال رفتگری را که
برگ ها را باعشق دور خودش جمع میکند و توفانی از خدا بی خبر،
از راه نرسیده با خود میبردِشان...
@Deep_Mo ✨
#سحر_رستگار
دو نفر هم پیدا شوند
که بد جور خاطر هم را بخواهند
یکدیگر را دوست بدارند
به یک اندازه و یک جور
عشقشان قد یکدیگر باشد
طوری که هیچکدام در عشق کم نیاورند
و عشق هم را بالا نیاورند
دو نفر باید پیداشوند که
از چشم هم حرفهای هم را بخوانند
دو نفر که یکی شان من باشم دیگری هم ای کاش تو ...
@Deep_Mo ✨
#آريا_نوري
که بد جور خاطر هم را بخواهند
یکدیگر را دوست بدارند
به یک اندازه و یک جور
عشقشان قد یکدیگر باشد
طوری که هیچکدام در عشق کم نیاورند
و عشق هم را بالا نیاورند
دو نفر باید پیداشوند که
از چشم هم حرفهای هم را بخوانند
دو نفر که یکی شان من باشم دیگری هم ای کاش تو ...
@Deep_Mo ✨
#آريا_نوري