Evolps – Telegram
Evolps
1.14K subscribers
119 photos
20 videos
22 files
139 links
ایوالپس: گروه روان‌شناسی تکاملی🌱

ادمین: @HotsonHor
سایت: Evolps.org
اینستاگرام: https://instagram.com/evopsyche


برای حمایت از ایوالپس می‌توانید از طریق این لینک اقدام نمایید: https://zarinp.al/evolps.org
Download Telegram
⭕️ جلسۀ دومِ خوانش «روان‌شناسی تکاملی» اثر دیوید باس.
🕕 دوشنبه، دهم آبان ماه، ساعت ۱۸.
🌐 لینک جلسه: https://www.clubhouse.com/join/%D8%B9%D9%84%D9%85-%D9%88-%D9%81%D9%84%D8%B3%D9%81%D9%87/RMtBbCaA/PYbEBy3O

@Evolps 🌱
🔴 اولین قسمت از #ایوالپس_تاک با حضور پروفسور کانر از Emory university

این جلسه به زبان انگلیسی برگزار می‌شود‼️

فردا (جمعه) شب ساعت ۲۱ در لایو اینستاگرام ایوالپس:
https://instagram.com/evopsyche

@Evolps 🌱
شمارۀ نه - دورۀ سوم.pdf
2.8 MB
🔴 بیست‌و‌نهمین شمارهٔ #ای‌ونت منتشر شد 🔴

🔶 آیا زنان و مردان می‌توانند فقط دوست معمولی باشند؟
🔷 حملهٔ انتحاری از دیدگاه روان‌شناسی تکاملی
🔶 ریشه‌های تکاملی تفرقه و جداسازی در جامعه چیست؟
🔷 فروید، تمدن و سرکوب جنسی
🔶 داروین و روش علمی؛ فلسفه در کشتی بیگل
🔷 آیا دلبستگی را هم می‌توان آموخت؟

@Evolps🌱
نشریه دوپامین.pdf
8.1 MB
🗞ماهنامه "دوپامین"

📰نشریه انجمن علمی - دانشجویی
روان‌شناسی دانشگاه علامه طباطبایی

ویژه‌نامه‌ روان‌شناسی تکاملی

🗃شماره هستم

با ما همراه باشید🌱

🆔️ @psychology_atu
• مورچه‌ها درمورد تکامل مغز انسان به ما چه می‌آموزند؟ •

با وجود آنکه در یک روند کلی می‌توان گفت مغز انسان‌ریخت‌ها در طی تاریخ چند میلیون ساله، بزرگ شده است، اما طی چند هزارسالِ اخیر، مغز انسان‌ها با کاهش سایز مواجه شده‌. این کاهش چه زمانی رخ داده و چرا؟
محققان، زمان این رخداد را حدود ۳ هزارسال قبل تخمین زده و مدعی‌اند که پاسخ چرایی آن را در زندگی اجتماعی مورچه‌ها یافته‌اند. مورچه‌ها به علت داشتن گروه‌های اجتماعی پیچیده، هوش تجمعی، تقسیم کار و شکلی از کِشت غذا، به انسان‌ها شبیه‌اند. به نظر می‌آید ما انسان‌ها به علت «خارجی‌سازی» اطلاعات، دارای مغزهای کوچک‌تری شده‌ایم. زندگی اجتماعی در گروه، باعث ایجاد شناخت در سطح گروه و هوش تجمعی می‌شود و به عبارتی مجموعه افراد گروه، باهوش‌تر از باهوش‌ترین فرد گروه عمل می‌کنند. پیچیده شدنِ زندگیِ اجتماعی، تقسیم کار و پیدایش تخصص‌ها، احتمالاً به کوچکی مغز انجامیده که نهایتاً به علت کاهش انرژی مصرفی مغز، به عنوان یک سودمندی تکاملی، حفظ شده است.

چند نکته پیرامون این خبر:
۱- اصولاً حشرات، واجد ساختار واحد و منسجمی به نام مغز نبوده و در هر قطعه از بدن، صرفاً گره‌های عصبی دارند. شاید بتوان الگوهای مشابهی از زندگی اجتماعی میان مورچه‌ها و انسان‌ها یافت، اما اینکه چقدر مغزِ این دو قابل تطبیق باشد، جای تردید دارد.
۲- عدد سه هزارسال برای آغاز کوچک شدن مغز انسان، عدد بسیار کوچکی است! تصور می‌شود این فرآیند زودتر آغاز شده باشد.
۳- هرچند که سرآغاز تقسیم کار میان انسان‌ها از معماهای انسان‌شناسی است، اما برخی شواهد نشان می‌دهد این مسئله حتی از زمان انسان ارکتوس هم وجود داشته و ممکن است بسیار کهن‌تر از زمانی باشد که این پژوهش ادعا کرده است.
منبع
@Evolps 🌱
• لمورها احتمالاً ضرباهنگ را درک می‌کنند •

محققان رفتارشناسی حیوانات از مؤسسهٔ زبان‌شناسی روان‌شناختی ماکس پلانک، با آنالیزِ آوازهای مشهورِ گونه‌ای لمور ماداگاسکار به نام «ایندری» -که به عنوان راهی ارتباطی میان افراد جمعیت استفاده می‌شود- دریافتند در آوازهای آنان، ریتم و ضرباهنگ «کوتاه-کوتاه-بلند» وجود دارد و این درست مشابه ریتم و ضرباهنگی است که ما انسان‌ها در بسیاری از موسیقی‌هایمان از آن استفاده می‌کنیم. اینکه آیا وجود چنین ریتمی، صرفاً یک نمود بیرونی و یا محصولی از محدودیت‌های فیزیولوژیک تنفس آن‌هاست یا نه، جای بحث دارد و محققان هنوز مطمئن نیستند که لمورها، در مغز خود واجد توانمندی ادراک و پردازش ضرباهنگ‌ها به شیوه‌ای انسان‌گونه باشند.
هرچند لمورها در دنیای نخستی‌ها، از دورترین خویشاوندان انسان‌اند؛ اما در مقیاس جانوران، از اقوام نزدیک ما به حساب می‌آیند و به ویژه، شباهت‌هایی با ابتدایی‌ترین نخستی‌ها نشان می‌دهند. مردمان بومی ماداگاسکار (مشهور به مالاگاسی‌ها)، لمورها را جدّ انسان می‌دانند و در افسانه‌های خود، معتقدند که روزی، لموری، درختان را ترک کرد و در زمین‌های باز، به انسان تبدیل شد. از آن روز، لمورها بر فراز درختان، به آواهای جیغ‌مانند مشغول‌اند که در حقیقت، سوگی برای فرزند از‌دست‌رفته‌شان (یعنی جدّ انسان) است. هرچند که می‌دانیم چنین افسانه‌ای حقیقت ندارد، اما نشان می‌دهد مردمان بومی نیز، به شباهت‌های آواز لمورها با انسان‌ها، پی برده بودند.
منبع
@Evolps 🌱
• کشف نخستین نمونهٔ کودک از گونهٔ هومو نالدی؛ لِتیمِلا، کودک گمشده •

ظهر روز ۴ نوامبر، لی برگر -انسان‌شناس شهیر آمریکایی که در مؤسسهٔ مطالعات تکاملی دانشگاه ویتواترسراند ژوهانسبورگ در آفریقای جنوبی فعالیت می‌کند- طی یک رویداد بین‌المللی آنلاین از محل سایت میراث جهانی مهد بشریت یونسکو، کشف یک نمونهٔ جدید سنگواره‌ای موسوم به «کودک تاریکی» را اعلام عمومی نمود.
کودک تاریکی، اولین نمونهٔ نابالغ کشف‌شده از گونهٔ انسان نالدی است که ۴ تا ۶ سال سن دارد و در سال ۲۰۱۷، از تالار «آشوب» در سیستم غارهای ستارهٔ طالع (Rising Star)‌ کشف شده است، با ۱۲ متر فاصله از تالار دینالدی در همین غارهای زیرزمینی که در سال ۲۰۱۳ و ۲۰۱۴، محل کشف نخستین نمونه‌های انسان نالدی بود. ورودی و گذرگاه‌های این غارها، بسیار باریک‌اند و اکتشاف در آن‌ها، همواره با کمک باستان‌شناسان کوچک‌جثهٔ آشنا با غارنوردی حرفه‌ای ممکن بوده است.
نام این کودک را لتیملا یا به طور مخفف، «لتی» گذاشته‌اند که در زبان محلی، به معنای «گمشده» یا The Lost One است.
از لتی، تنها و تنها قطعات جمجمه و دندان یافت شده؛ از آن جمله، می‌توانید دندان‌های درنیامدهٔ او را ببینید که در عمق آروارهٔ فوقانی‌اش جای گرفته‌اند تا روزی دربیایند! کوچک‌ترین شواهدی از فک پایین یا بقایای بدنی لتی یافت نشده و این نشان می‌دهد به احتمال زیاد، تنها سر لتی در تالار غار رها شده، بی‌آنکه نشانه‌ای از شکار شدن بر آن موجود باشد یا توسط امواج آب، شسته شده و به غار آمده باشد.
پیش از این هم موقعیت غریب انسان‌های نالدی در اعماق دور از دسترس غاری تاریک، محققان به طرح این فرضیه کشانده بود که نالدی‌ها، اجساد خود را عامدانه در آنجا رها کرده بودند و اگر هدف آن‌ها صرفاً دور کردن حسدی متعفن نبوده باشد، ممکن است واجد ظرفیت ذهنی و مغزی برای تدفین آئینی مردگانشان داشته باشند. اکنون رها کردن تنها یک سر در غار، این گمانه‌ها را تقویت می‌کند.
منابع: ۱ و ۲
@Evolps 🌱
• اهمیت تکاملی تحرک برای انسان‌ها •

دنیل لیبرمن -انسان‌شناس دانشگاه هاروارد و متخصص بیومکانیک، تکامل فیزیولوژی و فعالیت بدنی در انسان‌ها- در مقاله‌ای به این پرسش پرداخته که سود ورزش و فعالیت بدنی در سنین بالا چیست و چه تأثیری در طول عمر دارد.
فعالیت بدنی در طی تکامل انسان‌ها باعث می‌شود انرژی‌ای که در افراد بی‌تحرک صرف تولید هورمون‌های جنسی و افزایش موفقیت تولیدمثل می‌شود و محصول جانبی آن افزایش چربی بدن است، به سمت تحرک سرازیر شود. اما در انسان‌های شکارچی-گردآورنده همچون هادزاهای تانزانیا (که نسبت به خویشاوندانی چون شامپانزه و گوریل، بسیار پرتحرک‌اند) در سنین میانسالی، به فعالیت بدنی ادامه می‌دهند و در سنی که تولیدمثل مفیدی ندارند، انرژیِ هورمونی و چربی را صرف تحرک می‌کنند. انسان یکی از معدود جانورانی است که پدربزرگ و مادربزرگ دارد و این افراد هر چه فعال‌تر باشند، برای بقای ژن‌های خود در نوه‌هایشان مفیدترند و شاید تحرک بالا، تکامل یافته تا به سود نوه‌ها باشد. البته که انسان‌های مدرن به مدد پزشکی نوین، عمری طولانی اما با بیماری‌های متعدد دارند که محصول بی‌تحرکی است.
منبع
@Evolps 🌱
🎙سخنرانی با موضوعِ:
"مبانی روان شناسی تکاملی" با حضورِ جناب آقای محمدامین موفق (مدیر ایوالپس Evolps,پژوهشگر روانشناسی تکاملی)

📆روز پنجشنبه ۱۴۰۰/۱۱/۰۷
🕘ساعت ۲۲/۰۰

👥جلسه به صورت گفتگوی آنلاین در ویس چت خواهد بود.
#بحث_گروهی۷۸


----------------------------------------------------
گروه تلگرامی خانه آگاهی(گفتگو)
https://news.1rj.ru/str/joinchat/Gahhh9oPcdwxNzQ0
----------------------------------------------------
کانال تلگرامی خانه آگاهی
🆔@Khaneh_agahi1
----------------------------------------------------
اینستاگرام خانه آگاهی
https://www.instagram.com/khaneh_agahi/
----------------------------------------------------
کانال تلگرامی ایوالپس
🆔@evolps
🔥سمپوزیوم رایگان داروین🔥

📆 به مناسبت سالروز چارلز رابرت داروین😍

🪝«داروین»، نامی آشنا و پر آوازه در علم و به خصوص زیست‌شناسی؛ مردی با تجربیات بی‌نظیر و فرضیات و کشفیات تکان‌دهنده؛ اندیشمندی فراتر از زمان که با نظریه‌ی تکاملش دید ما را نسبت به جایگاهمان در زمین برای همیشه تغییر داد؛ نامی بزرگ و رازآلود که قصد داریم در کنار شما به گره‌گشایی از اسرارش بپردازیم...

اکنون آکادمی دگرگشت ایرانیان قصد دارد به همراهی اتحاد زیست‌شناسان ایران و همچنین ۴۲ انجمن دانشگاهی، به واسطه‌ی سمپوزیوم داروین و در محفلی گرم و دوست‌داشتنی، به بررسی هرچه دقیق‌تر زندگی چارلز رابرت داروین بزرگ بپردازد؛ ما با شما از پیچ و خم لحظات زندگی شگفت‌آور این بزرگ‌مرد عبور کرده و برای کشف رازها و اسرار ژرفش به بحث خواهیم نشست.

زمان: چهارشنبه و پنجشنبه ۲۰ و ۲۱ بهمن ماه ساعت ۱۶ تا ۱۹

🖥 مکان: سامانه اسکای روم

💸هزینه شرکت در سمپوزیوم: رایگان
💸هزینه شرکت در سمپوزیوم با دریافت گواهی: ۳۰ هزار تومان


📎لینک ثبت نام

🔚ظرفیت ثبت نام محدود

🆔@ir_academy_evolution
Forwarded from Super Human
#کنفرانس

موضوع کنفرانس:
«چطور اقتصاد روی طلاق تاثیر می‌گذارد؟ روان‌شناسی تکاملی پاسخ می‌دهد.»

ارایه دهنده:
جناب #محمدامین_موفق؛
پژوهشگر روان‌شانسی تکاملی،
مدیر گروه ایوالپس؛ گروه مطالعات روان‌شناسی تکاملی
@evolps

زمان: چهارشنبه ساعت ۲۲
مکان: گروه ابرانسان

https://news.1rj.ru/str/+COVAgI5T4V1lZWE8

@evolps
@Ensanehbartar
😍1
Forwarded from اتچ بات
موضوع کنفرانس:
«چطور اقتصاد روی طلاق تاثیر می‌گذارد؟ روان‌شناسی تکاملی پاسخ می‌دهد.»

ارایه دهنده:
جناب #محمدامین_موفق؛
پژوهشگر روان‌شانسی تکاملی،
مدیر گروه ایوالپس؛ گروه مطالعات روان‌شناسی تکاملی

زمان: چهارشنبه ۲۰ بهمن ۱۴۰۰
مکان: گروه ابرانسان
@evolps
@Ensanehbartar
• نقد «فرگشت و پدیده قتل‌های ناموسی» •

برای مطالعه این نقد پیشنهاد می‌شود که اول پست مربوطه را در کانال خوب تکامل و زیبایی‌شناسی مطالعه بفرمایید: فرگشت و پدیده قتل‌های ناموسی

نقد اول: همان طور که به درستی اشاره شده قتل‌های ناموسی، رفتاری است که از برهمکنش دو سویه ژنوم و محیط (فرهنگ، زبان، وضعیت اقتصادی و …) نتیجه می‌شود. نتیجهٔ این تعامل تک ساحتی است نه دو ساحتی، در نتیجه، احتمالا از یک منظر قابل تحلیل است. مغز انسان در طی تاریخ تکاملی سیم‌کشی شده است. ذهن انسان که پردازشگر اطلاعات است با توجه به شرایط ورودی‌هایی که از محیط پیرامون خود دریافت می‌کند، رفتاری را به عنوان خروجی تحویل می‌دهد. در نتیجه رفتار حاصل تعامل هر دو عامل است، به عبارت دیگر هر دو عامل تاثیر دارند اما به این شکل نیست که هر دو عامل را با تاثیرهای جداگانه در نظر بگیریم. همانند پف کردن کیک شکلاتی که نمی‌تواند به صورت دو منظری گرما و پیکین پودر تفسیر شود.

نقد دوم: در جنبهٔ زیستی به این مورد اشاره نشد که چرا قتل صورت می‌گیرد؟! آیا این قتل کمک می‌کند که نر نسبت به نرهای دیگر «سازگاری» خود را افزایش دهد؟! ممکن است پاسخ این باشد که حساسیت نر نسبت به وفاداری ماده، منجر به افزایش سازگاری می‌شود. حال سوال دیگری پیش میاید: چه طور این حساسیت منجر به قتل می‌شود؟ و سوال دیگر این حساسیت منجر به قتل شده چه طور سازگاری فرد را افزایش می‌دهد؟ چه طور کمک می‌کند که ژن‌های این فرد تکثیر پیدا کند؟ و یا سایر موارد احتمالی که در افزایش سازگاری افراد دخیل هستند. به نظر می‌رسد که در جنبهٔ زیستی مطرح شده به قتل نه تنها اشاره‌ای نشده بلکه حتا به قتل نمی‌رسیم. شاید به همان دلیل که احتمالا رفتار تک ساحتی است و نه دو ساحتی.

نقد سوم: به درستی اشاره شده است که اطلاعات ورودی به هر شکلی که باشد مثلا فرهنگ، اقتصاد، تربیت، قانون و … بر شدت رفتار تاثیر می‌گذارد. مثال واضح آن اهمیت ترجیح زنان ژاپنی به درآمد همسر در قیاس با زنان سوئدی.

نقد چهارم: به طور دقیق متوجه منظور جناب پاک‌نژاد در مورد استفاده از «وزن تاثیر» و «غالب» نشدم اما اگر این به این شکل است که محیط و ژن را در یک پیوستار قرار دهیم و جمع جبری آن‌ها را یک بدانیم (مثلا فلان رفتار X درصد ژنتیکی و مابقی درصد محیطی است) روان‌شناسی تکاملی همانند ژنتیک رفتاری از اساس مخالف این دو گانهٔ مطرح شده است. به عبارت دیگر افزایش سمتی منجر به کاهش سمت دیگر نمی‌شود. در نتیجه به نظر می‌رسد که نمی‌توان گفت که وزن فرهنگی بر بستر زیستی غالب است و بستر زیستی مغلوب. (نکته: البته اگر منظور این باشد و درست متوجه منظور شده باشم.)

نقد پنجم و آخر: بسته به این که قتل ناموسی را محصول سازشی بدانیم یا محصول جانبی می‌توان در مورد این که آیا محو خواهد شد یا نه تصمیم بگیریم. اگر آن را محصول شازشی بدانیم به نظر می‌رسد که هر زمانی که شرایط محیطی منجر به فعال کردن این بخش از ذهن شود این رفتار صورت خواهد گرفت. در شرایطی که اگر حاصل محصول جانبی بدانیم احتمالا با «سرریز»هایی بتوانیم آن را محو کنیم. همانند: ختنه کردن که محصول جانبی است و با سرریز کردن می‌توان آن را از میان برداشت.

✍️🏿 محمدامین موفق

‌‌‌@evolps🌱
Forwarded from تکامل و عصب-زیبایی شناسی (Kamran Paknejad)
🔸پاسخی به نقد دوست گرامی جناب موفق عزیز به یادداشت "فرگشت و پدیده قتل های ناموسی"
نقد ایشان را می توانید اینجا ملاحظه بفرمایید.

پاسخ به نقد اول: بدرستی متوجه مقصود از "تک ساحتی بودن رفتار" نشده ام و اینکه می‌فرمایید احتمالا از یک منظر قابل تحلیل است و نه بیشتر. هر رفتار انسانی را می توان از جنبه های مختلف تبیین و تحلیل نمود، شامل روانشناختی (و شاخه های آن)، جامعه شناختی (و گرایش های آن)، نشانه شناختی، فلسفی و همچنین بیولوژیک و تکاملی و تکامل فرهنگی و... در یک فروکاستن محتاطانه مجموع این عوامل در دو ساحت ژن و فرهنگ جمع بندی شد اما حتا به این معنا نیست که فقط از دو منظر قابل تحلیل است چه برسد به یک منظر! اینکه می فرمایید نمی توان عوامل را با تأثیرهای جداگانه در نظر گرفت پس تکلیف روش شناسی علمی مبتنی بر تجزیه ریداکشنیستی عوامل و عناصر و سپس تحلیل آنها چیست؟ تفکیک این دو ساحت در نزد زیست شناسان و متفکران برجسته ای چون اُویلسون، داوکینز، بلکمور، دنت، فوگ و ... و طرح حوزه علمی مستقلی به نام تکامل فرهنگ نشان‌دهنده لزوم چنین تفکیکی در تحلیل و ارزیابی رفتارهای انسانی است اتفاقا کسانی چون داوکینز، سوزان بلکمور و برخی تحلیلگران دیگر معتقد به غلبه ساحت تکامل فرهنگی به تکامل زیستی در بسیاری از رفتارها هستند مانند عدم تمایل بسیاری از زوج های جوان به فرزندآوری! و ....

پاسخ به نقد دوم: در آن مطلب فقط اشاره ای کلی به دلایل شکل گیری مفاهیمی مثل غیرت و ناموس و حساسیت های پیرامون آن شد و قصدی جهت واکاوی ریشه های زیستی قتل وجود نداشت زیرا به نظر می رسد وقوع حالت اکستریم آن حساسیت ها (یعنی وقوع قتل) بیشتر تحت تاثیر عوامل فرهنگی و محیطی است تا زیستی. با فرض جهانشمولی ریشه های زیستی گرایش به قتل های ناموسی این پرسش پیش می آید که چرا تفاوت قابل ملاحظه‌ای در نرخ وقوع چنین رفتاری در مثلا کشورهای اسکاندیناوی با کشورهای خاورمیانه و آفریقایی وجود دارد؟
چرا در همین کشور خودمان همان تفاوت در نرخ وقوع بین شهرهای بزرگ خصوصا تهران و شهرستان های کوچک و روستاهای مرزی وجود دارد؟
چرا در همین شهر تهران درگیری های ناموسی منجر به جرح در برخی مناطق شهر به مراتب بیشتر از مناطق دیگر است؟
چرا نرخ وقوع چنین رفتارهایی با بالاتر رفتن سطح تحصیلات آکادمیک نسبت عکس دارد؟
این تفاوت ها نشان‌دهنده غالب بودن تاثیر کدام عوامل است؟ عوامل زیستی یا عوامل آموزشی و فرهنگی؟

در مورد نقد سوم اختلاف دیدگاهی نمی بینم.

پاسخ به نقد چهارم: در اینکه دو ساحت ژن و فرهنگ کاملا در تار و پود یک رفتار درهم‌تنیده هستند تردیدی نیست اما این مطلب به این معنی نیست که نتوان غالب بودن تاثیرات هر یک را نسبت به دیگری سنجید. بدیهی است که این سنجش محصول روشی کیفی است و نه کمی. با چند مثال موضوع را شفاف تر می کنم. می دانیم مبانی نوروبیولوژیک برای ادراک زیبایی وجود دارد. اما آیا دو عامل ژن پایه و بستر فرهنگی در تشخیص زیبایی یک چهره متقارن و همچنین زیبایی یکی از آثار انتزاعی پیکاسو به یک اندازه دخیل هستند؟ آیا ادراک زیبایی یک اثر هنری آبستره را صرفا با تکیه بر تکامل زیستی می توان تبیین کرد؟ گرچه مبانی عصب شناختی ادراک دیداری در زیباانگاری آثار آبستره دخالت دارند اما میزان نقش (یا همان وزن ) آنها قابل مقایسه با نقش آموزش و فرهنگ در این مورد نیست. بالعکس، در زیباانگاری یک چهره متقارن نقش پیشینه فرگشتی به مراتب برجسته تر از عوامل فرهنگی است برای همین هم هست که در هر فرهنگی در اقصی نقاط جهان تقارن از معیارهای زیبایی است. مثال هایی از این دست زیاد هستند و به همین دلیل است که معروف ترین نوروساینتیست هایی که در مقوله هنر مطالعه کرده اند (مانند ادموند تی.رولز و راماچاندران و ...) بر وجود دو مسیر متفاوت ادراک زیبایی تاکید دارند یکی مسیر ژن پایه و باستانی و دیگری سیستم استدلالی/نحوی مغز که به شدت تحت تاثیر فرهنگ است.

پاسخ به نقد پنجم: قتل ناموسی فارغ از اینکه سازشی باشد یا جانبی در واقع یک مم یا رفتار فرهنگی است و تحولات آن تابع الگوهای رفتار تکاملی. نتایج اینکه ما تصمیم بگیریم چنین رفتاری محو شود یا نشود و اقداماتی که در این راستا انجام می دهیم همگی در ذیل انتخاب طبیعی و بر اساس سازگاری با بستر اجتماعی/فرهنگی/سياسی زیست بوم وقوع این رفتار غربال می شود و دامنه نفوذ و کاربرد آن را تحت تاثیر قرار خواهد داد. در واقع تحلیل تحولات این رفتار فرهنگی در فرآیندهای تاریخی در چهارچوب مبحث تکامل فرهنگی امکان‌پذیر تر است.

کامران پاک‌نژاد

🆔@neurobiology_of_art
🎙سخنرانی با موضوعِ:
"سوالاتی پیرامون فرگشت" با حضورِ جناب آقای محمدامین موفق (مدیر ایوالپس Evolps، پژوهشگر روانشناسی تکاملی)

📆روز یکشنبه ۱۴۰۰/۱۱/۲۴
🕘ساعت ۲۱/۰۰

👥جلسه به صورت گفتگوی آنلاین در ویس چت خواهد بود.
#بحث_گروهی۸۳


----------------------------------------------------
گروه تلگرامی خانه آگاهی(گفتگو)
----------------------------------------------------
کانال تلگرامی خانه آگاهی
----------------------------------------------------
اینستاگرام خانه آگاهی
----------------------------------------------------
کانال تلگرامی ایوالپس
🔥 دوره مقدماتی روانشناسی تکاملی(دگرگشتی)

🌊همه‌ی ما، بخش زیادی از زندگی خود را در گیرودار احساسات به سر می‌بریم؛ احساساتی که با همراهی افکار و رفتار، امواج گاهی سبک و گاهی سهمگین خود را به صخره‌های زندگی می‌کوبند...

🍃اما تا کنون به این احساسات از منظر علم و زیست‌شناسی نگاه کرده‌اید؟! فکر می‌کنید نظر علم دگرگشت درباره‌ی احساسات انسانی ما چه می‌تواند باشد؟!

شگفت‌زده خواهید شد اگر بدانید دگرگشت، قادر است احساسات و اعمال ما انسان‌ها را در طول زمان تعریف و حتی گاهی اوقات پیش‌بینی کند!

💫علم مطالعه‌ی رفتار، افکار و عواطف از دیدگاه دگرگشت، «روانشناسی دگرگشتی» نامیده می‌شود؛ و آشنایی با آن بدون شک برگ برنده‌‌ای برای تمام علاقمندان به این حوزه خواهد بود...

💥باعث افتخار است تا به اطلاع شما عزیزان برسانیم، از امروز می‌توانید در دوره‌ی روانشناسی دگرگشتی، که با حضور استاد مجرب، جناب آقای دکتر عارف عبادی به صورت آنلاین برگزار خواهد شد، نام‌نویسی کنید...


تاریخ برگزاری: 11 اسفند تا 21 اسفند
ساعت برگزاری کلاس ها: 19
هزینه ثبت‌نام: 120هزار تومان

تمامی جلسات ضبط خواهند شد و گواهی دوره، بدون آزمون برای شما صادر می‌گردد...

⭕️دارای ظرفیت محدود

😉منتظر شما هستیم
👍1
🎙کنفرانس صوتی با موضوعِ:
"سرمایه گذاریِ والدینی" ؛ با حضورِ آقای محمد اَمین مُوَفق (پژوهشگرِ روانشناسی تکاملی،مدیر ایوالپس EVOLPS)

#سرمایه_گذاری_والدینی
#استراتژی_جفتی_زنان_در_روابط
#استراتژی_جفتی_مردان_در_روابط


📆روز جمعه ۱۴۰۱/۰۲/۲۳
🕙ساعت ۲۲

👥جلسه به صورت گفتگوی آنلاین، در ویس چت خواهد بود.
#سخنرانی۴۶

-------------------------------------------
🆔 لینک کانال تلگرامی خانهٔ آگاهی
-------------------------------------------
🆔 لینک گروه گفتگو خانه آگاهی
-------------------------------------------
🆔 اینستاگرام خانه آگاهی
-------------------------------------------
🆔 کانال تلگرامی ایوالپس
• چرا انسان، کم‌تر از نخستی‌های دیگر می‌خوابد؟ •

شاید تصور کنید انسان‌ها در جوامعِ صنعتی‌شدۀ مدرن، میزان خوابِ متفاوتی با جوامع کوچک‌مقیاس و غیرصنعتی داشته باشند؛ اما جالب است بدانید این اقوامِ سنّتی هم مانند ما، به طور متوسط کم‌تر از ۷ ساعت در شب می‌خوابند. جالب‌تر آن‌جاست که بدانیم ما تقریباً از تمام نخستی‌های دیگر، کم‌تر می‌خوابیم. شامپانزه‌ها حدود ۹ ساعت و نیم، گونه‌ای میمون تامارین حدود ۱۳ ساعت و برخی گونه‌های دیگر تا ۱۷ ساعت می‌خوابند.
مدل‌های مبتنی بر نسبت میزان خواب با تودۀ بدنی، اندازۀ مغز و رژیم غذایی، ۹ ساعت و نیم خواب را برای انسان پیش‌بینی می‌کنند؛ یعنی میزانی که بتواند پاسخ‌گوی نیاز حافظه، عملکرد ایمنی و سلامت جسمانی‌ِ ما باشد. اما ما بسیار کم‌تر می‌خوابیم و بیش‌ترین زمانِ خوابِ خود را در فاز حرکات سریع چشم (REM) می‌گذرانیم که مرحلۀ مربوط به رویا دیدن است.
پاسخی که محققان اکنون ارائه کرده‌اند، فرضیۀ موسوم به «خواب اجتماعی» است. طبق این فرضیه، از زمانی که انسان‌ها، زندگی بر بالای درختان را رها کردند و بر روی زمین خوابیدند (آن هم زمین‌های ساوانا در آفریقا!) نیاز داشتند ساعات کم‌تری را بخوابند و خواب سبک و چُرت‌مانندی داشته باشند تا همواره ذهن‌شان هوشیار بماند و متوجه خطرات مربوط به شکارچیان باشد.
یکی دیگر از فرضیات مطرح‌شده برای توضیح این مسئله، آن است که شاید نیاکانِ ما، در بیداری‌های شبانه، چیزهای مهم‌تری داشتند تا دورِ آتش برای همدیگر تعریف کنند و ترجیح می‌دادند به جای خوابیدنِ زیاد و زودهنگام، تا دیروقت گرد آتش با هم اطلاعات و داستان‌هایی را مبادله کنند. اقوام سنّتی، علی‌رغم خواب اندک، اغلب به محققان می‌گفتند خواب کافی داشته‌اند، اما انسان‌های جامعۀ صنعتی، همواره از کیفیت پایینِ خواب، شکایت می‌کنند. با این حساب، محققان تصور می‌کنند بی‌خوابی در انسان، به جای یک بیماری، ممکن است سازوکاری دفاعی یا اجتماعی باشد. ما کم می‌خوابیم و بیداری‌های شبانۀ زیادی داریم، چون ذهن باستانیِ‌مان همواره مترصّد خطر شکارچیان است و یا آن که شاید در تنهایی صنعتی‌زدۀ مدرن خود، در جست‌وجوی یارانی کهن هستیم که نیمه‌شب و دور آتش، چیزی برایشان تعریف کنیم.
البته که دیگر پژوهشگران، انتقاداتی به این فرضیات دارند. ما میزان خوابِ نخستی‌ها را تنها در آزمایشگاه یا باغ وحش مطالعه کردیم و می‌دانیم که خوابِ آن‌ها در حیات وحش احتمالاً بسیار متفاوت باشد. برخلاف پستاندارانِ آرامی چون تنبل‌های درختی، نخستی‌ها را نمی‌توان در طبیعت، به راحتی تحت مطالعه با دستگاه‌های مرتبط با تحلیل خواب قرار داد.
منبع

@Evolps 🌱
👍6
• نابرابری ناشی از ثروت در جانوران •

می‌دانیم که نابرابری در میان جوامع انسانی، مسئلۀ مهمّی است که همواره مورد توجه پژوهشگران اقتصاد و جامعه‌شناسی قرار داشته و پرسش‌هایی ذهن آن‌ها را به خود مشغول داشته؛ همچون: ثروت چیست؟ چگونه ثروت موجب اختلاف طبقاتی می‌شود و منشاء این اختلاف از کجاست؟ و چگونه باید برای ساختن جامعه‌ای سلامت و مبتنی بر عدالت، تلاش کرد و از این اختلاف کاست؟
اکنون، پژوهشگران با الهام از این دست مطالعات در انسان، به طرح پرسش‌هایی این‌چنینی درمورد حیوانات پرداخته‌اند تا ببینند مفهومِ ثروت در جوامع جانوری چیست و آیا نابرابری در میانِ آن‌ها نیز وجود دارد یا خیر؟
بدیهی است که جانوران، حساب بانکی یا سکه ندارند و باید مفهوم ثروت در آن‌ها، چیزِ دیگری باشد. محقّقان، برای حل این پرسش، به انسان‌شناسی روی آوردند و مفهوم ثروت را در میان شکارورز-گردآورندگان غذا، روستانشینان و دیگر جوامعِ خُردمقیاس ارزیابی کردند. نتیجه آن که ثروت در این جوامع، شامل مواردِ مادّی چون کالاهای خاص یا مواردِ شخصیتی چون دانش، توانِ شکار، ارتباطات اجتماعی، و در میانِ زنان، مواردی چون مالکیّت گاوهای متعدّد، مهارت در پرورش گیاهان، و نفوذ اجتماعی می‌شد.
اما در میان جانوران چه‌طور؟ به نظر می‌رسد وسعت قلمرو یا میزان دسترسی به منابع غذایی، از فاکتورهای ثروت در جانوران باشد. به عنوان مثال، میزان انبار کردن مغزها و دانه‌ها توسط سنجاب و دارکوب یا توان بهره‌گیری از ابزار برای یافتن غذا در دلفین‌ها و کلاغ‌های کالدونیای نو، می‌توانند معیارهای ثروت باشند. در کفتارها و زاغ‌ها، توانایی شکل دادن به اتّحاد با هم‌گروهی‌ها، به ارتقای رتبۀ اجتماعی کمک می‌کند.
نکتۀ جالب آن که در جانوران -درست همانند انسان‌ها- این معیارهای ثروت می‌تواند از والدین به فرزندان به ارث برسد. هم‌چنین ممکن است توزیع یک‌نواختی در میان تک تک افرادِ جامعه داشته باشند، یا تنها در دست گروه معدودی ثروت‌اندوز، متمرکز شوند.
به نظر می‌رسد زیستن در جامعه‌ای نابرابر، اثرات بسیاری بر شخصیت و خصوصیات تک تک افراد داشته باشد و از سوی دیگر، بعضی افراد، در تلاش برای اِعمال کنترل خود بر چنین جوامعی باشند.
علی‌رغم آن که انسان، گونه‌ای است ویژه با توانایی‌های شناختیِ خاص، اما به نظر می‌رسد شالودۀ نابرابریِ اجتماعیِ بشر، با جانوران یکسان باشد و قطعاً درک این مسئله در دنیای جانوران، برای پرداختن به نابرابری میان انسان‌ها اهمیت دارد.
منبع

@Evolps 🌱
👍4
• چه چیز تکامل مغز انسان را ویژه کرد؟ •

برخی نواحی مغز -چون نواحیِ تخصصی عملکردهای حسّی (صدا، تصویر و ...) و حرکتی- روشی نسبتاً ساده و معمولی در پردازش سیگنال‌های ورودی و خروجی دارند و مدارهای عصبی دخیل در آن‌ها، دارای سیم‌کشی تغییرناپذیر هستند.
در چشم، داده‌هایی مضاعف، از دو چشم به نواحی عقبی مغز ارسال می‌شوند. در نگاه ساده، نیمی از این داده‌ها «زائد» تلقّی می‌شوند، چرا که می‌‌توان با یک چشم هم دید. اما باید توجه کرد که تطبیق داده‌های مضاعف دو چشم، امکانِ دیدِ سه بُعدی و تشخیص عمق و فواصل را به انسان داده. این، مثالی است از نوعِ متفاوت پردازش داده‌ها در مغز؛ یعنی روشی که در آن، کُلّ، چیزی بیش از مجموع اجزاء است و سیگنال‌های پیچیده از نواحی مختلف، با هم تلفیق شده و پردازشی «سینرژستیک» یا هم‌افزا دارند. نواحیِ مغزیِ درگیر در عملکردهای عالی شناختی مثل توجه، یادگیری، حافظۀ کاری، شناخت اجتماعی و ادراکِ عددی، از پردازشی هم‌افزا پیروی می‌کنند. چنین پردازشی، مداربندی ساختاری و سیم‌کشی مستحکم و تغییرناپذیری ندارد و در پاسخ به تجربیات فرد، انعطاف نشان می‌دهد و تغییر می‌کند.
نواحیِ هم‌افزا، زیر میکروسکوپ، سیناپس‌های بسیار بیشتری دارند و عمدتاً هم متمرکز در نواحی جلویی و میانی کورتکس (لایه خارجی مغز) هستند و ارتباط موثر و گسترده‌ای با سایر نواحی دارند تا داده‌های اوّلیۀ حسی-حرکتی را دریافت و تلفیق کنند.
اکنون پرسش این‌جاست که پردازش هم‌افزا در دیگر نخستی‌ها چگونه است؟
با بررسی تصاویر مغز و آنالیزهای ژنتیکی گونه‌های مختلف، مشخص شد که هرچند هم انسان و هم میمون مکاک، از نظر میزان اتّکا به داده‌های زائد برابرند اما پردازش هم‌افزا در انسان‌ها در مقایسه با میمون‌های مکاک، نسبت بالاتری از کل جریان اطلاعات مغز را تشکیل می‌دهد. قشر Prefrontal -یا پیش‌پیشانی، مرکز عملکردهای پیشرفتۀ شناختی- در انسان، بیشتر متّکی بر پردازش هم‌افزا، و در مکاک، محل پردازش اطلاعات زائد است. هم‌چنین این قشر، در طی تکامل انسان، توسعۀ قابل توجهی به نسبت شامپانزه‌ها داشته و به نظر می‌رسد هر ناحیه که طی تکامل، بیشتر توسعه یافته باشد، پردازش هم‌افزای بیشتری دارد.
بررسی‌های ژنتیکی نشان می‌دهد میزان بیان ژن‌های منحصر به انسان در بافت‌های نواحی هم‌افزا، بسیار بیشتر است و این یعنی می‌توان تصور کرد پردازش هم‌افزای داده‌ها در مغز، گامی مهم در تکامل شناختی انسان بوده باشد.
منبع و مقاله

@Evolps 🌱
👍51