نیمی از عمر را به تمسخر آنچه دیگران به آن اعتقاد دارند میگذرانیم و نیمی دیگر را در اعتقاد به آنچه دیگران به تمسخر میگیرند.
حق با شماست آقای محمود دولت آبادی، همه زندگانی میکنند؛ اما فقط بعضیها زندگانی را میفهمند.
وقتی که زندگانی به راه پلشتی خواست کله پا بشود، پس زنده باد مرگ.
من به طرز عجیبی خوشحالم که دوباره به تو برگشتم، و هر کجا که هستی خانهی من است، تنها خانه من.
میدونی جک ، بعد شکستن یه قلب معذرت خواهی تقریبا هیچ فایدهای نداره، گلی که رویِ یه قبر گذاشته بشه هرگز یه مُرده رو زنده نمیکنه.
بیشتر آدمهای دنیا سعی نمیکنند آزاد باشند، کافکا. فقط فکر میکنند که آزادند.
همونطور که تولستوی میگه؛ سعادت یک تمثیل است، اما بدبختی داستان.
آقای هاروکی موراکامی، درسته که در زندگی هرکس یک جا هست که از آن بازگشتی در کار نیست اما زندگی من چرا سراسرش این شکلیه؟
وحشی بافقی عزیز، کاش میدانست…
که هرچه با دل من کرد، آن تبسم کرد.
که هرچه با دل من کرد، آن تبسم کرد.
اون یه روز جنگجو بود یه روزم آشفته و شکسته، بیشتر روز ها کمی از هر دوتا بود، اما هر روز اینجا بود و ایستاده میجنگید، اون من بودم.
خب میدونی والتر من فکر میکنم بعضی از آدما قرار نیست هرگز فراموشمون بشن،انگار یادشون تو استخونمونه.
اما من میدیدم شب ها وقتی اون توی تخت خوابش دراز میکشید، غمش هم جای دیگه ای نداشت که بره ، کنارش دراز میکشید.
در زندگی زخمهایی هست که مثل خوره روح را آهسته در انزوا میخورد و میتراشد.