Once a year, something that appears yearly
کدینگ:
خانم "آنا" " سالیانه" به مسافرت می رود.
معنی:
سالانه، سالیانه
مثال:
The annual convention of musicians takes place in Hollywood
همایش سالانه موسیقی دانان در هالیوود صورت می گیرد.
@English504Coding
کدینگ:
خانم "آنا" " سالیانه" به مسافرت می رود.
معنی:
سالانه، سالیانه
مثال:
The annual convention of musicians takes place in Hollywood
همایش سالانه موسیقی دانان در هالیوود صورت می گیرد.
@English504Coding
👍1🔥1
🔥1
Typical
Anonymous Poll
95%
نمونه، معمولی
1%
متقاعد کردن
1%
شرطبندی
3%
حسود
0%
تکیه کردن
0%
خیلی سرد
🔥1
🔥1
Minimum
Anonymous Poll
95%
حداقل
1%
شجاع
1%
جنازه، جسد
2%
سالی یکبار، سالانه
1%
تدبیر
0%
واجد شرایط شدن
🔥1
🔥1
Typical
Anonymous Poll
2%
مخلوط کردن
1%
جنازه، جسد
92%
نمونه، معمولی
3%
متقاعد کردن
1%
مخاطره، خطر
0%
بی نوایی
🔥1
👍2
🔥1