من که تلاشمو کردم.درسته میتونی بهونه بیاری و احتمالا حتا دلایلی داشته باشی که از دور یا شاید حتا از نزدیک منطقی بنظر برسن ولی خب من تلاشمو کردم. میدونم تقصیر من نیست ولی خب شما قانع کن تمام دنیا رو اما مگه مهمه؟
شما به خونه رو در نظر بگیر که درش همیشه روی مهمون بازه و با مهمون ها خیلی خوبه. کلی تحویل میگیرن مهمون هارو، کلی تعریف میکنن و حالا جای اون مهمون نگاه کن که رفته جای غریبه، هی تحویل گرفته میشه. آدمه دیگه. چند تا آدم بدون ایراد دیدید تا حالا؟ من که ندیدم. بالاخره ممکنه جوگیر بشه و فکر کنه واقعا خبریه. شاید واقعا بخاطر خوبیِ خودشه و نه مهمون نوازی صاحب خونه.
خب که چی؟ هیچی. خواستم بگم اون میزبان چیزی رو از دست نمیده اگر در رو ببنده و تورو بندازه بیرون ولی تو یه چیزایی از دست میدی.
به به. چه صبح دل انگیزی.
خب که چی؟ هیچی. خواستم بگم اون میزبان چیزی رو از دست نمیده اگر در رو ببنده و تورو بندازه بیرون ولی تو یه چیزایی از دست میدی.
به به. چه صبح دل انگیزی.
شنیدید میگن مرز بین عقل و جنون باریکه؟ فکر کنم بین بیآلایش بودن و حماقت هم باریکه.
یه مشکلی که آدم کم حرف داره اینه که وقتی باهاش صحبت میکنن بقیه با اینکه در جوال حرفاشون نظری نداره چه کلمه یا جمله ای رو بگه که فضا awkward نباشه. مثلا فرد مقابل ده دقیقه حرف میزنه خب یه کلمه ای باید اون وسط بگی. ولی هرچی گشتم پیدا نشد.
گاها اگه خیلی زود قلول میکنم حرفی رو معنیش این نیست که قانع شدم. میتونه این باشه که حال و توان بحث ندارم.
یه مصاحبه از تتلو دیدم که به یه خواننده دیگه گیر داده بود سر اینکه راجب مواد میخونه. پیش خودم گفتم چه عجیب تا اینکه ادامه حرفش رو شنیدم.
گفت که از مواد میخونی حداقل از ارزونش بخون، تو داری بدی گرمی ۴۰۰ هزارتومن بزنه؟
بیشتر برام عجیب شد.
گفت که از مواد میخونی حداقل از ارزونش بخون، تو داری بدی گرمی ۴۰۰ هزارتومن بزنه؟
بیشتر برام عجیب شد.
دیدید آدم داره میره یه کار خوبی بکنه که کاملا بخاطر بقیه هستش وخودش ضرر میکنه ولی بقیه بد برداشت میکنن و فکر میکنن از سر خودخواهی و برای خودش داره میکنه اون کارو؟ دیدید چه حس مظلومیتی به آدم دست میده. اگر ندیدید خوشبحالتون.
ام یه فیلمی بود، طرف نود زیاد میفرستاد برای بقیه. یه سری نقاشی لخت هم کشیده بود.
مشاور مدرسه میبرتش باهاش صحبت کنه. بگه اینها چیه تو کشیدی. میگفت نقاشیت خیلی خوبه اما در راستای هنر ازش استفاده نمیکنی.
جوابی که داد این بود(نقل به مضمون نه دقیقا) که توی این عکس تو فقط داری لخت بودن رو میبینی در صورتیکه من تلاشی رو میبینم که پشت هر عکسه، هرکسی سعی میکنه تلاشش رو بکنه تا از زاویه بهتریعکس بگیره تا بدنش بهتر دیده بشه و... .
نمیدونم، بنظرم جالب بود.
مشاور مدرسه میبرتش باهاش صحبت کنه. بگه اینها چیه تو کشیدی. میگفت نقاشیت خیلی خوبه اما در راستای هنر ازش استفاده نمیکنی.
جوابی که داد این بود(نقل به مضمون نه دقیقا) که توی این عکس تو فقط داری لخت بودن رو میبینی در صورتیکه من تلاشی رو میبینم که پشت هر عکسه، هرکسی سعی میکنه تلاشش رو بکنه تا از زاویه بهتریعکس بگیره تا بدنش بهتر دیده بشه و... .
نمیدونم، بنظرم جالب بود.
روزای سخت رو آدم اگه خوب تموم کنه احتمالا کلی خاطره جالب پیدا میکنه برای تعریف کردن برای نوه هاش.
البته اگه تموم کنه.
البته اگه تموم کنه.
تا حالا شربت خاکشیر رو با پسته و کمی نعنا و فلفل سیاه و مقداری سفیده تخم مرغ خوردی ببینی چه مزه ای میده؟ چجوری بهت بگم مزهش رو؟ وقتی خوردی میفهمی. نخوردی دیگه. من چجوری حالمو توصیف کنم وقتی نبودی جای من. باشی میفهمی.
یک چیزی ناراحتم کرده. نمیدونم چی. علی الحساب ناراحتیم رو میکنم کهوقتی یادم اومد دوباره مجبور نباشم وقت بذارم براش.
وقتی از آدم ناراحتید به خودش بگید نه بقیه. حداقل اگه به بقیه میگید از همپن بقیه هم توقع داشته باشید از دلتون در بیاره.
تصمیم دارم به اندازه تمام روز هایی که فکر میکردم کار درست اونیه که من انجام دادم، کاری رو بکنم که شما فکر میکردید درسته.
سلام، جای خالی دست هات رو لیوان چایی پر کرده. خداروشکر بد هم نیست. گرمه، دوست داشتنیه ولی خب یه جای کار میلنگه.