طراحی لینکهای دسترسیپذیر
همهی ما با موضوع دسترسیپذیری تا حدی آشنایی داریم و به میزان اهمیت آن واقفیم. از طرف دیگر میدانیم که لینکها اجزای مهمی در محصولات دیجیتالاند که به ما در راهبری محصول کمک میکنند. در مقالهی امروز به چرایی و چگونگی طراحی لینکهای دسترسیپذیر میپردازیم.
افراد دارای معلولیت چگونه با لینکها کار میکنند؟
برای کاربرانی که از صفحهخوانها و نرمافزارهای تبدیل گفتار به متن استفاده میکنند، مهم است که لینکها نام معنادار و کوتاه داشته باشند.
کاربرانی که نمیتوانند از ماوس استفاده کنند، از دکمهی تب (tab) برای پیمایش بین لینکها، دکمهها و اینپوتفیلدها استفاده میکنند. پس برای این دسته از کاربران بسیار مهم است که حالت focus مشخص باشد.
کاربران دارای اختلال کوررنگی نیز ممکن است نتوانند نشانههای رنگ را درک کنند. به طور معمول، لینکها را با رنگی متفاوت از متنهای دیگر نشان میدهند؛ اما اضافه کردن زیرخطها یا سایر نشانگرهای غیررنگی به کاربرانی که ممکن است رنگ را نبینند کمک میکند. این نگرانی بیشتر در مورد لینکهایی صدق میکند که در کنار یا درون متنها ظاهر میشوند.
متن لینکها
بسیار مهم است که متن یک لینک بتواند بدون جملات یا محتوای اطرافش معنا پیدا کند. متن لینک به تنهایی باید عملکرد و هدف آن را بیان کند. همچنین باید منحصربهفرد باشد و بتواند به راحتی با صدای بلند گفته شود.
هنگام نوشتن متن لینک به این دستورالعملها توجه کنید:
- از متنهایی مانند «اینجا کلیک کنید»، «بیشتر» و «بیشتر بخوانید» اجتناب کنید.
- در صورت امکان از متنهای منحصربهفرد برای هر لینک استفاده کنید. کاربران نرمافزارهای تشخیص گفتار ممکن است تجربه بدی با لینکهایی با متن تکراری داشته باشند.
- لینک کردن یک جمله کامل خوب است، اما از طولانی کردن آن بپرهیزید.
- هنگام لینک دادن به یک URL، کاربرانی را در نظر بگیرید که باید آن را با صدای بلند بیان کنند و یا به یک صفحهخوان که آن را میخواند گوش دهند.
لینکهای تصویری
به طور کلی، باید از استفاده از تصاویر به عنوان لینک اجتناب کرد. در صورتی که یک تصویر به عنوان یک لینک عمل میکند، تصویر باید دارای متن جایگزینی (alt text) باشد که مکان و هدف مقصد لینک را نشان میدهد نه خود آن تصویر.
در ادامهی این مقاله نیز تکنیکهایی در خصوص رعایت دسترسیپذیری لینکها برای توسعهدهندهها گفته شده است که از لینک زیر میتوانید آن را مطالعه کنید:
https://bit.ly/dxgn982
همچنین اگر به مبحث دسترسیپذیری علاقهمندید، این مقالهها برای شما مفیدند:
دسترسیپذیری؛ تکنولوژی برای همه
داستان Jordyn Castor، دختر نابینا
دسترسیپذیری رنگها
(زمان حدودی مطالعه: ۵ دقیقه)
نویسنده: نیلوفر موجودی
#دسترسی_پذیری #لینک #رابط_کاربری
@Dexign فلسفه دیزاین
_______
همهی ما با موضوع دسترسیپذیری تا حدی آشنایی داریم و به میزان اهمیت آن واقفیم. از طرف دیگر میدانیم که لینکها اجزای مهمی در محصولات دیجیتالاند که به ما در راهبری محصول کمک میکنند. در مقالهی امروز به چرایی و چگونگی طراحی لینکهای دسترسیپذیر میپردازیم.
افراد دارای معلولیت چگونه با لینکها کار میکنند؟
برای کاربرانی که از صفحهخوانها و نرمافزارهای تبدیل گفتار به متن استفاده میکنند، مهم است که لینکها نام معنادار و کوتاه داشته باشند.
کاربرانی که نمیتوانند از ماوس استفاده کنند، از دکمهی تب (tab) برای پیمایش بین لینکها، دکمهها و اینپوتفیلدها استفاده میکنند. پس برای این دسته از کاربران بسیار مهم است که حالت focus مشخص باشد.
کاربران دارای اختلال کوررنگی نیز ممکن است نتوانند نشانههای رنگ را درک کنند. به طور معمول، لینکها را با رنگی متفاوت از متنهای دیگر نشان میدهند؛ اما اضافه کردن زیرخطها یا سایر نشانگرهای غیررنگی به کاربرانی که ممکن است رنگ را نبینند کمک میکند. این نگرانی بیشتر در مورد لینکهایی صدق میکند که در کنار یا درون متنها ظاهر میشوند.
متن لینکها
بسیار مهم است که متن یک لینک بتواند بدون جملات یا محتوای اطرافش معنا پیدا کند. متن لینک به تنهایی باید عملکرد و هدف آن را بیان کند. همچنین باید منحصربهفرد باشد و بتواند به راحتی با صدای بلند گفته شود.
هنگام نوشتن متن لینک به این دستورالعملها توجه کنید:
- از متنهایی مانند «اینجا کلیک کنید»، «بیشتر» و «بیشتر بخوانید» اجتناب کنید.
- در صورت امکان از متنهای منحصربهفرد برای هر لینک استفاده کنید. کاربران نرمافزارهای تشخیص گفتار ممکن است تجربه بدی با لینکهایی با متن تکراری داشته باشند.
- لینک کردن یک جمله کامل خوب است، اما از طولانی کردن آن بپرهیزید.
- هنگام لینک دادن به یک URL، کاربرانی را در نظر بگیرید که باید آن را با صدای بلند بیان کنند و یا به یک صفحهخوان که آن را میخواند گوش دهند.
لینکهای تصویری
به طور کلی، باید از استفاده از تصاویر به عنوان لینک اجتناب کرد. در صورتی که یک تصویر به عنوان یک لینک عمل میکند، تصویر باید دارای متن جایگزینی (alt text) باشد که مکان و هدف مقصد لینک را نشان میدهد نه خود آن تصویر.
در ادامهی این مقاله نیز تکنیکهایی در خصوص رعایت دسترسیپذیری لینکها برای توسعهدهندهها گفته شده است که از لینک زیر میتوانید آن را مطالعه کنید:
https://bit.ly/dxgn982
همچنین اگر به مبحث دسترسیپذیری علاقهمندید، این مقالهها برای شما مفیدند:
دسترسیپذیری؛ تکنولوژی برای همه
داستان Jordyn Castor، دختر نابینا
دسترسیپذیری رنگها
(زمان حدودی مطالعه: ۵ دقیقه)
نویسنده: نیلوفر موجودی
#دسترسی_پذیری #لینک #رابط_کاربری
@Dexign فلسفه دیزاین
_______
usability.yale.edu
Links | Usability & Web Accessibility
Download the Link Accessibility for Content Editors training slides.
👍7
داستان شرکتهایی که کسبوکار خود را با افزایش «دسترسیپذیری» رونق دادند
یک باور رایج علیه اقدام برای دسترسیپذیری در کسبوکارها این است که محاسبهی نرخ بازگشت سرمایهی این کار (ROI)، غیرممکن یا بسیار سخت است و به همین دلیل کسبوکارها نمیتوانند در این باره تصمیم مشخصی بگیرند. اما در واقع، در دسترسیپذیر کردن وبسایتها، برنامهها و خدمات شما، فرصتهای تجاری بسیاری وجود دارد.
این مقاله مثالهایی برای اثبات این موضوع ارائه میکند.
شرکت NHS
وب سایتهای دیجیتال NHS بیش از 400 سرویس را پوشش میدادند. به علت معماری اطلاعات بد و عدم انسجام، استفاده از آنها دشوار بود. در سال ۲۰۱۶ این وبسایتها از نظر دسترسیپذیری و SEO تحت بازنگری قرار گرفتند و تغییرات زیر انجام شدند:
-محتوای نوشتاری واضحتر
-رابط کاربری سادهتر
-حذف بنرهای تبلیغاتی
-افزایش رتبهبندی دسترسیپذیری AAA (بالاترین سطح) از ۵۳ درصد به ۹۸ درصد
و نتایج زیر حاصل شدند:
-افزایش تعداد کاربران روزانه از ۱۵۰۰۰ به ۲۶۰۰۰
-کاهش میانگین زمان صرف شده در صفحه
شرکت Legal & General Group
ارائهدهنده خدمات مالی Legal & General در سال ۲۰۰۵ روی وبسایت خود تست دسترسیپذیری انجام داد و مشکلات موجود در آن را از طریق تستهای کاربردپذیری روی افراد دارای ناتوانیهای خاص شناسایی و به آنها رسیدگی کرد. حاصل این تست و رفع اشکالات موجود موارد زیر بود:
-افزایش ۲۵ درصدی ترافیک جستجو در ۲۴ ساعت اول پس از راهاندازی
-کاهش زمان بارگذاری صفحه تا ۷۵ درصد
-صرفه جویی سالانه در تعمیر و نگهداری سایت به میزان ۲۰۰،۰۰۰ پوند
-۱۰۰ درصد بازگشت سرمایه (ROI) در ۱۲ ماه
همانطور که میبینیم توجه به موضوع دسترسیپذیری و سرمایهگذاری روی آن مزایای زیادی از نظر رتبهی SEO، محبوبیت برند و افزایش فروش شرکتها دارد. در ادامهی این مقاله میتوانید تجربهی شرکتهای اپل، مایکروسافت و تسکو را در این باره بخوانید.
لینک مقاله:
https://bit.ly/dxgn983
نویسنده: نیلوفر موجودی
#دسترسی_پذیری #برند #نمونه_موفق
@Dexign فلسفه دیزاین
_______
یک باور رایج علیه اقدام برای دسترسیپذیری در کسبوکارها این است که محاسبهی نرخ بازگشت سرمایهی این کار (ROI)، غیرممکن یا بسیار سخت است و به همین دلیل کسبوکارها نمیتوانند در این باره تصمیم مشخصی بگیرند. اما در واقع، در دسترسیپذیر کردن وبسایتها، برنامهها و خدمات شما، فرصتهای تجاری بسیاری وجود دارد.
این مقاله مثالهایی برای اثبات این موضوع ارائه میکند.
شرکت NHS
وب سایتهای دیجیتال NHS بیش از 400 سرویس را پوشش میدادند. به علت معماری اطلاعات بد و عدم انسجام، استفاده از آنها دشوار بود. در سال ۲۰۱۶ این وبسایتها از نظر دسترسیپذیری و SEO تحت بازنگری قرار گرفتند و تغییرات زیر انجام شدند:
-محتوای نوشتاری واضحتر
-رابط کاربری سادهتر
-حذف بنرهای تبلیغاتی
-افزایش رتبهبندی دسترسیپذیری AAA (بالاترین سطح) از ۵۳ درصد به ۹۸ درصد
و نتایج زیر حاصل شدند:
-افزایش تعداد کاربران روزانه از ۱۵۰۰۰ به ۲۶۰۰۰
-کاهش میانگین زمان صرف شده در صفحه
شرکت Legal & General Group
ارائهدهنده خدمات مالی Legal & General در سال ۲۰۰۵ روی وبسایت خود تست دسترسیپذیری انجام داد و مشکلات موجود در آن را از طریق تستهای کاربردپذیری روی افراد دارای ناتوانیهای خاص شناسایی و به آنها رسیدگی کرد. حاصل این تست و رفع اشکالات موجود موارد زیر بود:
-افزایش ۲۵ درصدی ترافیک جستجو در ۲۴ ساعت اول پس از راهاندازی
-کاهش زمان بارگذاری صفحه تا ۷۵ درصد
-صرفه جویی سالانه در تعمیر و نگهداری سایت به میزان ۲۰۰،۰۰۰ پوند
-۱۰۰ درصد بازگشت سرمایه (ROI) در ۱۲ ماه
همانطور که میبینیم توجه به موضوع دسترسیپذیری و سرمایهگذاری روی آن مزایای زیادی از نظر رتبهی SEO، محبوبیت برند و افزایش فروش شرکتها دارد. در ادامهی این مقاله میتوانید تجربهی شرکتهای اپل، مایکروسافت و تسکو را در این باره بخوانید.
لینک مقاله:
https://bit.ly/dxgn983
نویسنده: نیلوفر موجودی
#دسترسی_پذیری #برند #نمونه_موفق
@Dexign فلسفه دیزاین
_______
👍14
۵ اشتباه رایج در پورتفولیوی طراحان تازه کار
"استخدام فقط یک بازی اعداد است. فقط باید رزومههای بیشتری ارسال کنید" این توصیهی رایج همیشه درست نیست.
اگر پورتفلیوی شما دارای این اشتباهات چشمگیر است، انجام ۱۰۰ اپلای بیشتر ممکن است به معنای ۱۰۰ بار رد شدن بیشتر و یک نفس صدمه دیده باشد.
البته در نظر داشته باشید این مقاله در مورد دستورالعملهای استخدام در شرکت خاصی نیست، فقط اشتباهات رایج در پورتفولیوی طراحان تازه کار است.
اشتباه شماره ۱: با فرآیند طراحی مانند یک چک لیست از پیش تعیین شده از ابزارها رفتار میکند!
"پروژه من به یک پرسونا، سپس یک نقشه سفر، سپس استیکی نوت نیاز دارد و کاملاً از یک روند خطی پیروی میکند."
چرا این اتفاق میافتد؟ آموزش طراحی (کلاسها، بوت کمپها) اغلب پروژهها را بر اساس تسلط بر مجموعهای از ابزارهای UX درجهبندی میکند. اگرچه مربیان این برنامهها خود آگاه هستند که این روال واقعیتهای کار صنعتی را منعکس نمیکند، اما تاکنون جایگزین بهتری برای آموزش اصول در قالب مقیاسپذیر و استاندارد یافت نشده است.
مسائل مختلف نیازمند رویکردهای متفاوتی هستند. شما باید بتوانید دلیل استفادهی خود از ابزارهای متنوع UX را توضیح دهید.
اشتباه شماره ۲: رابط کاربری/طراحی بصری ضعیف
چرا این اتفاق میافتد؟ آموزش طراحی (کلاسها، بوت کمپها) زمان زیادی را صرف آموزش فرآیندهای طراحی میکنند، اما آموزش طراحی بصری چالشهای زیادی دارد.
برای مثال:
۱. تدریس طراحی بصری در قالبی ساختاریافته و استاندارد بسیار دشوارتر است.
۲. این کار فقط به درک اصول و بهترین شیوهها نیاز ندارد، بلکه به تجربه اجرای آن و به دست آوردن مهارت در طراحی بصری نیاز دارد.
البته بسیاری از شرکتها دارای سیستمهای طراحی هستند، بنابراین نیازی به ایجاد کامپوننتها از ابتدا نخواهید داشت، فقط مهارت در به کارگیری آنها بر اساس بهترین شیوهها و اصول را نشان دهید.
اشتباه شماره ۳: نداشتن فرآیند
چرا این اتفاق میافتد؟ یک تصور غلط رایج وجود دارد که طراحی UX فقط زیباییشناسی است البته در این مقاله زیاد به آن نمیپردازیم زیرا توسط طراحان دیگر و به شدت در پست های مربوط به دریبلیزاسیون پوشش داده شده است.
اشتباه شماره ۴: نداشتن تاثیر/نتیجه خاص
اگر شما یک طراح تازهکار بدون محصولات واقعی هستید، همچنان میتوانید نتایج و تصمیمات طراحی خود را نشان دهید. به عنوان مثال، از طریق آزمایش کاربر: "معماری اطلاعات: کاهش زمان لازم برای یافتن محصول x در نوار پیمایش در مقایسه با نسخه اصلی."
اشتباه شماره ۵: پرحرفی یا فرآیند از هم گسیخته
عدم توانایی در توجیه تصمیمات طراحی خود به شیوه ای واضح و مختصر یک پرچم قرمز بزرگ است. برای مثال: بیش از حد پرحرف بودن.
به خاطر داشته باشید که استخدامکنندهها به طور متوسط فقط ۳ تا ۵ دقیقه را صرف بررسی کل پورتفولیوی شما میکنند.
راه حل؟ از داستانسرایی تصویری استفاده کنید. یک تصویر ارزش هزار کلمه را دارد.
https://bit.ly/dxgn984
(زمان حدودی مطالعه: ۶ دقیقه)
نویسنده: بهاره حاجوی
#طراح_محصول #پیشرفت #اشتباه
@Dexign فلسفه دیزاین
_______
"استخدام فقط یک بازی اعداد است. فقط باید رزومههای بیشتری ارسال کنید" این توصیهی رایج همیشه درست نیست.
اگر پورتفلیوی شما دارای این اشتباهات چشمگیر است، انجام ۱۰۰ اپلای بیشتر ممکن است به معنای ۱۰۰ بار رد شدن بیشتر و یک نفس صدمه دیده باشد.
البته در نظر داشته باشید این مقاله در مورد دستورالعملهای استخدام در شرکت خاصی نیست، فقط اشتباهات رایج در پورتفولیوی طراحان تازه کار است.
اشتباه شماره ۱: با فرآیند طراحی مانند یک چک لیست از پیش تعیین شده از ابزارها رفتار میکند!
"پروژه من به یک پرسونا، سپس یک نقشه سفر، سپس استیکی نوت نیاز دارد و کاملاً از یک روند خطی پیروی میکند."
چرا این اتفاق میافتد؟ آموزش طراحی (کلاسها، بوت کمپها) اغلب پروژهها را بر اساس تسلط بر مجموعهای از ابزارهای UX درجهبندی میکند. اگرچه مربیان این برنامهها خود آگاه هستند که این روال واقعیتهای کار صنعتی را منعکس نمیکند، اما تاکنون جایگزین بهتری برای آموزش اصول در قالب مقیاسپذیر و استاندارد یافت نشده است.
مسائل مختلف نیازمند رویکردهای متفاوتی هستند. شما باید بتوانید دلیل استفادهی خود از ابزارهای متنوع UX را توضیح دهید.
اشتباه شماره ۲: رابط کاربری/طراحی بصری ضعیف
چرا این اتفاق میافتد؟ آموزش طراحی (کلاسها، بوت کمپها) زمان زیادی را صرف آموزش فرآیندهای طراحی میکنند، اما آموزش طراحی بصری چالشهای زیادی دارد.
برای مثال:
۱. تدریس طراحی بصری در قالبی ساختاریافته و استاندارد بسیار دشوارتر است.
۲. این کار فقط به درک اصول و بهترین شیوهها نیاز ندارد، بلکه به تجربه اجرای آن و به دست آوردن مهارت در طراحی بصری نیاز دارد.
البته بسیاری از شرکتها دارای سیستمهای طراحی هستند، بنابراین نیازی به ایجاد کامپوننتها از ابتدا نخواهید داشت، فقط مهارت در به کارگیری آنها بر اساس بهترین شیوهها و اصول را نشان دهید.
اشتباه شماره ۳: نداشتن فرآیند
چرا این اتفاق میافتد؟ یک تصور غلط رایج وجود دارد که طراحی UX فقط زیباییشناسی است البته در این مقاله زیاد به آن نمیپردازیم زیرا توسط طراحان دیگر و به شدت در پست های مربوط به دریبلیزاسیون پوشش داده شده است.
اشتباه شماره ۴: نداشتن تاثیر/نتیجه خاص
اگر شما یک طراح تازهکار بدون محصولات واقعی هستید، همچنان میتوانید نتایج و تصمیمات طراحی خود را نشان دهید. به عنوان مثال، از طریق آزمایش کاربر: "معماری اطلاعات: کاهش زمان لازم برای یافتن محصول x در نوار پیمایش در مقایسه با نسخه اصلی."
اشتباه شماره ۵: پرحرفی یا فرآیند از هم گسیخته
عدم توانایی در توجیه تصمیمات طراحی خود به شیوه ای واضح و مختصر یک پرچم قرمز بزرگ است. برای مثال: بیش از حد پرحرف بودن.
به خاطر داشته باشید که استخدامکنندهها به طور متوسط فقط ۳ تا ۵ دقیقه را صرف بررسی کل پورتفولیوی شما میکنند.
راه حل؟ از داستانسرایی تصویری استفاده کنید. یک تصویر ارزش هزار کلمه را دارد.
https://bit.ly/dxgn984
(زمان حدودی مطالعه: ۶ دقیقه)
نویسنده: بهاره حاجوی
#طراح_محصول #پیشرفت #اشتباه
@Dexign فلسفه دیزاین
_______
Medium
5 Common Red Flags in Junior UX Design Portfolios
Don’t miss out on your dream role because of them
👍13👏2🔥1
۶ مشکل که باعث نابودی تیمهای محصول میشود
کار تیمی میتواند باعث به حقیقت پیوستن رویاهای کاری شود اما معمولاَ وقتی گروهی از افراد با هم کار میکنند به نظر نمیرسد که واقعاَ کاری انجام دهند.
در مقالهی امروز ۶ مشکل رایجی که میتواند تیم شما را از مسیر خارج کند و کارهایی که مدیریت تیم میتواند در مورد آنها انجام دهد آورده شده است:
۱. عدم اعتماد بین اعضای تیم
وقتی افرادی که با هم کار میکنند به یکدیگر اعتماد نداشته باشند، نمیتوانند خود را یک تیم بنامند. آنها فقط افرادی هستند که در یک پروژه شرکت کردهاند. عدم اعتماد یک مشکل رایج در تیمهای راه دور است. این امر به ویژه زمانی صادق است که یک تیم به طور خاص برای یک پروژه جدید ایجاد شده و افراد یکدیگر را به خوبی نمیشناسند. در این مواقع مدیریت تیم باید برای ایجاد اعتماد زمان بگذارد.
۲. عدم وضوح
عدم شفافیت و وضوح میتواند باعث سردرگمی شود و اعضای تیم را وادار به فرضیاتی در مورد پروژه و اهداف آن کند که اغلب نادرست خواهند بود.
پس همان ابتدا اهداف پروژه را روشن کنید. ما چه میسازیم؟ چرا آن را میسازیم؟ چه کسانی از این محصول استفاده خواهند کرد؟ چرا از آن استفاده خواهند کرد؟ مهلت پروژه چقدر است؟ نقش هر فرد در تیم چیست؟
اشتباه است که پروژهای را بدون پاسخ به این سوالات شروع کنید و انتظار داشته باشید که در مسیر درستی پیش برود. در بهترین حالت، زمان اضافی را صرف میکنید و در بدترین حالت، پروژه را شکست میدهید.
۳. بیانگیزگی
فقدان انگیزه معمولاً به دلیل مدیریت ضعیف اتفاق میافتد. وقتی مدیریت دلیل زیادی برای ایجاد محصولات عالی ندارد، اعضای تیم هم همانطور فکر میکنند و در نتیجه میخواهند که یک پروژه در سریعترین زمان ممکن به پایان برسد.
مدیریت باید محیطی ایجاد کند که در آن افراد حس هدفمندی داشته باشند. آنها باید بدانند پروژهای که روی آن کار میکنند چگونه به اهداف شرکت کمک میکند.
۴. ارتباط ضعیف بین اعضای تیم
ارتباطات ضعیف میتواند منجر به موقعیتهایی شود که اعضای تیم در انزوا کار کنند.
وقتی اعضای تیم احساس میکنند که تنها هستند، از کارشان سرخورده میشوند. انتظار اینکه اعضای تیم قوانین ارتباطی خود را وضع کنند، اشتباه است. ایجاد قوانین ارتباطی موثر یکی از اولویت هایی است که مدیریت باید انجام دهد
۵. خرده مدیریتها
وقتی اعضای تیم باید برای هر کار کوچکی که انجام میدهند تأییدیه بگیرند، روند کار به میزان قابل توجهی کاهش مییابد.
یافتن تعادلی مناسب بین «مدیریت خیلی زیاد» و «مدیریت خیلی کم» حیاتی است. همانطور که اعضای تیم باید به یکدیگر اعتماد کنند، مدیریت نیز باید به کارکنان خود اعتماد کند. اعضای تیم باید استقلال تصمیمگیری در مورد کار روزانهی خود را داشته باشند.
۶. انتقاد بیش از حد
انتقاد بیش از حد بدون تمجید از دستاوردها میتواند هر پروژهای را نابود کند. وقتی اعضای تیم بدانند تمام کاری که مدیرشان انجام میدهد نقد کارشان است و به ندرت از دستاوردهایشان تمجید میشود، تسلیم میشوند.
پس به عنوان مدیر، مطمئن شوید که افراد در نقش خود احساس ارزشمندی میکنند.
لینک مقاله:
https://bit.ly/dxgn985
(زمان حدودی مطالعه: ۵ دقیقه)
نویسنده: نیلوفر موجودی
#کار_تیمی #مدیر_محصول #تیم_محصول
@Dexign فلسفه دیزاین
_______
کار تیمی میتواند باعث به حقیقت پیوستن رویاهای کاری شود اما معمولاَ وقتی گروهی از افراد با هم کار میکنند به نظر نمیرسد که واقعاَ کاری انجام دهند.
در مقالهی امروز ۶ مشکل رایجی که میتواند تیم شما را از مسیر خارج کند و کارهایی که مدیریت تیم میتواند در مورد آنها انجام دهد آورده شده است:
۱. عدم اعتماد بین اعضای تیم
وقتی افرادی که با هم کار میکنند به یکدیگر اعتماد نداشته باشند، نمیتوانند خود را یک تیم بنامند. آنها فقط افرادی هستند که در یک پروژه شرکت کردهاند. عدم اعتماد یک مشکل رایج در تیمهای راه دور است. این امر به ویژه زمانی صادق است که یک تیم به طور خاص برای یک پروژه جدید ایجاد شده و افراد یکدیگر را به خوبی نمیشناسند. در این مواقع مدیریت تیم باید برای ایجاد اعتماد زمان بگذارد.
۲. عدم وضوح
عدم شفافیت و وضوح میتواند باعث سردرگمی شود و اعضای تیم را وادار به فرضیاتی در مورد پروژه و اهداف آن کند که اغلب نادرست خواهند بود.
پس همان ابتدا اهداف پروژه را روشن کنید. ما چه میسازیم؟ چرا آن را میسازیم؟ چه کسانی از این محصول استفاده خواهند کرد؟ چرا از آن استفاده خواهند کرد؟ مهلت پروژه چقدر است؟ نقش هر فرد در تیم چیست؟
اشتباه است که پروژهای را بدون پاسخ به این سوالات شروع کنید و انتظار داشته باشید که در مسیر درستی پیش برود. در بهترین حالت، زمان اضافی را صرف میکنید و در بدترین حالت، پروژه را شکست میدهید.
۳. بیانگیزگی
فقدان انگیزه معمولاً به دلیل مدیریت ضعیف اتفاق میافتد. وقتی مدیریت دلیل زیادی برای ایجاد محصولات عالی ندارد، اعضای تیم هم همانطور فکر میکنند و در نتیجه میخواهند که یک پروژه در سریعترین زمان ممکن به پایان برسد.
مدیریت باید محیطی ایجاد کند که در آن افراد حس هدفمندی داشته باشند. آنها باید بدانند پروژهای که روی آن کار میکنند چگونه به اهداف شرکت کمک میکند.
۴. ارتباط ضعیف بین اعضای تیم
ارتباطات ضعیف میتواند منجر به موقعیتهایی شود که اعضای تیم در انزوا کار کنند.
وقتی اعضای تیم احساس میکنند که تنها هستند، از کارشان سرخورده میشوند. انتظار اینکه اعضای تیم قوانین ارتباطی خود را وضع کنند، اشتباه است. ایجاد قوانین ارتباطی موثر یکی از اولویت هایی است که مدیریت باید انجام دهد
۵. خرده مدیریتها
وقتی اعضای تیم باید برای هر کار کوچکی که انجام میدهند تأییدیه بگیرند، روند کار به میزان قابل توجهی کاهش مییابد.
یافتن تعادلی مناسب بین «مدیریت خیلی زیاد» و «مدیریت خیلی کم» حیاتی است. همانطور که اعضای تیم باید به یکدیگر اعتماد کنند، مدیریت نیز باید به کارکنان خود اعتماد کند. اعضای تیم باید استقلال تصمیمگیری در مورد کار روزانهی خود را داشته باشند.
۶. انتقاد بیش از حد
انتقاد بیش از حد بدون تمجید از دستاوردها میتواند هر پروژهای را نابود کند. وقتی اعضای تیم بدانند تمام کاری که مدیرشان انجام میدهد نقد کارشان است و به ندرت از دستاوردهایشان تمجید میشود، تسلیم میشوند.
پس به عنوان مدیر، مطمئن شوید که افراد در نقش خود احساس ارزشمندی میکنند.
لینک مقاله:
https://bit.ly/dxgn985
(زمان حدودی مطالعه: ۵ دقیقه)
نویسنده: نیلوفر موجودی
#کار_تیمی #مدیر_محصول #تیم_محصول
@Dexign فلسفه دیزاین
_______
Medium
6 Things That Destroy Product Teams
Teamwork does make the dream work. But it only happens when team members work together as one. It’s a typical situation when a group of…
👍19👏2❤1
طراحی داده محور: هر آنچه که لازم است بدانید
امروزه طراحی تجربه و رابط کاربر به سمت داده محور بودن رفته است و لازم است که برای هر تغییری که در محصول میدهیم دلیلی قانع کننده برای بیزینس و کاربر داشته باشیم بنابراین اصطلاح data driven را این روزها بسیار میشنویم.
برای حل مسئله به تعدادی راه حل میرسیم که بر روی کاغذ کاربردی و جذاب است اما در واقعیت ناکارآمد خواهد بود برای جلوگیری از این خطاها و ریسکهایی که ممکن است یک بیزینس را با شکست روبرو کند، اصطلاح data driven تعریف شده که اینروزها بسیار درباره آن میشنویم. طراحی داده محور این امکان را به شرکتها و بیزینسها میدهد تا بفهند که کاربرانشان چگونه و چرا از محصول استفاده میکنند و مقدار قابل توجهی از حدس و گمانها را در پروسه محصول حذف کنند و این گونه ریسک کمتری برای بیزینس خواهد داشت.
در این مقدمه دلیلی از اهمیت طراحی داده محور را مطرح کردم اگر علاقهمند به این موضوع هستید در ویرگول به صورت کامل درباره این موضوع نوشتهایم و از لینک زیر میتوانید به مقاله منبع مراجع کنید.
https://bit.ly/dxgn986
(مطالعه حدودی مقاله: ۴ دقیقه)
نویسنده: فروزان فاضلی
#تجربه_کاربر #داده_محور #data_driven
@Dexign فلسفه دیزاین
_______
امروزه طراحی تجربه و رابط کاربر به سمت داده محور بودن رفته است و لازم است که برای هر تغییری که در محصول میدهیم دلیلی قانع کننده برای بیزینس و کاربر داشته باشیم بنابراین اصطلاح data driven را این روزها بسیار میشنویم.
برای حل مسئله به تعدادی راه حل میرسیم که بر روی کاغذ کاربردی و جذاب است اما در واقعیت ناکارآمد خواهد بود برای جلوگیری از این خطاها و ریسکهایی که ممکن است یک بیزینس را با شکست روبرو کند، اصطلاح data driven تعریف شده که اینروزها بسیار درباره آن میشنویم. طراحی داده محور این امکان را به شرکتها و بیزینسها میدهد تا بفهند که کاربرانشان چگونه و چرا از محصول استفاده میکنند و مقدار قابل توجهی از حدس و گمانها را در پروسه محصول حذف کنند و این گونه ریسک کمتری برای بیزینس خواهد داشت.
در این مقدمه دلیلی از اهمیت طراحی داده محور را مطرح کردم اگر علاقهمند به این موضوع هستید در ویرگول به صورت کامل درباره این موضوع نوشتهایم و از لینک زیر میتوانید به مقاله منبع مراجع کنید.
https://bit.ly/dxgn986
(مطالعه حدودی مقاله: ۴ دقیقه)
نویسنده: فروزان فاضلی
#تجربه_کاربر #داده_محور #data_driven
@Dexign فلسفه دیزاین
_______
ویرگول
طراحی داده محور چیست؟
“دنیای جدید امروز، دنیای دادههاست”پیشرفت سریع تکنولوژي پیامدهای بسیاری از جمله تغییر روابط آدمها را به همراه دارد، به همین دلیل اطلاعات ن…
👍11
چگونه به عنوان یک طراح UX نه بگوییم
اغلب ترجیح میدهیم از نه گفتن اجتناب کنیم زیرا فکر میکنیم که شروع کنندهی یک درگیری است.
با گذشت زمان متوجه شدم نه گفتن، من و اعضای تیم یا ذینفعان را ناامید نمیکند بلکه کاملاً برعکس این کلمه باعث ایجاد مرزهای سالم میشود و از مواردی مثل فرسودگی و کار نیمه تمام جلوگیری میکند.
اما هنوز هم کلمهی نه میتواند کلمهی خشنی باشدو واکنشهای جالبی در پی نداشته باشد. به همین خاطر در این جا چند عبارت را بررسی میکنیم که به شما کمک کند مرزهای سالم خود را داشته باشید.
"تمرکز فعلی ما این مورد نیست، اما بیایید آن را یادداشت کنیم تا بعداً دربارهی آن صحبت کنیم"
اغلب جلسات با اعضای تیم یا ذینفعان میتواند تکراری و بینتیجه باشد در صورتی که شما به عنوان طراح به آن جهت ندهید و تمرکز اعضا را جلب نکنید.
"ما میتوانیم تمرکزمان را تغییر دهیم تا محصول abc را شامل شود، اما پس از آن نمیتوانیم xyz را در همان جدول زمانی که در ابتدا روی آن توافق کردهبودیم، تحویل دهیم."
مطالعات علمی وجود دارد که ثابت میکند چندوظیفهای باعث میشود ما اثربخشی کمتری داشته باشیم.
بنابراین به جای نه گفتن به تسکهای دیگری که به لیست کارهای رو به رشد شما اضافه شده است، میتوانید این واقعیت را مطرح کنید که اگر تمرکز شما روی ۲۰ موضوع
تقسیم نشود کارآمدتر خواهید بود و یا در مورد الویتها و جدولهای زمانیتان صحبت کنید.
"بیایید از دیدگاه کاربر در مورد آن فکر کنیم"
اغلب ما به عنوان طراحان محصول سعی میکنیم فقط نیازمندیهای بیزنس و محدودیتهای توسعهی محصول را در نظر بگیریم و پیشنهادات دیگر را بلافاصله رد میکنیم.
به جای نه گقتن که ممکن است باعث ناراحتی شود، آن را برگردانید و به عنوان سوال مطرح کنید تا به اعضای تیم و ذینفعان کمک کنید تا ببینند در این پیشنهاد کاربر چگونه گنجانده میشود تا با وجود موانع همچنان بتوانیم تجربهی خوبی به کاربر بدهیم.
به یاد داشته باشید که مواقعی برای نه گفتن وجود دارد و مواقع دیگری نیاز است به مصالحه برسید. دانستن تفاوت این دو موضوع مهارت دیگری است که نیاز به یادگرفتن و تمرین کردن دارد.
https://bit.ly/dxgn987
(زمان حدودی مطالعه: ۴ دقیقه)
نویسنده: بهاره حاجوی
#محیط_کار #تیم #طراح_محصول
@Dexign فلسفه دیزاین
_______
اغلب ترجیح میدهیم از نه گفتن اجتناب کنیم زیرا فکر میکنیم که شروع کنندهی یک درگیری است.
با گذشت زمان متوجه شدم نه گفتن، من و اعضای تیم یا ذینفعان را ناامید نمیکند بلکه کاملاً برعکس این کلمه باعث ایجاد مرزهای سالم میشود و از مواردی مثل فرسودگی و کار نیمه تمام جلوگیری میکند.
اما هنوز هم کلمهی نه میتواند کلمهی خشنی باشدو واکنشهای جالبی در پی نداشته باشد. به همین خاطر در این جا چند عبارت را بررسی میکنیم که به شما کمک کند مرزهای سالم خود را داشته باشید.
"تمرکز فعلی ما این مورد نیست، اما بیایید آن را یادداشت کنیم تا بعداً دربارهی آن صحبت کنیم"
اغلب جلسات با اعضای تیم یا ذینفعان میتواند تکراری و بینتیجه باشد در صورتی که شما به عنوان طراح به آن جهت ندهید و تمرکز اعضا را جلب نکنید.
"ما میتوانیم تمرکزمان را تغییر دهیم تا محصول abc را شامل شود، اما پس از آن نمیتوانیم xyz را در همان جدول زمانی که در ابتدا روی آن توافق کردهبودیم، تحویل دهیم."
مطالعات علمی وجود دارد که ثابت میکند چندوظیفهای باعث میشود ما اثربخشی کمتری داشته باشیم.
بنابراین به جای نه گفتن به تسکهای دیگری که به لیست کارهای رو به رشد شما اضافه شده است، میتوانید این واقعیت را مطرح کنید که اگر تمرکز شما روی ۲۰ موضوع
تقسیم نشود کارآمدتر خواهید بود و یا در مورد الویتها و جدولهای زمانیتان صحبت کنید.
"بیایید از دیدگاه کاربر در مورد آن فکر کنیم"
اغلب ما به عنوان طراحان محصول سعی میکنیم فقط نیازمندیهای بیزنس و محدودیتهای توسعهی محصول را در نظر بگیریم و پیشنهادات دیگر را بلافاصله رد میکنیم.
به جای نه گقتن که ممکن است باعث ناراحتی شود، آن را برگردانید و به عنوان سوال مطرح کنید تا به اعضای تیم و ذینفعان کمک کنید تا ببینند در این پیشنهاد کاربر چگونه گنجانده میشود تا با وجود موانع همچنان بتوانیم تجربهی خوبی به کاربر بدهیم.
به یاد داشته باشید که مواقعی برای نه گفتن وجود دارد و مواقع دیگری نیاز است به مصالحه برسید. دانستن تفاوت این دو موضوع مهارت دیگری است که نیاز به یادگرفتن و تمرین کردن دارد.
https://bit.ly/dxgn987
(زمان حدودی مطالعه: ۴ دقیقه)
نویسنده: بهاره حاجوی
#محیط_کار #تیم #طراح_محصول
@Dexign فلسفه دیزاین
_______
Medium
How to say NO as a UX designer
Saying No is not about being difficult or not being seen as a team player.
👍10
۷ سوگیری شناختی که بر روند طراحی شما تأثیر میگذارند
طراحان UX ممکن است در فرآیند طراحی دچار سوگیریهای شناختی شوند. در این مقاله ۷ سوگیری تأثیرگذار، بررسی خواهد شد. به کمک مطالب این مقاله میتوانیم اثرات منفی این سوگیریها را به حداقل و فرصت تجربههای مثبت و لذتبخش را برای کاربر به حداکثر برسانیم.
۱. سوگیری تایید (Confirmation Bias): ما تمایل داریم به دنبال نتایج، اطلاعات یا نمونههایی باشیم که باورها و جهانبینی ما را تایید کنند.
۲. تعصب لنگر انداختن (Anchoring Bias): ما معمولاً به اولین اطلاعاتی که میبینیم تکیه میکنیم.
۳. سوگیری اندازه دسته (Category Size Bias): ما بیشتر به سمت گزینههایی که در گروههای بزرگتر دستهبندی شدهاند جذب میشویم.
۴. سوگیری ابتکار عملِ در دسترس (Availability Heuristic): ما تمایل داریم از اطلاعاتی که در هنگام تصمیمگیری سریعتر و آسانتر به ذهنمان میرسد استفاده کنیم.
۵. سوگیری قیمت-ارزش (Price-Value Bias): ارزش ادراک شده ما از چیزها، تحت تأثیر قیمت و ویژگیهای آنها است.
۶. سوگیری کنونی (Present Bias): ما به جای اینکه منتظر نتایج و پاداشهای بزرگتر در آینده باشیم، چیزهایی را میخواهیم که نتایج و پاداش کوچکتری را اکنون به ما ارائه میدهند.
۷. سوگیری لفظی (Wording Bias): نحوه پرسیدن سوالات بر پاسخها تأثیر میگذارند.
برای مطالعهی کامل این مقاله به لینک زیر مراجعه کنید:
https://bit.ly/dxgn988
(زمان حدودی مطالعه: ۶ دقیقه)
گردآورنده: نیلوفر مزرعه
#سوگیری_شناختی #فرآیند_طراحی #تجربه_کاربری
@Dexign فلسفه دیزاین
_______
طراحان UX ممکن است در فرآیند طراحی دچار سوگیریهای شناختی شوند. در این مقاله ۷ سوگیری تأثیرگذار، بررسی خواهد شد. به کمک مطالب این مقاله میتوانیم اثرات منفی این سوگیریها را به حداقل و فرصت تجربههای مثبت و لذتبخش را برای کاربر به حداکثر برسانیم.
۱. سوگیری تایید (Confirmation Bias): ما تمایل داریم به دنبال نتایج، اطلاعات یا نمونههایی باشیم که باورها و جهانبینی ما را تایید کنند.
۲. تعصب لنگر انداختن (Anchoring Bias): ما معمولاً به اولین اطلاعاتی که میبینیم تکیه میکنیم.
۳. سوگیری اندازه دسته (Category Size Bias): ما بیشتر به سمت گزینههایی که در گروههای بزرگتر دستهبندی شدهاند جذب میشویم.
۴. سوگیری ابتکار عملِ در دسترس (Availability Heuristic): ما تمایل داریم از اطلاعاتی که در هنگام تصمیمگیری سریعتر و آسانتر به ذهنمان میرسد استفاده کنیم.
۵. سوگیری قیمت-ارزش (Price-Value Bias): ارزش ادراک شده ما از چیزها، تحت تأثیر قیمت و ویژگیهای آنها است.
۶. سوگیری کنونی (Present Bias): ما به جای اینکه منتظر نتایج و پاداشهای بزرگتر در آینده باشیم، چیزهایی را میخواهیم که نتایج و پاداش کوچکتری را اکنون به ما ارائه میدهند.
۷. سوگیری لفظی (Wording Bias): نحوه پرسیدن سوالات بر پاسخها تأثیر میگذارند.
برای مطالعهی کامل این مقاله به لینک زیر مراجعه کنید:
https://bit.ly/dxgn988
(زمان حدودی مطالعه: ۶ دقیقه)
گردآورنده: نیلوفر مزرعه
#سوگیری_شناختی #فرآیند_طراحی #تجربه_کاربری
@Dexign فلسفه دیزاین
_______
Medium
7 cognitive biases that affect your design process
Don’t let these hidden cognitive biases impair your design decisions, adopt and understand them to create better user experiences!
👍6
۸ سوال هوشمند که طراحان برای جذب مشتریان و پروژههای مهم باید بپرسند
برای یافتن و جذب مشتریان عالی سعی کنید در اولین جلسه، یک ارتباط همدلانه برقرار کنید و نشان دهید که دیدگاهها و ارزشهای شما یکسان است. به کمک ۸ سوالی که در ادامه آمده است میتوانید نظر مشتریان را به خود جلب کنید.
۱. آخر هفته را چطور گذراندید؟
به تعامل و همدلی توجه ویژهایی داشته باشید و فراموش نکنید که هر پروژهایی فقط جنبه تجارت ندارد.
۲. در حال حاضر با چه مشکلاتی روبرو هستید؟
درک مشکلِ مشتری و اینکه او میخواهد چه مشکل تجاری را حل کند ضروری است. برای رسیدن به یک راه حل جامع و متفاوت، نیاز داریم از مشکلات و درخواست مشتری آگاهی پیدا کنیم.
۳. آیا تا به حال به این فکر کردهاید که لزوماً نیازی به تغییر طرح ندارید؟
گاهی اوقات در فرآیند گفتگو میبینید که طراحی و راهکار شما مشکلات مشتری را حل نمیکند. بهتر است صادق باشید و این موضوع را مطرح کنید. شاید بتوانید خدمات دیگری ارائه دهید و یا متخصصی را از جای دیگری پیشنهاد کنید. در این صورت ممکن است پروژه را دریافت نکنید اما مشتری همکاری با شما را به شرکتهای دیگر حتماً توصیه میکند.
۴. مؤلفهی احساسی محصول شما چیست؟
به عنوان یک طراح شما باید یک مشکل تجاری را با ابزارهای هنری حل کنید. بنابراین ضروری است از زبان خود مشتری دریابید که چه چیزهایی باعث میشوند کاربران با محصول، خدمات یا برنامه آنها ارتباط برقرار کنند و مایل به پرداخت هزینه برای آن باشند.
۵. چه چیزی را در مورد راهحل قبلی دوست دارید یا دوست ندارید؟
این احتمال وجود دارد که مشتری شما قبلاً سعی کرده مشکل را حل کند. پس در مورد تجربیات قبلی آنها صحبت کنید، نمونههایی از طرحهای گذشته را بخواهید و مطمئن شوید که چه چیزی مفید و موثر بوده و چه چیزی تأثیر معکوس داشته است.
۶. چه کارهای روزمرهایی، بیش از حد وقت شما را میگیرد؟
این سوال به شما کمک میکند مشتری بالقوه خود را بهتر درک کنید. آنها را ترغیب میکند تا در مورد مشکلات دیگری صحبت کنند که چندان واضح یا قابل مشاهده نیستند. همچنین به شما کمک میکند از زاویهای متفاوت به پروژه نگاه کنید و به وضوح اهداف جدیدی را که در مورد آنها بحث نشده است، پیدا کنید.
۷. زمان و پول خود را کجا خرج میکنید؟
این سوال مشابه سوال قبلی است اما به شما این امکان را میدهد مشکلات دیگری که برای آنها راهحل دارید را شناسایی کنید. همچنین میتوانید در مورد ایدههایی که منجربه افزایش بهرهوری میشوند، به آنها مشاوره دهید. این یک انگیزه اضافی برای همکاری با شما است.
۸. یک کسب و کار "ایدهآل" را چگونه تصور میکنید؟
تا اینجا، سوالات همه حول محور نیازهای فعلی مشتری تنظیم شده بود. اما اگر می خواهید یک رابطه طولانی مدت ایجاد کنید، بپرسید: کسب و کار «ایدهآل» از نظر شما چیست؟، این یک راه عالی برای اطلاع از نیازها و خواستههای نهفته مشتری و تبدیل آنها به یک پیشنهاد وسوسهانگیز است.
برای مطالعهی کامل این مقاله به لینک زیر مراجعه کنید:
https://bit.ly/dxgn989
(زمان حدودی مطالعه: ۶ دقیقه)
گردآورنده: نیلوفر مزرعه
#مذاکره #بازاریابی #طراحی #پروژه
@Dexign فلسفه دیزاین
_______
برای یافتن و جذب مشتریان عالی سعی کنید در اولین جلسه، یک ارتباط همدلانه برقرار کنید و نشان دهید که دیدگاهها و ارزشهای شما یکسان است. به کمک ۸ سوالی که در ادامه آمده است میتوانید نظر مشتریان را به خود جلب کنید.
۱. آخر هفته را چطور گذراندید؟
به تعامل و همدلی توجه ویژهایی داشته باشید و فراموش نکنید که هر پروژهایی فقط جنبه تجارت ندارد.
۲. در حال حاضر با چه مشکلاتی روبرو هستید؟
درک مشکلِ مشتری و اینکه او میخواهد چه مشکل تجاری را حل کند ضروری است. برای رسیدن به یک راه حل جامع و متفاوت، نیاز داریم از مشکلات و درخواست مشتری آگاهی پیدا کنیم.
۳. آیا تا به حال به این فکر کردهاید که لزوماً نیازی به تغییر طرح ندارید؟
گاهی اوقات در فرآیند گفتگو میبینید که طراحی و راهکار شما مشکلات مشتری را حل نمیکند. بهتر است صادق باشید و این موضوع را مطرح کنید. شاید بتوانید خدمات دیگری ارائه دهید و یا متخصصی را از جای دیگری پیشنهاد کنید. در این صورت ممکن است پروژه را دریافت نکنید اما مشتری همکاری با شما را به شرکتهای دیگر حتماً توصیه میکند.
۴. مؤلفهی احساسی محصول شما چیست؟
به عنوان یک طراح شما باید یک مشکل تجاری را با ابزارهای هنری حل کنید. بنابراین ضروری است از زبان خود مشتری دریابید که چه چیزهایی باعث میشوند کاربران با محصول، خدمات یا برنامه آنها ارتباط برقرار کنند و مایل به پرداخت هزینه برای آن باشند.
۵. چه چیزی را در مورد راهحل قبلی دوست دارید یا دوست ندارید؟
این احتمال وجود دارد که مشتری شما قبلاً سعی کرده مشکل را حل کند. پس در مورد تجربیات قبلی آنها صحبت کنید، نمونههایی از طرحهای گذشته را بخواهید و مطمئن شوید که چه چیزی مفید و موثر بوده و چه چیزی تأثیر معکوس داشته است.
۶. چه کارهای روزمرهایی، بیش از حد وقت شما را میگیرد؟
این سوال به شما کمک میکند مشتری بالقوه خود را بهتر درک کنید. آنها را ترغیب میکند تا در مورد مشکلات دیگری صحبت کنند که چندان واضح یا قابل مشاهده نیستند. همچنین به شما کمک میکند از زاویهای متفاوت به پروژه نگاه کنید و به وضوح اهداف جدیدی را که در مورد آنها بحث نشده است، پیدا کنید.
۷. زمان و پول خود را کجا خرج میکنید؟
این سوال مشابه سوال قبلی است اما به شما این امکان را میدهد مشکلات دیگری که برای آنها راهحل دارید را شناسایی کنید. همچنین میتوانید در مورد ایدههایی که منجربه افزایش بهرهوری میشوند، به آنها مشاوره دهید. این یک انگیزه اضافی برای همکاری با شما است.
۸. یک کسب و کار "ایدهآل" را چگونه تصور میکنید؟
تا اینجا، سوالات همه حول محور نیازهای فعلی مشتری تنظیم شده بود. اما اگر می خواهید یک رابطه طولانی مدت ایجاد کنید، بپرسید: کسب و کار «ایدهآل» از نظر شما چیست؟، این یک راه عالی برای اطلاع از نیازها و خواستههای نهفته مشتری و تبدیل آنها به یک پیشنهاد وسوسهانگیز است.
برای مطالعهی کامل این مقاله به لینک زیر مراجعه کنید:
https://bit.ly/dxgn989
(زمان حدودی مطالعه: ۶ دقیقه)
گردآورنده: نیلوفر مزرعه
#مذاکره #بازاریابی #طراحی #پروژه
@Dexign فلسفه دیزاین
_______
Medium
8 smart questions designers can ask clients to win more significant projects
Are you trying to find clients and get an excellent contract? Try to make an empathic connection at the first meeting.
👍8
طراحی سرویس (service design)
طراحی محصول جنبههای بسیاری دارد و همه برای ایجاد تجربه خوب کاربر تلاش میکنند. یکی از بزرگترین بازیگرانی که تعیین میکند آیا کاربر، تجربه لذت بخشی دارد یا خیر، کسب و کاریست که محصول را میفروشد. اگر کسبوکار با خدماتِ هدف، هماهنگ نباشد، تجربه کاربر ممکن است آسیب ببیند و اینجاست که طراحی سرویس یا خدمات وارد عمل میشود.
طراحی سرویس یک فرآیند کل نگر است که تمام نقاط تماس در نقشه سفر مشتری را (از ابتدای کشف تا تجارب) در نظر می گیرد.
از آنجایی که کسبوکار و محصول یک موجود زنده است، نیاز به ادامه دادن و باقی ماندن در دنیای سریع و مبتنی بر فناوری را دارد. طراحی سرویس، راهی را فراهم میکند تا کیفیت محصول و خدمات به طور مداوم منتقل و تجربه شود.
با توجه به اهمیت طراحی سرویس در کسبوکارها، آگاهی داشتن درباره آن، برای ما طراحان تجربه کاربر بسیار مفید است و میتواند به ما دید خوب و وسیعی از محصول بدهد، بنابراین توصیه میکنم که از لینک زیر این مقاله را به طور کامل مطالعه کنید.
https://bit.ly/dxgn990
گردآورنده: فروزان فاضلی
(زمان حدودی مطالعه: ۵ دقیقه)
#طراحی_محصول #طراحی_سرویس #service_design
@Dexign فلسفه دیزاین
_______
طراحی محصول جنبههای بسیاری دارد و همه برای ایجاد تجربه خوب کاربر تلاش میکنند. یکی از بزرگترین بازیگرانی که تعیین میکند آیا کاربر، تجربه لذت بخشی دارد یا خیر، کسب و کاریست که محصول را میفروشد. اگر کسبوکار با خدماتِ هدف، هماهنگ نباشد، تجربه کاربر ممکن است آسیب ببیند و اینجاست که طراحی سرویس یا خدمات وارد عمل میشود.
طراحی سرویس یک فرآیند کل نگر است که تمام نقاط تماس در نقشه سفر مشتری را (از ابتدای کشف تا تجارب) در نظر می گیرد.
از آنجایی که کسبوکار و محصول یک موجود زنده است، نیاز به ادامه دادن و باقی ماندن در دنیای سریع و مبتنی بر فناوری را دارد. طراحی سرویس، راهی را فراهم میکند تا کیفیت محصول و خدمات به طور مداوم منتقل و تجربه شود.
با توجه به اهمیت طراحی سرویس در کسبوکارها، آگاهی داشتن درباره آن، برای ما طراحان تجربه کاربر بسیار مفید است و میتواند به ما دید خوب و وسیعی از محصول بدهد، بنابراین توصیه میکنم که از لینک زیر این مقاله را به طور کامل مطالعه کنید.
https://bit.ly/dxgn990
گردآورنده: فروزان فاضلی
(زمان حدودی مطالعه: ۵ دقیقه)
#طراحی_محصول #طراحی_سرویس #service_design
@Dexign فلسفه دیزاین
_______
Medium
Service Design 101: What is Service Design?
A holistic method of design thinking for service providers.
👍6👌1
فرایند Lean UX در تیمهای Agile
«چه میشد اگر زودتر متوجه میشدیم هیچکس چیزی را که میسازیم نمیخواهد؟»
این سوال پایه و اساس تفکر Lean UX است. Lean UX یک طرز فکر، فرهنگ و فرآیند است که از روشهای Agile پشتیبانی میکند. این نوع فرایند، نقش UX سنتی را فراتر از اجرای صرف عناصر طراحی و پیشبینی نحوه تعامل کاربران با یک سیستم گسترش داده و دید بسیار جامعتری از چرایی وجود یک ویژگی، عملکرد مورد نیاز برای پیادهسازی و مزایای آن ارائه میکند. Lean UX با دریافت بازخورد فوری برای درک اینکه آیا سیستم به اهداف واقعی تجاری می رسد یا خیر، یک سیستم حلقوی بسته برای تعریف و اندازهگیری ارزشها ارائه میدهد.
تیمهای Agile و طراحان Lean UX این واقعیت را میپذیرند که «پاسخ درست» از قبل ناشناخته است. در عوض، بر ایجاد فرضیهای در مورد نتیجه تجاری مورد انتظار ویژگیها تمرکز و سپس آن فرضیه را به صورت تدریجی اجرا و آزمایش میکنند.
یکی از مزایای مهم کار کردن به این شکل این است که بسیاری از «فکر نمیکنم این ایده خوبی باشد»ها و درگیریهای درونی سیاسی را از فرآیند طراحی UX حذف میکند. بهجای آن، قرار است هر ایده آزمایش شود و معیارها به وضوح مشخص شوند. به محض آنکه آزمایشها شکست خوردند ایده را کنار میگذاریم و چیز دیگری را امتحان میکنیم.
اگر میخواهید دربارهی این موضوع بیشتر مطالعه کنید ما منابع زیر را پیشنهاد میکنیم.
مقالهها:
تعریف سادهی Lean UX
(زمان حدودی مطالعه: ۸ دقیقه)
طراحی تجربهی کاربری Agile چیست و چرا برای طراحان مهم است؟
(زمان حدودی مطالعه: ۱۶ دقیقه)
راهنمای مطالعه برای Lean UX و Agile
(زمان حدودی مطالعه: ۶ دقیقه)
کتاب:
Lean UX: Designing Great Products With Agile Teams
(گردآورنده: نیلوفر موجودی)
#Agile #Lean_UX
@Dexign فلسفه دیزاین
_______
«چه میشد اگر زودتر متوجه میشدیم هیچکس چیزی را که میسازیم نمیخواهد؟»
این سوال پایه و اساس تفکر Lean UX است. Lean UX یک طرز فکر، فرهنگ و فرآیند است که از روشهای Agile پشتیبانی میکند. این نوع فرایند، نقش UX سنتی را فراتر از اجرای صرف عناصر طراحی و پیشبینی نحوه تعامل کاربران با یک سیستم گسترش داده و دید بسیار جامعتری از چرایی وجود یک ویژگی، عملکرد مورد نیاز برای پیادهسازی و مزایای آن ارائه میکند. Lean UX با دریافت بازخورد فوری برای درک اینکه آیا سیستم به اهداف واقعی تجاری می رسد یا خیر، یک سیستم حلقوی بسته برای تعریف و اندازهگیری ارزشها ارائه میدهد.
تیمهای Agile و طراحان Lean UX این واقعیت را میپذیرند که «پاسخ درست» از قبل ناشناخته است. در عوض، بر ایجاد فرضیهای در مورد نتیجه تجاری مورد انتظار ویژگیها تمرکز و سپس آن فرضیه را به صورت تدریجی اجرا و آزمایش میکنند.
یکی از مزایای مهم کار کردن به این شکل این است که بسیاری از «فکر نمیکنم این ایده خوبی باشد»ها و درگیریهای درونی سیاسی را از فرآیند طراحی UX حذف میکند. بهجای آن، قرار است هر ایده آزمایش شود و معیارها به وضوح مشخص شوند. به محض آنکه آزمایشها شکست خوردند ایده را کنار میگذاریم و چیز دیگری را امتحان میکنیم.
اگر میخواهید دربارهی این موضوع بیشتر مطالعه کنید ما منابع زیر را پیشنهاد میکنیم.
مقالهها:
تعریف سادهی Lean UX
(زمان حدودی مطالعه: ۸ دقیقه)
طراحی تجربهی کاربری Agile چیست و چرا برای طراحان مهم است؟
(زمان حدودی مطالعه: ۱۶ دقیقه)
راهنمای مطالعه برای Lean UX و Agile
(زمان حدودی مطالعه: ۶ دقیقه)
کتاب:
Lean UX: Designing Great Products With Agile Teams
(گردآورنده: نیلوفر موجودی)
#Agile #Lean_UX
@Dexign فلسفه دیزاین
_______
The Interaction Design Foundation
A Simple Introduction to Lean UX
Lean UX has the same goal in mind as other forms of UX, it’s just that the way you work on a project is slightly different. Let’s take a look at how it works.
👍16⚡2🔥1
خودباوری در خلاقیت چیست؟
کتاب خودباوری در خلاقیت، اثری از تام و دیوید کلی است. بیشتر مواقع، شرکتها و افراد فکر می کنند که نوآوری، فقط مختص به عدهای خاص از «آدمهای خلاق» است. اما دو تن از متخصصین پیشرو در عرصهی نوآوری و طراحی در این کتاب به ما نشان میدهند که همهی انسانها میتوانند خلاق باشند.
اما چگونه میتوانیم آیندهای پربارتر و موفقتر را برای خودمان بسازیم؟
۱. طراحی به ۳ عامل کلیدی برای نوآوری نیاز دارد که دارای اهمیت یکسانی هستند:
الف- عوامل کسب و کار
ب- عوامل فنی
ج- عوامل انسانی
۲. جرات: خودباوری در خلاقیت همچنین به معنی نترسیدن از شکست است. شکست در فرآیند طراحی امری ذاتی است و به طور مداوم در طول حرفه شما اتفاق میافتد.
بهتر است در مقابله با شکستها ابتدا با موانع کوچکتر مقابله کنید زیرا شانس تکمیل کار را افزایش میدهد.
۳. جرقه: سعی کنید در آرام ترین حالت خود باشید تا ذهنتان آزادانه عمل کند. همچنین کاربران خود را درک کنید و با آنها همدلی کنید تا بتوانید نیازهای آنها را بهتر درک کنید.
۴. جهش: مهمترین نکته شروع است. مهم نیست این ایده چقدر بد است، آن را روی کاغذ بیاورید و با آن بازی کنید تا به یک ایده بهتر برسید.
۵. جستجو کنید: از جستجو کردن نترسید! گاهی اوقات، جرقه یک ایده از بیادعاترین مکانها بیرون میآید. آزمایش کردن سرگرمیها، پروژههای پرشور یا گپ زدن با افراد مختلف از هر طبقهای میتواند این تفکر را متنوع کند.
۶. تیم: همراه بودن با یک تیم متفاوت از نظر سن، جنسیت، نژاد و... باعث میشود با ایدههای جدیدی روبهرو شویم. این امر مهم است که به همه اعضای تیم باید گوش داد زیرا هرگز نمیدانید ایده بزرگ بعدی از کجا می آید!
۷. حرکت کنید: یادگیری خوب است، اما عمل کردن به آنچه که یادگرفتهایم میتواند ما را به هدفی که داریم نزدیکتر کند.
برای مطالعهی کامل این مقاله به لینک زیر مراجعه کنید
https://bit.ly/dxgn992
( زمان حدودی مطالعه: ۵ دقیقه)
گردآورنده: امین افشار
#الهام_گیری #ایده #خلاقیت
@Dexign فلسفه دیزاین
_______
کتاب خودباوری در خلاقیت، اثری از تام و دیوید کلی است. بیشتر مواقع، شرکتها و افراد فکر می کنند که نوآوری، فقط مختص به عدهای خاص از «آدمهای خلاق» است. اما دو تن از متخصصین پیشرو در عرصهی نوآوری و طراحی در این کتاب به ما نشان میدهند که همهی انسانها میتوانند خلاق باشند.
اما چگونه میتوانیم آیندهای پربارتر و موفقتر را برای خودمان بسازیم؟
۱. طراحی به ۳ عامل کلیدی برای نوآوری نیاز دارد که دارای اهمیت یکسانی هستند:
الف- عوامل کسب و کار
ب- عوامل فنی
ج- عوامل انسانی
۲. جرات: خودباوری در خلاقیت همچنین به معنی نترسیدن از شکست است. شکست در فرآیند طراحی امری ذاتی است و به طور مداوم در طول حرفه شما اتفاق میافتد.
بهتر است در مقابله با شکستها ابتدا با موانع کوچکتر مقابله کنید زیرا شانس تکمیل کار را افزایش میدهد.
۳. جرقه: سعی کنید در آرام ترین حالت خود باشید تا ذهنتان آزادانه عمل کند. همچنین کاربران خود را درک کنید و با آنها همدلی کنید تا بتوانید نیازهای آنها را بهتر درک کنید.
۴. جهش: مهمترین نکته شروع است. مهم نیست این ایده چقدر بد است، آن را روی کاغذ بیاورید و با آن بازی کنید تا به یک ایده بهتر برسید.
۵. جستجو کنید: از جستجو کردن نترسید! گاهی اوقات، جرقه یک ایده از بیادعاترین مکانها بیرون میآید. آزمایش کردن سرگرمیها، پروژههای پرشور یا گپ زدن با افراد مختلف از هر طبقهای میتواند این تفکر را متنوع کند.
۶. تیم: همراه بودن با یک تیم متفاوت از نظر سن، جنسیت، نژاد و... باعث میشود با ایدههای جدیدی روبهرو شویم. این امر مهم است که به همه اعضای تیم باید گوش داد زیرا هرگز نمیدانید ایده بزرگ بعدی از کجا می آید!
۷. حرکت کنید: یادگیری خوب است، اما عمل کردن به آنچه که یادگرفتهایم میتواند ما را به هدفی که داریم نزدیکتر کند.
برای مطالعهی کامل این مقاله به لینک زیر مراجعه کنید
https://bit.ly/dxgn992
( زمان حدودی مطالعه: ۵ دقیقه)
گردآورنده: امین افشار
#الهام_گیری #ایده #خلاقیت
@Dexign فلسفه دیزاین
_______
Medium
Creative confidence in 8 visuals
Tom & David Kelley’s (IDEO) fantastic book in 8 visuals.
👍12
اهمیت بریف در پروژهها
پروژههای طراحی اغلب بدون توجه به این که چه اهدافی دارند شروع میشوند.
بهتر است که شما اهداف، فرضیههای اولیه و سایر اطلاعات خود را در یک فرم مکتوب قرار دهید.
بریف یک تفهیمنامه است که در مورد پروژههایی که قرار است انجام شود و برای تسهیل روند کاری کسانی که در آن پروژه درگیر هستند انجام میشود.
مزایای بریف عبارتند از:
۱. کاهش ابهامات.
۲. وادار کردن تیم به تفکر عمیقتر در مورد ورودیهای کلیدی پروژه.
۳. کمک به فهم و درک بهتر تیم از پروژه.
۴. کاهش ناکارآمدیها با شفاف سازی نقشها.
۵ . قابل فهم شدن پروژه برای اعضای جدید تیم در آینده.
موارد تشکیل دهنده یک بریف خلاقانه:
۱. توضیحی کوتاه در مورد برند.
۲. برجسته کردن اهداف و چالشهای خاص.
۳. توصیف کردن مخاطبان هدف.
۴.بررسی کردن رفتار رقبا.
۵. نوشتن خلاصهای از پروژه.
۶. مشخص کردن ذینفعان
برای مطالعهی کامل این مقاله به لینک زیر مراجعه کنید:
https://bit.ly/dxgn993
(زمان حدودی مطالعه: ۶ دقیقه)
گردآورنده: امین افشار
#محصول #مصاحبه #تجربه_کاربری
@Dexign فلسفه دیزاین
_______
پروژههای طراحی اغلب بدون توجه به این که چه اهدافی دارند شروع میشوند.
بهتر است که شما اهداف، فرضیههای اولیه و سایر اطلاعات خود را در یک فرم مکتوب قرار دهید.
بریف یک تفهیمنامه است که در مورد پروژههایی که قرار است انجام شود و برای تسهیل روند کاری کسانی که در آن پروژه درگیر هستند انجام میشود.
مزایای بریف عبارتند از:
۱. کاهش ابهامات.
۲. وادار کردن تیم به تفکر عمیقتر در مورد ورودیهای کلیدی پروژه.
۳. کمک به فهم و درک بهتر تیم از پروژه.
۴. کاهش ناکارآمدیها با شفاف سازی نقشها.
۵ . قابل فهم شدن پروژه برای اعضای جدید تیم در آینده.
موارد تشکیل دهنده یک بریف خلاقانه:
۱. توضیحی کوتاه در مورد برند.
۲. برجسته کردن اهداف و چالشهای خاص.
۳. توصیف کردن مخاطبان هدف.
۴.بررسی کردن رفتار رقبا.
۵. نوشتن خلاصهای از پروژه.
۶. مشخص کردن ذینفعان
برای مطالعهی کامل این مقاله به لینک زیر مراجعه کنید:
https://bit.ly/dxgn993
(زمان حدودی مطالعه: ۶ دقیقه)
گردآورنده: امین افشار
#محصول #مصاحبه #تجربه_کاربری
@Dexign فلسفه دیزاین
_______
Medium
The power of a UX project brief (template included)
Design projects are often started without much clarity on their goals. This powerful template will get your team on track.
👍7🔥1
چرا طراحی معمولی (تقریباً) همیشه برنده است
معمولاً وقتی ما دربارهی طراحی معمولی فکر میکنیم، اولین کلماتی که به ذهنمون میرسه "ساده" و "حوصله سر بر" است. اگرچه طراحی ساده ممکن است ویژگی خوبی باشد، "حوصله سر بر و خسته کننده" چیزی نیست که ما به عنوان طراحان محصول قصد ایجاد آن را داشته باشیم.
در این مقاله قرار است دربارهی این صحبت کنیم که برعکس تصور معمول، بسیاری از محصولات پرفروش دنیا، طرحهایی کاملاً معمولی دارند.
طراحی معمولی و طراحی غیر معمولی
بر اساس غریزه، ما طراحان معمولاً در پی طراحی محصولاتی هستیم که جدید و هیجان انگیز باشند. اکثر اوقات از طراحی شایع دوری میکنیم چون به دنبال این هستیم که محصولات جالب و طبق ترند روز طراحی کنیم. در حالی که اغلب بهترین راه برای تاثیرگذاری، طراحی چیزی معمولی است.
طراحی معمولی و موفقیت محصول
یکی از اهداف طراحی محصول، یافتن راه حلی است که بیشترین تعداد افراد را راضی کند. وقتی دربارهی طراحی معمولی صحبت میکنیم تنها تعداد کمی از افراد از آن متنفرند و اکثریت زیادی با آن مدارا میکنند; که باعث میشود طراحی معمولی بسیار موفق باشد.
اما چرا مردم نسبت به طراحی معمولی تا این حد با مدارا هستند؟ چون طراحی معمولی هم برای چشم آسان است هم بلافاصله احساس آشنایی میدهد. مردم طراحی آشنا را دوست دارند زیرا به آنها احساس راحتی میدهد.
استفاده از طراحی برای نمایش یک بیانیه
برخی از تولیدکنندگان از طراحی برای بیان یک بیانیهی جسورانه استفاده میکنند. معمولاً هدف از این کار ایجاد تبلیغ گسترده برای برندشان است.
بازگشت به ریشهها: طراحی خوب چیست؟
دیتر رامز، یکی از تاثیرگذارترین طراحان قرن بیستم، ۱۰ اصل طراحی خوب را ابداع کرد. یکی از این اصول، بیان میکند که طراحی خوب متواضع است. محصولات فقط ابزارهایی هستند که مسئلهای را حل میکنند. به همین دلیل طراحی آنها باید خنثی و محدود شده باشد.
آیا این بدان معناست که ما باید همیشه طرحهای شایع خلق کنیم؟ نه لزوماً. در ابتدا ما همیشه باید نیازهای مخاطب هدفی را که برای آن طراحی میکنیم، درک کنیم. طراحی همیشه باید متناسب با مخاطب هدف شما باشد.
شما میتوانید متن کامل مقاله را در لینک زیر بخوانید:
https://bit.ly/dxgn994
(زمان حدودی مطالعه: ۵ دقیقه)
گردآورنده: بهاره حاجوی
#سادگی #ترند #کاربر
@Dexign فلسفه دیزاین
_________
معمولاً وقتی ما دربارهی طراحی معمولی فکر میکنیم، اولین کلماتی که به ذهنمون میرسه "ساده" و "حوصله سر بر" است. اگرچه طراحی ساده ممکن است ویژگی خوبی باشد، "حوصله سر بر و خسته کننده" چیزی نیست که ما به عنوان طراحان محصول قصد ایجاد آن را داشته باشیم.
در این مقاله قرار است دربارهی این صحبت کنیم که برعکس تصور معمول، بسیاری از محصولات پرفروش دنیا، طرحهایی کاملاً معمولی دارند.
طراحی معمولی و طراحی غیر معمولی
بر اساس غریزه، ما طراحان معمولاً در پی طراحی محصولاتی هستیم که جدید و هیجان انگیز باشند. اکثر اوقات از طراحی شایع دوری میکنیم چون به دنبال این هستیم که محصولات جالب و طبق ترند روز طراحی کنیم. در حالی که اغلب بهترین راه برای تاثیرگذاری، طراحی چیزی معمولی است.
طراحی معمولی و موفقیت محصول
یکی از اهداف طراحی محصول، یافتن راه حلی است که بیشترین تعداد افراد را راضی کند. وقتی دربارهی طراحی معمولی صحبت میکنیم تنها تعداد کمی از افراد از آن متنفرند و اکثریت زیادی با آن مدارا میکنند; که باعث میشود طراحی معمولی بسیار موفق باشد.
اما چرا مردم نسبت به طراحی معمولی تا این حد با مدارا هستند؟ چون طراحی معمولی هم برای چشم آسان است هم بلافاصله احساس آشنایی میدهد. مردم طراحی آشنا را دوست دارند زیرا به آنها احساس راحتی میدهد.
استفاده از طراحی برای نمایش یک بیانیه
برخی از تولیدکنندگان از طراحی برای بیان یک بیانیهی جسورانه استفاده میکنند. معمولاً هدف از این کار ایجاد تبلیغ گسترده برای برندشان است.
بازگشت به ریشهها: طراحی خوب چیست؟
دیتر رامز، یکی از تاثیرگذارترین طراحان قرن بیستم، ۱۰ اصل طراحی خوب را ابداع کرد. یکی از این اصول، بیان میکند که طراحی خوب متواضع است. محصولات فقط ابزارهایی هستند که مسئلهای را حل میکنند. به همین دلیل طراحی آنها باید خنثی و محدود شده باشد.
آیا این بدان معناست که ما باید همیشه طرحهای شایع خلق کنیم؟ نه لزوماً. در ابتدا ما همیشه باید نیازهای مخاطب هدفی را که برای آن طراحی میکنیم، درک کنیم. طراحی همیشه باید متناسب با مخاطب هدف شما باشد.
شما میتوانید متن کامل مقاله را در لینک زیر بخوانید:
https://bit.ly/dxgn994
(زمان حدودی مطالعه: ۵ دقیقه)
گردآورنده: بهاره حاجوی
#سادگی #ترند #کاربر
@Dexign فلسفه دیزاین
_________
Medium
Why ordinary design (almost) always wins
When we think about ordinary design, the first words that come to mind are “simple” and “boring.” And while the simple design might be good…
👍9🔥1👌1
۷ اصل حاکم برای ایجاد طراحی تجربه کاربری مطلوبتر
قواعد و قوانین تجربه کاربری، اصولیاند که بر پایه علت و معلول استوار هستند. این قوانین چه توسط طراحان رعایت شوند یا نه، بر شرایط حاکم بوده و بر عملکرد و بازدهی دیزاین تاثیرگذار خواهند بود.
۱- فونداسیون:
پایه و اساس طراحی, شناخت کاربر و تجربیات آن است.
۲- حواس پرتیها را محدود کنید:
در طراحی تجربه کاربری باید در طراحی، ملزومات را بیشتر در نظر داشته باشیم. به این صورت که، درک مسائل برای کاربران قابل فهم و پاسخگو به نیاز آنها باشد.
این اصل، نه تنها در طراحی بلکه در کار و زندگی شخصی نیز مهم است؛ توجه به ملزومات و سادگیها.
۳- از قوانین پیروی کنید:
قوانین و قواعد طراحی تجربه کاربری را مطالعه کنید. تا زمانی که کاربران خود را نشناسیم نمیتوانیم بفهمیم که آنها چه خواستههایی دارند و ما چگونه میتوانیم به خواستههای آنها جوابی مشخص بدهیم.
۴- برای انجام هر عملی، دلیل مشخص داشته باشید.
۵- کاربران خود را بشناسید:
باید بدانیم که کاربران ما چه کسانی هستند و چه خواستههایی دارند.
۶- مفهوم عمل خود را به سادهترین شکل ممکن به کاربر برسانید و از کلمات تخصصی خیلیکم استفاده کنید.
۷- از یکنواخت بودن و سازگاری داشتن عناصر با یکدیگر مطمعن باشید.
با نکاتی که گفته شده علاوه بر پاسخگویی به نیازهای کاربران میتوانیم به محصول خود ارزش بیشتری نیز ببخشیم.
برای مطالعهی کامل این مقاله به لینک زیر مراجعه کنید
https://bit.ly/dxgn995
(زمان حدودی مطالعه: ۴ دقیقه)
گردآورنده: امین افشار
#تجربه_کاربری #طراحی #اصول
@Dexign فلسفه دیزاین
_________
قواعد و قوانین تجربه کاربری، اصولیاند که بر پایه علت و معلول استوار هستند. این قوانین چه توسط طراحان رعایت شوند یا نه، بر شرایط حاکم بوده و بر عملکرد و بازدهی دیزاین تاثیرگذار خواهند بود.
۱- فونداسیون:
پایه و اساس طراحی, شناخت کاربر و تجربیات آن است.
۲- حواس پرتیها را محدود کنید:
در طراحی تجربه کاربری باید در طراحی، ملزومات را بیشتر در نظر داشته باشیم. به این صورت که، درک مسائل برای کاربران قابل فهم و پاسخگو به نیاز آنها باشد.
این اصل، نه تنها در طراحی بلکه در کار و زندگی شخصی نیز مهم است؛ توجه به ملزومات و سادگیها.
۳- از قوانین پیروی کنید:
قوانین و قواعد طراحی تجربه کاربری را مطالعه کنید. تا زمانی که کاربران خود را نشناسیم نمیتوانیم بفهمیم که آنها چه خواستههایی دارند و ما چگونه میتوانیم به خواستههای آنها جوابی مشخص بدهیم.
۴- برای انجام هر عملی، دلیل مشخص داشته باشید.
۵- کاربران خود را بشناسید:
باید بدانیم که کاربران ما چه کسانی هستند و چه خواستههایی دارند.
۶- مفهوم عمل خود را به سادهترین شکل ممکن به کاربر برسانید و از کلمات تخصصی خیلیکم استفاده کنید.
۷- از یکنواخت بودن و سازگاری داشتن عناصر با یکدیگر مطمعن باشید.
با نکاتی که گفته شده علاوه بر پاسخگویی به نیازهای کاربران میتوانیم به محصول خود ارزش بیشتری نیز ببخشیم.
برای مطالعهی کامل این مقاله به لینک زیر مراجعه کنید
https://bit.ly/dxgn995
(زمان حدودی مطالعه: ۴ دقیقه)
گردآورنده: امین افشار
#تجربه_کاربری #طراحی #اصول
@Dexign فلسفه دیزاین
_________
Medium
7 Governing Principles to Build Solid UX Design
The principles that build the house of UX. Understand them, and you’ll have a skyscraper, not a shack.
👍7
چگونه طراح تجربه کاربری شویم؟
برای تبدیل شدن به طراح UX، باید اصول طراحی، تحقیقات کاربر و بازار، استراتژی و توسعه محصول را بیاموزید. در حالی که بسیاری از طراحان شروع به طراحی یا توسعه میکنند، هیچ مسیر واحدی برای تبدیل شدن به یک طراح UX وجود ندارد. تقریباً هرکسی که به عنوان یک طراح UX کار میکند در ابتدا در یک زمینه مرتبط شروع به کار کرده است، سپس مهارتهای مورد نیاز را بدست آورده است.
به طور خلاصه در این مقاله ۵ مرحله برای تبدیل شدن به یک طراح تجربه کاربری توضیح داده شده است:
۱-اصول اولیه طراحی UX را بیاموزید:
برای تبدیل شدن به طراح UX، علاوه بر داشتن پایه محکمی از مهارتهای نرم از جمله: مدیریت پروژه، همکاری و مهارتهای ارتباطی، باید تعدادی از مهارتهای فنی مهم برای این نقش را نیز یاد بگیرید و توسعه دهید که برای مثال عبارتند از: وایرفریمینگ، پروتوتایپ و…
۲-نحوه استفاده از ابزارهای کلیدی برای طراحی را بیاموزید:
نرم افزارهای متنوعی وجود دارند که شما با توجه به نیاز خود باید آنها را بیاموزید و استفاده کنید.
۳-پروژه خود را شروع کنید و از طریق آن مهارتهای خود را افزایش دهید.
۴-برای نمایش دادن طرحهای خود، پورتفولیو درست کنید.
۵-در زمینههای مرتبط شعلی، درخواست کار بدهید.
برای مطالعهی کامل این مقاله به لینک زیر مراجعه کنید
https://bit.ly/dxgn996
(زمان حدودی مطالعه: ۳ دقیقه)
گردآورنده: امین افشار
#تجربه_کاربری #ابزار #روند
@Dexign فلسفه دیزاین
_________
برای تبدیل شدن به طراح UX، باید اصول طراحی، تحقیقات کاربر و بازار، استراتژی و توسعه محصول را بیاموزید. در حالی که بسیاری از طراحان شروع به طراحی یا توسعه میکنند، هیچ مسیر واحدی برای تبدیل شدن به یک طراح UX وجود ندارد. تقریباً هرکسی که به عنوان یک طراح UX کار میکند در ابتدا در یک زمینه مرتبط شروع به کار کرده است، سپس مهارتهای مورد نیاز را بدست آورده است.
به طور خلاصه در این مقاله ۵ مرحله برای تبدیل شدن به یک طراح تجربه کاربری توضیح داده شده است:
۱-اصول اولیه طراحی UX را بیاموزید:
برای تبدیل شدن به طراح UX، علاوه بر داشتن پایه محکمی از مهارتهای نرم از جمله: مدیریت پروژه، همکاری و مهارتهای ارتباطی، باید تعدادی از مهارتهای فنی مهم برای این نقش را نیز یاد بگیرید و توسعه دهید که برای مثال عبارتند از: وایرفریمینگ، پروتوتایپ و…
۲-نحوه استفاده از ابزارهای کلیدی برای طراحی را بیاموزید:
نرم افزارهای متنوعی وجود دارند که شما با توجه به نیاز خود باید آنها را بیاموزید و استفاده کنید.
۳-پروژه خود را شروع کنید و از طریق آن مهارتهای خود را افزایش دهید.
۴-برای نمایش دادن طرحهای خود، پورتفولیو درست کنید.
۵-در زمینههای مرتبط شعلی، درخواست کار بدهید.
برای مطالعهی کامل این مقاله به لینک زیر مراجعه کنید
https://bit.ly/dxgn996
(زمان حدودی مطالعه: ۳ دقیقه)
گردآورنده: امین افشار
#تجربه_کاربری #ابزار #روند
@Dexign فلسفه دیزاین
_________
BrainStation®
How to Become a UX Designer (2023 Guide)
Take the first steps toward a lucrative career in UX design with an overview of top skills, training options, career paths, how to become a UX Designer….
👍7
چگونه موفقیت را به عنوان یک طراح محصول اندازه گیری می کنید؟ (KPI- NPS)
توصیف درست موفقیت برای هر طراح باید در راستای رضایت و ثاثیر پذیری کاربران باشد.
معیارهای شما باید توسط اهداف شما تعریف شوند. بنابراین، اگر به سوال بهینهسازی تجربه کاربر نگاه میکنید، هنگامی که متوجه شدید مشکل چیست، میتوانید یک قدم به عقب بردارید تا ببینید برای سادهسازی UX در آن مرحله چه کاری میتوان انجام داد. برخی از معمول ترین معیارهای رفتاری که ممکن است برای اندازهگیری موفقیت UX به آنها نگاه کنید، عبارتند از زمان انجام کار، نرخ تکمیل، حفظ، پذیرش و نرخ خطا.
۱- نرخ خطا
نرخ خطای انسانی تعداد دفعاتی که کاربران در طول یک کار خاص مرتکب اشتباه می شوند را ردیابی می کند.
۲- میانگین زمان انجام کار
به طور کلی، هرچه کاربران سریعتر بتوانند یک کار را با موفقیت انجام دهند، UX کلی بهتر است. با این حال، اگر میخواهید دادههای دقیقتری در مورد نحوه استفاده مشتریان از محصولتان به دست آورید، این معیار را به دو بخش تقسیم کنید: میانگین مدت زمان تکمیل کار در اولین تلاش و متوسط طول انجام کار در تلاشهای تکراری.
۳- پذیرش کاربر
این معیار بر افزایش کاربران جدید در یک دوره زمانی مشخص تمرکز دارد. این را می توان بر اساس تعداد حساب های ایجاد شده در یک بازه زمانی خاص پیش بینی کرد.
۴- نگهداشت
توجه به نرخهای نگهداری کمک میکند تا مشخص شود کدام ویژگیها باید اولویتبندی شوند و نیز بهترین مسیر بعدی در نقشه راه محصول شما مشخص میشود.
۵- موفقیت یا تکمیل تسک
این معیار نشان میدهد که چند درصد از کاربران هر مرحله را در جریان کاربر تکمیل میکنند. اندازهگیری میزان تکمیل برای کارهای تعریفشده که شروع و پایان مشخصی دارند، سادهترین کار است.
گرداوری بازخورد کاربر (معیار کمی در UX)
گردآوری بازخورد کاربران بهترین روش برای تعیین کمیت UX است، برای دریافت نمای کامل از تجربه کاربر، باید مستقیماً سراغ منبع بروید.
معیارهای مبتنی بر بازخورد کاربر اغلب به عنوان KPIهای نگرشی نامیده میشوند، زیرا آنها احساس کاربر را در مورد تجربه محصول تبدیل به کمیت میکنند.
۱- امتیاز خالص پروموتر (NPS)
این امتیاز رضایت کاربر را از طریق تمایل آنها به توصیه محصولات شرکت به دیگران اندازهگیری میکند.
۲- مشکلات استفاده از سیستم
این معیار بر مشکلات قابلیت استفاده که در هر مرحله از فرآیند تعامل رخ میدهد، تمرکز میکند.
۳- رضایت مشتری
این معیار به کاربران اجازه میدهد تا در مورد قابلیت استفاده از محصول، بازخورد دهند، چه کار را با موفقیت انجام داده باشند یا نه.
https://bit.ly/dxgn997
(زمان حدودی مطالعه: ۸ دقیقه)
گردآورنده: فاطمه عبداللهی
#رابط_کاربر #تجربه_کاربر #کاربرد_پذیری
@Dexign فلسفه دیزاین
_________
توصیف درست موفقیت برای هر طراح باید در راستای رضایت و ثاثیر پذیری کاربران باشد.
معیارهای شما باید توسط اهداف شما تعریف شوند. بنابراین، اگر به سوال بهینهسازی تجربه کاربر نگاه میکنید، هنگامی که متوجه شدید مشکل چیست، میتوانید یک قدم به عقب بردارید تا ببینید برای سادهسازی UX در آن مرحله چه کاری میتوان انجام داد. برخی از معمول ترین معیارهای رفتاری که ممکن است برای اندازهگیری موفقیت UX به آنها نگاه کنید، عبارتند از زمان انجام کار، نرخ تکمیل، حفظ، پذیرش و نرخ خطا.
۱- نرخ خطا
نرخ خطای انسانی تعداد دفعاتی که کاربران در طول یک کار خاص مرتکب اشتباه می شوند را ردیابی می کند.
۲- میانگین زمان انجام کار
به طور کلی، هرچه کاربران سریعتر بتوانند یک کار را با موفقیت انجام دهند، UX کلی بهتر است. با این حال، اگر میخواهید دادههای دقیقتری در مورد نحوه استفاده مشتریان از محصولتان به دست آورید، این معیار را به دو بخش تقسیم کنید: میانگین مدت زمان تکمیل کار در اولین تلاش و متوسط طول انجام کار در تلاشهای تکراری.
۳- پذیرش کاربر
این معیار بر افزایش کاربران جدید در یک دوره زمانی مشخص تمرکز دارد. این را می توان بر اساس تعداد حساب های ایجاد شده در یک بازه زمانی خاص پیش بینی کرد.
۴- نگهداشت
توجه به نرخهای نگهداری کمک میکند تا مشخص شود کدام ویژگیها باید اولویتبندی شوند و نیز بهترین مسیر بعدی در نقشه راه محصول شما مشخص میشود.
۵- موفقیت یا تکمیل تسک
این معیار نشان میدهد که چند درصد از کاربران هر مرحله را در جریان کاربر تکمیل میکنند. اندازهگیری میزان تکمیل برای کارهای تعریفشده که شروع و پایان مشخصی دارند، سادهترین کار است.
گرداوری بازخورد کاربر (معیار کمی در UX)
گردآوری بازخورد کاربران بهترین روش برای تعیین کمیت UX است، برای دریافت نمای کامل از تجربه کاربر، باید مستقیماً سراغ منبع بروید.
معیارهای مبتنی بر بازخورد کاربر اغلب به عنوان KPIهای نگرشی نامیده میشوند، زیرا آنها احساس کاربر را در مورد تجربه محصول تبدیل به کمیت میکنند.
۱- امتیاز خالص پروموتر (NPS)
این امتیاز رضایت کاربر را از طریق تمایل آنها به توصیه محصولات شرکت به دیگران اندازهگیری میکند.
۲- مشکلات استفاده از سیستم
این معیار بر مشکلات قابلیت استفاده که در هر مرحله از فرآیند تعامل رخ میدهد، تمرکز میکند.
۳- رضایت مشتری
این معیار به کاربران اجازه میدهد تا در مورد قابلیت استفاده از محصول، بازخورد دهند، چه کار را با موفقیت انجام داده باشند یا نه.
https://bit.ly/dxgn997
(زمان حدودی مطالعه: ۸ دقیقه)
گردآورنده: فاطمه عبداللهی
#رابط_کاربر #تجربه_کاربر #کاربرد_پذیری
@Dexign فلسفه دیزاین
_________
Medium
How do you measure success as a UI/UX, Product designer? — KPIs, NPS
The true denoscription of success for every designer should be in the happiness and satisfaction of your client and testimonies of its…
👍5
سلام به همه!✨
جلسه دوم از فصل چهارم دکستاک رو همراه هم خواهیم بود تا وارد دنیای جذاب پوسترها بشیم.
بدونیم چرا هر پوستری احساسات مختلفی رو در آدم برمیانگیزه و دیزاینرها چطور از این مسئله استفاده میکنند تا برای فرهنگهای مختلف طراحی کنند.
این جلسه با ارائهی آرش اصغری و مشارکت شما یکی از جذابترین جلسههای دکستاک است.
زمان برگزاری: چهارشنبه ۱۴ دی، ساعت ۱۸:۳۰
برای شرکت در جلسه، از طریق لینک زیر ثبتنام کنید.
https://evnd.co/Mr1DJ
@Dexign فلسفه دیزاین
_________
جلسه دوم از فصل چهارم دکستاک رو همراه هم خواهیم بود تا وارد دنیای جذاب پوسترها بشیم.
بدونیم چرا هر پوستری احساسات مختلفی رو در آدم برمیانگیزه و دیزاینرها چطور از این مسئله استفاده میکنند تا برای فرهنگهای مختلف طراحی کنند.
این جلسه با ارائهی آرش اصغری و مشارکت شما یکی از جذابترین جلسههای دکستاک است.
زمان برگزاری: چهارشنبه ۱۴ دی، ساعت ۱۸:۳۰
برای شرکت در جلسه، از طریق لینک زیر ثبتنام کنید.
https://evnd.co/Mr1DJ
@Dexign فلسفه دیزاین
_________
🔥7
ما در طول مدت حیات آکادمی دیزاین سعی کردهایم تا با تکیه بر فراگیری و توسعه دانش با هم رشد کنیم و تاثیرگذار باشیم. طبعاً با تغییر شرایط، نوع ارتباط آکادمی با اعضای خود نیز دستخوش تغییر میشود. در این شرایط ما تلاش کردهایم از فعالیت دست نکشیم و با شما همراه بمانیم و همراهی شما را در کنار خود حفظ کنیم. زین پس اخبار و آموزشها و هر اعلان و محتوایی مربوط به آکادمی از طریق کانال تلگرام ما به آدرس
https://news.1rj.ru/str/dexignacademy
https://news.1rj.ru/str/dexignacademy
منتشر میشود. مشتاقیم تا از این طریق با شما در تماس بمانیم. همراه ما باشید.
به امید روزهای بهتر. ✨
https://news.1rj.ru/str/dexignacademy
https://news.1rj.ru/str/dexignacademy
منتشر میشود. مشتاقیم تا از این طریق با شما در تماس بمانیم. همراه ما باشید.
به امید روزهای بهتر. ✨
Telegram
Dexign Academy | آکادمی دیزاین
کانال اطلاع رسانی آکادمی دیزاین
مدرسهی فراگیری، رشد و تاثیرگذاری
مدرسهی فراگیری، رشد و تاثیرگذاری
❤10
فلسفه دیزاین pinned «ما در طول مدت حیات آکادمی دیزاین سعی کردهایم تا با تکیه بر فراگیری و توسعه دانش با هم رشد کنیم و تاثیرگذار باشیم. طبعاً با تغییر شرایط، نوع ارتباط آکادمی با اعضای خود نیز دستخوش تغییر میشود. در این شرایط ما تلاش کردهایم از فعالیت دست نکشیم و با شما همراه…»
طراحی تجربه کاربری فقط در مورد کاهش کلیک کردن نیست، گاهی اوقات باید آنها را افزایش دهید!
زمان سرمایه است، هیچکس نمیخواهد آن را هدر دهد و اگر برای زمان کاربران خود ارزش قائل نباشید، نرخ تبدیل شما کاهش می یابد.
اما چگونه؟
تصور کنید که باید در یک اپلیکیشن ثبت نام کنید. "ثبت نام" به 4 تا 5 دقیقه زمان نیاز دارد و گزینه "ثبت نام با Google" نیز وجود ندارد. اگر برای کاربر مهم نباشد، احتمالاً آن را در بین این کار رها میکند.
قانون هیک میگوید که زمان تصمیم گیری به صورت لگاریتمی با تعداد گزینههای ارائه شده افزایش مییابد.
چگونه میتوانید زمان صرف شده توسط کاربر را به حداقل برسانید؟ برای این کار سه روش وجود دارد که میتوانید از آنها استفاده کنید.
۱- کم کردن انتخابها
شما میتوانید گزینههای مهمتر را نگه دارید و یک گزینه "سایر" را به همراه فیلدی متنی اضافه کنید. کاربران ترجیح میدهند به جای یافتن یک گزینه از بین چندین گزینه، آن را بنویسند.
۲- به کاربر توصیه کنید
با برجسته کردن گزینههای مهم میتوانید آن را به کاربر توصیه کنید. این کار معمولاً در صفحاتی انجام میشود که در آن کاربران باید طرحی را انتخاب کنند مانند Basic، Advanced یا Premium. در این موارد، یکی از گزینهها برجسته میشود که بیشترین سود را برای کاربر دارد.
این کار زمان تصمیم گیری را کاهش میدهد. اما به یاد داشته باشید، آن را به کاربر تحمیل نکنید. در عوض، فقط به آنها کمک کنید تا خودشان انتخاب کنند.
۳- شکستن فرایندهای پیچیده
شکستن فرآیندهای پیچیده آنها را بسیار کارآمدتر میکند.
مثال:
فرض کنید ۸ صنعت با ۸ پروفایل شغلی وجود دارد. حال اگر از کاربران بخواهید مستقیماً حرفه خود را انتخاب کنند، باید از بین ۶۴ گزینه انتخاب کنند. اما اگر ابتدا از آنها در مورد صنعت و سپس مشخصات شغلی بپرسید. شما فقط دو بار به آنها ۸ انتخاب میدهید.
برای مطالعهی کامل مقاله میتوانید به لینک زیر مراجعه کنید:
https://bit.ly/dxgn998
(زمان حدودی مطالعه: ۴ دقیقه)
گردآورنده: فاطمه عبداللهی
#تجربه_کاربر #کاربرد_پذیری
@Dexign فلسفه دیزاین
_________
زمان سرمایه است، هیچکس نمیخواهد آن را هدر دهد و اگر برای زمان کاربران خود ارزش قائل نباشید، نرخ تبدیل شما کاهش می یابد.
اما چگونه؟
تصور کنید که باید در یک اپلیکیشن ثبت نام کنید. "ثبت نام" به 4 تا 5 دقیقه زمان نیاز دارد و گزینه "ثبت نام با Google" نیز وجود ندارد. اگر برای کاربر مهم نباشد، احتمالاً آن را در بین این کار رها میکند.
قانون هیک میگوید که زمان تصمیم گیری به صورت لگاریتمی با تعداد گزینههای ارائه شده افزایش مییابد.
چگونه میتوانید زمان صرف شده توسط کاربر را به حداقل برسانید؟ برای این کار سه روش وجود دارد که میتوانید از آنها استفاده کنید.
۱- کم کردن انتخابها
شما میتوانید گزینههای مهمتر را نگه دارید و یک گزینه "سایر" را به همراه فیلدی متنی اضافه کنید. کاربران ترجیح میدهند به جای یافتن یک گزینه از بین چندین گزینه، آن را بنویسند.
۲- به کاربر توصیه کنید
با برجسته کردن گزینههای مهم میتوانید آن را به کاربر توصیه کنید. این کار معمولاً در صفحاتی انجام میشود که در آن کاربران باید طرحی را انتخاب کنند مانند Basic، Advanced یا Premium. در این موارد، یکی از گزینهها برجسته میشود که بیشترین سود را برای کاربر دارد.
این کار زمان تصمیم گیری را کاهش میدهد. اما به یاد داشته باشید، آن را به کاربر تحمیل نکنید. در عوض، فقط به آنها کمک کنید تا خودشان انتخاب کنند.
۳- شکستن فرایندهای پیچیده
شکستن فرآیندهای پیچیده آنها را بسیار کارآمدتر میکند.
مثال:
فرض کنید ۸ صنعت با ۸ پروفایل شغلی وجود دارد. حال اگر از کاربران بخواهید مستقیماً حرفه خود را انتخاب کنند، باید از بین ۶۴ گزینه انتخاب کنند. اما اگر ابتدا از آنها در مورد صنعت و سپس مشخصات شغلی بپرسید. شما فقط دو بار به آنها ۸ انتخاب میدهید.
برای مطالعهی کامل مقاله میتوانید به لینک زیر مراجعه کنید:
https://bit.ly/dxgn998
(زمان حدودی مطالعه: ۴ دقیقه)
گردآورنده: فاطمه عبداللهی
#تجربه_کاربر #کاربرد_پذیری
@Dexign فلسفه دیزاین
_________
Medium
UX design is not about just reducing clicks, sometimes you have to increase them too!
While designing a user interface, we need to keep in mind that Users should get things done in the least time possible. That’s what UX is…
👍12
چهار ربع ماتریس طراحی محصول
طراحی یک محصول جدید حتی برای طراحان باتجربه هم میتواند دلهرهآور باشد. از این رو، نویسندهی این مقاله یک چارچوب چهار ربعی ساده اما قدرتمند پیشنهاد میدهد و توضیح میدهد که طراحان محصول چگونه میتوانند با استفاده از این چهارچوب محصولات عالی و کاربردی طراحی کنند.
ربع اول: شرایط فعلی کاربران
این اولین و واضح ترین سوالی است که باید از خود، کاربران، تیم و سهامداران بپرسید:
-کاربران ما در حال حاضر چه چیزی دارند؟
-چه راهحلهایی در حال حاضر برای آنها وجود دارد؟
-کاربران ما در حال حاضر چه چیزی را بدیهی میدانند؟
-مشتریان ما چه چیزی را پایه یا استاندارد در نظر میگیرند؟
ربع دوم: آنچه کاربران میخواهند
این ربع معمولا واضح به نظر میرسد، اما ما در اینجا نه در مورد ویژگیها، بلکه در مورد نتایج واقعی صحبت میکنیم.
-کاربران ما واقعا چه میخواهند؟
-آنها آرزوی چه نتایج واقعی و ملموسی را دارند؟
-آنها واقعاً میخواهند چه احساسی داشته باشند؟
-رویاها، امیدها و آرزوهای آنها چیست؟
-آنها به چه چیزهایی نیاز دارند؟
ربع سوم: آنچه کاربران از محصول انتظار دارند
پس از درک اینکه کاربران شما چه چیزی دارند و چه میخواهند، باید بدانیم که آنها چه انتظاراتی دارند. انتظارات به طور مستقیم از تجربیات قبلی همراه با خواستهها و وعدههای محصول به دست میآیند.
-کاربران ما از عملیات فعلی خود چه انتظاری دارند؟
-کاربران ما فکر میکنند قرار است چه اتفاقی بیفتد؟
-آیا فکر میکنند نیازهایشان برآورده میشود؟ چرا و چرا نه؟
-انتظارات فعلی آنها چگونه بر تجربیاتشان تأثیر میگذارد؟
-آیا کاربران ما انتظار معجزه دارند؟ اگر چنین است، چه نوع معجزاتی؟
ربع چهارم: چطور میتوانیم از انتظارات کاربران فراتر رویم؟
باید درک کامل و روشنی از آنچه کاربرانتان دارند، آنچه میخواهند و آنچه انتظار دارند داشت، اینجاست که شما و تیمتان میتوانید شروع به استخراج مهمترین اطلاعات کنید.
-چگونه میتوانیم چیزی بسازیم که تا حد امکان از این انتظارات فراتر رود؟
-چگونه میتوانیم آنچه را که میخواهند بیشتر و آنچه را که نمیخواهند کمتر به آنها بدهیم؟
-چگونه میتوانیم تجربهای ایجاد کنیم که بر خواستههای آنها تأکید کند و در هر مرحله آنها را در اولویت قرار دهد؟
این سوالات قلب تپنده طراحی محصول باکیفیت و تاثیرگذار هستند. در دنیایی مملو از محصولات، مهم است که با ساختن محصولاتی که بسیار فراتر از انتظارات آنها هستند، به کاربران خود نشان دهید که چقدر برای آنها، زمان و تلاش آنها ارزش قائل هستید.
لینک مقاله:
https://bit.ly/dxgn999
(زمان حدودی مطالعه: ۴ دقیقه)
گردآورنده: نیلوفر موجودی
#طراحی_محصول
@Dexign فلسفه دیزاین
_________
طراحی یک محصول جدید حتی برای طراحان باتجربه هم میتواند دلهرهآور باشد. از این رو، نویسندهی این مقاله یک چارچوب چهار ربعی ساده اما قدرتمند پیشنهاد میدهد و توضیح میدهد که طراحان محصول چگونه میتوانند با استفاده از این چهارچوب محصولات عالی و کاربردی طراحی کنند.
ربع اول: شرایط فعلی کاربران
این اولین و واضح ترین سوالی است که باید از خود، کاربران، تیم و سهامداران بپرسید:
-کاربران ما در حال حاضر چه چیزی دارند؟
-چه راهحلهایی در حال حاضر برای آنها وجود دارد؟
-کاربران ما در حال حاضر چه چیزی را بدیهی میدانند؟
-مشتریان ما چه چیزی را پایه یا استاندارد در نظر میگیرند؟
ربع دوم: آنچه کاربران میخواهند
این ربع معمولا واضح به نظر میرسد، اما ما در اینجا نه در مورد ویژگیها، بلکه در مورد نتایج واقعی صحبت میکنیم.
-کاربران ما واقعا چه میخواهند؟
-آنها آرزوی چه نتایج واقعی و ملموسی را دارند؟
-آنها واقعاً میخواهند چه احساسی داشته باشند؟
-رویاها، امیدها و آرزوهای آنها چیست؟
-آنها به چه چیزهایی نیاز دارند؟
ربع سوم: آنچه کاربران از محصول انتظار دارند
پس از درک اینکه کاربران شما چه چیزی دارند و چه میخواهند، باید بدانیم که آنها چه انتظاراتی دارند. انتظارات به طور مستقیم از تجربیات قبلی همراه با خواستهها و وعدههای محصول به دست میآیند.
-کاربران ما از عملیات فعلی خود چه انتظاری دارند؟
-کاربران ما فکر میکنند قرار است چه اتفاقی بیفتد؟
-آیا فکر میکنند نیازهایشان برآورده میشود؟ چرا و چرا نه؟
-انتظارات فعلی آنها چگونه بر تجربیاتشان تأثیر میگذارد؟
-آیا کاربران ما انتظار معجزه دارند؟ اگر چنین است، چه نوع معجزاتی؟
ربع چهارم: چطور میتوانیم از انتظارات کاربران فراتر رویم؟
باید درک کامل و روشنی از آنچه کاربرانتان دارند، آنچه میخواهند و آنچه انتظار دارند داشت، اینجاست که شما و تیمتان میتوانید شروع به استخراج مهمترین اطلاعات کنید.
-چگونه میتوانیم چیزی بسازیم که تا حد امکان از این انتظارات فراتر رود؟
-چگونه میتوانیم آنچه را که میخواهند بیشتر و آنچه را که نمیخواهند کمتر به آنها بدهیم؟
-چگونه میتوانیم تجربهای ایجاد کنیم که بر خواستههای آنها تأکید کند و در هر مرحله آنها را در اولویت قرار دهد؟
این سوالات قلب تپنده طراحی محصول باکیفیت و تاثیرگذار هستند. در دنیایی مملو از محصولات، مهم است که با ساختن محصولاتی که بسیار فراتر از انتظارات آنها هستند، به کاربران خود نشان دهید که چقدر برای آنها، زمان و تلاش آنها ارزش قائل هستید.
لینک مقاله:
https://bit.ly/dxgn999
(زمان حدودی مطالعه: ۴ دقیقه)
گردآورنده: نیلوفر موجودی
#طراحی_محصول
@Dexign فلسفه دیزاین
_________
Medium
The Four Quadrants of Product Design
How you can design absolutely killer products using the four-quadrants framework for your next project.
👍8👌2