آینده طراحی محصول: از خالق بودن تا کیوریتور شدن در دنیایی مبتنی بر هوش مصنوعی
ظهور هوش مصنوعی (AI) چشمانداز طراحی محصول را بهطور اساسی دگرگون کرده و نقش طراحان را از خالق صرف به کیوریتور (گردآورنده و هدایتگر) تغییر داده است. هوش مصنوعی با قابلیت تولید چیدمانهای پیچیده، بهینهسازی تجربه کاربر، و ارائه بینشهای آنی، پایههای فرآیند طراحی را تغییر داده است. در این شرایط جدید، طراحان باید بیشتر بر اصلاح و هدایت خروجیهای تولید شده توسط هوش مصنوعی تمرکز کنند تا اطمینان یابند که خلاقیت، نوآوری و اصول طراحی انسانمحور همچنان در اولویت باقی میمانند.
در این عصر مبتنی بر هوش مصنوعی، ابزارهای تولیدی هوشمند بخشی جداییناپذیر از فرآیند طراحی شدهاند و دیگر نیازی نیست طراحان از صفر شروع کنند یا صرفاً به فعالیتهای دستی وابسته باشند. هوش مصنوعی اکنون توانایی تولید خروجیهای هوشمند و متناسب با بافت پروژه را دارد، که به طراحان این امکان را میدهد تا طراحیها و بینشهای تولید شده را کیوریت کرده و با نیازهای واقعی کاربران منطبق سازند.
نقش طراح اکنون به هدایت و پالایش خروجیهای خلاقانهی هوش مصنوعی گسترش یافته است. اگرچه هوش مصنوعی میتواند طرحهای پیچیدهای با پیشنهاداتی برای جریان کاربری و زیباییشناسی تولید کند، اما این طراحان هستند که باید این خروجیها را جهتدهی کرده و اطمینان حاصل کنند که طرح نهایی کاربردی و مطابق با انتظارات کاربران است.
همدلی و درک زمینهای همچنان حوزههایی هستند که انسان در آن برتری دارد. نقش کیوریتورها این است که اطمینان یابند اجزای طراحیشده توسط هوش مصنوعی، مسیر احساسی کاربر را در نظر گرفته و تعاملاتی ارائه دهند که با دنیای واقعی و نیازهای روانی کاربران سازگار باشد.
ایجاد تعادل میان کارایی و نوآوری نیز یکی دیگر از مسئولیتهای کلیدی طراحان در این چارچوب جدید است. در حالی که هوش مصنوعی میتواند طراحیها را برای عملکرد و دسترسیپذیری بهینهسازی کند، این وظیفه طراحان است که مرزها را جابهجا کرده و طراحیهایی متمایز و انسانمحور ارائه دهند.
هوش مصنوعی توانایی دارد تا بر اساس دادههای آنی، طراحیهایی با پیشنهاداتی درباره عناصر مختلف بصری و تعاملی ارائه دهد. با این حال، طراح باید با دیدی انتقادی این پیشنهادات مبتنی بر داده را ارزیابی کند تا مطمئن شود که با دید خلاقانه و اهداف تجربه کاربری همسو هستند.
در نهایت، ادغام هوش مصنوعی در طراحی محصول، نقش طراحان را از خالق صرف به کیوریتور تبدیل میکند. با تسلط بر ابزارهای هوش مصنوعی و ایجاد توازن میان بهرهوری و اصالت، طراحان میتوانند آینده طراحی مبتنی بر هوش مصنوعی را شکل دهند و تضمین کنند که اصول انسانمحور همچنان در قلب نوآوری باقی میمانند.
🔗 برای مطالعه کامل مقاله میتوانید به این لینک مراجعه کنید.
(مدت زمان مطالعه: ۴ دقیقه)
گردآورنده: فاطمه حیدری
#تفکر_طراحی
#AI
@Dexign فلسفه دیزاین
______
ظهور هوش مصنوعی (AI) چشمانداز طراحی محصول را بهطور اساسی دگرگون کرده و نقش طراحان را از خالق صرف به کیوریتور (گردآورنده و هدایتگر) تغییر داده است. هوش مصنوعی با قابلیت تولید چیدمانهای پیچیده، بهینهسازی تجربه کاربر، و ارائه بینشهای آنی، پایههای فرآیند طراحی را تغییر داده است. در این شرایط جدید، طراحان باید بیشتر بر اصلاح و هدایت خروجیهای تولید شده توسط هوش مصنوعی تمرکز کنند تا اطمینان یابند که خلاقیت، نوآوری و اصول طراحی انسانمحور همچنان در اولویت باقی میمانند.
در این عصر مبتنی بر هوش مصنوعی، ابزارهای تولیدی هوشمند بخشی جداییناپذیر از فرآیند طراحی شدهاند و دیگر نیازی نیست طراحان از صفر شروع کنند یا صرفاً به فعالیتهای دستی وابسته باشند. هوش مصنوعی اکنون توانایی تولید خروجیهای هوشمند و متناسب با بافت پروژه را دارد، که به طراحان این امکان را میدهد تا طراحیها و بینشهای تولید شده را کیوریت کرده و با نیازهای واقعی کاربران منطبق سازند.
نقش طراح اکنون به هدایت و پالایش خروجیهای خلاقانهی هوش مصنوعی گسترش یافته است. اگرچه هوش مصنوعی میتواند طرحهای پیچیدهای با پیشنهاداتی برای جریان کاربری و زیباییشناسی تولید کند، اما این طراحان هستند که باید این خروجیها را جهتدهی کرده و اطمینان حاصل کنند که طرح نهایی کاربردی و مطابق با انتظارات کاربران است.
همدلی و درک زمینهای همچنان حوزههایی هستند که انسان در آن برتری دارد. نقش کیوریتورها این است که اطمینان یابند اجزای طراحیشده توسط هوش مصنوعی، مسیر احساسی کاربر را در نظر گرفته و تعاملاتی ارائه دهند که با دنیای واقعی و نیازهای روانی کاربران سازگار باشد.
ایجاد تعادل میان کارایی و نوآوری نیز یکی دیگر از مسئولیتهای کلیدی طراحان در این چارچوب جدید است. در حالی که هوش مصنوعی میتواند طراحیها را برای عملکرد و دسترسیپذیری بهینهسازی کند، این وظیفه طراحان است که مرزها را جابهجا کرده و طراحیهایی متمایز و انسانمحور ارائه دهند.
هوش مصنوعی توانایی دارد تا بر اساس دادههای آنی، طراحیهایی با پیشنهاداتی درباره عناصر مختلف بصری و تعاملی ارائه دهد. با این حال، طراح باید با دیدی انتقادی این پیشنهادات مبتنی بر داده را ارزیابی کند تا مطمئن شود که با دید خلاقانه و اهداف تجربه کاربری همسو هستند.
در نهایت، ادغام هوش مصنوعی در طراحی محصول، نقش طراحان را از خالق صرف به کیوریتور تبدیل میکند. با تسلط بر ابزارهای هوش مصنوعی و ایجاد توازن میان بهرهوری و اصالت، طراحان میتوانند آینده طراحی مبتنی بر هوش مصنوعی را شکل دهند و تضمین کنند که اصول انسانمحور همچنان در قلب نوآوری باقی میمانند.
🔗 برای مطالعه کامل مقاله میتوانید به این لینک مراجعه کنید.
(مدت زمان مطالعه: ۴ دقیقه)
گردآورنده: فاطمه حیدری
#تفکر_طراحی
#AI
@Dexign فلسفه دیزاین
______
UX Magazine
The Future of Product Design: From Creators to Curators in an AI-First World
AI is redefining product design, shifting designers from creators to curators. With AI Agents and Copilots generating layouts, optimizing UX, and providing real-time insights, the role of designers is evolving. The challenge is no longer about starting from…
👍8❤3
🎯 عجیبترین ریدیزاین تاریخ؟ نگاهی به لوگوی پپسی در سال ۲۰۰۸
در سال ۲۰۰۸، پپسی تصمیم گرفت لوگوی خودش رو بهروزرسانی کنه؛ حرکتی که در ظاهر یک ریدیزاین ساده بود، اما پشتش یک سند عجیب و غریب ۲۷ صفحهای قرار داشت. این سند که توسط گروه Arnell تهیه شده بود، سعی میکرد طراحی لوگوی جدید رو با مفاهیمی مثل نیروی گرانش، انرژی سیارات و نسبت طلایی توضیح بده — انگار نه برای یک نوشابه، که برای ناسا طراحی شده!
طراحان بدون اینکه با مخاطبان واقعی صحبت کنن یا تست کاربری بگیرن، تلاش کردن معنی لوگو رو «تحمیل» کنن. اونها بهجای اینکه بپرسن «پپسی برای مردم چه معنایی داره؟»، گفتن «ما تصمیم گرفتیم که پپسی باید این معنا رو داشته باشه». همین disconnect باعث شد لوگوی جدید، با وجود دقت گرافیکی، حس برند رو منتقل نکنه.
جالبه بدونین طراحیهای قبلی پپسی، به مرور زمان و با توجه به بافت فرهنگی و حس مردم تغییر کرده بودن — از تایپوگرافی کلاسیک گرفته تا طراحی مدرن دهه ۹۰. اما این ریدیزاین ۲۰۰۸، بهجای اینکه یک قدم طبیعی در مسیر برند باشه، تبدیل شد به یک «بیانیه تئوریک» بدون روح.
در نهایت، لوگوی جدید بیش از یک دهه باقی موند، اما در ۲۰۲۳ پپسی دوباره برگشت به ریشهها: طراحیای سادهتر، با تایپ بولد و رنگبندی آشنا. اینبار خبری از فلسفهی طراحی بینسیارهای نبود — فقط یک تصمیم مبتنی بر حس و تجربه واقعی.
این ریدیزاین نشون میده که دیزاین، حتی اگه از نظر فرم بینقص باشه، بدون توجه به انسانها و احساساتشون ناقصه. طراحی خوب باید با مردم حرف بزنه، نه اینکه براشون سخنرانی کنه.
دیزاین یعنی ارتباط. و این ارتباط، بدون انسان، فقط تئوریه.
🔗 برای مطالعه کامل مقاله به لینک مراجعه کنید.
(مدت زمان مطالعه: ۶ دقیقه)
گردآورنده: رها کاوه
#دیزاین #زیبایی_شناسی
@Dexign فلسفه دیزاین
______
در سال ۲۰۰۸، پپسی تصمیم گرفت لوگوی خودش رو بهروزرسانی کنه؛ حرکتی که در ظاهر یک ریدیزاین ساده بود، اما پشتش یک سند عجیب و غریب ۲۷ صفحهای قرار داشت. این سند که توسط گروه Arnell تهیه شده بود، سعی میکرد طراحی لوگوی جدید رو با مفاهیمی مثل نیروی گرانش، انرژی سیارات و نسبت طلایی توضیح بده — انگار نه برای یک نوشابه، که برای ناسا طراحی شده!
طراحان بدون اینکه با مخاطبان واقعی صحبت کنن یا تست کاربری بگیرن، تلاش کردن معنی لوگو رو «تحمیل» کنن. اونها بهجای اینکه بپرسن «پپسی برای مردم چه معنایی داره؟»، گفتن «ما تصمیم گرفتیم که پپسی باید این معنا رو داشته باشه». همین disconnect باعث شد لوگوی جدید، با وجود دقت گرافیکی، حس برند رو منتقل نکنه.
جالبه بدونین طراحیهای قبلی پپسی، به مرور زمان و با توجه به بافت فرهنگی و حس مردم تغییر کرده بودن — از تایپوگرافی کلاسیک گرفته تا طراحی مدرن دهه ۹۰. اما این ریدیزاین ۲۰۰۸، بهجای اینکه یک قدم طبیعی در مسیر برند باشه، تبدیل شد به یک «بیانیه تئوریک» بدون روح.
در نهایت، لوگوی جدید بیش از یک دهه باقی موند، اما در ۲۰۲۳ پپسی دوباره برگشت به ریشهها: طراحیای سادهتر، با تایپ بولد و رنگبندی آشنا. اینبار خبری از فلسفهی طراحی بینسیارهای نبود — فقط یک تصمیم مبتنی بر حس و تجربه واقعی.
این ریدیزاین نشون میده که دیزاین، حتی اگه از نظر فرم بینقص باشه، بدون توجه به انسانها و احساساتشون ناقصه. طراحی خوب باید با مردم حرف بزنه، نه اینکه براشون سخنرانی کنه.
دیزاین یعنی ارتباط. و این ارتباط، بدون انسان، فقط تئوریه.
🔗 برای مطالعه کامل مقاله به لینک مراجعه کنید.
(مدت زمان مطالعه: ۶ دقیقه)
گردآورنده: رها کاوه
#دیزاین #زیبایی_شناسی
@Dexign فلسفه دیزاین
______
Medium
The 2008 Pepsi Logo Redesign
Maybe one of the weirdest redesigns in history(?)
👍9❤6
نوشتن تجربه آشنایی اولیه محصول
چطور به محصولی کمک کنیم تا خودش را معرفی کند.
▫️طراحی محصول دیجیتال در واقع آموزش کاربران در مورد نحوه استفاده از محصول است. این فرآیند از صفحه اول محصول آغاز میشود که انتظارات کاربران را تنظیم میکند و الگوهای تعامل را معرفی میکند. ترکیب طراحی خوب و نوشتار مناسب میتواند محصول را معنا دار و قابل فهم کند.
▫️یکی از روشهای محبوب در طراحی، "آموزش محصول" یا همان onboarding است که به معرفی محصول به کاربران کمک میکند. دو نوع onboarding وجود دارد: یکی که ویژگیها، ابزارهای جدید و مزایای محصول را توضیح میدهد و دیگری که اطلاعاتی از کاربران جمعآوری میکند. هر دوی این روشها میتوانند به کاربران کمک کنند تا به راحتی با محصول آشنا شوند و در بسیاری از موارد ترکیبی از این دو استفاده میشود.
▫️برای داشتن یک تجربه onboarding موفق، باید مواردی همچون تنظیم انتظارات از ابتدا، شروع با ارایه ارزش واقعی، ایجاد حس پیشرفت، و توضیح دلایل درخواست اطلاعات کاربران را در نظر گرفت. همچنین، مهم است که تمامی مراحل اختیاری و راحت برای بازگشت و ادامه پروسه باشد، تا کاربران در صورت نیاز به توقف، بتوانند به راحتی از جایی که متوقف شدهاند ادامه دهند.
▫️در نهایت، طراحی onboarding باید به گونهای باشد که کاربر بتواند با تجربه و یادگیری از محصول، خود به کشف ویژگیها بپردازد، بدون اینکه نیاز به توضیحات اضافی باشد.
🔗 برای دریافت اطلاعات بیشتر و جزئیات دقیقتر در مورد این فرآیند، مقاله کامل را مطالعه کنید.
(مدت زمان مطالعه: ۵ دقیقه)
گردآورنده: رها کاوه
#تجربه_کاربری
#UX
@Dexign فلسفه دیزاین
______
چطور به محصولی کمک کنیم تا خودش را معرفی کند.
▫️طراحی محصول دیجیتال در واقع آموزش کاربران در مورد نحوه استفاده از محصول است. این فرآیند از صفحه اول محصول آغاز میشود که انتظارات کاربران را تنظیم میکند و الگوهای تعامل را معرفی میکند. ترکیب طراحی خوب و نوشتار مناسب میتواند محصول را معنا دار و قابل فهم کند.
▫️یکی از روشهای محبوب در طراحی، "آموزش محصول" یا همان onboarding است که به معرفی محصول به کاربران کمک میکند. دو نوع onboarding وجود دارد: یکی که ویژگیها، ابزارهای جدید و مزایای محصول را توضیح میدهد و دیگری که اطلاعاتی از کاربران جمعآوری میکند. هر دوی این روشها میتوانند به کاربران کمک کنند تا به راحتی با محصول آشنا شوند و در بسیاری از موارد ترکیبی از این دو استفاده میشود.
▫️برای داشتن یک تجربه onboarding موفق، باید مواردی همچون تنظیم انتظارات از ابتدا، شروع با ارایه ارزش واقعی، ایجاد حس پیشرفت، و توضیح دلایل درخواست اطلاعات کاربران را در نظر گرفت. همچنین، مهم است که تمامی مراحل اختیاری و راحت برای بازگشت و ادامه پروسه باشد، تا کاربران در صورت نیاز به توقف، بتوانند به راحتی از جایی که متوقف شدهاند ادامه دهند.
▫️در نهایت، طراحی onboarding باید به گونهای باشد که کاربر بتواند با تجربه و یادگیری از محصول، خود به کشف ویژگیها بپردازد، بدون اینکه نیاز به توضیحات اضافی باشد.
🔗 برای دریافت اطلاعات بیشتر و جزئیات دقیقتر در مورد این فرآیند، مقاله کامل را مطالعه کنید.
(مدت زمان مطالعه: ۵ دقیقه)
گردآورنده: رها کاوه
#تجربه_کاربری
#UX
@Dexign فلسفه دیزاین
______
Medium
Writing the onboarding experience
How to help a product introduce itself.
❤8👍5
▫️طراحی با در نظر گرفتن اختلال تشخیص رنگ (کوررنگی)
آیا تا به حال فکر کردهاید که افراد کوررنگ چگونه دنیا را تجربه میکنند؟ نویسندهی این مقاله با روایت خاطرهای از پدر کوررنگ خود، وارد دنیایی میشود که بسیاری از ما کمتر به آن توجه کردهایم. او در جریان یک پروژه طراحی، با این پرسش روبرو شد که «آیا رنگبندی ما برای افراد کوررنگ مناسب است؟» و همین سوال او را به سفری کوتاه ولی عمیق در دنیای دسترسپذیری، تئوری رنگ و طراحی فراگیر برد.
نویسنده با کمک هوش مصنوعی، دید کوررنگان را شبیهسازی کرد، تستهای رنگی مثل صفحههای ایشیهارا ساخت و آموخت که طراحی رنگ مناسب، فقط به پرهیز از ترکیب قرمز و سبز خلاصه نمیشود؛ بلکه شامل حفظ کنتراست روشنایی، انتخاب رنگهای متمایز و شناخت پالتهای معتبر مانند Paul Tol یا Okabe-Ito هم هست.
مقاله نشان میدهد که طراحی خوب، وقتی واقعاً ارزشمند میشود که تفاوتهای انسانی را در آغوش بگیرد — و جالب اینجاست که حتی سلیقهی شخصی نویسنده به رنگهای ملایمتر، در نهایت با یافتههای علمی همسو شد.
🔗 اگر میخواهید ببینید چطور یک پرسش ساده میتواند مسیر نگاه شما به طراحی و تجربهی کاربری را تغییر دهد، خواندن این مقاله را از دست ندهید.
(مدت زمان مطالعه: ۵ دقیقه)
گردآورنده: رها کاوه
#تجربه_کاربری #کاربردپذیری
@Dexign فلسفه دیزاین
______
آیا تا به حال فکر کردهاید که افراد کوررنگ چگونه دنیا را تجربه میکنند؟ نویسندهی این مقاله با روایت خاطرهای از پدر کوررنگ خود، وارد دنیایی میشود که بسیاری از ما کمتر به آن توجه کردهایم. او در جریان یک پروژه طراحی، با این پرسش روبرو شد که «آیا رنگبندی ما برای افراد کوررنگ مناسب است؟» و همین سوال او را به سفری کوتاه ولی عمیق در دنیای دسترسپذیری، تئوری رنگ و طراحی فراگیر برد.
نویسنده با کمک هوش مصنوعی، دید کوررنگان را شبیهسازی کرد، تستهای رنگی مثل صفحههای ایشیهارا ساخت و آموخت که طراحی رنگ مناسب، فقط به پرهیز از ترکیب قرمز و سبز خلاصه نمیشود؛ بلکه شامل حفظ کنتراست روشنایی، انتخاب رنگهای متمایز و شناخت پالتهای معتبر مانند Paul Tol یا Okabe-Ito هم هست.
مقاله نشان میدهد که طراحی خوب، وقتی واقعاً ارزشمند میشود که تفاوتهای انسانی را در آغوش بگیرد — و جالب اینجاست که حتی سلیقهی شخصی نویسنده به رنگهای ملایمتر، در نهایت با یافتههای علمی همسو شد.
🔗 اگر میخواهید ببینید چطور یک پرسش ساده میتواند مسیر نگاه شما به طراحی و تجربهی کاربری را تغییر دهد، خواندن این مقاله را از دست ندهید.
(مدت زمان مطالعه: ۵ دقیقه)
گردآورنده: رها کاوه
#تجربه_کاربری #کاربردپذیری
@Dexign فلسفه دیزاین
______
Medium
Designing with Color-Blindness in Mind
Small learning series — powered by ChatGPT
👍10
تحلیل محصول: کلید تصمیمگیری دادهمحور در طراحی دیجیتال
تحلیل محصول نوعی ابزار هوش تجاری است که تعاملات کاربران با محصولات دیجیتال مانند وبسایتها و اپلیکیشنهای موبایل را از طریق ردیابی رویدادها و ویژگیهای آنها ثبت و تحلیل میکند. این دادهها به کسبوکارها کمک میکنند تا الگوهای استفاده را شناسایی کرده، تجربه کاربری را بهبود بخشند و نتایج تجاری بهتری حاصل کنند. برخلاف نظرسنجیها یا تستهای کاربری، دادههای رفتاری درونبرنامهای اطلاعات دقیقتری درباره نحوه استفاده واقعی کاربران ارائه میدهند.
در دنیای دیجیتال امروزی، کاربران انتظار دارند نرمافزارهایی روان، شهودی و لذتبخش را تجربه کنند. برای برآورده کردن این انتظارات، شرکتها باید درک دقیقی از نحوه تعامل کاربران با محصولاتشان داشته باشند. تحلیل محصول با ارائه لایهای از دادههای بنیادین، به شرکتها امکان میدهد تا تجربه کاربران را اندازهگیری و بهینهسازی کنند.
تحلیل محصول برای مدیران محصول، طراحان تجربه کاربری و استراتژیستهای رشد ابزاری حیاتی است. این افراد از تحلیل محصول برای ردیابی تعاملات دیجیتال در اپلیکیشنها، وبسایتها و دستگاهها استفاده میکنند. همچنین، مدیران منابع انسانی و فناوری اطلاعات نیز از تحلیلها برای ارزیابی اثربخشی برنامههای آموزشی، بهبود بهرهوری و اطمینان از رعایت استانداردهای امنیتی بهره میبرند.
تحلیل محصول بینشهای متنوعی ارائه میدهد، از جمله شناسایی روندهای استفاده، تحلیل قیفهای تبدیل و بررسی مسیرهای کاربری. این ابزارها به تیمها کمک میکنند تا نقاط قوت و ضعف محصول را شناسایی کرده و تصمیمات مبتنی بر داده اتخاذ کنند. در نهایت، تحلیل محصول به کسبوکارها امکان میدهد تا با درک عمیقتر از رفتار کاربران، تجربه کاربری را بهبود بخشیده و رشد پایداری را تجربه کنند.
🔗 برای مطالعه کامل مقاله میتوانید به این لینک مراجعه کنید.
(مدت زمان مطالعه: ۸ دقیقه)
گردآورنده: فاطمه حیدری
#تفکر_طراحی #مدیریت_محصول
@Dexign فلسفه دیزاین
______
تحلیل محصول نوعی ابزار هوش تجاری است که تعاملات کاربران با محصولات دیجیتال مانند وبسایتها و اپلیکیشنهای موبایل را از طریق ردیابی رویدادها و ویژگیهای آنها ثبت و تحلیل میکند. این دادهها به کسبوکارها کمک میکنند تا الگوهای استفاده را شناسایی کرده، تجربه کاربری را بهبود بخشند و نتایج تجاری بهتری حاصل کنند. برخلاف نظرسنجیها یا تستهای کاربری، دادههای رفتاری درونبرنامهای اطلاعات دقیقتری درباره نحوه استفاده واقعی کاربران ارائه میدهند.
در دنیای دیجیتال امروزی، کاربران انتظار دارند نرمافزارهایی روان، شهودی و لذتبخش را تجربه کنند. برای برآورده کردن این انتظارات، شرکتها باید درک دقیقی از نحوه تعامل کاربران با محصولاتشان داشته باشند. تحلیل محصول با ارائه لایهای از دادههای بنیادین، به شرکتها امکان میدهد تا تجربه کاربران را اندازهگیری و بهینهسازی کنند.
تحلیل محصول برای مدیران محصول، طراحان تجربه کاربری و استراتژیستهای رشد ابزاری حیاتی است. این افراد از تحلیل محصول برای ردیابی تعاملات دیجیتال در اپلیکیشنها، وبسایتها و دستگاهها استفاده میکنند. همچنین، مدیران منابع انسانی و فناوری اطلاعات نیز از تحلیلها برای ارزیابی اثربخشی برنامههای آموزشی، بهبود بهرهوری و اطمینان از رعایت استانداردهای امنیتی بهره میبرند.
تحلیل محصول بینشهای متنوعی ارائه میدهد، از جمله شناسایی روندهای استفاده، تحلیل قیفهای تبدیل و بررسی مسیرهای کاربری. این ابزارها به تیمها کمک میکنند تا نقاط قوت و ضعف محصول را شناسایی کرده و تصمیمات مبتنی بر داده اتخاذ کنند. در نهایت، تحلیل محصول به کسبوکارها امکان میدهد تا با درک عمیقتر از رفتار کاربران، تجربه کاربری را بهبود بخشیده و رشد پایداری را تجربه کنند.
🔗 برای مطالعه کامل مقاله میتوانید به این لینک مراجعه کنید.
(مدت زمان مطالعه: ۸ دقیقه)
گردآورنده: فاطمه حیدری
#تفکر_طراحی #مدیریت_محصول
@Dexign فلسفه دیزاین
______
Pendo.io
Product analytics
Learn what product analytics is and how it can be used to better understand your users, data, and more. Our guide breaks all this down and more!
❤3👍3
شفافیت وضعیت سیستم: توانمندسازی کاربران از طریق بازخورد شفاف
اولین اصل از ده اصل قابلیت استفاده جاکوب نیلسن، «قابلیت مشاهده وضعیت سیستم»، بر اهمیت اطلاعرسانی مداوم به کاربران درباره وضعیت فعلی سیستم تأکید دارد. این اصل بیان میکند که طراحی باید همواره کاربران را از آنچه در حال وقوع است، از طریق بازخورد مناسب و بهموقع، آگاه نگه دارد. چنین شفافیتی به کاربران احساس کنترل میدهد، آنها را قادر میسازد اقدامات مناسبی برای رسیدن به اهداف خود انجام دهند و در نهایت، اعتماد به برند را افزایش میدهد.
در دنیای دیجیتال امروزی، کاربران انتظار دارند که سیستمها بهطور مداوم وضعیت فعلی خود را بهروزرسانی کنند. برای مثال، نمایش میزان باتری در تلفن همراه یا تعداد ایمیلهای خواندهنشده در برنامه ایمیل، نمونههایی از این اطلاعرسانی هستند. این اطلاعات به کاربران کمک میکنند تا تصمیمات بهتری بگیرند و احساس کنترل بیشتری بر سیستم داشته باشند.
بازخورد مناسب برای اقدامات کاربر، یکی از اصول اساسی طراحی رابط کاربری است. این بازخورد میتواند به سادگی تغییر رنگ یک دکمه پس از کلیک یا نمایش یک نوار پیشرفت هنگام بارگذاری باشد. چنین بازخوردهایی عدم اطمینان را کاهش میدهند و از اقدامات تکراری یا اشتباه کاربران جلوگیری میکنند.
در نهایت، قابلیت مشاهده وضعیت سیستم نه تنها به کاربران احساس کنترل میدهد، بلکه اعتماد آنها به سیستم را نیز افزایش میدهد. وقتی کاربران بدانند که سیستم به درستی کار میکند و اقدامات آنها را ثبت میکند، تجربه کاربری بهتری خواهند داشت. بنابراین، طراحیهایی که این اصل را رعایت میکنند، نه تنها کارآمدتر هستند، بلکه رضایت کاربران را نیز افزایش میدهند.
🔗 برای مطالعه کامل مقاله میتوانید به این لینک مراجعه کنید.
(مدت زمان مطالعه: ۶ دقیقه)
گردآورنده: فاطمه حیدری
#تفکر_طراحی #کاربردپذیری
@Dexign فلسفه دیزاین
______
اولین اصل از ده اصل قابلیت استفاده جاکوب نیلسن، «قابلیت مشاهده وضعیت سیستم»، بر اهمیت اطلاعرسانی مداوم به کاربران درباره وضعیت فعلی سیستم تأکید دارد. این اصل بیان میکند که طراحی باید همواره کاربران را از آنچه در حال وقوع است، از طریق بازخورد مناسب و بهموقع، آگاه نگه دارد. چنین شفافیتی به کاربران احساس کنترل میدهد، آنها را قادر میسازد اقدامات مناسبی برای رسیدن به اهداف خود انجام دهند و در نهایت، اعتماد به برند را افزایش میدهد.
در دنیای دیجیتال امروزی، کاربران انتظار دارند که سیستمها بهطور مداوم وضعیت فعلی خود را بهروزرسانی کنند. برای مثال، نمایش میزان باتری در تلفن همراه یا تعداد ایمیلهای خواندهنشده در برنامه ایمیل، نمونههایی از این اطلاعرسانی هستند. این اطلاعات به کاربران کمک میکنند تا تصمیمات بهتری بگیرند و احساس کنترل بیشتری بر سیستم داشته باشند.
بازخورد مناسب برای اقدامات کاربر، یکی از اصول اساسی طراحی رابط کاربری است. این بازخورد میتواند به سادگی تغییر رنگ یک دکمه پس از کلیک یا نمایش یک نوار پیشرفت هنگام بارگذاری باشد. چنین بازخوردهایی عدم اطمینان را کاهش میدهند و از اقدامات تکراری یا اشتباه کاربران جلوگیری میکنند.
در نهایت، قابلیت مشاهده وضعیت سیستم نه تنها به کاربران احساس کنترل میدهد، بلکه اعتماد آنها به سیستم را نیز افزایش میدهد. وقتی کاربران بدانند که سیستم به درستی کار میکند و اقدامات آنها را ثبت میکند، تجربه کاربری بهتری خواهند داشت. بنابراین، طراحیهایی که این اصل را رعایت میکنند، نه تنها کارآمدتر هستند، بلکه رضایت کاربران را نیز افزایش میدهند.
🔗 برای مطالعه کامل مقاله میتوانید به این لینک مراجعه کنید.
(مدت زمان مطالعه: ۶ دقیقه)
گردآورنده: فاطمه حیدری
#تفکر_طراحی #کاربردپذیری
@Dexign فلسفه دیزاین
______
Nielsen Norman Group
Visibility of System Status
Communicating the current state allows users to feel in control of the system, take appropriate actions to reach their goal, and ultimately trust the brand.
❤3👍2
آیا ما آنقدر نادان هستیم که نتوانیم تنبلی کنیم؟
هوش مصنوعی باید زمانی برای فکر کردن در اختیارمان بگذارد.
ما معمولاً ارزش کار را با شاخصهایی مثل بهرهوری و تلاش زیاد میسنجیم، اما خیلی از کارهای مهم روزمره در هیچ داشبوردی ثبت نمیشوند. با این حال، همین تلاشهای نادیده گرفتهشده هستند که سازمانها و حتی جوامع را سر پا نگه میدارند.
سؤال اصلی این نیست که «آیا ما زیادی نادانیم که تنبلی نمیکنیم؟»، بلکه این است که آیا آنقدر به تعریفهای قدیمی از تلاش چسبیدهایم که نمیتوانیم از فرصتهایی که سیستمهای هوشمند امروز فراهم کردهاند، استفاده کنیم؟
در اینجا "تنبلی" به معنی فرار از مسئولیت نیست، بلکه به معنای پرهیز از کارهای بیارزش و بیهوده است. فرصتی برای فکر کردن، خلق کردن و ارتباط گرفتن.
ما در نقطه عطفی از فرهنگ کاری هستیم:
مدل قدیمی بر «حضور، تلاش، و شلوغ بودن» تأکید داشت، اما مدل جدید میخواهد «هدف، طراحی و نتیجه» را ارزشگذاری کند — اگر جرئت تغییر داشته باشیم.
ما نادان نیستیم؛ فقط در داستانی گیر کردهایم که تلاش را معیار ارزش میداند. اما هوشمندی یعنی «انتخاب درست»، نه فقط «دانستن بیشتر».
پس بیایید بهتر انتخاب کنیم. به جای ستایش خستگی، «مکث کردن» را ارزشمند بدانیم. شاید همین تنآسایی هدفمند، تنها راه ما برای رسیدن به کارهایی واقعاً معنادار باشد.
🔗 برای مطالعه مقاله به لینک مراجعه کنید.
(مدت زمان حدودی مطالعه: ۱۲ دقیقه)
گردآورنده: رها کاوه
#توسعه_فردی
@Dexign فلسفه دیزاین
______
هوش مصنوعی باید زمانی برای فکر کردن در اختیارمان بگذارد.
ما معمولاً ارزش کار را با شاخصهایی مثل بهرهوری و تلاش زیاد میسنجیم، اما خیلی از کارهای مهم روزمره در هیچ داشبوردی ثبت نمیشوند. با این حال، همین تلاشهای نادیده گرفتهشده هستند که سازمانها و حتی جوامع را سر پا نگه میدارند.
سؤال اصلی این نیست که «آیا ما زیادی نادانیم که تنبلی نمیکنیم؟»، بلکه این است که آیا آنقدر به تعریفهای قدیمی از تلاش چسبیدهایم که نمیتوانیم از فرصتهایی که سیستمهای هوشمند امروز فراهم کردهاند، استفاده کنیم؟
در اینجا "تنبلی" به معنی فرار از مسئولیت نیست، بلکه به معنای پرهیز از کارهای بیارزش و بیهوده است. فرصتی برای فکر کردن، خلق کردن و ارتباط گرفتن.
ما در نقطه عطفی از فرهنگ کاری هستیم:
مدل قدیمی بر «حضور، تلاش، و شلوغ بودن» تأکید داشت، اما مدل جدید میخواهد «هدف، طراحی و نتیجه» را ارزشگذاری کند — اگر جرئت تغییر داشته باشیم.
ما نادان نیستیم؛ فقط در داستانی گیر کردهایم که تلاش را معیار ارزش میداند. اما هوشمندی یعنی «انتخاب درست»، نه فقط «دانستن بیشتر».
پس بیایید بهتر انتخاب کنیم. به جای ستایش خستگی، «مکث کردن» را ارزشمند بدانیم. شاید همین تنآسایی هدفمند، تنها راه ما برای رسیدن به کارهایی واقعاً معنادار باشد.
🔗 برای مطالعه مقاله به لینک مراجعه کنید.
(مدت زمان حدودی مطالعه: ۱۲ دقیقه)
گردآورنده: رها کاوه
#توسعه_فردی
@Dexign فلسفه دیزاین
______
Medium
Are we too stupid to be lazy?
AI should offer us some needed time to think
❤10👍2
غلبه بر اصطکاک (friction)، مراحل توسعه ایجنتها و گیمیفیکیشن در عصر هوش مصنوعی
در این مقاله، اسکات بلزکی به بررسی چگونگی کاهش اصطکاک عمدی در تجربه کاربری توسط هوش مصنوعی میپردازد. او استدلال میکند که شرکتهایی که از اصطکاک به عنوان ابزاری برای کنترل کاربران استفاده میکردند، اکنون با ظهور ابزارهای هوش مصنوعی که به کاربران امکان میدهند این موانع را دور بزنند، با چالش مواجه شدهاند. نمونههایی مانند DoNotPay نشان میدهند که چگونه کاربران میتوانند با استفاده از هوش مصنوعی، فرآیندهای پیچیدهای مانند ارسال درخواستهای بازپرداخت یا اعتراض به جریمهها را بهطور خودکار انجام دهند.
بلزکی پنج مرحله برای توسعه ایجنتهای هوش مصنوعی معرفی میکند:
۱- اطلاعرسانی
۲- پیشنهاد
۳- انجام
۴- بهینهسازی و
۵- خودمختاری
این مراحل نشاندهنده پیشرفت تدریجی ایجنتها از ارائه اطلاعات تا انجام وظایف بهطور مستقل هستند. این چارچوب به مدیران محصول کمک میکند تا قابلیتهای ایجنتهای خود را ارزیابی کرده و برنامهریزی مناسبی برای توسعه آنها داشته باشند.
گیمیفیکیشن نیز به عنوان روندی در حال گسترش مورد بررسی قرار میگیرد. بلزکی اشاره میکند که عناصر بازیسازی بهطور فزایندهای در زمینههای مختلفی مانند آموزش، سلامت و بهرهوری شخصی وارد میشوند. این روند نشاندهنده تمایل کاربران به تعاملات جذابتر و پاداشمحور است، که میتواند به افزایش مشارکت و انگیزه آنها منجر شود.
در پایان، بلزکی تأکید میکند که در دنیای پر از محتوا و فناوریهای نوظهور، توانایی درک و استفاده از داستانسرایی مؤثر و طراحی تجربههای معنادار برای کاربران اهمیت فزایندهای پیدا کرده است. او معتقد است که در عصر وفور اطلاعات، تمایز از طریق ارائه داستانهای با کیفیت و تجربههای کاربری منحصربهفرد، کلید موفقیت برندها خواهد بود.
🔗 برای مطالعه کامل مقاله میتوانید به این لینک مراجعه کنید.
(مدت زمان حدودی مطالعه: ۷ دقیقه)
گردآورنده: فاطمه حیدری
#تفکر_طراحی
#AI
@Dexign فلسفه دیزاین
______
در این مقاله، اسکات بلزکی به بررسی چگونگی کاهش اصطکاک عمدی در تجربه کاربری توسط هوش مصنوعی میپردازد. او استدلال میکند که شرکتهایی که از اصطکاک به عنوان ابزاری برای کنترل کاربران استفاده میکردند، اکنون با ظهور ابزارهای هوش مصنوعی که به کاربران امکان میدهند این موانع را دور بزنند، با چالش مواجه شدهاند. نمونههایی مانند DoNotPay نشان میدهند که چگونه کاربران میتوانند با استفاده از هوش مصنوعی، فرآیندهای پیچیدهای مانند ارسال درخواستهای بازپرداخت یا اعتراض به جریمهها را بهطور خودکار انجام دهند.
بلزکی پنج مرحله برای توسعه ایجنتهای هوش مصنوعی معرفی میکند:
۱- اطلاعرسانی
۲- پیشنهاد
۳- انجام
۴- بهینهسازی و
۵- خودمختاری
این مراحل نشاندهنده پیشرفت تدریجی ایجنتها از ارائه اطلاعات تا انجام وظایف بهطور مستقل هستند. این چارچوب به مدیران محصول کمک میکند تا قابلیتهای ایجنتهای خود را ارزیابی کرده و برنامهریزی مناسبی برای توسعه آنها داشته باشند.
گیمیفیکیشن نیز به عنوان روندی در حال گسترش مورد بررسی قرار میگیرد. بلزکی اشاره میکند که عناصر بازیسازی بهطور فزایندهای در زمینههای مختلفی مانند آموزش، سلامت و بهرهوری شخصی وارد میشوند. این روند نشاندهنده تمایل کاربران به تعاملات جذابتر و پاداشمحور است، که میتواند به افزایش مشارکت و انگیزه آنها منجر شود.
در پایان، بلزکی تأکید میکند که در دنیای پر از محتوا و فناوریهای نوظهور، توانایی درک و استفاده از داستانسرایی مؤثر و طراحی تجربههای معنادار برای کاربران اهمیت فزایندهای پیدا کرده است. او معتقد است که در عصر وفور اطلاعات، تمایز از طریق ارائه داستانهای با کیفیت و تجربههای کاربری منحصربهفرد، کلید موفقیت برندها خواهد بود.
🔗 برای مطالعه کامل مقاله میتوانید به این لینک مراجعه کنید.
(مدت زمان حدودی مطالعه: ۷ دقیقه)
گردآورنده: فاطمه حیدری
#تفکر_طراحی
#AI
@Dexign فلسفه دیزاین
______
Implications
Outmaneuvering Friction, Stages of Agents, & Gamification of Everything
In this edition we explore how AI is ending intentional friction, the five stages of agent functionality, gamification, and a round of insights for modern product leaders.
👍4❤2
🎮 گیمیفیکیشن، بازیِ زبان است
چگونه کلمات بر انگیزه، درگیری ذهنی و طراحی محصول اثر میگذارند
در دنیای طراحی دیجیتال، گیمیفیکیشن فقط به معنی استفاده از امتیاز، نشان یا جدول رتبهبندی نیست؛ بلکه نوعی طراحی رفتاری محسوب میشه که در اون کلمات نقش کلیدی دارن. وقتی تجربهای گیمیفای میشه، این کلمات هستن که مغز کاربر رو تحریک میکنن، حس پیشرفت ایجاد میکنن و ارتباط احساسی با محصول میسازن.
در این مقاله، نویسنده توضیح میده که چطور UX Writerها باید بهعنوان "معماران انگیزه" عمل کنن. اونها صرفاً راهنما نمینویسن؛ بلکه با استفاده از زبان، احساساتی مثل کنجکاوی، هیجان یا تعلق رو فعال میکنن. هر خط متن میتونه تبدیل بشه به محرکی برای تداوم رفتار کاربر.
علاوه بر اون، نویسنده تأکید میکنه که محتوا باید قابلفهم، شخصیسازیشده، و متناسب با فضای محصول باشه. زبان باید نهتنها وظیفه اطلاعرسانی داشته باشه، بلکه حس پاداش و همراهی رو هم منتقل کنه. روایتسازی (narrative) در تجربه کاربری گیمیفایشده میتونه مسیر کاربر رو به یک ماجراجویی شخصی تبدیل کنه، نه صرفاً انجام چند کار بیروح.
و در نهایت، مقاله با این نکته به پایان میرسه که: در تجربههای گیمیفایشده، متن فقط راهنما نیست — خودِ سیستم و احساس تجربه است. بنابراین اگر دنبال ساختن یک تجربه کاربری بهیادماندنی هستید، از انتخاب کلمات شروع کنید.
🔗 برای مطالعه کامل مقاله به لینک مراجعه کنید.
(مدت زمان مطالعه: ۶ دقیقه)
گردآورنده: رها کاوه
#گیمیفیکیشن #تجربه_کاربری
#UX #UX_writing #gamification
@Dexign فلسفه دیزاین
______
چگونه کلمات بر انگیزه، درگیری ذهنی و طراحی محصول اثر میگذارند
در دنیای طراحی دیجیتال، گیمیفیکیشن فقط به معنی استفاده از امتیاز، نشان یا جدول رتبهبندی نیست؛ بلکه نوعی طراحی رفتاری محسوب میشه که در اون کلمات نقش کلیدی دارن. وقتی تجربهای گیمیفای میشه، این کلمات هستن که مغز کاربر رو تحریک میکنن، حس پیشرفت ایجاد میکنن و ارتباط احساسی با محصول میسازن.
در این مقاله، نویسنده توضیح میده که چطور UX Writerها باید بهعنوان "معماران انگیزه" عمل کنن. اونها صرفاً راهنما نمینویسن؛ بلکه با استفاده از زبان، احساساتی مثل کنجکاوی، هیجان یا تعلق رو فعال میکنن. هر خط متن میتونه تبدیل بشه به محرکی برای تداوم رفتار کاربر.
علاوه بر اون، نویسنده تأکید میکنه که محتوا باید قابلفهم، شخصیسازیشده، و متناسب با فضای محصول باشه. زبان باید نهتنها وظیفه اطلاعرسانی داشته باشه، بلکه حس پاداش و همراهی رو هم منتقل کنه. روایتسازی (narrative) در تجربه کاربری گیمیفایشده میتونه مسیر کاربر رو به یک ماجراجویی شخصی تبدیل کنه، نه صرفاً انجام چند کار بیروح.
و در نهایت، مقاله با این نکته به پایان میرسه که: در تجربههای گیمیفایشده، متن فقط راهنما نیست — خودِ سیستم و احساس تجربه است. بنابراین اگر دنبال ساختن یک تجربه کاربری بهیادماندنی هستید، از انتخاب کلمات شروع کنید.
🔗 برای مطالعه کامل مقاله به لینک مراجعه کنید.
(مدت زمان مطالعه: ۶ دقیقه)
گردآورنده: رها کاوه
#گیمیفیکیشن #تجربه_کاربری
#UX #UX_writing #gamification
@Dexign فلسفه دیزاین
______
Medium
Gamification is a game of language
How words shape motivation, engagement, and product design
👍5❤2
دمیس هاسابیس به دانشجویان توصیه میکند: در عصر هوش مصنوعی، روی «یادگیری نحوه یادگیری» تمرکز کنید!
در گفتوگویی در کالج کوئینز دانشگاه کمبریج، دمیس هاسابیس، مدیرعامل دیپمایند و برنده جایزه نوبل، بر اهمیت سازگاری و یادگیری مداوم برای دانشجویانی که در آستانه ورود به دنیای کار هستند، تأکید کرد. او خاطرنشان کرد که حوزههایی مانند هوش مصنوعی (AI)، واقعیت مجازی (VR)، واقعیت افزوده (AR) و رایانش کوانتومی در پنج تا ده سال آینده شاهد رشد چشمگیری خواهند بود که منجر به دگرگونیهای بزرگی در صنایع مختلف میشود.
هاسابیس به دانشجویان توصیه کرد که به جای تمرکز صرف بر یادگیری مهارتهای سخت خاص که ممکن است بهزودی منسوخ شوند، روی درک نحوه یادگیری خود تمرکز کنند. او معتقد است که دوران کارشناسی باید برای رشد خودآگاهی و توانایی جذب سریع اطلاعات جدید مورد استفاده قرار گیرد، چراکه این مهارتهای متا در برابر تغییرات فناورانه پایدارتر و ارزشمندتر هستند. همچنین او پیشنهاد داد که دانشجویان در وقت آزاد خود به کاوش در زمینههای نوظهور و آزمایش فناوریهای جدید بپردازند تا توانایی سازگاری خود را افزایش دهند.
او با اشاره به دوره تحولآفرین دهه ۱۹۹۰ که همزمان با ظهور اینترنت و فناوریهای موبایلی بود، تأکید کرد که عصر حاضر نیز فرصتهای مشابهی برای نوآوری و رشد فراهم کرده است. هاسابیس از دانشجویان خواست که انعطافپذیر باشند و فناوریهای جدید را بپذیرند و دورانهای پر از اختلال را بهعنوان دورههایی سرشار از فرصت در نظر بگیرند.
علاوه بر این، هاسابیس بر توان بالقوه هوش مصنوعی برای تسریع در کشفهای علمی تأکید کرد و پروژه AlphaFold دیپمایند را نمونهای از نحوه تحولآفرینی ابزارهای هوش مصنوعی در حوزههایی مانند زیستشناسی دانست. او ابراز امیدواری کرد که در آستانه ورود به عصری طلایی از کشف علمی قرار داریم که در آن ابزارهای مبتنی بر هوش مصنوعی نقش کلیدی در پیشرفت علوم مختلف ایفا خواهند کرد.
🔗 برای مطالعه کامل مقاله میتوانید به این لینک مراجعه کنید.
(مدت زمان مطالعه: ۵ دقیقه)
گردآورنده: فاطمه حیدری
#AI
@Dexign فلسفه دیزاین
______
در گفتوگویی در کالج کوئینز دانشگاه کمبریج، دمیس هاسابیس، مدیرعامل دیپمایند و برنده جایزه نوبل، بر اهمیت سازگاری و یادگیری مداوم برای دانشجویانی که در آستانه ورود به دنیای کار هستند، تأکید کرد. او خاطرنشان کرد که حوزههایی مانند هوش مصنوعی (AI)، واقعیت مجازی (VR)، واقعیت افزوده (AR) و رایانش کوانتومی در پنج تا ده سال آینده شاهد رشد چشمگیری خواهند بود که منجر به دگرگونیهای بزرگی در صنایع مختلف میشود.
هاسابیس به دانشجویان توصیه کرد که به جای تمرکز صرف بر یادگیری مهارتهای سخت خاص که ممکن است بهزودی منسوخ شوند، روی درک نحوه یادگیری خود تمرکز کنند. او معتقد است که دوران کارشناسی باید برای رشد خودآگاهی و توانایی جذب سریع اطلاعات جدید مورد استفاده قرار گیرد، چراکه این مهارتهای متا در برابر تغییرات فناورانه پایدارتر و ارزشمندتر هستند. همچنین او پیشنهاد داد که دانشجویان در وقت آزاد خود به کاوش در زمینههای نوظهور و آزمایش فناوریهای جدید بپردازند تا توانایی سازگاری خود را افزایش دهند.
او با اشاره به دوره تحولآفرین دهه ۱۹۹۰ که همزمان با ظهور اینترنت و فناوریهای موبایلی بود، تأکید کرد که عصر حاضر نیز فرصتهای مشابهی برای نوآوری و رشد فراهم کرده است. هاسابیس از دانشجویان خواست که انعطافپذیر باشند و فناوریهای جدید را بپذیرند و دورانهای پر از اختلال را بهعنوان دورههایی سرشار از فرصت در نظر بگیرند.
علاوه بر این، هاسابیس بر توان بالقوه هوش مصنوعی برای تسریع در کشفهای علمی تأکید کرد و پروژه AlphaFold دیپمایند را نمونهای از نحوه تحولآفرینی ابزارهای هوش مصنوعی در حوزههایی مانند زیستشناسی دانست. او ابراز امیدواری کرد که در آستانه ورود به عصری طلایی از کشف علمی قرار داریم که در آن ابزارهای مبتنی بر هوش مصنوعی نقش کلیدی در پیشرفت علوم مختلف ایفا خواهند کرد.
🔗 برای مطالعه کامل مقاله میتوانید به این لینک مراجعه کنید.
(مدت زمان مطالعه: ۵ دقیقه)
گردآورنده: فاطمه حیدری
#AI
@Dexign فلسفه دیزاین
______
India Today
DeepMind CEO shares career advice with students: AI is here, focus on how to learn and not on hard skills
In a world powered by AI skills like how quickly you adapt and learn could be more important than just mastery in one subject, says DeepMind CEO Demis Hassabis.
❤5👍4✍1
پایان تیترهای شلوغ، آغاز محتوای بدون کلیک!
آیا محتوای بدون کلیک آینده جامعه تولیدکنندگان محتواست؟
در دنیایی که مخاطبها کمتر روی لینکها کلیک میکنند، مقالهی «پایان تیترهای شلوغ، آغاز محتوای بدون کلیک» با جسارت به سراغ مفهومی تازه میرود: محتوای بدون کلیک (Zero-click Content). این نوع محتوا، بهجای اینکه کاربر را به کلیک و هدایت به وبسایت مجبور کند، پیام را همانجا و بهطور کامل منتقل میکند — مثلاً در قالب یک پست لینکدین، یک ترد در توییتر یا یک آموزش تصویری کوتاه در تیکتاک. نتیجه؟ مخاطب ارزش محتوا را فوراً دریافت میکند، الگوریتمها هم خوشحال میشوند چون کاربران را در پلتفرم نگه میدارند.
نویسنده تأکید میکند که موفقیت در دنیای امروز لزوماً با کلیک و ترافیک سایت اندازهگیری نمیشود. حالا «حضور»، «بازشناسی» و حتی «ذکر شدن در چتهای AI» مهمتر از سشنها هستند. برای ساخت چنین محتوایی، باید همهچیز را همان ابتدا ارائه دهید — بدون مقدمه، بدون کلیکبیت. فرمتهای اسکنپذیر، لیستها، چکلیستها، و مینیستونها، همه میتوانند ابزار خوبی برای این سبک باشند.
در نهایت، مقاله با این پیام تمام میشود: محتوای بدون کلیک شاید کلیک نیاورد، اما در ذهن و دل مخاطب جای میگیرد. این محتوا جسارت میخواهد، اما میتواند عمیقترین تأثیر را بگذارد. اگر بهدنبال راهی تازه برای دیده شدن در دنیای پرسرعت امروز هستید، حتماً این مقاله را کامل بخوانید.
(مدت زمان مطالعه: ۴ دقیقه)
گردآورنده: رها کاوه
#تجربه_کاربری
#UX_writing #UX_writing
@Dexign فلسفه دیزاین
______
آیا محتوای بدون کلیک آینده جامعه تولیدکنندگان محتواست؟
در دنیایی که مخاطبها کمتر روی لینکها کلیک میکنند، مقالهی «پایان تیترهای شلوغ، آغاز محتوای بدون کلیک» با جسارت به سراغ مفهومی تازه میرود: محتوای بدون کلیک (Zero-click Content). این نوع محتوا، بهجای اینکه کاربر را به کلیک و هدایت به وبسایت مجبور کند، پیام را همانجا و بهطور کامل منتقل میکند — مثلاً در قالب یک پست لینکدین، یک ترد در توییتر یا یک آموزش تصویری کوتاه در تیکتاک. نتیجه؟ مخاطب ارزش محتوا را فوراً دریافت میکند، الگوریتمها هم خوشحال میشوند چون کاربران را در پلتفرم نگه میدارند.
نویسنده تأکید میکند که موفقیت در دنیای امروز لزوماً با کلیک و ترافیک سایت اندازهگیری نمیشود. حالا «حضور»، «بازشناسی» و حتی «ذکر شدن در چتهای AI» مهمتر از سشنها هستند. برای ساخت چنین محتوایی، باید همهچیز را همان ابتدا ارائه دهید — بدون مقدمه، بدون کلیکبیت. فرمتهای اسکنپذیر، لیستها، چکلیستها، و مینیستونها، همه میتوانند ابزار خوبی برای این سبک باشند.
در نهایت، مقاله با این پیام تمام میشود: محتوای بدون کلیک شاید کلیک نیاورد، اما در ذهن و دل مخاطب جای میگیرد. این محتوا جسارت میخواهد، اما میتواند عمیقترین تأثیر را بگذارد. اگر بهدنبال راهی تازه برای دیده شدن در دنیای پرسرعت امروز هستید، حتماً این مقاله را کامل بخوانید.
(مدت زمان مطالعه: ۴ دقیقه)
گردآورنده: رها کاوه
#تجربه_کاربری
#UX_writing #UX_writing
@Dexign فلسفه دیزاین
______
Medium
The End of Noisy Headlines. The Beginning of Zero-click Content
Is zero-click content the future of the content creator community?
❤5👍4
جهان به یک رژیم فناوری نیاز دارد: نقش طراحان در بازطراحی رابطه انسان و فناوری
در مقالهای با عنوان «جهان به یک رژیم فناوری نیاز دارد: چگونه طراحان میتوانند کمک کنند»، نویسنده به بررسی تأثیرات منفی فناوریهای دیجیتال بر زندگی انسانها میپردازد و نقش طراحان را در کاهش این تأثیرات برجسته میکند. با افزایش وابستگی به فناوری و گسترش استفاده از دستگاههای دیجیتال، بسیاری از افراد احساس میکنند که کنترل زندگیشان را از دست دادهاند. این وضعیت منجر به کاهش تمرکز، افزایش اضطراب و کاهش کیفیت روابط انسانی شده است.
نویسنده پیشنهاد میکند که طراحان باید به جای تمرکز صرف بر افزایش تعامل کاربران با محصولات دیجیتال، به طراحیهایی بپردازند که استفاده آگاهانه و متعادل از فناوری را تشویق میکند. این رویکرد شامل ایجاد فضاهایی برای استراحت دیجیتال، کاهش اعلانهای غیرضروری و طراحی رابطهایی است که کاربران را به تفکر و انتخابهای آگاهانهتر ترغیب میکند.
علاوه بر این، مقاله تأکید میکند که طراحان باید با درک عمیقتری از روانشناسی انسانی و نیازهای واقعی کاربران، به طراحیهایی بپردازند که به بهبود کیفیت زندگی کمک میکند. این شامل ایجاد تعادل بین نیازهای تجاری و رفاه کاربران است. طراحان باید از ابزارها و روشهایی استفاده کنند که به آنها امکان میدهد تأثیرات طراحیهای خود را بر رفتار و احساسات کاربران ارزیابی کنند.
در نهایت، نویسنده از طراحان میخواهد که نقش خود را به عنوان واسطهای بین فناوری و انسانها بازتعریف کنند. با اتخاذ رویکردی اخلاقیتر و انسانیتر در طراحی، طراحان میتوانند به کاهش اثرات منفی فناوری بر زندگی انسانها کمک کرده و به ایجاد دنیایی متعادلتر و پایدارتر یاری رسانند.
🔗 برای مطالعه کامل مقاله میتوانید به این لینک مراجعه کنید.
(مدت زمان مطالعه: ۷ دقیقه)
گردآورنده: فاطمه حیدری
#تفکر_طراحی
@Dexign فلسفه دیزاین
______
در مقالهای با عنوان «جهان به یک رژیم فناوری نیاز دارد: چگونه طراحان میتوانند کمک کنند»، نویسنده به بررسی تأثیرات منفی فناوریهای دیجیتال بر زندگی انسانها میپردازد و نقش طراحان را در کاهش این تأثیرات برجسته میکند. با افزایش وابستگی به فناوری و گسترش استفاده از دستگاههای دیجیتال، بسیاری از افراد احساس میکنند که کنترل زندگیشان را از دست دادهاند. این وضعیت منجر به کاهش تمرکز، افزایش اضطراب و کاهش کیفیت روابط انسانی شده است.
نویسنده پیشنهاد میکند که طراحان باید به جای تمرکز صرف بر افزایش تعامل کاربران با محصولات دیجیتال، به طراحیهایی بپردازند که استفاده آگاهانه و متعادل از فناوری را تشویق میکند. این رویکرد شامل ایجاد فضاهایی برای استراحت دیجیتال، کاهش اعلانهای غیرضروری و طراحی رابطهایی است که کاربران را به تفکر و انتخابهای آگاهانهتر ترغیب میکند.
علاوه بر این، مقاله تأکید میکند که طراحان باید با درک عمیقتری از روانشناسی انسانی و نیازهای واقعی کاربران، به طراحیهایی بپردازند که به بهبود کیفیت زندگی کمک میکند. این شامل ایجاد تعادل بین نیازهای تجاری و رفاه کاربران است. طراحان باید از ابزارها و روشهایی استفاده کنند که به آنها امکان میدهد تأثیرات طراحیهای خود را بر رفتار و احساسات کاربران ارزیابی کنند.
در نهایت، نویسنده از طراحان میخواهد که نقش خود را به عنوان واسطهای بین فناوری و انسانها بازتعریف کنند. با اتخاذ رویکردی اخلاقیتر و انسانیتر در طراحی، طراحان میتوانند به کاهش اثرات منفی فناوری بر زندگی انسانها کمک کرده و به ایجاد دنیایی متعادلتر و پایدارتر یاری رسانند.
🔗 برای مطالعه کامل مقاله میتوانید به این لینک مراجعه کنید.
(مدت زمان مطالعه: ۷ دقیقه)
گردآورنده: فاطمه حیدری
#تفکر_طراحی
@Dexign فلسفه دیزاین
______
The world needs a tech diet; here is how designers can help
It’s time we bridge the gap between feel-good Design & Ethics panels and the work we do everyday as digital product designers.
❤6👍3
چطور نظرسنجیهایی طراحی کنیم که واقعاً کار کنند: درسهایی از Strava
دادههای رفتاری، منطق هوشمند و تجربه کاربری مبتنی بر کنجکاوی، اینها ویژگیهای یک نظرسنجی خوباند.
▫️مقاله دربارهی یک نظرسنجی تحقیقاتی از سوی اپلیکیشن محبوب Strava است که با بیش از ۱۵۰ میلیون کاربر و ۱۲ میلیارد فعالیت ثبتشده، یکی از پرکاربردترین اپهای تناسب اندام دنیاست. تمرکز مقاله بر بررسی طراحی دقیق و هدفمند این نظرسنجی ۱۷ سوالی است که هم دادههای رفتاری کاربران را جمعآوری میکند، هم نگرش و طرز فکرشان را.
▫️سوالات بهخوبی طراحی شدهاند: بدون سوگیری، ساده، قابل فهم و با چارچوب زمانی مشخص. تنوع سوالات از نظر موضوعی (مثلاً سطح فعالیت، رقابتپذیری، ابزارهای استفادهشده، نوع مسیرها و...) امکان دستهبندی دقیق کاربران را فراهم میکند. همچنین زبان سوالات فراگیر و محترمانه است و پاسخها بهشکل چندگزینهای طراحی شدهاند تا هم تجربه پاسخدهی آسان باشد و هم تحلیل دادهها سریعتر انجام شود.
▫️با این حال، یک ضعف مهم در نظرسنجی وجود دارد: تفاوت بین فعالیتهای ورزشی مختلف کاربران در نظر گرفته نشده. کسانی که چند ورزش را بهصورت موازی دنبال میکنند، ممکن است نتوانند پاسخ دقیقی بدهند چون همهی سوالات برای یک فعالیت خاص تنظیم نشدهاند.
▫️این مقاله دید خوبی به طراحی تحقیق کاربر و کیفیت جمعآوری داده میدهد. اگر در حوزه طراحی محصول، UX یا تحقیق کاربری فعال هستید، مطالعه کاملش میتواند الهامبخش باشد.
(مدت زمان حدودی مطالعه: ۸ دقیقه)
گردآورنده: رها کاوه
#تجربه_کاربری
#user_research #UX_writing
@Dexign فلسفه دیزاین
______
دادههای رفتاری، منطق هوشمند و تجربه کاربری مبتنی بر کنجکاوی، اینها ویژگیهای یک نظرسنجی خوباند.
▫️مقاله دربارهی یک نظرسنجی تحقیقاتی از سوی اپلیکیشن محبوب Strava است که با بیش از ۱۵۰ میلیون کاربر و ۱۲ میلیارد فعالیت ثبتشده، یکی از پرکاربردترین اپهای تناسب اندام دنیاست. تمرکز مقاله بر بررسی طراحی دقیق و هدفمند این نظرسنجی ۱۷ سوالی است که هم دادههای رفتاری کاربران را جمعآوری میکند، هم نگرش و طرز فکرشان را.
▫️سوالات بهخوبی طراحی شدهاند: بدون سوگیری، ساده، قابل فهم و با چارچوب زمانی مشخص. تنوع سوالات از نظر موضوعی (مثلاً سطح فعالیت، رقابتپذیری، ابزارهای استفادهشده، نوع مسیرها و...) امکان دستهبندی دقیق کاربران را فراهم میکند. همچنین زبان سوالات فراگیر و محترمانه است و پاسخها بهشکل چندگزینهای طراحی شدهاند تا هم تجربه پاسخدهی آسان باشد و هم تحلیل دادهها سریعتر انجام شود.
▫️با این حال، یک ضعف مهم در نظرسنجی وجود دارد: تفاوت بین فعالیتهای ورزشی مختلف کاربران در نظر گرفته نشده. کسانی که چند ورزش را بهصورت موازی دنبال میکنند، ممکن است نتوانند پاسخ دقیقی بدهند چون همهی سوالات برای یک فعالیت خاص تنظیم نشدهاند.
▫️این مقاله دید خوبی به طراحی تحقیق کاربر و کیفیت جمعآوری داده میدهد. اگر در حوزه طراحی محصول، UX یا تحقیق کاربری فعال هستید، مطالعه کاملش میتواند الهامبخش باشد.
(مدت زمان حدودی مطالعه: ۸ دقیقه)
گردآورنده: رها کاوه
#تجربه_کاربری
#user_research #UX_writing
@Dexign فلسفه دیزاین
______
Medium
How to write surveys that actually work: lessons from Strava
Behavioural data, smart logic, and curiosity-driven UX — this is what good survey design looks like.
❤5❤🔥4👍2
طراحی انسانمحور در عصر هوش مصنوعی: تجربه واقعی با Google Clips
طراحی Google Clips مثالی عملی از هوش مصنوعی در زندگی روزمره است—دوربینی هوشمند که برای ثبت لحظههای واقعی طراحی شده و از یادگیری روی دستگاه استفاده میکند تا بدون حضور شما، کارهایی مانند شناسایی افراد آشنا یا انتخاب بهترین فریم را خودکار انجام دهد. این محصول نشان میدهد که چگونه هوش مصنوعی را میتوان طوری طراحی کرد که نیازهای واقعی کاربران را برطرف کند، نه اینکه صرفاً یک قابلیت فنی را ارائه دهد .
فرآیند طراحی این دستگاه بر اساس سه اصل کلیدی است: تمرکز بر نیاز انسانی، راهبری هوش مصنوعی و ایجاد اعتماد. ابتدا با توصیف نحوه عملکرد یک انسان متخصص—مثلاً یک عکاس مستند—تلاش شد تا مدل ماشین دقیقاً همان رفتار را یاد بگیرد. این کار تضمین میکند که محصول نه بر اساس تکنولوژی، بلکه بر اساس تجربه واقعی عمل میکند .
اعتماد کاربر با طراحیهایی مثل دیدافزار دیجیتال (viewfinder نرمافزاری) و حفظ دادهها در دستگاه افزایش مییابد. بهعلاوه، امکان کنترل نهایی روی فریم منتخب و قابلیت حذف عکسهای ناخواسته نیز تاثیر مهمی در تقویت حس مالکیت کاربران دارد. برخلاف تمرکز صرف بر جلوههای بصری پیشرفته، Google Clips از رابطهایی استفاده کرده که ساده، ملموس و قابلدرک باشند .
در نهایت، این مثال نشان میدهد که طراحی UX برای محصولاتی مبتنی بر هوش مصنوعی باید فراتر از خود فناوری نگاه کند. محصولاتی موفق هستند که نیازهای انسانی را شناسایی کنند، هوش مصنوعی را بهعنوان ابزاری برای تقویت تواناییهای انسان به کار ببرند، و در عین حال شفافیت، کنترل و احترام به حریم شخصی را در مرکز قرار دهند. این رویکرد انسانمحور است که AI را به فناوریای ارزشمند و مقبول برای کاربران تبدیل میکند .
🔗 برای مطالعه کامل مقاله میتوانید به این لینک مراجعه کنید.
(مدت زمان حدودی مطالعه: ۷ دقیقه)
گردآورنده: فاطمه حیدری
#تفکر_طراحی
#AI
@Dexign فلسفه دیزاین
______
طراحی Google Clips مثالی عملی از هوش مصنوعی در زندگی روزمره است—دوربینی هوشمند که برای ثبت لحظههای واقعی طراحی شده و از یادگیری روی دستگاه استفاده میکند تا بدون حضور شما، کارهایی مانند شناسایی افراد آشنا یا انتخاب بهترین فریم را خودکار انجام دهد. این محصول نشان میدهد که چگونه هوش مصنوعی را میتوان طوری طراحی کرد که نیازهای واقعی کاربران را برطرف کند، نه اینکه صرفاً یک قابلیت فنی را ارائه دهد .
فرآیند طراحی این دستگاه بر اساس سه اصل کلیدی است: تمرکز بر نیاز انسانی، راهبری هوش مصنوعی و ایجاد اعتماد. ابتدا با توصیف نحوه عملکرد یک انسان متخصص—مثلاً یک عکاس مستند—تلاش شد تا مدل ماشین دقیقاً همان رفتار را یاد بگیرد. این کار تضمین میکند که محصول نه بر اساس تکنولوژی، بلکه بر اساس تجربه واقعی عمل میکند .
اعتماد کاربر با طراحیهایی مثل دیدافزار دیجیتال (viewfinder نرمافزاری) و حفظ دادهها در دستگاه افزایش مییابد. بهعلاوه، امکان کنترل نهایی روی فریم منتخب و قابلیت حذف عکسهای ناخواسته نیز تاثیر مهمی در تقویت حس مالکیت کاربران دارد. برخلاف تمرکز صرف بر جلوههای بصری پیشرفته، Google Clips از رابطهایی استفاده کرده که ساده، ملموس و قابلدرک باشند .
در نهایت، این مثال نشان میدهد که طراحی UX برای محصولاتی مبتنی بر هوش مصنوعی باید فراتر از خود فناوری نگاه کند. محصولاتی موفق هستند که نیازهای انسانی را شناسایی کنند، هوش مصنوعی را بهعنوان ابزاری برای تقویت تواناییهای انسان به کار ببرند، و در عین حال شفافیت، کنترل و احترام به حریم شخصی را در مرکز قرار دهند. این رویکرد انسانمحور است که AI را به فناوریای ارزشمند و مقبول برای کاربران تبدیل میکند .
🔗 برای مطالعه کامل مقاله میتوانید به این لینک مراجعه کنید.
(مدت زمان حدودی مطالعه: ۷ دقیقه)
گردآورنده: فاطمه حیدری
#تفکر_طراحی
#AI
@Dexign فلسفه دیزاین
______
Google Design
Google Clips and Human-Centered AI - Google Design
Explore Google Design’s human-centered approach to UX design for AI. Learn how Google Clips uses ML for user-friendly, private experiences. Discover more.
❤1👍1😨1
اپل ترمز هیاهوی هوش مصنوعی را کشید.
درحالیکه همه از هوش مصنوعی و توانایی "استدلال" مدلهایی مثل GPT و Claude هیجانزدهاند، اپل quietly آمده و با مطالعهای دقیق، این تصور را زیر و رو کرده است. پژوهشگران اپل نشان دادهاند که مدلهای امروزی، نه فکر میکنند، نه میفهمند بلکه فقط الگوهای پیچیده را با دقت بالا تقلید میکنند و هنگامی که با مسئلهای واقعاً سخت روبهرو میشوند، کاملاً از کار میافتند.
برای اینکه نشان داده شود ماجرا جدی است، تیم اپل بهجای استفاده از آزمونهای رایج، مدلها را با معماهای منطقی مانند Tower of Hanoi و River Crossing آزمایش کرده است. نتیجه؟ هرچه پیچیدگی بیشتر میشد، مدلها کمتر تلاش میکردند! نه تنها فکر بیشتری نمیکردند، بلکه حتی توکن کمتری مصرف میکردند، انگار از اول تسلیم شده باشند.
حتی وقتی جوابِ دقیقِ معماها به مدل داده شد، باز هم شکست خورد. یعنی مشکل در "حل مسئله" نبود، در توانایی دنبال کردن گامهای منطقی ساده بود. مدلی که نتواند حتی دستورات واضح را اجرا کند، چطور میتواند ادعای استدلال داشته باشد؟
اگر فکر میکنید AI به مرزهای هوش انسانی نزدیک میشود، این مقاله یک سیلی واقعگرایانهست. مقاله را بخوانید تا متوجه شوید، شاید ما فقط داریم به نسخهای گرانقیمت از autocomplete دل خوش میکنیم.
🔗 برای مطالعه کامل مقاله به لینک مراجعه کنید.
(مدت زمان مطالعه: ۶ دقیقه)
گردآورنده: رها کاوه
#AI #هوش_مصنوعی
@Dexign فلسفه دیزاین
______
درحالیکه همه از هوش مصنوعی و توانایی "استدلال" مدلهایی مثل GPT و Claude هیجانزدهاند، اپل quietly آمده و با مطالعهای دقیق، این تصور را زیر و رو کرده است. پژوهشگران اپل نشان دادهاند که مدلهای امروزی، نه فکر میکنند، نه میفهمند بلکه فقط الگوهای پیچیده را با دقت بالا تقلید میکنند و هنگامی که با مسئلهای واقعاً سخت روبهرو میشوند، کاملاً از کار میافتند.
برای اینکه نشان داده شود ماجرا جدی است، تیم اپل بهجای استفاده از آزمونهای رایج، مدلها را با معماهای منطقی مانند Tower of Hanoi و River Crossing آزمایش کرده است. نتیجه؟ هرچه پیچیدگی بیشتر میشد، مدلها کمتر تلاش میکردند! نه تنها فکر بیشتری نمیکردند، بلکه حتی توکن کمتری مصرف میکردند، انگار از اول تسلیم شده باشند.
حتی وقتی جوابِ دقیقِ معماها به مدل داده شد، باز هم شکست خورد. یعنی مشکل در "حل مسئله" نبود، در توانایی دنبال کردن گامهای منطقی ساده بود. مدلی که نتواند حتی دستورات واضح را اجرا کند، چطور میتواند ادعای استدلال داشته باشد؟
اگر فکر میکنید AI به مرزهای هوش انسانی نزدیک میشود، این مقاله یک سیلی واقعگرایانهست. مقاله را بخوانید تا متوجه شوید، شاید ما فقط داریم به نسخهای گرانقیمت از autocomplete دل خوش میکنیم.
🔗 برای مطالعه کامل مقاله به لینک مراجعه کنید.
(مدت زمان مطالعه: ۶ دقیقه)
گردآورنده: رها کاوه
#AI #هوش_مصنوعی
@Dexign فلسفه دیزاین
______
Medium
Apple Just Pulled the Plug on the AI Hype. Here’s What Their Shocking Study Found
New research reveals that today’s “reasoning” models aren’t thinking at all. They’re just sophisticated pattern-matchers that completely…
❤18👍3😨2
اطلاعیه اخذ پذیرش از سومین دوره Design.MBA دانشگاه تهران
به اطلاع متقاضیان اخذ پذیرش از سومین دوره مدیریت حرفه ای کسب و کار با گرایش طراحی Design.MBA می رساند، آخرین مرحله فرایند اخذ پذیرش از این دوره، با افزایش محدود ظرفیت و با شرایط زیر در حال انجام است.
- این دوره فقط یک بار در سال برگزار می شود.
- شبکه سازی حرفه ای و تخصصی و شکل گیری پیوندهای کاری قوی یکی از مزیت های مهم حضور در این دوره است.
- در دوره سوم، تمرکز بیشتری بر کاربردهای هوش مصنوعی در کسب و کار و مدل های کسب و کار جدید و چابک و تاب آور در شرایط بحران خواهد بود.
- مباحث دوره با حضور و بیان تجربیات عملی طراحان، معماران، کارآفرینان و اساتید شاخص و تراز اول داخلی و بین المللی ارائه می شود.
- بر اساس سنت آموزشی دانشکده هنرهای زیبا، جلسات این دوره کاملا تجربه محور بوده و آموزش بین رشته ای و مبتنی بر نقد و گفتگو و یادگیری جمعی، تلفیق یافته های نظری و عملی، انتقال تجربه های حرفه ای و توسعه راهکارهای بومی از رویکردهای دیگر این دوره است.
- شرکت در دوره بصورت حضوری یا آنلاین یا ترکیبی از تمام نقاط ایران و جهان امکان پذیر است.
- در انتهای این دوره مدرک معتبر بین المللی Design.MBA دانشگاه تهران به دانش آموختگان ارائه می شود.
- شروع دوره ۲۴ مهرماه ۱۴۰۴ خواهد بود.
- متقاضیان برای اخذ پذیرش از این دوره، می توانند لیست سوابق کاری و حرفهای خود را از طریق شماره زیر برای بررسی در کمیته پذیرش دوره ارسال نمایند:
ارسال سوابق از طریق پیام رسان های تلگرام و واتس اپ:
۰۹۰۰۱۱۶۰۲۳۰
تلفن گویای ۲۴ ساعته دوره:
۰۲۱ - ۶۶۵۷۱۳۶۳
@ut.design.mba
@ut.design.mba
https://www.instagram.com/ut.design.mba?igsh=NWs1cW5hZGhodXBo
به اطلاع متقاضیان اخذ پذیرش از سومین دوره مدیریت حرفه ای کسب و کار با گرایش طراحی Design.MBA می رساند، آخرین مرحله فرایند اخذ پذیرش از این دوره، با افزایش محدود ظرفیت و با شرایط زیر در حال انجام است.
- این دوره فقط یک بار در سال برگزار می شود.
- شبکه سازی حرفه ای و تخصصی و شکل گیری پیوندهای کاری قوی یکی از مزیت های مهم حضور در این دوره است.
- در دوره سوم، تمرکز بیشتری بر کاربردهای هوش مصنوعی در کسب و کار و مدل های کسب و کار جدید و چابک و تاب آور در شرایط بحران خواهد بود.
- مباحث دوره با حضور و بیان تجربیات عملی طراحان، معماران، کارآفرینان و اساتید شاخص و تراز اول داخلی و بین المللی ارائه می شود.
- بر اساس سنت آموزشی دانشکده هنرهای زیبا، جلسات این دوره کاملا تجربه محور بوده و آموزش بین رشته ای و مبتنی بر نقد و گفتگو و یادگیری جمعی، تلفیق یافته های نظری و عملی، انتقال تجربه های حرفه ای و توسعه راهکارهای بومی از رویکردهای دیگر این دوره است.
- شرکت در دوره بصورت حضوری یا آنلاین یا ترکیبی از تمام نقاط ایران و جهان امکان پذیر است.
- در انتهای این دوره مدرک معتبر بین المللی Design.MBA دانشگاه تهران به دانش آموختگان ارائه می شود.
- شروع دوره ۲۴ مهرماه ۱۴۰۴ خواهد بود.
- متقاضیان برای اخذ پذیرش از این دوره، می توانند لیست سوابق کاری و حرفهای خود را از طریق شماره زیر برای بررسی در کمیته پذیرش دوره ارسال نمایند:
ارسال سوابق از طریق پیام رسان های تلگرام و واتس اپ:
۰۹۰۰۱۱۶۰۲۳۰
تلفن گویای ۲۴ ساعته دوره:
۰۲۱ - ۶۶۵۷۱۳۶۳
@ut.design.mba
@ut.design.mba
https://www.instagram.com/ut.design.mba?igsh=NWs1cW5hZGhodXBo
❤4
پایان رزومهها و ظهور ابزارهای مدرن استخدام
رزومههای سنتی که زمانی اساس فرآیند استخدام بودند، امروزه بهسرعت در حال از دست دادن جایگاه خود هستند. کارفرمایان آنها را محدود، ایستا و ناکارآمد در نمایش واقعی تواناییها و انعطافپذیری متقاضیان میدانند. با حجم بالای درخواستهای شغلی، سیستمهای ردیابی متقاضی (ATS) جای غربالگری انسانی را گرفتهاند و فرآیند استخدام به رقابت بر سر کلمات کلیدی تبدیل شده است. در واکنش به این وضعیت، کارفرمایان و متقاضیان به دنبال روشهای پویاتر و غنیتری برای سنجش تناسب شغلی هستند؛ روشهایی که فراتر از عناوین شغلی و سوابق تحصیلی عمل کنند.
رزومههای ویدیویی یکی از نوآوریهایی هستند که بهسرعت در حال محبوب شدناند. این قالب به متقاضیان اجازه میدهد مهارتهای ارتباطی، شخصیت و میزان تطابق فرهنگی خود را بهتر از یک سند متنی نشان دهند. اگرچه برای همه مشاغل مناسب نیست، اما یک رزومه ویدیویی خوب میتواند تصویر عمیقتری از توانمندی فرد ارائه کند. همچنین مصاحبههای غیرهمزمان که در آن متقاضی پاسخ پرسشها را ضبط و ارسال میکند، به ابزاری محبوب و مقرونبهصرفه برای استخدام تبدیل شدهاند و دسترسی به متقاضیان متنوعتری را ممکن ساختهاند.
فراتر از ویدیو، حضور قوی در فضای آنلاین به بخش مهمی از فرآیند جستوجوی شغل تبدیل شده است. کارفرمایان امروز بیشتر از رزومههای سنتی به مهارتهای قابل اثبات و ردپای دیجیتال اصیل توجه دارند. پلتفرمهایی مانند لینکدین، وبسایتهای شخصی، نمونهکارها و محتوای تخصصی، روشهایی قدرتمند برای نمایش توانمندی و اعتبار فرد هستند. این نشانههای دیجیتال به کارفرما کمک میکنند تا ارزیابی کنند آیا فرد در زمینه کاری خود فعال است و توانایی حل مسائل مرتبط را دارد یا خیر.
استخدام در دنیای امروز دیگر فقط به تجربه حرفهای محدود نمیشود؛ بلکه شامل شخصیت، ارزشها و هویت دیجیتال نیز هست. ردپای رفتاری در شبکههای اجتماعی و حضور عمومی آنلاین، همردیف با نمونهکارها و پروفایلهای حرفهای مورد بررسی قرار میگیرند. گرچه رزومهها ممکن است بهکلی حذف نشوند، اما ابزارهای تعاملی و جامعتری در حال جایگزینی آنها هستند که نیازهای واقعی محیطهای کاری مدرن را بهتر منعکس میکنند. این تحول، فرصتهای هیجانانگیزی را برای متقاضیان و کارفرمایان به همراه دارد.
🔗 برای مطالعه کامل مقاله میتوانید به این لینک مراجعه کنید.
(مدت زمان حدودی مطالعه: ۴ دقیقه)
گردآورنده: فاطمه حیدری
#پیشرفت_شغلی
@Dexign فلسفه دیزاین
______
رزومههای سنتی که زمانی اساس فرآیند استخدام بودند، امروزه بهسرعت در حال از دست دادن جایگاه خود هستند. کارفرمایان آنها را محدود، ایستا و ناکارآمد در نمایش واقعی تواناییها و انعطافپذیری متقاضیان میدانند. با حجم بالای درخواستهای شغلی، سیستمهای ردیابی متقاضی (ATS) جای غربالگری انسانی را گرفتهاند و فرآیند استخدام به رقابت بر سر کلمات کلیدی تبدیل شده است. در واکنش به این وضعیت، کارفرمایان و متقاضیان به دنبال روشهای پویاتر و غنیتری برای سنجش تناسب شغلی هستند؛ روشهایی که فراتر از عناوین شغلی و سوابق تحصیلی عمل کنند.
رزومههای ویدیویی یکی از نوآوریهایی هستند که بهسرعت در حال محبوب شدناند. این قالب به متقاضیان اجازه میدهد مهارتهای ارتباطی، شخصیت و میزان تطابق فرهنگی خود را بهتر از یک سند متنی نشان دهند. اگرچه برای همه مشاغل مناسب نیست، اما یک رزومه ویدیویی خوب میتواند تصویر عمیقتری از توانمندی فرد ارائه کند. همچنین مصاحبههای غیرهمزمان که در آن متقاضی پاسخ پرسشها را ضبط و ارسال میکند، به ابزاری محبوب و مقرونبهصرفه برای استخدام تبدیل شدهاند و دسترسی به متقاضیان متنوعتری را ممکن ساختهاند.
فراتر از ویدیو، حضور قوی در فضای آنلاین به بخش مهمی از فرآیند جستوجوی شغل تبدیل شده است. کارفرمایان امروز بیشتر از رزومههای سنتی به مهارتهای قابل اثبات و ردپای دیجیتال اصیل توجه دارند. پلتفرمهایی مانند لینکدین، وبسایتهای شخصی، نمونهکارها و محتوای تخصصی، روشهایی قدرتمند برای نمایش توانمندی و اعتبار فرد هستند. این نشانههای دیجیتال به کارفرما کمک میکنند تا ارزیابی کنند آیا فرد در زمینه کاری خود فعال است و توانایی حل مسائل مرتبط را دارد یا خیر.
استخدام در دنیای امروز دیگر فقط به تجربه حرفهای محدود نمیشود؛ بلکه شامل شخصیت، ارزشها و هویت دیجیتال نیز هست. ردپای رفتاری در شبکههای اجتماعی و حضور عمومی آنلاین، همردیف با نمونهکارها و پروفایلهای حرفهای مورد بررسی قرار میگیرند. گرچه رزومهها ممکن است بهکلی حذف نشوند، اما ابزارهای تعاملی و جامعتری در حال جایگزینی آنها هستند که نیازهای واقعی محیطهای کاری مدرن را بهتر منعکس میکنند. این تحول، فرصتهای هیجانانگیزی را برای متقاضیان و کارفرمایان به همراه دارد.
🔗 برای مطالعه کامل مقاله میتوانید به این لینک مراجعه کنید.
(مدت زمان حدودی مطالعه: ۴ دقیقه)
گردآورنده: فاطمه حیدری
#پیشرفت_شغلی
@Dexign فلسفه دیزاین
______
Medium
Resumes Are Dying — Here’s What’s Replacing Them
How modern hiring is leaving resumes behind
👍8😭4❤1
هوش مصنوعی انسانمحور: پنج چارچوب کلیدی برای طراحان UX
طراحی انسانمحور در حوزه هوش مصنوعی (HCAI) یعنی قرار دادن نیاز، ارزشها و تواناییهای انسانی در مرکز فرایند تولید، توسعه و پیادهسازی سیستمهای هوش مصنوعی. این رویکرد قصد دارد فناوری را بهعنوان ابزاری برای افزایش ظرفیتهای انسان بهکار ببرد، نه جایگزین آنها، و از پیامدهای منفی مانند تعصب سیستمی و اتوماسیون بیرویه جلوگیری کند.
یکی از چارچوبهای برجسته، کتابچه راهنمای People + AI گوگل است که بیش از ۲۰ الگوی طراحی عملی را معرفی میکند. این الگوها شامل راهنماییهایی برای تعیین ارزش AI، تنظیم انتظارات کاربران، تعادل بین کنترل انسان و اتوماسیون، توضیحپذیری تصمیمات، حفظ حریم خصوصی و مدیریت خطاها هستند. اهمیت ویژهای به شفافیت، اعطای کنترل به کاربر، و برگشتپذیری تصمیمات داده میشود.
ابزار HAX مایکروسافت نیز یک چارچوب جامع برای طراحی تجربههای انسانمحور AI ارائه میکند. این مجموعه شامل راهنمای تعامل انسانی-هوش مصنوعی، کتابخانهای از الگوهای طراحی، ورکبوک تعاملی میان تیمها و پلیبوک ویژه NLP است که برای طراحی گفتگو و تعامل طبیعی با AI بهکار میآید.
چارچوب سوم، AI Brainstorming Kit دانشگاه کارنگی ملون است که برای تقویت جلسات ایدهپردازی AI با تأکید بر کاربردهای واقعی ساخته شده. این ابزار مبتنی بر دستهبندی قابلیتهای AI مانند شناسایی الگو، پیشبینی، تولید محتوا و اتوماسیون عملی است، و با استفاده از ماتریس اثر-سختی، تیمها را قادر میسازد تا ایدههایی با بیشترین تأثیر و قابلیت اجرا را انتخاب کنند.
ترکیب این سه چارچوب با رویکردهایی در سطوح عملکرد (شرح ویژگیها و کنترل کاربر) و تصمیم (شفافسازی تصمیمات AI، نشان اعتماد سیستم و امکان اعتراض کاربر) چارچوبی عملی برای طراحی AI انسانمحور فراهم میکند. این مدلها طراحان UX را تشویق میکنند تا در فرایند طراحی AI، نیاز کاربر و قابلیت توضیحپذیری را در اولویت قرار دهند تا سیستمهای هوشمند با احترام به انسان، شفاف و قابل کنترل باقی بمانند.
🔗 برای مطالعه کامل مقاله میتوانید به این لینک مراجعه کنید.
(مدت زمان حدودی مطالعه: ۴ دقیقه)
گردآورنده: فاطمه حیدری
#تفکر_طراحی
#AI
@Dexign فلسفه دیزاین
______
طراحی انسانمحور در حوزه هوش مصنوعی (HCAI) یعنی قرار دادن نیاز، ارزشها و تواناییهای انسانی در مرکز فرایند تولید، توسعه و پیادهسازی سیستمهای هوش مصنوعی. این رویکرد قصد دارد فناوری را بهعنوان ابزاری برای افزایش ظرفیتهای انسان بهکار ببرد، نه جایگزین آنها، و از پیامدهای منفی مانند تعصب سیستمی و اتوماسیون بیرویه جلوگیری کند.
یکی از چارچوبهای برجسته، کتابچه راهنمای People + AI گوگل است که بیش از ۲۰ الگوی طراحی عملی را معرفی میکند. این الگوها شامل راهنماییهایی برای تعیین ارزش AI، تنظیم انتظارات کاربران، تعادل بین کنترل انسان و اتوماسیون، توضیحپذیری تصمیمات، حفظ حریم خصوصی و مدیریت خطاها هستند. اهمیت ویژهای به شفافیت، اعطای کنترل به کاربر، و برگشتپذیری تصمیمات داده میشود.
ابزار HAX مایکروسافت نیز یک چارچوب جامع برای طراحی تجربههای انسانمحور AI ارائه میکند. این مجموعه شامل راهنمای تعامل انسانی-هوش مصنوعی، کتابخانهای از الگوهای طراحی، ورکبوک تعاملی میان تیمها و پلیبوک ویژه NLP است که برای طراحی گفتگو و تعامل طبیعی با AI بهکار میآید.
چارچوب سوم، AI Brainstorming Kit دانشگاه کارنگی ملون است که برای تقویت جلسات ایدهپردازی AI با تأکید بر کاربردهای واقعی ساخته شده. این ابزار مبتنی بر دستهبندی قابلیتهای AI مانند شناسایی الگو، پیشبینی، تولید محتوا و اتوماسیون عملی است، و با استفاده از ماتریس اثر-سختی، تیمها را قادر میسازد تا ایدههایی با بیشترین تأثیر و قابلیت اجرا را انتخاب کنند.
ترکیب این سه چارچوب با رویکردهایی در سطوح عملکرد (شرح ویژگیها و کنترل کاربر) و تصمیم (شفافسازی تصمیمات AI، نشان اعتماد سیستم و امکان اعتراض کاربر) چارچوبی عملی برای طراحی AI انسانمحور فراهم میکند. این مدلها طراحان UX را تشویق میکنند تا در فرایند طراحی AI، نیاز کاربر و قابلیت توضیحپذیری را در اولویت قرار دهند تا سیستمهای هوشمند با احترام به انسان، شفاف و قابل کنترل باقی بمانند.
🔗 برای مطالعه کامل مقاله میتوانید به این لینک مراجعه کنید.
(مدت زمان حدودی مطالعه: ۴ دقیقه)
گردآورنده: فاطمه حیدری
#تفکر_طراحی
#AI
@Dexign فلسفه دیزاین
______
Medium
Human-centered AI: 5 frameworks for UX designers
Prioritizing user needs and adopting a structured approach to AI initiatives
👍6