یه داستانی بودکه میگفت بچه بودم میخواستم دنیا رو تغییر بدم، بزرگ تر که شدم تصمیم گرفتم کشورم رو جای بهتری کنم، بزرگ تر که شدم دیدم کا. سختیه، تصمیم گرفتم شهرم رو تغییر بدم و جای بهتری کنم، و همینجوری ادامه میده تا میرسه به محله و کوچه و خانواده و میگه الان که آخرای زندگیمه میبینم که شاید اگه روز اول از خودم شروع میکردم شاید میتونستم تا الان جهان رو جای بهتری کنم.
که چی؟ که هیچی، خودمون دم دست تر و راحت تریم برای تغییر دادن و بهتر شدن.
که چی؟ که هیچی، خودمون دم دست تر و راحت تریم برای تغییر دادن و بهتر شدن.
میدونید؟ فرقه بین یه آدم رهگذر تو زندگیت با دوستت. بیاید دو سه جور از آدم هارو ازشون براتون بگم، نه که دیگه نباشن ها ولی خب من این دو سه تارو کار دارم.
بازم برای خیلی ها شاید فرقی نداشته باشه که اون دوسته باشم یا رهگذره، تنها چیزی که براشون مهمه گذروندن وقته باشه، اینکه یه روزی با شادی بگذره. نمونه؟ هست اطرافتون دیگه، اونایی که هر روز یه جا میرن بیرون، روزانه با ۱۰۰ نفر حرف میزنن و اینور اونور میرن و... .
یه عده هم هستن که مهمه براشون رهگذره نباشن و دوستتون باشن و ارزش قائل باشی ولی خب برای خودتون ارزش خاصی قائل نیستن، به چشم یه اچیومنت میبیننتون. فقط امتیاز اون مرحله رو بگیرن و برن جلو.
ولی خب من نمیخوام اون رهگذره باشم چون آدمای توی زندگیم برام اون رهگذره نیستن. منظورم دوست دختر و رابژه های اینجوری نیست. منظورم تمام دوستی هامه. نمیخوام رهگذرِ زندگیتون باشم چون شما برام رهگذر نیستید.
که چی؟ هیچی، اینکه کاری میکنید که حس همون آدم رهگذر بهم دست بده.
بازم برای خیلی ها شاید فرقی نداشته باشه که اون دوسته باشم یا رهگذره، تنها چیزی که براشون مهمه گذروندن وقته باشه، اینکه یه روزی با شادی بگذره. نمونه؟ هست اطرافتون دیگه، اونایی که هر روز یه جا میرن بیرون، روزانه با ۱۰۰ نفر حرف میزنن و اینور اونور میرن و... .
یه عده هم هستن که مهمه براشون رهگذره نباشن و دوستتون باشن و ارزش قائل باشی ولی خب برای خودتون ارزش خاصی قائل نیستن، به چشم یه اچیومنت میبیننتون. فقط امتیاز اون مرحله رو بگیرن و برن جلو.
ولی خب من نمیخوام اون رهگذره باشم چون آدمای توی زندگیم برام اون رهگذره نیستن. منظورم دوست دختر و رابژه های اینجوری نیست. منظورم تمام دوستی هامه. نمیخوام رهگذرِ زندگیتون باشم چون شما برام رهگذر نیستید.
که چی؟ هیچی، اینکه کاری میکنید که حس همون آدم رهگذر بهم دست بده.
اگر من کافی نیستم اصراری نیست.
آدم که نباید خودخواه باشه، حالا شاید رفتنت ناراحت کننده باشه برام ولی خب موندنت برای خودت ناراحت کنندست.
آدم که نباید خودخواه باشه، حالا شاید رفتنت ناراحت کننده باشه برام ولی خب موندنت برای خودت ناراحت کنندست.
کتاب بیشعوری به اندازه یک دنیا گاو هایی بار آورده که فکر میکنن تو چشمت میتونن نگاه کنن و تشخیص بدن بیشعوری یا نه.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
من که بخاطر سلامتی میخواستم لاغر بشم ولی خب انگیزه سلامتیم رو از دست دادم.
شما حتا اگر سرچ کنی how to become batman هم گوگل کلی جواب بهت شون میده. نمیدونم این همه سوال بی جواب برای چیه.
یادم نمیاد. یادم نمیاد چی میگفت فقط یادمه وقتی چشماش رو نگاه میکردم موقع حرف زدنش، جوری نگاه میکرد که دوست نداشتم بشنوم و یادم بمونه.
از اینجایی که من وایسادم، دنیا جای قشنگی نیست. شاید صندلی اشتباهی رو نشستم ولی خب میدونی؟ انتخاب صندلی با خودم نبود، بلیت رو دادن دستمون گفتن برو بشین رو شماره صندلیت.
من داشتم راهم رو میرفت، راه که نه ولی خب بیراهه خودم رو میرفتم. بیآزار، بیسر و صدا. اومد دستمو گرفت کشید برد یه راه دیگه. گفت ببین همه دارن از اینجا میرن، ببین راه درستش اینه، ولی خب من غریبه بودم اونجا. میدونی آخه؟ تو یه راه بد رو صددرصدش رو بلد باشی احتمالا بهتر نتیجه بگیری نسبت به کسی که ۲۰ درصد یه راه خوب رو بلده. من اونجارو نمیشناختم ولی خب دستمو گرفته بود دیگه. ولی خب ول کرد دستمو. توی جای جدیدی بودم که نمیشناختم. بلد نبودم. میدونی؟ تغییر دادن آدما مسئولیت داره.
دارم چرت و پرت میگم. برم با یه کار دیگه مشغول کنم خودم رو. بهتر از زدن حرف های بی سر و ته ِ نامرغوبه.
یه توییت دیدم که دختره توش راجب سکس و اینا یه شوخی کرده بود. تا توییت رو دیدم گفتم خب الان یه دختره دیگه میاد به حالت فان یه خاطره این شکلی تعریف میکنه و ۴ تا پسر هم میرن اون زیر اون کامنت و شوخی میکنن و سعی میکنن لاس مناسبی رو بزنن با اون فرد. و خب وقتی کامنت هارو دیدم، همچین اتفاقی افتاده بود.
خواستم بگم بیشتر زندگیم سعی کردم اون ۱ دختر و اون ۴ تا پسر نباشم. یعنی انقدر قابل پیشبینی نباشم سوای از سبک بودن کارشون (از نظر خودم).
خواستم بگم بیشتر زندگیم سعی کردم اون ۱ دختر و اون ۴ تا پسر نباشم. یعنی انقدر قابل پیشبینی نباشم سوای از سبک بودن کارشون (از نظر خودم).
اینکه توی اینستاگرام میشه کلوز فرند هارو مشخص کرد تا یه تصویر رو فقط اونا ببینن بنظرم بی استفادست. یعنی شاید اوایلش استفاده بشه ولی بعدا نه. آخه مگه کل قضیه عکس های قشنگ و خوش گذشتن ها و... در رابطه با «دیده شدن» نبود؟