۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰ – Telegram
۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰
398 subscribers
5.88K photos
266 videos
37 files
111 links
یک عدد مهندس مکانیک تباه و الکی و فیلمباز و عاشق، با اندکی طبع شاعرانه
+
سرپیکو مردی برای تمام فصول
Download Telegram
بعضی ترانه ها را می توان
بارها و بارها
گوش داد !
بعضی انسان ها را می توان
بارها و بارها
دوست داشت ...

ايلهان برک
کسانی که از نبودنتان می‌ترسند را
سعی کنید، نگه‌شان دارید
چرا که مابقی
هر زمانی که بخواهند می‌روند
کاش آنجا بدون من
مثل اینجا بدون تو بود...
بيا اشتي كنيم باهم توام بگو خب؟
🙃
هیچکس ما را برای خودمان نمی خواهد
سادگی می كند کسی که تنهاییش را
ارزان می فروشد
من تازه فهمیدم
هیچ چیز به اندازه دوست داشتن خودم
خوشحالم نمی كند ...

امیر وجود
حرف ها که تمومی ندارن
اما ی وقتایی
خودت تموم میشی!!!
خواستم یک شعر دیگر وَصف چشمانش کنم
نعره از ابیات آمد
او نمیخواهد
بفهم... :)
#آرتاقربانی
دلم شور میزند
میترسم صبح که از خواب بیدار شدم
از قاب عکس هم رفته باشي
از تو بعید نیست.
گفت: اگه یه ماشین زمان داشتی
باهاش میرفتی گذشته یا آینده؟

دستامو دور لیوان چای
سفت حلقه کرده بودم، نگاش کردم،
گفتم: هیچکدوم

گفت: د بگو دیگه؟ یکیشونه انتخاب کن!

گفتم: اگه ماشین زمان داشتم،
نه میرفتم گذشته نه میرفتم آینده.

گفت: پس چیکار میکردی دیوونه؟

گفتم: زمان رو همینجا متوقف میکردم وُ
تا ابد به بهونه ی سرد شدن این فنجون چای
همینجا پیش تو میموندم...

#بابک_زمانی
+میدونستی چه بویی میدی؟
-نه چه بویی؟
+همم،
بیا جلو تا بهت بگم
-باشه اومدم
+همم
یکم قهوه
همم
یکم وانیل
همم
یکم شکر
-خوب اینا یعنی چی ؟
+خوب اینا بوی زندگی دیگه
-میشه منم بوت کنم؟
+آره چرا نمیشه
- تو فقط بوی خودت و میدی!
که نمیزاره هیچ بوی دیگه ای رو استشمام کنم
+دوستت دارم
#المیرا_بوشاسب
پدرم عقیده داشت که
یک زن نیرومند،
می‌تونه از یک مرد هم قوی‌تر باشه.
مخصوصاً اگر توی دلش،
عشق هم باشه!
فکر می‌کنم یک زن عاشق،
تقریبا نابود نشدنی باشه.

#جان_استاین_بک
-تکه هایم دارد از هم جدا می شود فکر کنم خراب شده ام و باید بروم برای تعمیر نمی دانم گارانتی خلقت شامل این نوع خرابی ها هم می شود یانه اما این گارانتی هم باید مثل بقیه گارانتی ها باشد خودت خراب اش کردی دیگر به ما مربوط نیست احتمالا خودم، خودم را خراب کردم ان قدر بیش از حد همه چیز را به خاطر سپرده ام و بی نهایت بار به یاد اورده ام و از یاداوری اش درد کشیده ام که اشک ام در امده و تکه تکه شده ام
ﺁﺭﺯﻭﯼ ﺷﺪﯾﺪﯼ ﻣﯿﮑﺮﺩﻡ ﮐﻪ ﺑﺎ ﺍﻭ ﺩﺭ ﺟﺰﯾﺮﻩ ﯼ ﮔﻤﺸﺪﻩ ﺍﯼ ﺑﺎﺷﻢ ﮐﻪ ﺁﺩﻣﯿﺰﺍﺩ ﺩﺭ ﺁﻧﺠﺎ ﻭﺟﻮ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ، ﺁﺭﺯﻭ ﻣﯿﮑﺮﺩﻡ ﯾﮏ ﺯﻣﯿﻦ ﻟﺮﺯﻩ ﯾﺎ ﻃﻮﻓﺎﻥ ﻭ ﯾﺎ ﺻﺎﻋﻘﻪ ﯼ ﺁﺳﻤﺎﻧﯽ ﻫﻤﻪ ﺍﯾﻦ ﺭﺟﺎﻟﻪ ﻫﺎ ﺭﺍ ﮐﻪ ﺩﺭ ﭘﺸﺖ ﺩﯾﻮﺍﺭ ﺍﻃﺎﻗﻢ ﻧﻔﺲ ﻣﯿﮑﺸﯿﺪﻧﺪ، ﺩﻭﻧﺪﮔﯽ ﻣﯿﮑﺮﺩﻧﺪ ﻭ ﮐﯿﻒ ﻣﯿﮑﺮﺩﻧﺪ، ﻫﻤﻪ ﺭﺍ ﻣﯿﺘﺮﮐﺎﻧﯿﺪ ﻭ ﻓﻘﻂ ﻣﻦ ﻭ ﺍﻭ ﻣﯿﻤﺎﻧﺪﯾﻢ.

صادق هدایت
با من صنما دل یک دله کن
گر سر ننهم آنگه گله کن
#مولانا
‏اینایی که حرفای رادیو چهرازی رو میفهمن دوستای خوبی از آب در میان
‏چون اگه خودتونم نفهمید چی دارید میگید اونا همه حرفاتونو میفهمن. تازه ذوق هم میکنن☺️