به دشمنانت
ﻫﺰﺍﺭﺍﻥ ﺑﺎﺭ ﻓﺮﺻﺖ ﺑﺪﻩ
ﺗﺎ ﺑﺎﺗﻮ ﺩﻭﺳﺖ ﺷﻮﻧﺪ
ﺍﻣﺎ ﺑﻪ ﺩﻭﺳﺘﺎﻧﺖ
ﯾﮏ ﻓﺮﺻﺖ ﻫﻢﻧﺪﻩ
ﮐﻪ ﺩﺷﻤﻨﺖ ﺷﻮﻧﺪ!
ﺯﯾﺮﺍ ﺩﻭﺳﺘﺎنت
جای ﻋﻤﯿﻖِ ﺯﺧﻤﻬﺎﯼ ﺩﻟﺖ ﺭﺍ
ﺩﻗﯿﻖ میدﺍﻧﻨﺪ!
ﻫﺰﺍﺭﺍﻥ ﺑﺎﺭ ﻓﺮﺻﺖ ﺑﺪﻩ
ﺗﺎ ﺑﺎﺗﻮ ﺩﻭﺳﺖ ﺷﻮﻧﺪ
ﺍﻣﺎ ﺑﻪ ﺩﻭﺳﺘﺎﻧﺖ
ﯾﮏ ﻓﺮﺻﺖ ﻫﻢﻧﺪﻩ
ﮐﻪ ﺩﺷﻤﻨﺖ ﺷﻮﻧﺪ!
ﺯﯾﺮﺍ ﺩﻭﺳﺘﺎنت
جای ﻋﻤﯿﻖِ ﺯﺧﻤﻬﺎﯼ ﺩﻟﺖ ﺭﺍ
ﺩﻗﯿﻖ میدﺍﻧﻨﺪ!
شب ، موهای توست!
ریخته بر بازوان ماه
تاریک ؛
طولانی...
طولانی...
[ صفا وهابی ]
ریخته بر بازوان ماه
تاریک ؛
طولانی...
طولانی...
[ صفا وهابی ]
دل من اهل تو بود
دل تو اهل کجا . . . ؟
[ لیلا پور تقی ]
دل تو اهل کجا . . . ؟
[ لیلا پور تقی ]
۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰
Alireza Arianfar Ft. Sara Yousefi – To Mesle To
من همیشه بهت میگفتم کشته مردت نیستم
عاشقتم
ولی حالا بهت میگم
دارم از نبودت جون میکَنَم
نمیخوای ایندفه دستِ رد به سینم نزنیُ درخواستمو قبول کنی ؟
قَبِلتو؟
نه ، میدونم دیگه فایده ای نداره
دیگه دیگه
خیلی دیر شده
خیلی وقته منو تو اون سیاه چالِ دلِ دل سنگت چال کردی
#ت_مثل_تو💛
عاشقتم
ولی حالا بهت میگم
دارم از نبودت جون میکَنَم
نمیخوای ایندفه دستِ رد به سینم نزنیُ درخواستمو قبول کنی ؟
قَبِلتو؟
نه ، میدونم دیگه فایده ای نداره
دیگه دیگه
خیلی دیر شده
خیلی وقته منو تو اون سیاه چالِ دلِ دل سنگت چال کردی
#ت_مثل_تو💛
۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰ pinned an audio file
آدمها تنها یک بار عاشق میشوند...
بعد از آن به دنبالِ نفرِ قبلی هستند در بعدی ها...
زل میزنند توی چشم هایتان و فکر میکنند برق چشمان این کجا و آن کجا...
به خنده ات می اندازند و در ذهنشان تصویری جان میگیرد و زیرِ لب میگویند:
لعنتی هیچ کس مثلِ تو نمیخندد...
دست هایت را میگیرند و ولیعصر را بالا و پایین میکنند
و دائم در حال اندازه کردن هستند
که نه دست های فلانی برای دست های من ساخته شده بود نه این دست های وصله ی ناجور...
در یک شبِ نزدیک به انتهای پاییز
در یک کوچه خلوت
لب هایت را میبوسند و به طعم لبان دیگری و ضربان قلبشان هنگام بوسیدنِ آن اولی فکر میکنند...
آدم ها یک بار عمیقا عاشق میشوند،
عشق چیزی نیست که دوباره به وجود بیاید...
دست کسی را فکر میکنید حستان به او عشق است را محکم بگیرید
زمان که بگذرد،
از دستش که بدهید
تنها چاره کارتان
بغل کردن زانوهایتان روی تختِ خوابِ یک نفر است
و حسرت برای ساده باختنِ کسی که عشق بوده...
بعد از آن به دنبالِ نفرِ قبلی هستند در بعدی ها...
زل میزنند توی چشم هایتان و فکر میکنند برق چشمان این کجا و آن کجا...
به خنده ات می اندازند و در ذهنشان تصویری جان میگیرد و زیرِ لب میگویند:
لعنتی هیچ کس مثلِ تو نمیخندد...
دست هایت را میگیرند و ولیعصر را بالا و پایین میکنند
و دائم در حال اندازه کردن هستند
که نه دست های فلانی برای دست های من ساخته شده بود نه این دست های وصله ی ناجور...
در یک شبِ نزدیک به انتهای پاییز
در یک کوچه خلوت
لب هایت را میبوسند و به طعم لبان دیگری و ضربان قلبشان هنگام بوسیدنِ آن اولی فکر میکنند...
آدم ها یک بار عمیقا عاشق میشوند،
عشق چیزی نیست که دوباره به وجود بیاید...
دست کسی را فکر میکنید حستان به او عشق است را محکم بگیرید
زمان که بگذرد،
از دستش که بدهید
تنها چاره کارتان
بغل کردن زانوهایتان روی تختِ خوابِ یک نفر است
و حسرت برای ساده باختنِ کسی که عشق بوده...
میگن عاشقا بارونو دوست دارن
ولی من یه چیزیو هیچوقت نگفتم
چه بارون بباره چه بارون نباره
با هر اتفاقی به یادت میفتم ...
ولی من یه چیزیو هیچوقت نگفتم
چه بارون بباره چه بارون نباره
با هر اتفاقی به یادت میفتم ...
- وقتی در چشمانش زل زده بودم سعی کردم خط های دور مردمکش را بخوانم،انگار نوشته بود خدا هم با آن خدایی اش وقتی او را لمیده آفرید بر کل جهانش ارضا شد.
برای خانهای
که تو نیستی
در اضافیست
پنجره اضافیست
برای این خانه
یک گوشه دنج کافیست...
نیما_یوشیج
که تو نیستی
در اضافیست
پنجره اضافیست
برای این خانه
یک گوشه دنج کافیست...
نیما_یوشیج
کسی سراغ نداری،
تو را به من برساند...؟
از بس به انتظارت نشستم خسته شدم . . .
[ فرامرز عرب عامری ]
تو را به من برساند...؟
از بس به انتظارت نشستم خسته شدم . . .
[ فرامرز عرب عامری ]
همه عمر بر ندارم سر از این خمارِ مستی
که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی
[ سعدی ]
که هنوز من نبودم که تو در دلم نشستی
[ سعدی ]
- هواي فردا بستگي داره كي كجاس ؟! كي تو دلِ كيه ! شايد ابريه شايدم نيست ...