❄️ «پیش از شروع بارندگی ها به فکرجلوگیری از افزایش کدورت و آلودگی دو چشمه تأمین کننده آب شرب مردم شهرستان دره شهر و بخش ها و دهستانها روستاها باشیم »💦
با توجه به دغدغه ها و مشکلاتی که هر سال با شروع بارندگی ها برای دو چشمه تأمین کننده آب شرب (سراب دره شهر، سیکان)در شهرستان دره شهر بوجود می آید، موجب افزایش کدورت آب در این چشمه ها می شود ، در مورد دلایل افزایش کدورت آب این چشمه ها و دیگر چشمه های آب در شهرستان های مجاور حوضه آبخیز کبیرکوه( بدره،آبدانان،ماژین،میمه و …..) مطالبی خدمت علاقمندان این حوزه ،همراه با راهکار ارائه می گردد.
💠-اول این که جنس چشمه های آب کبیر کوه چشمه آب سراب دره شهر و سیکان دیگر چشمه ها در سایر شهرستانهای مجاور از نوع کارست می باشد. در مورد این نوع چشمه ها آنچه که باید مد نظر قرار گیرد این است که این چشمه ها حاصل فرایند یک سیستم کارستی می باشند که نتیجه نفوذ آب مخازن بزرگتر زیرزمینی در یک مخزن کوچکتر و در نهایت خروج آن از چشمه می گردد.آب این نوع چشمه عمدتاً از نزولات آسمانی برف و باران در طول سال آبی تأمین می شود( جلوگیری از تغییر هر نوع کاربری جز آبخیزی داری، ممنوعیت چرای دام ، قرق حوزه، انجام فعالیت آبخیز داری با اولویت حفاظت از پوشش گیاهی،….).
💠-دوم برای افزایش نفوذ پذیری و جلو گیری از هدر رفت نزولات باید حوضه آبخیز بالادست چشمه آب رودخانه های سراب دره شهر وسیکان که تنها تأمین کننده آب شرب و کشاورزی شهرستان ودهستانها و روستاهای مجاور کبیر می باشند،در دستور کار مدیریت خردمندانه نهادهای بهره بردار وناظر آب رودخانه قرار گیرد.در مورد مدیریت یک پارچه و پیوسته حوضه های آبخیز که در برگیرنده مجموعه ای از کنش های مرتبط با هم و هماهنگ می باشد از جمله می توان به #حفاظت و احیای #پوشش گیاهی بومی و #سازگار با محیط، بدون جابهجایی مصنوعی آب اشاره نمود. #_هماهنگی و چند جانبه نگری همه فعالیت های انسانی در بالادست چشمه های آب، نباید در تضاد با زیست بوم باشد، و تاثیری منفی و ویران کننده بر پایین دست بگذارد، #_سازگاری با طبیعت از مهمترین نکات کلیدی در مدیریت یک پارچه حوضه آبخیز بسیار مهم و حیاتی کبیر کوه می باشد. فعالیت های انجام شده در طول چند دهه نشان می دهد آبخیزداری با آبراهه داری جایگزین شده است.شیوه مکانیکی و سازه ای در آبخیزداری، عملاً اثر منفی و بازدارنده ای بر فعالیت های تکتونیکی و (هیدرو-ژئولوژیک) بر جای می گذارد و موجب برهم زدن تعادل اکولوژیک میشود که بالادست را ناپایدار می سازد، در پایین دست نیز موجب خشک شدن چشمه های تأمین کننده آب رودخانه ها می شود…...
با ارائه این مختصر توضیحات تنها راهکارعلمی برای جلوگیری از افزایش کدورت آب چشمه های کبیر کوه در دو طرف این کوه با سخاوت مهمترین حوضه آبخیز استان ایلام ، در دستورکار قرار گرفتن #_حفاظت از پوشش های گیاهی آن اعم ازعلفی، بوته ای، درختچه ای، درختی و #_جلوگیری از حضور رمه گرانی، حتی برای اسکان موقت دردو طرف شمال و جنوب حوضه آبخیز کبیرکوه بخصوص ارتفاعات، قرق و زمینه سازی برای احیای پوشش گیاهی تخریب شده آن می باشد. این کار خیلی کم هزینه فقط نیاز به باور و تغییر نوع نگرش متولیان دارد این مهم را برای مشارکت و افزایش حساسیت مردم برای داشتن آب سالم تبیین نمایند تا پیش از بارندگی ها موانع و محدودیت هایی که تا کنونایجاد مشکل نموده است با مشارکت و ایفای نقش نهادهای ناظر بر فعالیت دیگر نهادهای بهره بردار آنها را برطرف نمایند!!!!!!!
متولیان بخش های مختلف مدیریت شهرستان دره شهر ضرورت دارد هر کدام درحوزه فعالیت خود به صراحت واقعیت ها و موانعی و کارشکنی هایی که تا کنون موجب افزایش کدورت آب شرب شهرستان دره شهر شده با مردم در میان بگذارند. چرا تا کنون برنامه ی مدون برای مدیریت دو چشمه حیاتی تأمین کننده آب شرب مردم در دستور کار قرار نگرفته است، علی رغم این که سال ها در این زمینه مطالبه گری و روشنگریهای زیادی نیز صورت گرفته است. امیدواریم همه مردم بویژه متولیان سلامت و بهداشت، به همراه دیگر کنشگران اندیشمند کمک کنندتا #نهادهای بهره بردار و ناظر که وظیفه اصلی حفاظت و مدیریت از حوضه آبخیزکبیر کوه دارند حداقل #_بالادست دو چشمه تأمین کننده آب شرب (سیکان و سراب دره شهر) در دستور کار حفاظت و قرق قرار دهند. تا هم شاهد افزایش دبی چشمه #سیکان #_سراب دره شهر دیگر چشمه های آب در سایر شهرستانها و هم مشکل کدورت دیگر تهدیدهای منابع آب برای همیشه در شهرستان های مجاور حوضه آبخیز کبیر کوه برطرف گردد. در این زمینه چون حوضه آبخیز کبیر مشترک بین چند شهرستان است نشستی با حضور دیگر کنشگران با فرماندارمحترم شهرستان دره شهر پیشنهادکمیته صیانت از حوضه آبخیز کبیر کوه با حضور فرمانداران دیگر شهرستانها ارائه امیدواریم منتج به عمل گردد.
#_ «محمد فیضی»
با توجه به دغدغه ها و مشکلاتی که هر سال با شروع بارندگی ها برای دو چشمه تأمین کننده آب شرب (سراب دره شهر، سیکان)در شهرستان دره شهر بوجود می آید، موجب افزایش کدورت آب در این چشمه ها می شود ، در مورد دلایل افزایش کدورت آب این چشمه ها و دیگر چشمه های آب در شهرستان های مجاور حوضه آبخیز کبیرکوه( بدره،آبدانان،ماژین،میمه و …..) مطالبی خدمت علاقمندان این حوزه ،همراه با راهکار ارائه می گردد.
💠-اول این که جنس چشمه های آب کبیر کوه چشمه آب سراب دره شهر و سیکان دیگر چشمه ها در سایر شهرستانهای مجاور از نوع کارست می باشد. در مورد این نوع چشمه ها آنچه که باید مد نظر قرار گیرد این است که این چشمه ها حاصل فرایند یک سیستم کارستی می باشند که نتیجه نفوذ آب مخازن بزرگتر زیرزمینی در یک مخزن کوچکتر و در نهایت خروج آن از چشمه می گردد.آب این نوع چشمه عمدتاً از نزولات آسمانی برف و باران در طول سال آبی تأمین می شود( جلوگیری از تغییر هر نوع کاربری جز آبخیزی داری، ممنوعیت چرای دام ، قرق حوزه، انجام فعالیت آبخیز داری با اولویت حفاظت از پوشش گیاهی،….).
💠-دوم برای افزایش نفوذ پذیری و جلو گیری از هدر رفت نزولات باید حوضه آبخیز بالادست چشمه آب رودخانه های سراب دره شهر وسیکان که تنها تأمین کننده آب شرب و کشاورزی شهرستان ودهستانها و روستاهای مجاور کبیر می باشند،در دستور کار مدیریت خردمندانه نهادهای بهره بردار وناظر آب رودخانه قرار گیرد.در مورد مدیریت یک پارچه و پیوسته حوضه های آبخیز که در برگیرنده مجموعه ای از کنش های مرتبط با هم و هماهنگ می باشد از جمله می توان به #حفاظت و احیای #پوشش گیاهی بومی و #سازگار با محیط، بدون جابهجایی مصنوعی آب اشاره نمود. #_هماهنگی و چند جانبه نگری همه فعالیت های انسانی در بالادست چشمه های آب، نباید در تضاد با زیست بوم باشد، و تاثیری منفی و ویران کننده بر پایین دست بگذارد، #_سازگاری با طبیعت از مهمترین نکات کلیدی در مدیریت یک پارچه حوضه آبخیز بسیار مهم و حیاتی کبیر کوه می باشد. فعالیت های انجام شده در طول چند دهه نشان می دهد آبخیزداری با آبراهه داری جایگزین شده است.شیوه مکانیکی و سازه ای در آبخیزداری، عملاً اثر منفی و بازدارنده ای بر فعالیت های تکتونیکی و (هیدرو-ژئولوژیک) بر جای می گذارد و موجب برهم زدن تعادل اکولوژیک میشود که بالادست را ناپایدار می سازد، در پایین دست نیز موجب خشک شدن چشمه های تأمین کننده آب رودخانه ها می شود…...
با ارائه این مختصر توضیحات تنها راهکارعلمی برای جلوگیری از افزایش کدورت آب چشمه های کبیر کوه در دو طرف این کوه با سخاوت مهمترین حوضه آبخیز استان ایلام ، در دستورکار قرار گرفتن #_حفاظت از پوشش های گیاهی آن اعم ازعلفی، بوته ای، درختچه ای، درختی و #_جلوگیری از حضور رمه گرانی، حتی برای اسکان موقت دردو طرف شمال و جنوب حوضه آبخیز کبیرکوه بخصوص ارتفاعات، قرق و زمینه سازی برای احیای پوشش گیاهی تخریب شده آن می باشد. این کار خیلی کم هزینه فقط نیاز به باور و تغییر نوع نگرش متولیان دارد این مهم را برای مشارکت و افزایش حساسیت مردم برای داشتن آب سالم تبیین نمایند تا پیش از بارندگی ها موانع و محدودیت هایی که تا کنونایجاد مشکل نموده است با مشارکت و ایفای نقش نهادهای ناظر بر فعالیت دیگر نهادهای بهره بردار آنها را برطرف نمایند!!!!!!!
متولیان بخش های مختلف مدیریت شهرستان دره شهر ضرورت دارد هر کدام درحوزه فعالیت خود به صراحت واقعیت ها و موانعی و کارشکنی هایی که تا کنون موجب افزایش کدورت آب شرب شهرستان دره شهر شده با مردم در میان بگذارند. چرا تا کنون برنامه ی مدون برای مدیریت دو چشمه حیاتی تأمین کننده آب شرب مردم در دستور کار قرار نگرفته است، علی رغم این که سال ها در این زمینه مطالبه گری و روشنگریهای زیادی نیز صورت گرفته است. امیدواریم همه مردم بویژه متولیان سلامت و بهداشت، به همراه دیگر کنشگران اندیشمند کمک کنندتا #نهادهای بهره بردار و ناظر که وظیفه اصلی حفاظت و مدیریت از حوضه آبخیزکبیر کوه دارند حداقل #_بالادست دو چشمه تأمین کننده آب شرب (سیکان و سراب دره شهر) در دستور کار حفاظت و قرق قرار دهند. تا هم شاهد افزایش دبی چشمه #سیکان #_سراب دره شهر دیگر چشمه های آب در سایر شهرستانها و هم مشکل کدورت دیگر تهدیدهای منابع آب برای همیشه در شهرستان های مجاور حوضه آبخیز کبیر کوه برطرف گردد. در این زمینه چون حوضه آبخیز کبیر مشترک بین چند شهرستان است نشستی با حضور دیگر کنشگران با فرماندارمحترم شهرستان دره شهر پیشنهادکمیته صیانت از حوضه آبخیز کبیر کوه با حضور فرمانداران دیگر شهرستانها ارائه امیدواریم منتج به عمل گردد.
#_ «محمد فیضی»
ضرورت مداخله صلحیاران در پیشگیری از تنش اجتماعی ناشی از تغییر اقلیم
🔷-دانشآموخته دکترای محیط زیست گفت: در شرایطی که بحرانهای زیستمحیطی همچون خشکسالی، گردوغبار و تخریب منابع طبیعی ادامه دارد، نقش صلحیاران در آموزش، میانجیگری و پیشگیری از تنشهای اجتماعی ناشی از ادامه محدودیتهای شرایط اقلیمی، حیاتی است.
ادامه این گفتگو در لینک زیر👇🏻👇🏻👇🏻👇🏻
isna.ir/xdVrtz
@isnailam24
🔷-دانشآموخته دکترای محیط زیست گفت: در شرایطی که بحرانهای زیستمحیطی همچون خشکسالی، گردوغبار و تخریب منابع طبیعی ادامه دارد، نقش صلحیاران در آموزش، میانجیگری و پیشگیری از تنشهای اجتماعی ناشی از ادامه محدودیتهای شرایط اقلیمی، حیاتی است.
ادامه این گفتگو در لینک زیر👇🏻👇🏻👇🏻👇🏻
isna.ir/xdVrtz
@isnailam24
مهربانی مهمترین اصل انسانیت است
اگر کسی از من کمکی بخواهدبه این معنی است که،من هنوز بر روی زمین ارزش دارم.
«پائولو_کوئیلو»
۱۳ نوامبر ـ ۲۲ آبان
روز جهانی #_مهربانی ـ World Kindness Day
در سال ۱۹۹۸ #_روز_جهانی_مهربانی توسط جنبش جهانی مهربانی ـ World Kindness Movement متشکل از سازمانهای غیر دولتیِ مهربانی ملل معرفی شد.گهوارهی زمین ما به دستانی برای مهربانی آنچنان نیازمند است تا عطش عشق و گرسنگی محبتش را مجاب کند.
تیرهناکی غمناک جهان که ناشی ازتغییراقلیم را با همبستگی نیروی لایزال عشق و همگرایی دستان مهربانی، مرهم نهیم...
در جستجوی #_آزادی و #_دموکراسی و #_عدالت اجتماعی، تیرگی آپارتاید عقیدتی و نژادی و جنسیتی را از جهان بزداییم...
اگر کسی از من کمکی بخواهدبه این معنی است که،من هنوز بر روی زمین ارزش دارم.
«پائولو_کوئیلو»
۱۳ نوامبر ـ ۲۲ آبان
روز جهانی #_مهربانی ـ World Kindness Day
در سال ۱۹۹۸ #_روز_جهانی_مهربانی توسط جنبش جهانی مهربانی ـ World Kindness Movement متشکل از سازمانهای غیر دولتیِ مهربانی ملل معرفی شد.گهوارهی زمین ما به دستانی برای مهربانی آنچنان نیازمند است تا عطش عشق و گرسنگی محبتش را مجاب کند.
تیرهناکی غمناک جهان که ناشی ازتغییراقلیم را با همبستگی نیروی لایزال عشق و همگرایی دستان مهربانی، مرهم نهیم...
در جستجوی #_آزادی و #_دموکراسی و #_عدالت اجتماعی، تیرگی آپارتاید عقیدتی و نژادی و جنسیتی را از جهان بزداییم...
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«دود سیگار با ریه ها مهمترین دستگاه حیاتی تأمین کننده اکسیژن بدن چه می کند»
ریه بولوز نوعی بیماری است که باعث میشود بافت ریه پر از تاولهای بزرگ شود و نفس کشیدن با مشکل مواجه شود
این مشکل بیشتر در افراد سیگاری دیده میشود و میتواند عوارض جدی غیر قابل جبرانی به همراه داشته باشد.کسانی که خواسته یا ناخواسته از سر تفننی سیگار میکشند تا دیر نشده است از همین حالا به فکر سلامت مهمترین دستگاه تأمین کننده انرژی بدن ریهها باشند که فردا دیر است!!!!
ریه بولوز نوعی بیماری است که باعث میشود بافت ریه پر از تاولهای بزرگ شود و نفس کشیدن با مشکل مواجه شود
این مشکل بیشتر در افراد سیگاری دیده میشود و میتواند عوارض جدی غیر قابل جبرانی به همراه داشته باشد.کسانی که خواسته یا ناخواسته از سر تفننی سیگار میکشند تا دیر نشده است از همین حالا به فکر سلامت مهمترین دستگاه تأمین کننده انرژی بدن ریهها باشند که فردا دیر است!!!!
Media is too big
VIEW IN TELEGRAM
آیا با انجام اقدامات اصلاحی برای جلوگیر ازاثرات تغییرات اقلیم و رفع تخریب هایی که در حوضه های آبخیز صورت گرفته است امکان تکرار سالهای پر برف مانند سال ۱۳۵۰ وجود دارد؟
اگر حوضه های آبخیز کشور خردمندانه مدیریت شوند امکان بارش نزولات آسمانی، پرآب شدن رودخانه و تالاب ها در این کشور وجود دارد. هفت روز بارش برف در سال ۱۳۵۰ در ایران موجب تلف شدن جمع زیادی از مردم شد. ارتفاع این برف در بعضی مناطق ایران بین ۶ تا ۸ متر گزارش شده بود. با رعایت اصول مدیریتی سرزمین و تغییر نگرش بهره کشی به بهره وری این صحنه های زیبا به گونه های دیگر امکان محقق شدن آنها وجود دارد.
اگر حوضه های آبخیز کشور خردمندانه مدیریت شوند امکان بارش نزولات آسمانی، پرآب شدن رودخانه و تالاب ها در این کشور وجود دارد. هفت روز بارش برف در سال ۱۳۵۰ در ایران موجب تلف شدن جمع زیادی از مردم شد. ارتفاع این برف در بعضی مناطق ایران بین ۶ تا ۸ متر گزارش شده بود. با رعایت اصول مدیریتی سرزمین و تغییر نگرش بهره کشی به بهره وری این صحنه های زیبا به گونه های دیگر امکان محقق شدن آنها وجود دارد.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
برای حفظ سلامتی واقعی به همه ابعاد سلامتی باید توجه شود.
تصویر نگرانکننده حضور دام در طبیعت زمان بارندگی به مسائل مهمی اشاره دارد؛ از جمله چرای بیرویه که باعث نابودی پوشش گیاهی مراتع میشود و این امر به ویژه هنگام بارندگی، تأثیرات منفی زیادی بر خاک و محیط زیست دارد. بارش باران بر سطح خاک بدون پوشش گیاهی، باعث جابجایی خاکدانهها و فرسایش خاک میشود که منجر به کاهش حاصلخیزی خاک و تخریب مراتع میگردد. این وضعیت در نهایت میتواند به بیابانزایی، کاهش تنوع زیستی و افزایش آسیبپذیری اکوسیستمها منجر شود.
در ضمن حضور دام به صورت زیاد و غیرمجاز در مناطق طبیعی باعث تخریب پوشش گیاهی، افزایش فرسایش خاک در باران و تضعیف مقاومت خاک در برابر سیلابها میشود. این تخریب، چرخه آب را مختل کرده و میتواند عواقب ویرانگری از قبیل سیلابهای مخرب داشته باشد. همچنین این شرایط باعث کاهش ذخیره رطوبت و افزایش تبخیر، خشکسالی و کاهش منابع غذایی برای حیاتوحش و خود دامها میشود. به طور خلاصه، بارندگی همراه با حضور زیاد دام بدون مدیریت، تصویری نگرانکننده از آسیب به طبیعت و مراتع است که پیامدهای زیستمحیطی و اقتصادی گستردهای دارد
در ضمن حضور دام به صورت زیاد و غیرمجاز در مناطق طبیعی باعث تخریب پوشش گیاهی، افزایش فرسایش خاک در باران و تضعیف مقاومت خاک در برابر سیلابها میشود. این تخریب، چرخه آب را مختل کرده و میتواند عواقب ویرانگری از قبیل سیلابهای مخرب داشته باشد. همچنین این شرایط باعث کاهش ذخیره رطوبت و افزایش تبخیر، خشکسالی و کاهش منابع غذایی برای حیاتوحش و خود دامها میشود. به طور خلاصه، بارندگی همراه با حضور زیاد دام بدون مدیریت، تصویری نگرانکننده از آسیب به طبیعت و مراتع است که پیامدهای زیستمحیطی و اقتصادی گستردهای دارد
فرهيختگان ،ياوران محيط زيست
Photo
حضور رمه گردانی در روزهای بارانی چه ضررهایی برای طبیعت، و مراتع دارد ؟
حضور دام در روزهای بارانی باعث تشدید فرسایش خاک، تخریب پوشش گیاهی، آلودگی منابع آب و کاهش توان بازسازی مراتع میشود. این شرایط حساس، فشار مضاعفی بر اکوسیستم وارد میکند و روند نابودی طبیعت را سرعت میبخشد. تهدید و تنوع زیستی و گرفتن امنیت زیستی از دیگر زیستمندان بماند. به بخشی از ضررهای حضور دام و رمه گردانی که در روزهای بارانی برای طبیعت و مراتع و جنگلها دارد به صورت مختصر یاد آوری می گردد:
💥-فرسایش شدید خاک
باران خاک را نرم و سست میکند. حرکت و لگدکوبی دامها در این شرایط باعث از بین رفتن ساختار خاک و شسته شدن آن توسط روانآبها میشود. این فرسایش، حاصلخیزی خاک را کاهش داده و توان بازسازی پوشش گیاهی را محدود میکند.
💥- تخریب پوشش گیاهی
گیاهان در روزهای بارانی آسیبپذیرترند. چرای دام در این زمان موجب کنده شدن ریشهها، له شدن ساقهها و کاهش تراکم گیاهان میشود. این تخریب نه تنها تنوع گیاهی را کم میکند بلکه فرصت رشد گونههای مهاجم را افزایش میدهد .
💥-آلودگی منابع آب
باران فضولات دامی را به سرعت وارد رودخانهها و چشمهها میکند. این امر باعث آلودگی میکروبی و شیمیایی منابع آب میشود و سلامت انسان و حیاتوحش را تهدید میکند.
💥-کاهش ظرفیت مراتع
چرای دام در شرایط بارانی ظرفیت تحمل مراتع را پایین میآورد. خاک کوبیدهشده و گیاهان آسیبدیده زمان بیشتری برای ترمیم نیاز دارند، در نتیجه مراتع به سرعت فقیر و نابارور میشوند .
💥-افزایش گازهای گلخانهای و تخریب زیستبوم چرای بیرویه در شرایط نامناسب مانند روزهای بارانی، علاوه بر کاهش پوشش گیاهی، منجر به افزایش انتشار گازهای گلخانهای از طریق کاهش جذب کربن توسط گیاهان میشود. تصویر نگرانکننده حضور دام در طبیعت زمان بارندگی به مسائل مهمی اشاره دارد. بارش باران بر سطح خاک بدون پوشش گیاهی، باعث جابجایی خاکدانهها و فرسایش خاک میشود که منجر به کاهش حاصلخیزی خاک و تخریب مراتع میگردد. این وضعیت در نهایت میتواند به بیابانزایی، کاهش تنوع زیستی و افزایش آسیبپذیری اکوسیستمها منجر شود.
حضور دام به صورت زیاد با این سبک سنتی و غیرمجاز در مناطق طبیعی باعث تخریب پوشش گیاهی، افزایش فرسایش خاک در باران و تضعیف مقاومت خاک در برابر سیلابها میشود. این تخریب، چرخه آب را مختل کرده و میتواند عواقب ویرانگری از قبیل سیلابهای مخرب داشته باشد. همچنین این شرایط باعث کاهش ذخیره رطوبت و افزایش تبخیر، خشکسالی و کاهش منابع غذایی برای حیاتوحش و خود دامها میشود. به طور خلاصه، بارندگی همراه با حضور زیاد دام با این سبک سنتی منسوخ شده بدون مدیریت، تصویری نگرانکننده از آسیب به طبیعت و مراتع است که پیامدهای زیستمحیطی و اقتصادی گسترده تهدیدی برای کشاورزی پایدارکه تأمین کننده امنیت غذایی است به همراه دارد. لذا انتظارمی رود در این شرایط وانفسای خشکسالی و تغییرات اقلیم متولیان امر در ترویج سبک زندگی های منسوخ شده که واقعاً تهدیدی برای ادامه زندگی با عنایت به اثرات غیر جبرانی که رمه گردانی و حضوردام برای طبیعت و مراتع دارد تجدید نظر و برنامه ای مدون برای جلوگیری از گسترش بیابان زایی، سامان دهی این وضعیت نگران کننده با توجه به تبعات آن داشته باشند.
«محمد فیضی »
حضور دام در روزهای بارانی باعث تشدید فرسایش خاک، تخریب پوشش گیاهی، آلودگی منابع آب و کاهش توان بازسازی مراتع میشود. این شرایط حساس، فشار مضاعفی بر اکوسیستم وارد میکند و روند نابودی طبیعت را سرعت میبخشد. تهدید و تنوع زیستی و گرفتن امنیت زیستی از دیگر زیستمندان بماند. به بخشی از ضررهای حضور دام و رمه گردانی که در روزهای بارانی برای طبیعت و مراتع و جنگلها دارد به صورت مختصر یاد آوری می گردد:
💥-فرسایش شدید خاک
باران خاک را نرم و سست میکند. حرکت و لگدکوبی دامها در این شرایط باعث از بین رفتن ساختار خاک و شسته شدن آن توسط روانآبها میشود. این فرسایش، حاصلخیزی خاک را کاهش داده و توان بازسازی پوشش گیاهی را محدود میکند.
💥- تخریب پوشش گیاهی
گیاهان در روزهای بارانی آسیبپذیرترند. چرای دام در این زمان موجب کنده شدن ریشهها، له شدن ساقهها و کاهش تراکم گیاهان میشود. این تخریب نه تنها تنوع گیاهی را کم میکند بلکه فرصت رشد گونههای مهاجم را افزایش میدهد .
💥-آلودگی منابع آب
باران فضولات دامی را به سرعت وارد رودخانهها و چشمهها میکند. این امر باعث آلودگی میکروبی و شیمیایی منابع آب میشود و سلامت انسان و حیاتوحش را تهدید میکند.
💥-کاهش ظرفیت مراتع
چرای دام در شرایط بارانی ظرفیت تحمل مراتع را پایین میآورد. خاک کوبیدهشده و گیاهان آسیبدیده زمان بیشتری برای ترمیم نیاز دارند، در نتیجه مراتع به سرعت فقیر و نابارور میشوند .
💥-افزایش گازهای گلخانهای و تخریب زیستبوم چرای بیرویه در شرایط نامناسب مانند روزهای بارانی، علاوه بر کاهش پوشش گیاهی، منجر به افزایش انتشار گازهای گلخانهای از طریق کاهش جذب کربن توسط گیاهان میشود. تصویر نگرانکننده حضور دام در طبیعت زمان بارندگی به مسائل مهمی اشاره دارد. بارش باران بر سطح خاک بدون پوشش گیاهی، باعث جابجایی خاکدانهها و فرسایش خاک میشود که منجر به کاهش حاصلخیزی خاک و تخریب مراتع میگردد. این وضعیت در نهایت میتواند به بیابانزایی، کاهش تنوع زیستی و افزایش آسیبپذیری اکوسیستمها منجر شود.
حضور دام به صورت زیاد با این سبک سنتی و غیرمجاز در مناطق طبیعی باعث تخریب پوشش گیاهی، افزایش فرسایش خاک در باران و تضعیف مقاومت خاک در برابر سیلابها میشود. این تخریب، چرخه آب را مختل کرده و میتواند عواقب ویرانگری از قبیل سیلابهای مخرب داشته باشد. همچنین این شرایط باعث کاهش ذخیره رطوبت و افزایش تبخیر، خشکسالی و کاهش منابع غذایی برای حیاتوحش و خود دامها میشود. به طور خلاصه، بارندگی همراه با حضور زیاد دام با این سبک سنتی منسوخ شده بدون مدیریت، تصویری نگرانکننده از آسیب به طبیعت و مراتع است که پیامدهای زیستمحیطی و اقتصادی گسترده تهدیدی برای کشاورزی پایدارکه تأمین کننده امنیت غذایی است به همراه دارد. لذا انتظارمی رود در این شرایط وانفسای خشکسالی و تغییرات اقلیم متولیان امر در ترویج سبک زندگی های منسوخ شده که واقعاً تهدیدی برای ادامه زندگی با عنایت به اثرات غیر جبرانی که رمه گردانی و حضوردام برای طبیعت و مراتع دارد تجدید نظر و برنامه ای مدون برای جلوگیری از گسترش بیابان زایی، سامان دهی این وضعیت نگران کننده با توجه به تبعات آن داشته باشند.
«محمد فیضی »
👍1
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«تالاب ها در هر کشور زیستگاه پرندگان مهاجر هستند»
خشکیدن تالابهای ایران، خاموش شدن نفس زمین است، جایی که پرندگان بیپناه و مردمان بیامید، در حسرت قطرهای آب چشم به آسمان دوختهانددرناهای خاکستری مهاجر در تالاب بدون آب میقان اراک در حال تغذیه از خارو خاشاک کف تالاب با این وضعیت آیا باز این پرندگان امکان مهاجرت و زاد آوری دارند؟ باور کنیم هر اتفاق ناگوار در هر جای زیست کره خسارتهای غیر قابل جبران برای شبکه حیات به همراه دارد.
خشکیدن تالابهای ایران، خاموش شدن نفس زمین است، جایی که پرندگان بیپناه و مردمان بیامید، در حسرت قطرهای آب چشم به آسمان دوختهانددرناهای خاکستری مهاجر در تالاب بدون آب میقان اراک در حال تغذیه از خارو خاشاک کف تالاب با این وضعیت آیا باز این پرندگان امکان مهاجرت و زاد آوری دارند؟ باور کنیم هر اتفاق ناگوار در هر جای زیست کره خسارتهای غیر قابل جبران برای شبکه حیات به همراه دارد.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
«وضعیت نگران کننده آخرالزمانی از دریاچه ارومیه که دیگر به آن باید بیابان ارومیه گفته شود».
پرندگان مهاجر براساس قدرت غریزی از سیبری به این دریاچه مهاجرت می نمایند الان با چه وضعیتی مواجه شده اند . دیدگاههای بهره کشانه اقلیتی سود جود موجب به خطر افتادن حیات انسان و دیگر موجودات زنده شده است. مرزهای جغرافیایی بین کشورها صرفاً برای تقسیم کار و فعالیت های سازگار با قوانین طبیعت محترم شمرده می شود. امیدواریم سازمانهای جهانی دست از سیاسی بازی بردارند و کشورهایی که مسبب این وضعیت های نگران کننده در جهان شده اند را ملزم به فعالیت احیایی در حوزه مرزی خود نمایند و از آنها خواسته شود قوانین و اصول حاکم بر طبیعت را بپذیرند .
پرندگان مهاجر براساس قدرت غریزی از سیبری به این دریاچه مهاجرت می نمایند الان با چه وضعیتی مواجه شده اند . دیدگاههای بهره کشانه اقلیتی سود جود موجب به خطر افتادن حیات انسان و دیگر موجودات زنده شده است. مرزهای جغرافیایی بین کشورها صرفاً برای تقسیم کار و فعالیت های سازگار با قوانین طبیعت محترم شمرده می شود. امیدواریم سازمانهای جهانی دست از سیاسی بازی بردارند و کشورهایی که مسبب این وضعیت های نگران کننده در جهان شده اند را ملزم به فعالیت احیایی در حوزه مرزی خود نمایند و از آنها خواسته شود قوانین و اصول حاکم بر طبیعت را بپذیرند .
«دانشآموخته دکترای محیط زیست: رمهگردانی در روزهای بارانی فشار مضاعفی بر اکوسیستم وارد میکند»
🔷-دانشآموخته دکترای محیط زیست گفت: حضور دام در روزهای بارانی پیامدهای زیستمحیطی گستردهای به همراه دارد و این شرایط حساس، فشار مضاعفی بر اکوسیستم وارد میکند.
مشروح خبر در لینک خبرگزاری قابل دسترسی است:👇🏻👇🏻👇🏻👇🏻👇🏻
isna.ir/xdVtLt
@isnailam24
🔷-دانشآموخته دکترای محیط زیست گفت: حضور دام در روزهای بارانی پیامدهای زیستمحیطی گستردهای به همراه دارد و این شرایط حساس، فشار مضاعفی بر اکوسیستم وارد میکند.
مشروح خبر در لینک خبرگزاری قابل دسترسی است:👇🏻👇🏻👇🏻👇🏻👇🏻
isna.ir/xdVtLt
@isnailam24
«ریاست محترم قوه مجریه، ریاست محترم مجلس شورای اسلامی، ریاست محترم قوه قضائیه»
موضوع: درخواست اقدام فوری و هماهنگ قوای محترم سه گانه برای نجات جنگلهای هیرکانی و زاگرس
با سلام و درود کشور ایران امروز در نقطهای حساس از بحران محیطزیست انسانی قرار گرفته است،سطح پوشش گیاهی و سرانه جنگل در کشور بسیار پایین است و هر هکتار از جنگلهای ما ارزش زیستی، اقلیمی و اقتصادی غیرقابلجبرانی دارد .
آتشسوزی در جنگلهای هیرکانی که بخشی از میراث طبیعی جهانی است، نشان داده که توان کنونی مدیریت بحران و تجهیزات مهار آتش در برخی مناطق ناکافی است، این آتشها میتوانند بخشهای بزرگی از جنگلهای میلیونها ساله و گونههای بومی را نابود کنند و پیامدهای بلندمدت اقلیمی و اقتصادی برجای گذارند .
از محضر رؤسای محترم سران قوا درخواست و تقاضا داریم که:
۱-اعلام وضعیت اضطراری ملی برای مناطق آسیبدیده و تخصیص فوری بودجه ویژه برای عملیات اطفاء، بازسازی و حمایت از جوامع محلی.
۲-ایجاد قرارگاه مشترک سهقوه برای هماهنگی عملیات میدانی، تأمین تجهیزات هوایی و زمینی، و تسریع در جذب کمکهای بینالمللی و منطقهای.
۳-اجرای برنامه بازسازی اکوسیستم شامل کاشت گونههای بومی، حفاظت از خاک و منابع آب، و حمایت از کشاورزی پایدار در حاشیه جنگلها.
۴-تقویت قوانین بازدارنده و نظارت قضائی بر تخریب عمدی یا سهلانگارانه، تعیین مجازاتهای بازدارنده برای آتشافروزی، قطع غیرمجاز درختان و تغییر کاربری غیرقانونی.
۵-توانمندسازی جوامع محلی و بسیج داوطلبان با آموزشهای پیشگیری از آتش، ایجاد تیمهای واکنش سریع محلی و پرداخت مشوقهای اقتصادی برای حفاظت از جنگلها.
با توجه به اهمیت موضوع از شما درخواست میکنم به یاد آورید که حفاظت از طبیعت، میراثی است که به آیندگان میسپاریم، تصمیم امروز سران قوای محترم سه گانه میتواند تفاوت بین نجات یا از دست دادن نسلهای آینده را رقم بزند. اقدام سریع و هماهنگ، علاوه بر نجات دواکوسیستم حیاتی زاگرسی و هیرکانی و دیگر اکوسیستم ها ، اعتماد عمومی را تقویت و هزینههای بلندمدت را کاهش خواهد داد.
با احترام و امید به اقدام فوری و قاطع.
« محمد فیضی دبیر تشکل یاوران محیط زیست سیمره استان ایلام»
موضوع: درخواست اقدام فوری و هماهنگ قوای محترم سه گانه برای نجات جنگلهای هیرکانی و زاگرس
با سلام و درود کشور ایران امروز در نقطهای حساس از بحران محیطزیست انسانی قرار گرفته است،سطح پوشش گیاهی و سرانه جنگل در کشور بسیار پایین است و هر هکتار از جنگلهای ما ارزش زیستی، اقلیمی و اقتصادی غیرقابلجبرانی دارد .
آتشسوزی در جنگلهای هیرکانی که بخشی از میراث طبیعی جهانی است، نشان داده که توان کنونی مدیریت بحران و تجهیزات مهار آتش در برخی مناطق ناکافی است، این آتشها میتوانند بخشهای بزرگی از جنگلهای میلیونها ساله و گونههای بومی را نابود کنند و پیامدهای بلندمدت اقلیمی و اقتصادی برجای گذارند .
از محضر رؤسای محترم سران قوا درخواست و تقاضا داریم که:
۱-اعلام وضعیت اضطراری ملی برای مناطق آسیبدیده و تخصیص فوری بودجه ویژه برای عملیات اطفاء، بازسازی و حمایت از جوامع محلی.
۲-ایجاد قرارگاه مشترک سهقوه برای هماهنگی عملیات میدانی، تأمین تجهیزات هوایی و زمینی، و تسریع در جذب کمکهای بینالمللی و منطقهای.
۳-اجرای برنامه بازسازی اکوسیستم شامل کاشت گونههای بومی، حفاظت از خاک و منابع آب، و حمایت از کشاورزی پایدار در حاشیه جنگلها.
۴-تقویت قوانین بازدارنده و نظارت قضائی بر تخریب عمدی یا سهلانگارانه، تعیین مجازاتهای بازدارنده برای آتشافروزی، قطع غیرمجاز درختان و تغییر کاربری غیرقانونی.
۵-توانمندسازی جوامع محلی و بسیج داوطلبان با آموزشهای پیشگیری از آتش، ایجاد تیمهای واکنش سریع محلی و پرداخت مشوقهای اقتصادی برای حفاظت از جنگلها.
با توجه به اهمیت موضوع از شما درخواست میکنم به یاد آورید که حفاظت از طبیعت، میراثی است که به آیندگان میسپاریم، تصمیم امروز سران قوای محترم سه گانه میتواند تفاوت بین نجات یا از دست دادن نسلهای آینده را رقم بزند. اقدام سریع و هماهنگ، علاوه بر نجات دواکوسیستم حیاتی زاگرسی و هیرکانی و دیگر اکوسیستم ها ، اعتماد عمومی را تقویت و هزینههای بلندمدت را کاهش خواهد داد.
با احترام و امید به اقدام فوری و قاطع.
« محمد فیضی دبیر تشکل یاوران محیط زیست سیمره استان ایلام»
«ارادتی در رثای شهادت حضرت صدیقه طاهره فاطمه الزهرا سلاماللهعلیها ، ناگفته هایی ازمناقب الگویی آن حضرت برای عمل در عصر کنونی »
در خاموشی شبهای تاریخ، صدای گامهای او هنوز در گوش زمان طنینانداز است، بانویی که پاکی را به زبان آورد، عدالت را به عمل پیوند زد و کرامت انسانی را در هر سخن و رفتار خویش تجسم بخشید. فاطمهٔ زهرا نه تنها در متن روایات دینی، که در تحلیلهای اجتماعی و روانشناختی، شناخت او از شرایط زمانه نیز نمادی از سبز اندیشی ( توسعه و پیگیری فضای سبز شاید اولین بانی اولین منطقه حفاظت شده در مدینه بامدیریت علمی باغ فدک، مدیریت پسماند) ، مقاومت اخلاقی و تابآوری روانی است، الگویی که نشان میدهد چگونه ایمان، علم و خرد و عاطفه میتوانند در برابر ظلم و ستم ایستادگی کنند و جامعه را به سوی سلامت اخلاقی و همبستگی اجتماعی با خرد گرایی هدایت نمایند.
از منظر تاریخی، شهادت او نقطهای است که وجدان جمعی امت را به بازاندیشی فرا میخواند، بازاندیشی در نسبت قدرت و عدالت، در جایگاه زن در خانواده و جامعه، و در معنای حقیقی رهبری اخلاقی. از منظر روانشناختی، یاد و بزرگداشت او به عنوان یک سوگ جمعی عمل میکند که همدلی را تقویت مینماید، هویت گروهی را بازتولید میکند و انگیزهٔ اصلاح اجتماعی را در دلها زنده نگه میدارد. این فرآیندهای جمعی، در بلندمدت، به پایداری فرهنگی و سلامت روانی جوامع کمک میکنند.
در سوگ او، اشکها نه تنها بیان غماند، بلکه نذرهاییاند برای بازسازی ارزشها: عدالتخواهی، احترام به کرامت انسانی، حمایت از محرومان و پایداری در برابر ستم، درس چگونه حفاظت از مواهب الهی . هر شعلهٔ شمعی که در شبهای عزاداری روشن میشود، پیمانی است برای پاسداری از میراث او، میراثی که فراتر از زمان و مکان، پیامآور مهر، شجاعت و فداکاری است.
اینجا، در برابر عظمتِ سکوتِ او، باید پرسید که چگونه میتوانیم این پیام را به عمل تبدیل کنیم؟ پاسخ در بازسازی نهادهای اجتماعی، در آموزش ارزشهای اخلاقی به نسلهای نو، در تقویت حقوق و کرامت زنان، و در ایجاد ساختارهایی است که از تکرار ظلم جلوگیری کند. اینها گامهایی علمی و عملیاند که سوگ را به نیرویی سازنده بدل میسازند.
در مسجد النبی همان جایی که بارگاه ملکوتی پیامبر رحمت حضرت محمد( ص) زینت بخش مسجدالنبی است بر روی منبر مبارک آن حضرت این حدیث شریف از حضرت پیامبر(ص) نقش بسته است که : بین منبر و خانه من قطعه ای از بهشت است ، جالب است که در مسجدالنبی این قسمت با فرش سبز رنگ مفروش شده است. آیا می شود پیامبر نوید و مژده ی قطعه ای از بهشت در زمین بدهند ولی بارگاه ملکوتی حضرت صدیقه طاهره در آنجا نباشد، داستان شبانه دفن شدن بماند ، داستان آن نجوایی که حضرت پیامبر ( ص) در آخرین روزهای زندگی خود در گوش دخترشان خواندند که آرام شدندبماند، این هاهمه سر نخ هایی است که عقلی محل دفن آن حضرت را در آن قطعه بهشت قطعی می نماید!!!! حال چرا با وجود این همه ادله عقلی و نقلی، هنوز بارگاه ملکوتی آن حضرت باید مخفی بماند جای بسی تأمل دارد!!! امیدواریم در این زمینه بصورت تخصصی بیشتر کنکاش شود به مسلمانان به طور قاطع اعلام شود ان شاءالله روزی این بار مظلومیت گمنامی دفن نیز رفع خواهد شد که این شاید از اسرار الهی باید باشد موضوع وحدت جهان اسلام جوانب دیگر نیاز به بحث از منظر دیگر صاحب نظران دارد.
در پایان، یاد و نام حضرت فاطمهٔ زهرا سلاماللهعلیها چراغی است که راه را روشن میسازد ، چراغی که نه تنها برای تسلی دلهای داغدیده، که برای بیداری وجدانهای خفته و ساختن جامعهای عادلانهتر و مهربانتر میتابد. باشد که راه او، راهی برای عمل و نه تنها برای اندوه باشد، راهی که در آن عدالت، مهر و کرامت انسانی پیروز گردد.
«محمد فیضی »
در خاموشی شبهای تاریخ، صدای گامهای او هنوز در گوش زمان طنینانداز است، بانویی که پاکی را به زبان آورد، عدالت را به عمل پیوند زد و کرامت انسانی را در هر سخن و رفتار خویش تجسم بخشید. فاطمهٔ زهرا نه تنها در متن روایات دینی، که در تحلیلهای اجتماعی و روانشناختی، شناخت او از شرایط زمانه نیز نمادی از سبز اندیشی ( توسعه و پیگیری فضای سبز شاید اولین بانی اولین منطقه حفاظت شده در مدینه بامدیریت علمی باغ فدک، مدیریت پسماند) ، مقاومت اخلاقی و تابآوری روانی است، الگویی که نشان میدهد چگونه ایمان، علم و خرد و عاطفه میتوانند در برابر ظلم و ستم ایستادگی کنند و جامعه را به سوی سلامت اخلاقی و همبستگی اجتماعی با خرد گرایی هدایت نمایند.
از منظر تاریخی، شهادت او نقطهای است که وجدان جمعی امت را به بازاندیشی فرا میخواند، بازاندیشی در نسبت قدرت و عدالت، در جایگاه زن در خانواده و جامعه، و در معنای حقیقی رهبری اخلاقی. از منظر روانشناختی، یاد و بزرگداشت او به عنوان یک سوگ جمعی عمل میکند که همدلی را تقویت مینماید، هویت گروهی را بازتولید میکند و انگیزهٔ اصلاح اجتماعی را در دلها زنده نگه میدارد. این فرآیندهای جمعی، در بلندمدت، به پایداری فرهنگی و سلامت روانی جوامع کمک میکنند.
در سوگ او، اشکها نه تنها بیان غماند، بلکه نذرهاییاند برای بازسازی ارزشها: عدالتخواهی، احترام به کرامت انسانی، حمایت از محرومان و پایداری در برابر ستم، درس چگونه حفاظت از مواهب الهی . هر شعلهٔ شمعی که در شبهای عزاداری روشن میشود، پیمانی است برای پاسداری از میراث او، میراثی که فراتر از زمان و مکان، پیامآور مهر، شجاعت و فداکاری است.
اینجا، در برابر عظمتِ سکوتِ او، باید پرسید که چگونه میتوانیم این پیام را به عمل تبدیل کنیم؟ پاسخ در بازسازی نهادهای اجتماعی، در آموزش ارزشهای اخلاقی به نسلهای نو، در تقویت حقوق و کرامت زنان، و در ایجاد ساختارهایی است که از تکرار ظلم جلوگیری کند. اینها گامهایی علمی و عملیاند که سوگ را به نیرویی سازنده بدل میسازند.
در مسجد النبی همان جایی که بارگاه ملکوتی پیامبر رحمت حضرت محمد( ص) زینت بخش مسجدالنبی است بر روی منبر مبارک آن حضرت این حدیث شریف از حضرت پیامبر(ص) نقش بسته است که : بین منبر و خانه من قطعه ای از بهشت است ، جالب است که در مسجدالنبی این قسمت با فرش سبز رنگ مفروش شده است. آیا می شود پیامبر نوید و مژده ی قطعه ای از بهشت در زمین بدهند ولی بارگاه ملکوتی حضرت صدیقه طاهره در آنجا نباشد، داستان شبانه دفن شدن بماند ، داستان آن نجوایی که حضرت پیامبر ( ص) در آخرین روزهای زندگی خود در گوش دخترشان خواندند که آرام شدندبماند، این هاهمه سر نخ هایی است که عقلی محل دفن آن حضرت را در آن قطعه بهشت قطعی می نماید!!!! حال چرا با وجود این همه ادله عقلی و نقلی، هنوز بارگاه ملکوتی آن حضرت باید مخفی بماند جای بسی تأمل دارد!!! امیدواریم در این زمینه بصورت تخصصی بیشتر کنکاش شود به مسلمانان به طور قاطع اعلام شود ان شاءالله روزی این بار مظلومیت گمنامی دفن نیز رفع خواهد شد که این شاید از اسرار الهی باید باشد موضوع وحدت جهان اسلام جوانب دیگر نیاز به بحث از منظر دیگر صاحب نظران دارد.
در پایان، یاد و نام حضرت فاطمهٔ زهرا سلاماللهعلیها چراغی است که راه را روشن میسازد ، چراغی که نه تنها برای تسلی دلهای داغدیده، که برای بیداری وجدانهای خفته و ساختن جامعهای عادلانهتر و مهربانتر میتابد. باشد که راه او، راهی برای عمل و نه تنها برای اندوه باشد، راهی که در آن عدالت، مهر و کرامت انسانی پیروز گردد.
«محمد فیضی »
فرهيختگان ،ياوران محيط زيست
Photo
«ارادتی در رثای شهادت حضرت صدیقه طاهره فاطمه الزهرا سلاماللهعلیها ، ناگفته هایی ازمناقب الگویی آن حضرت برای عمل در عصر کنونی »
در خاموشی شبهای تاریخ، صدای گامهای او هنوز در گوش زمان طنینانداز است، بانویی که پاکی را به زبان آورد، عدالت را به عمل پیوند زد و کرامت انسانی را در هر سخن و رفتار خویش تجسم بخشید. فاطمهٔ زهرا نه تنها در متن روایات دینی، که در تحلیلهای اجتماعی و روانشناختی، شناخت او از شرایط زمانه نیز نمادی از سبز اندیشی ( توسعه و پیگیری فضای سبز شاید اولین بانی اولین منطقه حفاظت شده در مدینه بامدیریت علمی باغ فدک، مدیریت پسماند) ، مقاومت اخلاقی و تابآوری روانی است، الگویی که نشان میدهد چگونه ایمان، علم و خرد و عاطفه میتوانند در برابر ظلم و ستم ایستادگی کنند و جامعه را به سوی سلامت اخلاقی و همبستگی اجتماعی با خرد گرایی هدایت نمایند.
از منظر تاریخی، شهادت او نقطهای است که وجدان جمعی امت را به بازاندیشی فرا میخواند، بازاندیشی در نسبت قدرت و عدالت، در جایگاه زن در خانواده و جامعه، و در معنای حقیقی رهبری اخلاقی. از منظر روانشناختی، یاد و بزرگداشت او به عنوان یک سوگ جمعی عمل میکند که همدلی را تقویت مینماید، هویت گروهی را بازتولید میکند و انگیزهٔ اصلاح اجتماعی را در دلها زنده نگه میدارد. این فرآیندهای جمعی، در بلندمدت، به پایداری فرهنگی و سلامت روانی جوامع کمک میکنند.
در سوگ او، اشکها نه تنها بیان غماند، بلکه نذرهاییاند برای بازسازی ارزشها: عدالتخواهی، احترام به کرامت انسانی، حمایت از محرومان و پایداری در برابر ستم، درس چگونه حفاظت از مواهب الهی . هر شعلهٔ شمعی که در شبهای عزاداری روشن میشود، پیمانی است برای پاسداری از میراث او، میراثی که فراتر از زمان و مکان، پیامآور مهر، شجاعت و فداکاری است.
اینجا، در برابر عظمتِ سکوتِ او، باید پرسید که چگونه میتوانیم این پیام را به عمل تبدیل کنیم؟ پاسخ در بازسازی نهادهای اجتماعی، در آموزش ارزشهای اخلاقی به نسلهای نو، در تقویت حقوق و کرامت زنان، و در ایجاد ساختارهایی است که از تکرار ظلم جلوگیری کند. اینها گامهایی علمی و عملیاند که سوگ را به نیرویی سازنده بدل میسازند.
در مسجد النبی همان جایی که بارگاه ملکوتی پیامبر رحمت حضرت محمد( ص) زینت بخش مسجدالنبی است بر روی منبر مبارک آن حضرت این حدیث شریف از حضرت پیامبر(ص) نقش بسته است که : بین منبر و خانه من قطعه ای از بهشت است ، جالب است که در مسجدالنبی این قسمت با فرش سبز رنگ مفروش شده است. آیا می شود پیامبر نوید و مژده ی قطعه ای از بهشت در زمین داده باشند ولی بارگاه ملکوتی حضرت صدیقه طاهره در آنجا نباشد!!!!، داستان دفن شبانه آن حضرت بماند ، داستان آن نجوایی که حضرت پیامبر ( ص) در آخرین روزهای زندگی خود در گوش دخترشان خواندند که آرام شدندبماند، این هاهمه سر نخ هایی است که عقلی محل دفن آن حضرت را در آن قطعه بهشت قطعی می نماید !!!! حال چرا با وجود این همه ادله عقلی و نقلی، هنوز بارگاه ملکوتی آن حضرت باید مخفی بماند جای بسی تأمل دارد!!! امیدواریم در این زمینه بصورت تخصصی بیشتر کنکاش شود روزی برای مسلمانان به طور قاطع بارگاه ملکوتیش مشخص شود این بار مظلومیت گمنامی دفن نیز رفع خواهد شد ان شاءالله .البته شاید گمنامی از اسرار الهی باشد موضوع وحدت جهان اسلام جوانب دیگر نیاز به بحث از منظر دیگر صاحب نظران دارد.
در پایان، یاد و نام حضرت فاطمهٔ زهرا سلاماللهعلیها چراغی است که راه را روشن میسازد ، چراغی که نه تنها برای تسلی دلهای داغدیده، که برای بیداری وجدانهای خفته و ساختن جامعهای عادلانهتر و مهربانتر میتابد. باشد که راه او، راهی برای عمل و نه تنها برای اندوه باشد، راهی که در آن عدالت، مهر و کرامت انسانی پیروز گردد.
«محمد فیضی »
در خاموشی شبهای تاریخ، صدای گامهای او هنوز در گوش زمان طنینانداز است، بانویی که پاکی را به زبان آورد، عدالت را به عمل پیوند زد و کرامت انسانی را در هر سخن و رفتار خویش تجسم بخشید. فاطمهٔ زهرا نه تنها در متن روایات دینی، که در تحلیلهای اجتماعی و روانشناختی، شناخت او از شرایط زمانه نیز نمادی از سبز اندیشی ( توسعه و پیگیری فضای سبز شاید اولین بانی اولین منطقه حفاظت شده در مدینه بامدیریت علمی باغ فدک، مدیریت پسماند) ، مقاومت اخلاقی و تابآوری روانی است، الگویی که نشان میدهد چگونه ایمان، علم و خرد و عاطفه میتوانند در برابر ظلم و ستم ایستادگی کنند و جامعه را به سوی سلامت اخلاقی و همبستگی اجتماعی با خرد گرایی هدایت نمایند.
از منظر تاریخی، شهادت او نقطهای است که وجدان جمعی امت را به بازاندیشی فرا میخواند، بازاندیشی در نسبت قدرت و عدالت، در جایگاه زن در خانواده و جامعه، و در معنای حقیقی رهبری اخلاقی. از منظر روانشناختی، یاد و بزرگداشت او به عنوان یک سوگ جمعی عمل میکند که همدلی را تقویت مینماید، هویت گروهی را بازتولید میکند و انگیزهٔ اصلاح اجتماعی را در دلها زنده نگه میدارد. این فرآیندهای جمعی، در بلندمدت، به پایداری فرهنگی و سلامت روانی جوامع کمک میکنند.
در سوگ او، اشکها نه تنها بیان غماند، بلکه نذرهاییاند برای بازسازی ارزشها: عدالتخواهی، احترام به کرامت انسانی، حمایت از محرومان و پایداری در برابر ستم، درس چگونه حفاظت از مواهب الهی . هر شعلهٔ شمعی که در شبهای عزاداری روشن میشود، پیمانی است برای پاسداری از میراث او، میراثی که فراتر از زمان و مکان، پیامآور مهر، شجاعت و فداکاری است.
اینجا، در برابر عظمتِ سکوتِ او، باید پرسید که چگونه میتوانیم این پیام را به عمل تبدیل کنیم؟ پاسخ در بازسازی نهادهای اجتماعی، در آموزش ارزشهای اخلاقی به نسلهای نو، در تقویت حقوق و کرامت زنان، و در ایجاد ساختارهایی است که از تکرار ظلم جلوگیری کند. اینها گامهایی علمی و عملیاند که سوگ را به نیرویی سازنده بدل میسازند.
در مسجد النبی همان جایی که بارگاه ملکوتی پیامبر رحمت حضرت محمد( ص) زینت بخش مسجدالنبی است بر روی منبر مبارک آن حضرت این حدیث شریف از حضرت پیامبر(ص) نقش بسته است که : بین منبر و خانه من قطعه ای از بهشت است ، جالب است که در مسجدالنبی این قسمت با فرش سبز رنگ مفروش شده است. آیا می شود پیامبر نوید و مژده ی قطعه ای از بهشت در زمین داده باشند ولی بارگاه ملکوتی حضرت صدیقه طاهره در آنجا نباشد!!!!، داستان دفن شبانه آن حضرت بماند ، داستان آن نجوایی که حضرت پیامبر ( ص) در آخرین روزهای زندگی خود در گوش دخترشان خواندند که آرام شدندبماند، این هاهمه سر نخ هایی است که عقلی محل دفن آن حضرت را در آن قطعه بهشت قطعی می نماید !!!! حال چرا با وجود این همه ادله عقلی و نقلی، هنوز بارگاه ملکوتی آن حضرت باید مخفی بماند جای بسی تأمل دارد!!! امیدواریم در این زمینه بصورت تخصصی بیشتر کنکاش شود روزی برای مسلمانان به طور قاطع بارگاه ملکوتیش مشخص شود این بار مظلومیت گمنامی دفن نیز رفع خواهد شد ان شاءالله .البته شاید گمنامی از اسرار الهی باشد موضوع وحدت جهان اسلام جوانب دیگر نیاز به بحث از منظر دیگر صاحب نظران دارد.
در پایان، یاد و نام حضرت فاطمهٔ زهرا سلاماللهعلیها چراغی است که راه را روشن میسازد ، چراغی که نه تنها برای تسلی دلهای داغدیده، که برای بیداری وجدانهای خفته و ساختن جامعهای عادلانهتر و مهربانتر میتابد. باشد که راه او، راهی برای عمل و نه تنها برای اندوه باشد، راهی که در آن عدالت، مهر و کرامت انسانی پیروز گردد.
«محمد فیضی »
«روستا زایی پدیده ای نوظهر در قلب جنگلهای استان ایلام، تهدیدهایی که ناشی از ترویج این سبک زندگی ایجاد می شود»
🖌️-به قلم : محمدفیضی
تمرکز جمعیتی استان ایلام طی دهههای اخیر بهطور آشکار به سمت شهرنشینی حرکت کرده است، در سال ۱۳۹۵ حدود ۶۸٪ جمعیت ایلام شهری بوده و روند مهاجرت از روستاها به شهرها همچنان ادامه دارد.
روستازایی در قلب جنگلهای با توجه به وضعیت بحرانی جنگلهای استان ایلام وجود انواع فشاره ها و بهره کشی های ناروا در طی سالیان متمادی که بدون مدیریت پایدار انجام شده است، موجب تخریب جنگلهای بلوط، کاهش تنوع زیستی، بحران آب و تغییر سبک زندگی سنتی منجر شده است به طور مختصر جهت تنویر افکار عمومی و توجه بیشتر متولیان ، فعالان محیط زیست و منابع طبیعی به بخشی ازتهدیدهای ناشی از روستازایی و ترویج سبک زندگی جدید در قلب جنگلهای ایلام در شرایط خشکسالی و تغییراقلیم و آسیب های مختلفی که عرصه های جنگلی با آن مواجه هستند اشاره می گردد:
💠-تخریب جنگلهای بلوط زاگرس در بازه ایلام ،
گسترش راهسازی و ساختوساز در دل جنگلها برای توسعه روستاها، پوشش گیاهی را نابود کرده و خاک را در معرض فرسایش قرار میدهد .
💠-کاهش تنوع زیستی
ایلام دارای بیش از ۸۰ زیستگاه، ۱۵ رودخانه و صدها گونه پرنده و گیاه است. توسعه بیبرنامه روستایی و چرای بیرویه دام، این تنوع زیستی بینظیر را تهدید میکند .
💠-بحران آب و کشاورزی دیم
بیش از ۱۶۵ روستای ایلام با تنش آبی مواجهاند. افزایش جمعیت روستایی و تغییر سبک زندگی به مصرفگرایی، فشار بیشتری بر منابع محدود آب وارد میکند .
💠-آتشسوزی و رمهگردانی
حضور دامداران و گسترش سکونتگاهها در جنگلها احتمال آتشسوزی را بالا میبرد. رمهگردانی یکی از عوامل اصلی آتشسوزی جنگلهای ایلام شناخته شده است .
💠-تغییر سبک زندگی سنتی به مصرفی
روستازایی همراه با ترویج سبک زندگی شهری (مصرفگرایی، ساختوساز غیر اصولی، استفاده از سوختهای فسیلی) باعث فاصله گرفتن از الگوهای سنتی همزیستی با طبیعت میشود .
💠-زغالگیری و بهرهبرداری غیرمجاز
افزایش تقاضا برای سوخت و درآمدزایی در روستاها، فعالیت کورههای زغال غیرمجاز را تشدید کرده و جنگلهای بلوط را نابود میکند.
❇️-روند تغییر تمرکز جمعیتی در استان ایلام
با توجه به روند رو به رشد آینده جمعیت استان به سبک زندگی شهر نشینی در استان ایلام باید زیر ساخت های مدیریتی در جهت ساماندهی این جمعیت مد نظر قرار گیرد تحولات تغییر جمعیتی در طی چهار دهه نشان می دهد که این روند سیر صعودی داشته است :
💥-دهه ۱۳۶۰: تنها حدود ۳۵٪ جمعیت ایلام شهری بودند؛ اکثریت در روستاها زندگی میکردند
💥-دهه ۱۳۷۰: نرخ شهرنشینی به حدود ۴۰٪ رسید؛ آغاز مهاجرت گسترده به شهرها.
💥- دهه ۱۳۸۰: رشد سریع شهرنشینی، جمعیت شهری به حدود ۴۵–۵۰٪ رسید.
💥-دهه ۱۳۹۰: در سرشماری ۱۳۹۰، بیش از ۶۰٪ جمعیت ایلام شهری شدند.
💥-سال ۱۳۹۵: نرخ شهرنشینی به ۶۸.13٪ رسید؛ نقطه اوج تغییر تمرکز جمعیتی!!!
💥-سال ۱۴۰۴ (برآورد جدید): جمعیت ایلام حدود ۶۰۰ هزار نفر است که سهم شهرنشینی همچنان پررنگتر از روستاهاست،با این رویکرد و آینده جمعیت استان ایلام آیا واقعاً ایجاد روستای جدیددر مناطقی که هیچ آثار و نشانه ای برای سکونت نداشته است باکدام ادله عقلی، علمی ، زیر ساختی جور در می آید.این نیز باید مد نظر متولیان قرار گیرد یک زمانی همه مردم استان ما سبک زندگی عشایری داشته اند ، در فصولی از سال به صورت دوره ای برای تعلیف دام خود در مکانهایی ساکن می شده اند اگر بناباشد بر این اساس عمل شود باید همه مردم ادعا نمایند در آن مکان هایی ، قبلاً ساکن شده اند الان بروند ساخت ساز جدید نمایند این مجوز باید برای همه مردم شهرستانهای استان صادر آن وقت پاسخگو به تهدیدات و مخاطرات ناشی از تصمیم گیریهای نسنجیده را چه کسانی باید پاسخ دهند.الان خیلی از روستاهای مرزی در شهرستانهای مرزی خالی از سکنه شده اند با وجود زیر ساخت و موقعیت بهتر برای توسعه استان چرا زمینه ساز بازگشت آنها به روستاهایشان نمی شوید!!!!!
به هرحال روستازایی در ایلام اگر با مدیریت پایدار، طرحهای هادی اصولی و آموزش سبک زندگی سازگار با طبیعت همراه نباشد، میتواند به تهدیدی جدی برای جنگلهای زاگرس و فرهنگ بومی تبدیل شود. این پدیده باید با توسعه متوازن، حفاظت از منابع طبیعی و احیای الگوهای سنتی همزیستی با محیط مدیریت شود تا به فرصت تبدیل گردد نه تهدید. امیدواریم نهادهای نظارتی و دیگر صاحب نظران و متخصصان به تبعات این نوع این تصمیم گیرهای ناسازگار با شرایط استان و ایجاد بدعت های ناروا که زمینه ساز تخریب بیشتر در مابقی جنگلهای استان خواهد شد بپردازند .
🖌️-به قلم : محمدفیضی
تمرکز جمعیتی استان ایلام طی دهههای اخیر بهطور آشکار به سمت شهرنشینی حرکت کرده است، در سال ۱۳۹۵ حدود ۶۸٪ جمعیت ایلام شهری بوده و روند مهاجرت از روستاها به شهرها همچنان ادامه دارد.
روستازایی در قلب جنگلهای با توجه به وضعیت بحرانی جنگلهای استان ایلام وجود انواع فشاره ها و بهره کشی های ناروا در طی سالیان متمادی که بدون مدیریت پایدار انجام شده است، موجب تخریب جنگلهای بلوط، کاهش تنوع زیستی، بحران آب و تغییر سبک زندگی سنتی منجر شده است به طور مختصر جهت تنویر افکار عمومی و توجه بیشتر متولیان ، فعالان محیط زیست و منابع طبیعی به بخشی ازتهدیدهای ناشی از روستازایی و ترویج سبک زندگی جدید در قلب جنگلهای ایلام در شرایط خشکسالی و تغییراقلیم و آسیب های مختلفی که عرصه های جنگلی با آن مواجه هستند اشاره می گردد:
💠-تخریب جنگلهای بلوط زاگرس در بازه ایلام ،
گسترش راهسازی و ساختوساز در دل جنگلها برای توسعه روستاها، پوشش گیاهی را نابود کرده و خاک را در معرض فرسایش قرار میدهد .
💠-کاهش تنوع زیستی
ایلام دارای بیش از ۸۰ زیستگاه، ۱۵ رودخانه و صدها گونه پرنده و گیاه است. توسعه بیبرنامه روستایی و چرای بیرویه دام، این تنوع زیستی بینظیر را تهدید میکند .
💠-بحران آب و کشاورزی دیم
بیش از ۱۶۵ روستای ایلام با تنش آبی مواجهاند. افزایش جمعیت روستایی و تغییر سبک زندگی به مصرفگرایی، فشار بیشتری بر منابع محدود آب وارد میکند .
💠-آتشسوزی و رمهگردانی
حضور دامداران و گسترش سکونتگاهها در جنگلها احتمال آتشسوزی را بالا میبرد. رمهگردانی یکی از عوامل اصلی آتشسوزی جنگلهای ایلام شناخته شده است .
💠-تغییر سبک زندگی سنتی به مصرفی
روستازایی همراه با ترویج سبک زندگی شهری (مصرفگرایی، ساختوساز غیر اصولی، استفاده از سوختهای فسیلی) باعث فاصله گرفتن از الگوهای سنتی همزیستی با طبیعت میشود .
💠-زغالگیری و بهرهبرداری غیرمجاز
افزایش تقاضا برای سوخت و درآمدزایی در روستاها، فعالیت کورههای زغال غیرمجاز را تشدید کرده و جنگلهای بلوط را نابود میکند.
❇️-روند تغییر تمرکز جمعیتی در استان ایلام
با توجه به روند رو به رشد آینده جمعیت استان به سبک زندگی شهر نشینی در استان ایلام باید زیر ساخت های مدیریتی در جهت ساماندهی این جمعیت مد نظر قرار گیرد تحولات تغییر جمعیتی در طی چهار دهه نشان می دهد که این روند سیر صعودی داشته است :
💥-دهه ۱۳۶۰: تنها حدود ۳۵٪ جمعیت ایلام شهری بودند؛ اکثریت در روستاها زندگی میکردند
💥-دهه ۱۳۷۰: نرخ شهرنشینی به حدود ۴۰٪ رسید؛ آغاز مهاجرت گسترده به شهرها.
💥- دهه ۱۳۸۰: رشد سریع شهرنشینی، جمعیت شهری به حدود ۴۵–۵۰٪ رسید.
💥-دهه ۱۳۹۰: در سرشماری ۱۳۹۰، بیش از ۶۰٪ جمعیت ایلام شهری شدند.
💥-سال ۱۳۹۵: نرخ شهرنشینی به ۶۸.13٪ رسید؛ نقطه اوج تغییر تمرکز جمعیتی!!!
💥-سال ۱۴۰۴ (برآورد جدید): جمعیت ایلام حدود ۶۰۰ هزار نفر است که سهم شهرنشینی همچنان پررنگتر از روستاهاست،با این رویکرد و آینده جمعیت استان ایلام آیا واقعاً ایجاد روستای جدیددر مناطقی که هیچ آثار و نشانه ای برای سکونت نداشته است باکدام ادله عقلی، علمی ، زیر ساختی جور در می آید.این نیز باید مد نظر متولیان قرار گیرد یک زمانی همه مردم استان ما سبک زندگی عشایری داشته اند ، در فصولی از سال به صورت دوره ای برای تعلیف دام خود در مکانهایی ساکن می شده اند اگر بناباشد بر این اساس عمل شود باید همه مردم ادعا نمایند در آن مکان هایی ، قبلاً ساکن شده اند الان بروند ساخت ساز جدید نمایند این مجوز باید برای همه مردم شهرستانهای استان صادر آن وقت پاسخگو به تهدیدات و مخاطرات ناشی از تصمیم گیریهای نسنجیده را چه کسانی باید پاسخ دهند.الان خیلی از روستاهای مرزی در شهرستانهای مرزی خالی از سکنه شده اند با وجود زیر ساخت و موقعیت بهتر برای توسعه استان چرا زمینه ساز بازگشت آنها به روستاهایشان نمی شوید!!!!!
به هرحال روستازایی در ایلام اگر با مدیریت پایدار، طرحهای هادی اصولی و آموزش سبک زندگی سازگار با طبیعت همراه نباشد، میتواند به تهدیدی جدی برای جنگلهای زاگرس و فرهنگ بومی تبدیل شود. این پدیده باید با توسعه متوازن، حفاظت از منابع طبیعی و احیای الگوهای سنتی همزیستی با محیط مدیریت شود تا به فرصت تبدیل گردد نه تهدید. امیدواریم نهادهای نظارتی و دیگر صاحب نظران و متخصصان به تبعات این نوع این تصمیم گیرهای ناسازگار با شرایط استان و ایجاد بدعت های ناروا که زمینه ساز تخریب بیشتر در مابقی جنگلهای استان خواهد شد بپردازند .
«روستازایی»؛ پدیدهای نوظهور در قلب جنگلهای ایلام
🔷دانشآموخته دکترای محیط زیست گفت: روستازایی در دل جنگلهای ایلام، پدیدهای نوظهور است که در ظاهر با هدف توسعه و بازگشت به ریشهها شکل گرفته اما در عمل میتواند به تهدیدی جدی برای منابع طبیعی، تنوع زیستی و فرهنگ بومی منطقه بدل شود.
ادامه گفتگودر تار نمای خبرگزاری 👇🏻👇🏻👇🏻
isna.ir/xdVw3w
@isnailam24
🔷دانشآموخته دکترای محیط زیست گفت: روستازایی در دل جنگلهای ایلام، پدیدهای نوظهور است که در ظاهر با هدف توسعه و بازگشت به ریشهها شکل گرفته اما در عمل میتواند به تهدیدی جدی برای منابع طبیعی، تنوع زیستی و فرهنگ بومی منطقه بدل شود.
ادامه گفتگودر تار نمای خبرگزاری 👇🏻👇🏻👇🏻
isna.ir/xdVw3w
@isnailam24
ایسنا
«روستازایی»؛ پدیدهای نوظهور در قلب جنگلهای ایلام
ایسنا/ایلام دانشآموخته دکترای محیط زیست گفت: روستازایی در دل جنگلهای ایلام، پدیدهای نوظهور است که در ظاهر با هدف توسعه و بازگشت به ریشهها شکل گرفته اما در عمل میتواند به تهدیدی جدی برای منابع طبیعی، تنوع زیستی و فرهنگ بومی منطقه بدل شود.
«فعالیت های تخریب کننده انسانی در طی چند دهه اخیر موجب تشدید خشکسالی درکشور شده است»
بر اساس پژوهش های جدید صورت گرفته خشکسالی بیسابقهای که طی پنج سال گذشته سه کشور ایران، عراق و سوریه با آن مواجه شده اند، بدون تغییرات اقلیمی ناشی از فعالیتهای انسانی، تخریب های پوشش گیاهی ، با شدتِ فعلی رخ نمیداد حال آنکه پدیده تغییرات اقلیم موضوعی جهانی می باشد.محققین «نسبتدهی آبوهوای جهان» (WWA) اعلام کردند که افزایش دمای جهانی ناشی از سوزاندن سوختهای فسیلی، عامل اصلی سوق دادن این سه کشور به وضعیت «استثناییِ» خشکسالی است.
بر اساس این مطالعه که تحلیل این پژوهشگران دربارهٔ وضعیت منطقه در سال ۲۰۲۳ را بهروزرسانی میکند، «این بدترین خشکسالی ثبتشده در تاریخ کشور ایران می باشد». با بهروزرسانی دادهها تا ژوئن ۲۰۲۵، محققان ارتباط قویتری بین گرمایش و خشکسالی طولانیمدت پیدا کردند.
مطالعهٔ اخیر پژوهشگران، بر اساس «شواهد قوی»، نشان میدهد که تغییرات اقلیمی ناشی از فعالیتهای انسانی در از بین بردن پوشش های گیاهی ، خطر خشکسالی را چندین برابر افزایش داده است.
بنابه به گفتهٔ صاحب نظران ، در وضعیت بدون گرمایش جهانی، دورۀ خشکسالی کنونی که از پیش آغاز شده، از شدت بسیار کمتری برخوردار میبود.این مطالعه در عین حال تأکید میکند که ضعفهای ساختاری از جمله مدیریت ناکارآمد یا بیش از حد مداخلهگرانه در امور آب، چرای بی رویه دام ، با ترویج سبک زندگی های ناسازگار با شرایط کنونی زندگی بیش از ظرفیت طبیعی زمین و گسترش کشاورزی باعث تشدید بحران آب شده است.دانشمندان اقلیمشناس در مطالعات خود از سال ۲۰۱۵ به این سو و بهطور مشخص هشدار دادهاند که آسیبپذیرترین بخش جهان در مقابل تغییرات اقلیمی احتمالاً خاورمیانه است.
گروه «نسبتدهی آبوهوای جهان» یک پروژهٔ همکاری همکاری بینالمللی از دانشمندان اقلیمشناس، مؤسسات پژوهشی و سازمانهای مرتبط است که هدف آن تحلیل سریع و علمی است تا نشان دهد چگونه تغییرات اقلیمی ناشی از فعالیت های ناسازگار صورت گرفته احتمال یا شدت رخدادهای اقلیمی شدید را تحت تأثیر قرار دهد.مطالعه تازهٔ این گروه در مورد ایران میگوید: وضعیت وخیم فعلی بخشی از بحران طولانیمدتتر آب در ایران و منطقه است که ناشی از طیف وسیعی از مسائل، از جمله خشکسالیهای مکرر با افزایش میزان تبخیر، کشاورزی پرمصرف آب و استخراج ناپایدار آبهای زیرزمینی، تخریب های ایجاد شده در حوضه های آبخیز( آتش سوزی های اخیرجنگلهای هیرکانی و زاگرسی)نمونه هایی از آنها می باشد.این فشارهای ترکیبی به تنش آبی مزمن در مراکز شهری بزرگ از جمله تهران منجر شده است که بر اساس گزارشها، در خطر کمبود شدید آب و جیرهبندی اضطراری قرار دارند و در عین حال بهرهوری کشاورزی را تحت تأثیر قرار میدهد و رقابت بر سر منابع کمیاب را تشدید میکند.
جناب دکتر پزشکیان، رئیسجمهور ، اخیراً سخنان حکیمانه ای بیان که تأییدی بر مخرب بودن فعالیت انسانی مسبب وضع موجود دارد «به دلیل توسعۀ بدون فکر، امروز نه زیر پایمان آب داریم و نه در پشت سدها.»
جناب حاجی میرزایی رئیس دفتر رئیس جمهور، نیز جور دیگری بر نا کارآمدی مدیریت منابع در طی این چند دهه اشاره فرودند: «مطالعات علمی و نمودارها و بررسیها نشان داده که تمام سیاستگذاریهایی که در حوزۀ مدیریت آب در سالهای قبل و بعد از انقلاب انجام شده، وضع را بدتر کرده است.»بعضی از کشور های همسایۀ ایران، مانند عراق، نیز شاهد خشکترین دورهٔ از سال ۱۹۳۳ تا کنون می باشد، کشور سوریه با بدترین خشکسالی خود طی چهار دههٔ گذشته مواجه شده است .
«محمد فیضی»
بر اساس پژوهش های جدید صورت گرفته خشکسالی بیسابقهای که طی پنج سال گذشته سه کشور ایران، عراق و سوریه با آن مواجه شده اند، بدون تغییرات اقلیمی ناشی از فعالیتهای انسانی، تخریب های پوشش گیاهی ، با شدتِ فعلی رخ نمیداد حال آنکه پدیده تغییرات اقلیم موضوعی جهانی می باشد.محققین «نسبتدهی آبوهوای جهان» (WWA) اعلام کردند که افزایش دمای جهانی ناشی از سوزاندن سوختهای فسیلی، عامل اصلی سوق دادن این سه کشور به وضعیت «استثناییِ» خشکسالی است.
بر اساس این مطالعه که تحلیل این پژوهشگران دربارهٔ وضعیت منطقه در سال ۲۰۲۳ را بهروزرسانی میکند، «این بدترین خشکسالی ثبتشده در تاریخ کشور ایران می باشد». با بهروزرسانی دادهها تا ژوئن ۲۰۲۵، محققان ارتباط قویتری بین گرمایش و خشکسالی طولانیمدت پیدا کردند.
مطالعهٔ اخیر پژوهشگران، بر اساس «شواهد قوی»، نشان میدهد که تغییرات اقلیمی ناشی از فعالیتهای انسانی در از بین بردن پوشش های گیاهی ، خطر خشکسالی را چندین برابر افزایش داده است.
بنابه به گفتهٔ صاحب نظران ، در وضعیت بدون گرمایش جهانی، دورۀ خشکسالی کنونی که از پیش آغاز شده، از شدت بسیار کمتری برخوردار میبود.این مطالعه در عین حال تأکید میکند که ضعفهای ساختاری از جمله مدیریت ناکارآمد یا بیش از حد مداخلهگرانه در امور آب، چرای بی رویه دام ، با ترویج سبک زندگی های ناسازگار با شرایط کنونی زندگی بیش از ظرفیت طبیعی زمین و گسترش کشاورزی باعث تشدید بحران آب شده است.دانشمندان اقلیمشناس در مطالعات خود از سال ۲۰۱۵ به این سو و بهطور مشخص هشدار دادهاند که آسیبپذیرترین بخش جهان در مقابل تغییرات اقلیمی احتمالاً خاورمیانه است.
گروه «نسبتدهی آبوهوای جهان» یک پروژهٔ همکاری همکاری بینالمللی از دانشمندان اقلیمشناس، مؤسسات پژوهشی و سازمانهای مرتبط است که هدف آن تحلیل سریع و علمی است تا نشان دهد چگونه تغییرات اقلیمی ناشی از فعالیت های ناسازگار صورت گرفته احتمال یا شدت رخدادهای اقلیمی شدید را تحت تأثیر قرار دهد.مطالعه تازهٔ این گروه در مورد ایران میگوید: وضعیت وخیم فعلی بخشی از بحران طولانیمدتتر آب در ایران و منطقه است که ناشی از طیف وسیعی از مسائل، از جمله خشکسالیهای مکرر با افزایش میزان تبخیر، کشاورزی پرمصرف آب و استخراج ناپایدار آبهای زیرزمینی، تخریب های ایجاد شده در حوضه های آبخیز( آتش سوزی های اخیرجنگلهای هیرکانی و زاگرسی)نمونه هایی از آنها می باشد.این فشارهای ترکیبی به تنش آبی مزمن در مراکز شهری بزرگ از جمله تهران منجر شده است که بر اساس گزارشها، در خطر کمبود شدید آب و جیرهبندی اضطراری قرار دارند و در عین حال بهرهوری کشاورزی را تحت تأثیر قرار میدهد و رقابت بر سر منابع کمیاب را تشدید میکند.
جناب دکتر پزشکیان، رئیسجمهور ، اخیراً سخنان حکیمانه ای بیان که تأییدی بر مخرب بودن فعالیت انسانی مسبب وضع موجود دارد «به دلیل توسعۀ بدون فکر، امروز نه زیر پایمان آب داریم و نه در پشت سدها.»
جناب حاجی میرزایی رئیس دفتر رئیس جمهور، نیز جور دیگری بر نا کارآمدی مدیریت منابع در طی این چند دهه اشاره فرودند: «مطالعات علمی و نمودارها و بررسیها نشان داده که تمام سیاستگذاریهایی که در حوزۀ مدیریت آب در سالهای قبل و بعد از انقلاب انجام شده، وضع را بدتر کرده است.»بعضی از کشور های همسایۀ ایران، مانند عراق، نیز شاهد خشکترین دورهٔ از سال ۱۹۳۳ تا کنون می باشد، کشور سوریه با بدترین خشکسالی خود طی چهار دههٔ گذشته مواجه شده است .
«محمد فیضی»
احداث کارخانه سیمان در کنار حوضه های آبخیز چه خسارتهای غیر قابل جبرانی به همراه دارد؟
احداث کارخانه سیمان در کنار حوضههای آبخیز میتواند به تخریب منابع آب زیرزمینی، آلودگی هوا و آب، نابودی پوشش گیاهی و فرسایش خاک منجر شود؛ این آسیبها در بسیاری موارد غیرقابل جبران هستند و تعادل اکولوژیک منطقه را بهطور دائمی مختل میکنند .
🌍-خسارتهای اصلی و غیرقابل جبران
💥-آلودگی هوا و انتشار ذرات معلق: کارخانههای سیمان از بزرگترین منابع انتشار گردوغبار و گازهای آلاینده (مانند SO₂ و NOₓ) هستند. این آلودگیها نه تنها کیفیت هوا را کاهش میدهند، بلکه بر سلامت انسان و جانوران نیز اثرات جدی دارند.احداث کارخانه سیمان در کنار حوضه های آبخیز خسارتهای غیر قابل جبرانی به همراه دارد که بطور مختصر به بخشی از آنها اشاره می گردد:
💥-برداشت بیرویه از منابع آب زیرزمینی: برای تولید سیمان، حجم عظیمی آب مصرف میشود. به عنوان نمونه در مناطقی مثل گلگیر خوزستان، کارخانه سیمان با برداشت مستقیم از سفرههای محدود آب زیرزمینی، بحران آب شرب پایدار ایجاد کرده است .
💥-آلودگی آبهای سطحی و زیرزمینی: ورود پسابها و ذرات ریز سیمان به آبخیزها باعث تغییر کیفیت آب، کاهش اکسیژن محلول و تهدید حیات آبزیان میشود .
💥-تخریب پوشش گیاهی و فرسایش خاک: گردوغبار سیمان روی برگها و خاک مینشیند، فتوسنتز را مختل کرده و موجب نابودی پوشش گیاهی میشود. این امر چرخه طبیعی آبخیز را برهم زده و فرسایش خاک را تشدید میکند.
💥-کاهش تنوع زیستی: نابودی زیستگاهها و آلودگی منابع طبیعی، گونههای گیاهی و جانوری وابسته به حوضه آبخیز را تهدید کرده و منجر به کاهش تنوع زیستی میشود .
💥-تغییرات اقلیمی محلی: انتشار گازهای گلخانهای ناشی از تولید سیمان (بهویژه CO₂) میتواند الگوهای بارش و دمای محلی را تغییر دهد و پایداری اکوسیستم آبخیز را مختل کند .
🚫-بخشی از خسارتهای احداث کارخانه سیمان که استان ایلام نیز آن را تجربه نموده است.
برخی از خسارت هایی که اثرات مستقیم و پیامد بلندمدت
مانند آلودگی هوا ذرات معلق، گازهای سمی بیماریهای تنفسی، کاهش کیفیت زندگی
برداشت آب ، کاهش سفرههای زیرزمینی، بحران آب شرب، خشک شدن چشمهها،
آلودگی آب ، ورود پساب و گردوغبار نابودی آبزیان، کاهش کیفیت آب ، تخریب پوشش گیاهی، زمینه ساز سیل ، اثرات گردوغبار روی برگ درختان و پوشش گیاهی منطقه موجب خشکیدگی و کاهش محصولات کشاورزی، فرسایش خاک، بیابانزایی،
کاهش تنوع زیستی، نابودی زیستگاهها انقراض گونههای محلی،
، اثر گذاری بیشتر تغییر اقلیم محلی، انتشار CO₂ تغییر الگوی بارش و دما، بخش های از اثرات صنایع ناسازگار سیمان با ظرفیت های طبیعی استانهای زاگرس نشین می باشد.
⭕️-نکته پایانی
احداث کارخانه سیمان در کنار حوضههای آبخیز، بهویژه در زیست بوم حساسی مانند زاگرس در استانهای ، ایلام کرمانشاه، کردستان، لرستان، وسایر استانهای زاگرس نشین ، نه تنها منابع طبیعی را نابود میکند بلکه آینده توسعه پایدار و امنیت آب را به خطر میاندازد. این خسارتها در بسیاری موارد غیرقابل بازگشت هستند و تنها با پیشگیری و انتخاب مکانهای مناسب برای صنایع میتوان از آنها جلوگیری کرد. امیدواریم متولیان خردمنداستانهای زاگرس نشیان بویژه استان تنوع زیستی ایلام سود و زیان این صنایع تخریب کننده سرزمین با هم در نظر بگیرند، حداقل یک مقاله از مقالات اولین همایش علمی صنعت سیمان و توسعه را که دراسفندماه سال ۱۳۸۷ با حضور واحدهای دانشگاهی در استان ایلام برگزار شده است عنایت داشته باشند.
«محمد فیضی»
احداث کارخانه سیمان در کنار حوضههای آبخیز میتواند به تخریب منابع آب زیرزمینی، آلودگی هوا و آب، نابودی پوشش گیاهی و فرسایش خاک منجر شود؛ این آسیبها در بسیاری موارد غیرقابل جبران هستند و تعادل اکولوژیک منطقه را بهطور دائمی مختل میکنند .
🌍-خسارتهای اصلی و غیرقابل جبران
💥-آلودگی هوا و انتشار ذرات معلق: کارخانههای سیمان از بزرگترین منابع انتشار گردوغبار و گازهای آلاینده (مانند SO₂ و NOₓ) هستند. این آلودگیها نه تنها کیفیت هوا را کاهش میدهند، بلکه بر سلامت انسان و جانوران نیز اثرات جدی دارند.احداث کارخانه سیمان در کنار حوضه های آبخیز خسارتهای غیر قابل جبرانی به همراه دارد که بطور مختصر به بخشی از آنها اشاره می گردد:
💥-برداشت بیرویه از منابع آب زیرزمینی: برای تولید سیمان، حجم عظیمی آب مصرف میشود. به عنوان نمونه در مناطقی مثل گلگیر خوزستان، کارخانه سیمان با برداشت مستقیم از سفرههای محدود آب زیرزمینی، بحران آب شرب پایدار ایجاد کرده است .
💥-آلودگی آبهای سطحی و زیرزمینی: ورود پسابها و ذرات ریز سیمان به آبخیزها باعث تغییر کیفیت آب، کاهش اکسیژن محلول و تهدید حیات آبزیان میشود .
💥-تخریب پوشش گیاهی و فرسایش خاک: گردوغبار سیمان روی برگها و خاک مینشیند، فتوسنتز را مختل کرده و موجب نابودی پوشش گیاهی میشود. این امر چرخه طبیعی آبخیز را برهم زده و فرسایش خاک را تشدید میکند.
💥-کاهش تنوع زیستی: نابودی زیستگاهها و آلودگی منابع طبیعی، گونههای گیاهی و جانوری وابسته به حوضه آبخیز را تهدید کرده و منجر به کاهش تنوع زیستی میشود .
💥-تغییرات اقلیمی محلی: انتشار گازهای گلخانهای ناشی از تولید سیمان (بهویژه CO₂) میتواند الگوهای بارش و دمای محلی را تغییر دهد و پایداری اکوسیستم آبخیز را مختل کند .
🚫-بخشی از خسارتهای احداث کارخانه سیمان که استان ایلام نیز آن را تجربه نموده است.
برخی از خسارت هایی که اثرات مستقیم و پیامد بلندمدت
مانند آلودگی هوا ذرات معلق، گازهای سمی بیماریهای تنفسی، کاهش کیفیت زندگی
برداشت آب ، کاهش سفرههای زیرزمینی، بحران آب شرب، خشک شدن چشمهها،
آلودگی آب ، ورود پساب و گردوغبار نابودی آبزیان، کاهش کیفیت آب ، تخریب پوشش گیاهی، زمینه ساز سیل ، اثرات گردوغبار روی برگ درختان و پوشش گیاهی منطقه موجب خشکیدگی و کاهش محصولات کشاورزی، فرسایش خاک، بیابانزایی،
کاهش تنوع زیستی، نابودی زیستگاهها انقراض گونههای محلی،
، اثر گذاری بیشتر تغییر اقلیم محلی، انتشار CO₂ تغییر الگوی بارش و دما، بخش های از اثرات صنایع ناسازگار سیمان با ظرفیت های طبیعی استانهای زاگرس نشین می باشد.
⭕️-نکته پایانی
احداث کارخانه سیمان در کنار حوضههای آبخیز، بهویژه در زیست بوم حساسی مانند زاگرس در استانهای ، ایلام کرمانشاه، کردستان، لرستان، وسایر استانهای زاگرس نشین ، نه تنها منابع طبیعی را نابود میکند بلکه آینده توسعه پایدار و امنیت آب را به خطر میاندازد. این خسارتها در بسیاری موارد غیرقابل بازگشت هستند و تنها با پیشگیری و انتخاب مکانهای مناسب برای صنایع میتوان از آنها جلوگیری کرد. امیدواریم متولیان خردمنداستانهای زاگرس نشیان بویژه استان تنوع زیستی ایلام سود و زیان این صنایع تخریب کننده سرزمین با هم در نظر بگیرند، حداقل یک مقاله از مقالات اولین همایش علمی صنعت سیمان و توسعه را که دراسفندماه سال ۱۳۸۷ با حضور واحدهای دانشگاهی در استان ایلام برگزار شده است عنایت داشته باشند.
«محمد فیضی»