لوگو در مقابل برند — تفاوتهای اصلی این دو در چیست؟
اپل در مقابل سامسونگ، نایک در مقابل آدیداس، کوکاکولا در مقابل پپسی. چه چیزی میتواند چنین تمایزی ایجاد کند که افراد به هر شکل ممکن از برند مورد علاقه خود دفاع کنند؟
برای فهمیدن این موضوع بهتر است ابتدا با تعاریف برند و لوگو و تفاوتهای آنها آشنا شویم.
بعنوان مورد اول میتوان گفت که برند مثل یک انسان است و لوگو مانند لباسی است که بر تن دارد.
در واقع لوگو یک نمایش گرافیکی است از اینکه یک شرکت چطور میخواهد درک شود، ولی برند برداشت جمعی از تجربیاتی است که برای مشتریان ایجاد میکند و مدت زمان بیشتری در یک تجربه یا یک سری از تجربیات باقی میماند.
یکی از تفاوتهای لوگو در مقابل برند، قیمت آن است. در صورتی که قیمت یک لوگو میتواند حدود ۵ دلار باشد، یک برند میتواند چندین صفر به ارزش آن اضافه کند.
مورد دیگر به زمان باز میگردد، طراحان میتوانند در مدت زمان کوتاهی گزینهای را ارائه دهند که این مسئله برای برند مدت زمان زیادی (حداقل یک سال) طول خواهد کشید.
در این مقاله میتوانید بیشتر در مورد تفاوتهای لوگو و برند و عناصر آنها بخوانید...
https://bit.ly/dxgn803
(زمان حدودی مطالعه: ۵ دقیقه)
نویسنده: ثمره شاملو
#برند #لوگو
@Dexign فلسفه دیزاین
______
اپل در مقابل سامسونگ، نایک در مقابل آدیداس، کوکاکولا در مقابل پپسی. چه چیزی میتواند چنین تمایزی ایجاد کند که افراد به هر شکل ممکن از برند مورد علاقه خود دفاع کنند؟
برای فهمیدن این موضوع بهتر است ابتدا با تعاریف برند و لوگو و تفاوتهای آنها آشنا شویم.
بعنوان مورد اول میتوان گفت که برند مثل یک انسان است و لوگو مانند لباسی است که بر تن دارد.
در واقع لوگو یک نمایش گرافیکی است از اینکه یک شرکت چطور میخواهد درک شود، ولی برند برداشت جمعی از تجربیاتی است که برای مشتریان ایجاد میکند و مدت زمان بیشتری در یک تجربه یا یک سری از تجربیات باقی میماند.
یکی از تفاوتهای لوگو در مقابل برند، قیمت آن است. در صورتی که قیمت یک لوگو میتواند حدود ۵ دلار باشد، یک برند میتواند چندین صفر به ارزش آن اضافه کند.
مورد دیگر به زمان باز میگردد، طراحان میتوانند در مدت زمان کوتاهی گزینهای را ارائه دهند که این مسئله برای برند مدت زمان زیادی (حداقل یک سال) طول خواهد کشید.
در این مقاله میتوانید بیشتر در مورد تفاوتهای لوگو و برند و عناصر آنها بخوانید...
https://bit.ly/dxgn803
(زمان حدودی مطالعه: ۵ دقیقه)
نویسنده: ثمره شاملو
#برند #لوگو
@Dexign فلسفه دیزاین
______
Medium
Logo vs. Brand — what’s the difference?
Apple vs Samsung, Nike vs Adidas, Coca-Cola vs Pepsi — these debates have been in existence since forever. Populations, not just mini…
نترسید و یک شفق قطبی در پسزمینهی طراحیهایتان خلق کنید!
درست است که اکثر محصولات دیجیتال در چهارچوب امن و آشنای الگوهای تکراری و پذیرفتهشده طراحی میشوند، اما همیشه خارج از این چهارچوبها دنیایی از گرایشهای بلندپروازانه در طراحی رابطهای کاربری وجود داشته که هر بار با ایدهای جدید بر سر زبانها افتاده و مورد آزمایش قرار میگیرد. این روزها محصولی جدید از این دنیا در اختیار ما قرار گرفته است ؛ Aurora به معنای شفق قطبی.
اگر سیر تحولات بصری در رابطهای کاربری را بخواهیم به سادهترین شکل ترسیم کنیم به چنین روندی میرسیم:
طراحیهای یادآور دنیای واقعی یا به اصطلاح Skeuomorphism >> مینیمالیسم کابردگرای Material Design >> گرایشهای طراحی مدرن
هر یک از این نگرشها در مسیر تکامل طراحی رابط کاربری واکنشی طبیعی به نگرش پیش از خود بودهاست؛ مینیمالیسم راهحلی برای کاهش پیچیدگی در طراحیهای واقعگرای پیش از خود ارائه کرد و در ادامه گرایشهای مدرن تلاشی برای هیجانانگیزتر کردن فضاهای مینیمال و کاربردگرا بودهاند.
با نگاهی به این گرایشهای مدرن متوجه مسیر جالبی میشویم؛
آنها از بلندپروازیهای افسار گسیختهای که برای مثال در Neumorphism دیدیم آغاز شدند. گرایشهایی آنقدر غیرکاربردی و «دسترسیناپذیر» که تقریبا هرگز در یک محصول واقعی دیده نشدند.
در ادامه اما به نظر میرسد تلاشی برای رسیدن به امکان پیادهسازی و کاربردپذیری در آنها به وجود آمده است، برای مثال میتوان به Glassmorphism و معدود استفادهایی از آن در محصولات واقعی اشاره کرد. در واقع به مرور این گرایشهای مدرن «شدنیتر» شدهاند.
و حالا میرسیم به Aurora. در این سبک یک طراحی کاملا مینیمال و کابردگرا بر روی پسزمینهای چشمگیر و یادآور شفقهای قطبی قرار داده میشود، تمام اجزای اصلی و مورد استفادهی کاربر خوانایی و دسترسیپذیری خود را حفظ کرده و تنها اجزای ثانویه دستخوش تغییرات مدرن شده و فضا را هیجانانگیزتر میکنند. همین پتانسیل حفظ دسترسیپذیری در این گرایش باعث شده تا شرکتهای بزرگ مایکروسافت و اپل به صورت بارز از آن استفاده کنند و حتی به مرور ببینیم که سرویسهای کوچکتر نیز از آن بهره میبرند.
در این مقاله میتوانید بیشتر در رابطه با گرایشهای مدرن این روزها بخوانید و به شکلی ساده ساختن پسزمینههای Aurora را بیاموزید.
https://bit.ly/dxgn804
(زمان حدودی مطالعه: ۶ دقیقه)
نویسنده: ریحانه خدایی
#طراحی #رابط_کاربری #گرایش #ترند #مدرن
@Dexign فلسفه دیزاین
______
درست است که اکثر محصولات دیجیتال در چهارچوب امن و آشنای الگوهای تکراری و پذیرفتهشده طراحی میشوند، اما همیشه خارج از این چهارچوبها دنیایی از گرایشهای بلندپروازانه در طراحی رابطهای کاربری وجود داشته که هر بار با ایدهای جدید بر سر زبانها افتاده و مورد آزمایش قرار میگیرد. این روزها محصولی جدید از این دنیا در اختیار ما قرار گرفته است ؛ Aurora به معنای شفق قطبی.
اگر سیر تحولات بصری در رابطهای کاربری را بخواهیم به سادهترین شکل ترسیم کنیم به چنین روندی میرسیم:
طراحیهای یادآور دنیای واقعی یا به اصطلاح Skeuomorphism >> مینیمالیسم کابردگرای Material Design >> گرایشهای طراحی مدرن
هر یک از این نگرشها در مسیر تکامل طراحی رابط کاربری واکنشی طبیعی به نگرش پیش از خود بودهاست؛ مینیمالیسم راهحلی برای کاهش پیچیدگی در طراحیهای واقعگرای پیش از خود ارائه کرد و در ادامه گرایشهای مدرن تلاشی برای هیجانانگیزتر کردن فضاهای مینیمال و کاربردگرا بودهاند.
با نگاهی به این گرایشهای مدرن متوجه مسیر جالبی میشویم؛
آنها از بلندپروازیهای افسار گسیختهای که برای مثال در Neumorphism دیدیم آغاز شدند. گرایشهایی آنقدر غیرکاربردی و «دسترسیناپذیر» که تقریبا هرگز در یک محصول واقعی دیده نشدند.
در ادامه اما به نظر میرسد تلاشی برای رسیدن به امکان پیادهسازی و کاربردپذیری در آنها به وجود آمده است، برای مثال میتوان به Glassmorphism و معدود استفادهایی از آن در محصولات واقعی اشاره کرد. در واقع به مرور این گرایشهای مدرن «شدنیتر» شدهاند.
و حالا میرسیم به Aurora. در این سبک یک طراحی کاملا مینیمال و کابردگرا بر روی پسزمینهای چشمگیر و یادآور شفقهای قطبی قرار داده میشود، تمام اجزای اصلی و مورد استفادهی کاربر خوانایی و دسترسیپذیری خود را حفظ کرده و تنها اجزای ثانویه دستخوش تغییرات مدرن شده و فضا را هیجانانگیزتر میکنند. همین پتانسیل حفظ دسترسیپذیری در این گرایش باعث شده تا شرکتهای بزرگ مایکروسافت و اپل به صورت بارز از آن استفاده کنند و حتی به مرور ببینیم که سرویسهای کوچکتر نیز از آن بهره میبرند.
در این مقاله میتوانید بیشتر در رابطه با گرایشهای مدرن این روزها بخوانید و به شکلی ساده ساختن پسزمینههای Aurora را بیاموزید.
https://bit.ly/dxgn804
(زمان حدودی مطالعه: ۶ دقیقه)
نویسنده: ریحانه خدایی
#طراحی #رابط_کاربری #گرایش #ترند #مدرن
@Dexign فلسفه دیزاین
______
Medium
Aurora UI — new visual trend for 2021
Blurred, organic gradient backgrounds are going to be a thing this year.
گریدها در طراحی رابط کاربری
طراحان و نقاشان از دیرباز برای نظمدهی و ایجاد انسجام در کار خود از مجموعهای از خطوط متقاطع برای پیادهسازی ایده ذهنی خود استفاده میکردهاند. امروزه در دنیای طراحی محصولات دیجیتال نیز از مفهومی مشابه برای ایجاد نظم و انسجام در طراحی استفاده میکنند. مفهوم مورد استفاده برای این کار «Grid» نام دارد.
فضاها و گریدها (Grids) شکلدهنده بنیان هر دیزاینی هستند. زمانی که شبکه گریدها با دقت و به درستی مورد استفاده قرار گیرند، به شما کمک خواهند کرد تا راهکاری مطلوب و منسجم برای دیزاین خود ارائه دهید.
اما پیش از اینکه به سراغ این موضوع برویم، اجازه دهید تعریفی کلی از شبکه گریدها داشته باشیم. شبکه گریدها مجموعهای از واحدهای گرید دارای اندازه مشخص هستند که چارچوب کلی طراحی شما رو شکل میدهند. شبکه گریدها کمک می کند تا عناصر صفحه بر اساس ستونها و ردیفهای توالی شده تراز شوند. ما از این ساختار مبتنی بر ستون برای قرار دادن المانهای مختلف به روشی ثابت در کل طراحی استفاده میکنیم. این ستونها دارای عرضی مشخص (Column Width)، فاصلهای ثابت از یکدیگر (Gutter) و فاصلهای مشخص از دو کناره صفحه (Margin) هستند.
استفاده از شبکهگریدها در دیزاین سبب میشود تا محصول دیجیتال طراحی شده دارای ساختاری یکپارچه و منسجم باشد که کار پیادهسازی و توسعه آن را سادهتر و منظمتر کند. پایبندی به گریدها موجب حفظ ساختار کلی دیزاین در ابعاد و اندازههای مختلف صفحه نمایش خواهد شد.
استفاده از شبکه گریدها کاری دقیق و حساس و گاهی چالش برانگیز است. در مقاله پیشرو سعی شده است تا نکاتی برای استفاده صحیح از گریدها ارائه شود:
https://bit.ly/dxgn805
(زمان حدودی مطالعه: ۸ دقیقه)
نویسنده: محمدرضا پناهی
#گرید #Grid
@Dexign فلسفه دیزاین
______
طراحان و نقاشان از دیرباز برای نظمدهی و ایجاد انسجام در کار خود از مجموعهای از خطوط متقاطع برای پیادهسازی ایده ذهنی خود استفاده میکردهاند. امروزه در دنیای طراحی محصولات دیجیتال نیز از مفهومی مشابه برای ایجاد نظم و انسجام در طراحی استفاده میکنند. مفهوم مورد استفاده برای این کار «Grid» نام دارد.
فضاها و گریدها (Grids) شکلدهنده بنیان هر دیزاینی هستند. زمانی که شبکه گریدها با دقت و به درستی مورد استفاده قرار گیرند، به شما کمک خواهند کرد تا راهکاری مطلوب و منسجم برای دیزاین خود ارائه دهید.
اما پیش از اینکه به سراغ این موضوع برویم، اجازه دهید تعریفی کلی از شبکه گریدها داشته باشیم. شبکه گریدها مجموعهای از واحدهای گرید دارای اندازه مشخص هستند که چارچوب کلی طراحی شما رو شکل میدهند. شبکه گریدها کمک می کند تا عناصر صفحه بر اساس ستونها و ردیفهای توالی شده تراز شوند. ما از این ساختار مبتنی بر ستون برای قرار دادن المانهای مختلف به روشی ثابت در کل طراحی استفاده میکنیم. این ستونها دارای عرضی مشخص (Column Width)، فاصلهای ثابت از یکدیگر (Gutter) و فاصلهای مشخص از دو کناره صفحه (Margin) هستند.
استفاده از شبکهگریدها در دیزاین سبب میشود تا محصول دیجیتال طراحی شده دارای ساختاری یکپارچه و منسجم باشد که کار پیادهسازی و توسعه آن را سادهتر و منظمتر کند. پایبندی به گریدها موجب حفظ ساختار کلی دیزاین در ابعاد و اندازههای مختلف صفحه نمایش خواهد شد.
استفاده از شبکه گریدها کاری دقیق و حساس و گاهی چالش برانگیز است. در مقاله پیشرو سعی شده است تا نکاتی برای استفاده صحیح از گریدها ارائه شود:
https://bit.ly/dxgn805
(زمان حدودی مطالعه: ۸ دقیقه)
نویسنده: محمدرضا پناهی
#گرید #Grid
@Dexign فلسفه دیزاین
______
Medium
UI Grid Best Practices
Space and grid make the foundation of any design. Once mastered and used correctly, the grid helps you to create solid and visually appealing solutions for your designs. Therefore, I would like to…
نکاتی که تازهکارها به باتجربهها میآموزند.
اصولا هر علاقهای که تبدیل به شغل میشود، پس از مدتی ممکن است باعث خستگی و رنجش شود، هرچقدر هم جذاب و دوستداشتنی باشد.
به نظر میآید ما خیلی دوست نداریم یک کار را هر روز تکرار کنیم، برای همین ذهنمان تصمیم میگیرد با یاد گرفتن روشهای سادهسازی، کارهای روزانه را برای ما سادهتر کند و انرژی کمتری مصرف کند.
حالا همین وضعیت را درباره دیزاینرها در نظر بگیرید، فرض کنید دیزاین تبدیل به شغل شما شده است و «دیزاین» یکی از کارهاییست که به شدت نیاز به دقت و ظرافت دارد ولی گاهی ممکن است ذهن شما بررسیها و ظرافتهای شما در کار را «کار سخت و اضافی» تشخصی بدهد.
پس از بیاعتناییهای چند باره، کمکم این ظرافتها برای شما بیاهمیت میشوند.
این مقاله با یک مقایسه خیلی جالب، به شرح مواردی میپردازد که یک «تازهکار» در دنیای دیزاین میتواند به یک حرفهای یاد بدهد. مثلا «توجه به جزئیات» و «تلاش برای همیشه بهترینِ خود بودن»
نکات بسیار ساده و موثری که خیلی اوقات با حل شدن در روزمرگی، فراموششان میکنیم.
https://bit.ly/dxgn806
(زمان حدودی مطالعه: ۸ دقیقه)
نویسنده: آرش اصغری
#دیزاین
@Dexign فلسفه دیزاین
______
اصولا هر علاقهای که تبدیل به شغل میشود، پس از مدتی ممکن است باعث خستگی و رنجش شود، هرچقدر هم جذاب و دوستداشتنی باشد.
به نظر میآید ما خیلی دوست نداریم یک کار را هر روز تکرار کنیم، برای همین ذهنمان تصمیم میگیرد با یاد گرفتن روشهای سادهسازی، کارهای روزانه را برای ما سادهتر کند و انرژی کمتری مصرف کند.
حالا همین وضعیت را درباره دیزاینرها در نظر بگیرید، فرض کنید دیزاین تبدیل به شغل شما شده است و «دیزاین» یکی از کارهاییست که به شدت نیاز به دقت و ظرافت دارد ولی گاهی ممکن است ذهن شما بررسیها و ظرافتهای شما در کار را «کار سخت و اضافی» تشخصی بدهد.
پس از بیاعتناییهای چند باره، کمکم این ظرافتها برای شما بیاهمیت میشوند.
این مقاله با یک مقایسه خیلی جالب، به شرح مواردی میپردازد که یک «تازهکار» در دنیای دیزاین میتواند به یک حرفهای یاد بدهد. مثلا «توجه به جزئیات» و «تلاش برای همیشه بهترینِ خود بودن»
نکات بسیار ساده و موثری که خیلی اوقات با حل شدن در روزمرگی، فراموششان میکنیم.
https://bit.ly/dxgn806
(زمان حدودی مطالعه: ۸ دقیقه)
نویسنده: آرش اصغری
#دیزاین
@Dexign فلسفه دیزاین
______
HOVS
Beginners know something experts don't
It’s your first week at your first design job. You’re part excited, part nervous, but mostly terrified. You’re calculating your every move to make the best impression. This is your big break.
طراحی مینیمال و ارتباط آن با مفهوم «کمتر بیشتر است»
طراحی مینیمال شامل ضروریترین عناصر و اجزای موجود در طراحی میشود که دیدی واضح و بدون مانع را ایجاد میکند تا کاربر بتواند بدون ایجاد حواسپرتی و سردرگمی در داخل وبسایت یا اپلیکیشن هدایت شود و به راحتی وظایف و اهداف نهایی خود را با محصول شما انجام دهد.
بعضی از عناصری که ما در این مقاله بررسی خواهیم کرد عبارتند از:
متن و تایپوگرافی:
متن و تایپوگرافی از عناصر اصلی طراحی هستند که با محدود کردن متنی که نمایش داده میشود میتوانید یک وبسایت سادهتر ایجاد کنید که در آن کاربر راحتتر میتواند آنچه را میخواهد، پیدا کند.
پالت رنگی محدود:
بخش عمدهای از طراحی مینیمال به محدود کردن تعداد رنگهای استفاده شده در پالت باز میگردد. محدود کردن تعداد رنگها نه تنها از شلوغی و اضافه بار محتوای بصری جلوگیری میکند بلکه به شما این اطمینان را میدهد که همه رنگهای شما قابل دسترسی باشند.
تصاویر:
طراحی مینیمال در رابطه با تصاویر فقط به نحوه نمایش آنها برنمیگردد بلکه در مورد انتخاب خود عکس هم صادق است. عکسها باید باهم همخوانی داشته باشند و موجب ایجاد حواسپرتی در کاربر نشوند.
فضای سفید:
فضای سفید به معنای دادن فرصتی برای تنفس به عناصر طراحی شماست.
برای استفاده از آن باید به استانداردسازی فاصله عناصر اصلی مانند متن، تصاویر، آیکونها و دکمهها توجه کنید.
الگوها و بافتهای مسطح:
طراحی مسطح بطور اختصاصی برای زیبایی مینیمال مناسب است زیرا تمایل دارد از منحنیها، هایلایتها و سایههای کمتری استفاده کند.
در این تکنیک همچنین از اشکال و بافتهای ساده استفاده میشود و از هرگونه بافت، تصویر سهبعدی یا براق جلوگیری میکند.
حذف سیگنال مزاحم:
برای انجام درست این کار باید عناصر خود را با توجه به نیاز و اهمیت آنها دستهبندی کنیم تا فقط آنچه کاربر برای انجام کارهای خود نیاز دارد، باقی بماند.
آیکونها:
آیکونها در واقع تابلوهای راهنما در دنیای دیجیتال هستند که به کاربر در مسیریابی کمک میکنند. طراحان میتوانند بجای افزودن متن بیشتر به یک صفحه از استفاده از این نمادها بهره ببرند ولی باید توجه داشت که این نمادها باید ساده، استراتژیک و قابل فهم باشند.
ویدئو و انمیشن:
اگر میخواهید از انیمیشن یا ویدئو استفاده کنید باید اطمینان حاصل کنید که این کار به داستانپردازی کلی طراحی شما کمک میکند تا تجربه کاربری بهتری را برای کاربران ایجاد کند.
برای خواندن جزئیات بیشتر میتوانید این مقاله را مطالعه کنید.
https://bit.ly/dxgn807
(زمان حدودی مطالعه: ۶ دقیقه)
نویسنده: ثمره شاملو
#اصول #طراحی #مینیمال
@Dexign فلسفه دیزاین
______
طراحی مینیمال شامل ضروریترین عناصر و اجزای موجود در طراحی میشود که دیدی واضح و بدون مانع را ایجاد میکند تا کاربر بتواند بدون ایجاد حواسپرتی و سردرگمی در داخل وبسایت یا اپلیکیشن هدایت شود و به راحتی وظایف و اهداف نهایی خود را با محصول شما انجام دهد.
بعضی از عناصری که ما در این مقاله بررسی خواهیم کرد عبارتند از:
متن و تایپوگرافی:
متن و تایپوگرافی از عناصر اصلی طراحی هستند که با محدود کردن متنی که نمایش داده میشود میتوانید یک وبسایت سادهتر ایجاد کنید که در آن کاربر راحتتر میتواند آنچه را میخواهد، پیدا کند.
پالت رنگی محدود:
بخش عمدهای از طراحی مینیمال به محدود کردن تعداد رنگهای استفاده شده در پالت باز میگردد. محدود کردن تعداد رنگها نه تنها از شلوغی و اضافه بار محتوای بصری جلوگیری میکند بلکه به شما این اطمینان را میدهد که همه رنگهای شما قابل دسترسی باشند.
تصاویر:
طراحی مینیمال در رابطه با تصاویر فقط به نحوه نمایش آنها برنمیگردد بلکه در مورد انتخاب خود عکس هم صادق است. عکسها باید باهم همخوانی داشته باشند و موجب ایجاد حواسپرتی در کاربر نشوند.
فضای سفید:
فضای سفید به معنای دادن فرصتی برای تنفس به عناصر طراحی شماست.
برای استفاده از آن باید به استانداردسازی فاصله عناصر اصلی مانند متن، تصاویر، آیکونها و دکمهها توجه کنید.
الگوها و بافتهای مسطح:
طراحی مسطح بطور اختصاصی برای زیبایی مینیمال مناسب است زیرا تمایل دارد از منحنیها، هایلایتها و سایههای کمتری استفاده کند.
در این تکنیک همچنین از اشکال و بافتهای ساده استفاده میشود و از هرگونه بافت، تصویر سهبعدی یا براق جلوگیری میکند.
حذف سیگنال مزاحم:
برای انجام درست این کار باید عناصر خود را با توجه به نیاز و اهمیت آنها دستهبندی کنیم تا فقط آنچه کاربر برای انجام کارهای خود نیاز دارد، باقی بماند.
آیکونها:
آیکونها در واقع تابلوهای راهنما در دنیای دیجیتال هستند که به کاربر در مسیریابی کمک میکنند. طراحان میتوانند بجای افزودن متن بیشتر به یک صفحه از استفاده از این نمادها بهره ببرند ولی باید توجه داشت که این نمادها باید ساده، استراتژیک و قابل فهم باشند.
ویدئو و انمیشن:
اگر میخواهید از انیمیشن یا ویدئو استفاده کنید باید اطمینان حاصل کنید که این کار به داستانپردازی کلی طراحی شما کمک میکند تا تجربه کاربری بهتری را برای کاربران ایجاد کند.
برای خواندن جزئیات بیشتر میتوانید این مقاله را مطالعه کنید.
https://bit.ly/dxgn807
(زمان حدودی مطالعه: ۶ دقیقه)
نویسنده: ثمره شاملو
#اصول #طراحی #مینیمال
@Dexign فلسفه دیزاین
______
Medium
The Best Elements of Minimalistic Design
Minimalist design, one of the major UX/UI trends of 2021, is an art concept that promotes only including the most essential elements and…
نه سیخ بسوزد نه کباب
بسیار پیش آمده که در دوراهیهای تصمیمگیری قرار گرفتیم. تعارضاتی وجود دارد که به نظر میرسد نمیتوان یکی از مسیرها را به تنهایی انتخاب کرد. اما در نهایت مهم است که بتوانیم با روشی تصمیم بگیریم.
دیاگرام «حل تعارض» یا «ابر تبخیری» به ما بسیار کمک میکند.
نحوه استفاده از آن
دارای سه بخش ساده به شرح زیر است:
۰ خواستهها/پیشنهادات هر دو طرف: که این موارد معمولاً متقابلاً منحصر به فرد هستند و همین امر باعث تعارض میشود.
۰ الزامات/نیازهای اساسی هر دو طرف
۰ هدف مشترکی که پشت این نیازها پنهان شده است
برای هر قسمت دیاگرام، سؤالات زیر را بپرسید:
۱. مشخص کنید که هر طرف برای چه بحث میکند. خواستهها یا پیشنهادها چیست؟
۰ بپرسید: طرف مقابل میخواهد چه کار کند؟ من میخواهم چه کار کنم؟
۲. نیازی را که پشت موقعیت هر طرف قرار دارد تعریف کنید.
۰بپرسید: با پیشنهاد هر طرف چه نیازهایی برآورده می شود؟
۳. هدف مشترک را بیابید.
۰ بپرسید: با تأمین نیازهای هر دو طرف چه چیزی حاصل خواهد شد؟
۰ این مهمترین قسمت است. معمولاً چیزی وجود دارد که هر دو طرف میخواهند در سطح بالاتری به آن دست یابند اما دیدگاههای مختلفی در مورد چگونگی انجام آن دارند. تأیید کنید که برای رسیدن به آن هدف در یک تیم هستید.
شناسایی «هدف مشترک» برای یافتن راهحل بُرد-بُرد ضروری است.
درباره هر فرضی که در پشت پیشنهادهای اصلی است، بحث کنید. این کار معمولاً دلیل منحصر به فرد بودن نظر متقابل را مشخص میکند.
از اینجا می توانید راه حل جدیدی ایجاد کنید. این بار با تمرکز بر هدف مشترک و تأمین نیازهای هر دو طرف.
به دلایل زیر است که میتوان این تعارض و درگیری را با این روش حل کرد.
۱. مسالمتآمیز: با جستجوی آنچه هر دو طرف را متحد میکند.
۲. مولد: با تلاش برای دستیابی به یک راه حل بُرد-بُرد که به دستیابی به هدف مشترک کمک میکند.
به لینک مقالهی زیر بروید و دیاگرام را مشاهده کنید. در انتهای مقاله مثالی ازین روش آورده شده که به فهم این روش کمک میکند. امیدوارم که بتوانید با خواندن این مطلب تعارضات و مسائل زندگی و کار را حل کنید و بهتر از قبل به دیزاین آنها بپردازید.
https://bit.ly/dxgn808
(زمان حدودی مطالعه: ۵ دقیقه)
نویسنده: حسین میرزاده
#راه_حل_برد_برد #حل_مسئله #تصمیم #تعارض
@Dexign فلسفه دیزاین
______
بسیار پیش آمده که در دوراهیهای تصمیمگیری قرار گرفتیم. تعارضاتی وجود دارد که به نظر میرسد نمیتوان یکی از مسیرها را به تنهایی انتخاب کرد. اما در نهایت مهم است که بتوانیم با روشی تصمیم بگیریم.
دیاگرام «حل تعارض» یا «ابر تبخیری» به ما بسیار کمک میکند.
نحوه استفاده از آن
دارای سه بخش ساده به شرح زیر است:
۰ خواستهها/پیشنهادات هر دو طرف: که این موارد معمولاً متقابلاً منحصر به فرد هستند و همین امر باعث تعارض میشود.
۰ الزامات/نیازهای اساسی هر دو طرف
۰ هدف مشترکی که پشت این نیازها پنهان شده است
برای هر قسمت دیاگرام، سؤالات زیر را بپرسید:
۱. مشخص کنید که هر طرف برای چه بحث میکند. خواستهها یا پیشنهادها چیست؟
۰ بپرسید: طرف مقابل میخواهد چه کار کند؟ من میخواهم چه کار کنم؟
۲. نیازی را که پشت موقعیت هر طرف قرار دارد تعریف کنید.
۰بپرسید: با پیشنهاد هر طرف چه نیازهایی برآورده می شود؟
۳. هدف مشترک را بیابید.
۰ بپرسید: با تأمین نیازهای هر دو طرف چه چیزی حاصل خواهد شد؟
۰ این مهمترین قسمت است. معمولاً چیزی وجود دارد که هر دو طرف میخواهند در سطح بالاتری به آن دست یابند اما دیدگاههای مختلفی در مورد چگونگی انجام آن دارند. تأیید کنید که برای رسیدن به آن هدف در یک تیم هستید.
شناسایی «هدف مشترک» برای یافتن راهحل بُرد-بُرد ضروری است.
درباره هر فرضی که در پشت پیشنهادهای اصلی است، بحث کنید. این کار معمولاً دلیل منحصر به فرد بودن نظر متقابل را مشخص میکند.
از اینجا می توانید راه حل جدیدی ایجاد کنید. این بار با تمرکز بر هدف مشترک و تأمین نیازهای هر دو طرف.
به دلایل زیر است که میتوان این تعارض و درگیری را با این روش حل کرد.
۱. مسالمتآمیز: با جستجوی آنچه هر دو طرف را متحد میکند.
۲. مولد: با تلاش برای دستیابی به یک راه حل بُرد-بُرد که به دستیابی به هدف مشترک کمک میکند.
به لینک مقالهی زیر بروید و دیاگرام را مشاهده کنید. در انتهای مقاله مثالی ازین روش آورده شده که به فهم این روش کمک میکند. امیدوارم که بتوانید با خواندن این مطلب تعارضات و مسائل زندگی و کار را حل کنید و بهتر از قبل به دیزاین آنها بپردازید.
https://bit.ly/dxgn808
(زمان حدودی مطالعه: ۵ دقیقه)
نویسنده: حسین میرزاده
#راه_حل_برد_برد #حل_مسئله #تصمیم #تعارض
@Dexign فلسفه دیزاین
______
untools.co
Conflict Resolution Diagram
Find win-win solutions to conflicts
اهمیت «شهود» در طراحی
در سالهای اخیر، طراحی - به ویژه طراحی UI - روشمندتر شده است. طراحان و علاقهمندان به حوزهی طراحی برای تمام مراحلِ فرایند طراحی و ساخت محصول که شامل:
-الهامگیری
-ایدهپردازی
-تفسیر
-طراحی
-ترکیببندی
-ساخت
-ارزیابی و تست
-نمونهسازی اولیه
-اجرا
هستند روشهایی دارند که یادگیری آنها به طراحان اعتماد به نفس بالایی میدهد و حتی برای مشتریان نیز فرایند طراحی را قابل درک میکند.
با ظهور تفکر طراحی، دیگر طراحی صرفا یک کار نیست بلکه علمیست که در آن طراحان باید از دانشهایی مثل تعاملات انسان و کامپیوتر، جامعهشناسی، مردمشناسی و … بهرهمند باشند. بنابراین، بدون نقد بر روشهای موجود، امروزه لازم است از روشهای خلاقانهای برای طراحی استفاده شود. در این بین مهمترین اصل برای پیادهسازی ایدههای خلاقانه، «شهود» است. شهود، تفاوت میان طراحان را میسازد و موضوعیست که ممکن است نگرانیِ برخی از طراحان نیز باشد.
از جنبههای بسیار متفاوتی میتوان شهود را مورد بررسی قرار داد اما با خواندن این مقاله قصد داریم شهود را در طراحی بررسی کنیم.
https://bit.ly/dxgn809
(زمان حدودی مطالعه: ۷ دقیقه)
نویسنده: یگانه یغماییان
#طراحی #شهود #تفکرطراحی #مهارت
@Dexign فلسفهدیزاین
_____
در سالهای اخیر، طراحی - به ویژه طراحی UI - روشمندتر شده است. طراحان و علاقهمندان به حوزهی طراحی برای تمام مراحلِ فرایند طراحی و ساخت محصول که شامل:
-الهامگیری
-ایدهپردازی
-تفسیر
-طراحی
-ترکیببندی
-ساخت
-ارزیابی و تست
-نمونهسازی اولیه
-اجرا
هستند روشهایی دارند که یادگیری آنها به طراحان اعتماد به نفس بالایی میدهد و حتی برای مشتریان نیز فرایند طراحی را قابل درک میکند.
با ظهور تفکر طراحی، دیگر طراحی صرفا یک کار نیست بلکه علمیست که در آن طراحان باید از دانشهایی مثل تعاملات انسان و کامپیوتر، جامعهشناسی، مردمشناسی و … بهرهمند باشند. بنابراین، بدون نقد بر روشهای موجود، امروزه لازم است از روشهای خلاقانهای برای طراحی استفاده شود. در این بین مهمترین اصل برای پیادهسازی ایدههای خلاقانه، «شهود» است. شهود، تفاوت میان طراحان را میسازد و موضوعیست که ممکن است نگرانیِ برخی از طراحان نیز باشد.
از جنبههای بسیار متفاوتی میتوان شهود را مورد بررسی قرار داد اما با خواندن این مقاله قصد داریم شهود را در طراحی بررسی کنیم.
https://bit.ly/dxgn809
(زمان حدودی مطالعه: ۷ دقیقه)
نویسنده: یگانه یغماییان
#طراحی #شهود #تفکرطراحی #مهارت
@Dexign فلسفهدیزاین
_____
Medium
In Defence of Intuition
The core ability of designers is intuition.
به زودی آکادمی دیزاین با همکاری مدرسهی امکان، یک دورهی کارآموزی مخصوص افرادی که با طراحی محصول آشنا هستند برگزار خواهد کرد.
این دوره مخصوص افرادی است که خواستار تغییر و طراحی مسیری نو در شغل خود هستند و آموزشهای ابتدایی را دریافت کرده و برای مواجه با چالشهای واقعی در کسب و کار خود آماده هستند.
این دوره در طی ۷ هفته (۲ جلسه در هفته) برگزار خواهد شد.
مهلت نامنویسی تا ۱۵ مرداد
از لینک زیر برای مشاهده اطلاعات بیشتر و ثبتنام اولیه اقدام کنید:
Rondo.emkan.school
@Dexign فلسفهدیزاین
_____
این دوره مخصوص افرادی است که خواستار تغییر و طراحی مسیری نو در شغل خود هستند و آموزشهای ابتدایی را دریافت کرده و برای مواجه با چالشهای واقعی در کسب و کار خود آماده هستند.
این دوره در طی ۷ هفته (۲ جلسه در هفته) برگزار خواهد شد.
مهلت نامنویسی تا ۱۵ مرداد
از لینک زیر برای مشاهده اطلاعات بیشتر و ثبتنام اولیه اقدام کنید:
Rondo.emkan.school
@Dexign فلسفهدیزاین
_____
طراحی بازی یا گیمیفیکیشن؟
در سالهای اخیر استفاده از گیمیفیکیشن برای جذابتر کردن تجربهی کاربران جایگاه ثابتی در محصولات دیجیتال یافته و جزو اولین انتخابهای طراحان محصول برای افزودن جذابیت و سرگرمی به محصولاتشان شده است.
گیمیفیکیشن به نوعی استفاده از الهامهایی از فرایند طراحی بازی در طراحی محصول است، با این کار طراح محصول جریانهایی را منحصرا برای درگیر کردن کاربر و فراهم آوردن تجربهای نو و سرگرمکننده ایجاد میکند. گیمیفیکیشن در اکثر مواقع کاری پرهزینه، زمانبر و مستلزم ایجاد تغییرات بسیاری در محصول اولیه است.
در مقابل اما تفکر طراحی بازی به طور مستقیم از ابزارهای این حوزه در طراحی محصول استفاده میکند تا تجربهای لذتبخشتر برای کاربر ایجاد کند. اینها شامل صداگذاریها، میکرواینتراکشنها، حرکات بازیگونه و ... میشوند. میتوان گفت طراحی محصول لباس یک طراح بازی را به تن میکند اما همچنان به کار خودش مشغول است.
استفاده از طراحی بازی سادهتر و کمهزینهتر از گیمیفیکیشن است و در نهایت ریسک کمتری هم دارد با این حال محدودتر است و تجربههایی که میسازد کمتر درگیر کننده هستند.
پس گیمیفیکیشن یا طراحی بازی؟ جواب این سوال را باید در نیازهای محصول و امکانات تولید و طراحی آن جستجو کرد، هر یک از این دو رویکرد میتوانند در شرایط مناسب خود کارآمد باشند.
در این مقاله میتوانید درباره تفاوت طراحی بازی و تفاوت آن با گیمیفیکیشن بخوانید و مثالهای جالبی از موارد استفاده آن را مشاهده کنید.
https://bit.ly/dxgn810
(زمان حدودی مطالعه: ۸ دقیقه)
نویسنده: ریحانه خدایی
#طراحی #بازی #گیمیفیکیشن
@Dexign فلسفه دیزاین
______
در سالهای اخیر استفاده از گیمیفیکیشن برای جذابتر کردن تجربهی کاربران جایگاه ثابتی در محصولات دیجیتال یافته و جزو اولین انتخابهای طراحان محصول برای افزودن جذابیت و سرگرمی به محصولاتشان شده است.
گیمیفیکیشن به نوعی استفاده از الهامهایی از فرایند طراحی بازی در طراحی محصول است، با این کار طراح محصول جریانهایی را منحصرا برای درگیر کردن کاربر و فراهم آوردن تجربهای نو و سرگرمکننده ایجاد میکند. گیمیفیکیشن در اکثر مواقع کاری پرهزینه، زمانبر و مستلزم ایجاد تغییرات بسیاری در محصول اولیه است.
در مقابل اما تفکر طراحی بازی به طور مستقیم از ابزارهای این حوزه در طراحی محصول استفاده میکند تا تجربهای لذتبخشتر برای کاربر ایجاد کند. اینها شامل صداگذاریها، میکرواینتراکشنها، حرکات بازیگونه و ... میشوند. میتوان گفت طراحی محصول لباس یک طراح بازی را به تن میکند اما همچنان به کار خودش مشغول است.
استفاده از طراحی بازی سادهتر و کمهزینهتر از گیمیفیکیشن است و در نهایت ریسک کمتری هم دارد با این حال محدودتر است و تجربههایی که میسازد کمتر درگیر کننده هستند.
پس گیمیفیکیشن یا طراحی بازی؟ جواب این سوال را باید در نیازهای محصول و امکانات تولید و طراحی آن جستجو کرد، هر یک از این دو رویکرد میتوانند در شرایط مناسب خود کارآمد باشند.
در این مقاله میتوانید درباره تفاوت طراحی بازی و تفاوت آن با گیمیفیکیشن بخوانید و مثالهای جالبی از موارد استفاده آن را مشاهده کنید.
https://bit.ly/dxgn810
(زمان حدودی مطالعه: ۸ دقیقه)
نویسنده: ریحانه خدایی
#طراحی #بازی #گیمیفیکیشن
@Dexign فلسفه دیزاین
______
Medium
Forget gamification: Game design as a product development framework
Why top start-ups are focusing on game design, not just gamification.
۶ روش برای مراقب از خود هنگام کار ریموت
از زمانی که ویروس کرونا وارد زندگی مردم شد، دنیا نیازمند تغییرات اساسی در شیوه کارهایی شد که تا مدتی پیش به صورت روتین انجام میشد.
این اتفاق باعث تغییرات زیادی در روش کار کردن ما شد و کار ریموت بیشاز پیش مورد استقبال قرار گرفت.
ریموت کار کردن مثل هر اتفاق دیگری دارای نکات مثبت و منفی است.
کار کردن بیرون از خانه باعث پویایی بیشتر ما میشود، بیشتر قدم میزنیم و بیشتر با دیگران معاشرت داریم.
زمانی که از خانه کار میکنیم، در هزینهها صرهجویی میکنیم، در فضای مورد علاقهمان کار میکنیم و میتوانیم زمان بیشتری را صرف خودمان و زندگی کنیم.
مقالهای که این هفته به شما معرفی میکنم، به ۶ اصل مهم برای سالمماندن در هنگام ریموت کار کردن است.
اصولی که نویسنده از آن حرف میزند:
⁃ سرمایهگذاری روی محصولات ارگونومیک.
⁃ حتی در خانه همیشه در حرکت باشید.
⁃ بین کار و زندگیتان یک فاصله معنادار ایجاد کنید.
⁃ اجتماعی بودن و معاشرتکردن را فراموش نکنید.
⁃ همیشه به خودتان برسید، انگار هر لحظه آماده بیرون رفتن هستید.
⁃ یک روتین مشخص برای روزهایتان داشته باشید.
https://bit.ly/dxgn811
(زمان حدودی مطالعه: ۸ دقیقه)
نویسنده: آرش اصغری
#دیزاین #ریموت
@Dexign فلسفه دیزاین
______
از زمانی که ویروس کرونا وارد زندگی مردم شد، دنیا نیازمند تغییرات اساسی در شیوه کارهایی شد که تا مدتی پیش به صورت روتین انجام میشد.
این اتفاق باعث تغییرات زیادی در روش کار کردن ما شد و کار ریموت بیشاز پیش مورد استقبال قرار گرفت.
ریموت کار کردن مثل هر اتفاق دیگری دارای نکات مثبت و منفی است.
کار کردن بیرون از خانه باعث پویایی بیشتر ما میشود، بیشتر قدم میزنیم و بیشتر با دیگران معاشرت داریم.
زمانی که از خانه کار میکنیم، در هزینهها صرهجویی میکنیم، در فضای مورد علاقهمان کار میکنیم و میتوانیم زمان بیشتری را صرف خودمان و زندگی کنیم.
مقالهای که این هفته به شما معرفی میکنم، به ۶ اصل مهم برای سالمماندن در هنگام ریموت کار کردن است.
اصولی که نویسنده از آن حرف میزند:
⁃ سرمایهگذاری روی محصولات ارگونومیک.
⁃ حتی در خانه همیشه در حرکت باشید.
⁃ بین کار و زندگیتان یک فاصله معنادار ایجاد کنید.
⁃ اجتماعی بودن و معاشرتکردن را فراموش نکنید.
⁃ همیشه به خودتان برسید، انگار هر لحظه آماده بیرون رفتن هستید.
⁃ یک روتین مشخص برای روزهایتان داشته باشید.
https://bit.ly/dxgn811
(زمان حدودی مطالعه: ۸ دقیقه)
نویسنده: آرش اصغری
#دیزاین #ریموت
@Dexign فلسفه دیزاین
______
Dribbble
6 self-care tips every remote worker needs for WFH success
Check out six simple self-care tips that will help ensure your WFH experience is both positive and productive.
هشت تقلب روانشناسانه!
طراحی روانشناسانه ترکیبی از قوائد طراحی، واکنشها و رفتارهای انسانها است. شما برای انسانها طراحی میکنید، پس چرا از شناخت بیشتر نسبت به آنها بهره نبرید؟!
آخرین باری که خمیازه کشیدهاید و شخصی در کنار شما بوده را به خاطر دارید؟ احتمالا او هم همزمان یا نهایتا کمی بعد از شما خمیازه کشیده است. آخرین باری که شخصی موضوعی را برای شما توضیح داده و شما به نشانه تایید سر تکان دادهاید را چطور؟ احتمالا میخواستید میزان توجه و حتی همدلی و تایید حرف طرف مقابل را در سریع ترین زمان به او نشان دهید بدون آنکه صحبتش را قطع کرده باشید.
تا به حال شده (فارغ از عملکرد) فقط زیبایی یک سرویس شما را مجذوب و مجاب به استفاده کند؟
تا به حال شده متوجه شوید دکتری با تجویز داروی بدون ارزش دارویی مشکل شما را حل کرده است؟
شده ماشین نو بخرید و بعد با خودتان فکر کنید "حالا که من خریدمش چقدر آدمای زیادی این مدل ماشین رو خریدن"؟
چند بار پیش آمده اول و آخر یک سریال و یا یک متن را به خاطر بیاورید و تمام چیزی که بین این دو بوده را به فراموشی سپرده باشید؟
برای شما پیش نیامده که هرچه فاکتورهای بیشتری را برای یک تصمیم در نظر میگیرید، تصمیمگیری سختتر شود؟ ...
احتمالا در حین این سوالات گاها خندیده باشید و به خودتان گفتید "این که دقیقا منم!". بله اکثر ما خیلی از این اتفاقات را تجربه کردهایم. چرا؟ به این خاطر که اینها همه جزیی از روانشناسی ما انسانهاست.
اما نکته مهم اینجاست که این موارد چه کمکی به ما میکنند که محصولی با تجربه کاربری بهتر را به دست کاربرانمان برسانیم؟
در پاسخ باید شما رو دعوت به مطالعه این مقاله جذاب کنم.
https://bit.ly/dxgn812
(زمان حدودی مطالعه: ۱۰ دقیقه)
نویسنده: رشید مسعودی
#طراحی #تجربهـکاربری #روانشناسی #UX
@Dexign فلسفه دیزاین
______
طراحی روانشناسانه ترکیبی از قوائد طراحی، واکنشها و رفتارهای انسانها است. شما برای انسانها طراحی میکنید، پس چرا از شناخت بیشتر نسبت به آنها بهره نبرید؟!
آخرین باری که خمیازه کشیدهاید و شخصی در کنار شما بوده را به خاطر دارید؟ احتمالا او هم همزمان یا نهایتا کمی بعد از شما خمیازه کشیده است. آخرین باری که شخصی موضوعی را برای شما توضیح داده و شما به نشانه تایید سر تکان دادهاید را چطور؟ احتمالا میخواستید میزان توجه و حتی همدلی و تایید حرف طرف مقابل را در سریع ترین زمان به او نشان دهید بدون آنکه صحبتش را قطع کرده باشید.
تا به حال شده (فارغ از عملکرد) فقط زیبایی یک سرویس شما را مجذوب و مجاب به استفاده کند؟
تا به حال شده متوجه شوید دکتری با تجویز داروی بدون ارزش دارویی مشکل شما را حل کرده است؟
شده ماشین نو بخرید و بعد با خودتان فکر کنید "حالا که من خریدمش چقدر آدمای زیادی این مدل ماشین رو خریدن"؟
چند بار پیش آمده اول و آخر یک سریال و یا یک متن را به خاطر بیاورید و تمام چیزی که بین این دو بوده را به فراموشی سپرده باشید؟
برای شما پیش نیامده که هرچه فاکتورهای بیشتری را برای یک تصمیم در نظر میگیرید، تصمیمگیری سختتر شود؟ ...
احتمالا در حین این سوالات گاها خندیده باشید و به خودتان گفتید "این که دقیقا منم!". بله اکثر ما خیلی از این اتفاقات را تجربه کردهایم. چرا؟ به این خاطر که اینها همه جزیی از روانشناسی ما انسانهاست.
اما نکته مهم اینجاست که این موارد چه کمکی به ما میکنند که محصولی با تجربه کاربری بهتر را به دست کاربرانمان برسانیم؟
در پاسخ باید شما رو دعوت به مطالعه این مقاله جذاب کنم.
https://bit.ly/dxgn812
(زمان حدودی مطالعه: ۱۰ دقیقه)
نویسنده: رشید مسعودی
#طراحی #تجربهـکاربری #روانشناسی #UX
@Dexign فلسفه دیزاین
______
Usability Geek
8 Psychology-Based Design Hacks That Will Make You A Better UX Designer - Usability Geek
If the first thought that crossed your mind when you read the noscript of the article was “What does Psychology has to do with UX Design?“ then, yes, that’s what we thought too, now that we’re on the same page, let’s end this article here. Cheers! Okay! Jokes…
مغز شما نمیخواهد که خلاق باشید!
مغز خود را مانند یک اتومبیل خودران در نظر بگیرید که به شما اختیار تغییر دما، تغییر زاویهی صندلی و … را میدهد اما کارهای اساسی و مهم مثل رانندگی کردن و امثالهم از کنترل شما خارج است.
حقیقت این است که مغز ما در ناخودآگاه، کارهای اساسی و مهم مثل نفسکشیدن، فکر کردن و … را برنامهریزی کرده و علاقهای به دخالت و فراموشکاریهای ما در این برنامهها ندارد.
خلاقیت یکی از عناصریست که انسان برای بکارگیری آن باید به ناخودآگاه خود دسترسی پیدا کند به همین علت است که معمولا بکارگیری آن سخت و دور از محیط کار مثلا هنگام رانندگی یا دوش گرفتن که انسان در آرامش بیشتری قرار دارد، ممکن است.
یک مغز و دو ذهن
ذهن متمرکز
و ذهن غیرمتمرکز
در حالت غیر متمرکز ذهن است که خلاقیت بکار میافتد اما در طول روز و در حین کار اکثرا ذهن در حالت متمرکز قرار دارد، به همین علت بهتر است در طول ساعات کاری به تمرین و بالابردن مهارت خود بپردازیم و زمانی را هم برای دور بودن از فضای کار و قراردادن ذهن در حالت غیرمتمرکز در نظر بگیریم.
حالا که نحوهی کارکرد مغز را متوجه شدیم با چند راه میتوان به خلاقیت بهتر کمک کرد، در این مقاله به چند مورد از مهمترین این راهها اشاره شده است.
https://bit.ly/dxgn813
(زمان حدودی مطالعه: ۶ دقیقه)
نویسنده: یگانه یغماییان
#طراحی #خلاقیت
@Dexign فلسفه دیزاین
_________
مغز خود را مانند یک اتومبیل خودران در نظر بگیرید که به شما اختیار تغییر دما، تغییر زاویهی صندلی و … را میدهد اما کارهای اساسی و مهم مثل رانندگی کردن و امثالهم از کنترل شما خارج است.
حقیقت این است که مغز ما در ناخودآگاه، کارهای اساسی و مهم مثل نفسکشیدن، فکر کردن و … را برنامهریزی کرده و علاقهای به دخالت و فراموشکاریهای ما در این برنامهها ندارد.
خلاقیت یکی از عناصریست که انسان برای بکارگیری آن باید به ناخودآگاه خود دسترسی پیدا کند به همین علت است که معمولا بکارگیری آن سخت و دور از محیط کار مثلا هنگام رانندگی یا دوش گرفتن که انسان در آرامش بیشتری قرار دارد، ممکن است.
یک مغز و دو ذهن
ذهن متمرکز
و ذهن غیرمتمرکز
در حالت غیر متمرکز ذهن است که خلاقیت بکار میافتد اما در طول روز و در حین کار اکثرا ذهن در حالت متمرکز قرار دارد، به همین علت بهتر است در طول ساعات کاری به تمرین و بالابردن مهارت خود بپردازیم و زمانی را هم برای دور بودن از فضای کار و قراردادن ذهن در حالت غیرمتمرکز در نظر بگیریم.
حالا که نحوهی کارکرد مغز را متوجه شدیم با چند راه میتوان به خلاقیت بهتر کمک کرد، در این مقاله به چند مورد از مهمترین این راهها اشاره شده است.
https://bit.ly/dxgn813
(زمان حدودی مطالعه: ۶ دقیقه)
نویسنده: یگانه یغماییان
#طراحی #خلاقیت
@Dexign فلسفه دیزاین
_________
Medium
Your Brain Doesn’t Want You to Be Creative
Strategies for tapping into your subconscious brilliance
علت و معلول (دیاگرام ایشیکاوا)
بارها اشاره کردهایم که تقریبا نیمی از فرآیند حل مسئله، فهمیدن خود مسئله است. به همین خاطر مقالههای بسیاری را دربارهی اینکه چطور میتوانیم مشکل را بفهمیم، معرفی کردهایم. امروز هم به سراغ یکی دیگر از ابزارهایی میرویم که به ما در این مورد مهم کمک میکند.
دیاگرام ایشیکاوا (استخوان ماهی) که توسط یک استاد ژاپنی به نام Kaoru Ishikawa ساخته شده است، یک ابزار بسیار خوب در مورد شناسایی ریشههای اصلی مشکلات است. گاهی اوقات آن را دیاگرام علت و معلولی نیز مینامند. از این روش حتی برای حل مشکلات پیچیده نیز کمک میگیرند.
نحوه استفاده از آن:
۱. تعریف مسئله
با تعریف مشکل شروع کنید و سپس یک خط به سمت چپ یا راست آن بکشید (این به اولویت شما بستگی دارد). این خط برای افزودن فاکتورها (عوامل) در مرحله بعدی، نیاز میشود.
۲. فاکتورها (عوامل) یا دستههای موثر را شناسایی کنید
فاکتورها / دستههایی را که میتوانند در کمک به مشکلی که مشغول به حل آن میباشید را ذکر کنید. آنها را در امتداد خط اصلی رسم کنید. شما میتوانید فاکتورهای خاص خود را بیابید یا ممکن است از دستهبندیهای عمومی استفاده کنید. مانند: آدمها، تجهیزات، روشها، اندازهگیریها، مواد و محیط.
دستهبندی کردن، برای درهم شکستن مشکلات پیچیده و نگاه به آنها از دیدگاههای مختلف بسیار کمککننده است.
۳. دلایل اصلیِ احتمالی هر عامل/دسته را پیدا کنید
بپرسید "چرا این اتفاق میافتد؟" هر ایده را به عنوان یک خط، زیر عاملی که به آن مربوط است بنویسید. روش استدلال از اصول اولیه به همراه تکنیک "پنج چرا" در اینجا به کمک شما میآیند.
به خاطر داشته باشید که مسئلهی شما ممکن است فقط یک دلیل اصلی نداشته باشد بلکه از چندین دلیل ریشهای تشکیل شده باشد. بنابراین مهم است که همه مواردی که ممکن است مشکل را توضیح دهد، حتی اگر به صورت جزئی باشد نیز ذکر شوند.
در این مرحله، شما یک دیاگرام کامل ساختهایید، اما هنوز پاسخ نهایی را پیدا نکردهاید.
۴. نمودار را تحلیل کنید
مهمترین مرحله، بررسی همه دلایل اصلی و تجزیه و تحلیل آنهاست. نمودار اکنون ساختاری را برای مهمترین تفکرات و قدمهای بعدی شما فراهم کرده است.
در این مرحله امکانات زیادی وجود دارد که میتوانید انجام دهید. شاید بتوانید دادهها / شواهد بیشتری را برای هر علت ریشهای جمعآوری کنید یا بلافاصله محتملترین مورد را شناسایی کرده و به سرعت در حل آن تلاش کنید. این به مشکلات خاص شما و علتهای احتمالی شناسایی شده بستگی خواهد داشت.
مثالی ازین روش را میتوانید در انتهای این مقاله پیدا کنید تا با کارکرد این روش بهتر آشنا شوید. امیدوارم که این دیاگرام در زندگی کاری و شخصیتان مفید باشد. در آخر بسیار خوشحال میشویم که نظرتان را با ما در زیر همین پست به اشتراک بگذارید.
https://bit.ly/dxgn814
(زمان حدودی مطالعه: ۴ دقیقه)
نویسنده: حسین میرزاده
#حل_مسئله #دیاگرام_ایشیکاوا #علت_و_معلول #تعریف_مسئله
@Dexign فلسفه دیزاین
______
بارها اشاره کردهایم که تقریبا نیمی از فرآیند حل مسئله، فهمیدن خود مسئله است. به همین خاطر مقالههای بسیاری را دربارهی اینکه چطور میتوانیم مشکل را بفهمیم، معرفی کردهایم. امروز هم به سراغ یکی دیگر از ابزارهایی میرویم که به ما در این مورد مهم کمک میکند.
دیاگرام ایشیکاوا (استخوان ماهی) که توسط یک استاد ژاپنی به نام Kaoru Ishikawa ساخته شده است، یک ابزار بسیار خوب در مورد شناسایی ریشههای اصلی مشکلات است. گاهی اوقات آن را دیاگرام علت و معلولی نیز مینامند. از این روش حتی برای حل مشکلات پیچیده نیز کمک میگیرند.
نحوه استفاده از آن:
۱. تعریف مسئله
با تعریف مشکل شروع کنید و سپس یک خط به سمت چپ یا راست آن بکشید (این به اولویت شما بستگی دارد). این خط برای افزودن فاکتورها (عوامل) در مرحله بعدی، نیاز میشود.
۲. فاکتورها (عوامل) یا دستههای موثر را شناسایی کنید
فاکتورها / دستههایی را که میتوانند در کمک به مشکلی که مشغول به حل آن میباشید را ذکر کنید. آنها را در امتداد خط اصلی رسم کنید. شما میتوانید فاکتورهای خاص خود را بیابید یا ممکن است از دستهبندیهای عمومی استفاده کنید. مانند: آدمها، تجهیزات، روشها، اندازهگیریها، مواد و محیط.
دستهبندی کردن، برای درهم شکستن مشکلات پیچیده و نگاه به آنها از دیدگاههای مختلف بسیار کمککننده است.
۳. دلایل اصلیِ احتمالی هر عامل/دسته را پیدا کنید
بپرسید "چرا این اتفاق میافتد؟" هر ایده را به عنوان یک خط، زیر عاملی که به آن مربوط است بنویسید. روش استدلال از اصول اولیه به همراه تکنیک "پنج چرا" در اینجا به کمک شما میآیند.
به خاطر داشته باشید که مسئلهی شما ممکن است فقط یک دلیل اصلی نداشته باشد بلکه از چندین دلیل ریشهای تشکیل شده باشد. بنابراین مهم است که همه مواردی که ممکن است مشکل را توضیح دهد، حتی اگر به صورت جزئی باشد نیز ذکر شوند.
در این مرحله، شما یک دیاگرام کامل ساختهایید، اما هنوز پاسخ نهایی را پیدا نکردهاید.
۴. نمودار را تحلیل کنید
مهمترین مرحله، بررسی همه دلایل اصلی و تجزیه و تحلیل آنهاست. نمودار اکنون ساختاری را برای مهمترین تفکرات و قدمهای بعدی شما فراهم کرده است.
در این مرحله امکانات زیادی وجود دارد که میتوانید انجام دهید. شاید بتوانید دادهها / شواهد بیشتری را برای هر علت ریشهای جمعآوری کنید یا بلافاصله محتملترین مورد را شناسایی کرده و به سرعت در حل آن تلاش کنید. این به مشکلات خاص شما و علتهای احتمالی شناسایی شده بستگی خواهد داشت.
مثالی ازین روش را میتوانید در انتهای این مقاله پیدا کنید تا با کارکرد این روش بهتر آشنا شوید. امیدوارم که این دیاگرام در زندگی کاری و شخصیتان مفید باشد. در آخر بسیار خوشحال میشویم که نظرتان را با ما در زیر همین پست به اشتراک بگذارید.
https://bit.ly/dxgn814
(زمان حدودی مطالعه: ۴ دقیقه)
نویسنده: حسین میرزاده
#حل_مسئله #دیاگرام_ایشیکاوا #علت_و_معلول #تعریف_مسئله
@Dexign فلسفه دیزاین
______
untools.co
Ishikawa Diagram
Identify root causes of problems.
۱۰ اشتباه برتری که کاربران را نسبت به طراحی شما در وب ناامید میکند:
در این مقاله مروری خواهیم داشت بر مواردی که وجودشان در طراحی شما باعث ناامیدی کاربران میشود و نیز نکاتی را برای غلبه بر آنها باید بدانیم.
۱- متن کوچک
علیرغم اینکه فرمتهای ویدئویی اخیرا محبوب شدهاند اما همچنان اکثر اطلاعات روی وب از نوع متنی هستند، و خوانایی یک امر ضروری برای تجربه کاربری خوب است.
۲- المانهای قابل کلیک کوچک
هرچقدر المانهایی نظیر لینکها، دکمهها و سایر موارد کوچکتر باشند، احتمال اینکه کاربر اشتباه کند بیشتر است.
۳- تغییر محتوای غیر منتظره
این مورد زمانی اتفاق میافتد که کاربر با کلیک روی لینک خاص بجای ارجاع به آن مورد به یک تبلیغ هدایت میشود.
۴- از دست دادن دادهها در خطا
یکی از نمونهها برای این مورد زمانی است که شما فرمی را پر میکنید و پس از فشردن دکمه ارسال به شما پیغام خطا نشان داده میشود و دادههای شما از دست رفته است.
۵- دکمه «برگشت» که کار نمیکند
کاربر همواره به یک خروج اضطراری نیاز دارد که این کار را دکمه برگشت انجام میدهد.
۶- کنترل اسکرول کردن
گاهاً طراحان نحوه اسکرول صفحات را دستکاری میکنند تا به گونهای متفاوت در وبسایتشان عمل کند ولی این امر همیشه به تجربه خوبی ختم نمیشود.
۷- صفحه ثبتنام
این صفحات در واقع درخواستهای اجباری برای ایجاد یک حساب کاربری برای استفاده از سرویس است که این صفحات از گردش کاربر در سرویس جلوگیری میکنند.
۸- پخش خودکار ویدئو همراه با صدا
زمانی که کاربر وارد یک صفحه میشود انتظار پخش خودکار یک ویدئو با صدا بدون رضایت را ندارد و خیلی از کاربران بلافاصله از سایت خارج میشوند.
۹- اجازه ارسال اعلانها در مرورگر
کاربرها اکثرا به این نوع اطلاعات علاقهای ندارند، در واقع این اعلانها کاربر را از تعامل با محتوای سایت گمراه میکنند.
۱۰- اجازه برای ذخیرهسازی کوکیها
بعضی از وبسایتها از کاربران درخواست میکنند که کوکیها را بلافاصله در شروع قبول کنند و تا زمانی که این امر صورت نگیرد کاربر را بلاک میکنند.
https://bit.ly/dxgn815
(زمان حدودی مطالعه: ۶ دقیقه)
نویسنده: ثمره شاملو
#طراحی #وب #طراحی_وب
@Dexign فلسفه دیزاین
______
در این مقاله مروری خواهیم داشت بر مواردی که وجودشان در طراحی شما باعث ناامیدی کاربران میشود و نیز نکاتی را برای غلبه بر آنها باید بدانیم.
۱- متن کوچک
علیرغم اینکه فرمتهای ویدئویی اخیرا محبوب شدهاند اما همچنان اکثر اطلاعات روی وب از نوع متنی هستند، و خوانایی یک امر ضروری برای تجربه کاربری خوب است.
۲- المانهای قابل کلیک کوچک
هرچقدر المانهایی نظیر لینکها، دکمهها و سایر موارد کوچکتر باشند، احتمال اینکه کاربر اشتباه کند بیشتر است.
۳- تغییر محتوای غیر منتظره
این مورد زمانی اتفاق میافتد که کاربر با کلیک روی لینک خاص بجای ارجاع به آن مورد به یک تبلیغ هدایت میشود.
۴- از دست دادن دادهها در خطا
یکی از نمونهها برای این مورد زمانی است که شما فرمی را پر میکنید و پس از فشردن دکمه ارسال به شما پیغام خطا نشان داده میشود و دادههای شما از دست رفته است.
۵- دکمه «برگشت» که کار نمیکند
کاربر همواره به یک خروج اضطراری نیاز دارد که این کار را دکمه برگشت انجام میدهد.
۶- کنترل اسکرول کردن
گاهاً طراحان نحوه اسکرول صفحات را دستکاری میکنند تا به گونهای متفاوت در وبسایتشان عمل کند ولی این امر همیشه به تجربه خوبی ختم نمیشود.
۷- صفحه ثبتنام
این صفحات در واقع درخواستهای اجباری برای ایجاد یک حساب کاربری برای استفاده از سرویس است که این صفحات از گردش کاربر در سرویس جلوگیری میکنند.
۸- پخش خودکار ویدئو همراه با صدا
زمانی که کاربر وارد یک صفحه میشود انتظار پخش خودکار یک ویدئو با صدا بدون رضایت را ندارد و خیلی از کاربران بلافاصله از سایت خارج میشوند.
۹- اجازه ارسال اعلانها در مرورگر
کاربرها اکثرا به این نوع اطلاعات علاقهای ندارند، در واقع این اعلانها کاربر را از تعامل با محتوای سایت گمراه میکنند.
۱۰- اجازه برای ذخیرهسازی کوکیها
بعضی از وبسایتها از کاربران درخواست میکنند که کوکیها را بلافاصله در شروع قبول کنند و تا زمانی که این امر صورت نگیرد کاربر را بلاک میکنند.
https://bit.ly/dxgn815
(زمان حدودی مطالعه: ۶ دقیقه)
نویسنده: ثمره شاملو
#طراحی #وب #طراحی_وب
@Dexign فلسفه دیزاین
______
Medium
Top 10 User Frustrations on Web
And how to fix (most of) them
پروتوتایپ و انتخاب ابزاری مناسب برای ساخت آن
یکی از روشهای شناخت مشکلات طراحی ساخت پروتوتایپ یا نمونه اولیه است. زیرا به طراحان این امکان را میدهد که طراحی کنونی خود را آزمایش کنند و با جمع آوری سریع بازخورد از مزایای آن بهرهمند شوند.
اما چرا به پروتوتایپها نیاز داریم؟ پروتوتایپها تصویری ابتدایی از محصولی که قصد ساخت آن را داریم را به ما ارایه میدهند. ما میتوانیم با ارایه این نسخه اولیه به ذینفعان، کاربران و همه افراد دیگری که در روند طراحی مشارکت دارند به سرعت بازخورد بگیریم. مشکلات محصول خود را بشناسیم و ایدهها و راه حلهای بد را بدون اینکه روی آنها تاکید زیادی داشته باشیم حذف و در نهایت تجربه کاربری بهتری برای کاربران ایجاد کنیم.
ابزارهای زیادی برای ساخت پروتوتایپ وجود دارد. اما گاهی واقعا نیازی به ابزارهای بیرونی و برنامههای اضافه نداریم و میتوانیم با همان نرمافزارهای طراحی و یا حتی با استفاده از یک تکه کاغذ نمونههای اولیه خود را بسازیم. اما قبل از ساخت آن لازم است تا علاوه بر در نظر گرفتن همه جزییات و اهداف ایده اصلی نمونه اولیه خود بسنجیم و آن را به گونهای بسازیم که متناسب با نیازهای ما باشد. همچنین لازم است ابزاری را برای ساخت آن انتخاب کنیم که علاوه بر قیمت و سرعت، با وضعیت روند طراحی ما نیز سازگار باشد.
تقریبا در تمام مراحل طراحی میتوانیم از پروتوتایپ برای مطالعات و ارزیابی محصول خود استفاده کنیم. اما برای دستیابی به بهترین نتایج ، لازم است تا در سریعترین زمان ممکن شروع به کار کنیم و با جمعآوری بازخورد لازم روند کار را تسریع کنید.
اگر میخواهید درباره مفهوم کلی پروتوتایپ، انواع مختلف آن و ابزارهای مناسب برای ساخت بیشتر بدانید این مقاله را بخوانید.
https://bit.ly/dxgn816
(زمان حدودی مطالعه: ۷ دقیقه)
نویسنده: فیروزه ایمانی
#طراحی #پروتوتایپ
@Dexign فلسفه دیزاین
______
یکی از روشهای شناخت مشکلات طراحی ساخت پروتوتایپ یا نمونه اولیه است. زیرا به طراحان این امکان را میدهد که طراحی کنونی خود را آزمایش کنند و با جمع آوری سریع بازخورد از مزایای آن بهرهمند شوند.
اما چرا به پروتوتایپها نیاز داریم؟ پروتوتایپها تصویری ابتدایی از محصولی که قصد ساخت آن را داریم را به ما ارایه میدهند. ما میتوانیم با ارایه این نسخه اولیه به ذینفعان، کاربران و همه افراد دیگری که در روند طراحی مشارکت دارند به سرعت بازخورد بگیریم. مشکلات محصول خود را بشناسیم و ایدهها و راه حلهای بد را بدون اینکه روی آنها تاکید زیادی داشته باشیم حذف و در نهایت تجربه کاربری بهتری برای کاربران ایجاد کنیم.
ابزارهای زیادی برای ساخت پروتوتایپ وجود دارد. اما گاهی واقعا نیازی به ابزارهای بیرونی و برنامههای اضافه نداریم و میتوانیم با همان نرمافزارهای طراحی و یا حتی با استفاده از یک تکه کاغذ نمونههای اولیه خود را بسازیم. اما قبل از ساخت آن لازم است تا علاوه بر در نظر گرفتن همه جزییات و اهداف ایده اصلی نمونه اولیه خود بسنجیم و آن را به گونهای بسازیم که متناسب با نیازهای ما باشد. همچنین لازم است ابزاری را برای ساخت آن انتخاب کنیم که علاوه بر قیمت و سرعت، با وضعیت روند طراحی ما نیز سازگار باشد.
تقریبا در تمام مراحل طراحی میتوانیم از پروتوتایپ برای مطالعات و ارزیابی محصول خود استفاده کنیم. اما برای دستیابی به بهترین نتایج ، لازم است تا در سریعترین زمان ممکن شروع به کار کنیم و با جمعآوری بازخورد لازم روند کار را تسریع کنید.
اگر میخواهید درباره مفهوم کلی پروتوتایپ، انواع مختلف آن و ابزارهای مناسب برای ساخت بیشتر بدانید این مقاله را بخوانید.
https://bit.ly/dxgn816
(زمان حدودی مطالعه: ۷ دقیقه)
نویسنده: فیروزه ایمانی
#طراحی #پروتوتایپ
@Dexign فلسفه دیزاین
______
UX Studio
How to Choose Prototyping Tool (with 3 Examples) - UX studio
How to do prototying right? In this article, I will guide you behind the idea of prototyping and show you how to use it effectively.
تایپوگرافی؛ ریتم در نوشته
به قطعه موسیقی مورد علاقهتان فکر کنید، فراز و فرودها، سکوتها و نحوهی تفکیک بخشهای مختلفش را به یاد بیاورید، آنچه الان در ذهن دارید یکی از نزدیکترین تشبیهها به تایپوگرافی محسوب میشود. همان ویژگیای که نتها را به یک قطعه موسیقی تبدیل میکند، متن را نیز در قالب تایپوگرافی ریخته و شکل میدهد، این ویژگی داشتن «ریتم» است.
بیش از ۹۰ درصد از محتوای موجود در فضای دیجیتال را متنها تشکیل میدهند اما اکثر اوقات ما طراحان کمترین زمان را برای شکل دادن به فونت و تایپوگرافی در محصولات دیجیتال اختصاص میدهیم، به نظرتان چرا؟
رنگ، عکس، شکل و الگوهایی که آنها را کنار هم قرار میدهند برای ما هویت بصری مشخصی دارند. در مقابل اما کار اصلی یک نوشته رساندن یک مفهوم است، پس در ذهن تازهکارِ ما مهمترین ویژگی آن باید خوانا بودن باشد، مگر نه؟ به طور کلی شاید، اما کاربر در فضای دیجیتال متنها را نمیخواند!
کاربر متون را در کنار تمام اجزای دیگر یک صفحه و در قالبی بصری و نه مفهومی میبیند، به قولی آنها را اسکن میکند. به همین خاطر محتوای نوشتاری در یک محصول دیجیتال کاربردی وسیعتر از رساندن پیام دارد، یا حداقل میتوان گفت این اولین کاربردش نخواهد بود. در اینجاست که تایپوگرافی ابزار قدرتمندی برای استفاده از پتانسیل تصویری متن در اختیار ما میگذارد.
تایپوگرافی از جزییترین تا کلیترین لایههای بصری یک متن به آن ریتمی بصری میبخشد ؛ از فواصل میان هر دو حرف در یک کلمه تا تفاوت اندازه و فاصله میان عناوین و بدنهی نوشته.
همچنین با دیدن متون به عنوان عناصر بصری راحتتر میتوانیم آنها را با اشکال، عکسها و الگوهای به کار رفته در طراحی هماهنگ کنیم.
راههای ایجاد این هماهنگیها و توضیحاتی در رابطه با اصول تایپوگرافی را در این مقاله بخوانید.
https://bit.ly/dxgn817
(زمان حدودی مطالعه: ۷ دقیقه)
نویسنده: ریحانه خدایی
#طراحی #فونت #تایپوگرافی #ریتم
@Dexign فلسفه دیزاین
______
به قطعه موسیقی مورد علاقهتان فکر کنید، فراز و فرودها، سکوتها و نحوهی تفکیک بخشهای مختلفش را به یاد بیاورید، آنچه الان در ذهن دارید یکی از نزدیکترین تشبیهها به تایپوگرافی محسوب میشود. همان ویژگیای که نتها را به یک قطعه موسیقی تبدیل میکند، متن را نیز در قالب تایپوگرافی ریخته و شکل میدهد، این ویژگی داشتن «ریتم» است.
بیش از ۹۰ درصد از محتوای موجود در فضای دیجیتال را متنها تشکیل میدهند اما اکثر اوقات ما طراحان کمترین زمان را برای شکل دادن به فونت و تایپوگرافی در محصولات دیجیتال اختصاص میدهیم، به نظرتان چرا؟
رنگ، عکس، شکل و الگوهایی که آنها را کنار هم قرار میدهند برای ما هویت بصری مشخصی دارند. در مقابل اما کار اصلی یک نوشته رساندن یک مفهوم است، پس در ذهن تازهکارِ ما مهمترین ویژگی آن باید خوانا بودن باشد، مگر نه؟ به طور کلی شاید، اما کاربر در فضای دیجیتال متنها را نمیخواند!
کاربر متون را در کنار تمام اجزای دیگر یک صفحه و در قالبی بصری و نه مفهومی میبیند، به قولی آنها را اسکن میکند. به همین خاطر محتوای نوشتاری در یک محصول دیجیتال کاربردی وسیعتر از رساندن پیام دارد، یا حداقل میتوان گفت این اولین کاربردش نخواهد بود. در اینجاست که تایپوگرافی ابزار قدرتمندی برای استفاده از پتانسیل تصویری متن در اختیار ما میگذارد.
تایپوگرافی از جزییترین تا کلیترین لایههای بصری یک متن به آن ریتمی بصری میبخشد ؛ از فواصل میان هر دو حرف در یک کلمه تا تفاوت اندازه و فاصله میان عناوین و بدنهی نوشته.
همچنین با دیدن متون به عنوان عناصر بصری راحتتر میتوانیم آنها را با اشکال، عکسها و الگوهای به کار رفته در طراحی هماهنگ کنیم.
راههای ایجاد این هماهنگیها و توضیحاتی در رابطه با اصول تایپوگرافی را در این مقاله بخوانید.
https://bit.ly/dxgn817
(زمان حدودی مطالعه: ۷ دقیقه)
نویسنده: ریحانه خدایی
#طراحی #فونت #تایپوگرافی #ریتم
@Dexign فلسفه دیزاین
______
Medium
Creating rhythm with typography
How type comes together in visual design.
محتوای آنلاین چگونه خوانده میشود؟
تکنولوژی و طراحی به سرعت در حال تغییر اند، اما انسانها نه!
مقاله پیش رو از nngroup (Nielsen Norman Group) مطالعهای است بر اینکه انسانها چگونه محتوای آنلاین را میخوانند. ورژن دوم این مقاله بعد از ۱۵ سال از تحقیقات قبلی منتشر شده است که به خوبی میتواند تغییرات این موضوع را رصد کند.
نکته مهمی که در طی این سالها تغییر نکرده این است که احتمال اسکن محتوا نسبت به مطالعه کلمه به کلمه و خط به خط محتوا بسیار بیشتر است. نکتهای که توجه به آن در نحوه تولید و ایجاد محتوای دیجیتال پیامدها و تاثیرات بسیاری دارد.
در این مقاله از متد Eyetracking استفاده شده است. این متد نگاه کاربران به صفحه نمایش را دنبال میکند و نحوه تعامل او با محتوا و اولویتها و نوع خوانش تصویر و متن را توسط کاربر نمایان میکند. مطالعات این روش به صورت کمی و کیفی آنالیز میشوند. در مطالعات کمی تعداد کاربران شرکت کننده زیاد است و هیتمپها و معیارهای نگاه کاربر به محتوا (مثلا میانگین کاربرانی که روی محتوایی خاص توقف دارند) به دست میآید. در مطالعات کیفی نیز محققان از آنالیز جداگانهی نوع رفتار نگاه کاربران استفاده میکنند.
چه چیزهایی امروزه تغییر کرده است؟
در طراحی امروزه Layoutها و Patternها به روز شدهاند. امروزه به عنوان مثال از Layoutهایی مانند ZigZag Layout و یا از Patternهایی مانند Pinball Pattern استفاده میشود. این پترنها هرکدام به نوعی نگاه کاربر به محتوا را جهت میدهند به عنوان نمونهای از این بحث مثلا در Pinball Pattern ها کاربر کاملا نگاهی غیر خطی به محتوا دارد.
چه چیزهایی امروزه تغییر نکرده است؟
تولید کنندگان محتوا باید این واقعیت را قبول کنند که "انسانها همچنان به احتمال زیاد محتوای شما را کامل و به صورت خطی مطالعه نمیکنند" لذا نیاز است که مواردی در تولید محتوا رعایت شود. مواردی از قبیل: استفاده از هدلاینها و سابهدلاینهای واضح و مفهوم، قرار دادن اطلاعات جلوی چشمان کاربر و رساندن سریع پیام، استفاده از بولتپوینتها، تکستهای بولد و ...
جزئیات بیشتر را میتوانید در مقاله زیر مشاهده کنید:
https://bit.ly/dxgn818
زمان حدودی مطالعه: ۱۵ دقیقه
نویسنده: رشید مسعودی
#طراحی #تجربهـکاربری #محتوا #UX #Eyetracking
@Dexign فلسفه دیزاین
______
تکنولوژی و طراحی به سرعت در حال تغییر اند، اما انسانها نه!
مقاله پیش رو از nngroup (Nielsen Norman Group) مطالعهای است بر اینکه انسانها چگونه محتوای آنلاین را میخوانند. ورژن دوم این مقاله بعد از ۱۵ سال از تحقیقات قبلی منتشر شده است که به خوبی میتواند تغییرات این موضوع را رصد کند.
نکته مهمی که در طی این سالها تغییر نکرده این است که احتمال اسکن محتوا نسبت به مطالعه کلمه به کلمه و خط به خط محتوا بسیار بیشتر است. نکتهای که توجه به آن در نحوه تولید و ایجاد محتوای دیجیتال پیامدها و تاثیرات بسیاری دارد.
در این مقاله از متد Eyetracking استفاده شده است. این متد نگاه کاربران به صفحه نمایش را دنبال میکند و نحوه تعامل او با محتوا و اولویتها و نوع خوانش تصویر و متن را توسط کاربر نمایان میکند. مطالعات این روش به صورت کمی و کیفی آنالیز میشوند. در مطالعات کمی تعداد کاربران شرکت کننده زیاد است و هیتمپها و معیارهای نگاه کاربر به محتوا (مثلا میانگین کاربرانی که روی محتوایی خاص توقف دارند) به دست میآید. در مطالعات کیفی نیز محققان از آنالیز جداگانهی نوع رفتار نگاه کاربران استفاده میکنند.
چه چیزهایی امروزه تغییر کرده است؟
در طراحی امروزه Layoutها و Patternها به روز شدهاند. امروزه به عنوان مثال از Layoutهایی مانند ZigZag Layout و یا از Patternهایی مانند Pinball Pattern استفاده میشود. این پترنها هرکدام به نوعی نگاه کاربر به محتوا را جهت میدهند به عنوان نمونهای از این بحث مثلا در Pinball Pattern ها کاربر کاملا نگاهی غیر خطی به محتوا دارد.
چه چیزهایی امروزه تغییر نکرده است؟
تولید کنندگان محتوا باید این واقعیت را قبول کنند که "انسانها همچنان به احتمال زیاد محتوای شما را کامل و به صورت خطی مطالعه نمیکنند" لذا نیاز است که مواردی در تولید محتوا رعایت شود. مواردی از قبیل: استفاده از هدلاینها و سابهدلاینهای واضح و مفهوم، قرار دادن اطلاعات جلوی چشمان کاربر و رساندن سریع پیام، استفاده از بولتپوینتها، تکستهای بولد و ...
جزئیات بیشتر را میتوانید در مقاله زیر مشاهده کنید:
https://bit.ly/dxgn818
زمان حدودی مطالعه: ۱۵ دقیقه
نویسنده: رشید مسعودی
#طراحی #تجربهـکاربری #محتوا #UX #Eyetracking
@Dexign فلسفه دیزاین
______
Nielsen Norman Group
How People Read Online: New and Old Findings
Looking back at findings from a series of eyetracking studies over 13 years, we see that fundamental scanning behaviors remain constant, even as designs change.
ارزیابی اکتشافی چیست و چگونه انجام میشود؟
ارزیابیهای کاربردپذیری (Usability Testing) روشهایی برای شناسایی مشکلات و ایرادات محصولات دیجیتال از منظر تجربه کاربری هستند که عموما روشهایی زمانبر و پرهزینه به شمار میآیند. همین مساله سبب میشود گاهی اوقات از انجام این ارزیابیها چشمپوشی شده و محصول دیجیتال مورد ارزیابی قرار نگیرد. برای حل این مشکل، جیکوب نیلسن روشی را توسعه داده است که با عنوان ارزیابی اکتشافی (Heuristic Evaluation) شناخته میشود.
ارزیابی اکتشافی روشی است که متخصصان UX برای بررسی و ارزیابی طراحی رابط کاربری محصولات دیجیتال مورد استفاده قرار میدهند. در این روش متخصصان UX، محصول دیجیتال مورد نظر را برمبنای معیارهای دهگانه ارزیابی اکتشافی جیکوب نیلسن مورد بررسی قرار داده و مشکلات و ایرادات محصول را بر مبنای این اصول شناسایی میکنند.
این معیارها شامل موارد زیر است:
۱- قابلیت مشاهده وضعیت سیستم
۲- انطباق میان سیستم و دنیای واقعی
۳- کنترل و آزادی کاربر
۴- یکپارچگی و رعایت استانداردها
۵- جلوگیری از بروز خطا
۶- بازشناسی به جای به یاد آوردن
۷- کاربرد بهینه و منعطف
۸- طراحی مینیمال و زیبا
۹- کمک به کاربران برای شناسایی، تشخیص و بازیابی از طریق پیغامهای خطا
۱۰- راهنما و مستندات
برای انجام این ارزیابی معمولا چند متخصص به عنوان ارزیاب محصول دیجیتال را بررسی کرده و مشکلات شناسایی شده را ثبت میکنند. سپس مشکلات شناسایی شده را براساس شدت و اهمیت آنها دستهبندی کرده و برای اصلاح مد نظر قرار میدهند.
برای آشنایی بیشتر با معیارهای دهگانه ارزیابی اکتشافی و روش انجام این ارزیابی میتوانید مقاله زیر را مطالعه کنید:
https://bit.ly/dxgn819
(زمان حدودی مطالعه: ۱۰ دقیقه)
نویسنده: محمدرضا پناهی
#کاربردپذیری #ارزیابی #اکتشافی
@Dexign فلسفه دیزاین
______
ارزیابیهای کاربردپذیری (Usability Testing) روشهایی برای شناسایی مشکلات و ایرادات محصولات دیجیتال از منظر تجربه کاربری هستند که عموما روشهایی زمانبر و پرهزینه به شمار میآیند. همین مساله سبب میشود گاهی اوقات از انجام این ارزیابیها چشمپوشی شده و محصول دیجیتال مورد ارزیابی قرار نگیرد. برای حل این مشکل، جیکوب نیلسن روشی را توسعه داده است که با عنوان ارزیابی اکتشافی (Heuristic Evaluation) شناخته میشود.
ارزیابی اکتشافی روشی است که متخصصان UX برای بررسی و ارزیابی طراحی رابط کاربری محصولات دیجیتال مورد استفاده قرار میدهند. در این روش متخصصان UX، محصول دیجیتال مورد نظر را برمبنای معیارهای دهگانه ارزیابی اکتشافی جیکوب نیلسن مورد بررسی قرار داده و مشکلات و ایرادات محصول را بر مبنای این اصول شناسایی میکنند.
این معیارها شامل موارد زیر است:
۱- قابلیت مشاهده وضعیت سیستم
۲- انطباق میان سیستم و دنیای واقعی
۳- کنترل و آزادی کاربر
۴- یکپارچگی و رعایت استانداردها
۵- جلوگیری از بروز خطا
۶- بازشناسی به جای به یاد آوردن
۷- کاربرد بهینه و منعطف
۸- طراحی مینیمال و زیبا
۹- کمک به کاربران برای شناسایی، تشخیص و بازیابی از طریق پیغامهای خطا
۱۰- راهنما و مستندات
برای انجام این ارزیابی معمولا چند متخصص به عنوان ارزیاب محصول دیجیتال را بررسی کرده و مشکلات شناسایی شده را ثبت میکنند. سپس مشکلات شناسایی شده را براساس شدت و اهمیت آنها دستهبندی کرده و برای اصلاح مد نظر قرار میدهند.
برای آشنایی بیشتر با معیارهای دهگانه ارزیابی اکتشافی و روش انجام این ارزیابی میتوانید مقاله زیر را مطالعه کنید:
https://bit.ly/dxgn819
(زمان حدودی مطالعه: ۱۰ دقیقه)
نویسنده: محمدرضا پناهی
#کاربردپذیری #ارزیابی #اکتشافی
@Dexign فلسفه دیزاین
______
Medium
How to Conduct Heuristic Evaluation
With free templates for UX specialist
👍1
در شرایط مختلف چطور پاسخهای متفاوتی دهیم؟
اگر اهل بازیهای ویدئویی باشید، حتما با منوی درجه سختی بازیها آشنائید. همان درجهای که به شما آگاهی میدهد که اگر گزینهی سخت را انتخاب کنید، نیازمند این هستید که مقدار بیشتری هوشیارانه عمل کنید و منتظر سورپرایزهای بازی باشید و حتی این امکان وجود دارد که اگر خوب بازی نکنید بارها بازنده شوید.
حال در دنیای واقعی و همینطور دیزاین محصولات، با انواع مسائل و شرایط دست و پنچه نرم میکنیم که خوب است بدانیم با چه گزینههایی از درجه سختی آنها مواجهیم تا خودمان را برای آن آماده کنیم. در ادامه چارچوبی را معرفی میکنم که در این ضمینه بسیار مفید است.
ایده اصلی «چارچوب کانوین» این است که انواع موقعیتها و یا مشکلات مختلف، به انواع مختلفی از پاسخها یا واکنشها، نیازمند هستند. پس شما لازم است مشخص کنید که با چه شرایطی روبرو هستید تا با کمک این چارچوب (فریمورک Cynefin) یک پاسخ مناسب انتخاب کنید.
فریمورک Cynefin چیست؟
این چارچوب پنج دامنه را برای دستهبندی مشکلات یا موقعیتها مشخص میکند:
واضح، پیچیده، بغرنج، آشفته و هرجومرج.
هر دامنه را با جزئیات بررسی میکنیم.
واضح:
با عنوانهای روشن، ساده و آشکار نیز شناخته میشوند. این جایی است که مشکلات، آشنا و به وضوح تعریف میشوند. روابط علت و معلولی مشخص و شرایط پایدار است. بسیاری از شرایط و مشکلات فرآیندگرا در این دامنه قرار میگیرند. این یک دامنه از "شناختههای معلوم" است. راهحلها معمولاً در این شرایط روشن هستند و نیاز به تخصص زیادی ندارند. رویکرد پیشنهادی اینست: "حس کنید - طبقه بندی کنید - پاسخ دهید": واقعیتها را تعیین کنید ("حس کردن")، طبقه بندی کنید، سپس با پیروی از قانون یا استفاده از بهترین روشها، پاسخ دهید.
پیچیده:
در این دامنه، ممکن است چندین پاسخ درست وجود داشته باشد اما بلافاصله قابل مشاهده نیستند. این یک دامنه از "ناشناختههای معلوم" است - زمانی که سؤالات واضح هستند اما پاسخ دادن به آنها زمان طولانیای میبرد. به همین دلیل بهترین رویکرد اینست که "حس کنید - تجزیه و تحلیل کنید - پاسخ دهید: واقعیتها را ارزیابی کنید، تجزیه و تحلیل کنید و روش عملی مناسب را اعمال نمایید.
بغرنج:
ایندامنهی "ناشناختههای نامعلوم" است. با تجزیهوتحلیل نمیتوان وضعیت را درک کرد. زیرا ما هنوز اطلاعات کافی در مورد آن نداریم. در وهله اول مشخص نیست که به چه مواردی باید پاسخ داده شود. بنابراین روش کار این است که ابتدا آزمایش کنید، در مورد مسئله اطلاعات کسب کنید. سپس آنچه را که با آن سر و کار دارید را حس کنید و به طور مناسب پاسخ دهید. هدف باید درک کافی باشد، تا مشکل یا وضعیت به دامنهی پیچیده منتقل شود که در آن مقابله با آن آسانتر است.
آشفته:
وقتی اوضاع تحت کنترل نباشد، اوضاع در دامنهی آشفته قرار میگیرد. این زمانی است که روابط علت و معلولی مشخص نیست. در اینجا لازم است ابتدا برای ایجاد ثبات و مهار اوضاع اقدام کنیم. پس از آن وضعیت را ارزیابی کرده و روی ایجاد نظم کافی برای انتقال آن به دامنه بغرنج کار کنید. "عمل کنید - حس کنید - پاسخ دهید" دامنه آشفته همچنین فرصتی را برای امتحان راهحلهای جدید فراهم میکند. زیرا ممکن است در این زمینه آدمها نسبت به آن بازتر باشند.
هرجومرج:
اگر نمیدانید در کجا ایستادهاید، در دامنه هرجومرج هستید. هدف باید شناسایی سریع دامنه مناسب و حرکت رو به جلو از آن وضعیت باشد. تجزیه مشکل یا وضعیت به چندین قسمت و اختصاص هر یک از آنها به یک دامنه خاص، میتواند مفید باشد.
چطور تشخیص دهیم که در کدام یک از دامنههای بالا قرار داریم؟
بهتر است بیشتر با هر دامنه آشنا شوید تا یاد بگیرید که ویژگیهای یک مسئله / موقعیت در یک دامنه خاص چگونه است. منابعی که در زیر معرفی میشود، مکان خوبی برای شروع است.
و همچنین در اینجا مجموعهای از سؤالات وجود دارد که میتواند به شما در جهت هدایت به دامنهی مناسب نیز کمک کند:
- آیا میدانید چه عواملی باعث ایجاد وضعیت شده است؟
- آیا اوضاع تحت کنترل است؟
- چقدر از موضوع اطلاع دارید؟
- آیا حل آن نیاز به دانش تخصصی دارد؟
میتوانید به مقالههای زیر مراجعه کنید و همچنین گرافیک این این فریمورک را مشاهده کنید تا باعث یادگیری بهتر شود. امیدوارم که در شناخت مسائل زندگی و پاسخهایتان به آنها، راهگشا باشد.
https://bit.ly/dxgn820-1
https://bit.ly/dxgn820-2
قالب این چارچوب در Miro:
https://bit.ly/dxgn820-3
(زمان حدودی مطالعه
مقاله اول: ۴ دقیقه
و مقاله دوم: ۱۷ دقیقه )
نویسنده: حسین میرزاده
#حل_مسئله #تصمیم_گیری #چارچوب_کانوین
@Dexign فلسفه دیزاین
______
اگر اهل بازیهای ویدئویی باشید، حتما با منوی درجه سختی بازیها آشنائید. همان درجهای که به شما آگاهی میدهد که اگر گزینهی سخت را انتخاب کنید، نیازمند این هستید که مقدار بیشتری هوشیارانه عمل کنید و منتظر سورپرایزهای بازی باشید و حتی این امکان وجود دارد که اگر خوب بازی نکنید بارها بازنده شوید.
حال در دنیای واقعی و همینطور دیزاین محصولات، با انواع مسائل و شرایط دست و پنچه نرم میکنیم که خوب است بدانیم با چه گزینههایی از درجه سختی آنها مواجهیم تا خودمان را برای آن آماده کنیم. در ادامه چارچوبی را معرفی میکنم که در این ضمینه بسیار مفید است.
ایده اصلی «چارچوب کانوین» این است که انواع موقعیتها و یا مشکلات مختلف، به انواع مختلفی از پاسخها یا واکنشها، نیازمند هستند. پس شما لازم است مشخص کنید که با چه شرایطی روبرو هستید تا با کمک این چارچوب (فریمورک Cynefin) یک پاسخ مناسب انتخاب کنید.
فریمورک Cynefin چیست؟
این چارچوب پنج دامنه را برای دستهبندی مشکلات یا موقعیتها مشخص میکند:
واضح، پیچیده، بغرنج، آشفته و هرجومرج.
هر دامنه را با جزئیات بررسی میکنیم.
واضح:
با عنوانهای روشن، ساده و آشکار نیز شناخته میشوند. این جایی است که مشکلات، آشنا و به وضوح تعریف میشوند. روابط علت و معلولی مشخص و شرایط پایدار است. بسیاری از شرایط و مشکلات فرآیندگرا در این دامنه قرار میگیرند. این یک دامنه از "شناختههای معلوم" است. راهحلها معمولاً در این شرایط روشن هستند و نیاز به تخصص زیادی ندارند. رویکرد پیشنهادی اینست: "حس کنید - طبقه بندی کنید - پاسخ دهید": واقعیتها را تعیین کنید ("حس کردن")، طبقه بندی کنید، سپس با پیروی از قانون یا استفاده از بهترین روشها، پاسخ دهید.
پیچیده:
در این دامنه، ممکن است چندین پاسخ درست وجود داشته باشد اما بلافاصله قابل مشاهده نیستند. این یک دامنه از "ناشناختههای معلوم" است - زمانی که سؤالات واضح هستند اما پاسخ دادن به آنها زمان طولانیای میبرد. به همین دلیل بهترین رویکرد اینست که "حس کنید - تجزیه و تحلیل کنید - پاسخ دهید: واقعیتها را ارزیابی کنید، تجزیه و تحلیل کنید و روش عملی مناسب را اعمال نمایید.
بغرنج:
ایندامنهی "ناشناختههای نامعلوم" است. با تجزیهوتحلیل نمیتوان وضعیت را درک کرد. زیرا ما هنوز اطلاعات کافی در مورد آن نداریم. در وهله اول مشخص نیست که به چه مواردی باید پاسخ داده شود. بنابراین روش کار این است که ابتدا آزمایش کنید، در مورد مسئله اطلاعات کسب کنید. سپس آنچه را که با آن سر و کار دارید را حس کنید و به طور مناسب پاسخ دهید. هدف باید درک کافی باشد، تا مشکل یا وضعیت به دامنهی پیچیده منتقل شود که در آن مقابله با آن آسانتر است.
آشفته:
وقتی اوضاع تحت کنترل نباشد، اوضاع در دامنهی آشفته قرار میگیرد. این زمانی است که روابط علت و معلولی مشخص نیست. در اینجا لازم است ابتدا برای ایجاد ثبات و مهار اوضاع اقدام کنیم. پس از آن وضعیت را ارزیابی کرده و روی ایجاد نظم کافی برای انتقال آن به دامنه بغرنج کار کنید. "عمل کنید - حس کنید - پاسخ دهید" دامنه آشفته همچنین فرصتی را برای امتحان راهحلهای جدید فراهم میکند. زیرا ممکن است در این زمینه آدمها نسبت به آن بازتر باشند.
هرجومرج:
اگر نمیدانید در کجا ایستادهاید، در دامنه هرجومرج هستید. هدف باید شناسایی سریع دامنه مناسب و حرکت رو به جلو از آن وضعیت باشد. تجزیه مشکل یا وضعیت به چندین قسمت و اختصاص هر یک از آنها به یک دامنه خاص، میتواند مفید باشد.
چطور تشخیص دهیم که در کدام یک از دامنههای بالا قرار داریم؟
بهتر است بیشتر با هر دامنه آشنا شوید تا یاد بگیرید که ویژگیهای یک مسئله / موقعیت در یک دامنه خاص چگونه است. منابعی که در زیر معرفی میشود، مکان خوبی برای شروع است.
و همچنین در اینجا مجموعهای از سؤالات وجود دارد که میتواند به شما در جهت هدایت به دامنهی مناسب نیز کمک کند:
- آیا میدانید چه عواملی باعث ایجاد وضعیت شده است؟
- آیا اوضاع تحت کنترل است؟
- چقدر از موضوع اطلاع دارید؟
- آیا حل آن نیاز به دانش تخصصی دارد؟
میتوانید به مقالههای زیر مراجعه کنید و همچنین گرافیک این این فریمورک را مشاهده کنید تا باعث یادگیری بهتر شود. امیدوارم که در شناخت مسائل زندگی و پاسخهایتان به آنها، راهگشا باشد.
https://bit.ly/dxgn820-1
https://bit.ly/dxgn820-2
قالب این چارچوب در Miro:
https://bit.ly/dxgn820-3
(زمان حدودی مطالعه
مقاله اول: ۴ دقیقه
و مقاله دوم: ۱۷ دقیقه )
نویسنده: حسین میرزاده
#حل_مسئله #تصمیم_گیری #چارچوب_کانوین
@Dexign فلسفه دیزاین
______
Everyday Kanban
Understanding the Cynefin framework – a basic intro
It was Kaizen Camp when I first learned about the Cynefin framework. The first thing you might be wondering is how the heck you pronounce Cynefin. I know that was my first question. It is Kih-neh-vihn (/ˈkʌnɨvɪn/). The word is Welsh in origin and was coined…
بازطراحی ایموجیها به سبک مایکروسافت
دنیای پیرامون ما کماکان درحال تغییر است. چند سال پیش با انتشار iOS7 انقلابی در زمینه طراحی محصولات دیجیتال شروع به شکلگرفتن کرد.
طراحیهای انجامشده بیشتر از رنگهای روشن و واضح استفاده میکردند و این روند تا سال ۲۰۲۱ پیش رفت و هر شرکتی دیدگاه خود را نسبت به این انقلاب به صورت «دیزاین» منتشر کرد.
سیستمعامل iOS که از شروعکنندههای این سبک طراحی بود دستخوش تغییراتی شد، macOS نیز پا به پای این تغییرات، تغییر کرد و در ماههای اخیر هم شاهد تغییرات عجیب، جذاب و یکپارچه سیستمعامل ویندوز بودیم.
تیم مایکروسافت دیزاین مدتهاست در تلاش برای ساخت یک حس جدید برای محصولات مایکروسافت است و این مساله از ماهها پیش از صفحه اینستاگرام این تیم مشخص بود.
ماه پیش بالاخره تصاویری از ویندوز۱۱ و سبک دیزاین جدیدش منتشر شد و در نهایت چند روز پیش تیم مایکروسافت دیزاین از ۱۸۰۰ ایموجی بازطراحیشده رونمایی کرد.
ایموجیهای بازطراحی شده مایکروسافات «حس» واقعی دارند و این حس را از طریق رنگ، سایهها و البته حرکت منتقل میکنند.
در مقالهای پیش رو، دلایل و روند این تغییرات به همراه تفکر پشت این حسهای جدید را مطالعه میکنید.
https://bit.ly/dxgn821
(زمان حدودی مطالعه: ۵ دقیقه)
نویسنده: آرش اصغری
#دیزاین
@Dexign فلسفه دیزاین
______
دنیای پیرامون ما کماکان درحال تغییر است. چند سال پیش با انتشار iOS7 انقلابی در زمینه طراحی محصولات دیجیتال شروع به شکلگرفتن کرد.
طراحیهای انجامشده بیشتر از رنگهای روشن و واضح استفاده میکردند و این روند تا سال ۲۰۲۱ پیش رفت و هر شرکتی دیدگاه خود را نسبت به این انقلاب به صورت «دیزاین» منتشر کرد.
سیستمعامل iOS که از شروعکنندههای این سبک طراحی بود دستخوش تغییراتی شد، macOS نیز پا به پای این تغییرات، تغییر کرد و در ماههای اخیر هم شاهد تغییرات عجیب، جذاب و یکپارچه سیستمعامل ویندوز بودیم.
تیم مایکروسافت دیزاین مدتهاست در تلاش برای ساخت یک حس جدید برای محصولات مایکروسافت است و این مساله از ماهها پیش از صفحه اینستاگرام این تیم مشخص بود.
ماه پیش بالاخره تصاویری از ویندوز۱۱ و سبک دیزاین جدیدش منتشر شد و در نهایت چند روز پیش تیم مایکروسافت دیزاین از ۱۸۰۰ ایموجی بازطراحیشده رونمایی کرد.
ایموجیهای بازطراحی شده مایکروسافات «حس» واقعی دارند و این حس را از طریق رنگ، سایهها و البته حرکت منتقل میکنند.
در مقالهای پیش رو، دلایل و روند این تغییرات به همراه تفکر پشت این حسهای جدید را مطالعه میکنید.
https://bit.ly/dxgn821
(زمان حدودی مطالعه: ۵ دقیقه)
نویسنده: آرش اصغری
#دیزاین
@Dexign فلسفه دیزاین
______
Medium
Emotionality at work
Microsoft’s new emojis