ExDa – Telegram
ExDa
1.01K subscribers
300 photos
29 videos
5 files
61 links
اگر فکر می‌کنی درست دیدی، یبار دیگه با دقت بیش‌تری ببین.
جهت معاشرت ناسالم:
@notwys
Download Telegram
Forwarded from ExDa
شلخته لاس برنید که یه چیزی هم واسه خوشه چین ها بمونه.
اومده می‌گه ببخشد، گفتم نیومدم بهت دلیل ناراحتیم رو بگم که بگی ببخشید. صرفا اومدم بگم تا اگه سوال برات پیش اومده بود که مگه چی شده؟ جوابش رو‌ بدونی.
نه که حرفش حرف درستی نباشه، که درسته بصورت کلی ولی لحن رو نگاه کن شما، یه کسشعر بودن خاصی‌رو توی لحنش نمی‌بینید شما؟ مخصوصا دو خط آخر.
مثلا یه مکالمه فرضی مناسب:

می‌دونی‌ چی‌ اذیتم می‌کنه؟ حضورت‌.
یه سری چیز هارو دوست ندارم بگم، و شاید بیش‌تر از هرچیزی پرسیده باشیدش. مثل رشته دانشگاهم. مثل شهری که الان داخلشم. می‌دونید‌ بعضی وقتا خودم شاید بخشیشون رو بگم و شایدم نگم. نه که مثلا از رشته دانشگاهیم بدم میاد، یا ازش خجالت می‌کشم! صرفا یه سری جزییات زندگیمو که بگم حس می‌کنم دارم جلوتون لخت می‌شم و خب ترجیحم اینه که لخت نشم جلوتون. یه‌بار‌ رشته دانشگاهیم رو نوشتم اینجا ولی پاکش کردم. لطفا این سوال رشته‌ت چیه،‌ فامیلیت چیه، شماره شناسنامت رو بگو،‌ یه عکس با کارت ملیت تو دستت برای احراز هویت بفرست و یه عکس با شورت ورزشی برای اینکه بفهمیم نوشتن رو از زمین خاکی شروع کردی و .... رو نکنید. ببخشید.
مایِ ناچیز رو شما به چیز بودن خودت ببخش.
از طبقه بالای خونمون صدای بحث و دعوای یه زن و شوهر میاد ولی می‌دونید؟ ما طبقه بالایی نداریم.
همه از خوب بودن بغل کردن می‌گن، من بد بگم تا متفاوت باشم؟ به‌به چه ایده نابی.
سوار تاکسی شدم، موقع حساب کردن دیدم پول رو جا گذاشتم. به مقصد که رسیدم پیاده شدم و به راننده گفتم پیاده شو، گفت چی شده؟ گفتم می‌گم پیاده شو. پیاده که شد رفتم بغلش کردم، گفت این چیه؟ گفتم کرایه ندارم ولی می‌گن بغل درمان تمام مشکلاته. برخوردی کرد که واقعا در شأن یه راننده محترم نبود‌.
Forwarded from آرشام می‌گوید: (arsham)
در شرايطي كه زندگي افراد به هم گره ميخورد، سختترين روزها روزهاييست كه يكي ازين افراد دچار مشكل، ناراحتي يا مسئله ي باشد و روزهاي سختي را بگذراند...

در اين ميان اگر نتوان قدم مثبتي را براي بهبود وضعيت فرد برداشت، مسئله براي ديگري نيز بغرنج شده و همه چيز، سخت و سختتر ميشود.

اين وضعيت، تلخ، سخت و غم انگيز است..

@abitpsycho
آزادید که انتخاب کنید چیکار کنید ولی آزاد نیستید که عواقب اون کار رو هم انتخاب کنید.
شب هام مثل شب های قبل از رفتن به اردوی مدرسه‌ست، با این تفاوت که اردویی نیست.
«حریف عشق تو بودم چو ماه نو بودی
کنون که ماه تمامی نظر دریغ مدار»
ExDa
«حریف عشق تو بودم چو ماه نو بودی کنون که ماه تمامی نظر دریغ مدار»
اینو حافظ می‌گه، وحشی بافقی هم یه چیزایی می‌گه. بذارید برم ببینم چیا می‌گه.
ExDa
اینو حافظ می‌گه، وحشی بافقی هم یه چیزایی می‌گه. بذارید برم ببینم چیا می‌گه.
«کس در آن سلسله غیر از من و دل بند نبود
یک گرفتار از این جمله که هستند نبود»
ExDa
«کس در آن سلسله غیر از من و دل بند نبود یک گرفتار از این جمله که هستند نبود»
«عشق من شد سبب خوبی و رعنایی او
داد رسوایی من شهرت زیبایی او»
ExDa
«عشق من شد سبب خوبی و رعنایی او داد رسوایی من شهرت زیبایی او»
حافظ خیلی دوستانه و مظلومانه برخورد می‌کنه، شبیه شهریار که گفت نازنینا ما به ناز تو جوانی داده ایم و دگر اکنون با جوانان ناز کن با ما چرا؟ می‌گم مظلومانه منظورم اینه که می‌گه برگرد بیا یا بهتر باش. ولی خب وحشی بافقی یه‌ذره تند برخورد می‌کنه، حالت منت هم داره کمی. هرچند انکار هم نمی‌کنه و اون آخراش اتمام حجت می‌کنه:

«از من و بندگی من اگرش عاری هست
بفروشد که به هر گوشه خریداری هست»
کاش که استاروارز دیده باشید.
-چی شد رفتی؟
جام تنگ بود رفتم.
-زشت نبود برای‌ همچین دلیلی رفتی؟
زشت نبود این همه راه اومدم ولی جایی بهم ندادی؟