در دستشویی رو محکم تر بزنید تا ما تفریحمون رو اون تو قطع کنیم که شما بری توش به کار واجبت برسی.
ولی خب حداقلش اینه که من تلاشم رو میکنم آدم بهتری باشم.
تو چی؟ خوب یا بد، سر جات وایسادی.
تو چی؟ خوب یا بد، سر جات وایسادی.
همیشه وقت برای از اول نیستش، همیشه وقت برای جبران نیست، از یه جایی به بعد دیره! از یه جایی به بعدم بخوای هم نمیشه، بحث این نیست که نظرت رو عوض کنی یا نکنی.
ExDa
اکثر چیزایی که فکر میکنید جزو اخلاقای خوبمه رو وقتی انجام میدم که ازتون متنفرم.
اینو سر این یادم اومد که یکی بعد ۱ سال منو دید و گفت اوه چقدر اخلاقات بهتر شده، چقدر بزرگ و باشعور و اینا شدی ونمیدونست دلیل تمام اون رفتار هام باهاش، تنفرم ازش بود.
Forwarded from Mindslibrary
حتا اگه همه چیز تقصیر بقیه باشه، بازم اشتباه از منه که انقدر بی تاثیر بودم تا همه بتونن جز خودم رو زندگیم اثر بذارن.
من وقتی میگم بیرون رفتن نهایتا سه نفره، فکر میکنن دارم چرت میگم یا یه حرفی میزنم، امت خب بیشتر از این میشه اصلا زبونم قفل میشه، نمیتونم هماهنگ باشم برای حرف زدن با این همه آدم، اصلا نمیتونم تحمل کنم.
والا غریبه که بینمون نیست، تکرازی دارم حرف میزنم، نامرغوب هم که هست.
البته، بقیه هم همچین چیز بهتری نیستن.
البته، بقیه هم همچین چیز بهتری نیستن.
Forwarded from آرشام میگوید: (arsham)
برای دونستن حالِ من میشه یه گام شمار بهم وصل کرد،هرچی تعداد قدم هام در روز بیشتر میشه یعنی حالم بدتره :))
@abitpsycho
@abitpsycho
Forwarded from دال
بیماری میتونه باشه بنظرم فقط...
https://news.1rj.ru/str/ExDaa/1950
https://news.1rj.ru/str/ExDaa/1950
Telegram
ExDa
واقعا نمیفهمم، وقتی میبینید یکی روی چیزی حساسه، دست گذاشتنتون اون رو برای چیه؟
کاش راه مناسبی برای نشون دادن شدت تنفرم بود. کاش یجوری میتونستم توی این حجم نفرت شریکتون کنم، تنهایی سخته.
ای آقا. شما در نظر بگیر حتا کسایی که دنبالمون بودن الان خودشون رو میگیرن. دنبال بودن که والا چه عرض کنم، خودشون که هیچ، ۴ تا از دوستاشون رو هم واسطه میکردن که بتونن حرف بزنیم.
حالا چی؟ هیچی آقا، هیچی. جدا فقط خندهم میگیره این که ببینم شما جواب سلام من رو ندی، من که همونم که بودم. اگر اون موقع دوست نداشتم حرف زدن باهات رو، هنوز هم ندارم، چه خودت رو بگیری و چه نگیری. فقط اینکه هیچی.
حالا چی؟ هیچی آقا، هیچی. جدا فقط خندهم میگیره این که ببینم شما جواب سلام من رو ندی، من که همونم که بودم. اگر اون موقع دوست نداشتم حرف زدن باهات رو، هنوز هم ندارم، چه خودت رو بگیری و چه نگیری. فقط اینکه هیچی.
این جمله آخر رو دیدید که گفتم «فقط اینکه هیچی» و جملهم رو نصفه ول کردم؟ تمام زندگیم همین شده. یکدفعه خسته میشم و میگم خداحافظ. شایدم خداحفظی نکنم ولی یکدفعه ول میکنم میرم. چه آدم باشه، چه صحبت باشه، چه کتاب مورد علاقم باشه و چه هرچی.