بچه تر که بودم وقتی مهمان می آمد مانند یک گربه جلویشان قل میخوردم و تمام شیرین کارهایی که بلد بودم انجام میدادم تا بیشتر بمانند.فقط میخواستم بیشتر بمانند.دیرتر بروند.اصلا نروند.بعد مامان من را میبرد به گوشه ای و میگفت هیچ وقت اصرار نکن.هر کسی خودش دوست داشته باشد می ماند.
بیشتر هم می ماند. مامان هیچ وقت اهل تعارف کردن نبود.اما من باز مهمان بعدی که می آمد می رفتم جلویش قل میخوردم که بمان.دیرتر برو. بزرگتر که شدم وقتی جلوی دوستم قل میخوردم که بماند و آن قدر قل خوردم و افتادم روی سراشیبی و پرت شدم،فهمیدم مامان راست میگفت.مهمان و دوست و شوهر و همسر ندارد.هر کسی بخواهد می ماند.نخواهد میرود.
حالا تو هی قل بخور...
هی شیرین کاری کن...
بیشتر هم می ماند. مامان هیچ وقت اهل تعارف کردن نبود.اما من باز مهمان بعدی که می آمد می رفتم جلویش قل میخوردم که بمان.دیرتر برو. بزرگتر که شدم وقتی جلوی دوستم قل میخوردم که بماند و آن قدر قل خوردم و افتادم روی سراشیبی و پرت شدم،فهمیدم مامان راست میگفت.مهمان و دوست و شوهر و همسر ندارد.هر کسی بخواهد می ماند.نخواهد میرود.
حالا تو هی قل بخور...
هی شیرین کاری کن...
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰
💙 Sticker
آخه تا کی تو خواب کنارت باشم و وقتی بیدار میشم این واقعیته مسخره که ندارمت بزنه تو ذوقم ؟
#محیکس
#محیکس
وقتی که زندگی من
هیچ چیز نبود
هیچ چیز به جز تیک تاک ساعت دیواری
دریافتم
باید ، باید ، باید
دیوانه وار دوست بدارم
کسی را که مثل هیچکس نیست ...
#فروغ_فرخزاد
هیچ چیز نبود
هیچ چیز به جز تیک تاک ساعت دیواری
دریافتم
باید ، باید ، باید
دیوانه وار دوست بدارم
کسی را که مثل هیچکس نیست ...
#فروغ_فرخزاد
تردید را کنار بگذار
دو دل نباش! این که از من بُگذری و بَروی هیچ چیز بهتر نخواهد شد!
هوا را ببین ! ابری است ،
میروی باران میگیرد خیس میشوی
راه هم که آشنا نیست و مقصدت نامشخص!
زبانم لال میانه ی مسیر غریبه ای نگاهش زوم تو میشود ، چشم بر نمیدارد
نگاه میکند ، نگاه میکند ، عاشق میشود!
آنوقت من میمانم و رقیبی که تورا میخواهد .
اصلا فکر کردی با رفتنت دلم را با خودت ببری من با یک آدم خالی از قلب باید چگونه زندگی کنم؟
میروی هوا ابری میماند ...
میروی آسمان میگریَد
دیدی ؟
اینجا فقط من از رفتنت نمیمیرم
حتی آن گنجشکِ روی سیم چراغ برق دلش میگیرد ..
چمدانت را باز کن و در را ببند
آن بیرون خبری نیست !
زمانه تغییر کرده
اینجا کمتر کسی عاشق میشود!
جوری که من دوستت دارم از پس هیچکسی برنمی آید !
لجبازی را کنار بگذار
من آغوش باز میکنم تو در من مچاله شو
این بار تقدیر را عوض کن و نشان بده التماس همیشه هم بد نیست !
#زهرا_مصلح
دو دل نباش! این که از من بُگذری و بَروی هیچ چیز بهتر نخواهد شد!
هوا را ببین ! ابری است ،
میروی باران میگیرد خیس میشوی
راه هم که آشنا نیست و مقصدت نامشخص!
زبانم لال میانه ی مسیر غریبه ای نگاهش زوم تو میشود ، چشم بر نمیدارد
نگاه میکند ، نگاه میکند ، عاشق میشود!
آنوقت من میمانم و رقیبی که تورا میخواهد .
اصلا فکر کردی با رفتنت دلم را با خودت ببری من با یک آدم خالی از قلب باید چگونه زندگی کنم؟
میروی هوا ابری میماند ...
میروی آسمان میگریَد
دیدی ؟
اینجا فقط من از رفتنت نمیمیرم
حتی آن گنجشکِ روی سیم چراغ برق دلش میگیرد ..
چمدانت را باز کن و در را ببند
آن بیرون خبری نیست !
زمانه تغییر کرده
اینجا کمتر کسی عاشق میشود!
جوری که من دوستت دارم از پس هیچکسی برنمی آید !
لجبازی را کنار بگذار
من آغوش باز میکنم تو در من مچاله شو
این بار تقدیر را عوض کن و نشان بده التماس همیشه هم بد نیست !
#زهرا_مصلح
تمام زن های زیبا که عادت دارند مردها رو تحت تاثیر خودشون ببینند ، وقتی مردی رو پیدا می کنند که نمی تونن روش نفوذ داشته باشند ، ازش متنفر می شن ... ربه کا هیچ وقت عاشق من نبود! اون از من متنفر بود... متنفر ...!
Rebecca
Rebecca
درد اينجاست
دلمان را به هر كه خوش كرديم
روزگارمان را سياه كرد...
دلمان را به هر كه خوش كرديم
روزگارمان را سياه كرد...
اولش یکم سخته
کم کم اما عادت میکنی،
به صبح هایی که به محض باز شدن چشمات نخواد به کسی صبح بخیر بگی!
عادت میکنی به کسیو نداشتن واسه خریدن نازت...
یاد میگیری خیلیا ممکنه بیان، ولی آخرش بجز خودت هیچکی برات نمیمونه...
خودتو غرق کار میکنی
غرق درس
غرق زندگی
میترسی که نکنه یکوقت بیکار بشی و یادت بیاد چقدر تنهایی
چقدر دنیات خالیه...
چقدر هیچکس نیست!
ولی میدونی...
مهم اینه، بلاخره عادت میکنی
بلاخره یک روز میاد که زندگی هرچی مُشت میزنه تو دیگه دردت نمیاد!
فقط بهش لبخند میزنی...
رها صداقت
کم کم اما عادت میکنی،
به صبح هایی که به محض باز شدن چشمات نخواد به کسی صبح بخیر بگی!
عادت میکنی به کسیو نداشتن واسه خریدن نازت...
یاد میگیری خیلیا ممکنه بیان، ولی آخرش بجز خودت هیچکی برات نمیمونه...
خودتو غرق کار میکنی
غرق درس
غرق زندگی
میترسی که نکنه یکوقت بیکار بشی و یادت بیاد چقدر تنهایی
چقدر دنیات خالیه...
چقدر هیچکس نیست!
ولی میدونی...
مهم اینه، بلاخره عادت میکنی
بلاخره یک روز میاد که زندگی هرچی مُشت میزنه تو دیگه دردت نمیاد!
فقط بهش لبخند میزنی...
رها صداقت
یه نفر اینور دنیا ارزوشه دائم پشت گوشی قربون صدقه ت بره ، دلش قنج میزنه که تو یه خیابوون پا به پات با عاشقانه هاش مستت کنه، شباشو به امید دیدنت صبح کنه و روزاشو با گرمای عشقش بهت شب، ولی میدونی چیه ؟
تو اما دقیقا دلت برای یک نفر اونور دنیا پرپر میزنه، دلت رام بی احساس ترین ادم روی زمین میشه ... دنیا تا بوده همین بوود ... همین قدر تلخ ...همین قدر سرد ... همین قدر مزخرف
تو اما دقیقا دلت برای یک نفر اونور دنیا پرپر میزنه، دلت رام بی احساس ترین ادم روی زمین میشه ... دنیا تا بوده همین بوود ... همین قدر تلخ ...همین قدر سرد ... همین قدر مزخرف
چه طعم گس و تلخی داره ، اینکه بفهمی دوس داشتنِ کور کورانت داشته کم کم و یواش یواش ، پایه و اساسِ زندگیِ یه نفرو خراب میکرده ، آرزوهاشو نقشِ بر آب میکرده ، ذوقشو کور میکرده ، حتی کسی که عاشقانه دوسش داشته رو ازش دور میکنه ، و چه دیر میفهمی اینو ، وقتی که تبدیل شده به یه آدمِ دیگه ، یکی که حتی خودشم نمیشناستش و نمیفهمه چی به چیه ، دلیلِ خیلی از کاراشو حتی خودشم نمیدونه ، این وسط تو میمونیُ اون حسِ مزخرف ، ولی واسه اون هیچی نمیمونه ، باید از صفر شروع کنه .
#منفور_نباشیم
#منفور_نباشیم
Enferadi
Mehdi Yarrahi
کاش اینهمه بدونِ منطق دوسِت نداشتم ...
یک ضرب المثل اسپانیايی ميگه:
برای پختن یک املت خوشمزه، حداقل
باید یک تخم مرغ شکست؛
یعنی برای بدست آوردن هر چيزی،
بايد هزينهای پرداخت كرد!
اين هزينه گاهی زمان شماست، گاهی
پول شماست، گاهی گذشتن از خوشیهاست، گاهی گذشتن از خواب راحته!
برای پختن یک املت خوشمزه، حداقل
باید یک تخم مرغ شکست؛
یعنی برای بدست آوردن هر چيزی،
بايد هزينهای پرداخت كرد!
اين هزينه گاهی زمان شماست، گاهی
پول شماست، گاهی گذشتن از خوشیهاست، گاهی گذشتن از خواب راحته!
- چرا من اینقد اذیتت میکنم ؟
+ چون یکی دیگه تو قلبته و دوسش داری .
+ چون یکی دیگه تو قلبته و دوسش داری .
اگر به رفتن باشد که همه بلدند …
همه می توانند طوری بروند که حتی
سایه شان در زندگی کسی جا نماند!
اما ماندن ، کار هر کسی نیست …
آنهایی می مانند که پذیرفته اند عشق مثل دو روی یک سکه است
که با هم بودن فقط روزهای خوشی نیست
روزهای سخت هم دارد ،جر و بحث هم دارد ،اختلاف نظر هم هست …
آنها که باور دارند عشق مثل دریاست
و دریا همیشه آرام نیست
آنها که از موج وطوفانش نمیترسند …
اگردر زندگیتان کسی را دارید که در بدترین شرایط هم کنارتان می ماند خیال نکنید به شما نیاز دارد
او برای ماندن آمده
در منطقش عشق و کنار کشیدن با هم جور در نمی آید
جا زدن برایش بی معنی ست!
بعضی ها ، یا دستی را نمیگیرند یا برای همیشه می گیرند …
این بعضی ها
این بعضی های عاشق
قابل ستایش اند …!
همه می توانند طوری بروند که حتی
سایه شان در زندگی کسی جا نماند!
اما ماندن ، کار هر کسی نیست …
آنهایی می مانند که پذیرفته اند عشق مثل دو روی یک سکه است
که با هم بودن فقط روزهای خوشی نیست
روزهای سخت هم دارد ،جر و بحث هم دارد ،اختلاف نظر هم هست …
آنها که باور دارند عشق مثل دریاست
و دریا همیشه آرام نیست
آنها که از موج وطوفانش نمیترسند …
اگردر زندگیتان کسی را دارید که در بدترین شرایط هم کنارتان می ماند خیال نکنید به شما نیاز دارد
او برای ماندن آمده
در منطقش عشق و کنار کشیدن با هم جور در نمی آید
جا زدن برایش بی معنی ست!
بعضی ها ، یا دستی را نمیگیرند یا برای همیشه می گیرند …
این بعضی ها
این بعضی های عاشق
قابل ستایش اند …!
غرور هميشه چيزِ خوبي نيست
كه مدام بهش افتخار هم می كنين
خيلي زود
سرزده
بی موقع
يكی توی زندگيتون پيدا ميشه
كه با غرورش نابودتون ميكنه
زندگی حرف نمی زنه
فقط ساكت كارشو ميكنه ...!
• فريده صارمي
كه مدام بهش افتخار هم می كنين
خيلي زود
سرزده
بی موقع
يكی توی زندگيتون پيدا ميشه
كه با غرورش نابودتون ميكنه
زندگی حرف نمی زنه
فقط ساكت كارشو ميكنه ...!
• فريده صارمي
هميشه يه نفر هست كه شنيدن صداش،
مثل گوش دادن به يه آهنگ، میتونه آرومت كنه.
شايد هيچوقت نفهمه چقدر دوستش داری، شايد هيچوقت نفهمی چقدر دوستش داری.
اما هيچكدوم از اين «هيچوقتها» مهم نيست...
مهم اينه كه يه نفر باشه تا بهش بگی؛
«از اينجايی كه الان هستم، آخرتری وجود نداره. حرف بزن باهام، میخوام به زندگی برگردم»...
پویا جمشیدی
مثل گوش دادن به يه آهنگ، میتونه آرومت كنه.
شايد هيچوقت نفهمه چقدر دوستش داری، شايد هيچوقت نفهمی چقدر دوستش داری.
اما هيچكدوم از اين «هيچوقتها» مهم نيست...
مهم اينه كه يه نفر باشه تا بهش بگی؛
«از اينجايی كه الان هستم، آخرتری وجود نداره. حرف بزن باهام، میخوام به زندگی برگردم»...
پویا جمشیدی
میشود که خودِ دیروزت رقیبِ خودِ امروزت باشد،
میشود که عکس هایِ قدیمیت بشوند بزرگترین دشمنت،
میشود که لبخند هایت توی یک عکس هایی اشکت را درآورند،
میشود که خنده ها ی چشمانت توی گذشته اشکی کنند چشمانِ امروزت را،
میشود که خاطراتِ خنده دار گذشته امروز بغض بکارد توی گلو...
غیر ممکن های دیروز،
ممکن میشود
اگر امروز کسی که نباید، رفته باشد از زندگیت...
#فاطمه_جوادی
میشود که عکس هایِ قدیمیت بشوند بزرگترین دشمنت،
میشود که لبخند هایت توی یک عکس هایی اشکت را درآورند،
میشود که خنده ها ی چشمانت توی گذشته اشکی کنند چشمانِ امروزت را،
میشود که خاطراتِ خنده دار گذشته امروز بغض بکارد توی گلو...
غیر ممکن های دیروز،
ممکن میشود
اگر امروز کسی که نباید، رفته باشد از زندگیت...
#فاطمه_جوادی
Forwarded from ғᴏɴᴅɴᴇssʟɪғᴇ🤍
زندگی وقتی واسه رویاهات تلاش میکنی قشنگتر میشه.
تلاش كنيد
خب؟
تلاش كنيد
خب؟
Atre To
Mehdi Yarrahi
ترانهسرا: #رستاک_حلاج 💛
به موهايم سنجاق زد و گفت:
من دير دچار مي شوم.
نمي دانستم "دچار " دقيقا به كدام حس و حالت مي گويند.
حالا چند وقتي ست كه او جايي در همين حوالي زندگي مي كند و
نام من ديگر در اسامي مخاطب هايش نيست.
اما من روزها خواب آلوده ام و شب ها سر به هوا مي شوم.
نه ميلم به خنده مي رود،
و نه با كسي حرفم مي آيد.
اتاقم تاريك است و
به نور چراغ احتياجم نيست.
به گمانم "دچار" به همين سادگي رخ مي دهد.
[ شیما سبحانی ]
من دير دچار مي شوم.
نمي دانستم "دچار " دقيقا به كدام حس و حالت مي گويند.
حالا چند وقتي ست كه او جايي در همين حوالي زندگي مي كند و
نام من ديگر در اسامي مخاطب هايش نيست.
اما من روزها خواب آلوده ام و شب ها سر به هوا مي شوم.
نه ميلم به خنده مي رود،
و نه با كسي حرفم مي آيد.
اتاقم تاريك است و
به نور چراغ احتياجم نيست.
به گمانم "دچار" به همين سادگي رخ مي دهد.
[ شیما سبحانی ]