آقای شاملو، کاش بفهمه که "آن چشمها پیش از آنکه نگاهی باشد، تماشاییست."
سخت ترین کار دنیا دوست داشتن کسیه که نمیخواد دوسش داشته باشی
+اگه میخوای خودتو خالی کنی، من گوش میدم.
-نه عزیزم.
+مطمئنی؟
-چرا فکر میکنی باید خودم و رو تو خالی کنم؟
+چرا نکنی؟
-بخاطر اینکه آدم وقتی دستش کثیف باشه به کتاب مورد علاقهش دست نمیزنه.
همدیگر را تنگ تر در آغوش بفشاریم؛ چرا که تنها بودن در این زندگی، که همهی راه های خروج و روزنههای امیدش بسته است، سخت دردناک و وحشت بار است.
بگذار کسی دوستت داشته باشد.
با توام
داری پیر میشوی..
با توام
داری پیر میشوی..
جالبه ولی از اون شب به بعد دیگه هیچ چیز برام مهم نبود...حتی تو
بالینِ عزیز، منم نمیدونم چطور امکان داره توی جهنم باشه وقتی که در قلب منه.
اون چیزی که منو به اینجا متعلق میساخت، دیگه مرده گادفری.
+بخاطرت عوض میشم.
-در اعماق قلبمون هرکسی متفاوته، اگه عوض کنی خودتو، دیگه شاد نیستی.
حق با تو بود گادفری عزیز، اینجا بهشت نیست؛ دنیاست و توش هم رنج و مشکلات هست.