Usual, of a kind
کدینگ:
"تیپش" خیلی "عادي و معمولی" بود
معنی:
عادي، معمولی، خاص
مثال:
It was typical of the latecomer to conceal the real cause of his lateness
براي کسی که دیر می کرد عادي بود که دلیل واقعی تاخیرش را پنهان کند
@English504Coding
کدینگ:
"تیپش" خیلی "عادي و معمولی" بود
معنی:
عادي، معمولی، خاص
مثال:
It was typical of the latecomer to conceal the real cause of his lateness
براي کسی که دیر می کرد عادي بود که دلیل واقعی تاخیرش را پنهان کند
@English504Coding
The least possible amount, the lowest amount
معنی:
کمترین
مثال:
The minimum charge for a telephone, even if no calls made, is about
30$ a month
کمترین هزینه براي تلفن حتی اگر شماره اي گرفته نشود، تقریبا 30دلار در ماه است
@English504Coding
معنی:
کمترین
مثال:
The minimum charge for a telephone, even if no calls made, is about
30$ a month
کمترین هزینه براي تلفن حتی اگر شماره اي گرفته نشود، تقریبا 30دلار در ماه است
@English504Coding
Hard to get, rare
کدینگ:
سري " s –Car " بنز در ایران خیلی "کمیاب" هست.
معنی:
کمیاب، نادر، کم
مثال:
Because there is little moisture in the desert, trees are scarce.
به دلیل مجود رطوبت کم در بیابان، (در آنجا) درخت کم است.
@English504Coding
کدینگ:
سري " s –Car " بنز در ایران خیلی "کمیاب" هست.
معنی:
کمیاب، نادر، کم
مثال:
Because there is little moisture in the desert, trees are scarce.
به دلیل مجود رطوبت کم در بیابان، (در آنجا) درخت کم است.
@English504Coding
Once a year, something that appears yearly
کدینگ:
خانم "آنا" " سالیانه" به مسافرت می رود.
معنی:
سالانه، سالیانه
مثال:
The annual convention of musicians takes place in Hollywood
همایش سالانه موسیقی دانان در هالیوود صورت می گیرد.
@English504Coding
کدینگ:
خانم "آنا" " سالیانه" به مسافرت می رود.
معنی:
سالانه، سالیانه
مثال:
The annual convention of musicians takes place in Hollywood
همایش سالانه موسیقی دانان در هالیوود صورت می گیرد.
@English504Coding
👍1🔥1
🔥1
Typical
Anonymous Poll
95%
نمونه، معمولی
1%
متقاعد کردن
1%
شرطبندی
3%
حسود
0%
تکیه کردن
0%
خیلی سرد
🔥1
🔥1
Minimum
Anonymous Poll
95%
حداقل
1%
شجاع
1%
جنازه، جسد
2%
سالی یکبار، سالانه
1%
تدبیر
0%
واجد شرایط شدن
🔥1
🔥1
Typical
Anonymous Poll
2%
مخلوط کردن
1%
جنازه، جسد
92%
نمونه، معمولی
3%
متقاعد کردن
1%
مخاطره، خطر
0%
بی نوایی
🔥1