Lorn
JJK S02 E18 P.S: I was wanting to build a house along the Malaysia's Beach. just now I have a lot of books that I've not read. I'll read them, page by page. but, I'm tired. I'm really tired. I have worked a lot so far.
JJK S02 E19
P.S:Itadori, tell everyone for me, life wasn't so bad!
P.S:Itadori, tell everyone for me, life wasn't so bad!
Trust can be defined as the willingness or intention to make oneself vulnerable the actions of others.
Lorn
و گفت: با هیچکس ننشستم و هیچکس با من ننشست که چون از هم جدا شدیم مرا یقین نشد که اگر به هم ننشستیمی هر دو را به بودی. ذکر بشر حافی، ۸۷، تذکرة اؤلیا، عطار نیشابوری
گفتند: دارویِ دل چیست؟
گفت: از مردمان دور بودن!
عطار نیشابوری
گفت: از مردمان دور بودن!
عطار نیشابوری
من از اینکه موهات رو محکم دور دستت بپیچی و طوری توی سنجاق سرت جا بدی که پوست سرت رو بکشه، خوشم نمی آد. از اینکه قرص های ویتامینت رو فراموش کنی بخوری، خوشم نمی آد. از اینکه اجازه می دی به طور نامناسبی باهات صحبت/رفتار بشه، خوشم نمی آد. از اینکه فکر می کنی زندگی فردی و مستقلی نمی تونی داشته باشی، خوشم نمی آد. از اینکه اوقات فراغتت رو با اسکرول کردن سوشال مدیا می گذرونی، خوشم نمی آد. تو موجب عجیب ترین احساساتی هستی که در غالب یک انسان می تونم متحمل بشم.
یه روزی میرسه که همه ی اونایی که بهت میگفتن تو هیچی نمیشی، میگن تو کشف ما بودی.
>مهرانمدیری
>مهرانمدیری
وقتی توی هر چیزی به حد Master برسی، دیگه تو اونی نیستی که ضربه می خوره، بلکه اونی هستی که موقع پرتابِ ضربه ها، یکی یکی دفعشون می کنه، به پله تبدیلشون می کنه و می ذاره زیر پاهاش که بره برای Masterdom بعدی.
باید سایه ی لرزونت، قدم به قدم، پا بذاره توی نیمه شبم و تمام تمرکز و حواسم رو بکشه توی سیاهیِ دلِ خودش تا سیراب بشه. مگه نه؟
نمی شه بعد از یک دست شطرنج عادی با انسانی عادی و بُردی عادی، بهم خبر برسه که حریفم "میم" بوده؟
>برگرفته از کتاب لاکپشت ها ماکارونی می خورند.
>برگرفته از کتاب لاکپشت ها ماکارونی می خورند.
آن برج بی انتها ضربه دید
و مردان آن چهره را به خاطر آوردند
در این متروکه، اگر باید حرکت کنی به آرامی حرکت کن
می اندیشد که سه تکه از کودک و تکه ای از او زن است
که هیچ کس نمی بیند قدم زدنش را
در حین تمرین بند زدن و به هم آمیختن
ادامه دادن در خیابانی
چنان مگس لنگ درازی
افکار و خیالاتش بر فراز سکوت حرکت می کرد.
-W.B.YEATS
و مردان آن چهره را به خاطر آوردند
در این متروکه، اگر باید حرکت کنی به آرامی حرکت کن
می اندیشد که سه تکه از کودک و تکه ای از او زن است
که هیچ کس نمی بیند قدم زدنش را
در حین تمرین بند زدن و به هم آمیختن
ادامه دادن در خیابانی
چنان مگس لنگ درازی
افکار و خیالاتش بر فراز سکوت حرکت می کرد.
-W.B.YEATS
ویرجینیا وولف در مقالهٔ اتاقی از آن خود تأکید می کند، یک زن برای نویسنده شدن به اتاقی از آن خودش و مقرری و پولی برای ادامهٔ معاشش نیاز دارد. اگر زن ها از حقوق برابر و امکان رشد بیشتر برخوردار بودند، امروزه شاهد قهرمان ها و استادان بسیار بیشتری نیز بودیم.
همه چیز در هاله ای از ابهام فرو رفته است. تصویر گذشته پاک شده و عامل پاک کننده به فراموشی سپرده شده و دروغ به حقیقت تبدیل شده است.
تام: تو اولین بچه ی من هستی که آزاد به دنیا اومده، نه برده. اما این به این معنی نیست که نیازی نیست جنگجو باشی. تو باید برای حفظ آزادی ات بجنگی. هر روز باید برای حفظ آزادی ات بجنگی، چون همیشه هستند کسانی که بخواهند اون رو از تو بگیرند.
-Roots4(2016)
-Roots4(2016)