كاش شب و روز هركسي اختصاصي و به اختيار خودش بود ، شبيه خاموش روشن كردن لامپ اتاقش ، بعد مثلا مامان يهو بدون اينكه قبلش در بزنه ، زرت در اتاقمو باز ميكرد ميديد ساعت دوازده و نيمه ظهره ولي از پنجره ي اتاق من هنوز هوا تاريكه بعد داد ميزد : تو هنوز روزت رو روشن نكردي ؟ تا كي ميخواي تو شب بشيني ؟ خودمو كش و قوس ميدادم كه : گير نده تو رو خدا مامان .
تو پياده رو ها ، پارك ها ، خيابون ها هركي بالاي سرش اندازه ي خودش يه سفره ي يه متر در يه متر آسمون داشت كه همه ي تنظيماتش دست خودش بود. اينجوري انقدر منتظر نمي موندم واسه همين چند ساعت شب كه بعدشم قرار روز بشه .
#مرآجان
تو پياده رو ها ، پارك ها ، خيابون ها هركي بالاي سرش اندازه ي خودش يه سفره ي يه متر در يه متر آسمون داشت كه همه ي تنظيماتش دست خودش بود. اينجوري انقدر منتظر نمي موندم واسه همين چند ساعت شب كه بعدشم قرار روز بشه .
#مرآجان
وقتی ام که حرف زدن یادشون میره تنها تر میشن
تنها تر که شدن تموم مسئله هارو نصف نیمه ول میکنن
بعد این مسئله هایِ نصف نیمه یه جایی خرخرتو میجوعن و بغض میشن و ...
دلتنگی ،
اتفاق عجیبیست.
گویی که خواهی مُرد،
ولی نمیمیری ...
جمال ثریا
اتفاق عجیبیست.
گویی که خواهی مُرد،
ولی نمیمیری ...
جمال ثریا
📝
جملهی "نباشی،نیستم"
لزوما خبر از مرگ کسی در نبود شما را نمیدهد..
این یعنی نباشی دیگر آن ادم سابق نیستم
این که آدم سابق نیستم، یعنی دیگر مثل قبل زندگی نمیکنم
مثل قبل نمیخندم
از خودم عکس نمیگیرم
سینما نمیروم
توی آینه به خودم لبخند نمیزنم
شبها به سختی خوابم میبرد
صبحها..
صبحها با امید چشمهایم را باز نمیکنم
اینها یعنی من دیگر آدم سابق نیستم
اینها یعنی: "نباشی نیستم"
• زهرا سرکارراه
جملهی "نباشی،نیستم"
لزوما خبر از مرگ کسی در نبود شما را نمیدهد..
این یعنی نباشی دیگر آن ادم سابق نیستم
این که آدم سابق نیستم، یعنی دیگر مثل قبل زندگی نمیکنم
مثل قبل نمیخندم
از خودم عکس نمیگیرم
سینما نمیروم
توی آینه به خودم لبخند نمیزنم
شبها به سختی خوابم میبرد
صبحها..
صبحها با امید چشمهایم را باز نمیکنم
اینها یعنی من دیگر آدم سابق نیستم
اینها یعنی: "نباشی نیستم"
• زهرا سرکارراه
Forwarded from ғᴏɴᴅɴᴇssʟɪғᴇ🤍
با سَختى ها مُبارزهـ كُن
تا روياهاتو عَمَلى كُنى
خُب؟
تا روياهاتو عَمَلى كُنى
خُب؟
بچه تر که بودم وقتی مهمان می آمد مانند یک گربه جلویشان قل میخوردم و تمام شیرین کارهایی که بلد بودم انجام میدادم تا بیشتر بمانند.فقط میخواستم بیشتر بمانند.دیرتر بروند.اصلا نروند.بعد مامان من را میبرد به گوشه ای و میگفت هیچ وقت اصرار نکن.هر کسی خودش دوست داشته باشد می ماند.
بیشتر هم می ماند. مامان هیچ وقت اهل تعارف کردن نبود.اما من باز مهمان بعدی که می آمد می رفتم جلویش قل میخوردم که بمان.دیرتر برو. بزرگتر که شدم وقتی جلوی دوستم قل میخوردم که بماند و آن قدر قل خوردم و افتادم روی سراشیبی و پرت شدم،فهمیدم مامان راست میگفت.مهمان و دوست و شوهر و همسر ندارد.هر کسی بخواهد می ماند.نخواهد میرود.
حالا تو هی قل بخور...
هی شیرین کاری کن...
بیشتر هم می ماند. مامان هیچ وقت اهل تعارف کردن نبود.اما من باز مهمان بعدی که می آمد می رفتم جلویش قل میخوردم که بمان.دیرتر برو. بزرگتر که شدم وقتی جلوی دوستم قل میخوردم که بماند و آن قدر قل خوردم و افتادم روی سراشیبی و پرت شدم،فهمیدم مامان راست میگفت.مهمان و دوست و شوهر و همسر ندارد.هر کسی بخواهد می ماند.نخواهد میرود.
حالا تو هی قل بخور...
هی شیرین کاری کن...
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰
💙 Sticker
آخه تا کی تو خواب کنارت باشم و وقتی بیدار میشم این واقعیته مسخره که ندارمت بزنه تو ذوقم ؟
#محیکس
#محیکس
وقتی که زندگی من
هیچ چیز نبود
هیچ چیز به جز تیک تاک ساعت دیواری
دریافتم
باید ، باید ، باید
دیوانه وار دوست بدارم
کسی را که مثل هیچکس نیست ...
#فروغ_فرخزاد
هیچ چیز نبود
هیچ چیز به جز تیک تاک ساعت دیواری
دریافتم
باید ، باید ، باید
دیوانه وار دوست بدارم
کسی را که مثل هیچکس نیست ...
#فروغ_فرخزاد
تردید را کنار بگذار
دو دل نباش! این که از من بُگذری و بَروی هیچ چیز بهتر نخواهد شد!
هوا را ببین ! ابری است ،
میروی باران میگیرد خیس میشوی
راه هم که آشنا نیست و مقصدت نامشخص!
زبانم لال میانه ی مسیر غریبه ای نگاهش زوم تو میشود ، چشم بر نمیدارد
نگاه میکند ، نگاه میکند ، عاشق میشود!
آنوقت من میمانم و رقیبی که تورا میخواهد .
اصلا فکر کردی با رفتنت دلم را با خودت ببری من با یک آدم خالی از قلب باید چگونه زندگی کنم؟
میروی هوا ابری میماند ...
میروی آسمان میگریَد
دیدی ؟
اینجا فقط من از رفتنت نمیمیرم
حتی آن گنجشکِ روی سیم چراغ برق دلش میگیرد ..
چمدانت را باز کن و در را ببند
آن بیرون خبری نیست !
زمانه تغییر کرده
اینجا کمتر کسی عاشق میشود!
جوری که من دوستت دارم از پس هیچکسی برنمی آید !
لجبازی را کنار بگذار
من آغوش باز میکنم تو در من مچاله شو
این بار تقدیر را عوض کن و نشان بده التماس همیشه هم بد نیست !
#زهرا_مصلح
دو دل نباش! این که از من بُگذری و بَروی هیچ چیز بهتر نخواهد شد!
هوا را ببین ! ابری است ،
میروی باران میگیرد خیس میشوی
راه هم که آشنا نیست و مقصدت نامشخص!
زبانم لال میانه ی مسیر غریبه ای نگاهش زوم تو میشود ، چشم بر نمیدارد
نگاه میکند ، نگاه میکند ، عاشق میشود!
آنوقت من میمانم و رقیبی که تورا میخواهد .
اصلا فکر کردی با رفتنت دلم را با خودت ببری من با یک آدم خالی از قلب باید چگونه زندگی کنم؟
میروی هوا ابری میماند ...
میروی آسمان میگریَد
دیدی ؟
اینجا فقط من از رفتنت نمیمیرم
حتی آن گنجشکِ روی سیم چراغ برق دلش میگیرد ..
چمدانت را باز کن و در را ببند
آن بیرون خبری نیست !
زمانه تغییر کرده
اینجا کمتر کسی عاشق میشود!
جوری که من دوستت دارم از پس هیچکسی برنمی آید !
لجبازی را کنار بگذار
من آغوش باز میکنم تو در من مچاله شو
این بار تقدیر را عوض کن و نشان بده التماس همیشه هم بد نیست !
#زهرا_مصلح
تمام زن های زیبا که عادت دارند مردها رو تحت تاثیر خودشون ببینند ، وقتی مردی رو پیدا می کنند که نمی تونن روش نفوذ داشته باشند ، ازش متنفر می شن ... ربه کا هیچ وقت عاشق من نبود! اون از من متنفر بود... متنفر ...!
Rebecca
Rebecca
درد اينجاست
دلمان را به هر كه خوش كرديم
روزگارمان را سياه كرد...
دلمان را به هر كه خوش كرديم
روزگارمان را سياه كرد...
اولش یکم سخته
کم کم اما عادت میکنی،
به صبح هایی که به محض باز شدن چشمات نخواد به کسی صبح بخیر بگی!
عادت میکنی به کسیو نداشتن واسه خریدن نازت...
یاد میگیری خیلیا ممکنه بیان، ولی آخرش بجز خودت هیچکی برات نمیمونه...
خودتو غرق کار میکنی
غرق درس
غرق زندگی
میترسی که نکنه یکوقت بیکار بشی و یادت بیاد چقدر تنهایی
چقدر دنیات خالیه...
چقدر هیچکس نیست!
ولی میدونی...
مهم اینه، بلاخره عادت میکنی
بلاخره یک روز میاد که زندگی هرچی مُشت میزنه تو دیگه دردت نمیاد!
فقط بهش لبخند میزنی...
رها صداقت
کم کم اما عادت میکنی،
به صبح هایی که به محض باز شدن چشمات نخواد به کسی صبح بخیر بگی!
عادت میکنی به کسیو نداشتن واسه خریدن نازت...
یاد میگیری خیلیا ممکنه بیان، ولی آخرش بجز خودت هیچکی برات نمیمونه...
خودتو غرق کار میکنی
غرق درس
غرق زندگی
میترسی که نکنه یکوقت بیکار بشی و یادت بیاد چقدر تنهایی
چقدر دنیات خالیه...
چقدر هیچکس نیست!
ولی میدونی...
مهم اینه، بلاخره عادت میکنی
بلاخره یک روز میاد که زندگی هرچی مُشت میزنه تو دیگه دردت نمیاد!
فقط بهش لبخند میزنی...
رها صداقت
یه نفر اینور دنیا ارزوشه دائم پشت گوشی قربون صدقه ت بره ، دلش قنج میزنه که تو یه خیابوون پا به پات با عاشقانه هاش مستت کنه، شباشو به امید دیدنت صبح کنه و روزاشو با گرمای عشقش بهت شب، ولی میدونی چیه ؟
تو اما دقیقا دلت برای یک نفر اونور دنیا پرپر میزنه، دلت رام بی احساس ترین ادم روی زمین میشه ... دنیا تا بوده همین بوود ... همین قدر تلخ ...همین قدر سرد ... همین قدر مزخرف
تو اما دقیقا دلت برای یک نفر اونور دنیا پرپر میزنه، دلت رام بی احساس ترین ادم روی زمین میشه ... دنیا تا بوده همین بوود ... همین قدر تلخ ...همین قدر سرد ... همین قدر مزخرف
چه طعم گس و تلخی داره ، اینکه بفهمی دوس داشتنِ کور کورانت داشته کم کم و یواش یواش ، پایه و اساسِ زندگیِ یه نفرو خراب میکرده ، آرزوهاشو نقشِ بر آب میکرده ، ذوقشو کور میکرده ، حتی کسی که عاشقانه دوسش داشته رو ازش دور میکنه ، و چه دیر میفهمی اینو ، وقتی که تبدیل شده به یه آدمِ دیگه ، یکی که حتی خودشم نمیشناستش و نمیفهمه چی به چیه ، دلیلِ خیلی از کاراشو حتی خودشم نمیدونه ، این وسط تو میمونیُ اون حسِ مزخرف ، ولی واسه اون هیچی نمیمونه ، باید از صفر شروع کنه .
#منفور_نباشیم
#منفور_نباشیم