If you miss the train i'm on
You will know that i am gone
You can hear the whistle blow
A hundred miles ...
You will know that i am gone
You can hear the whistle blow
A hundred miles ...
بهم میگه نمیخوای تموم کنی این اوضاعِ بیریختت رو ؟ بریم با دو نفر جدید بریزیم رو هم ؟
میگم : میشه خفه شی ؟
میگه آخه نفهم دارم واسه خاطرِ خودت میگم !
دو سه دقیقه جفتمون ساکت میشیم .
میگم :
تو ماشین وسط اتوبان هر وقت میرسید اوجِ آهنگ بدونِ اینکه من بگم پاشو فشار میداد رو پدال گاز ، دِ برو که رفتیم ... !
از اون دلبر بی شرفها بود !
بلد بود ...
اولین باری که اومد لبام رو بوس کنه عین این فیلم های رمانتیک اسلوموشن کار نکرد ، دستشو گذاشت زیر گلوم با حرص و ولع بوسم کرد ، وحشی و خشن !
خوشم اومد از این جسارتش .
یه دیوونگیِ خاصّی داشت که اصلا جز خودم هیچکس نداره .
میدونست معدم درب و داغونه ولی پیتزا دوست دارم ؛ واسم هر آخرِ هفته میخرید
تیکه چهارم پایین نرفته میپریدم تو دستشویی هر چی خورده و نخورده بودم بالا میاوردم .
میومد کشِ سر به دست موهامو از پشت میبست ، میگفت برو شربت آبلیموت رو میزِ ؛ اینجا رو من میشورم ...
از این اَدا غیرتیها نبود، خودش بود ...
هر سری نمِ بارون میزد با دو نخ لایت ، میرفتیم تو بالکن فندک رو میگرفت طرفم .
آتیش میزدم زیرِ سیگار ، نخِ دهنیشو میذاشت تو دهنم . کامی که اون سیگار میداد هر سالمی رو معتاد میکرد .
میگه بسه بابا نمیخواد دیگه از محاسن عشقتون بگی حالمون بهم خورد
بعدم روش رو میکنه اون طرف زیر لب میگه :
مرض داشتین انقدر قشنگ عاشقی کردین
خیال میکنه نمیشنوم ...
میگم : میشه خفه شی ؟
میگه آخه نفهم دارم واسه خاطرِ خودت میگم !
دو سه دقیقه جفتمون ساکت میشیم .
میگم :
تو ماشین وسط اتوبان هر وقت میرسید اوجِ آهنگ بدونِ اینکه من بگم پاشو فشار میداد رو پدال گاز ، دِ برو که رفتیم ... !
از اون دلبر بی شرفها بود !
بلد بود ...
اولین باری که اومد لبام رو بوس کنه عین این فیلم های رمانتیک اسلوموشن کار نکرد ، دستشو گذاشت زیر گلوم با حرص و ولع بوسم کرد ، وحشی و خشن !
خوشم اومد از این جسارتش .
یه دیوونگیِ خاصّی داشت که اصلا جز خودم هیچکس نداره .
میدونست معدم درب و داغونه ولی پیتزا دوست دارم ؛ واسم هر آخرِ هفته میخرید
تیکه چهارم پایین نرفته میپریدم تو دستشویی هر چی خورده و نخورده بودم بالا میاوردم .
میومد کشِ سر به دست موهامو از پشت میبست ، میگفت برو شربت آبلیموت رو میزِ ؛ اینجا رو من میشورم ...
از این اَدا غیرتیها نبود، خودش بود ...
هر سری نمِ بارون میزد با دو نخ لایت ، میرفتیم تو بالکن فندک رو میگرفت طرفم .
آتیش میزدم زیرِ سیگار ، نخِ دهنیشو میذاشت تو دهنم . کامی که اون سیگار میداد هر سالمی رو معتاد میکرد .
میگه بسه بابا نمیخواد دیگه از محاسن عشقتون بگی حالمون بهم خورد
بعدم روش رو میکنه اون طرف زیر لب میگه :
مرض داشتین انقدر قشنگ عاشقی کردین
خیال میکنه نمیشنوم ...
مهم نیست فردا چی میشه ، مهم اینه که امروز "دوست دارم"
مهم نیست فردا کجایی ، مهم اینه که هرجا باشی "دوست دارم"
مهم نیست تا ابد باهم نباشیم ، مهم اینه که تا ابد "دوست دارم"
مهم نیست قسمت چی میشه ، مهم اینه که قسمت شد "دوست داشته باشم"
مهم نیست فردا کجایی ، مهم اینه که هرجا باشی "دوست دارم"
مهم نیست تا ابد باهم نباشیم ، مهم اینه که تا ابد "دوست دارم"
مهم نیست قسمت چی میشه ، مهم اینه که قسمت شد "دوست داشته باشم"
میدونی دلبر...
هیچوقت تکرارِ چیزایی که از ته دلم دوسشون داشتم باعث نشدِ دلمُ بزنن و کنآر بزارمشون...
مثِ هزار بآر گوش دادنِ یک موسیقی...
مثِ هزار بآر نه نگفتن به تو که بزرگ ترین اشتباهِ شیرینِ زندگیِ منی!
مثِ هزآر بار به قولم عمل نکردنُ فکر کردن بهت،
مثِ هزآر بار حماقت کردنُ بخشیدنت...
#المیرا_دهنوی
هیچوقت تکرارِ چیزایی که از ته دلم دوسشون داشتم باعث نشدِ دلمُ بزنن و کنآر بزارمشون...
مثِ هزار بآر گوش دادنِ یک موسیقی...
مثِ هزار بآر نه نگفتن به تو که بزرگ ترین اشتباهِ شیرینِ زندگیِ منی!
مثِ هزآر بار به قولم عمل نکردنُ فکر کردن بهت،
مثِ هزآر بار حماقت کردنُ بخشیدنت...
#المیرا_دهنوی
سربازانی که از جنگ برنمی گردند
نمرده اند !
شبیه مردانی
که بعد از دیدن تو
دیگر کسی آن ها را نمی بیند
از جنگ
پوکه ی فشنگ هایی می ماند
که نیمی از آن ها رفته است
از زیبایی تو
هزار ته سیگار
نگاه کن
آن مرد که سیگار بدست می آید
قطار کوچکی ست
که اندوه یک رفتن را آورده است
تا قطاری که روی ریل دود می کند
اندوه هزار رفتن را ببرد
حالا گیرم که تو
برای تمام مردان جهان
دست تکان بدهی
با شلیک آخرین گلوله
چیزی تمام نمی شود
جنگ تا سفید شدن چشم هزاران مادر
ادامه دارد
و زیبایی تو
در موهایی که سفید می شوند
به نسل های بعد ارث می رسد
به تو فکر خواهم کرد
آنقدر فکر خواهم کرد
که سال ها بعد
روزنامه ها تیتر بزنند:
"از لب های جنازه ای
دود بلند میشود"
مردم متعجب به عکسم نگاه کنند
تو لبخند بزنی
زیر لب بگویی:
دیوانه هنوز به من فکر می کند
زیبایی یک زن
مردان زیادی را تنها می کند
تنهایی
به خیابان می رود
دیوانه می شود
و چقدر دیوانه ها شبیه همند
و چقدر پوکه ها شبیه همند
و چقدر ته سیگارها شبیه همند
انگار همه از زیبایی تو برگشته باشند
شبیه من
که یک بار مرده ام
برای دوست داشتن تو
و بارها گور به گور شده ام
برای هزاران زنی
که بعد از تو دوست داشته ام
از جنگ های سخت
تنها یک نفر زنده بر می گردد
و تو آنقدر زیبا بودی
که ما ترسیدیم
و هیچیک دوست نداشتیم بدانیم
از هزاران مردی که سیگار بدست
به دنبال تو راه افتاده اند
کدام قطار به مقصد می رسد
#آریا_معصومی
نمرده اند !
شبیه مردانی
که بعد از دیدن تو
دیگر کسی آن ها را نمی بیند
از جنگ
پوکه ی فشنگ هایی می ماند
که نیمی از آن ها رفته است
از زیبایی تو
هزار ته سیگار
نگاه کن
آن مرد که سیگار بدست می آید
قطار کوچکی ست
که اندوه یک رفتن را آورده است
تا قطاری که روی ریل دود می کند
اندوه هزار رفتن را ببرد
حالا گیرم که تو
برای تمام مردان جهان
دست تکان بدهی
با شلیک آخرین گلوله
چیزی تمام نمی شود
جنگ تا سفید شدن چشم هزاران مادر
ادامه دارد
و زیبایی تو
در موهایی که سفید می شوند
به نسل های بعد ارث می رسد
به تو فکر خواهم کرد
آنقدر فکر خواهم کرد
که سال ها بعد
روزنامه ها تیتر بزنند:
"از لب های جنازه ای
دود بلند میشود"
مردم متعجب به عکسم نگاه کنند
تو لبخند بزنی
زیر لب بگویی:
دیوانه هنوز به من فکر می کند
زیبایی یک زن
مردان زیادی را تنها می کند
تنهایی
به خیابان می رود
دیوانه می شود
و چقدر دیوانه ها شبیه همند
و چقدر پوکه ها شبیه همند
و چقدر ته سیگارها شبیه همند
انگار همه از زیبایی تو برگشته باشند
شبیه من
که یک بار مرده ام
برای دوست داشتن تو
و بارها گور به گور شده ام
برای هزاران زنی
که بعد از تو دوست داشته ام
از جنگ های سخت
تنها یک نفر زنده بر می گردد
و تو آنقدر زیبا بودی
که ما ترسیدیم
و هیچیک دوست نداشتیم بدانیم
از هزاران مردی که سیگار بدست
به دنبال تو راه افتاده اند
کدام قطار به مقصد می رسد
#آریا_معصومی
Mehdi Yarrahi
Radio Musik
میکس ۳۱ دقیقه ای #مهدی_یراحی 💛
"از دلش در آوردم"
چقدر جمله ى معصوميه نه؟
توش يه عالمه گذشت هست، بزرگى هست
اومده گريه ميكنه ميگه:
"با اينكه مقصر نبودم اما
رفتمو از دلش در آوردم.."
#اميرعلى_ق
چقدر جمله ى معصوميه نه؟
توش يه عالمه گذشت هست، بزرگى هست
اومده گريه ميكنه ميگه:
"با اينكه مقصر نبودم اما
رفتمو از دلش در آوردم.."
#اميرعلى_ق
نگران نباش جانم؛
این روزها را بدونِ تو با "خیالت" سر میکنم ..
همین حوالیست ..
پرسه میزند این اطراف!
هرروز اسمش را میخوانم
دلبرانه دستش را بالا میگیرد
و من تیکِ حاضریش را میزنم ..!
#پگاه_صنیعی
این روزها را بدونِ تو با "خیالت" سر میکنم ..
همین حوالیست ..
پرسه میزند این اطراف!
هرروز اسمش را میخوانم
دلبرانه دستش را بالا میگیرد
و من تیکِ حاضریش را میزنم ..!
#پگاه_صنیعی
من همونیم کِ پلی لیست موزیکام،
از هوی متال پُرِ تا جَز و موسیقی پاپ و سنتی ایرانی،
برام مدلش اصلا مهم نیست،
فقط کافی گوش نواز و دل نشین باشِ،
این ینی دیوانه جان اگر تو هم روزی بِ دل نشستی،
برام مدل و احوالاتت مهم نیست،
به صدای فریاد های بلندت موقع دعوا و آرام بخش شبات
هم با جون و دل گوش میدم،
#دل_نشین باش،
برایت #جانبازی خواهم کرد؛
از هوی متال پُرِ تا جَز و موسیقی پاپ و سنتی ایرانی،
برام مدلش اصلا مهم نیست،
فقط کافی گوش نواز و دل نشین باشِ،
این ینی دیوانه جان اگر تو هم روزی بِ دل نشستی،
برام مدل و احوالاتت مهم نیست،
به صدای فریاد های بلندت موقع دعوا و آرام بخش شبات
هم با جون و دل گوش میدم،
#دل_نشین باش،
برایت #جانبازی خواهم کرد؛
هیچوقت توو بغل من گریه نکرد. چون من دیواری نبودم که بتونه بهش تکیه کنه. من فقط یه وجب خاک بودم توو مشت اون. هر چی زمان میگذشت، وجودم کمتر میشد. من از بین انگشتاش میریختم روی زمین. تا اون روزی که، مشتشو باز کرد تا یه قاصدکو توی هوا بگیره. وقتی قاصدکشو گرفت، بدون توجه به زیر پاهاش، از روم رد شد. اون موقع من تموم شدم. هیچی ازم نمونده بود. ولی میدونی چیشد؟ من خودم ذرههامو جمع کردم، من خودم دوباره خودمو ساختم. حالا شدم اون دیواری که شاید بتونه بهش تکیه کنه. ولی من دیگه نمیخوامش، چون اگه نگاهم کنی، میبینی که هنوز رد پاهاش روی قلبم مونده.
هوسِ دوستت دارمهای بی جواب که به سرتان زد موزیک گوش کنید. آن هم موزیکهایی از نوع شماعی زاده و فتانه!
دلتان که برای بغلهای وقت و بی وقت تنگ شد، بزنیدش به کوچه و خیابان.دلتان را میگویم. دستهایتان را هم محکم در جیبهایتان فرو کنید و قدم بزنید. آنقدر قدم بزنید که دلتان «فقط» برای کمی نشستن پر بزند!
اگر چشمتان به دو نفرههای خیابان افتاد و هوس کردید، بروید بگردید پیرزن یا پیرمردی تنها را پیدا کنید بنشینید کنارش مشغول گپ زدن شوید آنوقت شماهم دو نفر شدهاید حالا کمی متفاوتتر فرقی ندارد!
اگر خاطراتش در ذهنتان نمیمیرند جنایت کنید و بُکُشیدِشان. این بار را من گناهش را گردن میگیرم!
خلاصه بگویم
کلا اگر دلتان هوایش را کرد خیلی اهمیت ندهید
حواستان باشد که فراموش نکنید « آنکه رفت باید فراموش شود»!
#پگاه_صنیعی
دلتان که برای بغلهای وقت و بی وقت تنگ شد، بزنیدش به کوچه و خیابان.دلتان را میگویم. دستهایتان را هم محکم در جیبهایتان فرو کنید و قدم بزنید. آنقدر قدم بزنید که دلتان «فقط» برای کمی نشستن پر بزند!
اگر چشمتان به دو نفرههای خیابان افتاد و هوس کردید، بروید بگردید پیرزن یا پیرمردی تنها را پیدا کنید بنشینید کنارش مشغول گپ زدن شوید آنوقت شماهم دو نفر شدهاید حالا کمی متفاوتتر فرقی ندارد!
اگر خاطراتش در ذهنتان نمیمیرند جنایت کنید و بُکُشیدِشان. این بار را من گناهش را گردن میگیرم!
خلاصه بگویم
کلا اگر دلتان هوایش را کرد خیلی اهمیت ندهید
حواستان باشد که فراموش نکنید « آنکه رفت باید فراموش شود»!
#پگاه_صنیعی
اوایل وقتی میرسوندمت خونه٬ وقت رفتن به آدم هایی که تو کوچتون زندگی میکردن حسودی میکردم... به هم محلی هاتون که هر از گاهی می تونن تصادفی تماشات کنن یا همسایه ها٬ که از یک طبقه بالاتر یا پایین تر٬ صدای خنده هات رو میشنون. بعد٬ کم کم به خانوادت حسودیم شد... به اونها که هر چقدرم باهاشون دعوا کنی باز سر یک سفره کنارت میشینن. یک روز وقتی خداحافظی کردی و تنهایی رفتی سفر٬ تو فرودگاه از پشت شیشه به گل سرت٬ به کیف پولت به کوله پشتیت حسودی کردم.. فکر کن؟ به اونها که جون ندارن اما همیشه همراهتن
.
روزگار من از وقتی دیدمت دو قسمت شده. اون قسمتش که نیستی رو به تو فکر میکنم و اون قسمت که هستی رو من میتونم جز تو به چیزهای دیگه ای هم فکر کنم. وقتایی که نیستی رو بیا راجع بهش حرف نزنیم٬ اما وقتهایی که هستی رو تازه میتونم مثل آدمهای دیگه زندگیکنم
.
#امیرعلی_ق
.
روزگار من از وقتی دیدمت دو قسمت شده. اون قسمتش که نیستی رو به تو فکر میکنم و اون قسمت که هستی رو من میتونم جز تو به چیزهای دیگه ای هم فکر کنم. وقتایی که نیستی رو بیا راجع بهش حرف نزنیم٬ اما وقتهایی که هستی رو تازه میتونم مثل آدمهای دیگه زندگیکنم
.
#امیرعلی_ق
هر رابطه اى يك روز
يك جا
در يك لحظه
به يك دليلى تمام ميشود
نترسيد!
هر كجاى رابطه هستيد
تعريف كنيد جايگاهتان را
آنوقت هم كمتر آسيب ميبينيد...
و هم كمتر به طرفتان آسيب ميزنيد!
دليلِ حالِ خوب هم باشيد!
مَحرم،براى درد و دل هاى گاه و بيگاه
رفيقى كه بشود در هر شرايطى رويش حساب كرد
يا اصلاً فقط يار روز هاى خوشى باشيد
اما؛
جانِ جانتان،
سوهانِ روح نباشيد
#علي_قاضي_نظام
يك جا
در يك لحظه
به يك دليلى تمام ميشود
نترسيد!
هر كجاى رابطه هستيد
تعريف كنيد جايگاهتان را
آنوقت هم كمتر آسيب ميبينيد...
و هم كمتر به طرفتان آسيب ميزنيد!
دليلِ حالِ خوب هم باشيد!
مَحرم،براى درد و دل هاى گاه و بيگاه
رفيقى كه بشود در هر شرايطى رويش حساب كرد
يا اصلاً فقط يار روز هاى خوشى باشيد
اما؛
جانِ جانتان،
سوهانِ روح نباشيد
#علي_قاضي_نظام
چینی شکسته رو هم با زور بند نمیزنن، با حوصله و صبر؛ دلخوری هم با یه ماچ و دو تا لوندی و یه کادو از بین نمیره، مهمه که بدونی چقدر خوردش کردی و چقدر باید واسش وقت بذاری :)
آري همه وجودمي ولي هيچ جاي زندگيم ندارمت و ميان تمام نداشتن ها باز هم با تمام وجودم... دوستت دارم💛
به هر حال این اوضاعی است که می بینید و تفسیر لازم ندارد. ما هم می سوزیم و می سازیم. قسمتمان این بوده یا نبوده دیگر اهمیت ندارد. سگ بریند روی قسمت و همه چیز
از ميان نامه ها به حسن نورايى
#صادق_هدايت
از ميان نامه ها به حسن نورايى
#صادق_هدايت
دوستت دارم و نمی گویم
تا غرورم کشد به بیماری!
زانکه می دانم این حقیقت را
که دگر دوستم نمی داری
#سیمین_بهبهانی
تا غرورم کشد به بیماری!
زانکه می دانم این حقیقت را
که دگر دوستم نمی داری
#سیمین_بهبهانی