۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰
Alireza Arianfar Ft. Sara Yousefi – To Mesle To
من همیشه بهت میگفتم کشته مردت نیستم
عاشقتم
ولی حالا بهت میگم
دارم از نبودت جون میکَنَم
نمیخوای ایندفه دستِ رد به سینم نزنیُ درخواستمو قبول کنی ؟
قَبِلتو؟
نه ، میدونم دیگه فایده ای نداره
دیگه دیگه
خیلی دیر شده
خیلی وقته منو تو اون سیاه چالِ دلِ دل سنگت چال کردی
#ت_مثل_تو💛
عاشقتم
ولی حالا بهت میگم
دارم از نبودت جون میکَنَم
نمیخوای ایندفه دستِ رد به سینم نزنیُ درخواستمو قبول کنی ؟
قَبِلتو؟
نه ، میدونم دیگه فایده ای نداره
دیگه دیگه
خیلی دیر شده
خیلی وقته منو تو اون سیاه چالِ دلِ دل سنگت چال کردی
#ت_مثل_تو💛
۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰ pinned an audio file
آدمها تنها یک بار عاشق میشوند...
بعد از آن به دنبالِ نفرِ قبلی هستند در بعدی ها...
زل میزنند توی چشم هایتان و فکر میکنند برق چشمان این کجا و آن کجا...
به خنده ات می اندازند و در ذهنشان تصویری جان میگیرد و زیرِ لب میگویند:
لعنتی هیچ کس مثلِ تو نمیخندد...
دست هایت را میگیرند و ولیعصر را بالا و پایین میکنند
و دائم در حال اندازه کردن هستند
که نه دست های فلانی برای دست های من ساخته شده بود نه این دست های وصله ی ناجور...
در یک شبِ نزدیک به انتهای پاییز
در یک کوچه خلوت
لب هایت را میبوسند و به طعم لبان دیگری و ضربان قلبشان هنگام بوسیدنِ آن اولی فکر میکنند...
آدم ها یک بار عمیقا عاشق میشوند،
عشق چیزی نیست که دوباره به وجود بیاید...
دست کسی را فکر میکنید حستان به او عشق است را محکم بگیرید
زمان که بگذرد،
از دستش که بدهید
تنها چاره کارتان
بغل کردن زانوهایتان روی تختِ خوابِ یک نفر است
و حسرت برای ساده باختنِ کسی که عشق بوده...
بعد از آن به دنبالِ نفرِ قبلی هستند در بعدی ها...
زل میزنند توی چشم هایتان و فکر میکنند برق چشمان این کجا و آن کجا...
به خنده ات می اندازند و در ذهنشان تصویری جان میگیرد و زیرِ لب میگویند:
لعنتی هیچ کس مثلِ تو نمیخندد...
دست هایت را میگیرند و ولیعصر را بالا و پایین میکنند
و دائم در حال اندازه کردن هستند
که نه دست های فلانی برای دست های من ساخته شده بود نه این دست های وصله ی ناجور...
در یک شبِ نزدیک به انتهای پاییز
در یک کوچه خلوت
لب هایت را میبوسند و به طعم لبان دیگری و ضربان قلبشان هنگام بوسیدنِ آن اولی فکر میکنند...
آدم ها یک بار عمیقا عاشق میشوند،
عشق چیزی نیست که دوباره به وجود بیاید...
دست کسی را فکر میکنید حستان به او عشق است را محکم بگیرید
زمان که بگذرد،
از دستش که بدهید
تنها چاره کارتان
بغل کردن زانوهایتان روی تختِ خوابِ یک نفر است
و حسرت برای ساده باختنِ کسی که عشق بوده...
میگن عاشقا بارونو دوست دارن
ولی من یه چیزیو هیچوقت نگفتم
چه بارون بباره چه بارون نباره
با هر اتفاقی به یادت میفتم ...
ولی من یه چیزیو هیچوقت نگفتم
چه بارون بباره چه بارون نباره
با هر اتفاقی به یادت میفتم ...
- وقتی در چشمانش زل زده بودم سعی کردم خط های دور مردمکش را بخوانم،انگار نوشته بود خدا هم با آن خدایی اش وقتی او را لمیده آفرید بر کل جهانش ارضا شد.
برای خانهای
که تو نیستی
در اضافیست
پنجره اضافیست
برای این خانه
یک گوشه دنج کافیست...
نیما_یوشیج
که تو نیستی
در اضافیست
پنجره اضافیست
برای این خانه
یک گوشه دنج کافیست...
نیما_یوشیج
کسی سراغ نداری،
تو را به من برساند...؟
از بس به انتظارت نشستم خسته شدم . . .
[ فرامرز عرب عامری ]
تو را به من برساند...؟
از بس به انتظارت نشستم خسته شدم . . .
[ فرامرز عرب عامری ]
همه عمر بر ندارم سر از این خمارِ مستی
که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی
[ سعدی ]
که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی
[ سعدی ]
- هواي فردا بستگي داره كي كجاس ؟! كي تو دلِ كيه ! شايد ابريه شايدم نيست ...
وقتی آدم یک نفر را
دوست داشته باشد بیشتر تنهاست.
چون نمی تواند به هیچ کس
جز همان آدم بگوید که
چه احساسی دارد...
سمفونی مردگان
دوست داشته باشد بیشتر تنهاست.
چون نمی تواند به هیچ کس
جز همان آدم بگوید که
چه احساسی دارد...
سمفونی مردگان
حتی یک نفر را نداشتم که با او دردودل کنم..
کسی باشد که بهش بگویم دوستش دارم..
میفهمی؟
میدانی عشق یعنی چی؟
خیال نمیکنم بفهمی.هیچکس نمیداند من چه حالی دارم،هیچکس ..
دلم از تنهایی میپوسید و دردهای ناگفتنی توی دلم تلمبار میشد.
آدم عاشق باشد و نتواند به کسی بگوید
غمانگیز نیست؟
#عباس_معروفی
کسی باشد که بهش بگویم دوستش دارم..
میفهمی؟
میدانی عشق یعنی چی؟
خیال نمیکنم بفهمی.هیچکس نمیداند من چه حالی دارم،هیچکس ..
دلم از تنهایی میپوسید و دردهای ناگفتنی توی دلم تلمبار میشد.
آدم عاشق باشد و نتواند به کسی بگوید
غمانگیز نیست؟
#عباس_معروفی
۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰
Photo
گاهی آدم دلش نمیخواهد که حالش خوب شود، دلش نمیخواهد که هیچ کاری بکند، دلش نمیخواهد که هیچ کسی کاری به کارش داشته باشد، دلش نمیخواهد که از اتاقش بیرون بیاید، دلش نمیخواهد که کسی نگرانش شود، دلش نمیخواهد که دلش چیزی بخواهد، فقط هیچ چیز نمیخواهد و همین، فقط میخواهد که بگذرد فقط و نگذرد، میخواهد که رد بشود زمان، میخواهد که بر بالای بلندترین درخت سِکویای غول پیکر روی زمین برود و نفس عمیقی بکشد و چشمانش را ببندد و از آن بالا خودش را به بالا بیاندازد و بر روی سیارهی اوراک فرود بیاید و ناگهان فراموش شود و فراموش کند و تنها دیگر وجود نداشته باشد، باشد و نباشد، به همین سادگی و ناممکنی.
من میدانم ؛
بالاخره یِکی از همین شَبها
خدا هم خستِه میشود ،
پس میزند ما دلتَنگها را ..!
مثل دریا که ماهیهایِ مُرده را ..
#پگاه_صنیعی
بالاخره یِکی از همین شَبها
خدا هم خستِه میشود ،
پس میزند ما دلتَنگها را ..!
مثل دریا که ماهیهایِ مُرده را ..
#پگاه_صنیعی
نشسته بودم تو تاکسی ، یه دختره کناره خیابون وایستاده بود و میلرزید .
- آقا ایشونم سوار کن ، گناه دارن تو این سرما
درِ عقب رو باز میکنه و میشینه و تکیه میده
تا نشست تو ماشین
بویِ عطرش که پیچید تو هوا
این من بودم که مثِ دیوونه ها فقط بو میکشیدم
آخه عطرش مثِ تو بود ، همون بو رو
میداد دقیقا ، منو برد به اون وقتایی که میشِستی کنارم و خودکاراتو در میاوردی از تو جامدادیت و از بینِ اون هزار و اَندی خودکار که داشتی هول هولکی سه تا رو انتخاب میکردی ، بعد اون نوت بوکه زردت که کِش داشت رو درمیاوردی و رو میکردی به منی که خیره شده بودم بهت و حظ میکردم و میگفتی شروع کنیم دیگه !
- آقا لطفا اول خانوم رو برسونین ، من عجله ای ندارم
حتی وقتی پایِ عطرِ توام وسط باشه ، نمیشه به این سادگیا ازش گذشت :))
#محیکس
- آقا ایشونم سوار کن ، گناه دارن تو این سرما
درِ عقب رو باز میکنه و میشینه و تکیه میده
تا نشست تو ماشین
بویِ عطرش که پیچید تو هوا
این من بودم که مثِ دیوونه ها فقط بو میکشیدم
آخه عطرش مثِ تو بود ، همون بو رو
میداد دقیقا ، منو برد به اون وقتایی که میشِستی کنارم و خودکاراتو در میاوردی از تو جامدادیت و از بینِ اون هزار و اَندی خودکار که داشتی هول هولکی سه تا رو انتخاب میکردی ، بعد اون نوت بوکه زردت که کِش داشت رو درمیاوردی و رو میکردی به منی که خیره شده بودم بهت و حظ میکردم و میگفتی شروع کنیم دیگه !
- آقا لطفا اول خانوم رو برسونین ، من عجله ای ندارم
حتی وقتی پایِ عطرِ توام وسط باشه ، نمیشه به این سادگیا ازش گذشت :))
#محیکس
من از آدمایی که لباسشون بویِ عطرِ تو رو میده ، میترسم...
زن ها می توانند در اوجِ دلتنگی لبخند بزنند، آواز بخوانند، غذای دلخواهت را تدارک ببینند ،
کودکانه با بچه ها بازی کنند
زن ها می توانند با قلبی شکسته باز هم دوستت بدارند،
ببخشند و بخندند...
تو از طرزِ آرایشِ موهایش یا رنگِ لب هایش ، لباسش یا حتی حرف هایش هرگز نمیتوانی حدس بزنی زنی که روبرویت ایستاده دلتنگ یا دلشکسته است...!
" زن بودن کارِ ساده ای نیست"
#خسرو_شکیبایی
کودکانه با بچه ها بازی کنند
زن ها می توانند با قلبی شکسته باز هم دوستت بدارند،
ببخشند و بخندند...
تو از طرزِ آرایشِ موهایش یا رنگِ لب هایش ، لباسش یا حتی حرف هایش هرگز نمیتوانی حدس بزنی زنی که روبرویت ایستاده دلتنگ یا دلشکسته است...!
" زن بودن کارِ ساده ای نیست"
#خسرو_شکیبایی