This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
نه معمم و نه مامور کاری به او ندارند، چون حجابش را رعایت کردهاست!
جمهوری اسلامی به مثابه یک حکومت فقهی و مذهبی تلاش فراوانی میکند تا آپارتاید شدید خود علیه زنان را در پوشش «قانون» توجیهکرده و به هواداران خود بقبولاند. اما میزان عجیببودن و غیرانسانیبودن این اقدامات باعثشده تا هیچگاه قبول عام پیدا نکند و قشر مذهبی را هم فریب ندهد.
یکی از دلایل ناکامی حکومت در توجیه این جنایتهایش همین فقر گسترده در کشور است که زنان زیادی را به کارگری در شرایط مشقتبار، زبالهگردی و حتی تنفروشی وادار کردهاست.
#حکومت_ایدئولوژیک #حجاب_اجباری #پوشش_اختیاری #فقر #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
نه معمم و نه مامور کاری به او ندارند، چون حجابش را رعایت کردهاست!
جمهوری اسلامی به مثابه یک حکومت فقهی و مذهبی تلاش فراوانی میکند تا آپارتاید شدید خود علیه زنان را در پوشش «قانون» توجیهکرده و به هواداران خود بقبولاند. اما میزان عجیببودن و غیرانسانیبودن این اقدامات باعثشده تا هیچگاه قبول عام پیدا نکند و قشر مذهبی را هم فریب ندهد.
یکی از دلایل ناکامی حکومت در توجیه این جنایتهایش همین فقر گسترده در کشور است که زنان زیادی را به کارگری در شرایط مشقتبار، زبالهگردی و حتی تنفروشی وادار کردهاست.
#حکومت_ایدئولوژیک #حجاب_اجباری #پوشش_اختیاری #فقر #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍16😱1
پاپ لئو چهاردهم روز یکشنبه، ۲۷ مهر، در مراسمی در میدان سنپیترو واتیکان، بارتولو لونگو، وکیل ایتالیایی و پیرو پیشین آیین شیطانپرستی را در کنار شش چهره مذهبی دیگر به عنوان قدیس جدید کلیسای کاتولیک معرفی میکند.
لونگو در جوانی به آیینهای شیطانپرستی گرایش داشت، اما پس از «توبه» به یکی از مروجان برجسته دعای تسبیح در ایتالیا تبدیل شد و زیارتگاه پمپئی را بنیان گذاشت. کارلو کالونی، از مقامهای واتیکان، گفته است اهمیت این تقدیس در آن است که لونگو «روحانی نبود، بلکه یک فرد عادی بود که مسیر ایمان را دوباره یافت».
او همچنین نهادهای خیریهای برای یتیمان و فقرا تأسیس کرد و از سوی واتیکان «نمادی از بازگشت و ایمان دوباره» توصیف شده است.
در همین مراسم، پاپ لئو چهاردهم شش چهره دیگر از جمله ایگناتیوس مالویان، اسقف ارمنی اعدامشده در سال ۱۹۱۵، را نیز قدیس اعلام میکند.
#شیطان_پرستی #واتیکان #کاتولیک #قدیس #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
پاپ لئو چهاردهم روز یکشنبه، ۲۷ مهر، در مراسمی در میدان سنپیترو واتیکان، بارتولو لونگو، وکیل ایتالیایی و پیرو پیشین آیین شیطانپرستی را در کنار شش چهره مذهبی دیگر به عنوان قدیس جدید کلیسای کاتولیک معرفی میکند.
لونگو در جوانی به آیینهای شیطانپرستی گرایش داشت، اما پس از «توبه» به یکی از مروجان برجسته دعای تسبیح در ایتالیا تبدیل شد و زیارتگاه پمپئی را بنیان گذاشت. کارلو کالونی، از مقامهای واتیکان، گفته است اهمیت این تقدیس در آن است که لونگو «روحانی نبود، بلکه یک فرد عادی بود که مسیر ایمان را دوباره یافت».
او همچنین نهادهای خیریهای برای یتیمان و فقرا تأسیس کرد و از سوی واتیکان «نمادی از بازگشت و ایمان دوباره» توصیف شده است.
در همین مراسم، پاپ لئو چهاردهم شش چهره دیگر از جمله ایگناتیوس مالویان، اسقف ارمنی اعدامشده در سال ۱۹۱۵، را نیز قدیس اعلام میکند.
#شیطان_پرستی #واتیکان #کاتولیک #قدیس #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
❤9🤣5🤔1
به تازگی شهرداری تهران یک ایستگاه مترو در جدید را «ایستگاه مریم مقدس» نامگذاری کرده.
آنچه عنوان شده نامگذاری «ایستگاه متروی مریم مقدّس» در شهر تهران، اقدامی است که از سوی نهادهای شهری با تأکید بر «تنوع دینی»، «همزیستی ادیان» و «احترام به پیروان ادیان گوناگون». این انتخاب نام، با اشاره به محل ایستگاه در مجاورت کلیسای جامع ارامنه و اشاره به حضرت مریم بهمثابه نمادی فراگیر، قابل فهم است.
از منظر نمادین، این اقدام نشانهای از میل به نمایش تصویری مثبت از شهر تهران و جمهوری اسلامی ایران در حوزه ادیان است.
با این حال، تحلیلگران و منتقدین مستقل به چند محور انتقادی اشاره کردهاند که اشکال کارکردی و تبلیغی این اقدام را برجسته میکنند: نخست آنکه در عمل، وضعیت پیروان ادیان مختلف در ایران با گزارشهای مکرر از فشار، محدودیت، بازداشت یا احکام زندان سنگین همراه است. به عنوان مثال، چند مورد اخیر: یک نوکیش مسیحی در تهران به حدود هشت سال و یازده ماه زندان محکوم شده است. گروهی دیگر از نوکیشان مسیحی در استان خوزستان جمعاً به بیش از بیستوپنج سال زندان محکوم شدهاند. دو نفر به جرم داشتن چند نسخه کتاب مقدّس به ۱۲ سال زندان محکوم شدهاند. این دادهها نشان میدهند که فشار بر نوکیشان مسیحی همچنان در سطح قضائی و امنیتی برقرار است.
دوم، منتقدان میگویند که نامگذاری چنین ایستگاهی تنها در حکم «عمل تبلیغی» یا «نمایشی» برای ترمیم یا ارتقای تصویر بینالمللی جمهوری اسلامی است در حالی که در سطح واقعی، شرایط داوطلبانه و آزادانه برای آزادی دین و مذهب پیروان و تبدیلشدگان وجود ندارد.
به عبارت دیگر، زمانی که از یک سو نامی انتخاب میشود که بر تنوّع دینی تأکید دارد، و از سوی دیگر گزارشهایی از تبعیض دینی در رسانهها و نهادهای حقوق بشری منتشر میشود، تناقضی آشکار به چشم میآید. این مسأله بهویژه وقتی شدت میگیرد که تغییر دین و برگزاری مراسم خانگی برای نوکیشان در عمل جرمانگاری شدهاند یا محاکم با استناد به ماده ۵۰۰ قانون مجازات اسلامی علیه آنان حکم صادر میکنند.
در نتیجه، اگرچه نامگذاری ایستگاه مترو مریم مقدس در تلاش است گامی مثبت در عرصه نمادین برای نمایش احترام به اقلیتهای دینی نشان دهد، اما از منظر حقیقی آزادی دین، مستقل بودن نهادهای قضایی، و تحقق عملی «همزیستی دینی»، وضعیت روشن نیست. این اقدام بدون همراهی با سیاستها، ضمانتهای حقوقی، اصلاحات قانونی و عملیاتی که حقوق اقلیتها را در عمل تضمین کند، تنها «نمایش تبلیغی» خواهد بود تا تغییر ساختاری.
#نوکیش_مسیحی #رواداری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
به تازگی شهرداری تهران یک ایستگاه مترو در جدید را «ایستگاه مریم مقدس» نامگذاری کرده.
آنچه عنوان شده نامگذاری «ایستگاه متروی مریم مقدّس» در شهر تهران، اقدامی است که از سوی نهادهای شهری با تأکید بر «تنوع دینی»، «همزیستی ادیان» و «احترام به پیروان ادیان گوناگون». این انتخاب نام، با اشاره به محل ایستگاه در مجاورت کلیسای جامع ارامنه و اشاره به حضرت مریم بهمثابه نمادی فراگیر، قابل فهم است.
از منظر نمادین، این اقدام نشانهای از میل به نمایش تصویری مثبت از شهر تهران و جمهوری اسلامی ایران در حوزه ادیان است.
با این حال، تحلیلگران و منتقدین مستقل به چند محور انتقادی اشاره کردهاند که اشکال کارکردی و تبلیغی این اقدام را برجسته میکنند: نخست آنکه در عمل، وضعیت پیروان ادیان مختلف در ایران با گزارشهای مکرر از فشار، محدودیت، بازداشت یا احکام زندان سنگین همراه است. به عنوان مثال، چند مورد اخیر: یک نوکیش مسیحی در تهران به حدود هشت سال و یازده ماه زندان محکوم شده است. گروهی دیگر از نوکیشان مسیحی در استان خوزستان جمعاً به بیش از بیستوپنج سال زندان محکوم شدهاند. دو نفر به جرم داشتن چند نسخه کتاب مقدّس به ۱۲ سال زندان محکوم شدهاند. این دادهها نشان میدهند که فشار بر نوکیشان مسیحی همچنان در سطح قضائی و امنیتی برقرار است.
دوم، منتقدان میگویند که نامگذاری چنین ایستگاهی تنها در حکم «عمل تبلیغی» یا «نمایشی» برای ترمیم یا ارتقای تصویر بینالمللی جمهوری اسلامی است در حالی که در سطح واقعی، شرایط داوطلبانه و آزادانه برای آزادی دین و مذهب پیروان و تبدیلشدگان وجود ندارد.
به عبارت دیگر، زمانی که از یک سو نامی انتخاب میشود که بر تنوّع دینی تأکید دارد، و از سوی دیگر گزارشهایی از تبعیض دینی در رسانهها و نهادهای حقوق بشری منتشر میشود، تناقضی آشکار به چشم میآید. این مسأله بهویژه وقتی شدت میگیرد که تغییر دین و برگزاری مراسم خانگی برای نوکیشان در عمل جرمانگاری شدهاند یا محاکم با استناد به ماده ۵۰۰ قانون مجازات اسلامی علیه آنان حکم صادر میکنند.
در نتیجه، اگرچه نامگذاری ایستگاه مترو مریم مقدس در تلاش است گامی مثبت در عرصه نمادین برای نمایش احترام به اقلیتهای دینی نشان دهد، اما از منظر حقیقی آزادی دین، مستقل بودن نهادهای قضایی، و تحقق عملی «همزیستی دینی»، وضعیت روشن نیست. این اقدام بدون همراهی با سیاستها، ضمانتهای حقوقی، اصلاحات قانونی و عملیاتی که حقوق اقلیتها را در عمل تضمین کند، تنها «نمایش تبلیغی» خواهد بود تا تغییر ساختاری.
#نوکیش_مسیحی #رواداری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍8💩3🤣1🏆1
«در آرمانهای بزرگ تاریخی، بعضی باورها، بیشتر از تمام عقاید دیگر مسئول قتلعام افراد بودهاند:
ادعای عدالت یا خوشبختی نسلهای آینده
ادعای ماموریت مقدس آزادکردن یک ملت، یک نژاد یا یک طبقه
یا حتی ادعای بهدستآوردن نوعی از آزادی که نیازمند قربانیشدن افراد دیگر بوده.»
از کتاب «دو برداشت از مفهوم آزادی» نوشته آیزایا برلین.
این کتاب را با ترجمه آموزشکده توانا به رایگان دانلود کنید:
https://tavaana.org/isaiah-berlin-two-concepts-of-liberty/
#آیزایا_برلین
#آزادی
#کتاب
#باور
#گفتگو_توانا
@Dialogue1402
«در آرمانهای بزرگ تاریخی، بعضی باورها، بیشتر از تمام عقاید دیگر مسئول قتلعام افراد بودهاند:
ادعای عدالت یا خوشبختی نسلهای آینده
ادعای ماموریت مقدس آزادکردن یک ملت، یک نژاد یا یک طبقه
یا حتی ادعای بهدستآوردن نوعی از آزادی که نیازمند قربانیشدن افراد دیگر بوده.»
از کتاب «دو برداشت از مفهوم آزادی» نوشته آیزایا برلین.
این کتاب را با ترجمه آموزشکده توانا به رایگان دانلود کنید:
https://tavaana.org/isaiah-berlin-two-concepts-of-liberty/
#آیزایا_برلین
#آزادی
#کتاب
#باور
#گفتگو_توانا
@Dialogue1402
🏆5❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
علی مطهری، نایب رئیس سابق مجلس شورای اسلامی:
کسی که نافش را بیرون گذاشته، چه کسی باید جلویش را بگیرد
اظهارنظر مطهری که میپرسد «کسی که نافش را بیرون گذاشته، چه کسی باید جلویش را بگیرد»، نماد نگاه قیممآبانهای است که آزادی و کرامت انسان را در برابر اراده حکومت بیارزش میداند.
او با توجیه از منظر حکومت اسلامی، کنترل پوشش و آزادیهای فردی را مسئولیت دولت و رئیس جمهور میداند و تاکید بر ایجاد محدودیت برای مردم دارد.
این طرز تفکر، همانند بازگشت گشت ارشاد، فعال شدن نیروهای امر به معروف و اظهارات سخنگوی دولت و متهم کردن زنان به «بدننمایی»، نشان از تلاشی نظاممند برای کنترل بدن و زندگی خصوصی مردم دارد.
در حالی که جامعه با بحرانهای اقتصادی، سیاسی و انزوای بینالمللی روبهروست، حکومت میکوشد با تشدید فشارهای فرهنگی و محدود کردن آزادیهای فردی، ناکامیهای خود را پنهان و تلافی شکستهایش را از مردم، بهویژه زنان، بگیرد.
چنین رویکردی نه از ایمان و پایبندی به شرعیات، بلکه از ترس برمیخیزد؛ ترس از جامعهای که آگاهتر و مستقلتر از گذشته، دیگر تن به تحمیل نمیدهد.
#حجاب_اجباری #گشت_ارشاد #گفتگو_توانا@Dialogue1402
علی مطهری، نایب رئیس سابق مجلس شورای اسلامی:
کسی که نافش را بیرون گذاشته، چه کسی باید جلویش را بگیرد
اظهارنظر مطهری که میپرسد «کسی که نافش را بیرون گذاشته، چه کسی باید جلویش را بگیرد»، نماد نگاه قیممآبانهای است که آزادی و کرامت انسان را در برابر اراده حکومت بیارزش میداند.
او با توجیه از منظر حکومت اسلامی، کنترل پوشش و آزادیهای فردی را مسئولیت دولت و رئیس جمهور میداند و تاکید بر ایجاد محدودیت برای مردم دارد.
این طرز تفکر، همانند بازگشت گشت ارشاد، فعال شدن نیروهای امر به معروف و اظهارات سخنگوی دولت و متهم کردن زنان به «بدننمایی»، نشان از تلاشی نظاممند برای کنترل بدن و زندگی خصوصی مردم دارد.
در حالی که جامعه با بحرانهای اقتصادی، سیاسی و انزوای بینالمللی روبهروست، حکومت میکوشد با تشدید فشارهای فرهنگی و محدود کردن آزادیهای فردی، ناکامیهای خود را پنهان و تلافی شکستهایش را از مردم، بهویژه زنان، بگیرد.
چنین رویکردی نه از ایمان و پایبندی به شرعیات، بلکه از ترس برمیخیزد؛ ترس از جامعهای که آگاهتر و مستقلتر از گذشته، دیگر تن به تحمیل نمیدهد.
#حجاب_اجباری #گشت_ارشاد #گفتگو_توانا@Dialogue1402
🤮17🤬3❤1
انتشار ویدئویی مراسم عروسی دختر علی شمخانی، دبیر پیشین شورای عالی امنیت ملی، موجی از خشم و اعتراض را در میان کاربران شبکههای اجتماعی برانگیخته است.
در حالی که حکومت با تمام توان از «گشت ارشاد» گرفته تا محدودیتهای شغلی، تحصیلی و اجتماعی، برای تحمیل حجاب اجباری و کنترل سبک زندگی زنان و جوانان استفاده کرده، در این فیلم، صحنههایی از مراسمی اشرافی در هتل اسپیناس پالاس تهران به چشم میخورد؛ مراسمی که در آن مظاهر تجمل، موسیقی و پوششهای بهدور از معیارهای رسمی نظام امری عادی به نظر میرسد.
این ویدئو، بیش از آنکه صرفاً یک عروسی باشد، آینهای از شکاف عمیق میان مردم و حاکمان است؛ جایی که حاکمیت در سطح جامعه با پلیس و اجبار بر بدن زنان حکم میراند، اما در خلوت خود، در ناز و نعمت و با رهایی از همان قوانین، به لذت و رفاه مشغول است.
بازتاب گسترده این ویدئو در فضای مجازی، بهویژه در میان نسل جوان، بار دیگر دوگانگی ساختار قدرت در جمهوری اسلامی را به نمایش گذاشت: «سادهزیستی برای مردم، زندگی لاکچری برای مسئولان».
در حالی که مردم زیر فشار تورم، بیکاری، فقر و سرکوب فرهنگی به مرز فروپاشی روانی رسیدهاند، مسئولان و وابستگانشان در داخل و خارج از کشور غرق در ثروت بادآورده، تجارتهای پرسود و زندگی لاکچری مشغولند.
انتشار این فیلم، نمادیست از فروپاشی اخلاقی و مشروعیت نظامی که از ایمان و مقاومت در برابر "دشمن" سخن میگوید اما خود در دام دنیاطلبی، فساد و ریا غوطهور است.
از همین رو، بسیاری از کاربران با طعنه نوشتند: «برای مردم گشت ارشاد، برای مسئولان اسپیناس پالاس» جملهای که شاید خلاصهترین توصیف از واقعیت تلخ جامعه امروز ایران باشد.
#حجاب_اجباری #گشت_ارشاد #عروسی_شمخانی #اخلاق #حکومت_دروغ #فقر #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
انتشار ویدئویی مراسم عروسی دختر علی شمخانی، دبیر پیشین شورای عالی امنیت ملی، موجی از خشم و اعتراض را در میان کاربران شبکههای اجتماعی برانگیخته است.
در حالی که حکومت با تمام توان از «گشت ارشاد» گرفته تا محدودیتهای شغلی، تحصیلی و اجتماعی، برای تحمیل حجاب اجباری و کنترل سبک زندگی زنان و جوانان استفاده کرده، در این فیلم، صحنههایی از مراسمی اشرافی در هتل اسپیناس پالاس تهران به چشم میخورد؛ مراسمی که در آن مظاهر تجمل، موسیقی و پوششهای بهدور از معیارهای رسمی نظام امری عادی به نظر میرسد.
این ویدئو، بیش از آنکه صرفاً یک عروسی باشد، آینهای از شکاف عمیق میان مردم و حاکمان است؛ جایی که حاکمیت در سطح جامعه با پلیس و اجبار بر بدن زنان حکم میراند، اما در خلوت خود، در ناز و نعمت و با رهایی از همان قوانین، به لذت و رفاه مشغول است.
بازتاب گسترده این ویدئو در فضای مجازی، بهویژه در میان نسل جوان، بار دیگر دوگانگی ساختار قدرت در جمهوری اسلامی را به نمایش گذاشت: «سادهزیستی برای مردم، زندگی لاکچری برای مسئولان».
در حالی که مردم زیر فشار تورم، بیکاری، فقر و سرکوب فرهنگی به مرز فروپاشی روانی رسیدهاند، مسئولان و وابستگانشان در داخل و خارج از کشور غرق در ثروت بادآورده، تجارتهای پرسود و زندگی لاکچری مشغولند.
انتشار این فیلم، نمادیست از فروپاشی اخلاقی و مشروعیت نظامی که از ایمان و مقاومت در برابر "دشمن" سخن میگوید اما خود در دام دنیاطلبی، فساد و ریا غوطهور است.
از همین رو، بسیاری از کاربران با طعنه نوشتند: «برای مردم گشت ارشاد، برای مسئولان اسپیناس پالاس» جملهای که شاید خلاصهترین توصیف از واقعیت تلخ جامعه امروز ایران باشد.
#حجاب_اجباری #گشت_ارشاد #عروسی_شمخانی #اخلاق #حکومت_دروغ #فقر #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
🤬10😡1
فضای مجازی در ایران، بهویژه شبکههایی پر کاربر مانند اینستاگرام و توئیتر، هم فرصتی برای گفتوگو و هم میدانی برای منازعه فراهم کرده است.
از یکسو، اظهار نظرها و بحثهای کاربران در پستها نشان میدهد که جامعه ایرانی بیش از گذشته با تنوع دیدگاهها روبهرو است و بسیاری از افراد میکوشند صدای خود را در برابر روایت رسمی و سانسور شده حاکمیت مطرح کنند.
از سوی دیگر، ضعف فرهنگ گفتوگو، حضور گسترده حسابهای جعلی و حملات سازمانیافته سایبری، این فضا را گاه به عرصه تخریب و تحقیر تبدیل کرده است.
از شما پرسیدیم:
آیا فضای مجازی موجب تقویت روحیه گفتوگو میان ایرانیان شده است؟
پاسخ چند مخاطب همراه را با هم مرور میکنیم.
دیدگاههای خود را با ما به اشتراک بگذارید.
#گفت_و_شنود #دیالوگ #تنوع_باور #همبستگی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
فضای مجازی در ایران، بهویژه شبکههایی پر کاربر مانند اینستاگرام و توئیتر، هم فرصتی برای گفتوگو و هم میدانی برای منازعه فراهم کرده است.
از یکسو، اظهار نظرها و بحثهای کاربران در پستها نشان میدهد که جامعه ایرانی بیش از گذشته با تنوع دیدگاهها روبهرو است و بسیاری از افراد میکوشند صدای خود را در برابر روایت رسمی و سانسور شده حاکمیت مطرح کنند.
از سوی دیگر، ضعف فرهنگ گفتوگو، حضور گسترده حسابهای جعلی و حملات سازمانیافته سایبری، این فضا را گاه به عرصه تخریب و تحقیر تبدیل کرده است.
از شما پرسیدیم:
آیا فضای مجازی موجب تقویت روحیه گفتوگو میان ایرانیان شده است؟
پاسخ چند مخاطب همراه را با هم مرور میکنیم.
دیدگاههای خود را با ما به اشتراک بگذارید.
#گفت_و_شنود #دیالوگ #تنوع_باور #همبستگی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍6❤2
حجاب اجباری، ابزار سرکوب
اثر شاهرخ حیدری
بازگشت گشت ارشاد و اعلام فعالیت ۸۰ هزار نیروی امر به معروف، نشانه عریانی سرکوب و ترس حاکمیت از آزادی زنان و جامعه است.
حجاب اجباری از آغاز، ابزاری برای کنترل بدن و اراده زنان بوده و امروز بیش از هر زمان دیگری، نماد شکست حکومتی است که از اندیشه و انتخاب آزاد میهراسد.
این بازگشت ماشین سرکوب و تهدید، نه «نظم اجتماعی» بلکه تحقیر اجتماعی است؛ تلاشی مذبوحانه برای تحمیل اطاعت از طریق خشونت، در حالیکه زنان ایران، با شجاعت و آگاهی، نشان دادهاند که هیچ قدرتی نمیتواند آزادی را با روسری خفه کند.
#گشت_ارشاد #حجاب_اجباری #پوشش_اختیاری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
حجاب اجباری، ابزار سرکوب
اثر شاهرخ حیدری
بازگشت گشت ارشاد و اعلام فعالیت ۸۰ هزار نیروی امر به معروف، نشانه عریانی سرکوب و ترس حاکمیت از آزادی زنان و جامعه است.
حجاب اجباری از آغاز، ابزاری برای کنترل بدن و اراده زنان بوده و امروز بیش از هر زمان دیگری، نماد شکست حکومتی است که از اندیشه و انتخاب آزاد میهراسد.
این بازگشت ماشین سرکوب و تهدید، نه «نظم اجتماعی» بلکه تحقیر اجتماعی است؛ تلاشی مذبوحانه برای تحمیل اطاعت از طریق خشونت، در حالیکه زنان ایران، با شجاعت و آگاهی، نشان دادهاند که هیچ قدرتی نمیتواند آزادی را با روسری خفه کند.
#گشت_ارشاد #حجاب_اجباری #پوشش_اختیاری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍14🤬5🤮2❤1
Forwarded from گفتوشنود
سوگیری گروهگرایی (In-group Bias) یکی از مهمترین سوگیریهای شناختی است که بهطور مستقیم بر روابط بینگروهی در جوامع چندفرهنگی اثر میگذارد. این سوگیری ذهنی باعث میشود افراد، اعضای گروه خود را بهتر، اخلاقیتر و شایستهتر از اعضای گروههای دیگر بدانند. چنین تمایلی که بهصورت ناخودآگاه در اکثر انسانها وجود دارد، پایه روانی نیرومندی برای شکلگیری تبعیض، طرد و حتی خشونت در جوامعی است که تفاوتهای مذهبی، قومی یا فرهنگی در آنها پررنگ است.
در بافت یک جامعه چندفرهنگی که گروههای دینی مختلف در کنار هم زندگی میکنند، سوگیری گروهگرایی میتواند به شکافهای عمیق اجتماعی بینجامد. اعضای هر گروه، بهویژه اگر احساس کنند در اقلیت هستند یا هویتشان در خطر است، ممکن است بیشازپیش به گروه خودی پناه ببرند و دیدگاههای منفی نسبت به گروههای دیگر را در خود تقویت کنند. این فرآیند منجر به شکلگیری نوعی اعتماد درونگروهی و بیاعتمادی نسبت به بیرون میشود که گفتوگوی بینافرهنگی و همزیستی مسالمتآمیز را دشوار میکند.
یکی از مهمترین پیامدهای این سوگیری، نارواداری دینی است؛ یعنی نگرشی که در آن باورها و آیینهای دینی دیگران نه تنها نادرست، بلکه تهدیدآمیز تلقی میشوند. وقتی گروهی دینی، خود را «دارای حق مطلق» بداند و دیگران را «گمراه» یا «نجس» تصور کند، تمایز ما/آنها تقویت میشود و فضا برای خشونت کلامی، تبعیض حقوقی و حتی ستم ساختاری فراهم میگردد. در این میان، رسانهها، رهبران مذهبی و نهادهای آموزشی میتوانند این سوگیری را تشدید یا تعدیل کنند.
تأثیر سوگیری گروهگرایی بر نارواداری دینی، بهویژه در شرایط بحرانهای اجتماعی یا اقتصادی، افزایش مییابد. در چنین فضاهایی، گروهها تمایل دارند تقصیر مشکلات را به گردن "دیگری" بیندازند و او را مقصر جلوه دهند. این روند میتواند منجر به بیثباتی سیاسی، قطبیشدن جامعه، و ظهور جنبشهای افراطگرا شود. تجربههای تاریخی در کشورهای چندفرهنگی مانند هند، لبنان یا بوسنیوهرزگوین، نمونههایی از فاجعههای اجتماعی ناشی از فعالشدن شدید این سوگیری را نشان میدهند.
برای مقابله با اثرات مخرب سوگیری گروهگرایی در جوامع چندفرهنگی، باید بسترهای گفتوگوی بینافرهنگی تقویت شود و آموزشهای مبتنی بر همدلی، شناخت متقابل و ارزشگذاری تفاوتها در سطوح مختلف جامعه رواج یابد. ایجاد فضاهایی برای همکاری مشترک میان گروهها، و پرورش نگاه انتقادی نسبت به کلیشههای درونگروهی و برونگروهی، میتواند بخشی از راهحل باشد.
#سوگیری_شناختی #رواداری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
سوگیری گروهگرایی (In-group Bias) یکی از مهمترین سوگیریهای شناختی است که بهطور مستقیم بر روابط بینگروهی در جوامع چندفرهنگی اثر میگذارد. این سوگیری ذهنی باعث میشود افراد، اعضای گروه خود را بهتر، اخلاقیتر و شایستهتر از اعضای گروههای دیگر بدانند. چنین تمایلی که بهصورت ناخودآگاه در اکثر انسانها وجود دارد، پایه روانی نیرومندی برای شکلگیری تبعیض، طرد و حتی خشونت در جوامعی است که تفاوتهای مذهبی، قومی یا فرهنگی در آنها پررنگ است.
در بافت یک جامعه چندفرهنگی که گروههای دینی مختلف در کنار هم زندگی میکنند، سوگیری گروهگرایی میتواند به شکافهای عمیق اجتماعی بینجامد. اعضای هر گروه، بهویژه اگر احساس کنند در اقلیت هستند یا هویتشان در خطر است، ممکن است بیشازپیش به گروه خودی پناه ببرند و دیدگاههای منفی نسبت به گروههای دیگر را در خود تقویت کنند. این فرآیند منجر به شکلگیری نوعی اعتماد درونگروهی و بیاعتمادی نسبت به بیرون میشود که گفتوگوی بینافرهنگی و همزیستی مسالمتآمیز را دشوار میکند.
یکی از مهمترین پیامدهای این سوگیری، نارواداری دینی است؛ یعنی نگرشی که در آن باورها و آیینهای دینی دیگران نه تنها نادرست، بلکه تهدیدآمیز تلقی میشوند. وقتی گروهی دینی، خود را «دارای حق مطلق» بداند و دیگران را «گمراه» یا «نجس» تصور کند، تمایز ما/آنها تقویت میشود و فضا برای خشونت کلامی، تبعیض حقوقی و حتی ستم ساختاری فراهم میگردد. در این میان، رسانهها، رهبران مذهبی و نهادهای آموزشی میتوانند این سوگیری را تشدید یا تعدیل کنند.
تأثیر سوگیری گروهگرایی بر نارواداری دینی، بهویژه در شرایط بحرانهای اجتماعی یا اقتصادی، افزایش مییابد. در چنین فضاهایی، گروهها تمایل دارند تقصیر مشکلات را به گردن "دیگری" بیندازند و او را مقصر جلوه دهند. این روند میتواند منجر به بیثباتی سیاسی، قطبیشدن جامعه، و ظهور جنبشهای افراطگرا شود. تجربههای تاریخی در کشورهای چندفرهنگی مانند هند، لبنان یا بوسنیوهرزگوین، نمونههایی از فاجعههای اجتماعی ناشی از فعالشدن شدید این سوگیری را نشان میدهند.
برای مقابله با اثرات مخرب سوگیری گروهگرایی در جوامع چندفرهنگی، باید بسترهای گفتوگوی بینافرهنگی تقویت شود و آموزشهای مبتنی بر همدلی، شناخت متقابل و ارزشگذاری تفاوتها در سطوح مختلف جامعه رواج یابد. ایجاد فضاهایی برای همکاری مشترک میان گروهها، و پرورش نگاه انتقادی نسبت به کلیشههای درونگروهی و برونگروهی، میتواند بخشی از راهحل باشد.
#سوگیری_شناختی #رواداری #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👏7👍2
در جمهوری اسلامی، ترویج خرافه و بدعت در دین به یکی از ابزارهای اصلی مهندسی ایمان و حفظ اقتدار سیاسی تبدیل شده است.
حاکمیت با دستکاری مفاهیم دینی و افزودن لایههایی از تقدسسازی حول رهبران و نهادهای حکومتی، نوعی «دین ایدئولوژیک» خلق کرده که با جوهره ایمان آزاد و آگاهانه تفاوت بنیادین دارد.
مراسمی مانند بزرگداشتهای حکومتی، روایتهای ساختگی از کرامت و معجزه، و تفاسیر جهتدار از متون دینی، نه برای تقویت معنویت، بلکه برای تثبیت مشروعیت قدرت بهکار گرفته میشوند.
این روند، مرز میان باور دینی و اطاعت سیاسی را عمداً مخدوش میکند تا مؤمن، ناخواسته، وفاداری به نظام را مترادف با وفاداری به خدا بپندارد.
از سوی دیگر، استفاده ابزاری از دین در جمهوری اسلامی نوعی کنترل اجتماعی مبتنی بر احساس گناه، ترس و امید به ثواب را ایجاد کرده است.
حکومت با بهرهگیری از نهادهای مذهبی، منابر، رسانهها و آموزش رسمی، ایمان مردم را از عرصه شخصی و اخلاقی به حوزه اطاعت سیاسی و ایدئولوژیک منتقل کرده است.
در این ساختار، دین نه زبان رهایی و اخلاق، بلکه سازوکاری برای بازتولید قدرت و سرکوب اندیشه انتقادی است.
چنین مهندسیای، در نهایت، نه ایمان را تقویت میکند و نه جامعه را معنویتر میسازد؛ بلکه تنها ابزاری است برای بازتولید سلطه، ایجاد انقیاد روانی و جلوگیری از شکلگیری تفکر مستقل و مسئولانه در میان شهروندان.
#مهندسی_ایمان #خرافات #دین_حکومتی #اخلاق #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
در جمهوری اسلامی، ترویج خرافه و بدعت در دین به یکی از ابزارهای اصلی مهندسی ایمان و حفظ اقتدار سیاسی تبدیل شده است.
حاکمیت با دستکاری مفاهیم دینی و افزودن لایههایی از تقدسسازی حول رهبران و نهادهای حکومتی، نوعی «دین ایدئولوژیک» خلق کرده که با جوهره ایمان آزاد و آگاهانه تفاوت بنیادین دارد.
مراسمی مانند بزرگداشتهای حکومتی، روایتهای ساختگی از کرامت و معجزه، و تفاسیر جهتدار از متون دینی، نه برای تقویت معنویت، بلکه برای تثبیت مشروعیت قدرت بهکار گرفته میشوند.
این روند، مرز میان باور دینی و اطاعت سیاسی را عمداً مخدوش میکند تا مؤمن، ناخواسته، وفاداری به نظام را مترادف با وفاداری به خدا بپندارد.
از سوی دیگر، استفاده ابزاری از دین در جمهوری اسلامی نوعی کنترل اجتماعی مبتنی بر احساس گناه، ترس و امید به ثواب را ایجاد کرده است.
حکومت با بهرهگیری از نهادهای مذهبی، منابر، رسانهها و آموزش رسمی، ایمان مردم را از عرصه شخصی و اخلاقی به حوزه اطاعت سیاسی و ایدئولوژیک منتقل کرده است.
در این ساختار، دین نه زبان رهایی و اخلاق، بلکه سازوکاری برای بازتولید قدرت و سرکوب اندیشه انتقادی است.
چنین مهندسیای، در نهایت، نه ایمان را تقویت میکند و نه جامعه را معنویتر میسازد؛ بلکه تنها ابزاری است برای بازتولید سلطه، ایجاد انقیاد روانی و جلوگیری از شکلگیری تفکر مستقل و مسئولانه در میان شهروندان.
#مهندسی_ایمان #خرافات #دین_حکومتی #اخلاق #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍13💯1
انتشار تصاویر عروسی دختر علی شمخانی واکنشهای گستردهای بهدنبال داشت، بسیاری از کاربران یادآوری کردند که مسئولان نظام چطور نیم قرن زندگی زنان ایران را به خاطر پوشش و حجاب اجباری با آسیب های فراوان اجتماعی تیره و تار کردند و خود در خفا غرق در ثروت نوع دیگری زندگی کردند.
کاربری هم با ارسال این تصویر برای ما نوشته:
اینهم کارت عروسی دختر شمخانی!
اسم اصلیش فاطمه بوده بابا اینا خودشون دیگه حتی به اسم فاطمه هم اعتقاد ندارن، طرف اسمش رو عوض کرده گذاشته ستایش!
مقدسات هم که فقط برای ماست!
بعد همینا میان برای مردم روضه و گریه و عزاداری راه میندازن که مثلاً برای “پهلوی شکسته فاطمه” اشک بریزیم.
آقازادهها لندن و دبی خوشگذرونی، ما بدبختا هم تو صف نذری و سینهزنی!
همهچی براشون شده ابزار کنترل مردم با اسم مقدسات. از ماست که بر ماست، تا وقتی خودمون این نمایشو باور کنیم، همینا با اسم دین و امام سوارمون خواهند بود.
#حجاب_اجباری #عروسی_شمخانی #مقدسات #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
انتشار تصاویر عروسی دختر علی شمخانی واکنشهای گستردهای بهدنبال داشت، بسیاری از کاربران یادآوری کردند که مسئولان نظام چطور نیم قرن زندگی زنان ایران را به خاطر پوشش و حجاب اجباری با آسیب های فراوان اجتماعی تیره و تار کردند و خود در خفا غرق در ثروت نوع دیگری زندگی کردند.
کاربری هم با ارسال این تصویر برای ما نوشته:
اینهم کارت عروسی دختر شمخانی!
اسم اصلیش فاطمه بوده بابا اینا خودشون دیگه حتی به اسم فاطمه هم اعتقاد ندارن، طرف اسمش رو عوض کرده گذاشته ستایش!
مقدسات هم که فقط برای ماست!
بعد همینا میان برای مردم روضه و گریه و عزاداری راه میندازن که مثلاً برای “پهلوی شکسته فاطمه” اشک بریزیم.
آقازادهها لندن و دبی خوشگذرونی، ما بدبختا هم تو صف نذری و سینهزنی!
همهچی براشون شده ابزار کنترل مردم با اسم مقدسات. از ماست که بر ماست، تا وقتی خودمون این نمایشو باور کنیم، همینا با اسم دین و امام سوارمون خواهند بود.
#حجاب_اجباری #عروسی_شمخانی #مقدسات #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍21🤡2😡2❤1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
جرج کارلین کمدین و نویسنده آمریکایی، با طنز تند و انتقادیاش از مذهب و ساختارهای اجتماعی شناخته میشود.
او به خاطر دیدگاههای بیپروای خود نسبت به مذهب، آن را منبع نفاق و کنترل اجتماعی میدانست و اغلب با زبان تیز و صریح خود تعصبات دینی و باورهای مرسوم را به چالش میکشید.
کارلین در کمدی خود از مسائل مذهبی برای برانگیختن اندیشه و نقد دیدگاههای سنتی استفاده میکرد و به عنوان یکی از صدایان برجسته تفکر آزاد و نقادانه شناخته میشود.
#جرج_کارلین #استندآپ #نقد_اجتماعی #نقد_دین #آزاد_اندیش
#گفتگو_توانا
@Dialogue1402
جرج کارلین کمدین و نویسنده آمریکایی، با طنز تند و انتقادیاش از مذهب و ساختارهای اجتماعی شناخته میشود.
او به خاطر دیدگاههای بیپروای خود نسبت به مذهب، آن را منبع نفاق و کنترل اجتماعی میدانست و اغلب با زبان تیز و صریح خود تعصبات دینی و باورهای مرسوم را به چالش میکشید.
کارلین در کمدی خود از مسائل مذهبی برای برانگیختن اندیشه و نقد دیدگاههای سنتی استفاده میکرد و به عنوان یکی از صدایان برجسته تفکر آزاد و نقادانه شناخته میشود.
#جرج_کارلین #استندآپ #نقد_اجتماعی #نقد_دین #آزاد_اندیش
#گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍17❤1
در ادامه روند سرکوب و فشار بر جامعه بهائیان در ایران، نگار میثاقیان و شکیب فرزان، دو شهروند بهائی ساکن شیراز، روز دوشنبه ۲۸ مهرماه توسط نیروهای امنیتی در منازل خود بازداشت و به بازداشتگاه اداره اطلاعات شیراز، موسوم به پلاک ۱۰۰، منتقل شدند.
بر اساس گزارشهای رسیده، بازداشت خانم میثاقیان در حضور فرزند خردسال او صورت گرفته و محبوب حبیبی، همسر بهائی وی، نیز به اداره اطلاعات احضار شده است. همچنین مأموران پس از بازداشت شکیب فرزان، منزل او را تفتیش و شماری از وسایل شخصیاش را ضبط کردهاند.
بازداشت این دو شهروند در حالی رخ داده است که طی سالهای اخیر، بهائیان در ایران با موجی از بازداشتها، محرومیتهای تحصیلی، مصادره اموال و محدودیتهای شغلی روبهرو بودهاند؛ روندی که نهادهای حقوق بشری آن را نشانگر تبعیض و سرکوب سیستماتیک علیه این اقلیت دینی میدانند.
در برابر چنین برخوردهایی، پرسشی اساسی مطرح میشود:
آیا امنیت واقعی از حذف، بازداشت و طرد دیگران حاصل میشود یا از اعتماد، احترام متقابل و پذیرش تنوع انسانی؟
#داستان_ما_یکیست #بهائیان_ایران #رواداری #آزادی_باور #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
در ادامه روند سرکوب و فشار بر جامعه بهائیان در ایران، نگار میثاقیان و شکیب فرزان، دو شهروند بهائی ساکن شیراز، روز دوشنبه ۲۸ مهرماه توسط نیروهای امنیتی در منازل خود بازداشت و به بازداشتگاه اداره اطلاعات شیراز، موسوم به پلاک ۱۰۰، منتقل شدند.
بر اساس گزارشهای رسیده، بازداشت خانم میثاقیان در حضور فرزند خردسال او صورت گرفته و محبوب حبیبی، همسر بهائی وی، نیز به اداره اطلاعات احضار شده است. همچنین مأموران پس از بازداشت شکیب فرزان، منزل او را تفتیش و شماری از وسایل شخصیاش را ضبط کردهاند.
بازداشت این دو شهروند در حالی رخ داده است که طی سالهای اخیر، بهائیان در ایران با موجی از بازداشتها، محرومیتهای تحصیلی، مصادره اموال و محدودیتهای شغلی روبهرو بودهاند؛ روندی که نهادهای حقوق بشری آن را نشانگر تبعیض و سرکوب سیستماتیک علیه این اقلیت دینی میدانند.
در برابر چنین برخوردهایی، پرسشی اساسی مطرح میشود:
آیا امنیت واقعی از حذف، بازداشت و طرد دیگران حاصل میشود یا از اعتماد، احترام متقابل و پذیرش تنوع انسانی؟
#داستان_ما_یکیست #بهائیان_ایران #رواداری #آزادی_باور #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
😢5😡2❤1🔥1
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
نقد جنگ طلبی جمهوری اسلامی؛ تاثیر ایدئولوژی خشونت بر همزیستی جهانی
آیا میدانستید بخشی از ویژگی جنگطلبی جمهوری اسلامی، ریشه در اصل قانون اساسی آن دارد؟ در اصل صدوپنجاهوچهار این قانون آمده است که «جمهوری اسلامی از مبارزه حقطلبانه مستضعفان در برابر مستکبران در هر نقطه از جهان حمایت میکند.» این بند به جمهوری اسلامی مشروعیت قانون برای دخالت در امور داخلی دیگر کشورها و حمایت از گروههای شبهنظامی و تروریستی در خاورمیانه و فراتر از آن را میدهد.
در ادامه این ویدیو ببینید که چگونه جمهوری اسلامی با استفاده از همین اصل، به حمایت مالی و نظامی از گروههایی مثل حزبالله در لبنان، حوثیها در یمن و دیگر گروههای نظامی در عراق، سوریه و فلسطین پرداخته است.
– این قانون در اصل صدوپنجاهوچهار قانون اساسی آمده است که در ویدیو بهاشتباه «اصل صدوپنجاهم» خوانده شده است.
بیشتر در وبسایت گفتوشنود
https://dialog.tavaana.org/ir-warmongering-nature/
#دیگری_ستیزی #جنگ_طلبی #حکومت_ایدئولوژیک #صلح #جنگ #اسرائیل #ایران #آمریکا #گفتگو_توانا
نقد جنگ طلبی جمهوری اسلامی؛ تاثیر ایدئولوژی خشونت بر همزیستی جهانی
آیا میدانستید بخشی از ویژگی جنگطلبی جمهوری اسلامی، ریشه در اصل قانون اساسی آن دارد؟ در اصل صدوپنجاهوچهار این قانون آمده است که «جمهوری اسلامی از مبارزه حقطلبانه مستضعفان در برابر مستکبران در هر نقطه از جهان حمایت میکند.» این بند به جمهوری اسلامی مشروعیت قانون برای دخالت در امور داخلی دیگر کشورها و حمایت از گروههای شبهنظامی و تروریستی در خاورمیانه و فراتر از آن را میدهد.
در ادامه این ویدیو ببینید که چگونه جمهوری اسلامی با استفاده از همین اصل، به حمایت مالی و نظامی از گروههایی مثل حزبالله در لبنان، حوثیها در یمن و دیگر گروههای نظامی در عراق، سوریه و فلسطین پرداخته است.
– این قانون در اصل صدوپنجاهوچهار قانون اساسی آمده است که در ویدیو بهاشتباه «اصل صدوپنجاهم» خوانده شده است.
بیشتر در وبسایت گفتوشنود
https://dialog.tavaana.org/ir-warmongering-nature/
#دیگری_ستیزی #جنگ_طلبی #حکومت_ایدئولوژیک #صلح #جنگ #اسرائیل #ایران #آمریکا #گفتگو_توانا
👍5💩1🏆1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
شفا پیدا کردن با استفاده از باقیمانده آب و غذای افراد مومن!
جنگ جهل و خرافات با علم، بدون هیچ مدعی و پیگیری نشان از تمایل حکومتی است که با ادعای مذهب و مقدسات مشغول ساخت جهان ایدئولوژیک و تزریق باورهای مخرب به جامعه است.
#جهل #خرافه #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
شفا پیدا کردن با استفاده از باقیمانده آب و غذای افراد مومن!
جنگ جهل و خرافات با علم، بدون هیچ مدعی و پیگیری نشان از تمایل حکومتی است که با ادعای مذهب و مقدسات مشغول ساخت جهان ایدئولوژیک و تزریق باورهای مخرب به جامعه است.
#جهل #خرافه #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
🤮9💩4🤬2🖕1
در تازهترین موج از برخوردهای امنیتی با شهروندان بهائی در ایران، روز دوشنبه ۲۸ مهر ۱۴۰۴، منازل دستکم ۹ شهروند بهائی در شهرهای تهران، شیراز، سمنان، زاهدان و ساری مورد تفتیش نیروهای امنیتی قرار گرفت و ۷ نفر از آنان بازداشت شدند.
بازداشتشدگان عبارتند از: فهیم آگاهی، متین آگاهی، هنگامه شریفی (در تهران)، ادیب رحمانی (در ساری)، نگار میثاقیان و شکیب فرزان (در شیراز) و ارمغان عنایتی (در سمنان). بهطور همزمان منازل سامان اسلامی در زاهدان و آرونا کوثری در تهران نیز مورد تفتیش قرار گرفته است.
به گفته منابع مطلع، نیروهای امنیتی هنگام یورش به منازل این شهروندان اقدام به بازرسی کامل محل سکونت، ضبط وسایل الکترونیکی، کتابها و لوازم شخصی آنان کردهاند. برخی شاهدان عینی از فضای رعب و نگرانی در میان خانوادهها در زمان بازرسیها خبر دادهاند.
بر اساس گزارشها، نگار میثاقیان و محبوب حبیبی پس از بازداشت به بازداشتگاه اداره اطلاعات شیراز، موسوم به پلاک ۱۰۰، منتقل شدهاند. از محل نگهداری دیگر شهروندان بازداشتی تاکنون اطلاعی در دست نیست.
گزارشها حاکی است که نگار میثاقیان و محبوب حبیبی پیشتر نیز به دلیل باورهای دینی و فعالیتهای اجتماعی خود با برخوردهای قضایی مواجه شده بودند. همچنین ارمغان عنایتی و ادیب رحمانی پیشتر از ادامه تحصیل در دانشگاههای ایران به دلیل اعتقاداتشان محروم شدهاند.
این بازداشتها در حالی انجام میشود که طی ماههای گذشته نیز جامعه بهائی ایران با موجهای پیدرپی سرکوب، بازداشت، محرومیت اجتماعی و پلمب محلهای کسبوکار روبهرو بوده است. در بسیاری از موارد، نهادهای امنیتی و قضایی جمهوری اسلامی با اتهاماتی مبهم و تکراری مانند «تبلیغ علیه نظام»، «اقدام علیه امنیت کشور» و «تشکیل گروه غیرقانونی»، شهروندان بهائی را هدف قرار دادهاند.
در سایه این رویدادها، بار دیگر پرسشی بنیادی مطرح میشود:
آیا هیچ حکومتی حق دارد فردی را به خاطر باور، دین، یا بیدینیاش مجازات کند؟
#داستان_ما_یکیست #بهائیان_ایران #آزادی_باور #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
در تازهترین موج از برخوردهای امنیتی با شهروندان بهائی در ایران، روز دوشنبه ۲۸ مهر ۱۴۰۴، منازل دستکم ۹ شهروند بهائی در شهرهای تهران، شیراز، سمنان، زاهدان و ساری مورد تفتیش نیروهای امنیتی قرار گرفت و ۷ نفر از آنان بازداشت شدند.
بازداشتشدگان عبارتند از: فهیم آگاهی، متین آگاهی، هنگامه شریفی (در تهران)، ادیب رحمانی (در ساری)، نگار میثاقیان و شکیب فرزان (در شیراز) و ارمغان عنایتی (در سمنان). بهطور همزمان منازل سامان اسلامی در زاهدان و آرونا کوثری در تهران نیز مورد تفتیش قرار گرفته است.
به گفته منابع مطلع، نیروهای امنیتی هنگام یورش به منازل این شهروندان اقدام به بازرسی کامل محل سکونت، ضبط وسایل الکترونیکی، کتابها و لوازم شخصی آنان کردهاند. برخی شاهدان عینی از فضای رعب و نگرانی در میان خانوادهها در زمان بازرسیها خبر دادهاند.
بر اساس گزارشها، نگار میثاقیان و محبوب حبیبی پس از بازداشت به بازداشتگاه اداره اطلاعات شیراز، موسوم به پلاک ۱۰۰، منتقل شدهاند. از محل نگهداری دیگر شهروندان بازداشتی تاکنون اطلاعی در دست نیست.
گزارشها حاکی است که نگار میثاقیان و محبوب حبیبی پیشتر نیز به دلیل باورهای دینی و فعالیتهای اجتماعی خود با برخوردهای قضایی مواجه شده بودند. همچنین ارمغان عنایتی و ادیب رحمانی پیشتر از ادامه تحصیل در دانشگاههای ایران به دلیل اعتقاداتشان محروم شدهاند.
این بازداشتها در حالی انجام میشود که طی ماههای گذشته نیز جامعه بهائی ایران با موجهای پیدرپی سرکوب، بازداشت، محرومیت اجتماعی و پلمب محلهای کسبوکار روبهرو بوده است. در بسیاری از موارد، نهادهای امنیتی و قضایی جمهوری اسلامی با اتهاماتی مبهم و تکراری مانند «تبلیغ علیه نظام»، «اقدام علیه امنیت کشور» و «تشکیل گروه غیرقانونی»، شهروندان بهائی را هدف قرار دادهاند.
در سایه این رویدادها، بار دیگر پرسشی بنیادی مطرح میشود:
آیا هیچ حکومتی حق دارد فردی را به خاطر باور، دین، یا بیدینیاش مجازات کند؟
#داستان_ما_یکیست #بهائیان_ایران #آزادی_باور #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
💔6🔥1💩1🙏1🤨1😡1
آیا دهان رهبر، دهان امام زمان است؟
وقتی حسنزاده آملی و بهجت به شخصیتپرستی دامن زدند!
پیام همراهان
حسنزاده آملی، که گاه «علامه» نیز خوانده میشود، درباره رهبر جمهوری اسلامی گفته بود:
«گوشتان به دهان رهبر باشد، چون ایشان گوششان به دهان حجتبنالحسن (عج) است.»
این جمله در ظاهر توصیهای مذهبی است، اما در عمق خود نمونهای روشن از تقدسسازی قدرت و تقویت کیش شخصیت است. وقتی سخن یک مرجع دینی چنین القا میکند که رهبر سیاسی نماینده امر الهی است، اطاعت از او نه فقط الزام سیاسی، بلکه واجب معنوی جلوه میکند. مرز میان احترام مشروع و اطاعت کورکورانه محو میشود.
آیتالله بهجت، از دیگر مراجع برجسته شیعه، نیز در مواردی سخنانی تمجیدی درباره رهبر گفته بود که به همین روند شخصیتپرستی دامن میزند. چنین اظهاراتی جایگاه مراجع و اعتبار دین را خدشهدار میکند و نشان میدهد که حتی بزرگترین شخصیتهای دینی میتوانند با سخنان خود، آزادی اندیشه و ایمان مستقل را محدود کنند.
این تقدسسازی در حالی است که رهبر جمهوری اسلامی در بیش از ۳۶ سال رهبری، در معرض اتهامات متعددی بوده است؛ از جمله صدور دستور برای کشتار و سرکوب معترضان و اتخاذ سیاستهایی که بر زندگی مردم تأثیر گسترده داشته است. پرسش این است که چگونه مراجع تقلید میتوانند در برابر این مسائل، سکوت کرده یا به تقدیس او بپردازند.
دین وقتی ابزار مشروعیت سیاسی شود، از حوزه وجدان و اخلاق فردی خارج میشود. بسیاری از زندانیان سیاسی، همچون ابوالفضل قدیانی، مصطفی تاجزاده و مهدی محمودیان و.... تنها جرمشان نقد رهبری است.
جامعه دینی باید مطالبهگر بوده و مراجع را پاسخگو کند و اجازه ندهد شخصیتپرستی از زبان مراجع و شخصیتهای دینی طرح شود. دینداران آگاه نیک میدانند که دین نباید ابزار قدرت شود و ایمان کورکورانه و ایدئولوژیک هرگز پذیرفته نیست و موجب خسران است.
#قدسی_سازی #مهدویت #مرجعیت_شیعه #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
آیا دهان رهبر، دهان امام زمان است؟
وقتی حسنزاده آملی و بهجت به شخصیتپرستی دامن زدند!
پیام همراهان
حسنزاده آملی، که گاه «علامه» نیز خوانده میشود، درباره رهبر جمهوری اسلامی گفته بود:
«گوشتان به دهان رهبر باشد، چون ایشان گوششان به دهان حجتبنالحسن (عج) است.»
این جمله در ظاهر توصیهای مذهبی است، اما در عمق خود نمونهای روشن از تقدسسازی قدرت و تقویت کیش شخصیت است. وقتی سخن یک مرجع دینی چنین القا میکند که رهبر سیاسی نماینده امر الهی است، اطاعت از او نه فقط الزام سیاسی، بلکه واجب معنوی جلوه میکند. مرز میان احترام مشروع و اطاعت کورکورانه محو میشود.
آیتالله بهجت، از دیگر مراجع برجسته شیعه، نیز در مواردی سخنانی تمجیدی درباره رهبر گفته بود که به همین روند شخصیتپرستی دامن میزند. چنین اظهاراتی جایگاه مراجع و اعتبار دین را خدشهدار میکند و نشان میدهد که حتی بزرگترین شخصیتهای دینی میتوانند با سخنان خود، آزادی اندیشه و ایمان مستقل را محدود کنند.
این تقدسسازی در حالی است که رهبر جمهوری اسلامی در بیش از ۳۶ سال رهبری، در معرض اتهامات متعددی بوده است؛ از جمله صدور دستور برای کشتار و سرکوب معترضان و اتخاذ سیاستهایی که بر زندگی مردم تأثیر گسترده داشته است. پرسش این است که چگونه مراجع تقلید میتوانند در برابر این مسائل، سکوت کرده یا به تقدیس او بپردازند.
دین وقتی ابزار مشروعیت سیاسی شود، از حوزه وجدان و اخلاق فردی خارج میشود. بسیاری از زندانیان سیاسی، همچون ابوالفضل قدیانی، مصطفی تاجزاده و مهدی محمودیان و.... تنها جرمشان نقد رهبری است.
جامعه دینی باید مطالبهگر بوده و مراجع را پاسخگو کند و اجازه ندهد شخصیتپرستی از زبان مراجع و شخصیتهای دینی طرح شود. دینداران آگاه نیک میدانند که دین نباید ابزار قدرت شود و ایمان کورکورانه و ایدئولوژیک هرگز پذیرفته نیست و موجب خسران است.
#قدسی_سازی #مهدویت #مرجعیت_شیعه #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍5💩4🤬2😱1
حاکمیت و بحران دائمی
تداوم وضعیت استثنایی در جمهوری اسلامی از منظر جورجو آگامبن
جورجو آگامبن، فیلسوف معاصر ایتالیایی، در ادامه اندیشههای فوکو و والتر بنیامین، مفهوم «وضعیت استثنایی» را بهعنوان یکی از سازوکارهای اصلی قدرت در جهان امروز تحلیل میکند.
از نظر او، حاکمان با اعلام شرایط اضطراری، قانون را موقتاً تعلیق میکنند تا از آن محافظت کنند، اما همین تعلیق موقتی بهتدریج به یک وضعیت دائمی بدل میشود.
در چنین ساختاری، قدرت سیاسی نه از قانون و رضایت عمومی، بلکه از استمرار بحران و اضطراب تغذیه میکند؛ شهروندان در ظاهر درون قانوناند، اما در عمل از حقوق حقیقی خویش تهی میشوند.
در جمهوری اسلامی ایران، از آغاز انقلاب تا امروز، حکومت بهطور مداوم خود را در وضعیت استثنایی بازتولید کرده است.
از «جنگ تحمیلی» تا «نفوذ فرهنگی»، از «فتنه» تا «جنگ نرم» و از «بحران حجاب» تا «تحریم اقتصادی»، گفتمان رسمی همواره بر وجود خطری عظیم و دشمنی دائمی تأکید کرده است.
این استمرار بحران، امکان تعلیق قانون، محدودسازی آزادیها و گسترش حوزههای نظارتی را فراهم آورده و مشروعیتی موقت اما همیشگی برای اقتدار سیاسی ایجاد کرده است.
در چنین شرایطی، همانگونه که آگامبن میگوید، «زندگی برهنه» جایگزین «زندگی سیاسی» میشود؛ یعنی انسانها صرفاً در مقام موجودات زیستی و قابل کنترل حضور دارند، نه در مقام شهروندانی با حق مشارکت. سیاست به مدیریت بدنها، پوشش، رفتار و حتی احساسات مردم تقلیل مییابد، و دولت در قالب زیستسیاستی فراگیر، تا عمق زندگی خصوصی نفوذ میکند.
بحران بهجای آنکه وضعیتی موقت باشد، به شیوۀ حکومتورزی بدل شده است.
در نتیجه، حکومت ایران را میتوان نمونهای گویا از آن دانست که چگونه «وضعیت استثنایی» به وضعیت عادی بدل میشود. در اینجا، استثنا قاعده است و بحران نه تهدیدی برای نظام، بلکه منبع تداوم آن است.
آگامبن در تحلیل خود هشدار میدهد که چنین جوامعی بهتدریج به اردوگاهی نامرئی تبدیل میشوند؛ جایی که مردم زندهاند، اما حضورشان از معنا و کنش سیاسی تهی شده است.
#جورجو_آگامبن #آگامبن #وضعیت_استثنایی #بحران #مشروعیت #حکومت_ایدئولوژیک #دیگرستیزی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
حاکمیت و بحران دائمی
تداوم وضعیت استثنایی در جمهوری اسلامی از منظر جورجو آگامبن
جورجو آگامبن، فیلسوف معاصر ایتالیایی، در ادامه اندیشههای فوکو و والتر بنیامین، مفهوم «وضعیت استثنایی» را بهعنوان یکی از سازوکارهای اصلی قدرت در جهان امروز تحلیل میکند.
از نظر او، حاکمان با اعلام شرایط اضطراری، قانون را موقتاً تعلیق میکنند تا از آن محافظت کنند، اما همین تعلیق موقتی بهتدریج به یک وضعیت دائمی بدل میشود.
در چنین ساختاری، قدرت سیاسی نه از قانون و رضایت عمومی، بلکه از استمرار بحران و اضطراب تغذیه میکند؛ شهروندان در ظاهر درون قانوناند، اما در عمل از حقوق حقیقی خویش تهی میشوند.
در جمهوری اسلامی ایران، از آغاز انقلاب تا امروز، حکومت بهطور مداوم خود را در وضعیت استثنایی بازتولید کرده است.
از «جنگ تحمیلی» تا «نفوذ فرهنگی»، از «فتنه» تا «جنگ نرم» و از «بحران حجاب» تا «تحریم اقتصادی»، گفتمان رسمی همواره بر وجود خطری عظیم و دشمنی دائمی تأکید کرده است.
این استمرار بحران، امکان تعلیق قانون، محدودسازی آزادیها و گسترش حوزههای نظارتی را فراهم آورده و مشروعیتی موقت اما همیشگی برای اقتدار سیاسی ایجاد کرده است.
در چنین شرایطی، همانگونه که آگامبن میگوید، «زندگی برهنه» جایگزین «زندگی سیاسی» میشود؛ یعنی انسانها صرفاً در مقام موجودات زیستی و قابل کنترل حضور دارند، نه در مقام شهروندانی با حق مشارکت. سیاست به مدیریت بدنها، پوشش، رفتار و حتی احساسات مردم تقلیل مییابد، و دولت در قالب زیستسیاستی فراگیر، تا عمق زندگی خصوصی نفوذ میکند.
بحران بهجای آنکه وضعیتی موقت باشد، به شیوۀ حکومتورزی بدل شده است.
در نتیجه، حکومت ایران را میتوان نمونهای گویا از آن دانست که چگونه «وضعیت استثنایی» به وضعیت عادی بدل میشود. در اینجا، استثنا قاعده است و بحران نه تهدیدی برای نظام، بلکه منبع تداوم آن است.
آگامبن در تحلیل خود هشدار میدهد که چنین جوامعی بهتدریج به اردوگاهی نامرئی تبدیل میشوند؛ جایی که مردم زندهاند، اما حضورشان از معنا و کنش سیاسی تهی شده است.
#جورجو_آگامبن #آگامبن #وضعیت_استثنایی #بحران #مشروعیت #حکومت_ایدئولوژیک #دیگرستیزی #گفتگو_توانا
@Dialogue1402
👍7💩1