حتی یک نفر را نداشتم که با او دردودل کنم؛ کسی باشد که بهش بگویم دوستش دارم؛ میفهمی؟
میدانی عشق یعنی چی؟
خیال نمیکنم بفهمی. هیچکس نمیداند من چه حالی دارم،هیچکس ..
دلم از تنهایی میپوسید و دردهای ناگفتنی توی دلم تلمبار میشد.
آدم عاشق باشد و نتواند به کسی بگوید
غمانگیز نیست...؟؟
#عباس_معروفی
میدانی عشق یعنی چی؟
خیال نمیکنم بفهمی. هیچکس نمیداند من چه حالی دارم،هیچکس ..
دلم از تنهایی میپوسید و دردهای ناگفتنی توی دلم تلمبار میشد.
آدم عاشق باشد و نتواند به کسی بگوید
غمانگیز نیست...؟؟
#عباس_معروفی
عرضه ى دوست داشتن اگر نداريد
توانِ نگه داشتن اگر نداريد
خراب نكنيد احساسِ پاكِ آدمهايى كه بعد از شما
ميخواهند واقعاً عاشقى كنند
شما مى آييد
وعده اى ميدهيد
سرتان را مى اندازيد و مى رويد به ناكجا
آدمِ بعد از شما اما
بايد جان بكَنَد تا ثابت كند مثلِ شما و امثالِ شما نيست
عرضه ى دوست داشتن اگر نداريد،
خراب نكنيد همين اندك ريتمِ شيرينِ عاشقى را كه جريان دارد
#علي_قاضي_نظام
توانِ نگه داشتن اگر نداريد
خراب نكنيد احساسِ پاكِ آدمهايى كه بعد از شما
ميخواهند واقعاً عاشقى كنند
شما مى آييد
وعده اى ميدهيد
سرتان را مى اندازيد و مى رويد به ناكجا
آدمِ بعد از شما اما
بايد جان بكَنَد تا ثابت كند مثلِ شما و امثالِ شما نيست
عرضه ى دوست داشتن اگر نداريد،
خراب نكنيد همين اندك ريتمِ شيرينِ عاشقى را كه جريان دارد
#علي_قاضي_نظام
وقتی کسی که عاشقشی رهات می کنه، بهش لبخند بزن و بذار بره، به این میگن مین گذاری، جدی میگم، دنبالش رفتن هیچ فایده ای نداره!
درسته که بعد از اون، روزها و شب های زیادی با خاطراتش زندگی می کنی، اما خب وقتی که بی دلیل رهات می کنه، حتی اگه با کس دیگه ای هم باشه، یه شب با تمام مهر و علاقه ای که به اون طرف داره، دلش هوس یه عشق واقعی می کنه.
اون وقت شاید تو داری با دوست هات شام می خوری، یا شاید هم داری فیلم نگاه می کنی و اون بی تفاوت به هرچی که گذشته بهت پیام میده، دلم واست تنگ شده!
غافل از اینکه هیچ چیز نمی تونه گذشته رو بر گردونه، هیچ کس نمی تونه گذشته رو جبران کنه.
فقط مثل این می مونه که جفت پا بپره روی اون مین!
قهوه سرد آقای نویسنده/ #روزبه_معین
(دیالوگی از قسمت بیست و ششم)
درسته که بعد از اون، روزها و شب های زیادی با خاطراتش زندگی می کنی، اما خب وقتی که بی دلیل رهات می کنه، حتی اگه با کس دیگه ای هم باشه، یه شب با تمام مهر و علاقه ای که به اون طرف داره، دلش هوس یه عشق واقعی می کنه.
اون وقت شاید تو داری با دوست هات شام می خوری، یا شاید هم داری فیلم نگاه می کنی و اون بی تفاوت به هرچی که گذشته بهت پیام میده، دلم واست تنگ شده!
غافل از اینکه هیچ چیز نمی تونه گذشته رو بر گردونه، هیچ کس نمی تونه گذشته رو جبران کنه.
فقط مثل این می مونه که جفت پا بپره روی اون مین!
قهوه سرد آقای نویسنده/ #روزبه_معین
(دیالوگی از قسمت بیست و ششم)
دو چیز تو دنیا خیلی سخته!!
یکی منتظر موندنه یکی هم فراموش کردنه!
اما میدونی سختر از اون دو تا چیه؟
اینه که ندونی اونی که دوسش داری رو باید فراموش کنی یا منتظرش بمونی! :))
#محیکس
یکی منتظر موندنه یکی هم فراموش کردنه!
اما میدونی سختر از اون دو تا چیه؟
اینه که ندونی اونی که دوسش داری رو باید فراموش کنی یا منتظرش بمونی! :))
#محیکس
Forwarded from ғᴏɴᴅɴᴇssʟɪғᴇ🤍
در دو چَشمِ من نشین
ای آن که از من، منتری♥️
خب؟
ای آن که از من، منتری♥️
خب؟
گفتم هفت حرف دارد ، نفهمیدی...
انگشت اشاره ام را روی انگشت شصتم گذاشتم و گفتم ببین !
باز هم نفهمیدی...
خندیدی و گفتی : در جیب جا می شود؟
گفتم : بله ؛
دلم آنقدر تنگ توست که درجیب هم جا می شود...
این بار فریاد زدم ، دلتنگتم!
باز هم نفهمیدی...
#رقیه_هاشمی
انگشت اشاره ام را روی انگشت شصتم گذاشتم و گفتم ببین !
باز هم نفهمیدی...
خندیدی و گفتی : در جیب جا می شود؟
گفتم : بله ؛
دلم آنقدر تنگ توست که درجیب هم جا می شود...
این بار فریاد زدم ، دلتنگتم!
باز هم نفهمیدی...
#رقیه_هاشمی
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
من کسایی رو که خیلی دوست داشته باشم و بهشون اهمیت بدم، براشون آهنگ میفرستم ...
یکی باید باشد ...
یکی که از وجودش خوابِ شب ها به آدم بچسبد ...
یکی که تخصصش ، بخیر کردنِ شب هایِ آدم باشد ...
اگر دارید از این یکی ها ،
کمی آرام تر در آغوشش مچاله شوید ...
کمی آرام تر سر روی بازوهایش بگذارید ...
کمی آرام تر ذوق کنید و ...
بوسه هایِ شب بخیرتان را بی صدا رد و بَدَل کنید ...
به حسرت کشیدن ، اعتقادِ چندانی ندارم اما ؛
خیلی ها هستند که شب هایشان با هیچ قرص و دارویی از گلویشان پایین نمی رود ...
#نرگس_صرافیان_طوفان
یکی که از وجودش خوابِ شب ها به آدم بچسبد ...
یکی که تخصصش ، بخیر کردنِ شب هایِ آدم باشد ...
اگر دارید از این یکی ها ،
کمی آرام تر در آغوشش مچاله شوید ...
کمی آرام تر سر روی بازوهایش بگذارید ...
کمی آرام تر ذوق کنید و ...
بوسه هایِ شب بخیرتان را بی صدا رد و بَدَل کنید ...
به حسرت کشیدن ، اعتقادِ چندانی ندارم اما ؛
خیلی ها هستند که شب هایشان با هیچ قرص و دارویی از گلویشان پایین نمی رود ...
#نرگس_صرافیان_طوفان
پرنده،
هی پرندهی بیپروا
در پی آن فوج گمشده بر مِه
آشیان مساز !
من ساختم،
باد آمد و همهی رویا ها را با خود برد..
#سیدعلی_صالحی
هی پرندهی بیپروا
در پی آن فوج گمشده بر مِه
آشیان مساز !
من ساختم،
باد آمد و همهی رویا ها را با خود برد..
#سیدعلی_صالحی
تو دیدی هیچ ماهی را که او شد سیر ازین دریا؟
به جان تو که جان بی تو شکنجه اس و بلا بر ما..
تویی دریا منم ماهی..
به جان تو که جان بی تو شکنجه اس و بلا بر ما..
تویی دریا منم ماهی..
بهیک تکه یِ مخفیِ خودم
که میرسم . . .
خودم را
دخترکی،خسته . . آرام . . وپریشآن میبینم
که زمین وزمان را کناری رها کرده
و زانوانش را بغل کرده ودر
گوشه ترین کنجِ دنیایش کِز کرده است
و دلش برایِ امنِ آغوشی تنگ است!
که میرسم . . .
خودم را
دخترکی،خسته . . آرام . . وپریشآن میبینم
که زمین وزمان را کناری رها کرده
و زانوانش را بغل کرده ودر
گوشه ترین کنجِ دنیایش کِز کرده است
و دلش برایِ امنِ آغوشی تنگ است!
بعد از تو روزی هزار بار خودم و بقیه را قانع میکنم که رفتنت "دلیل داشت ، منطق داشت! "
به همه میگویم دلش جای دیگر بود که رفت من هم اگر جایش بودم میرفتم! ولی خودم که میدانم من پای برو نداشتم ..
خودم که میدانم اگر دلم جای دیگری بود یک قدم هم سمتت برنمیداشتم ..
همه میگویند مگر نمیدانست دلش اینجا نیست پس چرا آمد تو را وابسته کرد ..
دلت را بی تاب کرد ..
و رفت؟!
چیزی ندارم جوابشان را بدهم یعنی ترجیح میدم به جوابِ اینطور سوالها فکر نکنم ..
چون آخرش میرسم به آنجایی که تو نامرد بودی و من را دوست نداشتی و ..
وای اصلا ولش کن!
آخر تلخیِ این حقیقتها مغزم را چروک میکند ..
میگویم کاش بعد از من به او که میخواهد برسد دلم نمیآید ناراحت ببینمش دلم میخواهد " عاشق " ببینمش!
همه میگویند چه خوبی تو ..
چه عشقی داری تو ..
باز هم هیچ نمیگویم
این بار جواب دارم بدهم! میتوانم بگویم دوستش دارم ..
قلبم برایش میتپد خب!
آرزویی بهتر از عشق ندیدم که برایش بکنم ؛
با اینکه خودم از این دردِ شیرین خیری ندیدم ..
اما میدانم تو اگر عاشق شوی غوغا میکنی ..
میدانم تو اگر عاشق شوی معنیِ عشق را عوض میکنی ..
ولی راستش بغض گلویم را میگیرد نمیتوانم حرف بزنم
آخر این روزها بغضها حسابی اذیتم میکنند ..
بغض نبودنت
بغضِ بوسه زدنهایت بر پیشانی کسی غیر از من!
بغض لذت گرفتن دستهایت که از دست دادم ..
لعنتی بغضهایم نمیگذارد درست قانعشان کنم که " رفتنت دلیل داشت،منطق داشت"
نمیگذارد ..
💛💛💛💛💛
#پگاه_صنیعی
به همه میگویم دلش جای دیگر بود که رفت من هم اگر جایش بودم میرفتم! ولی خودم که میدانم من پای برو نداشتم ..
خودم که میدانم اگر دلم جای دیگری بود یک قدم هم سمتت برنمیداشتم ..
همه میگویند مگر نمیدانست دلش اینجا نیست پس چرا آمد تو را وابسته کرد ..
دلت را بی تاب کرد ..
و رفت؟!
چیزی ندارم جوابشان را بدهم یعنی ترجیح میدم به جوابِ اینطور سوالها فکر نکنم ..
چون آخرش میرسم به آنجایی که تو نامرد بودی و من را دوست نداشتی و ..
وای اصلا ولش کن!
آخر تلخیِ این حقیقتها مغزم را چروک میکند ..
میگویم کاش بعد از من به او که میخواهد برسد دلم نمیآید ناراحت ببینمش دلم میخواهد " عاشق " ببینمش!
همه میگویند چه خوبی تو ..
چه عشقی داری تو ..
باز هم هیچ نمیگویم
این بار جواب دارم بدهم! میتوانم بگویم دوستش دارم ..
قلبم برایش میتپد خب!
آرزویی بهتر از عشق ندیدم که برایش بکنم ؛
با اینکه خودم از این دردِ شیرین خیری ندیدم ..
اما میدانم تو اگر عاشق شوی غوغا میکنی ..
میدانم تو اگر عاشق شوی معنیِ عشق را عوض میکنی ..
ولی راستش بغض گلویم را میگیرد نمیتوانم حرف بزنم
آخر این روزها بغضها حسابی اذیتم میکنند ..
بغض نبودنت
بغضِ بوسه زدنهایت بر پیشانی کسی غیر از من!
بغض لذت گرفتن دستهایت که از دست دادم ..
لعنتی بغضهایم نمیگذارد درست قانعشان کنم که " رفتنت دلیل داشت،منطق داشت"
نمیگذارد ..
💛💛💛💛💛
#پگاه_صنیعی