حق با توئه جوکر، هرچی تورو نکشه، فقط عجیب ترت میکنه.
اما عزیزِ من، کاش در روزگار دیگری میزیستیم؛ ما همگی حیف بودیم...
حق با توئه دیزی، گاهی اوقات مردم نمیدانند عاشق هستند تا زمانی که دیگر عاشق نباشند.
منم همینطور آقای شاملو، کاش هیچکس نفهمه چطور به جای نوازش شدن و بوسیده شدن؛ گزیده شدم.
بله آقای شاملو، منم عاشقانه دوستش میداشتم
و او عاقلانه طردم کرد
منطق او
حتی از حماقت من، احمقانه تر بود...
و او عاقلانه طردم کرد
منطق او
حتی از حماقت من، احمقانه تر بود...
در این مدت، زندگی به گونهای سپری شده است که میتوانم سالها بدون آن که هیچ اتفاقِ غمانگیزی رخ بدهد، غمگین بمانم.
حق با توئه نیچه، اونا آب و گلآلود میکنن تا عمیق تر بنظر برسه.
یونگ عزیز، شاید من همون درختی شدم که ریشه در جهنم کرده تا شاخه هاش به بهشت برسه.
دیوید هیوم عزیز، کاش آدما متوجه بشن که از منظر جهان هستی، حیات یک انسان نسبت به حیات یک صدف برتری و اهمیت بیشتری نداره.
ییلماز عزیز، منم فقط احتمال اینکه دوستم داشته باشه، برام کافی بود.
همون طور که ژان پل ساتر میگفت، واژه ها خائنتر و بیرحم تر از چیزی هستند که ما تصور میکنیم…
شاید حق با تو بود سنکا، شاید واقعا انسان در خیالاتش بیشتر رنج ببره تا در واقعیت.