Forwarded from زبان انگلیسی با ارشنیا نیا
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
https://news.1rj.ru/str/RezaArashniaClub
https://news.1rj.ru/str/RezaArashniaClub
۵۰ درصد تخفیف ویژه برای بسته جامع 🔥
فقط برای ۴ روز
نام و شماره تماستون رو ارسال کنید 👇🏻
T.me/Reza_Arashnia_admin
https://news.1rj.ru/str/RezaArashniaClub
۵۰ درصد تخفیف ویژه برای بسته جامع 🔥
فقط برای ۴ روز
نام و شماره تماستون رو ارسال کنید 👇🏻
T.me/Reza_Arashnia_admin
504 واژه ضروری
( درس سوم )
چهار لغت دوم
029
Persuade
متقاعد کردن
030
Essential
ضروری
031
Blend
مخلوط کردن
032
Visible
آشکار
@English504Coding
( درس سوم )
چهار لغت دوم
029
Persuade
متقاعد کردن
030
Essential
ضروری
031
Blend
مخلوط کردن
032
Visible
آشکار
@English504Coding
Make a willing, win over to do or believe
کدینگ:
"پرس و جو "در مورد پسره منو "قانع کرد" که دخترم رو بهش بدم
معنی:
قانع کردن، متقاعد کردن، راضی کردن
مثال:
Can you persuade him to give up his bachelor days and get married?
آیا میتونید او را راضی کنید تا دست از دوران مجردي اش بردارد و ازدواج کند؟
@English504Coding
کدینگ:
"پرس و جو "در مورد پسره منو "قانع کرد" که دخترم رو بهش بدم
معنی:
قانع کردن، متقاعد کردن، راضی کردن
مثال:
Can you persuade him to give up his bachelor days and get married?
آیا میتونید او را راضی کنید تا دست از دوران مجردي اش بردارد و ازدواج کند؟
@English504Coding
Necessary, very important
کدینگ:
"اصن" پوشیدن "شال" براي خانم ها توي ایران "ضروریه"
معنی:
ضروري، لازم، واجب، مهم، حیاتی
مثال:
The essential items in the cake are flour, sugar, and shortening
اقلام ضروري در کیک آرد، شکر و روغن شیرینی پزي هستند.
@English504Coding
کدینگ:
"اصن" پوشیدن "شال" براي خانم ها توي ایران "ضروریه"
معنی:
ضروري، لازم، واجب، مهم، حیاتی
مثال:
The essential items in the cake are flour, sugar, and shortening
اقلام ضروري در کیک آرد، شکر و روغن شیرینی پزي هستند.
@English504Coding
Mix together thoroughly, a mixture
کدینگ:
از موي "بلوند" خوشم میاد وقتی با مشکی "مخلوط" میشه
معنی:
مخلوط، مخلوط کردن، آمیختن
مثال:
The colors of rainbow blend into one another
رنگ هاي رنگین کمان در یکدیگر مخلوط می شوند.
@English504Coding
کدینگ:
از موي "بلوند" خوشم میاد وقتی با مشکی "مخلوط" میشه
معنی:
مخلوط، مخلوط کردن، آمیختن
مثال:
The colors of rainbow blend into one another
رنگ هاي رنگین کمان در یکدیگر مخلوط می شوند.
@English504Coding
Able to be seen
کدینگ:
براي "ویزیت بل"، مخترع تلفن، باید بمیري تا توي اون دنیا اون برات "نمایان بشه"
معنی:
قابل رویت، نمایان، مرئی
مثال:
The ship was barely visible through the dense fog
کشتی به سختی از میان مه غلیظ قابل رویت بود.
@English504Coding
کدینگ:
براي "ویزیت بل"، مخترع تلفن، باید بمیري تا توي اون دنیا اون برات "نمایان بشه"
معنی:
قابل رویت، نمایان، مرئی
مثال:
The ship was barely visible through the dense fog
کشتی به سختی از میان مه غلیظ قابل رویت بود.
@English504Coding
Persuade
Anonymous Poll
1%
سالی یکبار ، سالانه
0%
ساکن شدن
0%
شیطانی
2%
شجاع
97%
متقاعد کردن
0%
واجد شرایط شدن
👍1