تا وقتی که قلبتان نبض دارد
پای آدمهایتان باشید.
دل بدهید برای حال هم.
عاشقی کنید با هم...
چای عصرانه را همه دور هم باشید.
بی بهانه بخواهید صدای هم قسم هایتان را بشنوید.
لبخند های هم را سنجاق کنید به تنتان که مبادا فراموش شود...
دلخوری ها را بگذارید اشک شوق دیدار بشوید و ببرد...
سر بگذارید روی سینهی عزیز جانتان و صدای زندگی را بشنوید...
هرتپش، تصدقیست که برای کنار هم بودنتان میزند...
روزی میرسد که دلتان برای همین نوشتن ها، صدا و لبخندها همین دستهایی که الان میشود گرفت و بوسید تنگ میشود...
باید نگاهتان وصلهی تن هم باشد تا ابد...
#پریسا_خان_بیگی
پای آدمهایتان باشید.
دل بدهید برای حال هم.
عاشقی کنید با هم...
چای عصرانه را همه دور هم باشید.
بی بهانه بخواهید صدای هم قسم هایتان را بشنوید.
لبخند های هم را سنجاق کنید به تنتان که مبادا فراموش شود...
دلخوری ها را بگذارید اشک شوق دیدار بشوید و ببرد...
سر بگذارید روی سینهی عزیز جانتان و صدای زندگی را بشنوید...
هرتپش، تصدقیست که برای کنار هم بودنتان میزند...
روزی میرسد که دلتان برای همین نوشتن ها، صدا و لبخندها همین دستهایی که الان میشود گرفت و بوسید تنگ میشود...
باید نگاهتان وصلهی تن هم باشد تا ابد...
#پریسا_خان_بیگی
Khaterate Khosh
Sina Shabankhani
"عشق"
یه اتفاقه که
یبار میفته
واسه هر کسی
یه اتفاقه که
یبار میفته
واسه هر کسی
ﮔﺎﻫﯽ ﺑﺎﯾﺪ
ﺑﺪ ﺑﻮﺩ ﺑﺮﺍﯼ ڪﺴﯽ ڪه
ﻓﺮﻕ ﺧﻮﺏ ﺑﻮﺩﻧﺖ ﺭﺍ
ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﺪ!
ﻭ ﮔﺎﻫﯽ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻪ ﺁﺩم ها
ﺍﺯ ﺩﺳﺖﺩﺍﺩﻥ ﺭﺍﻣﺘﺬڪﺮ ﺷﺪ!
ﺁﺩﻣﻬﺎﻫﻤﯿﺸﻪ
ﻧﻤﯽ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﯾڪﺠﺎ ﺩﺭ ﺭﺍ
ﺑﺎﺯﻣﯽ ڪﻨﻨﺪ ﻭ
ﺑﺮﺍﯼ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻣﯽ ﺭﻭند..
#خسرو_شڪیبایی
ﮔﺎﻫﯽ ﺑﺎﯾﺪ
ﺑﺪ ﺑﻮﺩ ﺑﺮﺍﯼ ڪﺴﯽ ڪه
ﻓﺮﻕ ﺧﻮﺏ ﺑﻮﺩﻧﺖ ﺭﺍ
ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﺪ!
ﻭ ﮔﺎﻫﯽ ﺑﺎﯾﺪ ﺑﻪ ﺁﺩم ها
ﺍﺯ ﺩﺳﺖﺩﺍﺩﻥ ﺭﺍﻣﺘﺬڪﺮ ﺷﺪ!
ﺁﺩﻣﻬﺎﻫﻤﯿﺸﻪ
ﻧﻤﯽ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﯾڪﺠﺎ ﺩﺭ ﺭﺍ
ﺑﺎﺯﻣﯽ ڪﻨﻨﺪ ﻭ
ﺑﺮﺍﯼ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﻣﯽ ﺭﻭند..
#خسرو_شڪیبایی
وقتی اجازه میدی یکی بیاد توی قلبت، یعنی یه تیکهی کوچیک از قلبت رو دادی بهش. و وقتی بره، اون تیکه رو هم با خودش میبره. حالا ممکنه به یه نفر، فقط یه تیکه نه، بلکه تمام قلبت رو بدی، و بعد اون بذاره بره...
۰Artificial Animals Riding On Neverland ۰
Voice message
میخواستیم بریم بیرون ، منتظر بودیم بیان دنبالمون
- ببین آسمونو ! کاش امشب بارون بباره ، این آهنگه رو شنیدی که میگه آسمونِ دنیام با تو صافه ؟
+ نه
- پس میخونمش ، فقط نخندی به صدام
( شروع میکنم به خوندن ، با یه صدایه داغون و لرزون )
چشمایه تو
منو میبره سمتِ یه رویا
تنها میشم
اگه دور شم از اون دو تا چشمات
این روزا من
نگرانه تو و آینده م
دیگه دلت
نمیخوام که برایِ کسی شه
عشق تو رو
میزارم توی قلبم
همیشه
عاشقتم
به این احساس
پا بندم
آسمونِ دنیام با تو صافه
این حرفایِ من یه اعترافه
به عشقی که از تو تویِ قلبمه
خنده هام کنارت
ساختگی نیس
این زندگی بی تو
زندگی نیس
بودنت کنارم
مثِ مرهمه
خندیدی ؛ از اون خنده هایِ خوشگلت که واسه تمسخره...
نمیدونم به صدام بود یا احساسی که اینجوری بروزش میدادم ...
#محیکس
کاش به صدام خندیده باشی ... :))
- ببین آسمونو ! کاش امشب بارون بباره ، این آهنگه رو شنیدی که میگه آسمونِ دنیام با تو صافه ؟
+ نه
- پس میخونمش ، فقط نخندی به صدام
( شروع میکنم به خوندن ، با یه صدایه داغون و لرزون )
چشمایه تو
منو میبره سمتِ یه رویا
تنها میشم
اگه دور شم از اون دو تا چشمات
این روزا من
نگرانه تو و آینده م
دیگه دلت
نمیخوام که برایِ کسی شه
عشق تو رو
میزارم توی قلبم
همیشه
عاشقتم
به این احساس
پا بندم
آسمونِ دنیام با تو صافه
این حرفایِ من یه اعترافه
به عشقی که از تو تویِ قلبمه
خنده هام کنارت
ساختگی نیس
این زندگی بی تو
زندگی نیس
بودنت کنارم
مثِ مرهمه
خندیدی ؛ از اون خنده هایِ خوشگلت که واسه تمسخره...
نمیدونم به صدام بود یا احساسی که اینجوری بروزش میدادم ...
#محیکس
کاش به صدام خندیده باشی ... :))
بغض خواهیم کرد!
"من" در نقطه ای که به هیچ چشم دوخته ام؛
و
" تو" پشت پنجره ی کوچک اتاقت!
و به ناچار میپذیریم؛
تمام سهممان از عشق همین بود!
همین که زیر یک آسمان برای نداشتن هم گریه شویم...
#سحر_رستگار
"من" در نقطه ای که به هیچ چشم دوخته ام؛
و
" تو" پشت پنجره ی کوچک اتاقت!
و به ناچار میپذیریم؛
تمام سهممان از عشق همین بود!
همین که زیر یک آسمان برای نداشتن هم گریه شویم...
#سحر_رستگار
خسته ام ..
از رفتنت و جا گذاشتنِ دلم میان آنهمه علامتِ سوال..
جالب نیست؟
تو رفته ای و خستگیِ راهش به تنِ من مانده است!
حسِ طرد شدگی، خودِ جهنم است؛
وقتی بهشتِ بودنت نیست...
#زیور_شیبانی
از رفتنت و جا گذاشتنِ دلم میان آنهمه علامتِ سوال..
جالب نیست؟
تو رفته ای و خستگیِ راهش به تنِ من مانده است!
حسِ طرد شدگی، خودِ جهنم است؛
وقتی بهشتِ بودنت نیست...
#زیور_شیبانی
تمام رویای من این است که در رویای شبانه تو
جایی داشته باشم
تا شبی رویایی از آن من شود
جایی داشته باشم
تا شبی رویایی از آن من شود
این را بفهمید اگر کسی که هر شب با شکلکِ قلب و بوسه شبتان را بخیر میکند،
یک شب به جایِ همه ی این ها گفت شب خوش،
یعنی از تو دلخورم.
یعنی حالم خوب نیست.
یعنی میخواهم از من بپرسی چه شده است.
یعنی مرا با این حال تنها نگذار ...
#سحر_رستگار
یک شب به جایِ همه ی این ها گفت شب خوش،
یعنی از تو دلخورم.
یعنی حالم خوب نیست.
یعنی میخواهم از من بپرسی چه شده است.
یعنی مرا با این حال تنها نگذار ...
#سحر_رستگار
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
بی تو
بی شب افروزیت ماندنت
من که هیچ
آسمان هم زمین میخورد .
بی شب افروزیت ماندنت
من که هیچ
آسمان هم زمین میخورد .
هیچوقت باورمان نمیشود که شاید
آنقدر که بقیه به چشم ما مهماند ؛
ما برایشان مهم نباشیم…!
مرد سوم / #گراهام_گرین
آنقدر که بقیه به چشم ما مهماند ؛
ما برایشان مهم نباشیم…!
مرد سوم / #گراهام_گرین
منطقی دوستت خواهم داشت،
پشت تک تک انتخاب هایت می ایستم،
برای یکایک روزهایت بهترین همدم خواهم شد،
در لحظه لحظه ثانیه های عمرت بهترین آغوشِ خستگی هایت خواهم بود،
روز بِ روز،
شب بِ شب
بیشتر از روز قبل دوستت خواهم داشت،
تصمیمات خطا،
اشتباهات نادانسته،
حرف های ناخواسته ات را هم،
هم چون خودت دوست خواهم داشت،
اما هیچ گاه
اجازه نخواهی داشت
با دستان خالی،
با قدم های
"تنهایت"،
"جانان" مرا از کوچه پس کوچه های تاریک و خلوت این شهر بِ لب پرتگاه های ناکجا آباد ببری،
"جانان" چشم های زیادی طاقت دیوانگی های مارا ندارند،
بی "من" جایی نرو...؛
پشت تک تک انتخاب هایت می ایستم،
برای یکایک روزهایت بهترین همدم خواهم شد،
در لحظه لحظه ثانیه های عمرت بهترین آغوشِ خستگی هایت خواهم بود،
روز بِ روز،
شب بِ شب
بیشتر از روز قبل دوستت خواهم داشت،
تصمیمات خطا،
اشتباهات نادانسته،
حرف های ناخواسته ات را هم،
هم چون خودت دوست خواهم داشت،
اما هیچ گاه
اجازه نخواهی داشت
با دستان خالی،
با قدم های
"تنهایت"،
"جانان" مرا از کوچه پس کوچه های تاریک و خلوت این شهر بِ لب پرتگاه های ناکجا آباد ببری،
"جانان" چشم های زیادی طاقت دیوانگی های مارا ندارند،
بی "من" جایی نرو...؛
یک وقت هایی هم واقعا دچارِ سوء تفاهم میشویم؛
یعنی آنقدر توی دوست داشتنش غرقیم که هر حرف و حرکتش را دوست داشتن معنا میکنیم،
هر جواب دادنش را توجه برداشت میکنیم
و هر نگاهش را عشق مینامیم....
یک وقت هایی هیچ دوستت دارم و حتی عزیزمی روی لب هایش نیامده و ما تا آخر رویایِ با اون بودن را رفته ایم،
با اون زندگی کرده ایم،
شب را به صبح رسانده ایم
و نفهمیدیم که اینها هیچ چیزی نیست
جز سوء تفاهم.
گاهی هم ما مقصریم،
که هر چیزی را میگذاریم به پایِ دوست داشتن،
هر جواب دادنی را به پایِ اولویت کسی بودن،
هر آهنگی که میفرستد را به پایِ حرفِ دل نزده اش...
گاهی باید رویایی که توی ذهنمان ساختیم و آنقدر باورش کردیم که شده روزمره هایمان را خراب کنیم،
آنوقت میبینیم
هیچ حسِ خاصی این وسط نبوده،نیست
فقط یک مشت سوء تفاهم بوده
سوء تفاهمِ دوست داشته شدن از سرِ دوست داشتنِ زیادِ کسی....
حواسمان به رویاهایمان باشد؛
که آنقدر رنگ و بویِ واقعیت برایمان نگیرد
که نبینیم هیچ چیزی و
هیچ حسی نبوده و
ما دچارِ سوءتفاهم چیزی بودن شده ایم...
#فاطمه_جوادی
یعنی آنقدر توی دوست داشتنش غرقیم که هر حرف و حرکتش را دوست داشتن معنا میکنیم،
هر جواب دادنش را توجه برداشت میکنیم
و هر نگاهش را عشق مینامیم....
یک وقت هایی هیچ دوستت دارم و حتی عزیزمی روی لب هایش نیامده و ما تا آخر رویایِ با اون بودن را رفته ایم،
با اون زندگی کرده ایم،
شب را به صبح رسانده ایم
و نفهمیدیم که اینها هیچ چیزی نیست
جز سوء تفاهم.
گاهی هم ما مقصریم،
که هر چیزی را میگذاریم به پایِ دوست داشتن،
هر جواب دادنی را به پایِ اولویت کسی بودن،
هر آهنگی که میفرستد را به پایِ حرفِ دل نزده اش...
گاهی باید رویایی که توی ذهنمان ساختیم و آنقدر باورش کردیم که شده روزمره هایمان را خراب کنیم،
آنوقت میبینیم
هیچ حسِ خاصی این وسط نبوده،نیست
فقط یک مشت سوء تفاهم بوده
سوء تفاهمِ دوست داشته شدن از سرِ دوست داشتنِ زیادِ کسی....
حواسمان به رویاهایمان باشد؛
که آنقدر رنگ و بویِ واقعیت برایمان نگیرد
که نبینیم هیچ چیزی و
هیچ حسی نبوده و
ما دچارِ سوءتفاهم چیزی بودن شده ایم...
#فاطمه_جوادی
يادمه يه روزايي بود كه وقتي ميخواستيم ارايش كنيم و از خونه بريم بيرون ١ساعت و نيم وقت ميخواستيم تا حاضر بشيم...
ولي الان باتايم لباس پوشيدن هم كه حساب كنيم سرجمع ميشه نيم ساعت ...
يادمه قديما زمستونو به عشق بوتاي تا زير زانومون دوست داشتيم ولي اين روزا به كمدم كه نگاه ميكنم ميبينم جز كتونيم مابقيِ وسايلام تميز موندن...
يا مثلا وقتايي كه سرِ لاكِ ناخنامون ميپريد بدو بدو ميرفتيم استون پيدا ميكرديم،پاكش ميكرديم و زود يه لاكِ جديد و نو ميزديم...
راستش،من هنوزم وقتي صبح به صبح موقع رفتن به سركار كسيو ميبينم كه موهاشو اتو كرده و باكلي دقت خط چشمشو كشيده توي دلم بهش احسنت ميگم...
هنوزم وقتي ميبينم دو نفر سر ٥٠٠تومن،١٠٠٠تومن كرايه تاكسي دارن باهم چونه ميزنن و دعوا ميكنن بهشون ميگم دمتون گرم كه هنوز انقدر اعصاب داريد...
ميدوني!ميخوام بگم كه روز به روز نسبت به همه چيز چقدر بي ذوق تر و بي حوصله تر ميشيم...
بعد باخودم فكر ميكنم كه يعني دليلش چيه...چي ماهارو به اينجا رسونده
بهتر بگم ..نبودن كي بي حوصلمون كرده...يا قشنگ ترش،كمبودِ كي...
داشتم فكر ميكردم همين خودِ من روزاي بودنت انقدر خوشحالم كه توي خيابوناي شهر ميتونم باذوق قدم بزنم و به همه لبخند بزنم و رد بشم!
در عوض روزاي نداشتنت چقدر عوض ميشم...
انقدري كه فقط يه جفت كتوني بذارم جلوي در و يه لباس گشاد كه بتونم باهاشون راحت كل وليعصرو قدم بزنم و يادم بياد چقدر بودنت انگيزه ي كل زندگيمه و نبودنت ازم فقط يه ادم توو خالي ميسازه
بعد از همه ي اينا،فقط به اين فكر ميكنم كه چقدر حالِ دلِ ادما ميتونه به بود و نبود ما و حرفايي كه بهشون ميزنيم بستگي داشته باشه!
به اين فكرميكنم كه با يه جمله و يه حضورِ هميشگيمون براي ادمايي كه دوستمون دارند چقدر ميتونيم تاثير مثبت توي حالو روزِ زندگيشون بذاريم!
چقدر ميتونيم باعث بشيم كه زندگي كردن براشون شيرين باشه و يا برعكس دوست داشتني ترين اتفاق زندگيشون مرگ باشه و نفس بريدگي!
كاش بابودنمون كنار ادما اين حسو حالاي خوب و اميد به زندگيو ازشون نگيريم!
كاش درك كنيم چقدر وجودِ ما توي زندگي هاشون "بايده"
#نيلوفر_رضایی
ولي الان باتايم لباس پوشيدن هم كه حساب كنيم سرجمع ميشه نيم ساعت ...
يادمه قديما زمستونو به عشق بوتاي تا زير زانومون دوست داشتيم ولي اين روزا به كمدم كه نگاه ميكنم ميبينم جز كتونيم مابقيِ وسايلام تميز موندن...
يا مثلا وقتايي كه سرِ لاكِ ناخنامون ميپريد بدو بدو ميرفتيم استون پيدا ميكرديم،پاكش ميكرديم و زود يه لاكِ جديد و نو ميزديم...
راستش،من هنوزم وقتي صبح به صبح موقع رفتن به سركار كسيو ميبينم كه موهاشو اتو كرده و باكلي دقت خط چشمشو كشيده توي دلم بهش احسنت ميگم...
هنوزم وقتي ميبينم دو نفر سر ٥٠٠تومن،١٠٠٠تومن كرايه تاكسي دارن باهم چونه ميزنن و دعوا ميكنن بهشون ميگم دمتون گرم كه هنوز انقدر اعصاب داريد...
ميدوني!ميخوام بگم كه روز به روز نسبت به همه چيز چقدر بي ذوق تر و بي حوصله تر ميشيم...
بعد باخودم فكر ميكنم كه يعني دليلش چيه...چي ماهارو به اينجا رسونده
بهتر بگم ..نبودن كي بي حوصلمون كرده...يا قشنگ ترش،كمبودِ كي...
داشتم فكر ميكردم همين خودِ من روزاي بودنت انقدر خوشحالم كه توي خيابوناي شهر ميتونم باذوق قدم بزنم و به همه لبخند بزنم و رد بشم!
در عوض روزاي نداشتنت چقدر عوض ميشم...
انقدري كه فقط يه جفت كتوني بذارم جلوي در و يه لباس گشاد كه بتونم باهاشون راحت كل وليعصرو قدم بزنم و يادم بياد چقدر بودنت انگيزه ي كل زندگيمه و نبودنت ازم فقط يه ادم توو خالي ميسازه
بعد از همه ي اينا،فقط به اين فكر ميكنم كه چقدر حالِ دلِ ادما ميتونه به بود و نبود ما و حرفايي كه بهشون ميزنيم بستگي داشته باشه!
به اين فكرميكنم كه با يه جمله و يه حضورِ هميشگيمون براي ادمايي كه دوستمون دارند چقدر ميتونيم تاثير مثبت توي حالو روزِ زندگيشون بذاريم!
چقدر ميتونيم باعث بشيم كه زندگي كردن براشون شيرين باشه و يا برعكس دوست داشتني ترين اتفاق زندگيشون مرگ باشه و نفس بريدگي!
كاش بابودنمون كنار ادما اين حسو حالاي خوب و اميد به زندگيو ازشون نگيريم!
كاش درك كنيم چقدر وجودِ ما توي زندگي هاشون "بايده"
#نيلوفر_رضایی
But I Prefer Blue
Sanam Marufkhani
شب بخیر 💛
یَعنی میشود آن روز برسد؟
که هَمه احوالِ تو را از مَن بگیرند،
که سُراغت را فقط مَن داشته باشم،
که بگویَم، درگیرِ زندگیمان است
خوب است،
خوبیم ..
مَشغولِ دوست داشتنِ همدیگریم ..
#مهسا_شاهکرمی
که هَمه احوالِ تو را از مَن بگیرند،
که سُراغت را فقط مَن داشته باشم،
که بگویَم، درگیرِ زندگیمان است
خوب است،
خوبیم ..
مَشغولِ دوست داشتنِ همدیگریم ..
#مهسا_شاهکرمی