Live in
کدینگ:
ما " habit) عادت) "نداریم توي تهران "سکونت" کنیم
معنی:
سکونت داشتن، ساکن بودن، اقامت داشتن
مثال:
Eskimos inhabit the frigid part of Alaska
اسکیموها در منطقه بسیار سرد آلاسکا ساکن هستند
@English504Coding
کدینگ:
ما " habit) عادت) "نداریم توي تهران "سکونت" کنیم
معنی:
سکونت داشتن، ساکن بودن، اقامت داشتن
مثال:
Eskimos inhabit the frigid part of Alaska
اسکیموها در منطقه بسیار سرد آلاسکا ساکن هستند
@English504Coding
Without the power numb of feeling
کدینگ:
اینقدر " Number " شمرد که زبونش "بی حس" شد.
معنی:
بی حس، کرخت
مثال:
When the nurse stuck a pin in my numb leg, I felt nothing
هنگامی که پرستار سوزن رو در پاي بی حسم فرو کرد، چیزي حس نکردم.
@English504Coding
کدینگ:
اینقدر " Number " شمرد که زبونش "بی حس" شد.
معنی:
بی حس، کرخت
مثال:
When the nurse stuck a pin in my numb leg, I felt nothing
هنگامی که پرستار سوزن رو در پاي بی حسم فرو کرد، چیزي حس نکردم.
@English504Coding
Danger
کدینگ:
خر "پرین" یادتونه اسمش پاریکال بود؟ خیلی "خطرناك" بود
معنی:
خطر، خطرناك
مثال:
There is great peril in trying to climb the mountain
خطر بزرگی در تلاش براي بالا رفتن از کوه وجود دارد.
@English504Coding
کدینگ:
خر "پرین" یادتونه اسمش پاریکال بود؟ خیلی "خطرناك" بود
معنی:
خطر، خطرناك
مثال:
There is great peril in trying to climb the mountain
خطر بزرگی در تلاش براي بالا رفتن از کوه وجود دارد.
@English504Coding
Lie down, stretch out, lean back
کدینگ:
"دراز کشیدن" روي " Line " هواپیما کار احمقانه اي ست.
معنی:
دراز کشیدن، لم دادن ، تکیه دادن
مثال:
Masoud likes to recline in front of television set
مسعود دوست داره جلوي تلویزیون دراز بکشه.
@English504Coding
کدینگ:
"دراز کشیدن" روي " Line " هواپیما کار احمقانه اي ست.
معنی:
دراز کشیدن، لم دادن ، تکیه دادن
مثال:
Masoud likes to recline in front of television set
مسعود دوست داره جلوي تلویزیون دراز بکشه.
@English504Coding
🔥1
Inhabit
Anonymous Poll
2%
خالی
0%
تیز، زیرک
1%
پنهان کردن، پوشاندن
97%
ساکن شدن
0%
مرد مجرد
0%
غمگین
🔥1
👍2🔥1
👍1🔥1
🔥1
Recline
Anonymous Poll
4%
بی نوایی
1%
ساکن شدن
5%
مخاطره ، خطر
4%
ترک کردن ، رها کردن
5%
بی حس
81%
تکیه کردن
🔥1
Peril
Anonymous Poll
1%
بی حس
95%
مخاطره ، خطر
1%
حسود
2%
پنهان کردن ، پوشاندن
0%
مرد مجرد
2%
شرط بندی
🔥1