یه ویدئو بود، دو تا دخترن، یکیشون میزنه رو شونه یه پسره که داره بازی میکنه با کامپیوتر، میگه بیا یه تریسام با من و دوستم داشته باش و یه سری چیز اینجوری. پسره اصلا روشو برنمیگردونه. دختره برمیگرده رو به دوستش میگه دیدی گفتم وقتی بازی میکنه هیچی نمیفهمه و نمیشنوه؟!
حالی که الان من از بی حوصلگی دارم مشابه همینه تقریبا فقط با این تفاوت که میشنوم.
حالی که الان من از بی حوصلگی دارم مشابه همینه تقریبا فقط با این تفاوت که میشنوم.
حرف فاخر ندارم، غیر فاخرم ندارم، حرف غیر تکراری هم ندارم، کاغذ کادو و روبان هم ندارم بپیچم دور حرف های تکراری که به اسم حرف نو و جدید بذارمش جلوی روتون. توان ننوشتن هم ندارم. شما داری؟ بیار قرض بده نصفش رو به من. حال لاس زدن و بحث علمی و مفید و فلسفی و غیر فلسفی هم ندارم. شما داری؟ این یکی رو قرض نده، نگهدارش برای خودت. نمیخوام.
اگر ندارم هیچی پس اینا چین؟ هیچی دارم روی تردمیل میدوئم. سرجام وایسادم ولی دارم میدوئم. حرف میزنم ولی هیچی نمیگم.
ولی میگن اونی که میدونه که نمیدونه جلو تره ولی من میگم فرق خاصی نداره توی کلیت ماجرا. داره؟ اشکال نداره، دوست ندارم تفاوت این رو هم بدونم.
اگر ندارم هیچی پس اینا چین؟ هیچی دارم روی تردمیل میدوئم. سرجام وایسادم ولی دارم میدوئم. حرف میزنم ولی هیچی نمیگم.
ولی میگن اونی که میدونه که نمیدونه جلو تره ولی من میگم فرق خاصی نداره توی کلیت ماجرا. داره؟ اشکال نداره، دوست ندارم تفاوت این رو هم بدونم.
من همیشه فکر میکردم این مکالمه ها ساختگی و چرتن اما امروز پدرم جدی جدی نشست کنارم و داشت میگفت اشکال نداره، همه که نباید دکتر و مهندس بشن. هرکس به اندازه تواناییش و استعدادش یه چیزی میشه.
البته بنده خدا طرز بیانش بد بود، حرفش این بود که نگاه نکن ملت چی دوست دارن و بری سمتشون، برو کاری رو بکن که توش استعداد داری و دوستش داری.
البته بنده خدا طرز بیانش بد بود، حرفش این بود که نگاه نکن ملت چی دوست دارن و بری سمتشون، برو کاری رو بکن که توش استعداد داری و دوستش داری.
حالا یجوری میگن پزشکی رو فقط باید بخاطر عشق خوند و پول توش نیست و درآمدش بعد ۱۰ سال درس خوندنه که انگار بقیه رشته ها کارشناسی آدم تموم که میشه از فرداش سر کاره و داره پول در میاره و از ترس سربازی نمیره دنبال تحصیلات تکمیلی و همون ده سال رو درس نمیخونه و بعدش مجبور بشه همون سربازی رو هم بره و در نهایت کار مناسبی هم پیدا نشه براش.
ExDa
حالا یجوری میگن پزشکی رو فقط باید بخاطر عشق خوند و پول توش نیست و درآمدش بعد ۱۰ سال درس خوندنه که انگار بقیه رشته ها کارشناسی آدم تموم که میشه از فرداش سر کاره و داره پول در میاره و از ترس سربازی نمیره دنبال تحصیلات تکمیلی و همون ده سال رو درس نمیخونه…
احتمالا جمله بندی هام نامناسبن که بذارید به حساب بی خوابی.
معاشرت و تعاملم با آدم ها نزدیک به صفر شده. شاید همینه که باعث شده حرفی نداشته باشم. فعلا چاره ای نیست، معاشرت هم نمیتونم داشته باشم. باید برسم به چیزای مهم تر. علی الحساب یه چند ماهی با سعه صدر بیشتری تحملم کنید.
Forwarded from |
الان بايد صاحب يك بار بزرگ ميبودم كه همه مشتريارو بيرون كرده و داره برا خودش ميزنه و ميشكونه.
میدونید؟ این چند روزه چند تا توییت دیدم یا استوری که برداشته بودن با خنده و وای چه کار خفنی یا بانمکسگی یا چهمیدونم برای تبلیغش گفته بودن برید این عکس ها رو لایک کنید:
۱- صابون گلنار برای زدن رکورد تخممرغه
۲- تخم مرغ ایرانی
و یکی دو تا چیز دیگه. نمیدونم چرا سخته برامون که کناربیایم با اینکه بعضی چیزا فقط بار اولش قشنگه، اینکه تکرارش مسخرست، بی معنیه. ولی خب وقتی کسی میخنده و تبلیغ میکنه احتمالا انگیزه میشه که یکی انجام بده.
مثل اون قضیه که طرف فهمید علیفر موقع گزارش های بازی ها میره اطلاعات رو از ویکی پدیا میخونه، از قصد رفت چک کرد ببینه علیفر کجارو قراره گزارش کنه و رفت اسم سازنده ورزشگاه رو تغییر داد به یه اسم عجیب و مسخره که این بخونه تو برنامه زنده. خب کار جالبی بود، خنده داشت و آسیب بزرگی هم نبود اما میدونید فرداش چی شد؟ انقدر مردم شروع کردن به تغییر دادن هر اطلاعاتی تو ویکی پدیا (ویکی پدیا دانشنامه آزاده) که کلی آدم مجبور شدن بشینن گندکاری هاشونو درست کنن و هیچ خنده ای نداشت.
۱- صابون گلنار برای زدن رکورد تخممرغه
۲- تخم مرغ ایرانی
و یکی دو تا چیز دیگه. نمیدونم چرا سخته برامون که کناربیایم با اینکه بعضی چیزا فقط بار اولش قشنگه، اینکه تکرارش مسخرست، بی معنیه. ولی خب وقتی کسی میخنده و تبلیغ میکنه احتمالا انگیزه میشه که یکی انجام بده.
مثل اون قضیه که طرف فهمید علیفر موقع گزارش های بازی ها میره اطلاعات رو از ویکی پدیا میخونه، از قصد رفت چک کرد ببینه علیفر کجارو قراره گزارش کنه و رفت اسم سازنده ورزشگاه رو تغییر داد به یه اسم عجیب و مسخره که این بخونه تو برنامه زنده. خب کار جالبی بود، خنده داشت و آسیب بزرگی هم نبود اما میدونید فرداش چی شد؟ انقدر مردم شروع کردن به تغییر دادن هر اطلاعاتی تو ویکی پدیا (ویکی پدیا دانشنامه آزاده) که کلی آدم مجبور شدن بشینن گندکاری هاشونو درست کنن و هیچ خنده ای نداشت.
آدم رو دور میکنن بعدش میپرسن چرا دوری؟ کاش پرتاب دستم خوب بود از همین فاصله میتونستم تخته سنگی، پاره آجری، بلوک سیمانی چیزی پرتاب کنم که بعد از این سوال برسه دستتون.
کلا فکرم پاشو کرده تو یه کفش،رفته یه گوشه سرم نشسته زانو هاشو بغل کرده کرده میگه تا اونو نیاری من هیچ کاری برات نمیکنم، هرچی بهش میگم الان وقتش نیست، هرچی میگم «شوقی نیست برای رسیدن» تو کتش نمیره که نمیره، اعتصاب کرده برای خودش. خدایا خودت ببین زمام مارو دادی دست چه موجود زبون نفهمی.
تلاش های نافرجامی رو برای خوشحال کردنم میبینم که بیشتر آزارم میده. یعنی چی؟ یعنی میبینم خوب بودن برای کسیکه لایق اون خوبی نیست رو. یعنی چی؟ زیاد سوال میپرسید.
This media is not supported in your browser
VIEW IN TELEGRAM
وقتی یه خبر خوش میاد.