Raindrops. – Telegram
Raindrops.
Palaye Royale – Redeemer
Can't you see that everyone is dying? The animals are crying? Religions are dividing. My eternal suffering.
'please you stay alive' Iran.
طرز تهیه کوکتل مولوتف:

1- یه بطری شیشه‌ای (مثل بطری نوشابه، دلستر یا آبلیمو) بردارید. توجه کنید بهتره دهانه بطری زیاد گشاد نباشه تا بستنش راحت‌تر باشه.

2- داخلش ژله سوختی ناپالم (اگر ندارید از مخلوط بنزین و روغن موتور / مخلوط بنزین و گازوییل) به طوری که کمی بیشتر از نصف بطری پر شه بریزید.

3- یک پارچه آغشته به بنزین یا گازوییل رو داخل بطری قرار بدید به طوری که درون مخلوط ناپالم قرار بگیره و مقداری ازش از دهانه بطری بیرون بزنه.

4- پارچه رو از وسط گره بزنید و با فشار درون دهانه بطری قرار بدید تا هنگام پرتاب کوکتل مولوتف، محتوای ماده سوختنی درونش به بیرون پرتاب نشه! یا از چوب پنبه برای محکم کردن در بطری استفاده کنید.

( محکم بستن در بطری با چوب پنبه یا گره سفت یکی از مهم‌ترین بخش‌های ساخت کوکتل مولوتفه تا هنگام پرتاب محتویات روی شخص پرتاب کننده ریخته نشه پس حتما دقت کنید!!)
رویایی از جنس بیداری؛ رویای تسکین این درد تکراری / 'ژن، ژیان، آزادی' شنبه، دو تیر
سرزمین عجایبه اینجا، دست‌هامو بگیر! آلیسم!
خونِ رگ‌هامو وام میگیرم تا همه ماجرا رو بنویسم. سرزمینِ عجایبه اینجا، باغیه از گُلای آدمخوار. مردمش تخمه میشکنن وقتِ رقصِ محکوم روی چوبه‌ دار!

سگا رو به گلوله میبندن، گرگایی که نشسته میشاشن
مَردهاش مثلِ کوه ایستادن، روی زن‌ها اسید میپاشن
مردمی که با آرزوهاشون غرق میشن تو قیمه‌ نذری
مثل یه مزرعه که گندم رو خواب میبینه توی بی بذری
دیگه فرقی نداره واسه کسی، مزه‌ قرصِ نون با قرصِ برنج. هنوزم میشه خوابِ راحت داشت توی عمقِ یه گورِ راحت و دنج.

زندگی اینجا سخته آلیسم! تو صفِ خودفروش‌‌ ها بودن، بینِ حلقه به گوش‌ ها بودن، گربه تو شهرِ موش‌‌ ها بودن. من هنوزم رو زخم‌ هام هستم، میگم از دخترای زنده به گور. رو این پرچمِ موافقِ باد، میمونم مثلِ وصله ای ناجور. تا همیشه بُزِ گَرِ گَلَمْ، تا ابد یه جذامی‌ ام اینجا شیشه شعرو برق میندازم، با غمِ تو نیازمندی‌‌ها. روی دیوارای فیسبوکم، چوب خط میکشه یه زندانی

مینویسم ولی به قول فروغ، با همین دست‌های سیمانی. همه بغض های ناگفتم، اشک میشن تو چشمای خیسم. سرزمینِ عجایبه اینجا، دستامو بگیر آلیسم، دستامو بگیر آلیسم..
بگو چگونه ما واندادیم، بگو که مُردیم و ایستادیم.
اشکی نمانده است، بغضی که بمب شد
یه جا نوشته بود "فردا روز مرگ ماست، قطره قطره جمع، وانگهی دریا می‌شویم"
امشب آبشار نیاگارا برای حمایت از ایرانی‌ها و به احترام مهسا امینی که بیست و دو سال سن داشت، بیست و دو دقیقه به رنگ پرچم ایران در اومد.
"دانشگاه رو تعطیل کردن چون نمیتونن تا فردا خون بچه ها رو بشورن" / "فردا اگر رفتی دانشگاه، حواست باشه رو خون بقیه لیز نخوری."
my body, my choice.