درس 2
لغات 017 تا 020 از مجموعه 504 لغت اساسی انگلیسی
4 لغت اول، از درس دوم
Inhabit. Nump. Peril. Recline.
جهت شروع به تستزدن، ابتدا درس قبل و این دوازده لغت جدید رو فقط یک دور بخونیم و یادبگیریم، سپس در نظرسنجیهای هر درس شرکت کنیم.
بهتر است برای بالابردن آمار و دقیقتر شدن جواب صحیح، نظرسنجیها رو در دیگر گروههایمان بفرستیم. تا یادگیر هم فراگیرتر شود.
013
Corpse
جنازه ، جسد
014
Conceal
پنهان کردن ، پوشاندن
015
Dismal
غمگین
016
Frigid
خیلی سرد
017
Inhabit
ساکن شدن
018
Numb
بی حس
019
Peril
مخاطره ، خطر
020
Recline
تکیه کردن
021
Shriek
جیغ کشیدن
022
Sinister
شیطانی
023
Tempt
وسوسه
024
Wager
شرط بندی
اکثر گزینههای فرعی و نادرست از درسهای قبل آورده شده است، در جهت آسانتر شدن یادگیری، در این دوران قرنطینه، درسها و تستها رو به ترتیب انجام دهیم.
@English504Coding
لغات 017 تا 020 از مجموعه 504 لغت اساسی انگلیسی
4 لغت اول، از درس دوم
Inhabit. Nump. Peril. Recline.
جهت شروع به تستزدن، ابتدا درس قبل و این دوازده لغت جدید رو فقط یک دور بخونیم و یادبگیریم، سپس در نظرسنجیهای هر درس شرکت کنیم.
بهتر است برای بالابردن آمار و دقیقتر شدن جواب صحیح، نظرسنجیها رو در دیگر گروههایمان بفرستیم. تا یادگیر هم فراگیرتر شود.
013
Corpse
جنازه ، جسد
014
Conceal
پنهان کردن ، پوشاندن
015
Dismal
غمگین
016
Frigid
خیلی سرد
017
Inhabit
ساکن شدن
018
Numb
بی حس
019
Peril
مخاطره ، خطر
020
Recline
تکیه کردن
021
Shriek
جیغ کشیدن
022
Sinister
شیطانی
023
Tempt
وسوسه
024
Wager
شرط بندی
اکثر گزینههای فرعی و نادرست از درسهای قبل آورده شده است، در جهت آسانتر شدن یادگیری، در این دوران قرنطینه، درسها و تستها رو به ترتیب انجام دهیم.
@English504Coding
Live in
کدینگ:
ما " habit) عادت) "نداریم توي تهران "سکونت" کنیم
معنی:
سکونت داشتن، ساکن بودن، اقامت داشتن
مثال:
Eskimos inhabit the frigid part of Alaska
اسکیموها در منطقه بسیار سرد آلاسکا ساکن هستند
@English504Coding
کدینگ:
ما " habit) عادت) "نداریم توي تهران "سکونت" کنیم
معنی:
سکونت داشتن، ساکن بودن، اقامت داشتن
مثال:
Eskimos inhabit the frigid part of Alaska
اسکیموها در منطقه بسیار سرد آلاسکا ساکن هستند
@English504Coding
Without the power numb of feeling
کدینگ:
اینقدر " Number " شمرد که زبونش "بی حس" شد.
معنی:
بی حس، کرخت
مثال:
When the nurse stuck a pin in my numb leg, I felt nothing
هنگامی که پرستار سوزن رو در پاي بی حسم فرو کرد، چیزي حس نکردم.
@English504Coding
کدینگ:
اینقدر " Number " شمرد که زبونش "بی حس" شد.
معنی:
بی حس، کرخت
مثال:
When the nurse stuck a pin in my numb leg, I felt nothing
هنگامی که پرستار سوزن رو در پاي بی حسم فرو کرد، چیزي حس نکردم.
@English504Coding
Danger
کدینگ:
خر "پرین" یادتونه اسمش پاریکال بود؟ خیلی "خطرناك" بود
معنی:
خطر، خطرناك
مثال:
There is great peril in trying to climb the mountain
خطر بزرگی در تلاش براي بالا رفتن از کوه وجود دارد.
@English504Coding
کدینگ:
خر "پرین" یادتونه اسمش پاریکال بود؟ خیلی "خطرناك" بود
معنی:
خطر، خطرناك
مثال:
There is great peril in trying to climb the mountain
خطر بزرگی در تلاش براي بالا رفتن از کوه وجود دارد.
@English504Coding
Lie down, stretch out, lean back
کدینگ:
"دراز کشیدن" روي " Line " هواپیما کار احمقانه اي ست.
معنی:
دراز کشیدن، لم دادن ، تکیه دادن
مثال:
Masoud likes to recline in front of television set
مسعود دوست داره جلوي تلویزیون دراز بکشه.
@English504Coding
کدینگ:
"دراز کشیدن" روي " Line " هواپیما کار احمقانه اي ست.
معنی:
دراز کشیدن، لم دادن ، تکیه دادن
مثال:
Masoud likes to recline in front of television set
مسعود دوست داره جلوي تلویزیون دراز بکشه.
@English504Coding
🔥1
Inhabit
Anonymous Poll
2%
خالی
0%
تیز، زیرک
1%
پنهان کردن، پوشاندن
97%
ساکن شدن
0%
مرد مجرد
0%
غمگین
🔥1
👍2🔥1
👍1🔥1
🔥1
Recline
Anonymous Poll
4%
بی نوایی
1%
ساکن شدن
5%
مخاطره ، خطر
4%
ترک کردن ، رها کردن
5%
بی حس
81%
تکیه کردن