تولید فضا در مناطق کلانشهری: تحلیلی لوفوری از حکمرانی و تغییر فضایی
مایکل باسِر
برگردان: نریمان جهانزاد
«به نظر لوفور «انفعالِ افراد دخیل، سکوتشان، و احتیاط و ملاحظهکاریِ خاموششان» از فقدان دموکراسی شهری خبر میدهد. در واقع، زمانی که «موضوعات مهمِ محلِ نزاع از پیش بوسیلهی هنجارهای فرهنگیِ مسلمگرفتهشده تعیین شوند» و فقط آن دیدگاههایی که با چشمانداز هژمونیکِ غالب همسو باشند مورد توجه قرار گیرند، کل پروژهی دموکراتیک متزلزل میشود. به قول لوفور، در جستجوی بدیل، میباید در پی «سیاسیکردنِ مسائل شهری» بود که در آن فرایدهای دموکراتیکْ حامی (و نه نافی) یک سیاستِ ستیهندهی پرشور باشند، فرایند و وضعیتی که در منطقهگرایی کلانشهری ناحیهی مرکزی جایش خالی است.
مقالهی حاضر استراتژیهای کلانشهری اخیر در ناحیهی مرکزی نیویورک را از خلال رهیافتی که تولید فضای لوفور صورتبندی کرده برمیرسد. این نوشته شهر-منطقه را محصولِ رابطهی متقابلِ بین فضاهای تصورشده، ادراکشده و زیسته تلقی میکند، و بر این اساس، مطالعهی منطقهگرایی کلانشهری را با لحاظ کردنِ بازنماییهای نخبگانِ کلانشهری ــ یعنی برنامهریزان، سیاستمداران، توسعهگران اقتصادی، و سایر ذینفعان ــ به مثابه بخشی از فرایند جاریِ تغییرِ اجتماعی و فرهنگی به پیش میبرد.»
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/the-production-of-space-in-metropolitan-regions-pdf/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@dialectialspace
مایکل باسِر
برگردان: نریمان جهانزاد
«به نظر لوفور «انفعالِ افراد دخیل، سکوتشان، و احتیاط و ملاحظهکاریِ خاموششان» از فقدان دموکراسی شهری خبر میدهد. در واقع، زمانی که «موضوعات مهمِ محلِ نزاع از پیش بوسیلهی هنجارهای فرهنگیِ مسلمگرفتهشده تعیین شوند» و فقط آن دیدگاههایی که با چشمانداز هژمونیکِ غالب همسو باشند مورد توجه قرار گیرند، کل پروژهی دموکراتیک متزلزل میشود. به قول لوفور، در جستجوی بدیل، میباید در پی «سیاسیکردنِ مسائل شهری» بود که در آن فرایدهای دموکراتیکْ حامی (و نه نافی) یک سیاستِ ستیهندهی پرشور باشند، فرایند و وضعیتی که در منطقهگرایی کلانشهری ناحیهی مرکزی جایش خالی است.
مقالهی حاضر استراتژیهای کلانشهری اخیر در ناحیهی مرکزی نیویورک را از خلال رهیافتی که تولید فضای لوفور صورتبندی کرده برمیرسد. این نوشته شهر-منطقه را محصولِ رابطهی متقابلِ بین فضاهای تصورشده، ادراکشده و زیسته تلقی میکند، و بر این اساس، مطالعهی منطقهگرایی کلانشهری را با لحاظ کردنِ بازنماییهای نخبگانِ کلانشهری ــ یعنی برنامهریزان، سیاستمداران، توسعهگران اقتصادی، و سایر ذینفعان ــ به مثابه بخشی از فرایند جاریِ تغییرِ اجتماعی و فرهنگی به پیش میبرد.»
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/the-production-of-space-in-metropolitan-regions-pdf/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@dialectialspace
فضا و دیالکتیک
تولید فضا در مناطق کلانشهری: تحلیلی لوفوری از حکمرانی و تغییر فضایی - فضا و دیالکتیک
این مقاله برنهاد نظریهی فضای لوفور، که در اینجا برای مطالعهی شهر-منطقه ها بکار گرفته شد، ما را یاری میکند که از برخی تفاسیرِ ناتوانساز از استراتژیهای شهری که در دایرهی تنگِ برداشتهای رابطهای یا مطلق گرفتار هستند گذار کنیم
دیالکتیک همچون فلسفهی علمِ آنری لوفور
آیدین ترکمه
«حزب کمونیست فرانسه که تا پیش از جنگ کار لوفور را به این خاطر که بیش از حد هگلی است ممنوع کرده بود، در سال ۱۹۴۶ و ذیل سلطهی تز «وحدت علوم»، پیشنهاد انتشار مجموعهای هشتجلدی را دربارهی ماتریالیسم دیالکتیکی به او داد. اولین جلد از این مجموعه با عنوان منطق صوری، منطق دیالکتیکی در سال ۱۹۴۷ منتشر شد. این کتاب ابتدا مورد توجه و تایید قرار گرفت اما به محض آنکه دکترین حزب در نتیجهی جنگ سرد تغییر کرد و تز جایگزین یعنی «دو علم» رسمن مبنای عمل حزب کمونیست اعلام شد، کتاب لوفور مورد هجمه و حملهی اعضای حزب قرار گرفت. آنچه در معرض این حملات ایدئولوژیک قرار داشت این استدلال لوفور بود که دیالکتیک، منطق صوری را ملغا نمیکند. اینکه لوفور حدی از اعتبار را برای منطق صوری قائل شده بود، برای حزب پذیرفتنی نبود. این رویکرد لوفور باعث شد تا حزب کمونیست برچسب خردهبورژوا به او بزند که بویی از روحیهی حزبی نبرده است. از دید حزب کمونیست، منطق صوری یک فانتزی بورژوایی بود. از همین رو این گفتهی لوفور که منطق صوری نیز میتواند در شناخت جهان به ما کمک کند، از دید حزب، مصداق بارز کفرگویی تلقی میشد.»
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/lefebvre-and-philosophy-of-science/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@dialectialspace
آیدین ترکمه
«حزب کمونیست فرانسه که تا پیش از جنگ کار لوفور را به این خاطر که بیش از حد هگلی است ممنوع کرده بود، در سال ۱۹۴۶ و ذیل سلطهی تز «وحدت علوم»، پیشنهاد انتشار مجموعهای هشتجلدی را دربارهی ماتریالیسم دیالکتیکی به او داد. اولین جلد از این مجموعه با عنوان منطق صوری، منطق دیالکتیکی در سال ۱۹۴۷ منتشر شد. این کتاب ابتدا مورد توجه و تایید قرار گرفت اما به محض آنکه دکترین حزب در نتیجهی جنگ سرد تغییر کرد و تز جایگزین یعنی «دو علم» رسمن مبنای عمل حزب کمونیست اعلام شد، کتاب لوفور مورد هجمه و حملهی اعضای حزب قرار گرفت. آنچه در معرض این حملات ایدئولوژیک قرار داشت این استدلال لوفور بود که دیالکتیک، منطق صوری را ملغا نمیکند. اینکه لوفور حدی از اعتبار را برای منطق صوری قائل شده بود، برای حزب پذیرفتنی نبود. این رویکرد لوفور باعث شد تا حزب کمونیست برچسب خردهبورژوا به او بزند که بویی از روحیهی حزبی نبرده است. از دید حزب کمونیست، منطق صوری یک فانتزی بورژوایی بود. از همین رو این گفتهی لوفور که منطق صوری نیز میتواند در شناخت جهان به ما کمک کند، از دید حزب، مصداق بارز کفرگویی تلقی میشد.»
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/lefebvre-and-philosophy-of-science/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@dialectialspace
فضا و دیالکتیک
دیالکتیک همچون فلسفهی علمِ آنری لوفور - فضا و دیالکتیک
آنری لوفور را معمولن با نظریاتش دربارهی تولید فضا، نقد زندگی روزمره، مدرنیته، انقلاب شهری، و حق بر شهر میشناسند. گسترهی کاری او اما گستردهتر از این است. برای مثال مجموعهی چهارجلدی او دربارهی دولت بسیار کمتر بررسی شده است. همین موضوع دربارهی کارهای…
سه جریان تاریخیِ برنامهریزی شهری
پیتر مارکوزه
برگردان: نریمان جهانزاد
«فنگرایانه یا مطیعبودن اصطلاحیست که در اینجا برای اشاره به آن نوع برنامهریزیای استفاده میشود که معطوف به کارآمدیِ هر سیستم یا مکانیست که مورد برنامهریزی واقع میشود. مسلماً کارآمدیْ هدف تقریباً هر نوع برنامهریزیای است؛ قطعاً هیچ برنامهای تدوین نمیشود که ناکارآمد باشد، همانطور که هیچ برنامهای تدوین نمیشود که ناپایدار باشد. بنابراین در رویکرد عدالت اجتماعی انتقادی هم انتظار میرود که برنامهریزی در خدمت به اهدافش کارامد باشد. اما برنامهریزی فنگرای مطیع، آنگونه که در اینجا استفاده میشود، چنان شأن والایی برای ابزارهای فنی برنامهریزی (یعنی همان وجوهی که معطوف به کارامدی هستند) قائل میشود که بهکل، ابزارِ فنی به ویژگی اصلی و نیروی محرک برنامهریزی تبدیل میشود. این نگره، به برنامهریز به عنوان فردی حرفهای، کارشناس، و تکنسینی نگاه میکند که دانش و تربیت خاصی داشته، و قادر به بکارگیریِ مجموعه ابزارهاییست که برای آنها آموزش فنیِ ویژهای دیده است.»
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/the-three-historic-currents-of-city-planning/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@dialectialspace
پیتر مارکوزه
برگردان: نریمان جهانزاد
«فنگرایانه یا مطیعبودن اصطلاحیست که در اینجا برای اشاره به آن نوع برنامهریزیای استفاده میشود که معطوف به کارآمدیِ هر سیستم یا مکانیست که مورد برنامهریزی واقع میشود. مسلماً کارآمدیْ هدف تقریباً هر نوع برنامهریزیای است؛ قطعاً هیچ برنامهای تدوین نمیشود که ناکارآمد باشد، همانطور که هیچ برنامهای تدوین نمیشود که ناپایدار باشد. بنابراین در رویکرد عدالت اجتماعی انتقادی هم انتظار میرود که برنامهریزی در خدمت به اهدافش کارامد باشد. اما برنامهریزی فنگرای مطیع، آنگونه که در اینجا استفاده میشود، چنان شأن والایی برای ابزارهای فنی برنامهریزی (یعنی همان وجوهی که معطوف به کارامدی هستند) قائل میشود که بهکل، ابزارِ فنی به ویژگی اصلی و نیروی محرک برنامهریزی تبدیل میشود. این نگره، به برنامهریز به عنوان فردی حرفهای، کارشناس، و تکنسینی نگاه میکند که دانش و تربیت خاصی داشته، و قادر به بکارگیریِ مجموعه ابزارهاییست که برای آنها آموزش فنیِ ویژهای دیده است.»
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/the-three-historic-currents-of-city-planning/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@dialectialspace
فضا و دیالکتیک
سه جریان تاریخیِ برنامهریزی شهری - فضا و دیالکتیک
سه رویکرد کاملاً متفاوتْ جریان اصلی برنامهریزی مدرن را مشخص میکند: رویکرد تکنیکی، رویکرد اصلاح اجتماعی و رویکرد عدالت اجتماعی. هر یک، که در زمان و مکانی خاص برجسته و مهم هستند، غالباً، و نه همیشه، با حضور همزمان سایر رویکردها، سه رویکرد قابل شناسایی در…
تولید فضای جنسیتی-طبقاتی: نگاهی به فضازمانِ ایرانِ دههی ۱۳۵۰ از خلال سینمای داستانی عباس کیارستمی
فریده شهریاری و آیدین ترکمه
«در این مقاله به دنبال آن هستیم تا با بررسی سه اثر سینمایی از عباس کیارستمی یعنی تجربه (۱۳۵۱)، مسافر (۱۳۵۳)، و لباسی برای عروسی (۱۳۵۴) برخی از فضازمانمندیهای اساسی ایران را همچون مکانیسمهای تعیینکنندهی سازماندهی فضای اجتماعی در آستانهی وقوع انقلاب اسلامی ۱۳۵۷ بکاویم و برجسته کنیم. ایدههای تولید فضا، شهریشدن سیارهای، و ضربآهنگکاوی آنری لوفور از جمله رویکردهای اصلی جهتدهنده در این مطالعه به شمار میروند که کمک میکنند فهم دقیقتری از فضازمانمندیهای پیشگفته ارائه کنیم. در این نوشته سینمای کیارستمی را همچون بازتاب زندگی روزمرهی کودکِ کارِ مذکرِ طبقهی فرودستی در نظر میگیریم که از حاشیهها به مرکز یعنی تهران مهاجرت کرده است. با استناد به ایدهی کارتوگرافی ادبیِ رابرت تالی استدلال ما این است که سینمای کیارستمی، ماهیت طبقاتیـجنسیتیـمذهبی فضا را آن طور که در سطح زندگی روزمره تجربه و زیست میشود نقشهپردازی میکند. تصویرپردازی سینمایی و فضایی از تهران در سینمای کیارستمی را میتوان همچون یک شیوهی ژئوکریتیکالِ کارتوگرافی تلقی کرد. کیارستمی به این ترتیب سازوکار سیستماتیکِ تولید بدنهای سرکوبشده و رامشده را در بستر گستردهترِ فضای به طور نابرابر شهریشدهی ایرانِ دههی ۵۰ آشکار میکند. ادعای ما این است که طیفی از فضازمانمندیهای چندمقیاسی و چندضربآهنگی در ایرانِ آن دوره در حال ظهور بوده است که مستقیم یا غیرمستقیم در فیلمهای کیارستمی بازتاب پیدا کردهاند: نابودسازی تحمیلی شیوهی زیست دهقانی و کشاورزی غیرسرمایهدارانه، پرولتاریاییسازی، و متعاقبن مهاجرت از روستا به شهر، و پدیدارشدنِ سکونتگاههای غیررسمی و بیثباتکاری.»
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/the_production_of_gendered_class_space_in_kiarostami_cinema/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@dialectialspace
فریده شهریاری و آیدین ترکمه
«در این مقاله به دنبال آن هستیم تا با بررسی سه اثر سینمایی از عباس کیارستمی یعنی تجربه (۱۳۵۱)، مسافر (۱۳۵۳)، و لباسی برای عروسی (۱۳۵۴) برخی از فضازمانمندیهای اساسی ایران را همچون مکانیسمهای تعیینکنندهی سازماندهی فضای اجتماعی در آستانهی وقوع انقلاب اسلامی ۱۳۵۷ بکاویم و برجسته کنیم. ایدههای تولید فضا، شهریشدن سیارهای، و ضربآهنگکاوی آنری لوفور از جمله رویکردهای اصلی جهتدهنده در این مطالعه به شمار میروند که کمک میکنند فهم دقیقتری از فضازمانمندیهای پیشگفته ارائه کنیم. در این نوشته سینمای کیارستمی را همچون بازتاب زندگی روزمرهی کودکِ کارِ مذکرِ طبقهی فرودستی در نظر میگیریم که از حاشیهها به مرکز یعنی تهران مهاجرت کرده است. با استناد به ایدهی کارتوگرافی ادبیِ رابرت تالی استدلال ما این است که سینمای کیارستمی، ماهیت طبقاتیـجنسیتیـمذهبی فضا را آن طور که در سطح زندگی روزمره تجربه و زیست میشود نقشهپردازی میکند. تصویرپردازی سینمایی و فضایی از تهران در سینمای کیارستمی را میتوان همچون یک شیوهی ژئوکریتیکالِ کارتوگرافی تلقی کرد. کیارستمی به این ترتیب سازوکار سیستماتیکِ تولید بدنهای سرکوبشده و رامشده را در بستر گستردهترِ فضای به طور نابرابر شهریشدهی ایرانِ دههی ۵۰ آشکار میکند. ادعای ما این است که طیفی از فضازمانمندیهای چندمقیاسی و چندضربآهنگی در ایرانِ آن دوره در حال ظهور بوده است که مستقیم یا غیرمستقیم در فیلمهای کیارستمی بازتاب پیدا کردهاند: نابودسازی تحمیلی شیوهی زیست دهقانی و کشاورزی غیرسرمایهدارانه، پرولتاریاییسازی، و متعاقبن مهاجرت از روستا به شهر، و پدیدارشدنِ سکونتگاههای غیررسمی و بیثباتکاری.»
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/the_production_of_gendered_class_space_in_kiarostami_cinema/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@dialectialspace
فضا و دیالکتیک
تولید فضای جنسیتی-طبقاتی: نگاهی به فضازمانِ ایرانِ دههی ۱۳۵۰ از خلال سینمای داستانی عباس کیارستمی - فضا و دیالکتیک
فیلمهای کیارستمی را میتوان همچون شکلی ضمنی از آنچه لوفور نقد زندگی روزمره مینامد نگریست و تفسیر کرد. روایت سینمایی کیارستمی در این سه فیلم به این ترتیب بازنماییکنندهی فضای روزمرهی زندگی کودکان در گوشههایی از ایرانِ دههی ۱۳۵۰ شمسی است.
مَسی، فوکو، و پروژهی برنامهریزی کلانشهری ملبورن
نویسنده: مارگو هاکسلی
مترجم: نریمان جهانزاد
«برنامهریزی کاربری زمین آن فعالیت دولت است که به مستقیمترین شکل درگیرِ (تلاش برای) تأثیرگذاری بر برآمدهای فضاییِ مناسبات اجتماعی است. اِعمالِ کنترلهای برنامهریزی به دست دولت از خلال سازوبرگهای ساخت و ساز، دپارتمانهای زیستمحیطی، مقرراتگذاری، و برنامهریزیِ مشخصْ محصولِ شبکهی پیچیدهای از روابط و عوامل اثرگذار است، از جمله: مناسبات طبقاتی و جنسیتی، جنبشهای اجتماعی، کنترل و تولیدِ سیاسی-بوروکراتیک و حرفهای/دانشگاهیِ دانش (و در نتیجه قدرت) در درون شرایط هژمونیک سرمایهداری پدرسالار. کل این عوامل تأثیرگذار بر کنشهای دولت، همراه با مقرراتگذاری دولتی، در ساختن لایههای ساختارهای فضایی و زمینشناسی مناسبات اجتماعی دست دارند، که تقسیم فضایی کار و سطوح سرمایهگذاری از دل آن سربرمیآورد.»
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/massey-foucault-and-the-melbourne-metropolitan-planning-scheme-pdf/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@dialectialspace
نویسنده: مارگو هاکسلی
مترجم: نریمان جهانزاد
«برنامهریزی کاربری زمین آن فعالیت دولت است که به مستقیمترین شکل درگیرِ (تلاش برای) تأثیرگذاری بر برآمدهای فضاییِ مناسبات اجتماعی است. اِعمالِ کنترلهای برنامهریزی به دست دولت از خلال سازوبرگهای ساخت و ساز، دپارتمانهای زیستمحیطی، مقرراتگذاری، و برنامهریزیِ مشخصْ محصولِ شبکهی پیچیدهای از روابط و عوامل اثرگذار است، از جمله: مناسبات طبقاتی و جنسیتی، جنبشهای اجتماعی، کنترل و تولیدِ سیاسی-بوروکراتیک و حرفهای/دانشگاهیِ دانش (و در نتیجه قدرت) در درون شرایط هژمونیک سرمایهداری پدرسالار. کل این عوامل تأثیرگذار بر کنشهای دولت، همراه با مقرراتگذاری دولتی، در ساختن لایههای ساختارهای فضایی و زمینشناسی مناسبات اجتماعی دست دارند، که تقسیم فضایی کار و سطوح سرمایهگذاری از دل آن سربرمیآورد.»
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/massey-foucault-and-the-melbourne-metropolitan-planning-scheme-pdf/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@dialectialspace
فضا و دیالکتیک
مَسی، فوکو، و پروژهی برنامهریزی کلانشهری ملبورن - فضا و دیالکتیک
آنچه طرح پهنهبندی ترسیم نمیکند، اما به شکلگیری آنها کمک میکند، نابرابریهای طبقاتی و جنسیتی ساختیافتهای هستند که در سازمان فضایی منطقهی شهری بازتاب یافته است.
👍1
دایرهی نوشتار، برزخِ سطور
نویسنده: علیرضا فریدون گودرزی
«نوشتار راهبردی سیاسی است؛ گذشته را به حال میکشاند یا چیستیِ آینده را درگذشته میجوید و آنچه را از خلال فضازمانِ سیاسیشده به شکل امر بدیهی جلوه میکند، زمینهی پرسش و گمانهزنی میسازد ... نویسنده هیچ برش و دورهای از تاریخ را به میانجیِ بروزاتِ سیاسی زورورزانه بر آن مخروبه نمیانگارد. او مدام گاهنامه را مرور میکند و پیوستار را به چالش میکشد تا راهی به آن لحظه که پذیرندهی سکونت باشد بگشاید. از زبان خدایان به زبان کاهنی، تا زبان مردم را مدام برای یافتن یا ایجاد گسست در هستهی قدرت برمیکشد. به بدنهای حذفشده و بدون تصویر جان میبخشد، ما را به شهرهای ممنوعه رهنمایی میکند و زمانهای خطخورده را فرا میخواند. نویسنده مسافرِ همیشگی زمان و مکان است و همواره فضا را با پافشاری بر تفاوت یا آشکارسازی آن نشاندار مینماید. چنین تاکیدی بر تفاوتها با راهبرد افشاگرانهاش در برابر یکدستی و همگونسازیِ سیاستورزانه و خنثیگر دولت و دستگاه ارشادی سرکوبگر آن سد و دیواری استوار است. پیشروی تجربهها و روابط تجویزیـارشادی و ساختگی سیاههی بلندی از گوناگونی سر برمیآورد تا محیط بیسو، که شکلی از«درخودماندگی بهنجارشده» است را دگرگون سازد. چنین رویکردی درنوشتار و چنین خواستی در نویسنده، بازوهای اجتماعی تکهتکه شده و جداافتاده را با پافشاری بر نقشمندیشان تناور میسازد تا فضاهای ازکفدادهشان را بازیابی کنند. اتصال سپهرهای پرهیزدار از هم، همایش نیروهای به کناره رانده، آفرینندهی بافتاری میشود که بدنها و ایستارِ چیره بر آنها ــ که بسامد همان جبرهای فرمایشی زورورزانه است ــ بایسته انگاشته نشوند، زیرا به نقشِ هدایتکنندهی موجودشان بسنده نمیکنند. تخیل و بازروایت، هر دستهی اجتماعی را تا آن اندازه توانمند میسازد که دست به تعریف/بازتعریف مکانها بزنند و خیابان و خانه و زمان و بسیاری دیگر را پهنهای برای حضور سازند.»
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/the-circle-of-writing/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@dialectialspace
نویسنده: علیرضا فریدون گودرزی
«نوشتار راهبردی سیاسی است؛ گذشته را به حال میکشاند یا چیستیِ آینده را درگذشته میجوید و آنچه را از خلال فضازمانِ سیاسیشده به شکل امر بدیهی جلوه میکند، زمینهی پرسش و گمانهزنی میسازد ... نویسنده هیچ برش و دورهای از تاریخ را به میانجیِ بروزاتِ سیاسی زورورزانه بر آن مخروبه نمیانگارد. او مدام گاهنامه را مرور میکند و پیوستار را به چالش میکشد تا راهی به آن لحظه که پذیرندهی سکونت باشد بگشاید. از زبان خدایان به زبان کاهنی، تا زبان مردم را مدام برای یافتن یا ایجاد گسست در هستهی قدرت برمیکشد. به بدنهای حذفشده و بدون تصویر جان میبخشد، ما را به شهرهای ممنوعه رهنمایی میکند و زمانهای خطخورده را فرا میخواند. نویسنده مسافرِ همیشگی زمان و مکان است و همواره فضا را با پافشاری بر تفاوت یا آشکارسازی آن نشاندار مینماید. چنین تاکیدی بر تفاوتها با راهبرد افشاگرانهاش در برابر یکدستی و همگونسازیِ سیاستورزانه و خنثیگر دولت و دستگاه ارشادی سرکوبگر آن سد و دیواری استوار است. پیشروی تجربهها و روابط تجویزیـارشادی و ساختگی سیاههی بلندی از گوناگونی سر برمیآورد تا محیط بیسو، که شکلی از«درخودماندگی بهنجارشده» است را دگرگون سازد. چنین رویکردی درنوشتار و چنین خواستی در نویسنده، بازوهای اجتماعی تکهتکه شده و جداافتاده را با پافشاری بر نقشمندیشان تناور میسازد تا فضاهای ازکفدادهشان را بازیابی کنند. اتصال سپهرهای پرهیزدار از هم، همایش نیروهای به کناره رانده، آفرینندهی بافتاری میشود که بدنها و ایستارِ چیره بر آنها ــ که بسامد همان جبرهای فرمایشی زورورزانه است ــ بایسته انگاشته نشوند، زیرا به نقشِ هدایتکنندهی موجودشان بسنده نمیکنند. تخیل و بازروایت، هر دستهی اجتماعی را تا آن اندازه توانمند میسازد که دست به تعریف/بازتعریف مکانها بزنند و خیابان و خانه و زمان و بسیاری دیگر را پهنهای برای حضور سازند.»
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/the-circle-of-writing/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@dialectialspace
فضا و دیالکتیک
دایرهی نوشتار، برزخِ سطور - فضا و دیالکتیک
ورود به دایرهی نوشتار ملازم عبور از گزارهای است که گفته نمیشود، بلکه خوانده میشود. صورتی از روایت که باقیماندهی اصلِ حادثه است و توانِ آن را دارد (یا کسب میکند) تا بر آنچه تحمیل میشود بشورد.
میدان دادن به غافلگیری و هنر امر ممکن: درام میانجیگری تفاوتها
نویسنده: جان فورستر
مترجم: نریمان جهانزاد
از یادداشت مترجم:
«فورستر در زمرهی نظریهپردازان برنامهریزی ارتباطی قرار میگیرد، جریان پرزوری در اروپا و آمریکا در دههی 1980 که وجه مشخصهاش تأکید بر بسترسازی برای گفتوگوی سازنده میان طرفین یک وضعیت ستیزآلود، با پیشِ چشم داشتن افق دموکراسی مشارکتی، است. با توجه به تعلق فورستر به سنت هرمنوتیک فلسفی، و نظریهی کنش ارتباطی هابرماس، و خوراک گرفتن از اندیشهی برخی از فلاسفهی اگزیستانس نظیر مارتین بوبر که گرانیگاه اندیشهاش نسبت من-تو است، دور نیست بگوییم مفهوم کانونی فکر او «همدلی» است. همدلی یکی از دستاوردهای فلسفهی قارهای معاصر، و بطور مشخص سنت پدیدارشناسی و هرمنوتیک، است که به گمان من «میداندادن به غافلگیریِ» فورستر را باید بر اساس شکافتن همین مفهوم و پرسش از امکان و امتناع ظهور آن در بسترهای مختلف دریافت ... . اگر مفهوم همدلی را به بودن-با-دیگری پیوند دهیم و آن را نه امری شناختشناسانه بلکه یکی از اگزیستانسیالهای انسان بدانیم، به گمان من تلاش برای حل تعارضها به اتکای میانجیگری، مستلزم زیستن در فضاییست که بودن-بای بنیادین بشر مجال بروز داشته باشد. شرط امکان تحقق گفتوگو، برداشتنِ بارِ سنگین اراده-به-قدرت از گردهی بودن-با و آزادسازی انرژیهای نهفتهی آن است. ...باری، این مقاله جذاب و خواندنیست، اما بنا به تجربهی زیسته و مشاهدات من، برای وضعیت «ما» رویکردی شکستخورده و ناممکن است. ... امیدوارم فرصتی فراهم شود که در آینده، به سهم خودم، به تفصیل داستانی بسیار ساده و پیشپاافتاده از مسألهای آموزشی در دانشگاه، که مبتنی بر لجاجتی کور و خصمانه، فقدان روح ارتباطی، و تعارضزاییِ (به عوض تعارضزدایی) میانجیگرِ ماجرا بود روایت کنم؛ داستانی که چه بسا مُهر ابطالیست بر فرضِ ارادهی نیک و امکان گفتوگو.»
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/dealing-with-differences/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@dialectialspace
نویسنده: جان فورستر
مترجم: نریمان جهانزاد
از یادداشت مترجم:
«فورستر در زمرهی نظریهپردازان برنامهریزی ارتباطی قرار میگیرد، جریان پرزوری در اروپا و آمریکا در دههی 1980 که وجه مشخصهاش تأکید بر بسترسازی برای گفتوگوی سازنده میان طرفین یک وضعیت ستیزآلود، با پیشِ چشم داشتن افق دموکراسی مشارکتی، است. با توجه به تعلق فورستر به سنت هرمنوتیک فلسفی، و نظریهی کنش ارتباطی هابرماس، و خوراک گرفتن از اندیشهی برخی از فلاسفهی اگزیستانس نظیر مارتین بوبر که گرانیگاه اندیشهاش نسبت من-تو است، دور نیست بگوییم مفهوم کانونی فکر او «همدلی» است. همدلی یکی از دستاوردهای فلسفهی قارهای معاصر، و بطور مشخص سنت پدیدارشناسی و هرمنوتیک، است که به گمان من «میداندادن به غافلگیریِ» فورستر را باید بر اساس شکافتن همین مفهوم و پرسش از امکان و امتناع ظهور آن در بسترهای مختلف دریافت ... . اگر مفهوم همدلی را به بودن-با-دیگری پیوند دهیم و آن را نه امری شناختشناسانه بلکه یکی از اگزیستانسیالهای انسان بدانیم، به گمان من تلاش برای حل تعارضها به اتکای میانجیگری، مستلزم زیستن در فضاییست که بودن-بای بنیادین بشر مجال بروز داشته باشد. شرط امکان تحقق گفتوگو، برداشتنِ بارِ سنگین اراده-به-قدرت از گردهی بودن-با و آزادسازی انرژیهای نهفتهی آن است. ...باری، این مقاله جذاب و خواندنیست، اما بنا به تجربهی زیسته و مشاهدات من، برای وضعیت «ما» رویکردی شکستخورده و ناممکن است. ... امیدوارم فرصتی فراهم شود که در آینده، به سهم خودم، به تفصیل داستانی بسیار ساده و پیشپاافتاده از مسألهای آموزشی در دانشگاه، که مبتنی بر لجاجتی کور و خصمانه، فقدان روح ارتباطی، و تعارضزاییِ (به عوض تعارضزدایی) میانجیگرِ ماجرا بود روایت کنم؛ داستانی که چه بسا مُهر ابطالیست بر فرضِ ارادهی نیک و امکان گفتوگو.»
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/dealing-with-differences/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@dialectialspace
فضا و دیالکتیک
میدان دادن به غافلگیری و هنر امر ممکن: درام میانجیگری تفاوتها - فضا و دیالکتیک
بنابراین این تحلیل سر آن ندارد که بگوید میانجیگری نوعی چارهی فنی عام است. بلکه، با اتکا بر کار میانجیگرهای دانا، میتوانیم نسبت به طرق مختلفِ گرفتار شدن در زندانِ پیشفرضهایمان آگاه شویم، به سادهلوحی و کلبیمسلکی خود، شکستهای خود از موشکافیِ انتقادی…
👍1
برنامهریزی شورشی: قراردادن برنامهریزی رادیکال در جنوب جهانی
نویسنده: فرانک میرآفتاب
مترجم: سمیه زندیه
ویراستار: نریمان جهانزاد
«برای بررسی علت رویآوردنِ سازمانهای توسعهی بینالمللی به تعریف حکمرانی خوب بر مبنای توسعهی حکومت محلی و مشارکت شهروندی، خوانشی گرامشیایی روشنگر است. درک هژمونی به منزلهی مناسبات بهنجارشده، و اقدامات ضد-هژمونیک به مثابه کردارها و نیروهایی که این مناسبات را متزلزل میکنند، قلمروهای ستیزناکِ قدرت در حکمرانی همهشمول نولیبرال هویدا میشود. کاکس میگوید که سازمانهای توسعهی بینالمللی نظیر بانک جهانی، از دههی ۱۹۸۰ به بعد، برای حفظ مناسبات دولت با نواحی غیررسمی و مردمی، در یک اقدام هژمونیکِ از بالا، توسعهی دولتهای محلی، مشارکت اجتماع و توسعهی مشارکتی را در دستور کار تعهدات نهادی خود قرار دادند. شاهد این اقدام نهادی شمار رو به افزایش شراکتهای دولتی با سازمانهای اجتماعمحور و سازمانهای مردمنهاد طی دو دههی اخیر است. پژوهشهای زیادی نشان دادهاند که این عادیسازیِ مشارکت اجتماع از مبارزات اجتماعها سیاستزدایی میکند و کنترل دولتی را در جامعه گسترش میدهد. گنجاندنِ جنبشهای مردمی ذیل سازمانهای مردمنهاد، از طریق تثبیت مناسبات دولت-جامعه، سبب حفظ وضع موجود میشود.»
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/miraftab-insurgent-planning/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@dialectialspace
نویسنده: فرانک میرآفتاب
مترجم: سمیه زندیه
ویراستار: نریمان جهانزاد
«برای بررسی علت رویآوردنِ سازمانهای توسعهی بینالمللی به تعریف حکمرانی خوب بر مبنای توسعهی حکومت محلی و مشارکت شهروندی، خوانشی گرامشیایی روشنگر است. درک هژمونی به منزلهی مناسبات بهنجارشده، و اقدامات ضد-هژمونیک به مثابه کردارها و نیروهایی که این مناسبات را متزلزل میکنند، قلمروهای ستیزناکِ قدرت در حکمرانی همهشمول نولیبرال هویدا میشود. کاکس میگوید که سازمانهای توسعهی بینالمللی نظیر بانک جهانی، از دههی ۱۹۸۰ به بعد، برای حفظ مناسبات دولت با نواحی غیررسمی و مردمی، در یک اقدام هژمونیکِ از بالا، توسعهی دولتهای محلی، مشارکت اجتماع و توسعهی مشارکتی را در دستور کار تعهدات نهادی خود قرار دادند. شاهد این اقدام نهادی شمار رو به افزایش شراکتهای دولتی با سازمانهای اجتماعمحور و سازمانهای مردمنهاد طی دو دههی اخیر است. پژوهشهای زیادی نشان دادهاند که این عادیسازیِ مشارکت اجتماع از مبارزات اجتماعها سیاستزدایی میکند و کنترل دولتی را در جامعه گسترش میدهد. گنجاندنِ جنبشهای مردمی ذیل سازمانهای مردمنهاد، از طریق تثبیت مناسبات دولت-جامعه، سبب حفظ وضع موجود میشود.»
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/miraftab-insurgent-planning/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@dialectialspace
فضا و دیالکتیک
برنامهریزی شورشی: قراردادن برنامهریزی رادیکال در جنوب جهانی - فضا و دیالکتیک
برنامهریزی شورشی علاوه بر سازکارهای تقابلیِ مردمی که در فضاهای تمهیدشدهی شهروندی صورت میگیرند، کردارهای تخاصمی مردمی را که شرایط مشارکت خود را به دست خود خلق میکنند، به رسمیت میشناسد، و آنها را حمایت و تشویق میکند.
مروری بر کتاب بازآفرینی مدرنیتهی ایرانی: روابط بینالملل و تغییر اجتماعی، نوشتهی کامران متین
آیدین ترکمه
«کتاب کامران متین با عنوان بازآفرینی مدرنیتهی ایرانی: روابط بینالملل و تغییر اجتماعی که در سال ۲۰۱۳ از سوی انتشارات راتلج منتشر شده است از دید من یکی از معدود تلاشهای نظری جدی در راستای مفهومپردازی انقلاب اسلامی ایران و نیز نظریهپردازی امر بینالملل به اتکای تجربهی ایران است. در خلال این پژوهش جذاب و خواندنی متین به طور انتقادی با برخی از مهمترین معضلات فکری در مارکسیسم که مشخصن به مسالهی نظریه و البته روش بازمیگردند درگیر شده است. متاسفانه کتابِ بسیار آموزنده و چالشبرانگیز متین به فارسی برگردانده نشده است. در این نوشته میکوشم به برخی از مهمترین بحثهای متین بپردازم به طوری که خواننده بتواند تصویری نسبتن دقیق از مختصات کتاب و به ویژه برداشت انتقادی او از نظریهی توسعهی ناموزون و مرکب تروتسکی به دست بیاورد. از آن جهت که تمرکز پژوهشی من نیز بر مسالهی روش، مارکسیسم، و به طور مشخص دولت و تغییر اجتماعی است در جایجای متن سعی کردهام با برخی از استدلالهای متین درگیر شوم. استدلالهای نظری متین بسیار پیچیده و چندلایه و مستلزم تامل دقیق هستند. به طور کلی کتاب او از دید من کتابی است به شدت فشرده که دست کم در برخی مواقع نیازمند ایضاح بیشتر است. کامران متین با لطف همیشگی به پرسشهای من پاسخ دادهاند و من نیز آنها را در متن گنجاندهام.»
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/recasting-iranian-modernity/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@dialectialspace
آیدین ترکمه
«کتاب کامران متین با عنوان بازآفرینی مدرنیتهی ایرانی: روابط بینالملل و تغییر اجتماعی که در سال ۲۰۱۳ از سوی انتشارات راتلج منتشر شده است از دید من یکی از معدود تلاشهای نظری جدی در راستای مفهومپردازی انقلاب اسلامی ایران و نیز نظریهپردازی امر بینالملل به اتکای تجربهی ایران است. در خلال این پژوهش جذاب و خواندنی متین به طور انتقادی با برخی از مهمترین معضلات فکری در مارکسیسم که مشخصن به مسالهی نظریه و البته روش بازمیگردند درگیر شده است. متاسفانه کتابِ بسیار آموزنده و چالشبرانگیز متین به فارسی برگردانده نشده است. در این نوشته میکوشم به برخی از مهمترین بحثهای متین بپردازم به طوری که خواننده بتواند تصویری نسبتن دقیق از مختصات کتاب و به ویژه برداشت انتقادی او از نظریهی توسعهی ناموزون و مرکب تروتسکی به دست بیاورد. از آن جهت که تمرکز پژوهشی من نیز بر مسالهی روش، مارکسیسم، و به طور مشخص دولت و تغییر اجتماعی است در جایجای متن سعی کردهام با برخی از استدلالهای متین درگیر شوم. استدلالهای نظری متین بسیار پیچیده و چندلایه و مستلزم تامل دقیق هستند. به طور کلی کتاب او از دید من کتابی است به شدت فشرده که دست کم در برخی مواقع نیازمند ایضاح بیشتر است. کامران متین با لطف همیشگی به پرسشهای من پاسخ دادهاند و من نیز آنها را در متن گنجاندهام.»
برای خواندن و دانلود این متن به سایت فضا و دیالکتیک (لینک زیر) مراجعه کنید:
http://dialecticalspace.com/recasting-iranian-modernity/
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
کانال تلگرام سایت «فضا و دیالکتیک»
@dialectialspace
فضا و دیالکتیک
مروری بر کتاب بازآفرینی مدرنیتهی ایرانی: روابط بینالملل و تغییر اجتماعی، نوشتهی کامران متین - فضا و دیالکتیک
متین در این کتاب کوشیده است تا شرحی غیراروپامحور و غیرذاتگرایانه از تجربهی ایران از مدرنیته عرضه کند. او برای این منظور نظریهی توسعهی ناموزون و مرکب تروتسکی را به شکلی انتقادی به کار گرفته که وجه مشخصهاش فرض هستیشناختیِ چندگانگی جامعهای است.
نانسی نهایتاً فیلسوفی دریدایی است/ فلسفه نانسی به چه کار میآید؟
مصاحبهی خبرگزاری کتاب ایران با نریمان جهانزاد دربارهی کتاب «فلسفه ژان لوک نانسی» نوشته ماری ایو مورین
...
«در هستیشناسی متکثر تکین نانسی، وقتی بودن-با در بطن یا در قلبِ تکینگیها کاشته میشود به این معناست که اساساً آنچه به چیزها هویت میدهد خود رابطه و حضورِ «در» یا «بهسوی» در بطن آن است. در این هستیشناسی هیچ امر فینفسهای درکار نیست، بلکه چیزبودنِ چیزها برمیگردد به «در نزد بودن»، «در» یا «بودن بهسوی». این «در»، «بهسوی»، «به»، «نزد» بودن است که چیزها را وضع (posit) میکند. همانطور که حروف اضافه (در، به، بسوی، نزد) اسامی را به هم متصل و در آن واحد از هم متمایز میکنند، و خصلت حرفاضافهای، یعنی pre-positional دارند، در متن چیزها، «در»، «بهسوی»، «در نزد» و «به» بهنحو پیشینی در هر وضعشدگی یا برنهادنی (positionality) لانه دارند. در واقع اگزیستانسی که هایدگر، در میدان اندیشهی پدیدارشناسی و با تکیه بر نفسِ رویآوری و در عین حال در برابر اگوی مطلق هوسرل، مطرح کرد که ذاتش فراروی بهسوی موجودات است، و بنیاد دازاین را همین تعالی (transcendence) دانست، در نانسی رادیکالتر میشود، بطوریکه خود میتزاین را در قلب چیزها میکارد. جملهی نانسی که میگوید «اجتماع در حقیقت وضعِ رئالِ وجود است» به همین معنا اشاره دارد.»
...
برای مطالعهی متن کامل مصاحبه اینجا کلیک کنید.
مصاحبهی خبرگزاری کتاب ایران با نریمان جهانزاد دربارهی کتاب «فلسفه ژان لوک نانسی» نوشته ماری ایو مورین
...
«در هستیشناسی متکثر تکین نانسی، وقتی بودن-با در بطن یا در قلبِ تکینگیها کاشته میشود به این معناست که اساساً آنچه به چیزها هویت میدهد خود رابطه و حضورِ «در» یا «بهسوی» در بطن آن است. در این هستیشناسی هیچ امر فینفسهای درکار نیست، بلکه چیزبودنِ چیزها برمیگردد به «در نزد بودن»، «در» یا «بودن بهسوی». این «در»، «بهسوی»، «به»، «نزد» بودن است که چیزها را وضع (posit) میکند. همانطور که حروف اضافه (در، به، بسوی، نزد) اسامی را به هم متصل و در آن واحد از هم متمایز میکنند، و خصلت حرفاضافهای، یعنی pre-positional دارند، در متن چیزها، «در»، «بهسوی»، «در نزد» و «به» بهنحو پیشینی در هر وضعشدگی یا برنهادنی (positionality) لانه دارند. در واقع اگزیستانسی که هایدگر، در میدان اندیشهی پدیدارشناسی و با تکیه بر نفسِ رویآوری و در عین حال در برابر اگوی مطلق هوسرل، مطرح کرد که ذاتش فراروی بهسوی موجودات است، و بنیاد دازاین را همین تعالی (transcendence) دانست، در نانسی رادیکالتر میشود، بطوریکه خود میتزاین را در قلب چیزها میکارد. جملهی نانسی که میگوید «اجتماع در حقیقت وضعِ رئالِ وجود است» به همین معنا اشاره دارد.»
...
برای مطالعهی متن کامل مصاحبه اینجا کلیک کنید.
IBNA
نانسی نهایتاً فیلسوفی دریدایی است/ فلسفه نانسی به چه کار میآید؟
نانسی نهایتاً فیلسوفی دریدایی است و در میدان همین سنت قلم میزند، اما آنچه او را از شارحان دریدا متمایز کرده و از او فیلسوفی مستقل و برجسته ساخته همین تلاشش برای ساختن یک هستیشناسی جدید یا نوعی فسلفهی اولی با تکیه بر منطق دیفرانس است.
👍1