از طبقه بالای خونمون صدای بحث و دعوای یه زن و شوهر میاد ولی میدونید؟ ما طبقه بالایی نداریم.
همه از خوب بودن بغل کردن میگن، من بد بگم تا متفاوت باشم؟ بهبه چه ایده نابی.
سوار تاکسی شدم، موقع حساب کردن دیدم پول رو جا گذاشتم. به مقصد که رسیدم پیاده شدم و به راننده گفتم پیاده شو، گفت چی شده؟ گفتم میگم پیاده شو. پیاده که شد رفتم بغلش کردم، گفت این چیه؟ گفتم کرایه ندارم ولی میگن بغل درمان تمام مشکلاته. برخوردی کرد که واقعا در شأن یه راننده محترم نبود.
Forwarded from آرشام میگوید: (arsham)
در شرايطي كه زندگي افراد به هم گره ميخورد، سختترين روزها روزهاييست كه يكي ازين افراد دچار مشكل، ناراحتي يا مسئله ي باشد و روزهاي سختي را بگذراند...
در اين ميان اگر نتوان قدم مثبتي را براي بهبود وضعيت فرد برداشت، مسئله براي ديگري نيز بغرنج شده و همه چيز، سخت و سختتر ميشود.
اين وضعيت، تلخ، سخت و غم انگيز است..
@abitpsycho
در اين ميان اگر نتوان قدم مثبتي را براي بهبود وضعيت فرد برداشت، مسئله براي ديگري نيز بغرنج شده و همه چيز، سخت و سختتر ميشود.
اين وضعيت، تلخ، سخت و غم انگيز است..
@abitpsycho
آزادید که انتخاب کنید چیکار کنید ولی آزاد نیستید که عواقب اون کار رو هم انتخاب کنید.
ExDa
«حریف عشق تو بودم چو ماه نو بودی کنون که ماه تمامی نظر دریغ مدار»
اینو حافظ میگه، وحشی بافقی هم یه چیزایی میگه. بذارید برم ببینم چیا میگه.
ExDa
اینو حافظ میگه، وحشی بافقی هم یه چیزایی میگه. بذارید برم ببینم چیا میگه.
«کس در آن سلسله غیر از من و دل بند نبود
یک گرفتار از این جمله که هستند نبود»
یک گرفتار از این جمله که هستند نبود»
ExDa
«کس در آن سلسله غیر از من و دل بند نبود یک گرفتار از این جمله که هستند نبود»
«عشق من شد سبب خوبی و رعنایی او
داد رسوایی من شهرت زیبایی او»
داد رسوایی من شهرت زیبایی او»
ExDa
«عشق من شد سبب خوبی و رعنایی او داد رسوایی من شهرت زیبایی او»
حافظ خیلی دوستانه و مظلومانه برخورد میکنه، شبیه شهریار که گفت نازنینا ما به ناز تو جوانی داده ایم و دگر اکنون با جوانان ناز کن با ما چرا؟ میگم مظلومانه منظورم اینه که میگه برگرد بیا یا بهتر باش. ولی خب وحشی بافقی یهذره تند برخورد میکنه، حالت منت هم داره کمی. هرچند انکار هم نمیکنه و اون آخراش اتمام حجت میکنه:
«از من و بندگی من اگرش عاری هست
بفروشد که به هر گوشه خریداری هست»
«از من و بندگی من اگرش عاری هست
بفروشد که به هر گوشه خریداری هست»
-چی شد رفتی؟
جام تنگ بود رفتم.
-زشت نبود برای همچین دلیلی رفتی؟
زشت نبود این همه راه اومدم ولی جایی بهم ندادی؟
جام تنگ بود رفتم.
-زشت نبود برای همچین دلیلی رفتی؟
زشت نبود این همه راه اومدم ولی جایی بهم ندادی؟
جدی چجوری لیمو شیرین دوست دارید؟ من نمیفهمم آخه یعنی چی، دو دقیقه ولش میکنی به حال خودش تلخ میشه. یه دقیقه نمیشه رهاش کنی. آخه میوه انقدر بی جنبه؟
یه بنده خدایی بود میگفت شما بزرگترین لطفی که به طبیعت میکنی این باشه که رفتی جایی، موقع برگشتن همون جوری بزاری باشه که موقع رفتنت بود. نمیخواد تمیزش کنی فقط خراب ترش نکن.
خواستم بگم برای اومدن به زندگی آدم هم همین شرایط رو لحاظ کنید.مرسی.
خواستم بگم برای اومدن به زندگی آدم هم همین شرایط رو لحاظ کنید.مرسی.