امشب با چند اردک بزرگسال ملاقات کردم و یک فیکوس جنگلی با رنگ سبز عمیقی به خونه آوردم.
از لحاظ روحی نیاز دارم یک جغد سفیدِ حامل نامه ی پذیرش اقامت و تحصیلم توی هاگوارتز، بیاد و بشینه لبه ی پنجره ی اتاقم.
Forwarded from Gabbro
آنچه که مرا به رفتن از اینجا و زندگی در یک کشور دور و بیگانه تشویق و ترغیب میکرد، میل به دیدن چیزهای تازه و لمس کردن زندگیها، شادیها و لحظات رنگینتری نبود. آن روزها من در غاری زندگی میکردم که در ظلمت آن راه فرار به طرف روشنایی را گم کرده بودم. در روح من هیچچیز جز تاریکی و سرگردانی مطلق حکومت نمیکرد و وقتی دستهایم را دراز میکردم، هیچچیز که دستهایم را پر کند و عطش جستجو را در روحم فرونشاند در اطرافم وجود نداشت.
• فروغ فرخزاد
• فروغ فرخزاد
انقدر به ندرت پاسخگوی تماسم که حس می کنم دیگه قابل تشخیص نباشه که پشت این خط یک انسان زنده وجود داره یا نه.
https://castbox.fm/vb/466197426
حتی صدای این انسان برای من گوش نوازه، دیگه چه برسه که بیاد و راجب باخ و باروک گپ بزنه.
حتی صدای این انسان برای من گوش نوازه، دیگه چه برسه که بیاد و راجب باخ و باروک گپ بزنه.
با گذشت انواع و اقسام واحد های زمانی، به قسم جدیدی از بلوغ پا می گذاریم. رشد می کنیم، با لبخند و صبوری ناشی از رشد، آلبوم های اسبق را ورق زده، گرد گیری کرده و غلط گیری می نماییم.