ExDa – Telegram
ExDa
1.01K subscribers
300 photos
29 videos
5 files
61 links
اگر فکر می‌کنی درست دیدی، یبار دیگه با دقت بیش‌تری ببین.
جهت معاشرت ناسالم:
@notwys
Download Telegram
بار ها شد که بخاطر یک نفر با ده نفر‌ بحث کردم و نتیجه این شد که ۱۱ نفر با من مشکل داشتن و خودشون باهم خوب بودن.

خلاصه اینکه دخالت نکنید وقتی به شما مربوط نیست.
نباید یادمون بره چی می‌خواستیم، نباید گم شد، که اگر یادمون بره، که اگر گم شیم، حسرت داشتن چیز هایی رو می‌خوریم که هیچوقت دوست نداشتیم داشته باشیم.
هنوز نفهمیدم اینکه حافظم مشکل داره بده یا خوب، اینکه بعضی وقتا زود یادم می‌ره و بعضی وقتا هر کاری می‌کنم انگار نه انگار و همه چی رو به شفافیِ روز اول جلوی چشمام می‌تونم ببینم.

آخه نه می‌شه گفت ضعیفه نه می‌شه گفت قویه، انگار که bad sector داره، یه جاهاییش هست که نمی‌شه رفت سمتش.

اگه دست خودم بود چی؟ دست خودم که می‌دادمش دست شما (شرمنده، بی نمکم دیگه) ولی خب جدا از مسخره باز، دست خودم بود چی؟ دوست نداشتم چه خوب چه بد یادم بیاد چیزی از گذشته‌م. دوست نداشتم خاطره ای از هیچکس و هیچ جایی داشته باشم. چیه این خاطره؟ حتا اگه خوب هم باشن یه زنجیرن که وصلن به پات و نگهت داشتن.
چرا یه آدم رو نباید از روی انتخاب هاش قضاوت کرد؟ والا خیلی از چیزا که جبره و خود آدم توش نقشی نداشته. اتفاقا اگر چیزی باشه که بشه یکی رو از روش قضاوت کرد، همین انتخاب هاشه.
آخر شب که می‌شه دوست دارم خودم رو از تنم در بیارم، بندازم قاطی لباس چرک ها و سر صبح یه منِ جدید بپوشم.
ExDa
من قدیمیه چشه مگه؟ هیچی، رفته گل بچینه.
گفتم اگه دو پست قبل تر نفهمیدید من چقدر بی‌نمکم، الان بفهمید.
Forwarded from ExDa
فکر کنم توی کتاب کیمیاگر بود که نوشته بود بهت نزدیک می‌شن، میان توی زندگیت و بعد از یه مدت سعی می‌کنن تغییرت بدن تا بشی چیزی که می‌خوان و وقتی نشی ازت ناراحت می‌شن و از زندگیت می‌رن.

حالا این وسط چیزی که بهش اشاره ای نشد اینه که بعد از رفتنشون یه بخشی از تورو هم می‌برن. دیگه نه اونی هستی که قبلا بودی و نه اونی که اون ها می‌خواستن.
میمِ عزیز، کاف‌.
یکی نوشته دنبالتم، ولی خب در عوض من از خودم فراریم.
تمام تلاشم رو کردم به جامعه LGBT احترام بذارم ولی نتوسنتم معادل بهتری واسه جمله «این کونی بازیا چیه؟» پیدا کنم در واکنش به یک‌ سری از رفتار ها.
نمی‌دونم یه سری چیزا هست، تنفر نیست، دوست داشتن نیست، بی تفاوت بودن هم نیست، اینجوری فکر کن که از یکی خوشت میاد ولی یه کاری می‌کنه که دسرد می‌شی، یعنی اصلا جایگاهش رو میاره پایین تر. نمی‌دونم چطوری بگمش.

خلاصه بدونید که الان سرشار از اون حسم.
شاید پیر شدم، ولی سختمه، سختمه بودن بین بقیه، سخته تحمل انقدر تفاوت. نه که بهتر باشم، نه بابا! تهش اکثرمون یه چیزیم، صرفا اینکه فرق داریم.
یه جایی هست برای آدم آغوشِ آخره، سرپناهِ آخره، یه بلیطیه که دوست نداره هیچوقت بسوزونتش مگر اینکه واقعا تموم شده باشه، اینکه واقعا هیچ جا و پناهی نداشته باشه. که آخه آدم تانک می‌ره با بچه های مدرسشون دعوا؟ اون تانک برای دعوای بزرگتریه.

خلاصه که چی؟ که هیچی، که وقتی ببینی اون آخرین سرپناه رو هم از دست دادی می‌خوای کجا بری؟
«تکیه بده به دیوار، همه تن دیوار می‌شم».
من کمم، ولی خب همین کم رو می‌ذارم برات. تو چی؟ صبر می‌کنی تا ببینی من چقدرم.
یکی گفت «عاشقم من؟»،گفتم ولمون کن، برچسب نچسبون، زندگیت رو بکن، اگه خوبه ادامه بده، اگه بده ول کن.
ما خاطره رو باهم و برای هم می‌سازیم نه که یکیو با همه تکرار کنیم.
می‌تونید قیافه مورد علاقتون رو توصیف کنید؟ می‌تونید اخلاق مورد علاقتون رو بگید چیه؟ خوشبحالتون، من فقط می‌تونم بگم کی از نظرم خوبه، مثلا وقتی می‌گم هلیا رو دوست دارم، بنظرم معیار خوبی برای من اونه، می‌تونم جای اینکه بهت بگم چون بد اخلاقی ازت خوشم‌ نمیاد بگم که چون هلیا نیستی ازت خوشم نمیاد.
«مجازاتمان کن، چرا که از ایمان می‌گوییم و باز نومیدیم»
یجوری از ارتفاع نمی‌ترسید که من ازتون می‌ترسم.