Raindrops. – Telegram
کلمه « mamihlapinatapai » در کتاب گینس به عنوان سخت ترین معنی ثبت شده؛ یعنی نگاهی که دو نفر به یکدیگر می‌کنند هنگامی که انتظار دارند فرد مقابل حرف دلش را بزند اما هیچکدام حرفی نمی‌زنند.
وقتی آدما بهت دلیل میدن تا ازشون متنفر شی >>>>
Before I give up on anyone, I try and try and try until I'm done trying
ما اغلب در ذهن رنج می‌بریم، تا در واقعیت‌
ᅠᅠᅠ
Forwarded from Hidden Chat
عزیزترینم. نشد که با شاخه‌هایم تو را بغل کنم. برگ‌های ظریف و سبز رنگی که پرتو‌های خورشید را از خود عبور میدهند، پستی و بلندی‌های تنت را طی کنند، دور تا دورت ریشه بتنند و از بین تارهای خرمایی‌رنگ موهایت شکوفه‌هایشان را نمایان کنند.
نشد که از دلم تو را جدا کنم. انگار هرچه زمان بیشتری می‌گذشت، تو بودی که بیشتر و بیشتر دستان سبز مهرانگیزت را به دور من میپیچیدی.
ریشه‌هایت را در من رها کردی؛ خودت را در من جا گذاشتی و رفتی.
عزیزترینم. همه‌چیز آنقدر که فکر می‌کردی نگران‌کننده نبود. لازمه‌اش ماندن بود؛ کاری که تو از یاد بردی. کاری که شاید از ابتدا، تظاهر به انجام دادنش می‌کردی.
و برای رویاهای تو، این آخرین یادبود است.

– وهمِ سبز / برای آکوما
'میخواهم تو را بکشم اما چاقو را در سینه‌ی خود فرو میکنم، تو کشته خواهی شد یا من؟'
When tomorrow comes what’s left of me?!
Is this the road I have to take?
گاهی اوقات تنفری که در من نسبت به آدم‌ها شکل میگیره حتی خودمم میترسونه، تنها دیدن یه سایه از اون فرد کافیه تا رنگ نگاه و حالت چشمام تغییر کنه، درک از محیط اطرافم رو‌ از دست بدم و موجی از افکار تاریک و صداهای مبهم برای کنار زدن منطق، وجدان، احساسات و هرچیزی که انسان بودنمو حفظ میکنه توی ذهنم شکل بگیره و دیگه چیزی جز عذاب دادن اون فرد و یا حتی بدتر از اون رو نخوام، انگار که این من، از بین میره و یه من دیگه که حتی برای خودمم غریبست جاشو میگیره و کنترلم میکنه، گاهی تنفرم طوری شدت میگیره که شروع به اوق زدن هوای درون معدم میکنم. و هزاران احساس و حال و هوایی که قادر به توصیفشون نیستم، تنفر واقعا چیز خطرناکیه؛ منو وارد یه مرداب سیاه میکنه که خارج شدن ازش سخت‌ترین چیز ممکنه. پس، هیچوقت خودتون یا دیگرانو برای من به اون مرحله نرسونید
New chapter of life? Be kind to me
u're in my Dna I can't keep away no matter how hard I try, u're runnin through my veins sth I can't change.
هیچوقت تو برخورد اول، بدون اینکه شناختی از فرد مقابل، اخلاقش، ضمیرش و حساسیتاش داشته باشید از کلماتی مثل بیبی، لیدی، بچم، عسلم و... تو مکالمه استفاده نکنید. خیلی کرینجن و هیچ لزومی نداره که اینارو به کسایی که نمی‌شناسید نسبت بدید. شاید قصد شما خوب باشه، از روی مهربونی و عادت بگید اما به طرف مقابل حس بدی میده
You break your own heart by telling urself to give it another shot when you already know it's time to let go.
من کینه‌ ای نیستم، فقط حقایق رو یادم میمونه.
"you're so quite" I wish you were too.
𝖯𝗉𝗅 𝗌𝖺𝗒 𝗎 𝖿𝖺𝗅𝗅 𝗂𝗇 𝗅𝗈𝗏𝖾 𝖻𝗎𝗍 𝖿𝖺𝗅𝗅 𝗂𝗌 𝗌𝗎𝖼𝗁 𝖺 𝖻𝖺𝖽 𝗐𝗈𝗋𝖽 𝗐𝗁𝖾𝗇 𝗎 𝗍𝗁𝗂𝗇𝗄 𝖺𝖻𝗈𝗎𝗍 𝗂𝗍. 𝖥𝖺𝗅𝗅𝗌 𝖺𝗋𝖾 𝗇𝖾𝗏𝖾𝗋 𝗀𝗈𝗈𝖽. 𝖴 𝖿𝖺𝗅𝗅 𝗈𝗇 𝗍𝗁𝖾 𝗀𝗋𝗈𝗎𝗇𝖽, 𝗎 𝖿𝖺𝗅𝗅 𝖻𝖾𝗁𝗂𝗇𝖽, 𝗎 𝖿𝖺𝗅𝗅 𝖿𝗈𝗋 𝗎𝗋 𝖽𝖾𝖺𝗍𝗁. 𝖶𝗁𝗈𝖾𝗏𝖾𝗋 𝗐𝖺𝗌 𝗍𝗁𝖾 𝖿𝗂𝗋𝗌𝗍 𝗉𝖾𝗋𝗌𝗈𝗇 𝗍𝗈 𝗌𝖺𝗒 𝗍𝗁𝖾𝗒 𝖿𝖺𝗅𝗅 𝗂𝗇 𝗅𝗈𝗏𝖾 𝗆𝗎𝗌𝗍 𝗁𝖺𝗏𝖾 𝖺𝗅𝗋𝖾𝖺𝖽𝗒 𝖿𝖺𝗅𝗅𝖾𝗇 𝗈𝗎𝗍 𝗈𝖿 𝗂𝗍. 𝖮𝗍𝗁𝖾𝗋𝗐𝗂𝗌𝖾 𝗍𝗁𝖾𝗒'𝖽 𝗁𝖺𝗏𝖾 𝖼𝖺𝗅𝗅𝖾𝖽 𝗂𝗍 𝗌𝗍𝗁 𝗆𝗎𝖼𝗁 𝖻𝖾𝗍𝗍𝖾𝗋.
حوصلم سر میره چون با کسی حرف نمیزنم ، با کسی حرف نمیزنم چون حوصله ندارم
زمانی که در باران آمیخته و در درد غرق میشدم، او دور بود. فرشته‌ها با هر قدمی که به سمت امواج برمی‌داشتم برایم دعا میکردند اما چه فایده که او رفته بود؟ در آن زمان حتی اعماق تاریک اقیانوس نیز امن تر از ذهن و روشن‌تر از قلبم بود و من آن سکوت متروکه را به آشوب بی‌رحم درونم ترجیح می‌دادم.