ExDa – Telegram
ExDa
1.02K subscribers
300 photos
29 videos
5 files
61 links
اگر فکر می‌کنی درست دیدی، یبار دیگه با دقت بیش‌تری ببین.
جهت معاشرت ناسالم:
@notwys
Download Telegram
من داشتم راهم رو می‌رفت، راه که نه ولی خب بیراهه خودم رو می‌رفتم. بی‌آزار، بی‌سر و صدا. اومد دستمو گرفت کشید برد یه راه دیگه. گفت ببین همه دارن از اینجا می‌رن، ببین راه درستش اینه، ولی خب من غریبه بودم اونجا. می‌دونی آخه؟ تو یه راه بد رو صددرصدش رو بلد باشی احتمالا بهتر نتیجه بگیری نسبت به کسی که ۲۰ درصد یه راه خوب رو بلده. من اونجارو نمی‌شناختم ولی خب دستمو گرفته بود دیگه. ولی خب ول کرد دستمو. توی جای جدیدی بودم که نمی‌شناختم. بلد نبودم. می‌دونی؟ تغییر دادن آدما مسئولیت داره.
دارم چرت و پرت می‌گم. برم با یه کار دیگه مشغول کنم خودم رو. بهتر از زدن حرف های بی سر و ته ِ نامرغوبه.
یه توییت دیدم که دختره توش راجب سکس و اینا یه شوخی کرده بود. تا توییت رو دیدم گفتم خب الان یه دختره دیگه میاد به حالت فان یه خاطره این شکلی تعریف می‌کنه و ۴ تا پسر هم می‌رن اون زیر اون کامنت و شوخی می‌کنن و سعی می‌کنن لاس مناسبی رو بزنن با اون فرد. و خب وقتی کامنت هارو دیدم، همچین اتفاقی افتاده بود.

خواستم بگم بیش‌تر زندگیم سعی کردم اون ۱ دختر و اون ۴ تا پسر نباشم. یعنی انقدر قابل پیش‌بینی نباشم سوای از سبک بودن کارشون (از نظر خودم).
گفت راستشو بگم؟ ولی خب می‌ترسیدم فقط گفتم دروغ نگو.
تو می‌خوای یه بازی برد برد بکنی، من اصلا نمی‌خوام بازی کنم.
اینکه توی اینستاگرام می‌شه کلوز فرند هارو مشخص کرد تا یه تصویر رو فقط اونا ببینن بنظرم بی استفادست. یعنی شاید اوایلش استفاده بشه ولی بعدا نه. آخه مگه کل قضیه عکس های قشنگ و خوش گذشتن ها و... در رابطه با «دیده شدن» نبود؟
اخیرا ساعت ۱۰ شب می‌خوابم و ۴ صبح بیدار می‌شم. وقتشه برم اون لیسته که ساعت خواب و بیداری مدیر های موفق رو نوشته نگاه کنم و ببینم با همین ساعت خواب کی‌می‌تونستم بشم و نشدم :))
اینکه رفت از دوستات بود، چرا ناراحت نشدی؟
-اگر از دوستام بود نمی‌رفت. حداقل نه بدون خداحافظی.
یه بیت این شعر مولانا رو اشتباه خونده، ولی حتا با اون اشتباه هم قشنگه.
مثل اون جمله که هایده اشتباه خونده ولی بقیش انقدر قشنگه که اصلا فهمیده نمی‌شه این اشتباه.
از تاریکی در اومد و رفت جایی که نور ِ زیاد نمی‌ذاشت هیچی رو ببینه.
تاریکی و روشنایی من وابسته به پلک زدن های توست.
تقریبا اوضاع خوبیه ولی خب دقیقا دارم پاره می‌شم از سختی اوضاع.
آدم موقع نا امیدی چنگ به هر چیزی میندازه برای پیدا کردن یه سر سوزن امید، گاهی وقتا چیزایی رو نشونه مثبت می‌بینه که از بیرون نگاهشون کنی می‌گی این بنده خدا رو! اصلا چرا راه دور می‌ریم؟ همون شعره که می‌گفت اگر با من نبودش هیچ میلی چرا ظرف من بشکست لیلی؟
یادمون ندادن چپ کدوم وره و راست کدوم‌ ور ولی بهمون‌گفتن از سمت راست برو.
می‌گه زندگی جوری که می‌خواستم پیش نرفت.‌
مگه جایی قول دادن که زندگی جوری که ما می‌خوایم پیش بره؟
آدم یه سری از آگهی هارو که می‌بینه توقع داره دو خط پایین تر توی مهارت ها نوشته باشه «دندون نزنه، نفر قبلی دندون می‌زد اخراج شد».
متاسفانه «آنان که خاک را به نظر کیمیا کنند» مشغول اجرای نمایش توی سیرکن.
دیدید آدم به خودش تلنگر می‌زنه می‌گه شاید اینبار ایراد از خودته؟ برای من اینجوریه که می‌گم شاید اینبار تقصیر خودت نیست.
Forwarded from Mohsen Chavoshi
هزار بسته مُسکن
فدای این غمِ بُرنا
زندگی ارزش رنج هاشو داره؟