فلسفه دیزاین – Telegram
فلسفه دیزاین
6.93K subscribers
68 photos
12 videos
1 file
1.21K links
این کانال چکیده‌ای از مقالات روز، نمونه‌های موفق، ابزارهایی‌ست که ما در DeXign Studio با آن برخورد داشته و معرفی‌شان می‌کنیم.

ارتباط با کانال:
@mohsenissapour

منابع و ابزارهای دیزاین:
DexignResources.com

دسخط:
https://daskhat.dexignresources.com
Download Telegram
مصاحبه دیزاینر سابق Spotify
با «استودیو ملی»

اگر از خواننده‌های قدیمی کانال باشید می‌دونید که من شخصا علاقه زیادی به کارها، ایده‌ها و تفکرات Tobias Van Schneider، دیزاینر سابق Spotify دارم.
این دیزاینر یه بلاگ به اسم DESK داره که اخیرا بخشی رو برای انتشار مصاحبه در اون راه‌اندازی کرده.

یکی از استودیوهایی که باهاشون مصاحبه کرده، استودیویی در تهران هست با نام «استودیو ملی». این مصاحبه با مهسا قلی‌نژاد و امید نمالحبیب، بنیانگذاران این استودیو انجام شده.
به نظر من این موضوع از این جهت اهمیت داره که یک دیزاینر که در جامعه دیزاینرهای دنیا نسبتا معروفه، گپ و گفتی درباره وضعیت گرافیک و دیزاین در ایران، با چندتا دیزاینر ایرانی داشته. چراکه این اتفاق باعث میشه بقیه هم فضای دیزاینی که در ایران وجود داره (که با احتمال خوبی متفاوت از پیش‌فرض‌های ذهنی اون‌هاست) آشنا بشن.

راستی اگر با دکمه‌دیزاین، استودیو طراحی محصولات چرمی آشنایی داشته باشید، لوگو و تایپ جدید دکمه‌دیزاین رو هم «استودیو ملی» انجام داده.

خوندن این مصاحبه خالی از لطف نیست و همچنین پیشنهاد می‌کنم سایر مصاحبه‌هایی رو که Tobias انجام داده، بخونید و لذت ببرید.
یکی از مصاحبه‌ها با یه استودیو دیزاین در نیجریه‌ست.

http://www.vanschneider.com/design-in-iran-featuring-studio-melli/

(زمان حدودی مطالعه، ۱۰ دقیقه)

#مصاحبه
@Dexign دیزاین

___
Forwarded from فلسفه دیزاین
توبایاس ون اشنایدر (Tobias van Schneider)، طراح ارشد سابق Spotify

www.vanschneider.com

#معرفی_طراح
@HamDesign هَم دیزاین
چطور از طریق App Store به درآمد ۸۰,۰۰۰ دلار در ماه دست پیدا کنیم؟

سوال هیجان‌انگیزیه نه؟
داستان از اونجا شروع شد که دو هفته پیش، در کنفرانس سالیانه اپل (WWDC 2017)، آقای Philip Schiller، معاون تبلیغات اپل، اعلام که تا الان ۷۰ میلیاد دلار به توسعه‌دهندگان (Developers) پرداخت شده که ۳۰ درصد از این پرداخت (یعنی ۲۱ میلیارد دلار)، پارسال اتفاق افتاده.
یه نگاه دوباره به این اعداد بکنید. اعداد خیلی خیلی بزرگی هستن.

اگر در زمینه اپلیکیشن‌های موبایل فعال بوده باشید و اپلیکیشن‌هایی برای بازار بین‌المللی دیزاین کرده یا توسعه داده باشید، می‌دونید که هزاران اپلیکیشن هر روز به بازار میان و دیده شدن در بین این تعداد اپلیکیشن کار بسیار مشکلی هست و با هربار مطرح شدن این اعداد، در ذهن‌مون فکر می‌کنیم چطور میشه یه بخشی از این پرداخت‌ها رو در آینده تصاحب کرد؟

مقاله امروز می‌خواد یه راه ساده، کاملا غیراخلاقی و دزدی رو برای کسب ماهیانه ۸۰ هزار دلار بهمون یاد بده.
آقای Johnny Lin بعد از شنیدن این اعداد از زبان Philip Schiller، کنجکاو شده بود و از خودش پرسیده بود که این درآمد از کجا میاد؟

کمی در App Store و در لیست Top Grossing گشت و گذار کرده و به نتایج جالبی رسیده بود.
قبل از اینکه بریم سراغ مقاله چندتا نکته:
– اگر شما کسی هستید که اخلاقیاتی پایین‌تر از حد متوسط دارید، شخصا به همراه نویسنده مقاله بهتون تبریک می‌گم، چراکه به راه‌کاری برای برای دزدی و کسب این درآمد عظیم دست پیدا کردید!

– اگر توسعه‌دهنده یا دیزاینری هستید که به «ساختن»، «حل مشکل» و «بهتر کردن زندگی مردم» فکر می‌کنید، بعد از خوندن مقاله، کمک کنید این پول‌ها به کسانی پرداخت بشه که دغدغه‌ای مشابه داشتن و محصولی واقعی خلق کردند.

اگر هر بخشی از داستان رو بگم، روندش رو مختل کرده‌م.
پیشنهاد می‌کنم همین الان برید سراغ این مقاله جذاب و از زبان خود نویسنده بخونید و لذتش رو ببرید.

https://medium.freecodecamp.com/how-to-make-80-000-per-month-on-the-apple-app-store-bdb943862e88

(زمان حدودی مطالعه، ۱۲ دقیقه)

#بررسی #اپ_استور #WWDC
@Dexign دیزاین

___
کتاب‌هایی که دیدِ من را برای همیشه تغییر داد
(از زبان Julie Zhuo، معاون دیزاین فیسبوک)

همیشه انسان‌ها، کتاب‌ها و یا حتی جملاتی وجود دارند که زندگی کسی رو برای همیشه تغییر میدن.
به عنوان یک دیزاینر که باید توانایی گوش دادن و شنیدنش رو هر روز بهبود بده،‌ شنیدن داستان این تغییر از زبان انسان‌های دیگه همیشه برای من جذاب بوده.
دلیل اصلی‌ش هم این هست که هر داستان، یادآور اینه که تغییر (خوب یا بد) چقدر نزدیک هست و چقدر راحتتر از اونچه اغلب فکر می‌کنیم میشه اتفاق بیافته.

با این مقدمه برسیم به مقاله امروز که از Julie Zhuo دوست‌داشتنی، معاون دیزاین محصول شرکت معظم فیسبوک هست. ایشون هر هفته به یکی از سوالات خوانندگان مطالب‌ش جواب میده و این بار به سوالی جواب میدن که ازشون خواسته کتاب‌هایی رو که باعث شده زندگی و دیدشون کاملا تغییر بکنه معرفی کنن.
خانم Zhuo در این مقاله و در جواب سوال مطرح شده، کتاب‌هایی رو در موضوعات مختلفی مثل تفکر و روانشناسی، دیزاین و مدیریت معرفی کردن و توضیح کوتاهی درباره‌ش دادن.
شخصا سه تا از کتابهایی که معرفی کردن رو خونده‌م و به نظرم قطعا لیست تاثیرگذاری هست.

در بخشی از مقاله به این موضوع اشاره شده که شاید بهتر باشه به جای تعداد کتاب‌های خونده شده، به مقدار برداشتی که از کتاب‌های خونده شده‌مون داشتیم فکر کنیم.
به نظرم زاویه دید جالب و هیجان‌انگیزیه.

ازتون دعوت می‌کنم همین حالا این مقاله و لیست کتاب‌های داخلش رو مرور کرده و برای خوندنشون برنامه‌ریزی کنید.

https://medium.com/the-year-of-the-looking-glass/books-that-changed-my-perspective-502c25baeeaa

(زمان حدودی مطالعه، ۷ دقیقه)

#معرفی_کتاب #مفاهیم #معرفی_منابع
@Dexign دیزاین

___
این پست تا به حال بیش از ۲۰۰۰ بار مشاهده شده و به نظر می‌رسه برای خوانندگان جدید کانال جذاب باشه.
#پست_مجدد
Forwarded from فلسفه دیزاین
هنری‌ترین استتار تاریخ
و مروری بر کنفرانس جدید گوگل

پیش‌تر در همینجا درباره سری جدید کنفرانس‌های Google Design صحبت کرده بودم. این کنفرانس‌ها بعد از پیوستن Matías Duarte به گوگل (به عنوان معاون طراحی) و مدتی بعد از معرفی Material Design شروع شد. آخرین کنفرانس از این سری، با نام SPAN 2016، سه روز قبل (۲۷ اکتبر) در شهر لس‌آنجلس برگزار شد.

وقتی داشتم اخبار این کنفرانس رو روی توییتر دنبال می‌کردم، به یه موضوع خیلی جالب و هیجان‌انگیز که Barbara Bestor در سخنرانی‌ش مطرح کرده بود، برخوردم.
وقتی از استتار کردن صحبت میشه، اولین چیزی که به ذهن اکثر ما میرسه لباس‌های ارتشی و پوست حیوانات هست. اما به نظر می‌رسه در جنگ‌ها چیزی بیش از صرفا مخفی شدن مهم هست. مخصوصا وقتی کشتی‌ها در جایی مثل آب‌های آزاد در حال جنگ هستند چراکه جایی برای مخفی شدن وجود نداره.

اینجاست که ذهن بی‌نظیر هنرمندها و دیزاینرها به یکی از هوشمندانه‌ترین راه‌حل‌های ممکن میرسه! مفهومی به اسم Dazzle Camouflage.
در جنگ جهانی اول، Norman Wilkinson، راه‌حلی به اسم Dazzle Camouflage رو برای جنگ در دریا پیشنهاد میده. آقای Wilkinson کشتی‌ها رو با اشکال هندسی با کنتراست بالا (اغلب سیاه و سفید) نقاشی می‌کنه که در شکلی خاص همدیگه رو قطع می‌کنند. نتیجه این کار خارق‌العاده‌ست!
این نوع نقاشی در نیروی دشمنی که قصد نابودی کشتی مورد نظر رو داشتند خطای دید ایجاد کرده و باعث میشه در محاسبه جهت و سرعت کشتی مورد نظر، دچار مشکل بشن و تبعا نتونن اون رو مورد هدف موشک‌هاشون قرار بدن.

این نوع استتار چنان ترکیب هیجان‌انگیزی بین موضوعات جنگی و هنر ایجاد کرده که وقتی کشتی‌های با این استتار رو ببینید، همچون اثری هنری، نام هنرمند نقاش اون هم در کنارش حضور داره!

https://en.wikipedia.org/wiki/Dazzle_camouflage

به عقیده من، بینظیرترین نمودهای هنر رو میشه در زندگی واقعی و برای کاربردهایی دور از ذهن پیدا کرد. اگر شما هم از این موارد مثال‌هایی دارید، خوشحال میشم بهم پیغام بدید تا درباره‌شون بدونم.
(اطلاعات تماس من در توضیحات کانال هست.)

#هنر #کاربرد_هنر #جنگ #نقاشی
@HamDesign هَم دیزاین
Forwarded from فلسفه دیزاین
یک نمونه از کشتی‌هایی که از استتار Dazzle در جنگ جهانی اول استفاده می‌کردند.

@HamDesign هَم دیزاین
شَست‌های پُرتوان، برس به دادِ ناتوان

دیروز تولد ۱۰ سالگی آیفون بود. دستگاهی که بطور کلی مسیر تلفن‌های همراه رو تغییر داد. هنوز یادم هست که در تالارهای گفتگو و بلاگ‌ها، ویدئوهایی از ویژگی Pinch to Zoom می‌دیدم حیرت‌زده به دور اتاقم می‌چرخیدم.
مقاله امروز به مناسبت ۱۰ سالگی آیفون، مربوط به یک چالش در دیزاین اپلیکیشن‌های iOS ست.

اگر کمی در زمینه دیزاین و نحوه مشخص شدن Guidelineهای iOS و یا Android کنجکاو بوده باشید، حتما عکس‌هایی رو دیدید که ناحیه دسترسی انگشت شست رو هنگام یک دستی گرفتن گوشی، نمایش دادن. (اگر ندیدید، عبارت «Hurff's Touch Zone» رو گوگل کنید.)
حالا که گوشی‌های هوشمند هر چندسال یکبار یه تغییر ابعاد داشتن و امروز به اسکرین‌های 5.5 اینچی یا بیشتر رسیدیم و به تبع این افزایش ابعاد، دیگه انگشت شست ما به راحتی نمیتونه به بخش‌های زیادی از صفحه دسترسی داشته باشه و سیستم‌عامل‌های مختلف با ترفندها و ویژگی‌های جدیدی که در سیستم‌عامل قرار میدن، می‌خوان با این موضوع مقابله کنند.

مقاله امروز به بررسی این موضوع می‌پردازه و دیزاین Navigation Bar رو که در اپلیکیشن‌های iOS وجود داره، به چالش می‌کشه. در دیزاین اپلیکیشن‌های iOS، بخش Navigation Bar یا «نوار پیمایش» و بسیاری از دکمه‌های مهم اپلیکیشن در بالای صفحه قرار دارند و به خاطر افزایش ابعاد اسکرین گوشی، دسترسی بهشون با یک دست امکان‌پذیر نیست.
نویسنده مقاله امروز، آقای Brad Ellis که یک اینتراکشن دیزاینر هست، برای حل کردن این مشکل راه‌حلی به دیزاینرها ی اپلیکیشن‌های iOS پیشنهاد می‌کنه. ایشون مفهوم جایگزینی به اسم Reach Navigation برای Navigation Bar معرفی می‌کنه و توضیح میده که با وجود فوایدی که وجود Navigation Bar در اپلیکیشن‌های iOS داشته و داره، اصرار بر حفظ شکل و استاندارد دیزاین Navigation Bar، به قیمت نارضایتی کاربرها تمام خواهد شد و بهتره ما دیزاینرها، با کمی تغییر در دیزاین و رعایت کردن یکسری نکات کلیدی، این مشکل رو تا حد زیادی به حاشیه برونیم.

مفهومی که ایشون معرفی می‌کنن، بسیار شبیه و مکمل مقاله‌ای هست که با عنوان «کاهش پیچیدگی بصری، روندی جدید در دیزاین» اخیرا در همین کانال معرفی کردم.

توصیه می‌کنم فرصت رو از دست ندید و مقاله چالشی ایشون رو که با اقبال زیادی از طرف دیزاینرها مواجه شده، همین حالا مطالعه کنید.

https://medium.com/tall-west/lets-ditch-the-nav-bar-3692cb17cc67

(زمان حدودی مطالعه، ۱۰ دقیقه)

#چالش #مفاهیم #رابط_کاربری #iOS
@Dexign دیزاین

___
نمونه‌های جالب اینتراکشن (شماره ۲)

در ادامه معرفی ایده‌های جالب اینتراکشن، همونطور که گفته بودم برای اینکه بتونید بهتر و با ایده‌های جالب‌تری اینتراکشن‌های محصول‌تون رو طراحی کنید، چند وقت یک بار نمونه‌های این شکلی در کانال ارسال می‌کنم.
این هم پست دوم معرفی این مجموعه انیمیشن‌های اینتراکشن.

توجه کنید که صفحه مقاله امروز به خاطر وجود انیمیشن‌های gif که در اون وجود داره، کمی سنگین هست ممکنه بارگذاری صفحه کمی کند باشه.

https://medium.muz.li/ui-interactions-of-the-week-81-37d6aa734dde

#انیمیشن #طراحی_محصول #اینتراکشن #تجربه_کاربری
@Dexign دیزاین

___
قدرت ناشناخته فضاهای خالی

همه ما بارها جملاتی مثل «موسیقی، فضای خالی بین نُت‌هاست.» یا «هر کُل، مجموعه‌ای از جزئیات است.» و … را شنیده‌ایم.
همه این جملات سعی دارند اهمیت کامپوزیسیون یا Composition را به ما بگویند. هرجا مجموعه‌ای وجود دارد که یک «کُل» را تشکیل داده‌ست، کامپوزیسیون نقش مهمی ایفا می‌کند.

با مقاله امروز، مطلبی مرتبط با مقدمه بالا را مرور خواهیم کرد که به بررسی اهمیت و قدرت «فضاهای خالی»، Negative Spaces یا Whitespaces، این ابزارهای قدتمندی در دیزاین، می‌پردازد.
در این مقاله، آقای Nick Babich با اشاره به چهار اتفاق اصلی که فضاهای خالی باعث آن می‌شوند، قدرت این فضاها را به مخاطبین نمایش می‌دهد.
در این مطلب در کنار مثال‌هایی از سرویس معروف Dropbox، اصولی مانند گشتالت، تایپوگرافی و ساختن حس با استفاده از دیزاین به چشم می‌خورد که پیش‌تر درباره آنها مطالبی در کانال ارائه شده است.

مقالات آقای Nick Babich همیشه ریشه‌ها و پایه‌های دیزاین را هدف می‌گیرد و با بررسی دقیق و نگاه از زاویه‌ای جدید، موضوع مورد بحث را به بهترین شکل بیان می‌کند.
پیشنهاد می‌کنم فرصت را از دست نداده و همین حالا این مقاله را مطالعه کنید.

https://uxplanet.org/the-power-of-whitespace-a1a95e45f82b

(زمان حدودی مطالعه، ۸ دقیقه)

#رابط_کاربری #اصول #فضاهای_خال
@Dexign دیزاین

___
رازِ تعادل بین کار و زندگی شخصی

بهمن ماه ۳ سال پیش بود که به خودم آمدم و دیدم ۳ کار بصورت پروژه و با زمانبندی فشرده قبول کرده‌ام و از طرف دیگر در شرکتی که پاره‌وقت در آن مشغول بودم دو پروژه در دست طراحی دارم. با سختی فراوان و کمی تاخیر در موعدهای تحویل، تمامی کارها را به سرانجام رساندم. برای منی که همیشه به خاطر علاقه بسیار زیادم به دیزاین، از کار کردن لذت می‌بردم، سخت بود که ببینم در آن برهه زمانی، برای اولین بار در تمام این سال‌ها، حس بدی پیدا کرده‌ام. در آغاز سال بعد کارهای خود را سبک‌تر کرده و تلاشی مداوم را برای جایگزینی کیفیت به جای کمیت، در کارهای شرکت و پروژه‌های شخصی آغاز کردم.
ولی همیشه این سوال در ذهن من باقی ماند: افرادی که در شرکت‌های بزرگ دنیا کار می‌کنند که شاید یک ساعت کار آن‌ها و تصمیمی که در عرض چند دقیقه می‌گیرند، سرنوشت سرویسی را تعیین می‌کند که میلیون‌ها نفر از آن استفاده می‌کنند، چگونه بین کار و زندگی تعادل ایجاد می‌کنند؟

خانم Julie Zhou، معاون دیزاین Facebook که بارها از او گفته‌ام، در جواب یکی از خوانندگان خود به این موضوع می‌پردازد.
خانم Zhou در شرکتی کار می‌کند که به گفته دو هفته پیشِ Mark Zuckerberg حالا ۲ میلیارد کاربر دارد (جمعیت کل جهان ۷ میلیارد نفر است.) و مسئولیت هر تصمیم مدیران آن چندین برابر شده‌ست.
ایشان در جواب، با اشاره به اینکه این سوال دغدغه بسیاری از کسانی‌ست که در Silicon Valley در تکاپوی رسیدن به موفقیت هستند، بصورت موردی به چند نکته کلیدی از تجربیات خود می‌پردازد که رعایت کردن و توجه به ‌آن‌ها، ما را تصمیم‌گیری درباره مرزهای بین کار و زندگی شخصی، کمک می‌کند.

پیشنهاد می‌کنم همین حالا این مقاله بسیار لذت‌بخش و روشنگر را مطالعه کنید.

https://medium.com/the-year-of-the-looking-glass/the-mystery-of-work-life-balance-b8cf09c140f8

(زمان حدودی مطالعه، ۱۰ دقیقه)

پ. ن.
شاید خالی از لطف نباشد که به این موضوع هم اشاره کنم که چندی قبل، آقای Tobias van Schneider، طراح ارشد سابق Spotify، کسی که علاوه بر وبلاگ‌نویسی، انجام مصاحبه با افراد و ساخت پادکست، به سخنرانی در جمع‌های مختلف و همینطور انجام پروژه‌های مختلف می‌پردازد، در نوشته‌ای به سوال زیر پاسخ داده بود:
چگونه فرصت می‌کنید تمام این کارها را انجام دهید؟

آقای van Schneider در جواب گفته بود که هیچ لحظه‌ای را از دست نمی‌دهم.
وقتی از سر کار به خانه می‌آیم،‌ بدون از دست دادن لحظه‌ای، پای کارهای شخصی خود می‌نشنیم و آن‌ها را با علاقه انجام می‌دهم. چون می‌دانم اگر استراحت کنم، بسیار سخت دوباره کار را آغاز می‌کنم.

#زندگی_دیزاینر #سبک_زندگی
@Dexign دیزاین

___
گذری بر مفهوم «آیکن‌های تطبیق‌پذیر»

گاهی تغییراتی ساده در ابزارها و یا دیدگاه‌ها می‌توانند تاثیری شگرف روی روند کار و همچنین محصولات تولیدی ما بگذارند. چند روز قبل یکی از اعضای تیم دیزاین ما، من را با مفهوم «آیکن‌های تطبیق‌پذیر» یا Adaptive Icons آشنا کرد که به تازگی در Android O معرفی شده است.
بعد از کمی فکر کردن به این مفهوم جدید، مهم‌ترین نکته‌ای که من را مجذوب آن کرد، سادگی دیدگاهی بود که در این مفهوم قرار داشت.

اجازه بدهید این مفهوم را با یک مثال توضیح بدهم. آیکن اپلیکیشن تلگرام را در نظر بگیرید. در صفحه موبایل، شما این آیکن را از بالا و بصورت عمودی نگاه می‌کنید، لذا آن را دو بعدی می‌بینید. حالا برای لحظه‌ای، آیکن اپلیکیشن تگرام را در هوا معلق تصور کنید. وقتی این آیکن در فضا قرار دارد، اگر زاویه نگاه خود را کمتر کرده و از کنار به آن نگاه کنید، خواهید دید که این آیکن حجم دارد و از دو لایه روی هم تشکیل شده است. لایه پایینی متشکل از یک پاکت نامه و رنگ زمینه آبی‌ست و لایه بالایی، یک ماسک مربعی که وسط آن بصورت دایره خالی‌ست.
این دقیقا مفهومی‌ست که با نام آیکن‌های تطبیق‌پذیر مطرح شده است.

این نوع نگاه به آیکن‌ها در ابتدا بسیار ساده و پیش پا افتاده می‌آید ولی اگر نیم‌نگاهی به فرصت‌ها و پتانسیل‌های بصری که برای طراحان به ارمغان می‌آورد، بیاندازید، مانند من هیجان‌زده خواهید شد.

مقاله امروز از آقای Nick Butcher است که خود نیز در شرکت گوگل Development و Design انجام می‌دهد.
ایشان در مقاله خود بصورت مفصل به نحوه استفاده عملی از مفهوم «آیکن‌های تطبیق‌پذیر» می‌پردازد.
از شما دعوت می کنم به پست بعدی که نمونه اجرا شده از آیکن اپلیکیشن Play Store بصورت تطبیق‌پذیر است، توجه کنید.

بدون لحظه‌ای درنگ، به سراغ مقاله بروید و آن را مطالعه کنید.

https://medium.com/google-design/designing-adaptive-icons-515af294c783

(زمان حدودی مطالعه، ۱۰ دقیقه)

#مفاهیم #اینتراکشن #آیکن #اندروید
@Dexign دیزاین

___
دو لایه تشکیل دهنده اپلیکیشن پلی استور

@Dexign دیزاین
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نمایش ایده‌های مختلف اجرای آیکن‌ها بصورت تطبیق‌پذیر با حرکت دو لایه با هم (سمت چپ) و دو لایه جدای از هم (سمت راست)

@Dexign دیزاین
این پست تا به حال نزدیک به ۸۰۰ بار مشاهده شده و به نظر می‌رسد برای خوانندگان جدید کانال جذاب باشد.
#پست_مجدد
Forwarded from فلسفه دیزاین (Ramin Khatibi)
احتیاج کاربر را طراحی کنید،
نه درخواست او را!

قطعا هیچ سرویسی بدون گرفتن بازخورد (Feedback) کاربران نمیفهمه که آیا در حال حرکت در مسیر درست رفع نیاز کاربر هست یا نه.
ولی در بسیاری از مواقع، سرویس‌ها ایمیل و تماس‌هایی از کاربران دریافت می‌کنن که بصورت مستقیم خواستار ایجاد بخش جدید در سرویس هستند.
سوال مهم اینجاست که آیا باید درخواست کاربر را اجرا کرد یا نه؟
به تجربه شخصی من، مشابه این موضوع هنگام کار با کارفرماهای مختلف پیش میاد. درخواست‌هایی مثل تغییر رنگ یک بخش خاص در طراحی، به رنگی دیگر و یا اضافه کردن یک دکمه خاص در صفحه‌ای از اپلیکیشن. بسیاری از طراحان محصول به این صورت عمل می‌کنند که درخواست‌ها را عینا به شکل مطرح شده اجرا می‌کنند. این کار در اغلب موارد منجر به از دست رفتن یکپارچگی طراحی ظاهری و یا طراحی امکانات محصول میشه.
آقای Michael Sueoka، سرپرست تیم طراحی تجربه‌کاربری سرویس The Mobile Majority، با مطرح کردن این موضوع و بررسی تبعات مخرب اجرای مستقیم درخواست‌های کاربر، راه حلی ارائه میدن که به نظرم باید بخش جدایی‌ناپذیری از پروسه طراحی یک محصول باشه.
ایشون با عنوان این که کاربر معمولا نمیدونه که به چه چیزی احتیاج داره و فقط می‌دونه که چه چیزی رو می‌خواد، تفاوت این دو حالت رو مثال کودکی دونستن که برای یک وعده اصلی غذایی، مقدار زیادی شکلات طلب می‌کنه.
در مقابل درخواست‌های این چنینی کاربران، راه حل Michael خوندنی هست.

http://blog.invisionapp.com/dont-design-what-users-want/

(زمان حدودی مطالعه، ۷ دقیقه)

#طراحی_محصول #بازخورد
@HamDesign هَم دیزاین
سرویس Figma 2.0: ابزاری برای تمام فصول

وقتی ابزار Sketch معرفی شد، من کاربر Photoshop بودم و به خاطر سال‌ها کار با این رفیق قدیمی‌ام و حفظ بودن تمام میانبرها، ضعف‌ها و قوت‌هایش، دلم نمی‌خواست به سمت ابزار جدیدی بروم. کمی گذشت و Sketch با بروزرسانی‌هایش، همه را شگفت‌زده کرد و تیم‌های دیزاین قوی مثل Foursquare به سمت آن رفته و اپلیکیشن خود را با آن بازطراحی کردند.
طلسم را شکستم و استفاده از Sketch را آغاز کردم. این اتفاق به قدری لذتبخش بود که به نقطه عطفی از زندگی کاری‌ام بدل شد و از آن پس هر ابزار جدیدی را امتحان می‌کنم.

چندی قبل، خبر انتشار یک ابزار Collaborative طراحی رابط کاربری به اسم Figma را خواندم و زمانی را برای تیم دیزاین شرکت خالی کردم تا این ابزار را تست کنیم. چند صفحه از یک اپلیکیشن آشپزی را طراحی کردیم که نتایج آن روی Behance تیم‌مان قابل مشاهده‌ست:
https://www.behance.net/gallery/49456671/COOKY-APP

بعد از تجربه خوب کار با Figma، اخبار آن را مشتاقانه‌تر دنبال می‌کردم. تیم پرشور و هیجان این ابزار کاربردی، حالا نسخه دوم از ابزار خود را معرفی کردند که امکان Prototyping و همچنین امکانی به اسم Developer Handoff را برای کاربران خود به ارمغان آورده است. Developer Handoff ویژگی‌ست که به دیزاینرها اجازه می‌دهد یک نسخه از فایل دیزاین خود را بصورت View Only و غیرقابل ویرایش با توسعه‌دهنده پروژه به اشتراک بگذارند. توسعه‌دهنده با کلیک روی هر لایه می‌تواند ویژگی‌های آن را بصورت غیرقابل ویرایشی ببیند و حتی آیکن‌ها و سایر Assetهای مورد نظر خود را مستقیما از همان فایل، با اندازه و فرمت مد نظرش، خروجی بگیرد.

ابزار Figma، بصورت کامل از فرمت‌های گرافیک بُرداری (Vector) پشتیبانی می‌کند و به راحتی می‌توانید از آن‌ها در طراحی‌های خود استفاده کنید.
مقاله امروز، معرفی ویژگی‌های جدید Figma، از زبان بنیانگذار و مدیرعامل این سرویس، Dylan Field است.

به نظر من آینده از آنِ ابزارهای Collaborative بوده و Figma تا کنون بینظیر عمل کرده است.
مقاله امروز را از دست ندهید:
https://blog.figma.com/figma-2-0-now-with-prototyping-and-developer-handoff-1b309a5d025c

(زمان حدودی مطالعه، ۸ دقیقه)

#معرفی #ابزار #Figma
@Dexign دیزاین

___
جادوی سیاهی به نام نوتیفیکیشن

سالیان زیادی‌ست که نوتیفیکیشن‌ها به انسان‌ها کمک می‌کنند. وقتی زنگ در و یا زنگ تلفن به صدا در می‌آید و یا حتی وقتی کسی نام ما را صدا می‌کند، در حال دریافت اعلان یا Notification هستیم.
این روزها شنیدن واژه نوتیفیکیشن ما را به یاد نقطه قرمز در اپلیکیشن‌های Instagram یا Facebook می‌اندازد. نقطه‌هایی که با تغییر مغزهای ما در گذر زمان، حالا مجبورمان می‌کنند که آن بخش را چک کنیم.
تمامی ما روزانه تعداد زیادی نوتیفیکیشن دریافت می‌کنیم که به ما یادآوری می‌کنند که سربازهایمان در Clash of Clans آماده‌اند، یا رکورد تعداد قدم‌های روزانه خود را رد کرده‌ایم؛ و البته به دریافت آن‌های عادت کرده‌ایم.

گاهی این ابزار، در دستان کسب‌و‌کارهای مختلف به قدرت جادویی سیاهی تبدیل می‌شود که از آن برای کشاندن کاربران به داخل اپلیکیشن‌ها و وب‌سایت‌ها خودشان استفاده می‌کنند.
با شکل‌گیری فضاهایی مانند شبکه‌های مجازی آزاد، روز به روز سوالاتی مانند اینکه حد و مرز و قانون استفاده از یک شبکه مجازی کجاست؟ بیشتر مطرح می‌شود.
به نظر شما چه حد و حدودی در استفاده از نوتیفیکیشن‌ها وجود دارد؟

نویسنده مقاله امروز، آقای Andrew Wilshere به این سوال می‌پردازد و با بررسی معروف‌ترین سرویس‌های دنیا مانند Instagram، Facebook و یا Twitter به ما نشان می‌دهد که هر کسب‌و‌کار و هر سرویسی، حدی متفاوت از استفاده از نوتیفیکیشن را برای خود تعریف کرده‌است.
سوال مهم این است که سرویس طراحی شده توسط شما در کجای این مرز قرار می‌گیرد؟

http://trydesignlab.com/blog/are-notifications-a-dark-pattern-ux-ui/

(زمان حدودی مطالعه، ۱۰ دقیقه)

پ. ن.
در این مقاله مفهومی به اسم Dark Patterns توضیح داده شده است که به معنای کلی برای گول زدن کاربر برای انجام کاری که تمایلی به آن ندارد است. نمونه‌های جالبی هم معرفی شده‌است.

#مفاهیم #چالش #اعلان #نوتیفیکیشن #الگوهای_تاریک
@Dexign دیزاین

___
پنجمین نسخه از Swarm دوست‌داشتنی

احتمالا اپلیکیشن Foursquare همچنین Swarm را می‌شناسید. برای من Foursquare نمونه یک محصول بسیار موفق‌ست (حتی بالاتر از Instagram و Facebook)‌ که پیشرفت و پا گرفتنش را در ایران، لحظه به لحظه پیگیری کرده‌ام. هوشمندی بینظیری که در Gamification داشت و روش‌های اغواگرانه‌ای که برای وادار کردن کاربر به فعالیت استفاده می‌کرد از مهمترین دلایلی بود که من را به این محصول علاقمند می‌کرد.

بعدها که اپلیکیشن Swarm با هدف جدا کردن تکه‌ی شبکه اجتماعی Foursquare معرفی شد، فعالیت و پیگیری‌های من هم کمی کمتر شد ولی این تیم همیشه تاثیر خود را در کار حرفه‌ای من داشته‌ست. بطوریکه وقتی خواندم که اپلیکیشن جدید Foursquare بطور کامل در Sketch App طراحی شده، مهاجرت به این ابزار را برای خود یک الزام می‌دیدم.

تیم دیزاین این مجموعه، هم‌اکنون نسخه 5.0 از اپلیکیشن Swarm را منتشر کردند که دستخوش تغییراتی بسیاری شده‌است.
مقاله امروز، داستانی‌ست از زبان یکی از طراحان محصول این تیم که به بررسی روند این بازطراحی می‌پردازد و نکات جالبی در آن نهفته‌ست:
- می‌توان متوجه دید و دغدغه‌های یک تیم دیزاین در این سطح، در روند بازطراحی محصول شد.
- می‌توانید نمونه‌ای از Style Guideهایی را که در تیم‌های دیزاین دیگر ساخته می‌شود، ببینید.
- متوجه می‌شوید که یکی از وظایف شما به عنوان دیزاینر، به اشتراک‌گذاری ایده‌ها و طرح‌ها و گرفتن بازخوردهاست. در هر سطحی که باشید.
و …

پیشنهاد می‌کنم همین حالا این داستان زیبا را مطالعه کنید.

https://medium.com/foursquare-direct/how-we-designed-foursquare-swarm-5-0-d774b3164f3f

(زمان حدودی مطالعه، ۱۰ دقیقه)

#تیم #بازطراحی #محصول #Swarm
@Dexign دیزاین

___
Forwarded from Software Philosophy
شایع‌ترین دلیل تخمین زمان اشتباه یک پروژه

تخمین زمان یک پروژه کار آسانی نیست، مخصوصا اگر بخواهید خیلی دقیق باشید. ولی اغلب موارد مشکل تخمین این نیست که خیلی دقیق نیست، بلکه مشکلش این است که خیلی پرت است!
یکی از شایع‌ترین عواملی که باعث می‌شود تخمین زمانی یک پروژه خیلی اشتباه باشد، تفاوت قائل نشدن بین دو مفهوم خیلی مهم است: «تخمین زمان» و «تخمین کار».
«تخمین زمان» مفهومی است که مدیران پروژه دوست دارند در مورد آن صحبت کنند. وقتی صحبت می‌کنند دائما به دنبال شنیدن تخمین زمانی هستند. برای مثال جمله‌ای مانند «این کار تا پنجشنبه هفته بعد انجام می‌شود» جمله‌ای است که زمان انجام شدن کار را تخمین می‌زند.
در مقابل «تخمین کار» مفهومی است که معمولا برنامه‌نویسان دوست دارند در مورد آن صحبت کنند. آنها ترجیح می‌دهند بگویند که این کار به چقدر زمان نیاز دارد. مثلا کاری است که به ۳ روز زمان نیاز دارد. مثلا جمله «این کار به یک هفته کار نیاز دارد» به این معنی نیست که یک هفته دیگر این کار تمام می‌شود و صرفا حجم کار مورد نیاز بیان شده.

برای یک تخمین موفق باید این مفاهیم در جلسات کاملا واضح شوند و در مورد آنها جداگانه صحبت شود. همچنین بهتر است از هر دو طیف افراد بالا در جلسات حضور داشته باشند تا جوانب مختلف بررسی شود.

پست زیر این دو مفهوم را معرفی کرده و تفاوت آن‌ها را در مدیریت پروژه شرح داده‌است.

http://mehrandvd.me/2017/08/02/effort-vs-time-estimation/

⁉️ برای بحث و تبادل نظر فنی در مورد این پست، بر روی لینک زیر کلیک کنید:

http://ow.ly/958i30erVZs

#مهران_داودی (http://ow.ly/GwIl309lFEm)

کانال تلگرام:
@SoftwarePhilosophy

___
۱۰ موقعیتی که طراحان تجربه کاربری از آن متنفر هستند!

اخیرا در توییتر هشتگی راه افتاده بود با عنوان ShitDevelopersSay که خیلی از برنامه‌نویسان و حتی مدیران فنی ایرانی در توییتر با این هستگ توییت کردند.
تمام توییت‌ها درباره جملاتی بود که معمولا توسعه‌دهندگان یا برنامه‌نویسان استفاده می‌کنند. مانند: «کدهاش رو نوشتم، فقط تست‌اش مونده.» یا «برنامه‌نویسی قبلی‌تون کد نزده، گند زده!»

این جملات تکراری، خنده‌دار و البته تامل‌برانگیز، ‌در تمامی مشاغل وجود دارد. به همین بهانه، امروز مقاله‌ای را از John Saito، کسی که به قول خودش «کلمــات» را برای شرکت و سرویس معظم Dropbox دیزاین می‌کند، بررسی می‌کنیم. این مقاله از زاویه‌ای دیگر، به بررسی موقعیت‌ها و جملاتی می‌پردازد که طراحان تجربه کاربری، بخصوص Copy Writerها از آن متنفرند.

پیشنهاد می‌کنم همین حالا این نوشته کوتاه و لذت‌بخش را مطالعه کنید:

https://medium.com/@jsaito/10-things-ux-writers-hate-to-hear-a3d561a63ae8

(زمان حدودی مطالعه، ۶ دقیقه)

#جملات #طراحی_محصول #Copy_Writer
@Dexign دیزاین

___