انقدر زدید تو سر مرد ایرانی که ذرهای اعتماد به نفس برای ما نموند. هی آدم اینور اونور ببینه مرد ایرانی فلان، مرد ایرانی بهمان. همه هم بهبه چهچه میکنن. کافی بود برعکس بود قضیه تا خرواری حرف بشنوه آدم. چجوری انقدر راحت حرف میزنید؟
یه بار دیدم یک مهاجر ایرانی در اینجا نوشته بود وقتی مهاجرت کردید خوشتیپترین پسرا کجایی بودن؟ بعد نوشته بود جواب ندید ایرانی که همهمون میدونیم اینجوری نیست اموجی خنده. چطوری انقدر راحت قضاوت میکنید آدما رو؟ خوندن این حرف انقدر اذیتم کرد که توی ذهنم حک شده.
میتونستی همون سوالت رو بپرسی بدون اینکه تمسخر کنی. اینکه خودتون رو بالاتر از بقیه میبینید واقعا آدم رو اذیت میکنه. این تمسخر بیحد و اندازه رو نمیدونم کجای دلم بذارم. نمیدونم از پشتوانه ثروت و راحتی زندگیتون میاد که به همه دستور میدید و نظر ارائه میکنید یا شعور کم.
برای من که توی دبستان و راهنمایی بولی شدم و هنوز اثراتش هست این حرفا اثر مخرب داره و باعث میشه اون خاطرات بد برام باز بالا بیاد. با این وضعی که داریم دست و پا میزنیم تا یه زندگی معمولی برای خودمون درست کنیم و بخوایم با وجود خاورمیانهای بودنمون ذرهای تو این جامعه حل شیم.
فقط و فقط از طرف خودی و غیر خودی طرد میشیم و این فشار روحی مهاجرت رو تو این اوضاع بدتر میکنه. کاملا این حق رو هم دارید که در مورد خوبیا و بدیا آدما صحبت کنید ولی اونم درست. نه اینکه با لحن تمسخر بیاید همه رو زیرپا بگیرید. اینجوری فقط نشون میده خودبرتربینی دارید.
هیچ کسی به شما تو زندگیش بدهکار نیست. میتونی دنبال هرچیزی یا هر آدمی باشی ولی اینکه بیای با اون تو سر بقیه بزنی کار درستی نیست. فکر اینکه یه آدمی رو به خاطر لباس پوشیدنش مسخره میکنید یا اینکه برند نمیپوشه تنم رو میلرزونه. ببخشید که به اندازه شما رفاه ندارن.
هیچ کسی بدش نمیاد خوب بخوره، خوب بپوشه، خوب سفر بره. آدما هرکدوم برای خودشون داستانی دارن. قشنگیش جایی میشه که در مورد مردا به راحتی حرف میزنید ولی کافیه یه حرف کوچیک زده بشه تا به یه آدم هزارتا حرف بچسبونید.
این مسئله مرد ایرانی یه چیزی شده هرکی میاد یه لگدی میزنه میره. هرکدوم از اینا یه خراش روی روحمون میاندازه و به نظرم کسی هم حرفی نمیزنه چون یا بد برداشت میشه یا برچسب ماسکولین چسبیده میشه. نمیدونم آیا کار درستی کردم اینارو نوشتم یا نه. داشت اذیتم میکرد واقعا. خودتون ببخشید.
رشته توییت از:
✒️ Soroush Karimi
یه بار دیدم یک مهاجر ایرانی در اینجا نوشته بود وقتی مهاجرت کردید خوشتیپترین پسرا کجایی بودن؟ بعد نوشته بود جواب ندید ایرانی که همهمون میدونیم اینجوری نیست اموجی خنده. چطوری انقدر راحت قضاوت میکنید آدما رو؟ خوندن این حرف انقدر اذیتم کرد که توی ذهنم حک شده.
میتونستی همون سوالت رو بپرسی بدون اینکه تمسخر کنی. اینکه خودتون رو بالاتر از بقیه میبینید واقعا آدم رو اذیت میکنه. این تمسخر بیحد و اندازه رو نمیدونم کجای دلم بذارم. نمیدونم از پشتوانه ثروت و راحتی زندگیتون میاد که به همه دستور میدید و نظر ارائه میکنید یا شعور کم.
برای من که توی دبستان و راهنمایی بولی شدم و هنوز اثراتش هست این حرفا اثر مخرب داره و باعث میشه اون خاطرات بد برام باز بالا بیاد. با این وضعی که داریم دست و پا میزنیم تا یه زندگی معمولی برای خودمون درست کنیم و بخوایم با وجود خاورمیانهای بودنمون ذرهای تو این جامعه حل شیم.
فقط و فقط از طرف خودی و غیر خودی طرد میشیم و این فشار روحی مهاجرت رو تو این اوضاع بدتر میکنه. کاملا این حق رو هم دارید که در مورد خوبیا و بدیا آدما صحبت کنید ولی اونم درست. نه اینکه با لحن تمسخر بیاید همه رو زیرپا بگیرید. اینجوری فقط نشون میده خودبرتربینی دارید.
هیچ کسی به شما تو زندگیش بدهکار نیست. میتونی دنبال هرچیزی یا هر آدمی باشی ولی اینکه بیای با اون تو سر بقیه بزنی کار درستی نیست. فکر اینکه یه آدمی رو به خاطر لباس پوشیدنش مسخره میکنید یا اینکه برند نمیپوشه تنم رو میلرزونه. ببخشید که به اندازه شما رفاه ندارن.
هیچ کسی بدش نمیاد خوب بخوره، خوب بپوشه، خوب سفر بره. آدما هرکدوم برای خودشون داستانی دارن. قشنگیش جایی میشه که در مورد مردا به راحتی حرف میزنید ولی کافیه یه حرف کوچیک زده بشه تا به یه آدم هزارتا حرف بچسبونید.
این مسئله مرد ایرانی یه چیزی شده هرکی میاد یه لگدی میزنه میره. هرکدوم از اینا یه خراش روی روحمون میاندازه و به نظرم کسی هم حرفی نمیزنه چون یا بد برداشت میشه یا برچسب ماسکولین چسبیده میشه. نمیدونم آیا کار درستی کردم اینارو نوشتم یا نه. داشت اذیتم میکرد واقعا. خودتون ببخشید.
رشته توییت از:
✒️ Soroush Karimi
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
The Mirror (1975) • Andrei Tarkovsky
The Feelings
The Mirror (1975) • Andrei Tarkovsky
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
زیباترین قاب تاریخ سینما.
The Mirror (1975) • Andrei Tarkovsky
The Mirror (1975) • Andrei Tarkovsky
The Feelings
Photo
در مورد آندرِی تارکوفسکی:
فیلمها اشتیاقی بی حد وحصر در ما برمی انگیزانند، اما گاهی پیش میآید که با دیدن برخی از فیلم هایی که در کارنامه کارگردان یا بازیگر مورد علاقهمان وجود دارند، به یکباره توی دلمان خالی شود. کسانی که طرفدار یک بازیگر، کارگردان یا ژانر خاصی در سینما هستند و میخواهند ته توی آنچه شیفتهشان کرده دربیاورند، معمولاً با این چالش روبرو می شوند که از کجا شروع کنند. و گاهی تنها چیزی که لازم دارند یک پیشنهاد درست و بجاست تا آنها را در مسیری بیاندازد که از یک آدم تازه وارد در عرصه ی سینما به یک خوره ی سینما تبدیل شوند که همه چیز را درباره علایق سینماییاش میداند و میشناسد…
در ادامه برای کسانی که اشعار سینمایی به یادماندنی آندره تارکوفسکی، رویابین روسی، ذهنشان را مشغول کرده و نمیدانند از کجا شروع کنند، پیشنهاداتی داریم که به آنها کمک خواهد کرد تا خودشان را در جهان خیالین این فیلمساز غرقه کنند. این شما و جهان خیالین آندره تارکوفسکی.
تارکوفسکی تنها 7 فیلم بلند در کارنامه کاریاش دارد، اما این کارگردان روسی به طور گسترده ای به عنوان یکی از استادان راستین سینما به شمار می آید. او پنج فیلم اول خود را در شوروی و دو فیلم آخرش را در ایتالیا و سوئد ساخت. او آثار اصلیاش را بین سالهای 1962 و 1986 ساخت. در نظرخواهی که سایت Sight & Sound درباره ی بهترین فیلمهای همه دورانها انجام داد، سه فیلم از این کارگردان در لیست 30 فیلم برتر به انتخاب منتقدان و کارگردانان دیده میشود، این سه فیلم عبارتند از: آینه (1975)، آندره روبلف (1966)، و استاکر (1979). اینگمار برگمان یکبار گفت: «از بین همه کارگردانها تارکوفسکی بهترینه. او آنقدر طبیعی در فضای رویاها حرکت میکنه که باور نکردنیه. او هیچ توضیحی نمیده. به هر حال درباره چه چیزی باید توضیح بده؟»
احترام و تکریمی که تارکوفسکی در ما برمیانگیزاند و ماهیت مبهم، موقر و بلند نظرانه آثارش عمیقاً تاثیر گذارند و موجب تحول میشوند. ممانعتهای بیرحمانه از سوی صاحب منصبان شوروی که فیلمهای او را نخبه گرایانه میدانستند بر تارکوفسکی اعمال میشد، و همین امر باعث شد او فیلمهای کمی بسازد. اما او هیچ وقت بینش و بصیرتاش را به خطر نیانداخت و در برابر مواضعاش کوتاه نیامد. او دیگر هیچ اصراری برای نشان دادن یک معنای عینی در فیلمهایش نداشت، به همین خاطر تماشاگران فیلمهای او خود را در معرض ریتمهای آهسته، نماهای بسیار بلند، جادوی اسرارآمیز تصاویر و صور خیال مییابند که به خاطر زیبایی نابشان به سختی با هم جفت وجور میشوند. مشهور است که تارکوفسکی فیلمسازی را «مجسمه سازی در زمان» میداند.
منبع: سایت bfi نویسنده Carmen Gray
فیلمها اشتیاقی بی حد وحصر در ما برمی انگیزانند، اما گاهی پیش میآید که با دیدن برخی از فیلم هایی که در کارنامه کارگردان یا بازیگر مورد علاقهمان وجود دارند، به یکباره توی دلمان خالی شود. کسانی که طرفدار یک بازیگر، کارگردان یا ژانر خاصی در سینما هستند و میخواهند ته توی آنچه شیفتهشان کرده دربیاورند، معمولاً با این چالش روبرو می شوند که از کجا شروع کنند. و گاهی تنها چیزی که لازم دارند یک پیشنهاد درست و بجاست تا آنها را در مسیری بیاندازد که از یک آدم تازه وارد در عرصه ی سینما به یک خوره ی سینما تبدیل شوند که همه چیز را درباره علایق سینماییاش میداند و میشناسد…
در ادامه برای کسانی که اشعار سینمایی به یادماندنی آندره تارکوفسکی، رویابین روسی، ذهنشان را مشغول کرده و نمیدانند از کجا شروع کنند، پیشنهاداتی داریم که به آنها کمک خواهد کرد تا خودشان را در جهان خیالین این فیلمساز غرقه کنند. این شما و جهان خیالین آندره تارکوفسکی.
تارکوفسکی تنها 7 فیلم بلند در کارنامه کاریاش دارد، اما این کارگردان روسی به طور گسترده ای به عنوان یکی از استادان راستین سینما به شمار می آید. او پنج فیلم اول خود را در شوروی و دو فیلم آخرش را در ایتالیا و سوئد ساخت. او آثار اصلیاش را بین سالهای 1962 و 1986 ساخت. در نظرخواهی که سایت Sight & Sound درباره ی بهترین فیلمهای همه دورانها انجام داد، سه فیلم از این کارگردان در لیست 30 فیلم برتر به انتخاب منتقدان و کارگردانان دیده میشود، این سه فیلم عبارتند از: آینه (1975)، آندره روبلف (1966)، و استاکر (1979). اینگمار برگمان یکبار گفت: «از بین همه کارگردانها تارکوفسکی بهترینه. او آنقدر طبیعی در فضای رویاها حرکت میکنه که باور نکردنیه. او هیچ توضیحی نمیده. به هر حال درباره چه چیزی باید توضیح بده؟»
احترام و تکریمی که تارکوفسکی در ما برمیانگیزاند و ماهیت مبهم، موقر و بلند نظرانه آثارش عمیقاً تاثیر گذارند و موجب تحول میشوند. ممانعتهای بیرحمانه از سوی صاحب منصبان شوروی که فیلمهای او را نخبه گرایانه میدانستند بر تارکوفسکی اعمال میشد، و همین امر باعث شد او فیلمهای کمی بسازد. اما او هیچ وقت بینش و بصیرتاش را به خطر نیانداخت و در برابر مواضعاش کوتاه نیامد. او دیگر هیچ اصراری برای نشان دادن یک معنای عینی در فیلمهایش نداشت، به همین خاطر تماشاگران فیلمهای او خود را در معرض ریتمهای آهسته، نماهای بسیار بلند، جادوی اسرارآمیز تصاویر و صور خیال مییابند که به خاطر زیبایی نابشان به سختی با هم جفت وجور میشوند. مشهور است که تارکوفسکی فیلمسازی را «مجسمه سازی در زمان» میداند.
منبع: سایت bfi نویسنده Carmen Gray
پولارویدهایی که آندرِی تارکوفسکی گرفته
از کتابِ
"Instant Light: Tarkovsky Polaroids and Sculpting in Time"
از کتابِ
"Instant Light: Tarkovsky Polaroids and Sculpting in Time"