ExDa
حرفام مطابق با حالم نیست متاسفانه. انگار که همزمان هم دارم میرم سمت چپ و همزمان سمت راست. حس میکنم این قدیما یکی از مجازات های اعدام بوده، دو طرف آدم رو میبستن به اسب و توی دو جهت مختلف میدووندن اسب هارو. اینجوری میشد که نصف میشد طرف. ولی خب میدونید…
چقدر مقایسه احمقانه و زشتی. برم تو اتاقم و در رو ببندم و به مقایسه های زشتم فکر کنم.
ExDa
خواستم برم فرمون زندگیم رو بگیرم دستم ولی گولم زدن. چیزی که دستمه قطعا فرمون نیست.
نتیجه اخلاقی:
تا چیزی رو درست نشناختید نرید بگید بهتون بدنش، ممکنه چیز دیگه ای بدن دستتون.
تا چیزی رو درست نشناختید نرید بگید بهتون بدنش، ممکنه چیز دیگه ای بدن دستتون.
فکر کن یه غذایی داری، یه دوستی هم داری که برات مهمه، هر شب تمام غذای خودت رو برای اون میذاری کنار ولی همیشه تا قبل اومدن دوستت یکی دیگه میاد اون غذا رو میخوره.
هم تو چیزی نخوردی و هم دوستت. که چی؟ این از اون چیزاییه که هیچوقت دوست ندارم شأن نزولشون رو بگم. هیچوقت. هیچ جا.
هم تو چیزی نخوردی و هم دوستت. که چی؟ این از اون چیزاییه که هیچوقت دوست ندارم شأن نزولشون رو بگم. هیچوقت. هیچ جا.
یه روز بی دغدغه چیه آخه؟ خدا یه روزمون رو بی دغدغه بذار باشه، شاید اصلا خوشم نیومد و دیگه نخواستم! ولی یه اکانت تست ۱ روزه بهم بده.
منظورشون اینه که قضاوت بیجا نکنید وگرنه که آدم با قضاوت هاش تصمیم میگیره تا زندگیش رو چجوری پیش ببره.
سوشال اینفلوئنسر های اینستاگرام برای من در حد پرزنت کننده های نتورک مارکتینگ منفورن.
فقط اینکه شب یلدا یک دقیقه بیشتر قرار نیست باهم باشید، شبانه روز درهمه حال ۲۴ ساعته.
به نفر با طناب پوسیده من رفت توی چاه دکتر شد، یکی دیگه هم بود هفته اول یه سیب داشت بعد دو ماه پورش گرفت. حالا خود دانید.
Forwarded from کوکو برای زرافهاش مینویسد
وقتی از جملات عاشقانهی نخنما حرف میزنم از چه حرف میزنم 🤦🏻♀️
کوکو برای زرافهاش مینویسد
وقتی از جملات عاشقانهی نخنما حرف میزنم از چه حرف میزنم 🤦🏻♀️
ایشالا که عید قربان سرش رو نمیبُره.