مروری کامل بر درباره دکمه اکشن شناور
یا Floating Action Button
اگر با Material Design آشنایی داشته باشید، حتما به این دکمه برخوردید. همون دکمه با رنگ Accent که در خیلی از اپلیکیشنهای اندرویدی و بعضا محصولات گوگل در iOS استفاده شده.
استفاده از اکثر المانها و ابزارها در اکثر مواقع سادهست ولی در اندک مواقعی لازمه اطلاعات خوب و دقیقی درباره اون ابزار یا المان داشته باشید تا بتونید به بهترین شکل ازش استفاده کنید. در غیر اینصورت در این اندک موارد به اشتباه از المانها استفاده خواهید کرد که تاثیر بدی روی تجربه کاربری کل محصول شما میگذاره. این دکمه Floating Action هم از این قاعده مستثنی نیست و در بسیاری از اپلیکیشنها به اشتباه بکار برده شده یا صرفا از اپلیکیلیکشنهای بزرگ دنیا، بدون درکِ اهمیتِ حضورش کپیبرداری شده. امروز میخوایم با کسب اطلاعاتی کامل درباره این دکمه، تصمیمات بهتر و آگاهانهای حول استفاده از این المان دیزاین رابط کاربری بگیریم.
مقاله امروز از آقای Nick Babich هست که بطور مفصل به بررسی کاربردهای این دکمه پرداخته و کمک میکنه که در نهایت شما بتونید به سه سوال مهم زیر جواب بدید:
• چه زمانی میشود از این دکمه استفاده کرد؟
• چه نمونههای خوبی در بکارگیری این دکمه در اپلیکیشنها میتوان نام برد؟
• چطور میتوان با بکارگیری انیمیشن در کارکرد این دکمه، تجربه کاربری محصول را ارتقا داد؟
همچنین در خلال این مقاله با اصطلاح Mystery Meat Navigation هم آشنا میشید که میتونه به عنوان یه سنگ محک در تصمیمگیریهای دیزاینی همراهیتون کنه.
پیشنهاد میکنم این مقاله جذاب و روشنگر رو از دست ندید و همین حالا مطالعهش کنید.
https://uxplanet.org/floating-action-button-in-ux-design-7dd06e49144e
(زمان حدودی مطالعه، ۸ دقیقه)
پ. ن.
در کنار مواردی که آقای Babich در بکارگیری این دکمه گفتن، استفاده همزمان از این دکمه و Bottom Navigation (که پیشتر بهش اشاره کوتاهی داشتیم)، هنوز محل بحث هست.
#رابط_کاربری #تجربه_کاربری #طراحی_محصول #متریال_دیزاین
@Dexign دیزاین
___
یا Floating Action Button
اگر با Material Design آشنایی داشته باشید، حتما به این دکمه برخوردید. همون دکمه با رنگ Accent که در خیلی از اپلیکیشنهای اندرویدی و بعضا محصولات گوگل در iOS استفاده شده.
استفاده از اکثر المانها و ابزارها در اکثر مواقع سادهست ولی در اندک مواقعی لازمه اطلاعات خوب و دقیقی درباره اون ابزار یا المان داشته باشید تا بتونید به بهترین شکل ازش استفاده کنید. در غیر اینصورت در این اندک موارد به اشتباه از المانها استفاده خواهید کرد که تاثیر بدی روی تجربه کاربری کل محصول شما میگذاره. این دکمه Floating Action هم از این قاعده مستثنی نیست و در بسیاری از اپلیکیشنها به اشتباه بکار برده شده یا صرفا از اپلیکیلیکشنهای بزرگ دنیا، بدون درکِ اهمیتِ حضورش کپیبرداری شده. امروز میخوایم با کسب اطلاعاتی کامل درباره این دکمه، تصمیمات بهتر و آگاهانهای حول استفاده از این المان دیزاین رابط کاربری بگیریم.
مقاله امروز از آقای Nick Babich هست که بطور مفصل به بررسی کاربردهای این دکمه پرداخته و کمک میکنه که در نهایت شما بتونید به سه سوال مهم زیر جواب بدید:
• چه زمانی میشود از این دکمه استفاده کرد؟
• چه نمونههای خوبی در بکارگیری این دکمه در اپلیکیشنها میتوان نام برد؟
• چطور میتوان با بکارگیری انیمیشن در کارکرد این دکمه، تجربه کاربری محصول را ارتقا داد؟
همچنین در خلال این مقاله با اصطلاح Mystery Meat Navigation هم آشنا میشید که میتونه به عنوان یه سنگ محک در تصمیمگیریهای دیزاینی همراهیتون کنه.
پیشنهاد میکنم این مقاله جذاب و روشنگر رو از دست ندید و همین حالا مطالعهش کنید.
https://uxplanet.org/floating-action-button-in-ux-design-7dd06e49144e
(زمان حدودی مطالعه، ۸ دقیقه)
پ. ن.
در کنار مواردی که آقای Babich در بکارگیری این دکمه گفتن، استفاده همزمان از این دکمه و Bottom Navigation (که پیشتر بهش اشاره کوتاهی داشتیم)، هنوز محل بحث هست.
#رابط_کاربری #تجربه_کاربری #طراحی_محصول #متریال_دیزاین
@Dexign دیزاین
___
Medium
Floating Action Button in UX Design
by Nick Babich
گذری بر بازطراحی Apple Music،
توسط کسی که Apple ردش کرد
یکی از راههای دیزاینرها برای گذران اوقات فراغت، ارتقا مهارت و بعضا مطرح شدن این هست که اپلیکیشنهای موجود رو بازطراحی (Redesign) کنند.
شخصا بطور کلی با بازطراحی اپلیکیشنها و محصولهای موجود، توسط افرادی غیر از خود تیم دیزاین اون محصول موافق نیستم. یکی از مهمترین دلایل مخالفتم این هست که افرادی که خارج تیم هستند از اطلاعات Analytics و نحوه کار کاربران با اون محصول آگاه نیستن و هرچی میدونن صرفا اطلاعاتیست که بصورت شهودی بدست آوردند. داشتن اطلاعات کاربران و تحلیل اونها، بخش مهمی از کار دیزاینرهای محصولات منتشر شدهست و کمکشون میکنه در بروزرسانیهایشون، تغییراتی رو در جهت بهبود تجربه کاربران اعمال کنند. گرچه گاهی میشه پیشنهاداتی رو بصورت بازطراحی به تیم دیزاین ارائه کرد یا صرفا ذکر کرد که فرد، با دید جدیدی دست به بازطراحی زده.
در مقاله امروز به بررسی یکی از این بازطراحیها میپردازیم و علیرغم اینکه به نظر من بعضی بخشها رو اشتباه درک کرده و مسیر اشتباهی رو پیش گرفته، نکات مثبت و آموزنده زیادی رو هم در توضیح روند بازطراحیش ذکر کرده.
داستان از اینجا شروع میشه که نویسنده این مقاله، Jason Yuan، برای تیم دیزاین Apple Music (اپلیکیشن پخش موسیقی ساخته شده توسط Apple) درخواست کارآموزی ارسال کرده و اونها با اشاره به این موضوع که به کار بیشتری احتیاج داره، ردش کردند.
با توجه به اینکه دانشگاه محل تحصیل Jason واحد جدیدی برای دیزاین ارائه نمیداده، Jason تصمیم میگیره خودآموزی رو شروع کنه و در یه مدت سه ماهه مهارتهای دیزاین خودش رو ارتقا بده. برای اینکار، بازطراحی اپلیکیشن Apple Music رو هدف خودش قرار میده.
چون Jason خودش طرافدار موسیقی هست، قبلتر Composition موسیقی انجام داده و همینطور در زمینه دیزاین سرویسهای مربوط به موسیقی اطلاعاتی داره، در طول این روند بازطراحی با چالشهایی مواجه میشه و به نکاتی منفی و مثبتی در طراحی Apple Music برمیخوره که تقریبا همه رو در این مقاله آورده.
خوندن این مقاله رو به تمامی دیزاینرها و علاقهمندان دیزاین، بخصوص کسانی که میخوان اپلیکیشنی رو بازطراحی کنند، توصیه میکنم.
https://medium.com/startup-grind/i-got-rejected-by-apple-music-so-i-redesigned-it-b7e2e4dc64bf
(زمان حدودی مطالعه، ۱۵ دقیقه)
#رابط_کاربری #تجربه_کاربری #طراحی_محصول #بازطراحی
@Dexign دیزاین
___
توسط کسی که Apple ردش کرد
یکی از راههای دیزاینرها برای گذران اوقات فراغت، ارتقا مهارت و بعضا مطرح شدن این هست که اپلیکیشنهای موجود رو بازطراحی (Redesign) کنند.
شخصا بطور کلی با بازطراحی اپلیکیشنها و محصولهای موجود، توسط افرادی غیر از خود تیم دیزاین اون محصول موافق نیستم. یکی از مهمترین دلایل مخالفتم این هست که افرادی که خارج تیم هستند از اطلاعات Analytics و نحوه کار کاربران با اون محصول آگاه نیستن و هرچی میدونن صرفا اطلاعاتیست که بصورت شهودی بدست آوردند. داشتن اطلاعات کاربران و تحلیل اونها، بخش مهمی از کار دیزاینرهای محصولات منتشر شدهست و کمکشون میکنه در بروزرسانیهایشون، تغییراتی رو در جهت بهبود تجربه کاربران اعمال کنند. گرچه گاهی میشه پیشنهاداتی رو بصورت بازطراحی به تیم دیزاین ارائه کرد یا صرفا ذکر کرد که فرد، با دید جدیدی دست به بازطراحی زده.
در مقاله امروز به بررسی یکی از این بازطراحیها میپردازیم و علیرغم اینکه به نظر من بعضی بخشها رو اشتباه درک کرده و مسیر اشتباهی رو پیش گرفته، نکات مثبت و آموزنده زیادی رو هم در توضیح روند بازطراحیش ذکر کرده.
داستان از اینجا شروع میشه که نویسنده این مقاله، Jason Yuan، برای تیم دیزاین Apple Music (اپلیکیشن پخش موسیقی ساخته شده توسط Apple) درخواست کارآموزی ارسال کرده و اونها با اشاره به این موضوع که به کار بیشتری احتیاج داره، ردش کردند.
با توجه به اینکه دانشگاه محل تحصیل Jason واحد جدیدی برای دیزاین ارائه نمیداده، Jason تصمیم میگیره خودآموزی رو شروع کنه و در یه مدت سه ماهه مهارتهای دیزاین خودش رو ارتقا بده. برای اینکار، بازطراحی اپلیکیشن Apple Music رو هدف خودش قرار میده.
چون Jason خودش طرافدار موسیقی هست، قبلتر Composition موسیقی انجام داده و همینطور در زمینه دیزاین سرویسهای مربوط به موسیقی اطلاعاتی داره، در طول این روند بازطراحی با چالشهایی مواجه میشه و به نکاتی منفی و مثبتی در طراحی Apple Music برمیخوره که تقریبا همه رو در این مقاله آورده.
خوندن این مقاله رو به تمامی دیزاینرها و علاقهمندان دیزاین، بخصوص کسانی که میخوان اپلیکیشنی رو بازطراحی کنند، توصیه میکنم.
https://medium.com/startup-grind/i-got-rejected-by-apple-music-so-i-redesigned-it-b7e2e4dc64bf
(زمان حدودی مطالعه، ۱۵ دقیقه)
#رابط_کاربری #تجربه_کاربری #طراحی_محصول #بازطراحی
@Dexign دیزاین
___
Medium
I Got Rejected by Apple Music… So I Redesigned It
I’d like to preface this case study by stating that my intentions behind redesigning Apple Music were in no way driven by indignation or…
این پست تا به حال بیش از ۱۶۰۰ بار مشاهده شده و به نظر می رسه برای خوانندگان جدید کانال جذاب باشه.
#پست_مجدد
#پست_مجدد
Forwarded from فلسفه دیزاین
به چشمان خود اعتماد کنیم،
مروری بر تناقضهای تراز بصری
در انتخاب مطالب «هَم دیزاین» سعی میشه که تا حد امکان خاص، ناب و هیجانانگیز باشن. یکی از دلایل فاصلههای گهگاه طولانی بین مطالب، همین موضوع است.
مطلب امروز هم به نحوی با همین وسواس انتخاب شده.
بعیده که اپلیکیشن یا وبسایتی طراحی کرده باشید و برایتان پیش نیامده باشد که چند آیکن کنار هم چیده و با وجود اینکه اندازه همه آنها را عددی یکسان در نظر گرفتهاید، آیکونها از نظر بصری هماندازه دیده نشوند.
مطلب امروز این موضوع رو به چالش میکشه که آیا ملاک طراحی رو ویژگیهای محاسباتی شکلها قرار بدیم یا به چشمان خود اعتماد کنیم.
یکی از بارزترین مثالهای این ناهماهنگیهای بصری و محاسباتی، دکمه Play است. همین حالا میتونید امتحان کنید. یک آیکن مثلثی رو داخل یک شکل دایرهای قرارداده و مرکز آنها رو بصورت محاسباتی روی هم منطبق کنید. آیکن نهایی اشتباه به نظر میرسه، درسته؟
این موضوع به قدری واضح به نظر میرسه که گاهی فراموش میکنیم درستی اون رو در طراحیهامون بررسی کنیم.
مطلب امروز، این تناقض رو در قالب چند بخش (تراز بصری، رنگ، ابعاد، تایپوگرافی و …) مطرح میکنه و برای هر بخش مثال بصری درستی ارائه میکنه.
به خوندن این مقاله هیجانانگیز دعوتتون میکنم.
https://blog.marvelapp.com/optical-adjustment-logic-vs-designers/
(زمان حدودی مطالعه ۱۰ دقیقه)
پ. ن.
به نظر میرسه که این مشکلِ عدم رعایت وزن بصری، در چیدمان آیکنهای صفحه اطلاعات یک محصول، در نسخه اخیر (۱.۱.۱) اپلیکیشن iOS دیجیکالا هم قابل مشاهدهست.
آیکن قلب (افزودن به لیست مورد علاقه) بزرگتر از بقیه آیکنها دیده میشه.
#تکنیک #طراحی_بصری #چالش
@HamDesign هَم دیزاین
مروری بر تناقضهای تراز بصری
در انتخاب مطالب «هَم دیزاین» سعی میشه که تا حد امکان خاص، ناب و هیجانانگیز باشن. یکی از دلایل فاصلههای گهگاه طولانی بین مطالب، همین موضوع است.
مطلب امروز هم به نحوی با همین وسواس انتخاب شده.
بعیده که اپلیکیشن یا وبسایتی طراحی کرده باشید و برایتان پیش نیامده باشد که چند آیکن کنار هم چیده و با وجود اینکه اندازه همه آنها را عددی یکسان در نظر گرفتهاید، آیکونها از نظر بصری هماندازه دیده نشوند.
مطلب امروز این موضوع رو به چالش میکشه که آیا ملاک طراحی رو ویژگیهای محاسباتی شکلها قرار بدیم یا به چشمان خود اعتماد کنیم.
یکی از بارزترین مثالهای این ناهماهنگیهای بصری و محاسباتی، دکمه Play است. همین حالا میتونید امتحان کنید. یک آیکن مثلثی رو داخل یک شکل دایرهای قرارداده و مرکز آنها رو بصورت محاسباتی روی هم منطبق کنید. آیکن نهایی اشتباه به نظر میرسه، درسته؟
این موضوع به قدری واضح به نظر میرسه که گاهی فراموش میکنیم درستی اون رو در طراحیهامون بررسی کنیم.
مطلب امروز، این تناقض رو در قالب چند بخش (تراز بصری، رنگ، ابعاد، تایپوگرافی و …) مطرح میکنه و برای هر بخش مثال بصری درستی ارائه میکنه.
به خوندن این مقاله هیجانانگیز دعوتتون میکنم.
https://blog.marvelapp.com/optical-adjustment-logic-vs-designers/
(زمان حدودی مطالعه ۱۰ دقیقه)
پ. ن.
به نظر میرسه که این مشکلِ عدم رعایت وزن بصری، در چیدمان آیکنهای صفحه اطلاعات یک محصول، در نسخه اخیر (۱.۱.۱) اپلیکیشن iOS دیجیکالا هم قابل مشاهدهست.
آیکن قلب (افزودن به لیست مورد علاقه) بزرگتر از بقیه آیکنها دیده میشه.
#تکنیک #طراحی_بصری #چالش
@HamDesign هَم دیزاین
Marvel Blog
Optical Adjustment – Logic vs. Designers
In my early days as a designer, I relied on Photoshop or CSS to tell me whether something was right or wrong. If Photoshop indicated that two shapes were aligned, then they were aligned. If two different shapes were the same size, then that was the case.…
اپلیکیشن Sketch چگونه به فرهنگ دیزاین کمک میکند؟
به نظر من بخشی از فرهنگ، انجام یکسری آداب و روندهای مشخص در زمانهای مشخص هست. دست دادن، روبوسی، احترامها و … همگی زیرمجموعه فرهنگ قرار میگیرند که در جوامع مختلف، بسته به تاریخ و مردم متفاوت هست.
فرهنگ تیمهای دیزاین هم چیزی هست که باید باید بصورت شخصیسازی شده در هر تیمی شکل بگیره، ولی پایهها و اساس اون اغلب یکی هست.
از طرفی وجود فرهنگ همیشه به منظمتر و سریعتر شدن تصمیمگیریها کمک میکنه.
در مقاله امروز به بررسی این موضوع پرداختم و توضیح دادم که اپلیکیشن فاخر Sketch و افزونههاش (Plugins) چطور به شکلگیری یک فرهنگ و روند درست دیزاین کمک میکنند.
پیشنهاد میکنم حتما این مقاله رو مطاله کنید و در کامنتها نظرتون رو درباره موضوع مطرح شده بنویسید.
https://medium.com/@raminix/how-sketch-app-helps-design-culture-e32d21552a9
(زمان حدودی مطالعه، ۸ دقیقه)
#طراحی_محصول #فرهنگ_دیزاین #Sketch
@Dexign دیزاین
___
به نظر من بخشی از فرهنگ، انجام یکسری آداب و روندهای مشخص در زمانهای مشخص هست. دست دادن، روبوسی، احترامها و … همگی زیرمجموعه فرهنگ قرار میگیرند که در جوامع مختلف، بسته به تاریخ و مردم متفاوت هست.
فرهنگ تیمهای دیزاین هم چیزی هست که باید باید بصورت شخصیسازی شده در هر تیمی شکل بگیره، ولی پایهها و اساس اون اغلب یکی هست.
از طرفی وجود فرهنگ همیشه به منظمتر و سریعتر شدن تصمیمگیریها کمک میکنه.
در مقاله امروز به بررسی این موضوع پرداختم و توضیح دادم که اپلیکیشن فاخر Sketch و افزونههاش (Plugins) چطور به شکلگیری یک فرهنگ و روند درست دیزاین کمک میکنند.
پیشنهاد میکنم حتما این مقاله رو مطاله کنید و در کامنتها نظرتون رو درباره موضوع مطرح شده بنویسید.
https://medium.com/@raminix/how-sketch-app-helps-design-culture-e32d21552a9
(زمان حدودی مطالعه، ۸ دقیقه)
#طراحی_محصول #فرهنگ_دیزاین #Sketch
@Dexign دیزاین
___
Medium
How Sketch app Helps Design Culture
As a big part of our design workflow
دیزاینِ مفهومی به اسم «هدف»
با استفاده از فرآیند طراحی محصول
همهمون خیلی جاها این جملات رو خوندیم و شنیدیم «رویای خودت رو دنبال کن»، «به دنبال علاقه خودت برو» و …
این جملات علاوه بر اینکه انگیزهدهنده هستن، ممکنه بسیار ترسناک و دلهرهآور هم باشن. ترس از داشتن «هدف» و درست بودنش.
مقاله امروز به نوع دیگری از دیزاین میپردازه. دیزاینِ مفهومی به اسم «هدف». چیزی که در خیلی از لحظات زندگی ما ممکنه گم بشه، گاهی شفاف نباشه یا برعکس، کاملا دقیق و واضح باشه و ما هم در حال قدم برداشتن به سمتش.
چندتا از بزرگترین سوالاتی که ممکنه هرکسی در زندگی باهاش مواجه بشه اینه که «من چه هدفی رو در زندگی دنبال میکنم؟»، «آیا این هدف، هدف درستی هست؟» و …
شما چطور به این سوالها پاسخ دادید؟
هیچوقت فکر میکردید که میشه با استفاده راهکارهایی که برای دیزاین محصول طی میکنید، «هدف»تون رو طراحی کنید؟ مقاله امروز به این موضوع میپردازه.
اگر شرکت IDEO رو بشناسید، میدونید که یکی از بهترین شرکتهای دیزاین در دنیاست که یکی از شاخصترین دیزاینهاشون، اولین Mouse کامپیوترهای اپل در سال ۱۹۸۰ است. IDEO جایی هست که بسیاری از دیزاینرها برای گذروندن دوره کارآموزیشون در اونجا، سر و دست میشکونن.
نوشته امروز از Minnie Bredouw هست. خانمی که نقش راهبر خلاقیت (Creative Lead) رو در IDEO به عهده داره.
ایشون برنامهای رو به اسم Designing Purpose برای دانشآموزان راهاندازی کردن که در این مقاله درباره تفکری که پشت این برنامه هست توضیح دادن. با اینکه این برنامه بطور خاص برای دانشآموزان و کسانی که تازه فارغالتحصیل شدن، دیزاین شده ولی خوند این مقاله که از دل یک تیم دیزاین بیرون آمده، احتمالا به خیلی از ما کمک میکنه مسیری رو که در اون هستیم بازبینی و ارزیابی کنیم.
این مقاله، برای مشخص کردن هدفمون، چند مرحله رو که مشابه مراحل طراحی محصول هستند به ما معرفی میکنه تا در مسیر تعیین هدف، کمکمون کنه.
پیشنهاد میکنم همین حالا این مقاله رو بخونید و راهکارهاش رو به کار ببندید.
https://medium.com/ideo-stories/designing-purpose-6a4d74e50588
(زمان حدودی مطالعه، ۱۰ دقیقه)
#دیزاین #مهارت_فردی #هدفگذاری #طراحی_محصول
@Dexign دیزاین
___
با استفاده از فرآیند طراحی محصول
همهمون خیلی جاها این جملات رو خوندیم و شنیدیم «رویای خودت رو دنبال کن»، «به دنبال علاقه خودت برو» و …
این جملات علاوه بر اینکه انگیزهدهنده هستن، ممکنه بسیار ترسناک و دلهرهآور هم باشن. ترس از داشتن «هدف» و درست بودنش.
مقاله امروز به نوع دیگری از دیزاین میپردازه. دیزاینِ مفهومی به اسم «هدف». چیزی که در خیلی از لحظات زندگی ما ممکنه گم بشه، گاهی شفاف نباشه یا برعکس، کاملا دقیق و واضح باشه و ما هم در حال قدم برداشتن به سمتش.
چندتا از بزرگترین سوالاتی که ممکنه هرکسی در زندگی باهاش مواجه بشه اینه که «من چه هدفی رو در زندگی دنبال میکنم؟»، «آیا این هدف، هدف درستی هست؟» و …
شما چطور به این سوالها پاسخ دادید؟
هیچوقت فکر میکردید که میشه با استفاده راهکارهایی که برای دیزاین محصول طی میکنید، «هدف»تون رو طراحی کنید؟ مقاله امروز به این موضوع میپردازه.
اگر شرکت IDEO رو بشناسید، میدونید که یکی از بهترین شرکتهای دیزاین در دنیاست که یکی از شاخصترین دیزاینهاشون، اولین Mouse کامپیوترهای اپل در سال ۱۹۸۰ است. IDEO جایی هست که بسیاری از دیزاینرها برای گذروندن دوره کارآموزیشون در اونجا، سر و دست میشکونن.
نوشته امروز از Minnie Bredouw هست. خانمی که نقش راهبر خلاقیت (Creative Lead) رو در IDEO به عهده داره.
ایشون برنامهای رو به اسم Designing Purpose برای دانشآموزان راهاندازی کردن که در این مقاله درباره تفکری که پشت این برنامه هست توضیح دادن. با اینکه این برنامه بطور خاص برای دانشآموزان و کسانی که تازه فارغالتحصیل شدن، دیزاین شده ولی خوند این مقاله که از دل یک تیم دیزاین بیرون آمده، احتمالا به خیلی از ما کمک میکنه مسیری رو که در اون هستیم بازبینی و ارزیابی کنیم.
این مقاله، برای مشخص کردن هدفمون، چند مرحله رو که مشابه مراحل طراحی محصول هستند به ما معرفی میکنه تا در مسیر تعیین هدف، کمکمون کنه.
پیشنهاد میکنم همین حالا این مقاله رو بخونید و راهکارهاش رو به کار ببندید.
https://medium.com/ideo-stories/designing-purpose-6a4d74e50588
(زمان حدودی مطالعه، ۱۰ دقیقه)
#دیزاین #مهارت_فردی #هدفگذاری #طراحی_محصول
@Dexign دیزاین
___
Medium
Designing Purpose
A few simple ways design can help you explore purpose
سه راه برای بهبود مهارت دیزاین
من دیزاین رو با طراحی پوستر و بعدش صفحهآرایی یک مجله شروع کردم و وقتی که به سمت طراحی رابط کاربری اومدم زاویه دیدم به دیزاین متاثر از صفحهآرایی بود. همینطور که روزها میگذشت و کارهای بیشتری انجام میدادم و بیشتر مطالعه میکردم، متوجه شدم که خیلی از مفاهیمی که خودآگاه و ناخودآگاه بهشون پی برده بودم، داره در مسیر دیزاین رابط کاربری کمکم میکنه.
امروز مقالهای معرفی میکنم که مقدمهش، به خاطر تشابه روند شروع فعالیتم با نویسنده مقاله، پرتم کرد به اون دوران.
واقعیت اینه که دیزاین، مجموعهایست از مفاهیم که در زمینهها و رشتههای مختلف مطرح شدن و یادگیری همهشون به اختصاص زمان حداکثری برای کسب اطلاعات احتیاج داره. مخصوصا حالا که بطور مداوم ابزارها، تکنولوژیها و اصول جدیدی هم معرفی میشن که یادگیریشون میتونه روند کاری دیزاینرها رو بهبود بده.
ولی گاهی نکاتی کوتاه و پایهای، میتونه به شکل یک سنگِ محک عمل بکنه و کمک کنه بتونید دیزاینهاتون رو در مدت کمی محک زده و در صورت لزوم بهبودشون بدین. مقاله امروز به بررسی سه نکته بسیار موثر و پایهای پرداخته:
۱. سلسه مراتب بصری:
که پیشتر به نحوی دیگر و تحت عنوان «معماری اطلاعات: فوت کوزهگری دیزاین» بررسیش کردیم.
۲. اصول گشتالت:
این اصول درباره ادراک بصری انسانهاست که توسط یک روانشناس آلمانی نوشته شده و در دیزاین کاربردهای فراوانی داره. این اصول بطور خلاصه میگه: «کُل، چیزی متفاوت از مجموع تک تک اجزاست.»
پیشنهاد میکنم جزئیات این اصول رو مقاله ببینید.
۳. و در نهایت فونت:
فونت و تایپوگرافی یکی از مهمترین بخشهای هر دیزاینی هست که شامل متن باشه. این مقاله بطور خلاصه و کاربردی درباره این موضوع هم توضیحاتی داده.
فرصت رو از دست ندید و همین حالا مقاله امروز رو بخونید:
https://uxdesign.cc/3-ways-to-improve-your-visual-design-skills-fa9dc8e583ff
(زمان حدودی مطالعه، ۱۰ دقیقه)
#مفاهیم #طراحی_بصری #فونت #گشتالت #معماری_اطلاعات
@Dexign دیزاین
___
من دیزاین رو با طراحی پوستر و بعدش صفحهآرایی یک مجله شروع کردم و وقتی که به سمت طراحی رابط کاربری اومدم زاویه دیدم به دیزاین متاثر از صفحهآرایی بود. همینطور که روزها میگذشت و کارهای بیشتری انجام میدادم و بیشتر مطالعه میکردم، متوجه شدم که خیلی از مفاهیمی که خودآگاه و ناخودآگاه بهشون پی برده بودم، داره در مسیر دیزاین رابط کاربری کمکم میکنه.
امروز مقالهای معرفی میکنم که مقدمهش، به خاطر تشابه روند شروع فعالیتم با نویسنده مقاله، پرتم کرد به اون دوران.
واقعیت اینه که دیزاین، مجموعهایست از مفاهیم که در زمینهها و رشتههای مختلف مطرح شدن و یادگیری همهشون به اختصاص زمان حداکثری برای کسب اطلاعات احتیاج داره. مخصوصا حالا که بطور مداوم ابزارها، تکنولوژیها و اصول جدیدی هم معرفی میشن که یادگیریشون میتونه روند کاری دیزاینرها رو بهبود بده.
ولی گاهی نکاتی کوتاه و پایهای، میتونه به شکل یک سنگِ محک عمل بکنه و کمک کنه بتونید دیزاینهاتون رو در مدت کمی محک زده و در صورت لزوم بهبودشون بدین. مقاله امروز به بررسی سه نکته بسیار موثر و پایهای پرداخته:
۱. سلسه مراتب بصری:
که پیشتر به نحوی دیگر و تحت عنوان «معماری اطلاعات: فوت کوزهگری دیزاین» بررسیش کردیم.
۲. اصول گشتالت:
این اصول درباره ادراک بصری انسانهاست که توسط یک روانشناس آلمانی نوشته شده و در دیزاین کاربردهای فراوانی داره. این اصول بطور خلاصه میگه: «کُل، چیزی متفاوت از مجموع تک تک اجزاست.»
پیشنهاد میکنم جزئیات این اصول رو مقاله ببینید.
۳. و در نهایت فونت:
فونت و تایپوگرافی یکی از مهمترین بخشهای هر دیزاینی هست که شامل متن باشه. این مقاله بطور خلاصه و کاربردی درباره این موضوع هم توضیحاتی داده.
فرصت رو از دست ندید و همین حالا مقاله امروز رو بخونید:
https://uxdesign.cc/3-ways-to-improve-your-visual-design-skills-fa9dc8e583ff
(زمان حدودی مطالعه، ۱۰ دقیقه)
#مفاهیم #طراحی_بصری #فونت #گشتالت #معماری_اطلاعات
@Dexign دیزاین
___
uxdesign.cc
3 ways to improve your visual design skills
Quick tips for visual design newbies
معرفی ابزاری بینظیر برای دیزاینرها:
Launchpad
یکی از مشکلاتی که من خودم همیشه داشتم و بعضا هنوز هم دارم اینه که یه صفحه Landing رو دیزاین کردیم و میخوایم به جهت Marketing سریعتر از سرویس اصلی بیاریمش بالا ولی تیم Frontend درگیر کارهای خودش هست و نمیرسه. یا اصلا گاهی وقتها یه پروژه شخصی داشتم و به عنوان دیزاینری که بطور تخصصی برنامهنویسی بلد نیست، تا مرحله طراحی Landing پروژهم پیش رفتم و بعدش به خاطر پیدا نکردن کسی که وقتش خالی باشه و بتونه این صفحه رو پیادهسازی بکنه، پروژه معلق مونده.
و کلی مشکل از این دست …
اخیرا اپلیکیشن Sketch، در نسخه ۴۴ خودش، ابزاری به اسم Auto-Layout رو معرفی کرده که در راستای طراحی Responsive، اجازه میده شما نحوه جایگیری المانها رو در سایزهای مختلف به شکلی Dynamic مشخص کنید. این موضوع خیلی هیجانانگیزه و کمک میکنه دیزاین، به نسخه پیادهسازی شدهش، نزدیک و نزدیکتر بشه.
از طرف دیگه، تیم Anima App ابزاری به اسم Launchpad رو به شکل یک افزونه (Plugin) برای اپلیکیشن Sketch معرفی کردن که بهتون کمک میکنه صفحات وبی که با استفاده از Auto-Layout بصورت Responsive دیزاین کردید، با چندتا کلیک بیارینش بالا و روی دامنه دلخواهتون قرارش بدین.
با این توضیحات، دیگه تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل…
وقتی داشتم ویژگیهای این ابزار رو میخوندم و راحتی کار باهاشون رو میدیدم، خیلی خیل هیجانزده بودم و نمیتونم برای استفاده ازش صبر کنم.
چندتا از ویژگیهای شاخص Launchpad، طراحی Formهایی مثل «تماس با ما» هست که کاملا کار میکنه و نیازی به کدنویسی نداره. یا حتی تنظیمات Analytics و SEO که بعضا استفاده ازشون برای دیزاینرها سخت هست.
به این فکر میکردم که حتی میشه پروتوتایپهای خوبی با این ابزار درست کرد. ایدههای شما برای استفاده از این ابزار چیه؟
فرصت رو از دست ندید و بعد از خوندن مقاله، شیرجه بزنید در دنیای Launchpad و امتحانش کنید.
https://medium.com/sketch-app-sources/introducing-launchpad-for-sketch-648b775f73dc
(زمان حدودی مطالعه، ۷ دقیقه)
#معرفی #افزونه #اسکچ #ابزار #وب
@Dexign دیزاین
___
Launchpad
یکی از مشکلاتی که من خودم همیشه داشتم و بعضا هنوز هم دارم اینه که یه صفحه Landing رو دیزاین کردیم و میخوایم به جهت Marketing سریعتر از سرویس اصلی بیاریمش بالا ولی تیم Frontend درگیر کارهای خودش هست و نمیرسه. یا اصلا گاهی وقتها یه پروژه شخصی داشتم و به عنوان دیزاینری که بطور تخصصی برنامهنویسی بلد نیست، تا مرحله طراحی Landing پروژهم پیش رفتم و بعدش به خاطر پیدا نکردن کسی که وقتش خالی باشه و بتونه این صفحه رو پیادهسازی بکنه، پروژه معلق مونده.
و کلی مشکل از این دست …
اخیرا اپلیکیشن Sketch، در نسخه ۴۴ خودش، ابزاری به اسم Auto-Layout رو معرفی کرده که در راستای طراحی Responsive، اجازه میده شما نحوه جایگیری المانها رو در سایزهای مختلف به شکلی Dynamic مشخص کنید. این موضوع خیلی هیجانانگیزه و کمک میکنه دیزاین، به نسخه پیادهسازی شدهش، نزدیک و نزدیکتر بشه.
از طرف دیگه، تیم Anima App ابزاری به اسم Launchpad رو به شکل یک افزونه (Plugin) برای اپلیکیشن Sketch معرفی کردن که بهتون کمک میکنه صفحات وبی که با استفاده از Auto-Layout بصورت Responsive دیزاین کردید، با چندتا کلیک بیارینش بالا و روی دامنه دلخواهتون قرارش بدین.
با این توضیحات، دیگه تو خود حدیث مفصل بخوان از این مجمل…
وقتی داشتم ویژگیهای این ابزار رو میخوندم و راحتی کار باهاشون رو میدیدم، خیلی خیل هیجانزده بودم و نمیتونم برای استفاده ازش صبر کنم.
چندتا از ویژگیهای شاخص Launchpad، طراحی Formهایی مثل «تماس با ما» هست که کاملا کار میکنه و نیازی به کدنویسی نداره. یا حتی تنظیمات Analytics و SEO که بعضا استفاده ازشون برای دیزاینرها سخت هست.
به این فکر میکردم که حتی میشه پروتوتایپهای خوبی با این ابزار درست کرد. ایدههای شما برای استفاده از این ابزار چیه؟
فرصت رو از دست ندید و بعد از خوندن مقاله، شیرجه بزنید در دنیای Launchpad و امتحانش کنید.
https://medium.com/sketch-app-sources/introducing-launchpad-for-sketch-648b775f73dc
(زمان حدودی مطالعه، ۷ دقیقه)
#معرفی #افزونه #اسکچ #ابزار #وب
@Dexign دیزاین
___
Medium
Introducing Launchpad for Sketch
Publish websites directly from Sketch, no coding needed.
این پست تا به حال بیش از ۲۰۰۰ بار مشاهده شده و به نظر می رسه برای خوانندگان جدید کانال جذاب باشه.
#پست_مجدد
#پست_مجدد
Forwarded from فلسفه دیزاین
نمونهای جالب و جسورانه از تاثیر «مشاهده» در دیزاین gov.uk
محدودیتها و تعصبهای ذهنی، یکی از بزرگترین دشمنان دیزاینرها هستند. محدودیتهای ذهن به ما اجازه نمیدن که خرق عادت کرده و Out of box فکر کنیم، تعصبها بدتر هستن و حتی بعضا اجازه نمیدن که ما چیزی رو که میبینیم، باور کنیم.
بزرگترین دیزاینرهای دنیا این فرصت رو داشتند یا در خودشون پرورش دادند که بتونن «متفاوت» فکر کنند. خلاقانهترین راهحلها رو حتی به قیمت کاربردی نبودنشون، ببینن و بتونن بین چندین راهحلی که در نظرشون هست، بهترین و کاربردیترین رو انتخاب کنند.
یکی از تمرینهایی که خود من سالها پیش در راستای بهبود خلاقیتام انجام میدادم این بود که یه وسیله رو در نظر میگرفتم و سعی میکردم ۲۰ کاربرد غیرمتعارف برای اون مثال بزنم. پیشنهادم اینه که این تمرین رو گاهی توی تیمتون انجام بدید تا قدمی باشه برای کمک به خارج شدن از چهارچوبها و قالبهای فکری.
مقاله امروز یه مقاله گزارشی هست درباره بهبود Radio Buttonها و Checkboxها در سایت gov.uk.
این مقاله از دو جهت به نظرم بسیار بسیار هیجانانگیز هست. یک اینکه لزوم انجام بهبودهایی که اشاره میشه از طریق مشاهده کار کاربران بوده، و دو اینکه احتمالا دیزاین نهایی به سلیقه بسیاری از ماها خوش نمیاد ولی بسیار کاربردی هست.
در این مقاله مشاهدهای برای نحوه برخورد کاربران هنگام مواجهه با Radio Buttonها و Checkboxها انجام شده و متوجه شدند که کاربران برای انتخاب یک گزینه در یک لیست، بصورت ناخودآگاه به جای کلیک روی متن اون گزینه، اصرار دارند که روی Radio Button یا Checkbox کوچکی که در اول سطر قرار داره کلیک کنند.
دیزاینرهای پروژه، در دیزاین قبلیشون، با در نظر گرفتن قانون Fitts، متن گزینهها رو هم قابل کلیک کرده بودند. اونها حتی کادری دور گزینهها قرار داده بودند که بصورت ضمنی، ناحیه قابل کلیک رو مشخص میکرد. با این حال باز هم کاربران به کلیک روی Radio Button یا Checkbox علاقه بیشتری نشون میدادند.
جالبه نه؟ پیشفرضهای ذهنی ما دیزاینرها تاثیر بسیار زیادی در تجربه کاربران از سرویس ما و در نتیجه میزان موفق سرویس داره.
پیشنهاد میکنم برای مطالعه بیشتر این بحث و البته دیدن دیزاینی که دیزاینرهای gov.uk بعد از مشاهداتشون بهش رسیدن، به لینک زیر برید.
کامنتهای زیر پست هم برای مطالعه پیشنهاد میشه. :)
پ. ن.
قانون Fitts بصورت خلاصه میگه سرعت دسترسی به یک آیتم، تابعی هست از فاصله از اون آیتم و اندازه آیتم.
https://designnotes.blog.gov.uk/2016/11/30/weve-updated-the-radios-and-checkboxes-on-gov-uk/
(زمان حدودی مطالعه ۵ دقیقه)
#تجربه_کاربری #گزارش
@HamDesign هَم دیزاین
محدودیتها و تعصبهای ذهنی، یکی از بزرگترین دشمنان دیزاینرها هستند. محدودیتهای ذهن به ما اجازه نمیدن که خرق عادت کرده و Out of box فکر کنیم، تعصبها بدتر هستن و حتی بعضا اجازه نمیدن که ما چیزی رو که میبینیم، باور کنیم.
بزرگترین دیزاینرهای دنیا این فرصت رو داشتند یا در خودشون پرورش دادند که بتونن «متفاوت» فکر کنند. خلاقانهترین راهحلها رو حتی به قیمت کاربردی نبودنشون، ببینن و بتونن بین چندین راهحلی که در نظرشون هست، بهترین و کاربردیترین رو انتخاب کنند.
یکی از تمرینهایی که خود من سالها پیش در راستای بهبود خلاقیتام انجام میدادم این بود که یه وسیله رو در نظر میگرفتم و سعی میکردم ۲۰ کاربرد غیرمتعارف برای اون مثال بزنم. پیشنهادم اینه که این تمرین رو گاهی توی تیمتون انجام بدید تا قدمی باشه برای کمک به خارج شدن از چهارچوبها و قالبهای فکری.
مقاله امروز یه مقاله گزارشی هست درباره بهبود Radio Buttonها و Checkboxها در سایت gov.uk.
این مقاله از دو جهت به نظرم بسیار بسیار هیجانانگیز هست. یک اینکه لزوم انجام بهبودهایی که اشاره میشه از طریق مشاهده کار کاربران بوده، و دو اینکه احتمالا دیزاین نهایی به سلیقه بسیاری از ماها خوش نمیاد ولی بسیار کاربردی هست.
در این مقاله مشاهدهای برای نحوه برخورد کاربران هنگام مواجهه با Radio Buttonها و Checkboxها انجام شده و متوجه شدند که کاربران برای انتخاب یک گزینه در یک لیست، بصورت ناخودآگاه به جای کلیک روی متن اون گزینه، اصرار دارند که روی Radio Button یا Checkbox کوچکی که در اول سطر قرار داره کلیک کنند.
دیزاینرهای پروژه، در دیزاین قبلیشون، با در نظر گرفتن قانون Fitts، متن گزینهها رو هم قابل کلیک کرده بودند. اونها حتی کادری دور گزینهها قرار داده بودند که بصورت ضمنی، ناحیه قابل کلیک رو مشخص میکرد. با این حال باز هم کاربران به کلیک روی Radio Button یا Checkbox علاقه بیشتری نشون میدادند.
جالبه نه؟ پیشفرضهای ذهنی ما دیزاینرها تاثیر بسیار زیادی در تجربه کاربران از سرویس ما و در نتیجه میزان موفق سرویس داره.
پیشنهاد میکنم برای مطالعه بیشتر این بحث و البته دیدن دیزاینی که دیزاینرهای gov.uk بعد از مشاهداتشون بهش رسیدن، به لینک زیر برید.
کامنتهای زیر پست هم برای مطالعه پیشنهاد میشه. :)
پ. ن.
قانون Fitts بصورت خلاصه میگه سرعت دسترسی به یک آیتم، تابعی هست از فاصله از اون آیتم و اندازه آیتم.
https://designnotes.blog.gov.uk/2016/11/30/weve-updated-the-radios-and-checkboxes-on-gov-uk/
(زمان حدودی مطالعه ۵ دقیقه)
#تجربه_کاربری #گزارش
@HamDesign هَم دیزاین
designnotes.blog.gov.uk
We've updated the radios and checkboxes on GOV.UK
Last week we updated the styles for radio buttons and checkboxes on GOV.UK. This post explains why we’ve done this. Our old radios and checkboxes looked like this: The new ones look like this: We’ve removed the grey boxes and …
👍1
یک سال تغییر در نقشههای گوگل و اپل
دیزاین نقشه همیشه یکی از هیجانانگیزترین مقولهها بوده برام. خیلیها ممکنه در وهله اول فکر کنن که کار سادهای هست ولی کاملا در اشتباه هستند. دیزاین نقشهها در طول سالهای زیادی کاملتر شدن و با تغییر شهرها و یا ساخته شدن راههای جدید مثل بزرگراههای طبقاتی و … چالشهای دیزاینیشون همچنان ادامه داره.
امروز میخوایم یه مقاله جالب و هیجانانگیز از آقای Justin O'Beirne، درباره نقشههای گوگل و اپل معرفی کنم.
آقای Justin قبلتر مقالهای درباره طراحی نقشه یا Cartography در نقشههای گوگل و اپل منتشر کرد و بعد از اون با دیدن تغییراتی کوچیک در نقشه گوگل، کنجکاو شد که بدونه این تغییرات چه روندی رو طی میکنند.
به این منظور یه Script نوشت که بصورت ماهیانه یک اسکرینشات از نقشه پارک Patricia's Green در نقشههای گوگل و اپل بگیره. این پارک در شهر سانفرانسیسکو، یا به قول خود نویسنده مقاله «حیاط خلوت اپل و گوگل»، قرار داره. Justin فکر میکرد اگر قرار باشه تغییری در نقشهها ایجاد بشه، احتمالا بیشترین این تغییرات در همین شهر که مقر اصلی این دو غول تکنولوژی هست، اتفاق میافته.
حالا، بعد یکسال از گرفته شدن این تصمیم و عکاسی ماهیانه از نقشههای گوگل و اپل، Justin نتایجش رو در قالب یک مقاله روی وبسایتش منتشر کرده.
این نتایج بسیار جالب و هیجانانگیز هستن، پیشنهاد میکنم مطالعه و مشاهدهشون رو از دست ندید.
پ. ن.
گیف زیر داره تغییرات نقشه اپل و گوگل رو طی این یک سال نشون میده.
https://www.justinobeirne.com/a-year-of-google-maps-and-apple-maps
(زمان حدودی مطالعه، ۸ دقیقه)
#بررسی #نقشه #گوگل #اپل
@Dexign دیزاین
___
دیزاین نقشه همیشه یکی از هیجانانگیزترین مقولهها بوده برام. خیلیها ممکنه در وهله اول فکر کنن که کار سادهای هست ولی کاملا در اشتباه هستند. دیزاین نقشهها در طول سالهای زیادی کاملتر شدن و با تغییر شهرها و یا ساخته شدن راههای جدید مثل بزرگراههای طبقاتی و … چالشهای دیزاینیشون همچنان ادامه داره.
امروز میخوایم یه مقاله جالب و هیجانانگیز از آقای Justin O'Beirne، درباره نقشههای گوگل و اپل معرفی کنم.
آقای Justin قبلتر مقالهای درباره طراحی نقشه یا Cartography در نقشههای گوگل و اپل منتشر کرد و بعد از اون با دیدن تغییراتی کوچیک در نقشه گوگل، کنجکاو شد که بدونه این تغییرات چه روندی رو طی میکنند.
به این منظور یه Script نوشت که بصورت ماهیانه یک اسکرینشات از نقشه پارک Patricia's Green در نقشههای گوگل و اپل بگیره. این پارک در شهر سانفرانسیسکو، یا به قول خود نویسنده مقاله «حیاط خلوت اپل و گوگل»، قرار داره. Justin فکر میکرد اگر قرار باشه تغییری در نقشهها ایجاد بشه، احتمالا بیشترین این تغییرات در همین شهر که مقر اصلی این دو غول تکنولوژی هست، اتفاق میافته.
حالا، بعد یکسال از گرفته شدن این تصمیم و عکاسی ماهیانه از نقشههای گوگل و اپل، Justin نتایجش رو در قالب یک مقاله روی وبسایتش منتشر کرده.
این نتایج بسیار جالب و هیجانانگیز هستن، پیشنهاد میکنم مطالعه و مشاهدهشون رو از دست ندید.
پ. ن.
گیف زیر داره تغییرات نقشه اپل و گوگل رو طی این یک سال نشون میده.
https://www.justinobeirne.com/a-year-of-google-maps-and-apple-maps
(زمان حدودی مطالعه، ۸ دقیقه)
#بررسی #نقشه #گوگل #اپل
@Dexign دیزاین
___
پیش از دیزاین، داستان بنویسید
چند روز پیش، در شرکت برای دیزاین صفحه Landing وبِ دو سرویس اخیرمون با بچههای تیم گپ میزدیم. بچهها میدونستن که سرویسها دقیقا چی هستن، جز به جزش رو خودشون دیزاین کرده بودند ولی برای نهایی کردن صفحه Landing مشکل داشتند و نمیتونستند به یک ایده خوب، جامع و منسجم برای دیزاینش برسن.
بهشون پیشنهاد کردم از اول شروع کنند، ولی اینبار قبل از نشستن پشت کامپیوتر، لحظاتی رو به نوشتن چیزی که دقیقا میخوان بگن اختصاص بدن. در چند جمله بگن که این سرویس چی هست، ویژگیهایی که به نظرشون مهم هست چیا هستند و …
برام جالب بود که بعد از این گپی که داشتیم، به مقالهای برخوردم که این روش رو به شکلی منسجمتر توضیح داده بود. آقای Fabricio Teixeira، نویسنده مقاله امروز توضیح میده که سالها این روش رو استفاده میکرده ولی هیچوقت به شکل یک «تکنیک» بهش نگاه نکرده بود. اتفاقی که دقیقا برای خود من هم طی این سالها افتاده بود.
ایشون اسم این روش رو Storyframing گذاشته، اون رو مشابه نوشتن فیلمنامه در نظر گرفته و توضیح میده که هر رابط کاربری داره داستانی رو نقل میکنه. پس بهتره پیش از ساختن هر رابط کاربری، برای دوری از شلوغیهای رنگها، المانهای و یا هر نوع تصمیم دیزاینی که بعضا حتی در wireframing و اسکچ زدن هم اتفاق میافته، اول عصاره اون صفحه رو که داستانی هست که نقل میکنه، بنویسیم.
سپس مرحله به مرحله داستانمون رو به المانهای دیزاین مثل متنها، انیمیشنها، تصویرسازیها و … تبدیل کنیم.
نوشته امروز این روش رو بصورت یک روند ۴ مرحلهای توضیح میده و برای فهم بهتر موضوع، مثالهای از سرویسهای Dropbox، Airbnb و NY Times میاره.
به شخصه کارایی که این روش داره و صرفهجویی رو که در زمان دیزاین رابط کاربری باعث میشه، بصورت تجربی دیدم و پیشنهاد میکنم این مقاله رو از دست ندید و راهکارش رو بصورت جدی استفاده کنید.
https://uxdesign.cc/storyframes-before-wireframes-starting-designs-in-the-text-editor-ec69db78e6e4
(زمان حدودی مطالعه، ۱۰ دقیقه و نصف لیوان قهوه)
#تکنیک #رابط_کاربری #داستان_نویسی #وب
@Dexign دیزاین
___
چند روز پیش، در شرکت برای دیزاین صفحه Landing وبِ دو سرویس اخیرمون با بچههای تیم گپ میزدیم. بچهها میدونستن که سرویسها دقیقا چی هستن، جز به جزش رو خودشون دیزاین کرده بودند ولی برای نهایی کردن صفحه Landing مشکل داشتند و نمیتونستند به یک ایده خوب، جامع و منسجم برای دیزاینش برسن.
بهشون پیشنهاد کردم از اول شروع کنند، ولی اینبار قبل از نشستن پشت کامپیوتر، لحظاتی رو به نوشتن چیزی که دقیقا میخوان بگن اختصاص بدن. در چند جمله بگن که این سرویس چی هست، ویژگیهایی که به نظرشون مهم هست چیا هستند و …
برام جالب بود که بعد از این گپی که داشتیم، به مقالهای برخوردم که این روش رو به شکلی منسجمتر توضیح داده بود. آقای Fabricio Teixeira، نویسنده مقاله امروز توضیح میده که سالها این روش رو استفاده میکرده ولی هیچوقت به شکل یک «تکنیک» بهش نگاه نکرده بود. اتفاقی که دقیقا برای خود من هم طی این سالها افتاده بود.
ایشون اسم این روش رو Storyframing گذاشته، اون رو مشابه نوشتن فیلمنامه در نظر گرفته و توضیح میده که هر رابط کاربری داره داستانی رو نقل میکنه. پس بهتره پیش از ساختن هر رابط کاربری، برای دوری از شلوغیهای رنگها، المانهای و یا هر نوع تصمیم دیزاینی که بعضا حتی در wireframing و اسکچ زدن هم اتفاق میافته، اول عصاره اون صفحه رو که داستانی هست که نقل میکنه، بنویسیم.
سپس مرحله به مرحله داستانمون رو به المانهای دیزاین مثل متنها، انیمیشنها، تصویرسازیها و … تبدیل کنیم.
نوشته امروز این روش رو بصورت یک روند ۴ مرحلهای توضیح میده و برای فهم بهتر موضوع، مثالهای از سرویسهای Dropbox، Airbnb و NY Times میاره.
به شخصه کارایی که این روش داره و صرفهجویی رو که در زمان دیزاین رابط کاربری باعث میشه، بصورت تجربی دیدم و پیشنهاد میکنم این مقاله رو از دست ندید و راهکارش رو بصورت جدی استفاده کنید.
https://uxdesign.cc/storyframes-before-wireframes-starting-designs-in-the-text-editor-ec69db78e6e4
(زمان حدودی مطالعه، ۱۰ دقیقه و نصف لیوان قهوه)
#تکنیک #رابط_کاربری #داستان_نویسی #وب
@Dexign دیزاین
___
Medium
Storyframes before wireframes
What if you started your designs in the text editor?
کاهش پیچیدگی بصری،
روندی جدید در دیزاین
گاهی که بر سر برتری سیستمعاملهای موبایل بحث میشه، به یاد روندی میافتم که این سیستمعاملها از ابتدای شکلگیریشون طی کردن. به نظرم اگر کمی از ارتفاع بالاتر به مسیر طی شدهشون نگاه کنیم، متوجه میشیم که ویژگیهاشون کاملا به سمت همدیگه حرکت کرده.
برای مثال وقتی iOS، بخشی رو با عنوان Notification Center اضافه کرد، کاربران Android میگفتند که این ویژگی از Android کپی شده. یا درباره برخی ویژگیها بالعکس.
دلیل این همگرایی احتمالا کاربرها هستند. در دیزاین User-Centered راحتی کاربر در کار با سرویس در بالاترین اولویت قرار داده میشه. با فرض اینکه کاربران همه سیستمعاملهای عمومی، انسانهای مشابهی هستند، میشه این همگرایی رو منطقی دونست.
با این مقدمه میخوام مقاله امروز رو معرفی کنم که درباره روند (Trend) جدیدی در دیزاین اپلیکیشنها صحبت میکنه که مربوط میشه به کاهش پیچیدگی بصری یا Complexion Reduction.
در این مقاله آقای Michael Horton، اپلیکیشنهای Instagram، Apple Music، Medium و Airbnb رو مورد بررسی قرار داده و عنوان میکنه که روند جدید دیزاین این اپلیکیشنها همگی به سمت سادگی، کاهش رنگها و همچنین تاکید روی عناوین صفحات با ضخیمتر کردن فونت مورد استفاده، رفته. به طوری که شاید با کمی اغماض، بشه تمام این اپلیکیشنها رو زیرمجموعه یک شرکت بدونیم.
بخش جالب این موضوع اینه که به نظر میرسه تولد این نوع دیزاین به خاطر مطالعه و تحقیق روی کاربرهاست و هر کدوم از این اپلیکیشنها بصورت جداگانهای به نتایجی مشابه رسیدند.
مقاله امروز زاویه نگاه جالبی داره و از نظر بررسی Trendـی که شکل گرفته حائز اهمیته. ولی شخصا با دستورالعملی که برای کاهش پیچیدگی (مشابه کاری که اپلیکیشنهای مورد مثال انجام دادن)، در انتهای مقاله ارائه داده موافق نیستم.
دیزاین هیچ دستورالعملی نمیپذیره و اگر قرار بر تقلید کردن باشه، هیچوقت اتفاق جدیدی نمیافته.
امیدوارم از مقاله امروز لذت ببرید.
http://www.huffingtonpost.com/entry/complexion-reduction-a-new-trend-in-mobile-design_us_577d828fe4b05b4c02fb8b07
(زمان حدودی مطالعه، ۱۰ دقیقه)
#تحلیل #روند #رابط_کاربری #اپلیکیشن
@Dexign دیزاین
___
روندی جدید در دیزاین
گاهی که بر سر برتری سیستمعاملهای موبایل بحث میشه، به یاد روندی میافتم که این سیستمعاملها از ابتدای شکلگیریشون طی کردن. به نظرم اگر کمی از ارتفاع بالاتر به مسیر طی شدهشون نگاه کنیم، متوجه میشیم که ویژگیهاشون کاملا به سمت همدیگه حرکت کرده.
برای مثال وقتی iOS، بخشی رو با عنوان Notification Center اضافه کرد، کاربران Android میگفتند که این ویژگی از Android کپی شده. یا درباره برخی ویژگیها بالعکس.
دلیل این همگرایی احتمالا کاربرها هستند. در دیزاین User-Centered راحتی کاربر در کار با سرویس در بالاترین اولویت قرار داده میشه. با فرض اینکه کاربران همه سیستمعاملهای عمومی، انسانهای مشابهی هستند، میشه این همگرایی رو منطقی دونست.
با این مقدمه میخوام مقاله امروز رو معرفی کنم که درباره روند (Trend) جدیدی در دیزاین اپلیکیشنها صحبت میکنه که مربوط میشه به کاهش پیچیدگی بصری یا Complexion Reduction.
در این مقاله آقای Michael Horton، اپلیکیشنهای Instagram، Apple Music، Medium و Airbnb رو مورد بررسی قرار داده و عنوان میکنه که روند جدید دیزاین این اپلیکیشنها همگی به سمت سادگی، کاهش رنگها و همچنین تاکید روی عناوین صفحات با ضخیمتر کردن فونت مورد استفاده، رفته. به طوری که شاید با کمی اغماض، بشه تمام این اپلیکیشنها رو زیرمجموعه یک شرکت بدونیم.
بخش جالب این موضوع اینه که به نظر میرسه تولد این نوع دیزاین به خاطر مطالعه و تحقیق روی کاربرهاست و هر کدوم از این اپلیکیشنها بصورت جداگانهای به نتایجی مشابه رسیدند.
مقاله امروز زاویه نگاه جالبی داره و از نظر بررسی Trendـی که شکل گرفته حائز اهمیته. ولی شخصا با دستورالعملی که برای کاهش پیچیدگی (مشابه کاری که اپلیکیشنهای مورد مثال انجام دادن)، در انتهای مقاله ارائه داده موافق نیستم.
دیزاین هیچ دستورالعملی نمیپذیره و اگر قرار بر تقلید کردن باشه، هیچوقت اتفاق جدیدی نمیافته.
امیدوارم از مقاله امروز لذت ببرید.
http://www.huffingtonpost.com/entry/complexion-reduction-a-new-trend-in-mobile-design_us_577d828fe4b05b4c02fb8b07
(زمان حدودی مطالعه، ۱۰ دقیقه)
#تحلیل #روند #رابط_کاربری #اپلیکیشن
@Dexign دیزاین
___
HuffPost
Complexion Reduction: A New Trend In Mobile Design
Whether you are for or against this monochromatic fad, it is undoubtedly a sign of progress.
این پست تا به حال بیش از ۲۷۰ بار مشاهده شده و به نظرم برای خوانندگان جدید کانال جذاب خواهد بود.
#پست_مجدد
#پست_مجدد
Forwarded from فلسفه دیزاین
احساسات، آینده طراحی
در سال ۱۹۵۰، Harry Harlow، روانشناس آمریکایی طی تحقیقی، نوزادان میمونها رو از مادرشون جدا کرده و داخل محفظهای با دو عروسک قرار داد. یکی از عروسکها از سیم ساخته شده بود ولی حامل شیشه شیری قابل دسترس برای نوزاد میمون بود و دیگری عروسکی پوشیده شده از پارچه پشمی بود.
پیشبینی آقای Harlow این بود که نوزاد میمون بواسطه نیازهای بنیادینی که داره، عروسک سیمی رو به عنوان مادرش قبول کنه چون میتونه از شیر اون تغذیه کنه. ولی در کمال ناباوری دید که میمون از شیر داخل عروسک سیمی تغذیه میکنه ولی عروسک پشمی رو بغل میکنه و به نظر باهاش ارتباط عاطفی داره.
نتیجه کلی اینکه بسیاری از موجودات، از جمله انسان، نیازهای بنیادین وسیعی دارند که باید ارضا بشه ولی به همون اندازه احتیاج دارن که بخشهای عاطفی و احساسی اونها مورد مورد نوازش و ارضا شدن قرار بگیره.
مقاله زیر با مقدمهای که گفتم بحث Form Follow Function رو به چالش میکشه و به کنایه با عنوان کردن Form, Function, Feeling در مورد اهمیت احساسات (Emotions) و مفهوم همدلی (Empathy) در طراحیها بحث میکنه.
پیشنهاد میکنم این مقاله لذتبخش و همینطور نظرات زیرش رو حتما بخونید.
در آینده نزدیک، بیشتر به بحث طراحی حسی و مفاهیم هیجانانگیزی از این دست میپردازیم.
https://medium.com/swlh/the-future-of-design-is-emotional-5789ccde17aa
#مفاهیم #طراحی_حسی #چالش
#HamDesign هَم دیزاین
در سال ۱۹۵۰، Harry Harlow، روانشناس آمریکایی طی تحقیقی، نوزادان میمونها رو از مادرشون جدا کرده و داخل محفظهای با دو عروسک قرار داد. یکی از عروسکها از سیم ساخته شده بود ولی حامل شیشه شیری قابل دسترس برای نوزاد میمون بود و دیگری عروسکی پوشیده شده از پارچه پشمی بود.
پیشبینی آقای Harlow این بود که نوزاد میمون بواسطه نیازهای بنیادینی که داره، عروسک سیمی رو به عنوان مادرش قبول کنه چون میتونه از شیر اون تغذیه کنه. ولی در کمال ناباوری دید که میمون از شیر داخل عروسک سیمی تغذیه میکنه ولی عروسک پشمی رو بغل میکنه و به نظر باهاش ارتباط عاطفی داره.
نتیجه کلی اینکه بسیاری از موجودات، از جمله انسان، نیازهای بنیادین وسیعی دارند که باید ارضا بشه ولی به همون اندازه احتیاج دارن که بخشهای عاطفی و احساسی اونها مورد مورد نوازش و ارضا شدن قرار بگیره.
مقاله زیر با مقدمهای که گفتم بحث Form Follow Function رو به چالش میکشه و به کنایه با عنوان کردن Form, Function, Feeling در مورد اهمیت احساسات (Emotions) و مفهوم همدلی (Empathy) در طراحیها بحث میکنه.
پیشنهاد میکنم این مقاله لذتبخش و همینطور نظرات زیرش رو حتما بخونید.
در آینده نزدیک، بیشتر به بحث طراحی حسی و مفاهیم هیجانانگیزی از این دست میپردازیم.
https://medium.com/swlh/the-future-of-design-is-emotional-5789ccde17aa
#مفاهیم #طراحی_حسی #چالش
#HamDesign هَم دیزاین
Medium
Design for Humanity
In 1950, the American psychologist Harry Harlow conducted an experiment that separated infant monkeys from their mothers just a few hours…
مصاحبه دیزاینر سابق Spotify
با «استودیو ملی»
اگر از خوانندههای قدیمی کانال باشید میدونید که من شخصا علاقه زیادی به کارها، ایدهها و تفکرات Tobias Van Schneider، دیزاینر سابق Spotify دارم.
این دیزاینر یه بلاگ به اسم DESK داره که اخیرا بخشی رو برای انتشار مصاحبه در اون راهاندازی کرده.
یکی از استودیوهایی که باهاشون مصاحبه کرده، استودیویی در تهران هست با نام «استودیو ملی». این مصاحبه با مهسا قلینژاد و امید نمالحبیب، بنیانگذاران این استودیو انجام شده.
به نظر من این موضوع از این جهت اهمیت داره که یک دیزاینر که در جامعه دیزاینرهای دنیا نسبتا معروفه، گپ و گفتی درباره وضعیت گرافیک و دیزاین در ایران، با چندتا دیزاینر ایرانی داشته. چراکه این اتفاق باعث میشه بقیه هم فضای دیزاینی که در ایران وجود داره (که با احتمال خوبی متفاوت از پیشفرضهای ذهنی اونهاست) آشنا بشن.
راستی اگر با دکمهدیزاین، استودیو طراحی محصولات چرمی آشنایی داشته باشید، لوگو و تایپ جدید دکمهدیزاین رو هم «استودیو ملی» انجام داده.
خوندن این مصاحبه خالی از لطف نیست و همچنین پیشنهاد میکنم سایر مصاحبههایی رو که Tobias انجام داده، بخونید و لذت ببرید.
یکی از مصاحبهها با یه استودیو دیزاین در نیجریهست.
http://www.vanschneider.com/design-in-iran-featuring-studio-melli/
(زمان حدودی مطالعه، ۱۰ دقیقه)
#مصاحبه
@Dexign دیزاین
___
با «استودیو ملی»
اگر از خوانندههای قدیمی کانال باشید میدونید که من شخصا علاقه زیادی به کارها، ایدهها و تفکرات Tobias Van Schneider، دیزاینر سابق Spotify دارم.
این دیزاینر یه بلاگ به اسم DESK داره که اخیرا بخشی رو برای انتشار مصاحبه در اون راهاندازی کرده.
یکی از استودیوهایی که باهاشون مصاحبه کرده، استودیویی در تهران هست با نام «استودیو ملی». این مصاحبه با مهسا قلینژاد و امید نمالحبیب، بنیانگذاران این استودیو انجام شده.
به نظر من این موضوع از این جهت اهمیت داره که یک دیزاینر که در جامعه دیزاینرهای دنیا نسبتا معروفه، گپ و گفتی درباره وضعیت گرافیک و دیزاین در ایران، با چندتا دیزاینر ایرانی داشته. چراکه این اتفاق باعث میشه بقیه هم فضای دیزاینی که در ایران وجود داره (که با احتمال خوبی متفاوت از پیشفرضهای ذهنی اونهاست) آشنا بشن.
راستی اگر با دکمهدیزاین، استودیو طراحی محصولات چرمی آشنایی داشته باشید، لوگو و تایپ جدید دکمهدیزاین رو هم «استودیو ملی» انجام داده.
خوندن این مصاحبه خالی از لطف نیست و همچنین پیشنهاد میکنم سایر مصاحبههایی رو که Tobias انجام داده، بخونید و لذت ببرید.
یکی از مصاحبهها با یه استودیو دیزاین در نیجریهست.
http://www.vanschneider.com/design-in-iran-featuring-studio-melli/
(زمان حدودی مطالعه، ۱۰ دقیقه)
#مصاحبه
@Dexign دیزاین
___
HOVS
Design in Iran 🇮🇷 featuring Studio Melli
Brand new to DESK, this interview series aims to shine light on different design communities across the world. In our second interview we look at design in Iran, featuring Studio Melli. There is something magical and captivating about Studio Melli's design. To…
Forwarded from فلسفه دیزاین
توبایاس ون اشنایدر (Tobias van Schneider)، طراح ارشد سابق Spotify
www.vanschneider.com
#معرفی_طراح
@HamDesign هَم دیزاین
www.vanschneider.com
#معرفی_طراح
@HamDesign هَم دیزاین
چطور از طریق App Store به درآمد ۸۰,۰۰۰ دلار در ماه دست پیدا کنیم؟
سوال هیجانانگیزیه نه؟
داستان از اونجا شروع شد که دو هفته پیش، در کنفرانس سالیانه اپل (WWDC 2017)، آقای Philip Schiller، معاون تبلیغات اپل، اعلام که تا الان ۷۰ میلیاد دلار به توسعهدهندگان (Developers) پرداخت شده که ۳۰ درصد از این پرداخت (یعنی ۲۱ میلیارد دلار)، پارسال اتفاق افتاده.
یه نگاه دوباره به این اعداد بکنید. اعداد خیلی خیلی بزرگی هستن.
اگر در زمینه اپلیکیشنهای موبایل فعال بوده باشید و اپلیکیشنهایی برای بازار بینالمللی دیزاین کرده یا توسعه داده باشید، میدونید که هزاران اپلیکیشن هر روز به بازار میان و دیده شدن در بین این تعداد اپلیکیشن کار بسیار مشکلی هست و با هربار مطرح شدن این اعداد، در ذهنمون فکر میکنیم چطور میشه یه بخشی از این پرداختها رو در آینده تصاحب کرد؟
مقاله امروز میخواد یه راه ساده، کاملا غیراخلاقی و دزدی رو برای کسب ماهیانه ۸۰ هزار دلار بهمون یاد بده.
آقای Johnny Lin بعد از شنیدن این اعداد از زبان Philip Schiller، کنجکاو شده بود و از خودش پرسیده بود که این درآمد از کجا میاد؟
کمی در App Store و در لیست Top Grossing گشت و گذار کرده و به نتایج جالبی رسیده بود.
قبل از اینکه بریم سراغ مقاله چندتا نکته:
– اگر شما کسی هستید که اخلاقیاتی پایینتر از حد متوسط دارید، شخصا به همراه نویسنده مقاله بهتون تبریک میگم، چراکه به راهکاری برای برای دزدی و کسب این درآمد عظیم دست پیدا کردید!
– اگر توسعهدهنده یا دیزاینری هستید که به «ساختن»، «حل مشکل» و «بهتر کردن زندگی مردم» فکر میکنید، بعد از خوندن مقاله، کمک کنید این پولها به کسانی پرداخت بشه که دغدغهای مشابه داشتن و محصولی واقعی خلق کردند.
اگر هر بخشی از داستان رو بگم، روندش رو مختل کردهم.
پیشنهاد میکنم همین الان برید سراغ این مقاله جذاب و از زبان خود نویسنده بخونید و لذتش رو ببرید.
https://medium.freecodecamp.com/how-to-make-80-000-per-month-on-the-apple-app-store-bdb943862e88
(زمان حدودی مطالعه، ۱۲ دقیقه)
#بررسی #اپ_استور #WWDC
@Dexign دیزاین
___
سوال هیجانانگیزیه نه؟
داستان از اونجا شروع شد که دو هفته پیش، در کنفرانس سالیانه اپل (WWDC 2017)، آقای Philip Schiller، معاون تبلیغات اپل، اعلام که تا الان ۷۰ میلیاد دلار به توسعهدهندگان (Developers) پرداخت شده که ۳۰ درصد از این پرداخت (یعنی ۲۱ میلیارد دلار)، پارسال اتفاق افتاده.
یه نگاه دوباره به این اعداد بکنید. اعداد خیلی خیلی بزرگی هستن.
اگر در زمینه اپلیکیشنهای موبایل فعال بوده باشید و اپلیکیشنهایی برای بازار بینالمللی دیزاین کرده یا توسعه داده باشید، میدونید که هزاران اپلیکیشن هر روز به بازار میان و دیده شدن در بین این تعداد اپلیکیشن کار بسیار مشکلی هست و با هربار مطرح شدن این اعداد، در ذهنمون فکر میکنیم چطور میشه یه بخشی از این پرداختها رو در آینده تصاحب کرد؟
مقاله امروز میخواد یه راه ساده، کاملا غیراخلاقی و دزدی رو برای کسب ماهیانه ۸۰ هزار دلار بهمون یاد بده.
آقای Johnny Lin بعد از شنیدن این اعداد از زبان Philip Schiller، کنجکاو شده بود و از خودش پرسیده بود که این درآمد از کجا میاد؟
کمی در App Store و در لیست Top Grossing گشت و گذار کرده و به نتایج جالبی رسیده بود.
قبل از اینکه بریم سراغ مقاله چندتا نکته:
– اگر شما کسی هستید که اخلاقیاتی پایینتر از حد متوسط دارید، شخصا به همراه نویسنده مقاله بهتون تبریک میگم، چراکه به راهکاری برای برای دزدی و کسب این درآمد عظیم دست پیدا کردید!
– اگر توسعهدهنده یا دیزاینری هستید که به «ساختن»، «حل مشکل» و «بهتر کردن زندگی مردم» فکر میکنید، بعد از خوندن مقاله، کمک کنید این پولها به کسانی پرداخت بشه که دغدغهای مشابه داشتن و محصولی واقعی خلق کردند.
اگر هر بخشی از داستان رو بگم، روندش رو مختل کردهم.
پیشنهاد میکنم همین الان برید سراغ این مقاله جذاب و از زبان خود نویسنده بخونید و لذتش رو ببرید.
https://medium.freecodecamp.com/how-to-make-80-000-per-month-on-the-apple-app-store-bdb943862e88
(زمان حدودی مطالعه، ۱۲ دقیقه)
#بررسی #اپ_استور #WWDC
@Dexign دیزاین
___
کتابهایی که دیدِ من را برای همیشه تغییر داد
(از زبان Julie Zhuo، معاون دیزاین فیسبوک)
همیشه انسانها، کتابها و یا حتی جملاتی وجود دارند که زندگی کسی رو برای همیشه تغییر میدن.
به عنوان یک دیزاینر که باید توانایی گوش دادن و شنیدنش رو هر روز بهبود بده، شنیدن داستان این تغییر از زبان انسانهای دیگه همیشه برای من جذاب بوده.
دلیل اصلیش هم این هست که هر داستان، یادآور اینه که تغییر (خوب یا بد) چقدر نزدیک هست و چقدر راحتتر از اونچه اغلب فکر میکنیم میشه اتفاق بیافته.
با این مقدمه برسیم به مقاله امروز که از Julie Zhuo دوستداشتنی، معاون دیزاین محصول شرکت معظم فیسبوک هست. ایشون هر هفته به یکی از سوالات خوانندگان مطالبش جواب میده و این بار به سوالی جواب میدن که ازشون خواسته کتابهایی رو که باعث شده زندگی و دیدشون کاملا تغییر بکنه معرفی کنن.
خانم Zhuo در این مقاله و در جواب سوال مطرح شده، کتابهایی رو در موضوعات مختلفی مثل تفکر و روانشناسی، دیزاین و مدیریت معرفی کردن و توضیح کوتاهی دربارهش دادن.
شخصا سه تا از کتابهایی که معرفی کردن رو خوندهم و به نظرم قطعا لیست تاثیرگذاری هست.
در بخشی از مقاله به این موضوع اشاره شده که شاید بهتر باشه به جای تعداد کتابهای خونده شده، به مقدار برداشتی که از کتابهای خونده شدهمون داشتیم فکر کنیم.
به نظرم زاویه دید جالب و هیجانانگیزیه.
ازتون دعوت میکنم همین حالا این مقاله و لیست کتابهای داخلش رو مرور کرده و برای خوندنشون برنامهریزی کنید.
https://medium.com/the-year-of-the-looking-glass/books-that-changed-my-perspective-502c25baeeaa
(زمان حدودی مطالعه، ۷ دقیقه)
#معرفی_کتاب #مفاهیم #معرفی_منابع
@Dexign دیزاین
___
(از زبان Julie Zhuo، معاون دیزاین فیسبوک)
همیشه انسانها، کتابها و یا حتی جملاتی وجود دارند که زندگی کسی رو برای همیشه تغییر میدن.
به عنوان یک دیزاینر که باید توانایی گوش دادن و شنیدنش رو هر روز بهبود بده، شنیدن داستان این تغییر از زبان انسانهای دیگه همیشه برای من جذاب بوده.
دلیل اصلیش هم این هست که هر داستان، یادآور اینه که تغییر (خوب یا بد) چقدر نزدیک هست و چقدر راحتتر از اونچه اغلب فکر میکنیم میشه اتفاق بیافته.
با این مقدمه برسیم به مقاله امروز که از Julie Zhuo دوستداشتنی، معاون دیزاین محصول شرکت معظم فیسبوک هست. ایشون هر هفته به یکی از سوالات خوانندگان مطالبش جواب میده و این بار به سوالی جواب میدن که ازشون خواسته کتابهایی رو که باعث شده زندگی و دیدشون کاملا تغییر بکنه معرفی کنن.
خانم Zhuo در این مقاله و در جواب سوال مطرح شده، کتابهایی رو در موضوعات مختلفی مثل تفکر و روانشناسی، دیزاین و مدیریت معرفی کردن و توضیح کوتاهی دربارهش دادن.
شخصا سه تا از کتابهایی که معرفی کردن رو خوندهم و به نظرم قطعا لیست تاثیرگذاری هست.
در بخشی از مقاله به این موضوع اشاره شده که شاید بهتر باشه به جای تعداد کتابهای خونده شده، به مقدار برداشتی که از کتابهای خونده شدهمون داشتیم فکر کنیم.
به نظرم زاویه دید جالب و هیجانانگیزیه.
ازتون دعوت میکنم همین حالا این مقاله و لیست کتابهای داخلش رو مرور کرده و برای خوندنشون برنامهریزی کنید.
https://medium.com/the-year-of-the-looking-glass/books-that-changed-my-perspective-502c25baeeaa
(زمان حدودی مطالعه، ۷ دقیقه)
#معرفی_کتاب #مفاهیم #معرفی_منابع
@Dexign دیزاین
___
Medium
Books that Changed My Perspective
This was first published on my mailing list The Looking Glass. Every week, I answer a reader’s question.
این پست تا به حال بیش از ۲۰۰۰ بار مشاهده شده و به نظر میرسه برای خوانندگان جدید کانال جذاب باشه.
#پست_مجدد
#پست_مجدد