همیشه فکر می کردم اگر اینطور نبود، چطور بود؟
اگر مایل ها از خاورمیانه و خاور دور و نزدیک فاصله داشتم، اگر از شاخه های نسلی مرفه بودم، الان کجای زندگی ام می ایستادم! ابدا اهل ناله و شکوه از وضعیت کنونی نیستم، انگار فقط دارم خودم رو محک می زنم به اقتضای شرایط و مکان. یکی از دیالوگ هایی که به تازگی شنیدم و جالب بود، می گفت:"زندگی انسان ها هیچ اهمیت و ارزشی نداره و درست مثل چرخه ی آب در حال گردشه، چرخه ای که متوقف نمی شه و کاملا بی اهمیته، آدم ها عادت دارن چیز هایی رو که نمی بینن و راجبشون نمی دونن، بزرگ کنن و راجبشون مهمل ببافن. توی این زندگی نباید احساساتت رو سرکوب کنی و برای بی حس شدن تلاش کنی، فقط باید همونطور که هستن بروزشون بدی و بهشون عمل کنی."
اگر مایل ها از خاورمیانه و خاور دور و نزدیک فاصله داشتم، اگر از شاخه های نسلی مرفه بودم، الان کجای زندگی ام می ایستادم! ابدا اهل ناله و شکوه از وضعیت کنونی نیستم، انگار فقط دارم خودم رو محک می زنم به اقتضای شرایط و مکان. یکی از دیالوگ هایی که به تازگی شنیدم و جالب بود، می گفت:"زندگی انسان ها هیچ اهمیت و ارزشی نداره و درست مثل چرخه ی آب در حال گردشه، چرخه ای که متوقف نمی شه و کاملا بی اهمیته، آدم ها عادت دارن چیز هایی رو که نمی بینن و راجبشون نمی دونن، بزرگ کنن و راجبشون مهمل ببافن. توی این زندگی نباید احساساتت رو سرکوب کنی و برای بی حس شدن تلاش کنی، فقط باید همونطور که هستن بروزشون بدی و بهشون عمل کنی."
Lorn
مستر کیتینگ، معلمی عاشق، بی نظیر، شجاع و تدریس کننده ی تفکر مستقل، برای بودن توی چنین جهانی زیادی افسانه ای و کمیابه. صرف نظر از حضور مادی ایشون -تهوع، ژان پل سارتر- قابلیت یاد گرفتنِ نعره زدن رو دارید -والت ویتمن- در انجمن شاعران مرده. D. P. S
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
کی بشه به طور رسمی حق انتخاب داشته باشم و دست از شکنجه ی روحیِ ناخواسته ی خودم، بردارم.
در انتهای زندگی، هیچ انسان صادقی که مالک قوای ذهنی خویش باشد، هرگز آرزو نخواهد کرد دوباره به هستی وارد شود.
در عوض بیشتر ترجیح خواهد داد نیستی کامل را انتخاب کند.
>شوپنهاور
در عوض بیشتر ترجیح خواهد داد نیستی کامل را انتخاب کند.
>شوپنهاور