چگونه در اولین شغل UX موفق شویم؟
حالا که اولین شغلتان را پیدا کردهاید، هدف بعدی آن است که مهارتهای خود را ارتقاء دهید، در این مقاله به ۵ نکته که به ما در این مورد کمک میکند اشاره شده است.
۱- همیشه درحال آموزش باشید. موضوعاتی که بهتر است با آنها آموزش را جلو ببرید و سطح خود را ارتقا دهید عبارتند از:
- اصول طراحی انسان محور: خواندن کتابهای "don't make me think" و "design everyday think" که به فارسی با نامهای «وادارم نکن فکر کنم» و «طراحی اشیا روزمره» ترجمه شده است توصیه میشود.
⁃ دانستن رفتار و افکار انسانها به ما کمک میکند تا تا محصولاتی طراحی کنیم که به آنها و رفتارشان نزدیکتر باشد و کتابهای «قلاب یا hooked» و «۱۰۰ نکته که هر طراح باید درباره انسان بداند» در این زمینه کمک میکند.
⁃ دستورالعملهایی برای طراحی وجود دارند که مارا در طراحی بصری و تعاملی پلتفرمها و اکوسیستمهای متفاوت راهنمایی میکند و وبسایتهای material design و human interface guidelines در این راه ما را کمک میکنند.
⁃ ما باید فرآیندی را بیاموزیم که در دستیابی به نتایج خوب کمک کند، نویسنده lean ux را پیشنهاد میکند که میتوانید کتاب Lean UX: Designing Great Products with Agile Teams را مطالعه کنید.
⁃ به روز بودن با ترندهای طراحی بسیار مهم است. میتوانید از دریبل و بیهنس خود را به روز نگه دارید.
۲- تسلط بر ابزارها: تسلط داشتن بر ابزارهای مورد استفاده میتواند برای شما یک مزیت رقابتی باشد. علاوه برا اسکچ، اکس دی و فیگما باید ابزارهایی که برای دریافت داده و تحلیل مانند hotjar, uselytics و Dscout را هم یاد بگیرید.
۳- یاد بگیرید که با راهحلهایتان در دام عاشقی نیوفتید، برای جلوگیری از این اتفاق، آگاه بودن به خطاهای تایید میتواند تا حد خوبی به ما کمک کند تا آگاهانهتر به راهحلها بپردازیم.
۴- همانقدر که مهارتهای عملی و سختافزاری مهم است داشتن مهارتهای نرم و ارتباطات نیز بسیار مهم است. سعی کنید در گروهها و با افراد مختلف در این زمینه و زمینههای دیگر در ارتباط باشید این کار به شما در افزایش دانش و زاویه دیدهای متفاوت کمک بسیاری میکند.
۵- یاد بگیرید که چگونه راهحلهای خود را بفروشید
اینکه یادبگیرید چگونه خود را پرزنت کنید و راه حل را به کارفرما و دیگر افراد نشان دهید بسیار مهم است مثلا همیشه با داده و اعداد و ارقام صحبت کنید، نگویید که من فکر میکنم کاربر چنین چیزی میخواهد، بگویید تحقیقات نشان میدهد که از هر ۱۰ کاربر ۸ نفر این چیز را میخواهند. یا اینکه سعی کنید راه حل خود را به صورت بصری و از طریق پروتوتایپ نشان دهید تا قابل لمستر و فهمتر باشد و در آخر با مخاطب خود در طول ارائه ارتباط برقرار کنید، ارائه شما نباید مونولوگ باشد بلکه باید به صورت دیالوگ و تعاملی جلو برود.
شما میتوانید به صورت کامل این موارد را در لینک زیر مطالعه کنید:
https://bit.ly/dxgn963
(زمان حدودی مطالعه: ۶ دقیقه)
نویسنده: فروزان فاضلی
#شغل #پیشرفت #مهارت
@Dexign فلسفه دیزاین
_______
حالا که اولین شغلتان را پیدا کردهاید، هدف بعدی آن است که مهارتهای خود را ارتقاء دهید، در این مقاله به ۵ نکته که به ما در این مورد کمک میکند اشاره شده است.
۱- همیشه درحال آموزش باشید. موضوعاتی که بهتر است با آنها آموزش را جلو ببرید و سطح خود را ارتقا دهید عبارتند از:
- اصول طراحی انسان محور: خواندن کتابهای "don't make me think" و "design everyday think" که به فارسی با نامهای «وادارم نکن فکر کنم» و «طراحی اشیا روزمره» ترجمه شده است توصیه میشود.
⁃ دانستن رفتار و افکار انسانها به ما کمک میکند تا تا محصولاتی طراحی کنیم که به آنها و رفتارشان نزدیکتر باشد و کتابهای «قلاب یا hooked» و «۱۰۰ نکته که هر طراح باید درباره انسان بداند» در این زمینه کمک میکند.
⁃ دستورالعملهایی برای طراحی وجود دارند که مارا در طراحی بصری و تعاملی پلتفرمها و اکوسیستمهای متفاوت راهنمایی میکند و وبسایتهای material design و human interface guidelines در این راه ما را کمک میکنند.
⁃ ما باید فرآیندی را بیاموزیم که در دستیابی به نتایج خوب کمک کند، نویسنده lean ux را پیشنهاد میکند که میتوانید کتاب Lean UX: Designing Great Products with Agile Teams را مطالعه کنید.
⁃ به روز بودن با ترندهای طراحی بسیار مهم است. میتوانید از دریبل و بیهنس خود را به روز نگه دارید.
۲- تسلط بر ابزارها: تسلط داشتن بر ابزارهای مورد استفاده میتواند برای شما یک مزیت رقابتی باشد. علاوه برا اسکچ، اکس دی و فیگما باید ابزارهایی که برای دریافت داده و تحلیل مانند hotjar, uselytics و Dscout را هم یاد بگیرید.
۳- یاد بگیرید که با راهحلهایتان در دام عاشقی نیوفتید، برای جلوگیری از این اتفاق، آگاه بودن به خطاهای تایید میتواند تا حد خوبی به ما کمک کند تا آگاهانهتر به راهحلها بپردازیم.
۴- همانقدر که مهارتهای عملی و سختافزاری مهم است داشتن مهارتهای نرم و ارتباطات نیز بسیار مهم است. سعی کنید در گروهها و با افراد مختلف در این زمینه و زمینههای دیگر در ارتباط باشید این کار به شما در افزایش دانش و زاویه دیدهای متفاوت کمک بسیاری میکند.
۵- یاد بگیرید که چگونه راهحلهای خود را بفروشید
اینکه یادبگیرید چگونه خود را پرزنت کنید و راه حل را به کارفرما و دیگر افراد نشان دهید بسیار مهم است مثلا همیشه با داده و اعداد و ارقام صحبت کنید، نگویید که من فکر میکنم کاربر چنین چیزی میخواهد، بگویید تحقیقات نشان میدهد که از هر ۱۰ کاربر ۸ نفر این چیز را میخواهند. یا اینکه سعی کنید راه حل خود را به صورت بصری و از طریق پروتوتایپ نشان دهید تا قابل لمستر و فهمتر باشد و در آخر با مخاطب خود در طول ارائه ارتباط برقرار کنید، ارائه شما نباید مونولوگ باشد بلکه باید به صورت دیالوگ و تعاملی جلو برود.
شما میتوانید به صورت کامل این موارد را در لینک زیر مطالعه کنید:
https://bit.ly/dxgn963
(زمان حدودی مطالعه: ۶ دقیقه)
نویسنده: فروزان فاضلی
#شغل #پیشرفت #مهارت
@Dexign فلسفه دیزاین
_______
Material Design
Build beautiful, usable products faster. Material Design is an adaptable system—backed by open-source code—that helps teams build high quality digital experiences.
👍10
معرفی یک کتاب کوچک؛ «اخلاق در پژوهش دیزاین»
برای طراحی انسانمحور، چیزی با اهمیتتر از این وجود ندارد که چه چیزهایی برای افراد ناخوشایند است، چه چیزهایی باعث غم و اندوه آنها میشود و چه چیزهایی اشتیاق آنها را برمیانگیزد. به همین دلیل است که IDEO جزئیات ظریف و اغلب ناگفتهی زندگی روزمره را مطالعه میکند: عادتها، شرایط، افکار، احساسات و واکنشها. ما طراحها برای پژوهشهایمان به خود محافظت نشدهی مردم تکیه میکنیم و باید بدانیم که اعتماد آنها ارزشمند است و با مسئولیت همراه است.
چگونه میتوانیم بینشهایی درباره زندگی مردم به روشی اخلاقی جستجو کنیم و به اشتراک بگذاریم؟
این کتاب به ما پاسخ میدهد.
کتاب کوچک اخلاق در پژوهش دیزاین، یک راهنمای عملی همراه با ابزار و نمونههایی از کار در این بستر است.
اگرچه این کتاب در ابتدا برای طراحان شرکت IDEO ایجاد شد، اما راهنماییهای کاربردی برای طیف گستردهای از مشاغل ارائه میدهد که در آنها ایجاد روابط اعتمادزا بسیار مهم است.
این کتاب هستهی اصلی اخلاق را شامل سه عنصر احترام، صداقت و مسئولیتپذیری میداند اما این را هم میداند که اینها مفاهیم انتزاعی بزرگی هستند که فقط تا وقتی واضحند که از ما خواسته میشود تعریفشان کنیم و سختتر از آن، در موقعیتهای پیچیده و بههمریختهی زندگی واقعی به کارشان ببریم.
از این رو، کتاب در جهت ساختن یک زبان مشترک، دستورالعملهایی ارائه کرده است که این سه مفهوم انتزاعی را در دل خود دارند. برای نشان دادن این اصول در عمل، در این کتاب مجموعهای داستانهای واقعی درباره مشکلاتی که IDEO با آنها مواجه شده و درسهایی که از آنها گرفتهاند وجود دارد.
فایل pdf نسخه زبان اصلی این کتاب و توضیحاتی درباره کتاب در وبسایت IDEO از لینک زیر قابل دانلود است:
https://bit.ly/dxgn964
همچنین این کتاب توسط انتشارات افزون ترجمه شده است.
نویسنده: نیلوفر موجودی
#معرفی_کتاب #پژوهش_دیزاین #UX_Research
@Dexign فلسفه دیزاین
___
برای طراحی انسانمحور، چیزی با اهمیتتر از این وجود ندارد که چه چیزهایی برای افراد ناخوشایند است، چه چیزهایی باعث غم و اندوه آنها میشود و چه چیزهایی اشتیاق آنها را برمیانگیزد. به همین دلیل است که IDEO جزئیات ظریف و اغلب ناگفتهی زندگی روزمره را مطالعه میکند: عادتها، شرایط، افکار، احساسات و واکنشها. ما طراحها برای پژوهشهایمان به خود محافظت نشدهی مردم تکیه میکنیم و باید بدانیم که اعتماد آنها ارزشمند است و با مسئولیت همراه است.
چگونه میتوانیم بینشهایی درباره زندگی مردم به روشی اخلاقی جستجو کنیم و به اشتراک بگذاریم؟
این کتاب به ما پاسخ میدهد.
کتاب کوچک اخلاق در پژوهش دیزاین، یک راهنمای عملی همراه با ابزار و نمونههایی از کار در این بستر است.
اگرچه این کتاب در ابتدا برای طراحان شرکت IDEO ایجاد شد، اما راهنماییهای کاربردی برای طیف گستردهای از مشاغل ارائه میدهد که در آنها ایجاد روابط اعتمادزا بسیار مهم است.
این کتاب هستهی اصلی اخلاق را شامل سه عنصر احترام، صداقت و مسئولیتپذیری میداند اما این را هم میداند که اینها مفاهیم انتزاعی بزرگی هستند که فقط تا وقتی واضحند که از ما خواسته میشود تعریفشان کنیم و سختتر از آن، در موقعیتهای پیچیده و بههمریختهی زندگی واقعی به کارشان ببریم.
از این رو، کتاب در جهت ساختن یک زبان مشترک، دستورالعملهایی ارائه کرده است که این سه مفهوم انتزاعی را در دل خود دارند. برای نشان دادن این اصول در عمل، در این کتاب مجموعهای داستانهای واقعی درباره مشکلاتی که IDEO با آنها مواجه شده و درسهایی که از آنها گرفتهاند وجود دارد.
فایل pdf نسخه زبان اصلی این کتاب و توضیحاتی درباره کتاب در وبسایت IDEO از لینک زیر قابل دانلود است:
https://bit.ly/dxgn964
همچنین این کتاب توسط انتشارات افزون ترجمه شده است.
نویسنده: نیلوفر موجودی
#معرفی_کتاب #پژوهش_دیزاین #UX_Research
@Dexign فلسفه دیزاین
___
book.icfi.ir
نمایشگاه مجازی - اخلاق در پژوهش دیزاین
👍8👏1
چگونه مهارتهای طراحی رابط کاربری خود را به روش سریع (اما نه آسان) بهبود بخشیم؟
طراحی رابط کاربری (UI) به طرز فریبندهای ساده بهنظر میرسد، به خصوص زمانی که بهدرستی انجام شود. با اینکه درک مفاهیم اولیهی آن آسان است، اما ماهر شدن در آن سخت است.
در این مقاله به ۱۰ کاری که نویسنده انجام داده و احساس میکند در اثر آنها طراح بهتری شده است میپردازیم.
۱. کپی کردن محصولات موفق
با کپی کردن کارهای نرمافزاری موفق از سالها تکرار و چرخش در طراحی آنها درس میآموزیم. این کار شهود ما را توسعه میدهد و باعث میشود متوجه عناصری شویم که چندان آشکار نیستند.
۲. ثابتقدم بودن
برای ساختن چیزهای عالی، باید بارها و بارها چیزاهای بد بسازیم. چیزهای خیلی بد.
یکی از راههای ثابتقدم شدن، شرکت در چالشهایی مثل #Daily_UI است.
۳. خواندن داکیومنتهای طراحی
در فرایند طراحی باید به داکیومنتهای طراحی مطرح دنیا مراجعه کنیم تا مطمئن شویم طراحیمان با پلتفرمهای سختافزاری و روشهای طراحی مورد استفاده در شرکتهای بزرگ یکپارچه است.
داکیومنتهای متریال دیزاین، اپل و IBM نمونههای عالی برای شروعند.
۴. نوشتن دربارهی طرحها
ما به همان اندازه طراح خوبی هستیم که بتوانیم طرحهای خود را به اشتراک بگذاریم. همانطور که بیشتر مینویسیم، در ارائهی کارها، بیان منطق و روند فکری خود بهتر میشویم.
۵. تهیهی داکیومنت برای طراحیهای خود
ایجاد مصنوعات طراحی، مفروضات طراحی را به چالش میکشد، دستور کار را روشن و اغلب زمینه های جدیدی را در طراحی کشف میکند.
۶. درک ترندهای طراحی
پیروی کورکورانه از ترندها آسان است چون ظاهر جالبی دارند. اما عمیقتر کنکاش کنید و درک کنید که چرا استفاده از گرادیانتها برای مدتی ترند شد و دوباره طرحهای مسطح (flat) به میدان برگشتند؟
۷. دنبال کردن اخبار UI و UX
هر روز اطلاعات جدید دریافت کنید چون آنچه دریافت میکنیم به اندازهی آنچه خلق میکنیم مهم است. همیشه پذیرای اطلاعات جدید باشید و تفکرات خود را به چالش بکشید.
۸. یادگیری جهتهای هنری
طراحی UI نوعی از هنر است. پس داشتن نگاه هنری و زیباییشناسی طرحهامان را ارتقا میدهد و آنها را جذاب میکند.
۹. این را یادتان باشد که «ما در سفر هستیم»
سفر ما در طراح UI شدن، دوی ماراتن است نه دوی سرعت. حتی زمانی که دلتان نمیخواهد، به حرکت ادامه دهید.
۱۰. هیچ محدودیت سرعتی وجود ندارد
مانند هر صنعت دیگری، افرادی وجود دارند که به ما میگویند: «به X سال نیاز دارید تا به سطح خاصی برسید». در حالی که این ممکن است یک معیار مفید باشد، پیشرفت ما نباید تابع این استانداردها باشد.
لینک مقاله:
https://bit.ly/dxgn965
(زمان حدودی مطالعه: ۶ دقیقه)
نویسنده: نیلوفر موجودی
#رابط_کاربری #مهارت
@Dexign فلسفه دیزاین
_______
طراحی رابط کاربری (UI) به طرز فریبندهای ساده بهنظر میرسد، به خصوص زمانی که بهدرستی انجام شود. با اینکه درک مفاهیم اولیهی آن آسان است، اما ماهر شدن در آن سخت است.
در این مقاله به ۱۰ کاری که نویسنده انجام داده و احساس میکند در اثر آنها طراح بهتری شده است میپردازیم.
۱. کپی کردن محصولات موفق
با کپی کردن کارهای نرمافزاری موفق از سالها تکرار و چرخش در طراحی آنها درس میآموزیم. این کار شهود ما را توسعه میدهد و باعث میشود متوجه عناصری شویم که چندان آشکار نیستند.
۲. ثابتقدم بودن
برای ساختن چیزهای عالی، باید بارها و بارها چیزاهای بد بسازیم. چیزهای خیلی بد.
یکی از راههای ثابتقدم شدن، شرکت در چالشهایی مثل #Daily_UI است.
۳. خواندن داکیومنتهای طراحی
در فرایند طراحی باید به داکیومنتهای طراحی مطرح دنیا مراجعه کنیم تا مطمئن شویم طراحیمان با پلتفرمهای سختافزاری و روشهای طراحی مورد استفاده در شرکتهای بزرگ یکپارچه است.
داکیومنتهای متریال دیزاین، اپل و IBM نمونههای عالی برای شروعند.
۴. نوشتن دربارهی طرحها
ما به همان اندازه طراح خوبی هستیم که بتوانیم طرحهای خود را به اشتراک بگذاریم. همانطور که بیشتر مینویسیم، در ارائهی کارها، بیان منطق و روند فکری خود بهتر میشویم.
۵. تهیهی داکیومنت برای طراحیهای خود
ایجاد مصنوعات طراحی، مفروضات طراحی را به چالش میکشد، دستور کار را روشن و اغلب زمینه های جدیدی را در طراحی کشف میکند.
۶. درک ترندهای طراحی
پیروی کورکورانه از ترندها آسان است چون ظاهر جالبی دارند. اما عمیقتر کنکاش کنید و درک کنید که چرا استفاده از گرادیانتها برای مدتی ترند شد و دوباره طرحهای مسطح (flat) به میدان برگشتند؟
۷. دنبال کردن اخبار UI و UX
هر روز اطلاعات جدید دریافت کنید چون آنچه دریافت میکنیم به اندازهی آنچه خلق میکنیم مهم است. همیشه پذیرای اطلاعات جدید باشید و تفکرات خود را به چالش بکشید.
۸. یادگیری جهتهای هنری
طراحی UI نوعی از هنر است. پس داشتن نگاه هنری و زیباییشناسی طرحهامان را ارتقا میدهد و آنها را جذاب میکند.
۹. این را یادتان باشد که «ما در سفر هستیم»
سفر ما در طراح UI شدن، دوی ماراتن است نه دوی سرعت. حتی زمانی که دلتان نمیخواهد، به حرکت ادامه دهید.
۱۰. هیچ محدودیت سرعتی وجود ندارد
مانند هر صنعت دیگری، افرادی وجود دارند که به ما میگویند: «به X سال نیاز دارید تا به سطح خاصی برسید». در حالی که این ممکن است یک معیار مفید باشد، پیشرفت ما نباید تابع این استانداردها باشد.
لینک مقاله:
https://bit.ly/dxgn965
(زمان حدودی مطالعه: ۶ دقیقه)
نویسنده: نیلوفر موجودی
#رابط_کاربری #مهارت
@Dexign فلسفه دیزاین
_______
Medium
How to grow as a UI designer the quick (but not the easy) way
There is no speed limit.
👍6🔥3👏3
طراح تجربه کاربر unicorn
طراحی UX شامل تخصصهای مختلفی مانند Researcher, Information Architect, Visual Designer, Interaction Designer, UX Writer, Software Developer, Usability Tester است و فردی که در تمام این رشتهها تخصص داشته باشد UX Designer Unicorn نامیده میشود. این شخص میتواند جایگزین یک تیم باشد و کل کارها را تنهایی انجام دهد و شرکتها علاقه زیادی به استخدام چنین افرادی دارند زیرا هزینهها به طرز قابل توجهی کاهش مییابد.
همانطور که میدانید Unicorn یک اسب تک شاخ افسانهای است که کسی او را ندیده، به همین دلیل این نام را روی فردی که در تمام شاخهها تخصص داشته باشد گذاشتهاند، زیرا یا کسی چنین طراحی ندیده است و یا تعداد بسیار کمی دیدهاند. تبدیل شدن به چنین فردی بسیار وسوسه انگیز است اما بهتر است دربرابر این وسوسه مقاومت کنید، زیرا برای تبدیل شدن به Unicorn باید تقریبا ده هزار ساعت در هر رشته کار کنید، چیزی حدود ۱۰ سال! برای یک نفر فوقالعاده بودن در رشتههای مختلف کار سختیست اما خوب است کسی باشید که اطلاعات کمی از همه چیز دارد و و در یک یا دو چیز خاص تخصص دارد.
در آخر به یاد داشته باشید که طراحی یک ورزش تیمی است. تیمی متشکل از متخصصان که هر کدام در بخش خاصی تخصص دارند و روی یک پروژه کار می کنند تا به نتایج عالی برسند. بنابراین بهتر است که Unicorn را فراموش کنید و به یک فرد T تبدیل شوید کسی که قادر به انجام کارهای مختلف است اما در یک رشته خاص متخصص است.
مثلا وقتی در طراحی بصری متخصص هستید و مهارتهای متوسطی در کدنویسی دارید، چیزی را طراحی نمیکنید که تیم مهندسی نتواند بسازد.
میتوانید درباره این موضوع از لینک زیر بیشتر مطالعه کنید:
https://bit.ly/dxgn966
(زمان حدودی مطالعه: ۴ دقیقه)
نویسنده: فروزان فاضلی
#شغل #تجربه_کاربر #مهارت
@Dexign فلسفه دیزاین
_______
طراحی UX شامل تخصصهای مختلفی مانند Researcher, Information Architect, Visual Designer, Interaction Designer, UX Writer, Software Developer, Usability Tester است و فردی که در تمام این رشتهها تخصص داشته باشد UX Designer Unicorn نامیده میشود. این شخص میتواند جایگزین یک تیم باشد و کل کارها را تنهایی انجام دهد و شرکتها علاقه زیادی به استخدام چنین افرادی دارند زیرا هزینهها به طرز قابل توجهی کاهش مییابد.
همانطور که میدانید Unicorn یک اسب تک شاخ افسانهای است که کسی او را ندیده، به همین دلیل این نام را روی فردی که در تمام شاخهها تخصص داشته باشد گذاشتهاند، زیرا یا کسی چنین طراحی ندیده است و یا تعداد بسیار کمی دیدهاند. تبدیل شدن به چنین فردی بسیار وسوسه انگیز است اما بهتر است دربرابر این وسوسه مقاومت کنید، زیرا برای تبدیل شدن به Unicorn باید تقریبا ده هزار ساعت در هر رشته کار کنید، چیزی حدود ۱۰ سال! برای یک نفر فوقالعاده بودن در رشتههای مختلف کار سختیست اما خوب است کسی باشید که اطلاعات کمی از همه چیز دارد و و در یک یا دو چیز خاص تخصص دارد.
در آخر به یاد داشته باشید که طراحی یک ورزش تیمی است. تیمی متشکل از متخصصان که هر کدام در بخش خاصی تخصص دارند و روی یک پروژه کار می کنند تا به نتایج عالی برسند. بنابراین بهتر است که Unicorn را فراموش کنید و به یک فرد T تبدیل شوید کسی که قادر به انجام کارهای مختلف است اما در یک رشته خاص متخصص است.
مثلا وقتی در طراحی بصری متخصص هستید و مهارتهای متوسطی در کدنویسی دارید، چیزی را طراحی نمیکنید که تیم مهندسی نتواند بسازد.
میتوانید درباره این موضوع از لینک زیر بیشتر مطالعه کنید:
https://bit.ly/dxgn966
(زمان حدودی مطالعه: ۴ دقیقه)
نویسنده: فروزان فاضلی
#شغل #تجربه_کاربر #مهارت
@Dexign فلسفه دیزاین
_______
Medium
What is a UX unicorn, do UX unicorns exist, and should you become one?
UX comprises various specialties such as researcher, information architect, visual designer, interaction designer, UX writer, software…
👍7🔥1
۵ علامت که نشان میدهد در جهت تبدیل شدن به یک UX Designer حرفهای هستید
برای خیلی از طراحان تجربهی کاربر، آخرین پلهی نردبان شغلی سمتهای مدیریتی است. در حالیکه مدیریت، در حیطهی مهارت همه نیست. در این مقاله توضیح داده شده که حرفهای شدن در طراحی تجربهی کاربری بدون اثری از مدیریت چطور امکانپذیر است.
ابتدا باید بدانیم که هیچ نقطهی پایانی برای این مسیر شغلی پویا و در حال رشد وجود ندارد. اما نشانههایی هست که میتوانیم با دیدن آنها بگوییم در حال حرفهای شدن هستیم. این نشانهها کدامند؟
۱. سوالات حرفهای شما شکافهای تحقیقاتی را آشکار میکند.
شما سؤالات واقعاً خوب و البته واقعاً سختی در مورد سیستم میپرسید و پیچیدگیهای پنهانی را که دیگران نادیده میگیرند، آشکار میکنید.
۲. همکاری شما با توسعهدهندهها مفید است.
برای این همکاری مفید نیازی به دانستن نحوهی کدنویسی ندارید اما همکاری شما با توسعهدهندهها مداوم و معنادار است. شما از data model سردرمیآورید و نحوهی متصل شدن اطلاعات با هم را درک میکنید. به همین خاطر مشکلات بالقوه را زودتر شناسایی میکنید.
۳. از یکپارچگی به نفع خود استفاده میکنید.
چه جونیور باشید چه سنیور، شما اصول اولیهی نحوهی عملکرد مغز انسان را میدانید. در حالی که مفهوم سازگاری را درک میکنید و میتوانید محیطهایی امن و راحت با رعایت آن طراحی کنید، این را هم میدانید که سازگاری ممکن است مشکلاتی ایجاد کند. توانایی این را دارید که چیزهای یکسان را مشابه و چیزهای غیریکسان را متفاوت نشان دهید.
۴. در سیستمهای به هم متصل، فراتر از محدودههای پروژه فکر میکنید.
شما به سیستمها فکر میکنید، نه صفحات، نه ویژگیها و نه اجزای UI. شما همیشه در حال بررسی زمینهی وسیعتر هستید و این که چگونه چیزهای «در محدوده» بر بسیاری از چیزهای «خارج از محدوده» تأثیر میگذارند.
۵. قبل از شروع طراحی، بهدنبال درک عمیق هستید.
همهی مواردی که بالا گفته شد، در نهایت به این میرسند. به عنوان یک طراح تجربه کاربر حرفهای، میدانید که قبل از طراحی باید درک کنید. شما مجموعهای از روشهای تکرارپذیر برای به دست آوردن درک مؤثر دارید. شما میدانید که چگونه فهم مشترک بین تیم را تسهیل کنید.
نویسندهی این مقاله طراحان تجربه کاربر را به مطالعه دربارهی تجربهی کاربری شیءگرا تشویق میکند. دربارهی این موضوع میتوانید به این پست کانال سری بزنید.
https://bit.ly/dxgn967
(زمان حدودی مطالعه: ۷ دقیقه)
نویسنده: نیلوفر موجودی
#تجربهی_کاربری #مسیر_شغلی
@Dexign فلسفه دیزاین
_______
برای خیلی از طراحان تجربهی کاربر، آخرین پلهی نردبان شغلی سمتهای مدیریتی است. در حالیکه مدیریت، در حیطهی مهارت همه نیست. در این مقاله توضیح داده شده که حرفهای شدن در طراحی تجربهی کاربری بدون اثری از مدیریت چطور امکانپذیر است.
ابتدا باید بدانیم که هیچ نقطهی پایانی برای این مسیر شغلی پویا و در حال رشد وجود ندارد. اما نشانههایی هست که میتوانیم با دیدن آنها بگوییم در حال حرفهای شدن هستیم. این نشانهها کدامند؟
۱. سوالات حرفهای شما شکافهای تحقیقاتی را آشکار میکند.
شما سؤالات واقعاً خوب و البته واقعاً سختی در مورد سیستم میپرسید و پیچیدگیهای پنهانی را که دیگران نادیده میگیرند، آشکار میکنید.
۲. همکاری شما با توسعهدهندهها مفید است.
برای این همکاری مفید نیازی به دانستن نحوهی کدنویسی ندارید اما همکاری شما با توسعهدهندهها مداوم و معنادار است. شما از data model سردرمیآورید و نحوهی متصل شدن اطلاعات با هم را درک میکنید. به همین خاطر مشکلات بالقوه را زودتر شناسایی میکنید.
۳. از یکپارچگی به نفع خود استفاده میکنید.
چه جونیور باشید چه سنیور، شما اصول اولیهی نحوهی عملکرد مغز انسان را میدانید. در حالی که مفهوم سازگاری را درک میکنید و میتوانید محیطهایی امن و راحت با رعایت آن طراحی کنید، این را هم میدانید که سازگاری ممکن است مشکلاتی ایجاد کند. توانایی این را دارید که چیزهای یکسان را مشابه و چیزهای غیریکسان را متفاوت نشان دهید.
۴. در سیستمهای به هم متصل، فراتر از محدودههای پروژه فکر میکنید.
شما به سیستمها فکر میکنید، نه صفحات، نه ویژگیها و نه اجزای UI. شما همیشه در حال بررسی زمینهی وسیعتر هستید و این که چگونه چیزهای «در محدوده» بر بسیاری از چیزهای «خارج از محدوده» تأثیر میگذارند.
۵. قبل از شروع طراحی، بهدنبال درک عمیق هستید.
همهی مواردی که بالا گفته شد، در نهایت به این میرسند. به عنوان یک طراح تجربه کاربر حرفهای، میدانید که قبل از طراحی باید درک کنید. شما مجموعهای از روشهای تکرارپذیر برای به دست آوردن درک مؤثر دارید. شما میدانید که چگونه فهم مشترک بین تیم را تسهیل کنید.
نویسندهی این مقاله طراحان تجربه کاربر را به مطالعه دربارهی تجربهی کاربری شیءگرا تشویق میکند. دربارهی این موضوع میتوانید به این پست کانال سری بزنید.
https://bit.ly/dxgn967
(زمان حدودی مطالعه: ۷ دقیقه)
نویسنده: نیلوفر موجودی
#تجربهی_کاربری #مسیر_شغلی
@Dexign فلسفه دیزاین
_______
Medium
Five Signs You’re Practicing Advanced UX
For many UX designers, moving up the career ladder means taking on people management responsibilities. This path is not within everyone’s…
🔥5❤3👍2
کار به عنوان UX Designer در استارتاپها و سازمانهای بزرگ؛
نقاط قوت و ضعف هر کدام از مسیرهای شغلی
هر طراحی بعد از مدتی از شروع کار خود این سوال را دارد که کار در یک شرکت بزرگ برای مسیر شغلی او مناسبتر است یا کار در یک استارتاپ؟ درحالیکه هر کدام مسیری متفاوت را برای ما میسازند.
کار در استارتاپها:
- نقاط قوت: کار کردن در استارتاپها باعث میشود شما آزادی عمل بیشتری داشته باشید تا روشهای پر ریسکتری را تجربه کنید. همچنین به شما اجازه میدهد مهارتهای مختلفی را در خود گسترش دهید. علاوه بر این شما در محصول نهایی که ساخته میشود تاثیر بسیار زیادی داشتهاید. ممکن است در هنگام تمام شدن محصول بخشهای زیادی یا تمام محصول توسط شما طراحی شده باشد و وقتی محصول در حال کار کردن باشد حس ارزشمندی بیشتری خواهید داشت. همچنین به دلیل تعداد کم افراد در تیم، مهارتهای ارتباطی بیشتری را یاد خواهید گرفت.
- نقاط ضعف: به دلیل کمتر قابل برنامهریزی بودن فشارهای کاری در استارتاپها، امکان ایجاد تعادل بین زندگی کاری و شخصی سخت خواهد بود. همچنین به دلیل نبود منابع مالی باثبات در استارتاپها احتمال اینکه در زندگی مالی خود با مشکل مواجه شوید زیاد است.
کار در سازمانهای بزرگ:
- نقاط قوت: کار در سازمانهای بزرگ باعث میشود با فرهنگ طراحی در شرکتهایی با تکنولوژی بالا آشنا شوید. همچنین امکان برنامهریزی کاری برای زمان طولانی را خواهید داشت. برنامه ریزی برای کار کردن در یک محیط با ثبات به مدت چند سال، در حالیکه این امکان در استارتاپها وجود ندارد. همچنین به دلیل وجود ثبات مالی میتوانید برای مدت زمان طولانیتری در زندگی مالی خود برنامه ریزی کنید.
- نقاط ضعف: امکان اینکه کاری که انجام میدهید حوصله سر بر باشید بسیار زیاد است چرا که تنها وظایف مشخصی که در آن تخصص دارید به شما سپرده میشود و این میتواند برای شما تکراری شود. بروکراسی اداری زیاد میتواند برای شما آزاردهنده باشد. همچنین خلاقیت شما ممکن است در سازمانهای بزرگ به دلیل وجود ضوابط زیاد محدود شود.
در نهایت تصمیمگیری شما وابسته به شرایط زندگی و شخصیتی شما دارد و هر دو گزینههای خوبی هستند. نویسنده مقاله پیشنهاد میکند در ابتدای کار در سازمانهای بزرگ کار کنید و بعد از کسب مهارت و دانش به استارتاپها رفته و دانش خود را پیادهسازی کنید.
https://bit.ly/dxgn968
( زمان حدودی مطالعه: ۵ دقیقه)
نویسنده: محمدرضا عباسی
#شغل #تجربه_کاربر #استارتاپ #مسیر_شغلی
@Dexign فلسفه دیزاین
_______
نقاط قوت و ضعف هر کدام از مسیرهای شغلی
هر طراحی بعد از مدتی از شروع کار خود این سوال را دارد که کار در یک شرکت بزرگ برای مسیر شغلی او مناسبتر است یا کار در یک استارتاپ؟ درحالیکه هر کدام مسیری متفاوت را برای ما میسازند.
کار در استارتاپها:
- نقاط قوت: کار کردن در استارتاپها باعث میشود شما آزادی عمل بیشتری داشته باشید تا روشهای پر ریسکتری را تجربه کنید. همچنین به شما اجازه میدهد مهارتهای مختلفی را در خود گسترش دهید. علاوه بر این شما در محصول نهایی که ساخته میشود تاثیر بسیار زیادی داشتهاید. ممکن است در هنگام تمام شدن محصول بخشهای زیادی یا تمام محصول توسط شما طراحی شده باشد و وقتی محصول در حال کار کردن باشد حس ارزشمندی بیشتری خواهید داشت. همچنین به دلیل تعداد کم افراد در تیم، مهارتهای ارتباطی بیشتری را یاد خواهید گرفت.
- نقاط ضعف: به دلیل کمتر قابل برنامهریزی بودن فشارهای کاری در استارتاپها، امکان ایجاد تعادل بین زندگی کاری و شخصی سخت خواهد بود. همچنین به دلیل نبود منابع مالی باثبات در استارتاپها احتمال اینکه در زندگی مالی خود با مشکل مواجه شوید زیاد است.
کار در سازمانهای بزرگ:
- نقاط قوت: کار در سازمانهای بزرگ باعث میشود با فرهنگ طراحی در شرکتهایی با تکنولوژی بالا آشنا شوید. همچنین امکان برنامهریزی کاری برای زمان طولانی را خواهید داشت. برنامه ریزی برای کار کردن در یک محیط با ثبات به مدت چند سال، در حالیکه این امکان در استارتاپها وجود ندارد. همچنین به دلیل وجود ثبات مالی میتوانید برای مدت زمان طولانیتری در زندگی مالی خود برنامه ریزی کنید.
- نقاط ضعف: امکان اینکه کاری که انجام میدهید حوصله سر بر باشید بسیار زیاد است چرا که تنها وظایف مشخصی که در آن تخصص دارید به شما سپرده میشود و این میتواند برای شما تکراری شود. بروکراسی اداری زیاد میتواند برای شما آزاردهنده باشد. همچنین خلاقیت شما ممکن است در سازمانهای بزرگ به دلیل وجود ضوابط زیاد محدود شود.
در نهایت تصمیمگیری شما وابسته به شرایط زندگی و شخصیتی شما دارد و هر دو گزینههای خوبی هستند. نویسنده مقاله پیشنهاد میکند در ابتدای کار در سازمانهای بزرگ کار کنید و بعد از کسب مهارت و دانش به استارتاپها رفته و دانش خود را پیادهسازی کنید.
https://bit.ly/dxgn968
( زمان حدودی مطالعه: ۵ دقیقه)
نویسنده: محمدرضا عباسی
#شغل #تجربه_کاربر #استارتاپ #مسیر_شغلی
@Dexign فلسفه دیزاین
_______
Medium
UX Design at a startup vs. enterprise company: pros and cons of each career pathway
“Should I join a startup or enterprise-level company?” is a question many UX practitioners ask themselves when thinking about their next…
👍7🔥1👏1
نحوهی نامگذاری اجزای دیزاین سیستم
نامگذاری برای چیزها معمولاَ کار سختی است و بیشتر از آنکه به خلاقیت مربوط باشد، به سهولت استفاده از آن برمیگردد.
در این مقاله به این میپردازیم که چطور نامگذاری ما میتواند به سهولت استفاده منجر شود و چرا باید به نامگذاری در دیزاین سیستمها اهمیت دهیم؟
۱. صحبت کردن با یک زبان مشترک بین همتیمیها
یکی از اهداف اصلی یک سیستم طراحی ایجاد یک زبان طراحی یکپارچه است، بنابراین تیمهای مختلف هنگام ساخت یک محصول خاص از یک زبان طراحی واحد استفاده میکنند. اگر به نحوهی نامگذاری چیزها در سیستم طراحی خود فکر نکنیم، فرصت بزرگی را برای ایجاد همافزایی بین طراحان و توسعه دهندگان از دست میدهیم.
۲. همترازی بین توسعه و طراحی
بسیاری از تیم های فرانتاند هنوز با همسویی بین کد و طراحی و بالعکس مشکل دارند. یافتن نامهای مشترک برای عناصر دیزاین سیستم ما باید یک تمرین مشترک با هدف استفاده از نامهای مشابه در سمت کد و در سمت طراحی باشد. این کار باعث میشود که همهی اعضای تیم هنگام صحبت در مورد سیستمهای طراحی «به یک زبان» صحبت کنند و همکاری آسانتر شود.
حالا که لزوم نامگذاری درست را درک کردیم، بیایید ۴ نوع نامگذاری مرسوم در برنامهنویسی را مرور کنیم:
نوع اول، camelCase: کلمات بدون فاصلهاند و هر کلمه به جز اول کلمهی بعد با حروف بزرگ میچسبد. این مدل بیشتر برای متغیرها و توابع در جاوا اسکریپت استفاده می شود.
نوع دوم،PascalCase: همهی کلمات از جمله کلمه اول با حروف بزرگ نوشته میشوند و تمام فاصلهها حذف میشوند. معمولاً برای C# و Java استفاده می شود.
نوع سوم، Kebab-case: فاصلهها با یک خط فاصله بین هر دو کلمه جایگزین میشود و همه کلمات کوچک هستند. معمولا برای CSS و HTML5 استفاده می شود.
نوع چهارم، snake_case: بسیار شبیه به نوع سوم و تنها تفاوت آن استفاده از زیرخط "_" برای جدا کردن هر کلمه است. معمولاً برای برنامههای پایگاه داده مانند SQL، و همچنین در PHP یا Python استفاده میشود.
نکته این است که اگر نوعی را برای اسمگذاری انتخاب میکنیم، در تمام دیزاینسیستم به رعایت آن پایبند باشیم.
مثالهای بیشتر و کاربردی در این باره را در این مقاله ببینید:
https://bit.ly/dxgn969
(زمان حدودی مطالعه: ٧ دقیقه)
نویسنده: نیلوفر موجودی
#دیزاین_سیستم #نام_گذاری #رابط_کاربری
@Dexign فلسفه دیزاین
_______
نامگذاری برای چیزها معمولاَ کار سختی است و بیشتر از آنکه به خلاقیت مربوط باشد، به سهولت استفاده از آن برمیگردد.
در این مقاله به این میپردازیم که چطور نامگذاری ما میتواند به سهولت استفاده منجر شود و چرا باید به نامگذاری در دیزاین سیستمها اهمیت دهیم؟
۱. صحبت کردن با یک زبان مشترک بین همتیمیها
یکی از اهداف اصلی یک سیستم طراحی ایجاد یک زبان طراحی یکپارچه است، بنابراین تیمهای مختلف هنگام ساخت یک محصول خاص از یک زبان طراحی واحد استفاده میکنند. اگر به نحوهی نامگذاری چیزها در سیستم طراحی خود فکر نکنیم، فرصت بزرگی را برای ایجاد همافزایی بین طراحان و توسعه دهندگان از دست میدهیم.
۲. همترازی بین توسعه و طراحی
بسیاری از تیم های فرانتاند هنوز با همسویی بین کد و طراحی و بالعکس مشکل دارند. یافتن نامهای مشترک برای عناصر دیزاین سیستم ما باید یک تمرین مشترک با هدف استفاده از نامهای مشابه در سمت کد و در سمت طراحی باشد. این کار باعث میشود که همهی اعضای تیم هنگام صحبت در مورد سیستمهای طراحی «به یک زبان» صحبت کنند و همکاری آسانتر شود.
حالا که لزوم نامگذاری درست را درک کردیم، بیایید ۴ نوع نامگذاری مرسوم در برنامهنویسی را مرور کنیم:
نوع اول، camelCase: کلمات بدون فاصلهاند و هر کلمه به جز اول کلمهی بعد با حروف بزرگ میچسبد. این مدل بیشتر برای متغیرها و توابع در جاوا اسکریپت استفاده می شود.
نوع دوم،PascalCase: همهی کلمات از جمله کلمه اول با حروف بزرگ نوشته میشوند و تمام فاصلهها حذف میشوند. معمولاً برای C# و Java استفاده می شود.
نوع سوم، Kebab-case: فاصلهها با یک خط فاصله بین هر دو کلمه جایگزین میشود و همه کلمات کوچک هستند. معمولا برای CSS و HTML5 استفاده می شود.
نوع چهارم، snake_case: بسیار شبیه به نوع سوم و تنها تفاوت آن استفاده از زیرخط "_" برای جدا کردن هر کلمه است. معمولاً برای برنامههای پایگاه داده مانند SQL، و همچنین در PHP یا Python استفاده میشود.
نکته این است که اگر نوعی را برای اسمگذاری انتخاب میکنیم، در تمام دیزاینسیستم به رعایت آن پایبند باشیم.
مثالهای بیشتر و کاربردی در این باره را در این مقاله ببینید:
https://bit.ly/dxgn969
(زمان حدودی مطالعه: ٧ دقیقه)
نویسنده: نیلوفر موجودی
#دیزاین_سیستم #نام_گذاری #رابط_کاربری
@Dexign فلسفه دیزاین
_______
Medium
Naming conventions for design systems
How to use naming to empower your design system
👍15👏1
۶ سوال کمی پیچیده در مصاحبه شغلی UX
حتماً براتون پیش اومده در مصاحبههای شغلی UX Design به سوالات سادهای بربخورید که به درستی جواب دادن بهشون کمی سخته.
در این مقاله نگاهی سریع به ۶ سوال رایج در مصاحبهها میاندازیم تا برای مصاحبهی بعدی آمادهتر باشید.
۱. از خودتان بگویید
شما در پاسخ به این سوال نه تنها میبایست از نحوهی شروع کارتان در حوزهی UX بگویید بلکه میبایست درباره شخصیت خود و مهارتهایی که شما را به یک UX designer
خوب تبدیل میکند نیز صحبت کنید.
۲.چرا میخواهید این جا کار کنید؟
این سوال مشخصاً به مدیر استخدام کمک میکند تا بفهمد چقدر دربارهی شرکت آنها تحقیق و مطالعه کردهاید. علاوه بر این بهترین روش پاسخ به این سوال این است که توضیح دهید با توجه مهارتها و قابلیتهایتان چه ارزشهایی را به سازمان اضافه میکنید.
۳. محصول مورد علاقه شما چیست؟
هدف از این سوال این است که متوجه شوند طراحی UX خوب برای شما چه معنایی دارد و آیا میتوانید به خوبی نظر خود را دربارهی آن بیان کنید؟
از آن جایی که طراحی در جزئیات است هنگام توضیح دربارهی محصول مورد علاقهی خود حتماً یک ویژگی خاص آن را در نظر بگیرید و توضیح دهید این ویژگی خاص چگونه زندگی کاربر خود را آسانتر میکند.
۴. میتوانید مسیر طراحی یکی از پروژههای خود را توضیح دهید؟
این سوال به سازمان کمک میکند در مورد مدل کاری شما و نقشتان در یک پروژه بیشتر بدانند.
همینطور کمک میکند نقاط ضعف و قوت شما را متوجه شوند. سعی کنید پاسختان به این سوال را به ۳ بخش هدف و مدت پروژه، نقش شما در پروژه و مسئولیتها و فعالیتهای روزانهتان تقسیم کنید.
۵. موفقیت کار خود را چگونه میسنجید؟
هدف از این سوال این است که بفهمند آیا شما میتوانید تصمیمات طراحی خود را از دیدگاه کاربر و کسب و کار ارزیابی کنید یا خیر. در پاسخ به این سوال به معیارهایی از قبیل نرخ تبدیل و یا نرخ حفظ کاربر تکیه کنید.
۶. آیا میتوانید در مورد چالشهایی که در یکی از پروژههای خود با آن روبرو شدهاید بگویید؟ چگونه بر آنها غلبه کردید؟
هنگام پاسخ دادن به این سوال، داشتن تعادل مناسب بسیار مهم است. از آن جایی که انعطاف پذیر بودن یکی از ویژگیهای ضروری یک طراح UX است، نیاز است آنها را متقاعد کنید که میتوانید به هر چالشی سریع پاسخ دهید.
https://bit.ly/dxgn970
(زمان حدودی مطالعه: ۷ دقیقه)
نویسنده: بهاره حاجوی
#مصاحبه #استخدام #طراح_محصول
@Dexign فلسفه دیزاین
_______
حتماً براتون پیش اومده در مصاحبههای شغلی UX Design به سوالات سادهای بربخورید که به درستی جواب دادن بهشون کمی سخته.
در این مقاله نگاهی سریع به ۶ سوال رایج در مصاحبهها میاندازیم تا برای مصاحبهی بعدی آمادهتر باشید.
۱. از خودتان بگویید
شما در پاسخ به این سوال نه تنها میبایست از نحوهی شروع کارتان در حوزهی UX بگویید بلکه میبایست درباره شخصیت خود و مهارتهایی که شما را به یک UX designer
خوب تبدیل میکند نیز صحبت کنید.
۲.چرا میخواهید این جا کار کنید؟
این سوال مشخصاً به مدیر استخدام کمک میکند تا بفهمد چقدر دربارهی شرکت آنها تحقیق و مطالعه کردهاید. علاوه بر این بهترین روش پاسخ به این سوال این است که توضیح دهید با توجه مهارتها و قابلیتهایتان چه ارزشهایی را به سازمان اضافه میکنید.
۳. محصول مورد علاقه شما چیست؟
هدف از این سوال این است که متوجه شوند طراحی UX خوب برای شما چه معنایی دارد و آیا میتوانید به خوبی نظر خود را دربارهی آن بیان کنید؟
از آن جایی که طراحی در جزئیات است هنگام توضیح دربارهی محصول مورد علاقهی خود حتماً یک ویژگی خاص آن را در نظر بگیرید و توضیح دهید این ویژگی خاص چگونه زندگی کاربر خود را آسانتر میکند.
۴. میتوانید مسیر طراحی یکی از پروژههای خود را توضیح دهید؟
این سوال به سازمان کمک میکند در مورد مدل کاری شما و نقشتان در یک پروژه بیشتر بدانند.
همینطور کمک میکند نقاط ضعف و قوت شما را متوجه شوند. سعی کنید پاسختان به این سوال را به ۳ بخش هدف و مدت پروژه، نقش شما در پروژه و مسئولیتها و فعالیتهای روزانهتان تقسیم کنید.
۵. موفقیت کار خود را چگونه میسنجید؟
هدف از این سوال این است که بفهمند آیا شما میتوانید تصمیمات طراحی خود را از دیدگاه کاربر و کسب و کار ارزیابی کنید یا خیر. در پاسخ به این سوال به معیارهایی از قبیل نرخ تبدیل و یا نرخ حفظ کاربر تکیه کنید.
۶. آیا میتوانید در مورد چالشهایی که در یکی از پروژههای خود با آن روبرو شدهاید بگویید؟ چگونه بر آنها غلبه کردید؟
هنگام پاسخ دادن به این سوال، داشتن تعادل مناسب بسیار مهم است. از آن جایی که انعطاف پذیر بودن یکی از ویژگیهای ضروری یک طراح UX است، نیاز است آنها را متقاعد کنید که میتوانید به هر چالشی سریع پاسخ دهید.
https://bit.ly/dxgn970
(زمان حدودی مطالعه: ۷ دقیقه)
نویسنده: بهاره حاجوی
#مصاحبه #استخدام #طراح_محصول
@Dexign فلسفه دیزاین
_______
Medium
6 Tricky UX job interview questions
And how you should go about answering them
👍13👏1
تست کاربردپذیری از راه دور و نحوه انجام آن
هر طراح UX می تواند تأیید کند که یکی از سختترین چیزها در مورد تست کاربردپذیری حضوری، دور هم جمع کردن حضوری و فیزیکی افراد برای انجام تست است.
شرایط خاصی چون؛ برنامههای شلوغ و متناقض روزانه افراد، پراکندگی جغرافیایی شرکتکنندگان، بودجه محدود و محدودیت دسترسی شرکتکنندگان به تجهیزات، تست کاربردپذیری از راه دور را به گزینهایی محبوب تبدیل میکنند. تفاوت این روش با روش حضوری در جدا و دور بودن ناظر تست از شرکتکننده است.
در تست کاربردپذیری از راه دور دو روش وجود دارد که هر دو مزایا و معایب خاص خود را دارند: نظارت شده و نظارت نشده.
در تست کاربردپذیری از راه دور نظارت شده، شرکتکننده و ناظر هر دو حضور دارند (ارتباط از طریق تلفن یا کنفرانس ویدیویی). ناظر به راحتی میتواند سوالات بیشتر و عمیقتری در روند تست جهت شفافسازی بیشتر از شرکتکننده بپرسد و یا حین انجام تست یک وظیفه (task) را تغییر دهد. اما چالش این روش؛ ناتوانی در فهم زبان بدن شرکتکننده است، زیرا ناظر از نظر فیزیکی در کنار شرکتکننده حضور ندارد. همچنین، رمزگشایی سکوت شرکتکننده کار سختی است، سکوتها چه معنایی دارند؟ شرکتکننده گیج شده است؟ در حال فکر کردن است؟ در حال جستجوست و یا دچار حواسپرتی شده است؟
نوع دیگر تست کاربردپذیری از راه دور، نظارت نشده است. در این روش تست بدون حضور ناظر انجام میگیرد. و میتوان از صدها نفر به طور همزمان در موقعیتهای جغرافیایی متفاوت تست گرفت. برای تست یک ویجت خاص یا تغییر جزئی و نیز در شرایطی که بازه زمانی و بودجه پروژه محدود است، این روش توصیه میشود. از چالشهای این روش میتوان به عدم شفافسازی و ناتوانی در پرسیدن سوالات دقیق اشاره کرد. همچنین در این روش نمیتوانید شرکتکننده را وادار کنید تا با صدای بلند فکر کند و افکار درونی خود را با شما به اشتراک بگذارد.
هرکدام از روشها را که بخواهید انتخاب کنید، بهتر است این مراحل را همیشه برای رسیدن به نتیجه مطلوب دنبال کنید:
۱. تعیین هدف و کاربران هدف: ابتدا هدف خود را تعیین کنید، سپس سناریوهای مبتنی بر وظایف(tasks) را آماده کنید و در ادامه شرکتکنندگان را جذب کنید.
۲. جذب کاربران: کاربرانی مطابق با گروه هدف خود جذب کنید. از پلتفرمهای رسانههای اجتماعی جهت یافتن وبرقرار کردن تماس با علاقهمندان به انجام تست غافل نشوید. برای شرکتکنندگان که زمان خود را در اختیار تست قرار میدهند کارت هدیه و یا پرداخت نقدی در نظر بگیرید. تعداد افراد مناسب و کافی برای انجام تست خود را مشخص کنید و همیشه ۳ نفر را بصورت جایگزین و رزرو در نظر بگیرید.
۳. تنظیم و آمادهسازی متن تست: متن تست شامل سه بخش: سوالات یخشکن(غیر اصلی)، سناریوها و وظایف و سوالاتی درباره تجربه کاربران، است. مدت زمان آزمایش را ۱۵ تا ۳۰ دقیقه در نظر بگیرید و ابزارهای ارتباطی و لازم را اعلام نمایید.
۴. اجرای تست: شب قبل و یا صبح تست، ایمیل یادآوری به شرکتکنندگان ارسال کنید. زمان دقیق شروع جلسه و نیز نرمافزارهای ارتباطی و لازم را اعلام و چک نمایید. ابتدای جلسه و در شروع، توضیحی کلی جهت آگاهی و آرامش شرکتکننده بدهید و از او بخواهید که حین تست با صدای بلند فکر کند.
۵. نتایج را خلاصه کنید: نتایج بدست آمده را در قالب یک گزارش به اشتراک بگذارید.
رایجترین ابزارهای تست کاربردپذیری از راه دور: نرمافزارهای Skype & Hangouts , GoToMeeting, Join.Me , Zoom , Lookback
رایج ترین گزینهها جهت انجام تست کاربردپذیری نظارت نشده: Userlytics , Userfeel , UserZoom , UserTesting , Loop 11
برای مطالعهی کامل این مقاله به لینک زیر مراجعه کنید:
https://bit.ly/dxgn971
( زمان حدودی مطالعه: ۱۱ دقیقه)
نویسنده: نیلوفر مزرعه
#تست #تجربه_کاربر #تست_کاربردپذیری
@Dexign فلسفه دیزاین
_______
هر طراح UX می تواند تأیید کند که یکی از سختترین چیزها در مورد تست کاربردپذیری حضوری، دور هم جمع کردن حضوری و فیزیکی افراد برای انجام تست است.
شرایط خاصی چون؛ برنامههای شلوغ و متناقض روزانه افراد، پراکندگی جغرافیایی شرکتکنندگان، بودجه محدود و محدودیت دسترسی شرکتکنندگان به تجهیزات، تست کاربردپذیری از راه دور را به گزینهایی محبوب تبدیل میکنند. تفاوت این روش با روش حضوری در جدا و دور بودن ناظر تست از شرکتکننده است.
در تست کاربردپذیری از راه دور دو روش وجود دارد که هر دو مزایا و معایب خاص خود را دارند: نظارت شده و نظارت نشده.
در تست کاربردپذیری از راه دور نظارت شده، شرکتکننده و ناظر هر دو حضور دارند (ارتباط از طریق تلفن یا کنفرانس ویدیویی). ناظر به راحتی میتواند سوالات بیشتر و عمیقتری در روند تست جهت شفافسازی بیشتر از شرکتکننده بپرسد و یا حین انجام تست یک وظیفه (task) را تغییر دهد. اما چالش این روش؛ ناتوانی در فهم زبان بدن شرکتکننده است، زیرا ناظر از نظر فیزیکی در کنار شرکتکننده حضور ندارد. همچنین، رمزگشایی سکوت شرکتکننده کار سختی است، سکوتها چه معنایی دارند؟ شرکتکننده گیج شده است؟ در حال فکر کردن است؟ در حال جستجوست و یا دچار حواسپرتی شده است؟
نوع دیگر تست کاربردپذیری از راه دور، نظارت نشده است. در این روش تست بدون حضور ناظر انجام میگیرد. و میتوان از صدها نفر به طور همزمان در موقعیتهای جغرافیایی متفاوت تست گرفت. برای تست یک ویجت خاص یا تغییر جزئی و نیز در شرایطی که بازه زمانی و بودجه پروژه محدود است، این روش توصیه میشود. از چالشهای این روش میتوان به عدم شفافسازی و ناتوانی در پرسیدن سوالات دقیق اشاره کرد. همچنین در این روش نمیتوانید شرکتکننده را وادار کنید تا با صدای بلند فکر کند و افکار درونی خود را با شما به اشتراک بگذارد.
هرکدام از روشها را که بخواهید انتخاب کنید، بهتر است این مراحل را همیشه برای رسیدن به نتیجه مطلوب دنبال کنید:
۱. تعیین هدف و کاربران هدف: ابتدا هدف خود را تعیین کنید، سپس سناریوهای مبتنی بر وظایف(tasks) را آماده کنید و در ادامه شرکتکنندگان را جذب کنید.
۲. جذب کاربران: کاربرانی مطابق با گروه هدف خود جذب کنید. از پلتفرمهای رسانههای اجتماعی جهت یافتن وبرقرار کردن تماس با علاقهمندان به انجام تست غافل نشوید. برای شرکتکنندگان که زمان خود را در اختیار تست قرار میدهند کارت هدیه و یا پرداخت نقدی در نظر بگیرید. تعداد افراد مناسب و کافی برای انجام تست خود را مشخص کنید و همیشه ۳ نفر را بصورت جایگزین و رزرو در نظر بگیرید.
۳. تنظیم و آمادهسازی متن تست: متن تست شامل سه بخش: سوالات یخشکن(غیر اصلی)، سناریوها و وظایف و سوالاتی درباره تجربه کاربران، است. مدت زمان آزمایش را ۱۵ تا ۳۰ دقیقه در نظر بگیرید و ابزارهای ارتباطی و لازم را اعلام نمایید.
۴. اجرای تست: شب قبل و یا صبح تست، ایمیل یادآوری به شرکتکنندگان ارسال کنید. زمان دقیق شروع جلسه و نیز نرمافزارهای ارتباطی و لازم را اعلام و چک نمایید. ابتدای جلسه و در شروع، توضیحی کلی جهت آگاهی و آرامش شرکتکننده بدهید و از او بخواهید که حین تست با صدای بلند فکر کند.
۵. نتایج را خلاصه کنید: نتایج بدست آمده را در قالب یک گزارش به اشتراک بگذارید.
رایجترین ابزارهای تست کاربردپذیری از راه دور: نرمافزارهای Skype & Hangouts , GoToMeeting, Join.Me , Zoom , Lookback
رایج ترین گزینهها جهت انجام تست کاربردپذیری نظارت نشده: Userlytics , Userfeel , UserZoom , UserTesting , Loop 11
برای مطالعهی کامل این مقاله به لینک زیر مراجعه کنید:
https://bit.ly/dxgn971
( زمان حدودی مطالعه: ۱۱ دقیقه)
نویسنده: نیلوفر مزرعه
#تست #تجربه_کاربر #تست_کاربردپذیری
@Dexign فلسفه دیزاین
_______
Medium
Remote Usability Testing 101 & How to Get Started
Here’s everything you need to know about remote usability testing & how to run effective tests.
👍3❤1
برای اینکه یک طراح UX باشید به چه مهارتهایی نیاز دارید؟
برای تبدیل شدن به یک طراح UX، باید تعدادی مهارت فنی برای این نقش داشته باشید که عبارتند از:
۱. تحقیق و استراتژی کاربر: طراحان UX باید در روشهای تحقیق، از جمله جمعآوری دادههای کیفی و کمی، تبحر کافی داشته باشند و نحوه برنامهریزی و انجام تحقیق و تفسیر و تحلیل یافتهها را بدانند.
۲. وایرفریم و پروتوتایپینگ (طراحی نمونههای اولیه قبل از طرحهای نهایی): آنها باید آشنایی کافی با ابزار طراحی داشته باشند تا بتوانند نقشه سفر کاربر و نحوه تعامل کاربر با محصول را بررسی کنند.
۳. طراحی رابط کاربری (UI): این درست است که طراحی رابط کاربری وظیفه یک طراح UX نیست. اما طراحان تجربه کاربری باید درک قوی از عناصر طراحی داشته باشند تا تعاملات کاربر را بهینه سازند.
۴. طراحی وب سایت واکنش گرا: طراحان UX باید با مفهوم طراحی واکنش گرا آشنا باشند، که تضمین میکند طراحیها در صفحههای مختلف نمایش متفاوتی دارند.
همچنین نیاز است به مهارتهای نرم که بعضی از آنها عبارتند از: مدیریت پروژه، مدیریت تیم و ذینفعان، همدلی کردن، همکاری کردن.
برای مطالعهی کامل این مقاله به لینک زیر مراجعه کنید:
https://bit.ly/dxgn972
( زمان حدودی مطالعه: ۶ دقیقه)
نویسنده: امین افشار
#تجربه_کاربر #همدلی #شغل
@Dexign فلسفه دیزاین
_______
برای تبدیل شدن به یک طراح UX، باید تعدادی مهارت فنی برای این نقش داشته باشید که عبارتند از:
۱. تحقیق و استراتژی کاربر: طراحان UX باید در روشهای تحقیق، از جمله جمعآوری دادههای کیفی و کمی، تبحر کافی داشته باشند و نحوه برنامهریزی و انجام تحقیق و تفسیر و تحلیل یافتهها را بدانند.
۲. وایرفریم و پروتوتایپینگ (طراحی نمونههای اولیه قبل از طرحهای نهایی): آنها باید آشنایی کافی با ابزار طراحی داشته باشند تا بتوانند نقشه سفر کاربر و نحوه تعامل کاربر با محصول را بررسی کنند.
۳. طراحی رابط کاربری (UI): این درست است که طراحی رابط کاربری وظیفه یک طراح UX نیست. اما طراحان تجربه کاربری باید درک قوی از عناصر طراحی داشته باشند تا تعاملات کاربر را بهینه سازند.
۴. طراحی وب سایت واکنش گرا: طراحان UX باید با مفهوم طراحی واکنش گرا آشنا باشند، که تضمین میکند طراحیها در صفحههای مختلف نمایش متفاوتی دارند.
همچنین نیاز است به مهارتهای نرم که بعضی از آنها عبارتند از: مدیریت پروژه، مدیریت تیم و ذینفعان، همدلی کردن، همکاری کردن.
برای مطالعهی کامل این مقاله به لینک زیر مراجعه کنید:
https://bit.ly/dxgn972
( زمان حدودی مطالعه: ۶ دقیقه)
نویسنده: امین افشار
#تجربه_کاربر #همدلی #شغل
@Dexign فلسفه دیزاین
_______
BrainStation®
What Skills Do You Need to Be a UX Designer? (2023 Guide)
A UX Designer’s skill set includes user research and persona development, Information Architecture, wireframing and prototyping, and user testing.
🔥1
بهترین ابزارهای تست دسترسیپذیری وبسایتها
شاید شما دستورالعملها، استانداردها، هشدارها و بهترین شیوههای موجود در مورد توصیههای W3C را دنبال کردهاید. حالا چگونه میتوانید بفهمید که آیا وبسایت شما با قوانین WCAG مطابقت دارد؟ در این مقاله چند ابزار کارآمد را به شما معرفی میکنیم.
البته لازم به ذکر است که این ابزارها حداکثر ۳۰ درصد از خطاهای دسترسیپذیری را تشخیص میدهند اما میتوانند نقطهی شروع خوبی برای تست دسترسیپذیری باشند.
۱. افزونهی Wavw کروم
این افزونه عناوین اضافی، عناصر ساختاری، کنتراست ضعیف رنگها، نحوهی تأثیر این مسائل بر انواع مختلف کاربران، دستورالعملهای WCAG که آنها نقض میکنند و غیره را نشان میدهد.
همچنین از طریق حاشیهنویسی که در پنل پایین صفحه ظاهر میشود، کد HTML «مشکلساز» را به شما نشان میدهد.
۲. ابزار Google Lighthouse
با استفاده از این ابزار میتوانید متوجه شوید که آیا همهی دکمههای صفحه دارای نامهای دسترسیپذیر هستند یا خیر، همهی تصاویر دارای ویژگی ALT هستند یا خیر و نکاتی از این قبیل. یکی دیگر از چیزهای خوب در مورد Google Lighthouse این است که نیازی به ثبت نام شما ندارد
۳. افزونهی Axe
در این ابزار رایگان، فقط با کلیک کردن دکمهی analyze فهرست کاملی از نقصهای مربوط به دسترسیپذیری به ما نشان داده میشود. فقط کافی است «Inspect code» را بزنیم و به تبی در DevTools منتقل شویم، جایی که عنصر مشکلساز مشخص شده است.
۴. ابزار Siteimprove
این ابزار آسان و کارآمد، اطلاعات عملی در مورد تمام مسائلی که تشخیص میدهد در اختیار ما قرار میدهد و همراه با آن توضیح واضحی در مورد تأثیر آن مسائل بر روی برخی از کاربران ارائه میکند.
برای دیدن آموزش کار با هر ابزار میتوانید به متن کامل مقاله مراجعه کنید:
https://bit.ly/dxgn973
(زمان حدودی مطالعه: ۷ دقیقه)
نویسنده: نیلوفر موجودی
#دسترسی_پذیری #ابزار
@Dexign فلسفه دیزاین
_______
شاید شما دستورالعملها، استانداردها، هشدارها و بهترین شیوههای موجود در مورد توصیههای W3C را دنبال کردهاید. حالا چگونه میتوانید بفهمید که آیا وبسایت شما با قوانین WCAG مطابقت دارد؟ در این مقاله چند ابزار کارآمد را به شما معرفی میکنیم.
البته لازم به ذکر است که این ابزارها حداکثر ۳۰ درصد از خطاهای دسترسیپذیری را تشخیص میدهند اما میتوانند نقطهی شروع خوبی برای تست دسترسیپذیری باشند.
۱. افزونهی Wavw کروم
این افزونه عناوین اضافی، عناصر ساختاری، کنتراست ضعیف رنگها، نحوهی تأثیر این مسائل بر انواع مختلف کاربران، دستورالعملهای WCAG که آنها نقض میکنند و غیره را نشان میدهد.
همچنین از طریق حاشیهنویسی که در پنل پایین صفحه ظاهر میشود، کد HTML «مشکلساز» را به شما نشان میدهد.
۲. ابزار Google Lighthouse
با استفاده از این ابزار میتوانید متوجه شوید که آیا همهی دکمههای صفحه دارای نامهای دسترسیپذیر هستند یا خیر، همهی تصاویر دارای ویژگی ALT هستند یا خیر و نکاتی از این قبیل. یکی دیگر از چیزهای خوب در مورد Google Lighthouse این است که نیازی به ثبت نام شما ندارد
۳. افزونهی Axe
در این ابزار رایگان، فقط با کلیک کردن دکمهی analyze فهرست کاملی از نقصهای مربوط به دسترسیپذیری به ما نشان داده میشود. فقط کافی است «Inspect code» را بزنیم و به تبی در DevTools منتقل شویم، جایی که عنصر مشکلساز مشخص شده است.
۴. ابزار Siteimprove
این ابزار آسان و کارآمد، اطلاعات عملی در مورد تمام مسائلی که تشخیص میدهد در اختیار ما قرار میدهد و همراه با آن توضیح واضحی در مورد تأثیر آن مسائل بر روی برخی از کاربران ارائه میکند.
برای دیدن آموزش کار با هر ابزار میتوانید به متن کامل مقاله مراجعه کنید:
https://bit.ly/dxgn973
(زمان حدودی مطالعه: ۷ دقیقه)
نویسنده: نیلوفر موجودی
#دسترسی_پذیری #ابزار
@Dexign فلسفه دیزاین
_______
Medium
What Are Some of the Best Web Accessibility Testing Tools to Evaluate Your Website With? Top 5 Chrome Extensions
How do you know whether your website is 100% WCAG 2.1 compliant? What are the best web accessibility testing tools out there that you…
👍2
نوآوری اجتماعی مجموعهای از استراتژیها، مفاهیم، ایدهها و سازمانهای جدیدی است که تأمینکنندهی نیازهای مختلف اجتماعی است و میتواند از شرایط کاری و آموزشی تا توسعهی جامعه و سلامت و جامعهی مدنی را توسعه دهد.
در این رویداد میخواهیم با همراهی مازیار رضایی، پژوهشگر و کنشگر دیزاین، از نوآوری اجتماعی و رابطه آن با دیزاین (به عنوان یک روش حل مسئله) صحبت کنیم.
برای ثبتنام در دکستاک نوآوری اجتماعی و دیزاین میتوانید از طریق لینک زیر اقدام کنید:
https://eseminar.tv/wb81972
@Dexign فلسفه دیزاین
_______
در این رویداد میخواهیم با همراهی مازیار رضایی، پژوهشگر و کنشگر دیزاین، از نوآوری اجتماعی و رابطه آن با دیزاین (به عنوان یک روش حل مسئله) صحبت کنیم.
برای ثبتنام در دکستاک نوآوری اجتماعی و دیزاین میتوانید از طریق لینک زیر اقدام کنید:
https://eseminar.tv/wb81972
@Dexign فلسفه دیزاین
_______
❤1👍1
۸ تکنیک داستانسرایی بصری که هر طراح محصول باید بداند
هر موقع که کلمهی داستانسرایی را میشنویم، اولین چیزهایی که به ذهنمان میرسد برنامههای تلویزیونی، فیلمهای انیمیشن یا رمان مورد علاقهمان است، چرا که اغلب شاهد داستانسرایی در این پلتفرمها بودهایم. از آنجا که داستانها تأثیری ابدی در ذهن و قلب کاربران میگذارند، باید به آنها این احساس را بدهیم که بخشی از ماموریت و اهداف شرکت هستند. در این مقاله، چند تکنیک داستانسرایی موثر بهطور بصری گفته شده است.
۱. یک معماری اطلاعات قوی داشته باشید.
هر محصول دارای معماری اطلاعاتی است که بخشها و عناصر بصری را دستهبندی میکند. اغلب، برای کشف نیازهای کاربر نیاز به تحقیق دارید. راههای مختلفی برای این کار وجود دارد. میتوانید از مصاحبههای کاربر یا کارتسورتینگ برای کشف این نیازها استفاده کنید. همچنین نیاز به دسترسی به نتایج تستهای کاربردپذیری دارید تا ببینید آیا کاربران میتوانند به طور موثر در محصول پیمایش کنند یا خیر.
۲. تضادها را به خوبی نشان دهید.
درست مانند یک داستان، نشان دادن تعارض و تضادها، علاقهی مخاطبان را برمیانگیزد. طراحان محصول باید در مورد مشکلی که کاربر ممکن است با آن روبرو شود فکر کنند و برای آن راهحل داشته باشند و در یک کلام با او همدلی کنند.
۳. شخصیت محصول را حفظ کنید.
یک استراتژی بصری برای ایجاد یک داستان جذاب ایجاد کنید، اما از شخصی بودن محصول هم غافل نشوید! کاربران میخواهند با یک محصول یا خدمات ارتباط برقرار کنند. به جای شناسایی کسبوکار به عنوان یک موجودیت بینام، عناصر نام تجاری را در خود محصول قرار دهید. معمولاً کاربران برای یادآوری نام برند، رنگها و طراحی بصری آن را به یاد میآورند. به عنوان مثال، وقتی به چیزی قرمز، خنک و خوشمزه فکر میکنید، تصویری که به ذهنتان خطور میکند به احتمال زیاد کوکاکولا است.
۴. بدانید که معنای رنگ بسته به فرهنگ متفاوت است.
رنگها تأثیر قوی بر احساسات دارند. آنها واکنشهای روانی و فیزیولوژیکی خاصی را تحریک میکنند. رنگ نقش اصلی نمادهای بصری را بازی و به عنوان یک روش ارتباطی برای انسان عمل میکند. نکته این است که رنگها میتوانند برای خوانندگان آسیایی، خاورمیانهای یا آمریکایی معنای متفاوتی داشته باشند.
۵. داستانی روایت کنید که به مردم انگیزه بدهد.
داستانسرایی موثر به معنای نشان دادن نام تجاری به عنوان یک روایت قانع کننده است. همانطور که تصاویر جدید را برای یک داستان جذاب انتخاب میکنید، باید برای هر قسمت از کش و قوس طراحی، این را در ذهن داشته باشید. به عنوان مثال، در اوج یک داستان، از تصاویر دراماتیک و تاثیرگذارتر استفاده میکنند و یا هنگام رسیدن به وضوح، تصاویری را انتخاب میکنند که تنشها را برطرف کند.
۶. اینتراکشن، انیمیشن و ویدیو را دست کم نگیرید.
این مهارت مهمی است که بسیاری از طراحان باید در طول زمان آن را توسعه دهند چرا که میتواند به طور شگفتاوری الهام بخش بسیاری از کاربران باشد.
۷. تایپوگرافی را با داستان خود مطابقت دهید.
فونتی که انتخاب میکنید در انتقال پیامی که میخواهید به خوانندگانتان بفرستید، کمک میکند. تایپوگرافی، تایپ فیس و سبک فونت به همان اندازه در برانگیختن احساسات مهم هستند.
۸. بهطور بصری نشان دهید که چطور محصول شما مشکل کاربر را حل میکند.
بسته به آشنایی کاربران با محصولات مشابه، تقاضا برای ویژگیها یا عملکردهای محصول شما ممکن است متفاوت باشد. در هر صورت فرآیند شما باید راهحلی ارائه دهد که مشکل کاربر را حل کند.
لینک مقاله:
https://bit.ly/dxgn974
(زمان حدودی مقاله: ۵ دقیقه)
نویسنده: نیلوفر موجودی
#داستان_سرایی #طراحی_محصول
@Dexign فلسفه دیزاین
_______
هر موقع که کلمهی داستانسرایی را میشنویم، اولین چیزهایی که به ذهنمان میرسد برنامههای تلویزیونی، فیلمهای انیمیشن یا رمان مورد علاقهمان است، چرا که اغلب شاهد داستانسرایی در این پلتفرمها بودهایم. از آنجا که داستانها تأثیری ابدی در ذهن و قلب کاربران میگذارند، باید به آنها این احساس را بدهیم که بخشی از ماموریت و اهداف شرکت هستند. در این مقاله، چند تکنیک داستانسرایی موثر بهطور بصری گفته شده است.
۱. یک معماری اطلاعات قوی داشته باشید.
هر محصول دارای معماری اطلاعاتی است که بخشها و عناصر بصری را دستهبندی میکند. اغلب، برای کشف نیازهای کاربر نیاز به تحقیق دارید. راههای مختلفی برای این کار وجود دارد. میتوانید از مصاحبههای کاربر یا کارتسورتینگ برای کشف این نیازها استفاده کنید. همچنین نیاز به دسترسی به نتایج تستهای کاربردپذیری دارید تا ببینید آیا کاربران میتوانند به طور موثر در محصول پیمایش کنند یا خیر.
۲. تضادها را به خوبی نشان دهید.
درست مانند یک داستان، نشان دادن تعارض و تضادها، علاقهی مخاطبان را برمیانگیزد. طراحان محصول باید در مورد مشکلی که کاربر ممکن است با آن روبرو شود فکر کنند و برای آن راهحل داشته باشند و در یک کلام با او همدلی کنند.
۳. شخصیت محصول را حفظ کنید.
یک استراتژی بصری برای ایجاد یک داستان جذاب ایجاد کنید، اما از شخصی بودن محصول هم غافل نشوید! کاربران میخواهند با یک محصول یا خدمات ارتباط برقرار کنند. به جای شناسایی کسبوکار به عنوان یک موجودیت بینام، عناصر نام تجاری را در خود محصول قرار دهید. معمولاً کاربران برای یادآوری نام برند، رنگها و طراحی بصری آن را به یاد میآورند. به عنوان مثال، وقتی به چیزی قرمز، خنک و خوشمزه فکر میکنید، تصویری که به ذهنتان خطور میکند به احتمال زیاد کوکاکولا است.
۴. بدانید که معنای رنگ بسته به فرهنگ متفاوت است.
رنگها تأثیر قوی بر احساسات دارند. آنها واکنشهای روانی و فیزیولوژیکی خاصی را تحریک میکنند. رنگ نقش اصلی نمادهای بصری را بازی و به عنوان یک روش ارتباطی برای انسان عمل میکند. نکته این است که رنگها میتوانند برای خوانندگان آسیایی، خاورمیانهای یا آمریکایی معنای متفاوتی داشته باشند.
۵. داستانی روایت کنید که به مردم انگیزه بدهد.
داستانسرایی موثر به معنای نشان دادن نام تجاری به عنوان یک روایت قانع کننده است. همانطور که تصاویر جدید را برای یک داستان جذاب انتخاب میکنید، باید برای هر قسمت از کش و قوس طراحی، این را در ذهن داشته باشید. به عنوان مثال، در اوج یک داستان، از تصاویر دراماتیک و تاثیرگذارتر استفاده میکنند و یا هنگام رسیدن به وضوح، تصاویری را انتخاب میکنند که تنشها را برطرف کند.
۶. اینتراکشن، انیمیشن و ویدیو را دست کم نگیرید.
این مهارت مهمی است که بسیاری از طراحان باید در طول زمان آن را توسعه دهند چرا که میتواند به طور شگفتاوری الهام بخش بسیاری از کاربران باشد.
۷. تایپوگرافی را با داستان خود مطابقت دهید.
فونتی که انتخاب میکنید در انتقال پیامی که میخواهید به خوانندگانتان بفرستید، کمک میکند. تایپوگرافی، تایپ فیس و سبک فونت به همان اندازه در برانگیختن احساسات مهم هستند.
۸. بهطور بصری نشان دهید که چطور محصول شما مشکل کاربر را حل میکند.
بسته به آشنایی کاربران با محصولات مشابه، تقاضا برای ویژگیها یا عملکردهای محصول شما ممکن است متفاوت باشد. در هر صورت فرآیند شما باید راهحلی ارائه دهد که مشکل کاربر را حل کند.
لینک مقاله:
https://bit.ly/dxgn974
(زمان حدودی مقاله: ۵ دقیقه)
نویسنده: نیلوفر موجودی
#داستان_سرایی #طراحی_محصول
@Dexign فلسفه دیزاین
_______
Medium
8 Visual Story Techniques Every Product Designer Needs to Know
Whenever we hear the word storytelling, the first few things that come to mind are our favorite TV shows, animated movies, or our favorite…
👍3
راه یک دیزاینر
دیزاینر شدن مسیریست پر فراز و نشیب، همراه با یادگیری و رشد.
در این گفتگوی زنده به میزبانی محمدرضا پناهی، طراح ارشد تجربه کاربری میخواهیم یک گفتگوی دوستانه درباره مسیر شغلی دیزاین با غزاله مطیعا، طراح محصول در شرکت Conversional داشته باشیم و از تجربیات سالهای فعالیتش در این حوزه استفاده کنیم.
لایو روز یکشنبه، ۲۷ شهریورماه ساعت ۱۹ الی ۲۰:۳۰ در صفحه اینستاگرام دیزاین آکادمی برگزار خواهد شد.
Www.instagram.com/dexignacademy
نوتیفیکیشن صفحه را روشن کرده و با ما همراه باشید.
#طراح_محصول #طراح_تجربه_کاربری #دیزاین #دیزاینر #تجربه_کاربری #design #آکادمی_دیزاین
@Dexign فلسفه دیزاین
_______
دیزاینر شدن مسیریست پر فراز و نشیب، همراه با یادگیری و رشد.
در این گفتگوی زنده به میزبانی محمدرضا پناهی، طراح ارشد تجربه کاربری میخواهیم یک گفتگوی دوستانه درباره مسیر شغلی دیزاین با غزاله مطیعا، طراح محصول در شرکت Conversional داشته باشیم و از تجربیات سالهای فعالیتش در این حوزه استفاده کنیم.
لایو روز یکشنبه، ۲۷ شهریورماه ساعت ۱۹ الی ۲۰:۳۰ در صفحه اینستاگرام دیزاین آکادمی برگزار خواهد شد.
Www.instagram.com/dexignacademy
نوتیفیکیشن صفحه را روشن کرده و با ما همراه باشید.
#طراح_محصول #طراح_تجربه_کاربری #دیزاین #دیزاینر #تجربه_کاربری #design #آکادمی_دیزاین
@Dexign فلسفه دیزاین
_______
👍4
خبر داغ این روزها، Adobe فیگما را خرید!
از روز ١۴ سپتامبر ٢٠٢٢ میشود به نام روز سیاه برای دیزاینرهای دنیا یاد کرد. با شنیدن این خبر، اولین چیزی که به ذهن ما کاربران ایرانی رسید، به پایان رسیدن خدمات فوقالعاده و البته رایگان فیگما بود. اما در این مقاله میبینیم که نه فقط ما، بلکه کل دنیا این اتفاق را اتفاق بدی برای جامعهی دیزاینرها میدانند.
نویسندهی مقاله خریده شدن فیگما توسط شرکت بزرگ ادوبی را اتفاقی خوب برای هر دوی این شرکتها و اتفاقی بد برای دیزاینرها میداند و دلیل آن پایان یافتن رقابت بین این دو رقیب دیرینه است. چرا که -متاسفانه- پایان یافتن رقابت، معمولا با کاهش رشد همراه است.
آیا باید با آپدیتهای نفسگیر فیگما و رشد فوقالعادهی این ابزار خداحافظی کنیم؟
شما هم نظرتان را در این باره با ما به اشتراک بگذارید.
https://bit.ly/dxgn975
نویسنده: نیلوفر موجودی
(زمان حدودی مطالعه: ٧ دقیقه)
#Adobe #Figma
@Dexign فلسفه دیزاین
_______
از روز ١۴ سپتامبر ٢٠٢٢ میشود به نام روز سیاه برای دیزاینرهای دنیا یاد کرد. با شنیدن این خبر، اولین چیزی که به ذهن ما کاربران ایرانی رسید، به پایان رسیدن خدمات فوقالعاده و البته رایگان فیگما بود. اما در این مقاله میبینیم که نه فقط ما، بلکه کل دنیا این اتفاق را اتفاق بدی برای جامعهی دیزاینرها میدانند.
نویسندهی مقاله خریده شدن فیگما توسط شرکت بزرگ ادوبی را اتفاقی خوب برای هر دوی این شرکتها و اتفاقی بد برای دیزاینرها میداند و دلیل آن پایان یافتن رقابت بین این دو رقیب دیرینه است. چرا که -متاسفانه- پایان یافتن رقابت، معمولا با کاهش رشد همراه است.
آیا باید با آپدیتهای نفسگیر فیگما و رشد فوقالعادهی این ابزار خداحافظی کنیم؟
شما هم نظرتان را در این باره با ما به اشتراک بگذارید.
https://bit.ly/dxgn975
نویسنده: نیلوفر موجودی
(زمان حدودی مطالعه: ٧ دقیقه)
#Adobe #Figma
@Dexign فلسفه دیزاین
_______
Medium
Why Figma’s acquisition is bad for designers
Figma took on a giant, now it’s part of their team.
😢17🤔3
مقیاسها در توکنهای دیزاین سیستم
توکنهای طراحی تمام مقادیر مورد نیاز برای ساخت و نگهداری یک دیزاین سیستم هستند. مقادیری از جمله فاصله، رنگ، تایپوگرافی، استایل آبجکتها، انیمیشنها و غیره که به صورت داده نشان داده میشوند. توکنها همچنین حالتهای مختلف کامپوننتها را پوشش میدهند.
یک قرارداد نامگذاری خوب برای توکنهای متنمحور (تایپوگرافی)، وضوح مورد نیاز را برای توسعهدهنده فراهم میکند و به او کمک میکند تا دیزاین سیستم را بهطور کامل درک کرده و به راحتی از آن استفاده کند.
مقالهی امروز بعضی از معروفترین این قراردادهای مقیاسبندی را معرفی میکند.
۱. مقیاسبندی از نوع سایز تیشرت
اندازهی تیشرت به طور مستقیم به تجربه زندگی همهی ما اشاره دارد. کوچک، متوسط، بزرگ و غیره. نمونهای از کدنویسی با این مقیاسبندی را میتوان در Material Design دید.
نکته منفی این نوع این است که وقتی مقیاسها بزرگتر می شوند نگهداری و استفاده از آنها سختتر میشود و استفاده از XXXXSmall در بلندمدت پایدار به نظر نمیرسد. همچنین جایی برای اضافه کردن سایز متوسط بین کوچک و متوسط وجود ندارد.
۲. مقیاسبندی از نوع شماره ترتیبی
در این نوع، از اعداد بدون معنای خاصی استفاده میشود و فقط نشان دهندهی نظم هستند. مانند "font-size-1 font-size-2.”. این نوع از نوع قبلی واضحتر است زیرا یک لایهی انتزاعی اضافی در نامگذاری اعمال نمیکند. وقتی کوچکترین مقدار را تعریف میکنید و مطمئنید که فقط مقادیر بزرگتر برای اضافه کردن وجود دارد، این روش مفید است. نمونهی کد این نوع را در Polaris و Carbon ببینید.
۳. مقیاسبندی از نوع اعداد صدصدی
این مقیاس عددی مشابه نوع قبلی است؛ با این تفاوت که شما مقادیر را مانند ۱۰۰، ۱۵۰، ۲۰۰، ۳۰۰ تعریف میکنید و اگر تصمیم به اضافه کردن مقیاس دیگری دارید، این اعداد را گسترش میدهید. در این نوع، معمولا عدد ۱۰۰ به عنوان base value در نظر گرفته میشود.
در مجموع، استفاده از هرکدام از این مقیاسبندیها ارجحیتی بر دیگری ندارد و بهترین آنها، نوعیست که شما به عنوان طراح، بههمراه توسعهدهندهها و ذینفعان به خوبی آن را درک میکنید.
لینک مقاله:
https://bit.ly/dxgn976
(زمان حدودی مطالعه: ۴ دقیقه)
نویسنده: نیلوفر موجودی
#دیزاین_سیستم #تایپوگرافی #مقیاس
@Dexign فلسفه دیزاین
_______
توکنهای طراحی تمام مقادیر مورد نیاز برای ساخت و نگهداری یک دیزاین سیستم هستند. مقادیری از جمله فاصله، رنگ، تایپوگرافی، استایل آبجکتها، انیمیشنها و غیره که به صورت داده نشان داده میشوند. توکنها همچنین حالتهای مختلف کامپوننتها را پوشش میدهند.
یک قرارداد نامگذاری خوب برای توکنهای متنمحور (تایپوگرافی)، وضوح مورد نیاز را برای توسعهدهنده فراهم میکند و به او کمک میکند تا دیزاین سیستم را بهطور کامل درک کرده و به راحتی از آن استفاده کند.
مقالهی امروز بعضی از معروفترین این قراردادهای مقیاسبندی را معرفی میکند.
۱. مقیاسبندی از نوع سایز تیشرت
اندازهی تیشرت به طور مستقیم به تجربه زندگی همهی ما اشاره دارد. کوچک، متوسط، بزرگ و غیره. نمونهای از کدنویسی با این مقیاسبندی را میتوان در Material Design دید.
نکته منفی این نوع این است که وقتی مقیاسها بزرگتر می شوند نگهداری و استفاده از آنها سختتر میشود و استفاده از XXXXSmall در بلندمدت پایدار به نظر نمیرسد. همچنین جایی برای اضافه کردن سایز متوسط بین کوچک و متوسط وجود ندارد.
۲. مقیاسبندی از نوع شماره ترتیبی
در این نوع، از اعداد بدون معنای خاصی استفاده میشود و فقط نشان دهندهی نظم هستند. مانند "font-size-1 font-size-2.”. این نوع از نوع قبلی واضحتر است زیرا یک لایهی انتزاعی اضافی در نامگذاری اعمال نمیکند. وقتی کوچکترین مقدار را تعریف میکنید و مطمئنید که فقط مقادیر بزرگتر برای اضافه کردن وجود دارد، این روش مفید است. نمونهی کد این نوع را در Polaris و Carbon ببینید.
۳. مقیاسبندی از نوع اعداد صدصدی
این مقیاس عددی مشابه نوع قبلی است؛ با این تفاوت که شما مقادیر را مانند ۱۰۰، ۱۵۰، ۲۰۰، ۳۰۰ تعریف میکنید و اگر تصمیم به اضافه کردن مقیاس دیگری دارید، این اعداد را گسترش میدهید. در این نوع، معمولا عدد ۱۰۰ به عنوان base value در نظر گرفته میشود.
در مجموع، استفاده از هرکدام از این مقیاسبندیها ارجحیتی بر دیگری ندارد و بهترین آنها، نوعیست که شما به عنوان طراح، بههمراه توسعهدهندهها و ذینفعان به خوبی آن را درک میکنید.
لینک مقاله:
https://bit.ly/dxgn976
(زمان حدودی مطالعه: ۴ دقیقه)
نویسنده: نیلوفر موجودی
#دیزاین_سیستم #تایپوگرافی #مقیاس
@Dexign فلسفه دیزاین
_______
Medium
Design token scales
When delivering a design system, design tokens ensure the style synchronization between design and development. A primary color in Figma …
👍6❤1
۵ روش طراحی برای افرادی که دارای اختلال کوررنگی هستند
کمبود دید رنگی (Color vision deficiency - CVD):
کمبود دید رنگی (CVD) حدود 1 نفر از هر 12 مرد و 1 نفر از هر 200 زن را در سراسر جهان تحت تاثیر قرار می دهد. به ازای هر 100 کاربر که از وبسایت یا برنامه شما بازدید میکنند، حداکثر 8 نفر ممکن است از CVD رنج ببرند.
اختلال کوررنگی قرمز-سبز شایعترین کمبود است که تقریباً از هر 12 مرد 1 نفر (8 درصد) و از هر 200 زن 1 نفر (۰/۵ درصد) دیده میشود.
تصور کنید که یک فرم آنلاین ارسال کردهاید و یک پیام خطا دریافت میکنید: «مشکلی در ارسال شما وجود داشت. لطفاً اصلاحش کنید.» صفحه را به پایین اسکرول میکنید اما هیچ چیزی دلیل مشکل را نشان نمیدهد.
این سناریویی است که کاربران مبتلا به اختلال کوررنگی هر روز آن را تجربه میکنند زیرا نمیتوانند فیلدهای برجسته شده با رنگ قرمز را متمایز کنند.
انواع اختلال کوررنگی:
پروتانوپیا: کاهش حساسیت به نور قرمز.
دوترانوپیا: شایعترین نوع کوررنگی. افراد در دیدن نور سبز مشکل دارند.
تریتانوپیا: بسیار نادر. افراد در تشخیص رنگ آبی و زرد مشکل دارند.
طراحی برای افرادی که مبتلا به اختلال کوررنگی هستند:
فراموش نکنیم که یک طراحی خوب شامل همه چیز است و برای همه افراد در هر موقعیتی کار میکند.
۱. استفاده از رنگها و نمادها
مطابق با یکی از دستورالعملهای کنسرسیوم وب جهانی (W3C)، در زمینه طراحی برای کاربران مبتلا به کوررنگی:
“رنگ به عنوان تنها وسیله بصری برای انتقال اطلاعات، نشان دادن یک عمل، تحریک یک پاسخ یا متمایز کردن یک عنصر بصری استفاده نمیشود.”
این مشکل با استفاده از نمادها قابل حل است. نمادها به کاربر اطلاع میدهند که اشتباه کرده است. چنین ترفند کوچکی باعث تسریع طراحی فراگیر میشود.
۲. اجتناب از استفاده ترکیب رنگ های خاص
از ترکیب رنگهایی که نسبت کنتراست کمتری دارند یا در تشخیص آنها مشکل دارند باید اجتناب شود. در زیر لیستی از ترکیبات رنگی که هنگام طراحی رابطها باید از آنها اجتناب شود، آمده است:
سبز-قهوه ای
سبز آبی
قرمز سبز
سبز-سیاه
سبز-خاکستری
آبی-بنفش
آبی خاکستری
سبز مایل به زرد روشن
۳. کنتراست مناسب
کنتراست تفاوت رنگی است که باعث می شود یک شی از آنهایی که در مجاورت یکدیگر قرار دارند متمایز شود. هر چه نسبت کنتراست بیشتر باشد، خوانایی برای افرادی که دارای اختلالات بینایی کم هستند بهتر است.
طبق W3C:
نمایش بصری متن و تصاویر دارای نسبت کنتراست معینی حداقل 4:5:1 است.
۴. روی دکمه اصلی کار کنید
- ترکیبهای مختلف قرارگیری دکمه اصلی را بیازمایید.
- اندازه دکمه اصلی را افزایش دهید.
- کنتراست بین دکمههای اصلی و ثانویه را افزایش دهید.
- از آیکونها، حاشیهها یا حتی وزن فونت برای تشخیص دکمههای اصلی و ثانویه استفاده کنید.
۵. استفاده از بافتها، الگوها و برچسبهای متنی
- افزودن برچسب های متنی برای درک آسانتر
- استفاده از بافتها و الگوها برای تشخیص بخشهای مختلف.
۶. جایزه
شما می توانید اختلال کوررنگی را در فتوشاپ نیز شبیهسازی کنید.
برای دسترسی به اطلاعات بیشتر و مطالعهی کامل این مقاله به لینک زیر مراجعه کنید:
https://bit.ly/dxgn977
(زمان حدودی مطالعه: ۵ دقیقه)
نویسنده: نیلوفر مزرعه
#طراحی_فراگیر #دیزاین_سیستم #رابط_کاربری
@Dexign فلسفه دیزاین
_______
کمبود دید رنگی (Color vision deficiency - CVD):
کمبود دید رنگی (CVD) حدود 1 نفر از هر 12 مرد و 1 نفر از هر 200 زن را در سراسر جهان تحت تاثیر قرار می دهد. به ازای هر 100 کاربر که از وبسایت یا برنامه شما بازدید میکنند، حداکثر 8 نفر ممکن است از CVD رنج ببرند.
اختلال کوررنگی قرمز-سبز شایعترین کمبود است که تقریباً از هر 12 مرد 1 نفر (8 درصد) و از هر 200 زن 1 نفر (۰/۵ درصد) دیده میشود.
تصور کنید که یک فرم آنلاین ارسال کردهاید و یک پیام خطا دریافت میکنید: «مشکلی در ارسال شما وجود داشت. لطفاً اصلاحش کنید.» صفحه را به پایین اسکرول میکنید اما هیچ چیزی دلیل مشکل را نشان نمیدهد.
این سناریویی است که کاربران مبتلا به اختلال کوررنگی هر روز آن را تجربه میکنند زیرا نمیتوانند فیلدهای برجسته شده با رنگ قرمز را متمایز کنند.
انواع اختلال کوررنگی:
پروتانوپیا: کاهش حساسیت به نور قرمز.
دوترانوپیا: شایعترین نوع کوررنگی. افراد در دیدن نور سبز مشکل دارند.
تریتانوپیا: بسیار نادر. افراد در تشخیص رنگ آبی و زرد مشکل دارند.
طراحی برای افرادی که مبتلا به اختلال کوررنگی هستند:
فراموش نکنیم که یک طراحی خوب شامل همه چیز است و برای همه افراد در هر موقعیتی کار میکند.
۱. استفاده از رنگها و نمادها
مطابق با یکی از دستورالعملهای کنسرسیوم وب جهانی (W3C)، در زمینه طراحی برای کاربران مبتلا به کوررنگی:
“رنگ به عنوان تنها وسیله بصری برای انتقال اطلاعات، نشان دادن یک عمل، تحریک یک پاسخ یا متمایز کردن یک عنصر بصری استفاده نمیشود.”
این مشکل با استفاده از نمادها قابل حل است. نمادها به کاربر اطلاع میدهند که اشتباه کرده است. چنین ترفند کوچکی باعث تسریع طراحی فراگیر میشود.
۲. اجتناب از استفاده ترکیب رنگ های خاص
از ترکیب رنگهایی که نسبت کنتراست کمتری دارند یا در تشخیص آنها مشکل دارند باید اجتناب شود. در زیر لیستی از ترکیبات رنگی که هنگام طراحی رابطها باید از آنها اجتناب شود، آمده است:
سبز-قهوه ای
سبز آبی
قرمز سبز
سبز-سیاه
سبز-خاکستری
آبی-بنفش
آبی خاکستری
سبز مایل به زرد روشن
۳. کنتراست مناسب
کنتراست تفاوت رنگی است که باعث می شود یک شی از آنهایی که در مجاورت یکدیگر قرار دارند متمایز شود. هر چه نسبت کنتراست بیشتر باشد، خوانایی برای افرادی که دارای اختلالات بینایی کم هستند بهتر است.
طبق W3C:
نمایش بصری متن و تصاویر دارای نسبت کنتراست معینی حداقل 4:5:1 است.
۴. روی دکمه اصلی کار کنید
- ترکیبهای مختلف قرارگیری دکمه اصلی را بیازمایید.
- اندازه دکمه اصلی را افزایش دهید.
- کنتراست بین دکمههای اصلی و ثانویه را افزایش دهید.
- از آیکونها، حاشیهها یا حتی وزن فونت برای تشخیص دکمههای اصلی و ثانویه استفاده کنید.
۵. استفاده از بافتها، الگوها و برچسبهای متنی
- افزودن برچسب های متنی برای درک آسانتر
- استفاده از بافتها و الگوها برای تشخیص بخشهای مختلف.
۶. جایزه
شما می توانید اختلال کوررنگی را در فتوشاپ نیز شبیهسازی کنید.
برای دسترسی به اطلاعات بیشتر و مطالعهی کامل این مقاله به لینک زیر مراجعه کنید:
https://bit.ly/dxgn977
(زمان حدودی مطالعه: ۵ دقیقه)
نویسنده: نیلوفر مزرعه
#طراحی_فراگیر #دیزاین_سیستم #رابط_کاربری
@Dexign فلسفه دیزاین
_______
Medium
5 ways to design for people who are colorblind
Color vision deficiency (CVD) :
👍7❤2
فرآیند طراحی UX برای کشف و حل مشکلات کاربران
در این مقاله مراحل استاندارد مورد نیاز برای کشف نیازهای کاربر و راه حلهای پیشنهادی رو بررسی خواهیم کرد.
هنگام طراحی یک محصول جدید یا بهبود محصول موجود، بسیار مهم است که اهداف مشتریان خود را بشناسید و بدانید که کاربران خود با چه مشکلاتی رو به رو هستند و لازمهی این کار این است که شما با کاربران خود در تماس باشید و رفتار آنها را بررسی کنید.
۱. فهمیدن: مرحله اول فرآیند طراحی کردن، فهمیدن تمام اطلاعاتی است که شما و تیمتان برای شروع کار بر روی پروژه به آن نیاز دارید. این اطلاعات عبارتند از: نیازهای ذینفعان، نیازهای کاربران، مشکلات آنها و چالشهایی که با آنها رو به رو هستند.
هرچه نیازهای کاربران خود را بهتر درک کنید، شانس بیشتری برای ایجاد محصولی خواهید داشت که آنها از آن استفاده کنند. به همین دلیل است که مرحله درک، برای توسعه محصولات ارزشمند بسیار مهم است.
. مصاحبههای کاربر: صحبت مستقیم با مشتریان، بهترین راه برای به دست آوردن درک روشنی از نیازهای آنهاست.
. بازخورد نظرسنجیها: بهترین روش برای جمعآوری اطلاعات از کاربران در مدت زمان کوتاه است.
. توجه کردن به رفتار کاربران هنگام استفاده کردن از محصولات شما و یا محصولات مشابه: میتواند یک راه حل عالی برای مشاهده مشکلاتی باشد که کاربران شما با آنها رو به رو هستند.
۲. تجزیه و تحلیل: هنگامی که تمام اطلاعات مورد نیاز را جمع آوری کردید، زمان تجزیه و تحلیل آنها فرا میرسد. در این مرحله، شما باید تمام دادههایی را که دریافت کردهاید سازماندهی و الویتبندی کنید.
۳. ایدهپردازی: در این مرحله با توجه به مشکلاتی که الویتبندی شدهاند، شما ایدهپردازی میکنید و راه حل برای آنها ارائه میدهید. ارائه هر چه بیشتر ایدهها باعث میشود خارج از چارچوب فکر کنید و احتمالات جدیدتر را کشف کنید. در مرحله ایدهپردازی راه حلهای درست یا غلط وجود ندارد تا آن جا که ممکن است راه حلهای بیشتری توسعه داده و بعداً آنها را اصلاح میکنیم.
۴. تایید: هنگامی که ایدههایی دارید، وقت آن است که آنها را تأیید کنید تا ببینید آیا راه حلهای شما میتوانند کار کنند و مشکلات کاربران را حل کنند یا خیر؟
۵. تکرار کردن: هنگام تایید ایدههای خود، ممکن است متوجه شوید که برخی از آنها ممکن است به طور کامل نقاط درد کاربر را از بین نبرند یا ممکن است به کار بیشتری نیاز داشته باشند. این مرحلهای است که میتوانید به عقب برگردید و طراحی خود را اصلاح کنید.
در آخر این که طراحی هرگز به انتها نمیرسد و حتی پس از پیادهسازی، ممکن است متوجه شوید که برخی از قطعات آن طور که میخواهید کار نمیکنند. بنابراین همیشه میتوانید به مرحله لازم برگردید و روند را از نو شروع کنید.
برای مطالعهی کامل این مقاله به لینک زیر مراجعه کنید:
https://bit.ly/dxgn978
( زمان حدودی مطالعه: ۴ دقیقه)
نویسنده: امین افشار
#تجربه_کاربر #کاربر_پژوهی #تعریف_مسئله
@Dexign فلسفه دیزاین
_______
در این مقاله مراحل استاندارد مورد نیاز برای کشف نیازهای کاربر و راه حلهای پیشنهادی رو بررسی خواهیم کرد.
هنگام طراحی یک محصول جدید یا بهبود محصول موجود، بسیار مهم است که اهداف مشتریان خود را بشناسید و بدانید که کاربران خود با چه مشکلاتی رو به رو هستند و لازمهی این کار این است که شما با کاربران خود در تماس باشید و رفتار آنها را بررسی کنید.
۱. فهمیدن: مرحله اول فرآیند طراحی کردن، فهمیدن تمام اطلاعاتی است که شما و تیمتان برای شروع کار بر روی پروژه به آن نیاز دارید. این اطلاعات عبارتند از: نیازهای ذینفعان، نیازهای کاربران، مشکلات آنها و چالشهایی که با آنها رو به رو هستند.
هرچه نیازهای کاربران خود را بهتر درک کنید، شانس بیشتری برای ایجاد محصولی خواهید داشت که آنها از آن استفاده کنند. به همین دلیل است که مرحله درک، برای توسعه محصولات ارزشمند بسیار مهم است.
. مصاحبههای کاربر: صحبت مستقیم با مشتریان، بهترین راه برای به دست آوردن درک روشنی از نیازهای آنهاست.
. بازخورد نظرسنجیها: بهترین روش برای جمعآوری اطلاعات از کاربران در مدت زمان کوتاه است.
. توجه کردن به رفتار کاربران هنگام استفاده کردن از محصولات شما و یا محصولات مشابه: میتواند یک راه حل عالی برای مشاهده مشکلاتی باشد که کاربران شما با آنها رو به رو هستند.
۲. تجزیه و تحلیل: هنگامی که تمام اطلاعات مورد نیاز را جمع آوری کردید، زمان تجزیه و تحلیل آنها فرا میرسد. در این مرحله، شما باید تمام دادههایی را که دریافت کردهاید سازماندهی و الویتبندی کنید.
۳. ایدهپردازی: در این مرحله با توجه به مشکلاتی که الویتبندی شدهاند، شما ایدهپردازی میکنید و راه حل برای آنها ارائه میدهید. ارائه هر چه بیشتر ایدهها باعث میشود خارج از چارچوب فکر کنید و احتمالات جدیدتر را کشف کنید. در مرحله ایدهپردازی راه حلهای درست یا غلط وجود ندارد تا آن جا که ممکن است راه حلهای بیشتری توسعه داده و بعداً آنها را اصلاح میکنیم.
۴. تایید: هنگامی که ایدههایی دارید، وقت آن است که آنها را تأیید کنید تا ببینید آیا راه حلهای شما میتوانند کار کنند و مشکلات کاربران را حل کنند یا خیر؟
۵. تکرار کردن: هنگام تایید ایدههای خود، ممکن است متوجه شوید که برخی از آنها ممکن است به طور کامل نقاط درد کاربر را از بین نبرند یا ممکن است به کار بیشتری نیاز داشته باشند. این مرحلهای است که میتوانید به عقب برگردید و طراحی خود را اصلاح کنید.
در آخر این که طراحی هرگز به انتها نمیرسد و حتی پس از پیادهسازی، ممکن است متوجه شوید که برخی از قطعات آن طور که میخواهید کار نمیکنند. بنابراین همیشه میتوانید به مرحله لازم برگردید و روند را از نو شروع کنید.
برای مطالعهی کامل این مقاله به لینک زیر مراجعه کنید:
https://bit.ly/dxgn978
( زمان حدودی مطالعه: ۴ دقیقه)
نویسنده: امین افشار
#تجربه_کاربر #کاربر_پژوهی #تعریف_مسئله
@Dexign فلسفه دیزاین
_______
Medium
UX design process for discovering and solving users’ problems
If you can’t answer the question ‘what problem are you solving?’ you cannot offer a proper solution.
👍7👎1
با سلام به همراهان عزیز کانال فلسفه دیزاین
ما همواره تلاش کردهایم فارغ و جدا از شرایط در راه بهتر بودن و بهتر شدن از طریق گسترش دانش و اندیشه گام برداریم. اما گویا شرایط در نهایت راهی برای رسیدن به ما مییابد.
به همین دلیل انتشار مطالب چند روزی متوقف میگردد، شاید که در روزهای آینده توانی برای خواندن و نوشتن باشد.
ما همواره تلاش کردهایم فارغ و جدا از شرایط در راه بهتر بودن و بهتر شدن از طریق گسترش دانش و اندیشه گام برداریم. اما گویا شرایط در نهایت راهی برای رسیدن به ما مییابد.
به همین دلیل انتشار مطالب چند روزی متوقف میگردد، شاید که در روزهای آینده توانی برای خواندن و نوشتن باشد.
❤51👍27😢11