ExDa – Telegram
ExDa
1.01K subscribers
300 photos
29 videos
5 files
61 links
اگر فکر می‌کنی درست دیدی، یبار دیگه با دقت بیش‌تری ببین.
جهت معاشرت ناسالم:
@notwys
Download Telegram
چاقو چه رنگش صورتی باشه چه مشکی می‌بُره.
گاها اگه خیلی زود قلول می‌کنم حرفی رو معنیش این نیست که قانع شدم. می‌تونه این باشه که حال و توان بحث ندارم.
فوت فتیش ها همیشه از سر به زیریشون سو استفاده کردن.
یه مصاحبه از تتلو دیدم که به یه خواننده دیگه گیر داده بود سر اینکه راجب مواد می‌خونه. پیش خودم گفتم چه عجیب تا اینکه ادامه حرفش رو شنیدم.
گفت که از مواد می‌خونی حداقل از ارزونش بخون، تو داری بدی گرمی ۴۰۰ هزارتومن بزنه؟
بیش‌تر برام عجیب شد.
دیدید آدم داره می‌ره یه کار خوبی بکنه که کاملا بخاطر بقیه هستش و‌خودش ضرر می‌کنه ولی بقیه بد برداشت می‌کنن و فکر می‌کنن از سر خودخواهی و برای خودش داره می‌کنه اون کارو؟ دیدید چه حس مظلومیتی به آدم دست می‌ده. اگر ندیدید خوشبحالتون.
ام یه فیلمی بود، طرف نود زیاد می‌فرستاد برای بقیه. یه سری نقاشی لخت هم کشیده بود.

مشاور مدرسه می‌برتش باهاش صحبت کنه. بگه اینها چیه تو کشیدی. می‌گفت نقاشیت خیلی خوبه اما در راستای هنر ازش استفاده نمی‌کنی.

جوابی که داد این بود(نقل به مضمون نه دقیقا) که توی این عکس تو فقط داری لخت بودن رو می‌بینی در صورتیکه من تلاشی رو می‌بینم که پشت هر عکسه، هرکسی سعی می‌کنه تلاشش رو بکنه تا از زاویه بهتری‌عکس بگیره تا بدنش بهتر دیده بشه و... .

نمی‌دونم، بنظرم جالب بود.
روزای سخت رو آدم اگه خوب تموم کنه احتمالا کلی خاطره جالب پیدا می‌کنه برای تعریف کردن برای نوه هاش.
البته اگه تموم کنه.
تا حالا شربت خاک‌شیر رو با پسته و کمی نعنا و فلفل سیاه و مقداری سفیده تخم مرغ خوردی ببینی چه مزه ای می‌ده؟ چجوری بهت بگم مزه‌ش رو؟ وقتی خوردی می‌فهمی. نخوردی دیگه. من چجوری حالمو توصیف کنم وقتی نبودی جای من. باشی می‌فهمی.
یک چیزی ناراحتم کرده. نمی‌دونم چی. علی الحساب ناراحتیم رو می‌کنم که‌وقتی یادم اومد دوباره مجبور نباشم وقت بذارم براش.
تفاوت های رفتاری هرچقدر هم که بی اهمیت باشن یا کوچیک بازم فاصله ایجاد می‌کنن.
وقتی از آدم ناراحتید به خودش بگید نه بقیه. حداقل اگه به بقیه می‌گید از همپن بقیه هم توقع داشته باشید از دلتون در بیاره.
دروغ می‌خوای؟ باشه یه مشت جمع می‌کنم میارم برات.
تصمیم دارم به اندازه تمام روز هایی که فکر می‌کردم کار درست اونیه که من انجام دادم، کاری رو بکنم که شما فکر می‌کردید درسته.
سلام، جای خالی دست هات رو لیوان چایی پر کرده. خداروشکر بد هم نیست. گرمه، دوست داشتنیه ولی خب یه جای کار می‌لنگه.
این عذاب وجدان هم چیز جالبیه ها. تمام دنیا هم بگن تقصیر تو نیست، حتا با منطق هم برسی بهش که بهت ربطی نداشته این دلِ احمقت بازم گرفته باقی می‌مونه.
پیر شم، با پولای جمع کرده‌م برم یه گوشه خارج از شهر و شلوغیاش یه مزرعه بگیرم خشخاش بکارم.
«زیبا ترین نامِ جهان نامیست که از عطر دهان تو بو شود»
قلبم داره تند می‌زنه. انگار با زبون بی زبونی داره می‌گه ولم کن بذار راه خودمو برم. مگه هرکی مستقل نیست؟ حالا بیا بهش اثبات کن من و تو یکی هستیم. نمی‌شه تو جایی بری بدون من. زبون نفهمه. هرچند این قلبِ بنده خداالان داره ته دلش می‌گه «چی می‌گه این کسخل؟ من که نمی‌تونم صحبت کنم اصلا».
پشه ها سپوختن منو.