Lorn – Telegram
193 subscribers
599 photos
12 videos
2 files
114 links
you wanna talk?:
@hediyehbot
Download Telegram
می گفت باید طوری دورش بگردی که انگار اون خورشیده و تو زمینی که داره از کمبود ویتامین دی می میره.
اون وقت هایی که حس می کنم قراره بیفتم توی بستر، توانايی این رو دارم که برای خودم شمع روشن کنم.
oliver: what are people doing here?
elio: they're waiting for end of summer.
say your words, act your function, don't miss the right time, don't be a loser.
if you want to lose my respect, show me your attention of what others think.
ریختن مفهومی که توی ذهنت می چرخه، در قالب کلمات، بسیار کار دشواریه. اول سعی می کنی به نحو احسن قالب گیری کنی اما اگر نشد و کلمه ها سزاوار نبودند باید رهاش کنی و هیچ وقت سعی نکنی بیانش کنی.
Dancing with leaves under glassiness...
امشب با چند اردک بزرگسال ملاقات کردم و یک فیکوس جنگلی با رنگ سبز عمیقی به خونه آوردم.
از لحاظ روحی نیاز دارم یک جغد سفیدِ حامل نامه ی پذیرش اقامت و تحصیلم توی هاگوارتز، بیاد و بشینه لبه ی پنجره ی اتاقم.
Forwarded from Gabbro
آن‌چه که مرا به رفتن از این‌جا و زندگی در یک کشور دور و بیگانه تشویق و ترغیب می‌کرد، میل به دیدن چیزهای تازه و لمس‌ کردن زندگی‌ها، شادی‌ها و لحظات رنگین‌تری نبود. آن روزها من در غاری زندگی می‌کردم که در ظلمت آن راه فرار به طرف روشنایی را گم کرده بودم. در روح من هیچ‌چیز جز تاریکی و سرگردانی مطلق حکومت نمی‌کرد و وقتی دست‌هایم را دراز می‌کردم، هیچ‌چیز که دست‌هایم را پر کند و عطش جستجو را در روحم فرونشاند در اطرافم وجود نداشت.

• فروغ فرخزاد
انقدر به ندرت پاسخگوی تماسم که حس می کنم دیگه قابل تشخیص نباشه که پشت این خط یک انسان زنده وجود داره یا نه.